فرمانده مرزبانی فراجا: ادعاهای مطرحشده درباره احتمال حمله زمینی به ایران توهمآمیز است


علیاکبر جاویدان، فرمانده مرزبانی فراجا، در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد اظهارات مطرحشده درباره احتمال حمله زمینی به ایران «توهمآمیز» است.
فرمانده مرزبانی فراجا گفت: «مرزهای ایران امن و استوار است و تحرکات دشمنان هرگز نمیتواند اقتدار و امنیت کشور را خدشهدار کند.»
علیاکبر جاویدان همچنین گفت: «دشمنان در زمان جنگ اعلام کردند در طی سه روز جمهوری اسلامی را تسلیم خواهیم کرد و حملات گستردهای علیه نیروهای مسلح ما انجام دادند و فرماندهانی که نقش ستونی داشتند را کشتند، اما خدشهای بر ساختار و عملکرد نیروهای مسلح ایجاد نشد.»
او افزود در جمهوری اسلامی «سرباز فراوان است و جانشینپروری» انجام شده است.






جف بزوس، بنیانگذار آمازون و چهارمین فرد ثروتمند جهان، در راس کنسرسیومی قرار دارد که در حال مذاکره برای خرید ۳۰ درصد از سهام لیورپول است. معاملهای که ارزش کل باشگاه را حدود ۴.۵ میلیارد پوند برآورد میکند.
بزوس با ثروتی حدود ۱۹۰ میلیارد پوند، در صورت نهایی شدن این توافق، یکی از بزرگترین سرمایهگذاران جدید فوتبال انگلیس خواهد بود؛ با این حال، هواداران لیورپول به دلیل تجربه تلخ دوران تام هیکس و جورج ژیلت، با احتیاط به این اتفاق نگاه میکنند.
سود بزرگ برای FSG
به نوشته بیبیسی اسپرت، فنوی اسپورتس گروپ (FSG) در سال ۲۰۱۰ لیورپول را با مبلغ ۳۰۰ میلیون پوند خرید؛ باشگاهی که به گفته مدیر اجرایی وقت، در آستانه ورشکستگی قرار داشت. این گروه علاوه بر مبلغ خرید، حدود ۲۱۸ میلیون پوند نیز در قالب وامهای داخلی به باشگاه اختصاص داد. حالا فروش ۳۰ درصد سهام با ارزشگذاری ۴.۵ میلیارد پوند میتواند حدود ۱.۳۵ میلیارد پوند برای FSG درآمد ایجاد کند، در حالی که همچنان کنترل باشگاه را حفظ خواهد کرد.
ارزش لیورپول در ۱۶ سال گذشته حدود ۱۳ برابر شده و این رشد در کنار موفقیتهای داخل زمین، حاصل سرمایهگذاری در زیرساختها، از جمله توسعه ورزشگاه و ساخت مجموعه تمرینی جدید بوده است. با این حال، ورود سرمایه جدید لزوماً به معنای افزایش چشمگیر بودجه نقلوانتقالات نیست؛ چرا که قوانین مالی لیگ برتر، هزینههای باشگاه را به درآمدهای آن مرتبط میکند، نه ثروت شخصی مالک.
چرا بزوس سراغ فوتبال آمده است؟
بزوس که در سال ۲۰۲۱ از مدیرعاملی آمازون کنار رفت، همچنان یکی از سهامداران بزرگ این شرکت است و مالک شرکت هوافضای بلو اوریجین، شرکت سرمایهگذاری نش هولدینگز و روزنامه واشنگتن پست نیز محسوب میشود. او پیش از این به سرمایهگذاری در تیمهای ورزشی آمریکایی علاقه نشان داده بود، اما لیورپول میتواند نخستین سرمایهگذاری قطعی او در یک باشگاه ورزشی باشد.
در این کنسرسیوم، ادواردو ساورین، همبنیانگذار فیسبوک، و آمیت باتیا، مدیر و مالک پیشین کوئینز پارک رنجرز، نیز حضور دارند. ورود بزوس به لیورپول همچنین ادامه روند حضور سرمایهگذاران آمریکایی در فوتبال انگلیس است؛ جایی که بخش قابل توجهی از باشگاههای لیگ برتر تحت کنترل سرمایهگذاران آمریکایی قرار دارند.
نگرانی هواداران؛ سرمایهگذاری یا خرید یک برند؟
بخشهایی از هواداران لیورپول درباره هدف واقعی این سرمایهگذاری تردید دارند. گروه هواداری «Spirit of Shankly» خواهان روشن شدن میزان نفوذ کنسرسیوم جدید در تصمیمات باشگاه و حضور احتمالی اعضای آن در هیئتمدیره شده و تاکید کرده است که مشخص نیست این سرمایهگذاری با هدف توسعه باشگاه انجام میشود یا صرفاً برای کسب سود و اعتبار تجاری.
برخی هواداران همچنین به سابقه آمازون در زمینه روابط کاری و حقوق کارکنان انتقاد دارند. با این حال، این معامله در صورت نهایی شدن، به معنای فروش کامل لیورپول نخواهد بود و FSG همچنان مالک و تصمیمگیر اصلی باشگاه باقی میماند. هرچند کارشناسان معتقدند اگر سرمایهگذاری اولیه بزوس موفق باشد و ارزش باشگاه همچنان افزایش پیدا کند، خرید کامل لیورپول در آینده نیز نمیتواند کاملاً منتفی باشد.
بنیاد حقوق بشری عبدالرحمن برومند اعلام کرد جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون دستکم ۹۱۶ حکم اعدام را در زندانهای ایران اجرا کرده است.
این بنیاد با اعلام این آمار در شبکه اجتماعی ایکس نوشت از میان ۹۱۶ نفری که از ۱۱ دی ۱۴۰۴ تا ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ اعدام شدهاند، ۱۵ نفر از ۱۰ تا ۲۰ مرداد به دار آویخته شدهاند.
بنیاد برومند تاکید کرد شمار واقعی اعدامها احتمالا به مراتب بیشتر است، زیرا جمهوری اسلامی برای جلوگیری از افشاگری، نظارت بینالمللی و واکنش افکار عمومی، آمار واقعی اجرای اعدامها را پنهان میکند.
تفاوت آمار نهادهای حقوق بشری
بررسی آمار منتشرشده در وبسایت حقوق بشری هرانا نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تا پایان تیرماه ۱۴۰۵ دستکم ۹۵۱ نفر در ایران دار زده شدهاند.
در مرداد نیز تا بیستم این ماه، دستکم ۳۹ اعدام دیگر در هرانا ثبت شده و مجموع اعدامها از ابتدای سال ۲۰۲۶ میلادی تاکنون به ۹۹۰ نفر رسیده است.
همچنین آمار ثبتشده از سوی سازمان حقوق بشر ایران حاکی است از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون دستکم ۴۶۳ نفر در ایران اعدام شدهاند.
یکی از دلایل اصلی تفاوت میان آمارهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، دشواری دسترسی به اطلاعات قابل اتکا از نهادهای قضایی جمهوری اسلامی و تفاوت در شیوه جمعآوری، راستیآزمایی و ثبت موارد اعدام است.
جمهوری اسلامی همچنین تماس با نهادهای خارج از کشور، از جمله سازمانهای حقوق بشری، را جرمانگاری کرده است؛ موضوعی که ارتباط مستقیم خانوادهها و بازماندگان اعدامشدگان را با مجموعههای فعال در زمینه ثبت و مستندسازی نقض حقوق بشر دشوار میکند.
در ماههای گذشته نیز قطع و محدودیت اینترنت و اختلال در اطلاعرسانی پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، ثبت و پوشش رسانهای موارد اعدام را با دشواری بیشتری روبهرو کرده است.
افزایش نگرانی درباره اعدام معترضان
بنیاد عبدالرحمن برومند در ادامه نوشت شمار زیادی از معترضان با اتهامهای سنگین و خطر جدی اجرای حکم اعدام روبهرو هستند و روند صدور این احکام «بسیار شتابزده، ناعادلانه و بدون رعایت آیین دادرسی منصفانه» بوده است.
به نوشته این بنیاد، جمهوری اسلامی از صدور و اجرای احکام اعدام بهعنوان ابزاری برای ارعاب جامعه و پیشگیری از شکلگیری اعتراضات جدید استفاده میکند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نیز ۲۰ مرداد در بیانیه صدوسیوسومین هفته خود اعلام کرد جمهوری اسلامی با افزایش اعدامها در پی ایجاد رعب و وحشت در جامعه و خاموش کردن اعتراضهاست.
اعضای این کارزار از مردم خواستند علیه «اعدامهای افسارگسیخته» اعتراض کنند و به حمایت از جنبش «نه به اعدام» و خانوادههای اعدامشدگان بپردازند.
رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، ۱۸ مرداد به ایراناینترنشنال گفت با ادامه بحرانهای اقتصادی و سیاسی و افزایش احتمال بازگشت اعتراضات، جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام، بهویژه برای معترضان، میکوشد هزینه حضور دوباره مردم در خیابان را افزایش دهد.
جمهوری اسلامی از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و بهویژه پس از آغاز آتشبس، سرکوب معترضان و فعالان سیاسی و اجتماعی را تشدید کرده و روند اجرای احکام اعدام را نیز سرعت بخشیده است.
به گفته فعالان حقوق بشر، روند دادرسی در برخی پروندهها نسبت به گذشته کوتاهتر شده و قضات در فاصله زمانی کمتری احکام نهایی را صادر میکنند.
بر اساس آمار هرانا، شمار اعدامها از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰ به دستکم دو هزار و ۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است. از میان این موارد، دستکم ۵۲ نفر با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام شدند.
این در حالی است که ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند که پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دیماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در خطر اعدام قرار دارند.
بر اساس اعلام دفتر برنامههای کریستیانو رونالدو، فوقستاره فوتبال دنیا روز سهشنبه ۱۱ آگوست ۲۰۲۶ با جورجینا رودریگس، شریک زندگی دیرینه خود در یک مراسم مدنی و خصوصی در کاسکایش پرتغال جایی که این زوج خانه جدیدی دارند، در یک مراسم مدنی و صمیمی و تنها با حضور پنج فرزندشان ازدواج کرد.
رونالدو ۴۱ ساله یکی از پرافتخارترین فوتبالیستهای جهان است که با منچستریونایتد، رئال مادرید، یوونتوس و باشگاه کنونی خود النصر عربستان جامهای متعددی به دست آورده است. برنده پنج توپ طلا از سال ۲۰۱۶ با رودریگس در رابطه است.
کریستیانو رونالدو همه را غافلگیر کرد و دقیقا یک سال پس از مراسم خواستگاری، پشت درهای بسته، بدون حضور هواداران و رسانهها، ازدواج کرد.
اگرچه هیچ مهمانی به این مراسم دعوت نشده بود، اما در پایان، همه مردم جهان یادگاری آن را دریافت کردند. عروس و داماد عکسی از دستان خود با حلقههای ازدواجشان منتشر کردند و تنها با حروف «C» و «G» آن را امضا کردند.
حواشی جذابتر از متن
در نهایت، همه آنچه درباره مراسم ازدواج کریستیانو رونالدو نوشته و گمانهزنی شده بود، از خود مراسم جذابتر از آب درآمد.
حتی ماجرای «هجوم» مردم به کلیسای جامع فونشال، در جزیرهای که رونالدو در آن متولد شده و مدتها به عنوان محل احتمالی برگزاری مراسم مطرح بود، پس از انتشار شایعات درباره ازدواج این زوج، از خود مراسم هم جنجالیتر شد.
به نوشته یورونیوز، از میان همه گمانهزنیها درباره این مراسم، تنها یک مورد به واقعیت نزدیک بود: زمان برگزاری آن. ازدواج واقعا در ماه آگوست انجام شد، اما هیچکس انتظار نداشت روز سهشنبه و در چنین فضایی آرام و بیسروصدا برگزار شود.
از جشن خصوصی خانواده تقریبا هیچ اطلاعاتی منتشر نشده است، اما برخی رسانهها گزارش دادند جورجینا لباس سفید آستینبلند بر تن داشت.
در نهایت، این مراسم دقیقا همان چیزی از آب درآمد که پیشتر پیشبینی شده بود: بهترین راز حفظشده تاریخ.
از گوچی تا حلقه الماس بیضیشکل ۳۷ قیراطی
داستان آشنایی کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس در سال ۲۰۱۶ آغاز شد.
این دو در فروشگاه گوچی در مادرید، جایی که جورجینا به عنوان فروشنده کار میکرد، با یکدیگر آشنا شدند. بعدها بار دیگر در چند رویداد با هم روبهرو شدند و رابطه خود را به شکلی دور از توجه رسانهها آغاز کردند.
در ابتدای رابطه، تلاش کردند زندگی مشترکشان را از نگاه عموم دور نگه دارند، اما در ژانویه ۲۰۱۷ با حضور مشترک در مراسم جوایز فیفا، رابطه خود را به طور رسمی علنی کردند.
در ژوئن ۲۰۱۷، دوقلوهای رونالدو، اوا و متئو، از طریق رحم جایگزین به دنیا آمدند؛ همان روشی که پیشتر برای تولد کریستیانو جونیور نیز استفاده شده بود. یک ماه بعد، کریستیانو رونالدو و جورجینا اعلام کردند که در انتظار نخستین فرزند مشترک خود هستند.
در نوامبر ۲۰۱۷، آلانا مارتینا متولد شد. در همین دوره، جورجینا نیز نقش مهمی در زندگی کریستیانو جونیور، اوا و متئو پیدا کرد.
در آگوست ۲۰۲۵، این زوج پس از نزدیک به ۹ سال زندگی مشترک، نامزدی خود را اعلام کردند.
این خبر ۱۱ آگوست ۲۰۲۵ در شبکههای اجتماعی منتشر شد و جورجینا با انتشار تصویری از حلقه نامزدی نوشت: «بله، قبول میکنم. در این زندگی و در تمام زندگیهایم.»
این حلقه نیز سوژه رسانههای بینالمللی شد و کارشناسان جواهرات ارزش آن را بین ۲ تا ۴.۵ میلیون یورو برآورد کردند. در این گزارش از آن به عنوان حلقهای با الماس ۳۰ قیراطی یاد شده است.
در طول رابطه، جورجینا رونالدو را در تمام جابهجاییهای باشگاهیاش همراهی کرده است؛ از جدایی او از رئال مادرید و انتقال به یوونتوس در سال ۲۰۱۸، تا بازگشت به منچستریونایتد در سال ۲۰۲۱ و پیوستن به النصر عربستان در سال ۲۰۲۳.
این زوج در این سالها با رویدادهای مهم دیگری نیز روبهرو شدند؛ از جمله پرونده فرار مالیاتی رونالدو و همچنین اتهام تجاوز جنسی که علیه او مطرح شد.
در اکتبر ۲۰۲۱، کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس اعلام کردند که در انتظار تولد دوقلو هستند. چند ماه بعد، در آوریل ۲۰۲۲، آنها خبر دادند که پسرشان هنگام تولد جان خود را از دست داده است. خواهر دوقلوی او، بلا اسمِرالدا، سالم به دنیا آمد.
روزنامه فایننشالتایمز به نقل از مقامهای اوکراینی گزارش داد کییف در پی درخواست واشینگتن، حملات پهپادی به نفتکشهایی را که از بندر نووروسیسک روسیه در دریای سیاه استفاده میکنند، متوقف کرده است.
بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۱ مرداد منتشر شد، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری ایالات متحده، ماه گذشته این درخواست را بهدلیل نگرانی از بیثباتی بازار نفت و آسیب دیدن شرکتهای آمریکایی مطرح کرد.
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با فایننشالتایمز تایید کرد کاخ سفید به کییف هشدار داده است حمله به کشتیهای غیرروسی در دریای سیاه را متوقف کند.
اوکراین پیشتر نفتکشهایی را هدف قرار داده بود که نفت خام قزاقستان را از پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر در بندر نووروسیسک بارگیری میکردند.
فایننشالتایمز افزود کییف پذیرفته است به زیرساختهای این کنسرسیوم و کشتیهای غیرروسی حمله نکند، مشروط بر اینکه این کشتیها تحت تحریم اوکراین نباشند و نفت یا محمولههای روسیه را حمل نکنند.
این گزارش در حالی منتشر شده است که آندری کراوچنکو، شهردار نووروسیسک، صبح ۲۱ مرداد اعلام کرد حمله پهپادی شبانه به این شهر، جان یک کودک را گرفت و به چهار بنگاه اقتصادی و بیش از ۲۴ ساختمان مسکونی آسیب رساند.
کنسرسیوم خط لوله خزر (سیپیسی) پروژهای بینالمللی با مشارکت روسیه، قزاقستان و شماری از شرکتهای بزرگ غربی است که نفت قزاقستان را از طریق خط لولهای ۱۵۱۱ کیلومتری به پایانهای در نزدیکی بندر نووروسیسک روسیه و از آنجا به بازارهای جهانی منتقل میکند.
ارتش اوکراین در هفتههای اخیر حملات خود را به زیرساختهای انرژی و دیگر تاسیسات روسیه شدت بخشیده است.
کییف میگوید هدف از این حملات، محروم کردن مسکو از منابع مالی مورد نیاز برای ادامه جنگ است.
کاهش ۱۴ درصدی تولید نفت قزاقستان
چهار منبع آگاه گفتند حملات پهپادی در دریای سیاه طی ماه ژوئیه (۱۰ تیر تا ۹ مرداد)، بارگیری نفت کنسرسیوم خط لوله خزر را تا ۲۰ درصد مختل کرد.
به گزارش فایننشالتایمز، گسترش دامنه جنگ روسیه و اوکراین به صادرات قزاقستان و فعالیت شرکتهای نفتی بزرگ غربی آسیب زد.
به گفته منابع مطلع، تولید نفت قزاقستان که برای صادرات نفت خام خود به مسیر کنسرسیوم خط لوله خزر متکی است، در ژوئیه نسبت به ماه پیش از آن ۱۴ درصد کاهش یافت.
شورون و اکسونموبیل از جمله شرکتهای نفتی غربی فعال در قزاقستان هستند.
حملات چند روز اخیر روسیه و اوکراین به اهدافی در دریای سیاه، نگرانیها را درباره امنیت کشتیرانی در آبهای منطقه افزایش داده است.
دریای سیاه یکی از مسیرهای حیاتی انتقال غلات، نفت و فرآوردههای نفتی روسیه و اوکراین به بازارهای جهانی است. اختلال در کشتیرانی این منطقه میتواند قیمتها را افزایش دهد و امنیت غذایی جهان را به خطر بیندازد.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، ۱۷ مرداد اعلام کرد آنکارا از روسیه و اوکراین خواسته است حملات خود را در دریای سیاه متوقف کنند.
تاراس ویسوتسکی، وزیر کشاورزی اوکراین، پیشتر هشدار داد حملات روسیه به زیرساختهای بندری دریای سیاه ممکن است در سال جاری میلادی بین ۱.۵ تا سه میلیارد دلار به بخش کشاورزی اوکراین خسارت وارد کند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
تصمیم اخیر شهرداری تهران مبنی بر برچیدن سنگفرشهای پیادهراههای تاریخی و بازگرداندن ترددهای سوارهرو، اگرچه در پوشش دلایلی چون «روانسازی ترافیک» و «مطالبات پلیس راهور» توجیه میشود، اما نقد عمیقتری را در میان کارشناسان معماری و جامعهشناسی شهری برانگیخته است.
این اقدام را که از جمله در منطقه ۱۲، میدان بهارستان و خیابان ۳۰ تیر انجام شده است، نمیتوان صرفا یک تصمیم فنی-ترافیکی دانست، بلکه باید آن را در افق تاریخیِ «استفاده از معماری شهری برای کنترل و سرکوب» بازخوانی کرد.
سایه تاریخی هوگو و هوسمان؛ وقتی شهر سنگر را سلب میکند
ارتباط میان بازطراحی کالبد شهر و مهندسی کنترل امنیتی موضوع جدیدی نیست. برجستهترین نمونه تاریخی این تقاطع، بازسازی بزرگ پاریس در قرن نوزدهم توسط «بارون هوسمان» و به دستور ناپلئون سوم است.
تا پیش از دهه ۱۸۵۰، پاریس دارای خیابانهای باریک، پر پیچ و خم و ارگانیکی بود که به شهروندان معترض امکان میداد با کندن سنگفرشها و ایجاد «سنگر»، کنترل محلات را به دست گیرند؛ همان فضایی که ویکتور هوگو در رمان بینوایان به زیبایی تصویر کرده است.
هوسمان با تخریب بافتهای قدیمی و احداث بولوارهای عریض، مستقیم و یکدست، دو هدف گرهخورده را دنبال کرد: نخست، سلب امکان سنگربندی خیابانی از مردم؛ و دوم، تسهیل جابهجایی سریع نیروهای نظامی و توپخانه سنگین برای سرکوب ناآرامیها.
بعدها، نظریهپردازانی چون والتر بنیامین در کتاب «پروژه پاساژها» و دیوید هاروی در نظریههای «حق به شهر»، تاکید کردند که چگونه فضا به ابزار بازتولید قدرت حاکم و نفی حضور معترضان تبدیل میشود.
مزاحمت کارکردی پیادهراهها برای ساختار سرکوب
در فضای امروز شهرها نیز پیادهراهها و فضاهای مکث زیستشهری، به دلیل ویژگیهای کالبدی خود، به طور طبیعی با منطق کنترل و متفرقسازی نیروها در تعارض قرار میگیرند.
این چالشها را میتوان در سه محور اصلی صورتبندی کرد:
بلوکهای سنگفرش برخلاف پوشش یکدست و مسطح آسفالت، ماهیتی قطعهقطعه دارند. در مواجهههای خیابانی، کندن این سنگها خواربار اولیه و در دسترس برای معترضان ایجاد میکند تا مانع پیشروی نیروهای امنیتی شوند.
تبدیل معبر از سنگفرش به آسفالت، نوعی خلع سلاح کالبدی فضا است.
طراحی پیادهراه بر کاهش سرعت تاکید دارد. سطح ناهموار سنگفرش، عرضهای متغیر، وجود مبلمان شهری (نیمکتها، گلدانها، پایههای روشنایی) و مجسمهها، حرکت سریع و امکان مانور یگانهای ویژه، ماشینهای آبپاش و گشتهای موتوری را مختل میکند.
تبدیل فضا به آسفالت یکدست، اتوبانهای درونشهری برای عبور بیمانع خودروهای سرکوب ایجاد میکند.
پیادهراهها و کافههای حاشیه آنها، «فضای مکث» تولید میکنند؛ جغرافیاهایی که مردم در آنها متوقف میشوند، گفتوگو میکنند و هستههای اولیه تجمع را شکل میدهند.
همزمانی برچیدن سنگفرشها با پلمب کافهها و جمعآوری میز و صندلیهای فضای باز، استراتژیِ «امنیتیسازی فضا» را آشکار میکند: تبدیل شهر از «محلی برای زیست و تجمع» به «کانالی برای عبور سریع و بیوقفهخودروها».
شهر برای پیاده یا خودروی نظامی؟
خیابان در اعتراضات سالهای اخیر ایران نقشی کلیدی پیدا کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان خود که به حضور میلیونی مردم در دیماه ۱۴۰۴ انجامید، «تسخیر خیابان» به دست مردم را هدف از این کار عنوان کرد.
در خیزش مهسا نیز یکی از جملههای به یاد ماندنی در تاکید بر محوریت خیابان، از سوی هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس سینما، عنوان شد. او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، خطاب به نیروهای سرکوب گفت: «تنها راه ارتباط من با مردم خیابان است.»
عقبنشینی از پروژه پیادهراهسازی در قلب تاریخی تهران و جایگزینی سنگفرشها با آسفالت، تنزل دادن کیفیت زندگی شهری به پای متغیرهای کنترل ترافیک و بازدارندگی امنیتی است.
وقتی شهر از فضاهای پیادهمحور خالی شود، نه تنها هویت تاریخی و مدنی آن آسیب میبیند، بلکه حوزه عمومی مستقیما تخلیه میشود.
بازگرداندن خودروها به معابر تاریخی، پیروزی منطق «کانال عبور» بر «فضای زیست» است؛ رویهای که در آن شهروند نه به عنوان یک کارگزار مدنی با حق حضور در فضا، بلکه به عنوان یک عامل اختلال در حرکت روان ماشینی و امنیتی نگریسته میشود.