فریبیکن: السید، نامزد دموکرات سنا، بارها بر تعهد دائم خود به قوانین شریعت تاکید کرده است


واشینگتن فریبیکن در گزارشی با اشاره به موارد متعدد دفاع عبدال السید، نامزد دموکرات سنای آمریکا از ایالت میشیگان، از قوانین شریعت، نوشت او تعهد به شریعت اسلام را وظیفه خود تا پایان عمر دانسته است.
فریبیکن به اظهارات السید در سال ۲۰۰۹ در گفتوگو با نیویورکتایمز اشاره کرد؛ جایی که گفته بود تا روز مرگ، پیروی از شریعت اسلام را وظیفه خود میداند.
بر اساس این گزارش، السید در جریان کارزار ناموفق خود برای فرمانداری میشیگان در سال ۲۰۱۸، در گفتوگو با لورا لومر، روزنامهنگار محافظهکار، انکار کرد که خود را «مطابق با شریعت» توصیف کرده باشد. او سپس گفتوگو را نیمهتمام گذاشت و کارکنانش را به دلیل جلوگیری نکردن از آن سرزنش کرد.
واشینگتن فریبیکن همچنین نوشت مستندی درباره کارزار انتخاباتی السید در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد او از سازندگان فیلم خواسته بود از قفسه کتابهای خانهاش، که شامل قرآن و آثاری درباره اسلام بود، فیلمبرداری نکنند. از جمله این آثار، کتاب «کاتینگ د فیوز» بود که استدلال میکند تروریسم انتحاری بیش از آنکه ناشی از افراطگرایی اسلامی باشد، نتیجه اشغال نظامی خارجی است.
این گزارش افزود السید در سخنرانی اکتبر ۲۰۲۲ در شورای روابط آمریکایی-اسلامی در اوکلاهما، طرح سال ۲۰۱۰ برای ممنوعیت شریعت در این ایالت را با رویدادهایی مانند «مسیر اشکها»، کشتار نژادی تالسا و بمبگذاری اوکلاهما سیتی مقایسه کرد.






مقامهای کنونی و پیشین آمریکا میگویند سیا اطلاعات اسرائیل درباره تهدید فوری حکومت ایران علیه جان دونالد ترامپ را قانعکننده نمیدانست؛ با این حال، سرویس مخفی برای خروج رییسجمهوری آمریکا از ترکیه عملیاتی پیچیده و پنهانی اجرا کرد.
واشینگتنپست گزارش داد اطلاعات مربوط به طرح ترور ترامپ را دولت اسرائیل در اختیار سیا قرار داده بود، اما تحلیلگران این سازمان درباره اعتبار آن تردید داشتند و ارزیابی خود را به مقامهای دولت منتقل کردند. یک مقام آمریکایی این اطلاعات را «برگرفته از اسرائیل، نه تولیدشده از سوی آمریکا» و دارای «درجه اطمینان پایین» توصیف کرد.
با وجود این تردیدها، مقامهای کاخ سفید و سرویس مخفی تصمیم گرفتند خطری را نپذیرند. ترامپ ۱۷ تیر، هنگام خروج از نشست ناتو در آنکارا، ابتدا سوار یکی از هواپیماهای قدیمی ایرفورس وان شد، اما سپس مخفیانه با یک کامیون حمل غذای فرودگاه از آن خارج شد و به یک هواپیمای نظامی سی-۳۲ای انتقال یافت.
این هواپیمای سوم، ترامپ و شمار محدودی از دستیارانش را با اسکورت جنگندههای اف-۱۶ به پایگاه میلدنهال در بریتانیا برد. همزمان، خبرنگاران و برخی همراهان با ایرفورس وان قدیمی پرواز کردند و تا چند هفته بعد نمیدانستند رییسجمهوری در هواپیما حضور نداشته است.
این تدابیر پس از آن اتخاذ شد که درباره ایمنی هواپیمای جدید بوئینگ ۸-۷۴۷ اهدایی قطر برای انتقال رییسجمهوری از محیطی بالقوه خصمانه نگرانیهایی مطرح شد. سرویس مخفی همچنین از خبرنگاران خواسته بود پرده پنجرههای هواپیما را پایین بکشند تا جابهجایی مخفیانه ترامپ دیده نشود.
یک مقام آمریکایی گفت این عملیات «از سر احتیاط فراوان» انجام شد، زیرا سرویس مخفی در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ و پس از آن سه بار با موقعیتهایی روبهرو شده بود که میتوانست به ترور ترامپ منجر شود. با این حال، هیچ ارتباط شناختهشدهای میان مظنونان آن موارد و حکومت ایران وجود ندارد.
تهدید حکومت ایران علیه ترامپ و دیگر مقامهای ارشد آمریکایی از زمان کشتهشدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، در حمله آمریکا در سال ۲۰۲۰، یکی از نگرانیهای امنیتی واشینگتن بوده است. کاخ سفید نیز بدون پاسخ مستقیم به پرسشها درباره اعتبار اطلاعات اسرائیل گفت رییسجمهوری با تهدیدهای متعددی، از جمله از سوی [حکومت] ایران، مواجه بوده و همه تدابیر لازم برای حفاظت از او اتخاذ میشود.
واشینگتنپست همچنین به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت برخی در جامعه اطلاعاتی معتقد بودند هشدار اسرائیل ممکن است علاوه بر اطلاعرسانی، با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمهای ترامپ و سیاست منطقهای واشینگتن ارائه شده باشد. به گفته این منابع، اسرائیل از نزدیکی روابط ترامپ و رجب طیب اردوغان و گرمتر شدن مناسبات آمریکا و ترکیه نگران است.
بر اساس این گزارش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از اطلاعات اسرائیل و طرح فریب سرویس مخفی آگاه بود، اما همچنان سوار ایرفورس وان قدیمی شد؛ هواپیمایی که اگر تهدید واقعی بود، احتمالا میتوانست هدف قرار گیرد. یک مقام دیگر نیز با اشاره به حضور دهها هزار نیروی امنیتی ترکیه در نشست ناتو، جدیبودن تهدید را زیر سوال برد.
ترامپ گفته است تصمیم استفاده از هواپیمای جایگزین را سرویس مخفی گرفته و او از دستورهای این نهاد پیروی کرده است. دموکراتهای کنگره اکنون از دولت خواستهاند درباره اعتبار و امکان راستیآزمایی مستقل اطلاعات اسرائیل و علت اجرای این عملیات کمسابقه توضیحات روشنتری ارائه کند.
پردههای هواپیما به دستور سرویس مخفی پایین کشیده شد و خبرنگاران تصور میکردند ترامپ هر لحظه از راه میرسد؛ اما رییسجمهوری آمریکا در هواپیمایی دیگر پرواز میکرد و آنها ناخواسته بخشی از یک عملیات امنیتی شده بودند.
«از همان ابتدا، چیزی با هم جور درنمیآمد.» این جمله آغازین روایت یکی از خبرنگاران آن پرواز است.
در ساعات پایانی نشست سران ناتو در آنکارا در ماه ژوئیه، دونالد ترامپ در تروث سوشال اعلام کرد با هواپیمای جدید ریاستجمهوری، که سال گذشته از قطر به دولت آمریکا هدیه شده بود، به کشور بازنمیگردد.
او گفت هواپیما را پیشاپیش به پایگاه نیروی هوایی میلدنهال در انگلستان فرستاده تا نظامیان مستقر در آنجا بتوانند از آن بازدید کنند. قرار بود خودش با یکی از هواپیماهای قدیمیتر ایرفورس وان به بریتانیا برود؛ اما توضیح نداد پس از آن چگونه به واشینگتن بازخواهد گشت.
گرام اسلتری، خبرنگار رویترز و یکی از اعضای گروه رسانهای همراه ترامپ، مینویسد تغییر ناگهانی برنامه برای خبرنگاران گیجکننده بود و توضیح رییسجمهوری نیز چندان باورپذیر به نظر نمیرسید. پرسشی نگرانکننده میان آنها میچرخید: آیا [حکومت] ایران طرح مشخصی برای ترور ترامپ تدارک دیده است؟
این گمانهزنی بیدلیل نبود. ترامپ در آخرین روز نشست، هنگام دیدار با رهبران مختلف جهان، بارها از تلاشهای منتسب به [حکومت] ایران برای کشتن خود سخن گفته بود. اگر واقعاً تهدید امنیتی تازهای وجود داشت، شاید کاخ سفید به این نتیجه رسیده بود که هواپیمای اهدایی قطر، بهدلیل نداشتن برخی تجهیزات ایمنی، برای ادامه سفر مناسب نیست.
پیش از ترک آنکارا، ترامپ در یک نشست خبری از پاسخ روشن به پرسشها درباره تعویض هواپیما خودداری کرد. ابهام زمانی بیشتر شد که خبرنگاران سوار هواپیمایی شدند که تصور میکردند رییسجمهوری نیز در آن حضور دارد و کارکنان کاخ سفید از آنها خواستند پرده تمام پنجرهها را پایین بکشند.
پاسخ به پرسش خبرنگاران کوتاه بود: «این درخواست سرویس مخفی است.»
اسلتری که پیشتر نیز با هواپیمای ریاستجمهوری سفر کرده بود، میدانست چنین دستوری عادی نیست. او با خود فکر میکرد شاید قرار است نوعی فناوری دفاعی محرمانه از دید خبرنگاران پنهان بماند. واقعیت اما چیز دیگری بود که تا چند هفته بعد آشکار نشد.
ترامپ بهدلیل یک نگرانی امنیتی، در عملیاتی مخفی با استفاده از یک کامیون حمل غذای هواپیما از آن خارج شده و سوار جت دولتی دیگری شده بود. پایینکشیدن پردهها نیز بخشی از تلاش برای مخفی نگهداشتن همین جابهجایی بود.
در ایرفورسوان، راه چندانی برای کشف حقیقت وجود نداشت. خبرنگاران به دلایل امنیتی به اینترنت دسترسی نداشتند و ارتباطشان با کارکنان کاخ سفید نیز معمولا به مسئول تدارکاتی محدودی میشد که یا اطلاعات حساس را در اختیار نداشت یا مجاز به انتشار آن نبود.
پرواز از آنکارا تا میلدنهال بدون حادثه سپری شد، اما آرامش بر هواپیما حاکم نبود. خبرنگاران بهاشتباه تصور میکردند ترامپ در بخش دیگری از هواپیماست و ممکن است هر لحظه برای گفتوگو با آنها ظاهر شود. غیبت او نیز چندان غیرعادی به نظر نمیرسید، زیرا رییسجمهوری گاهی در طول پرواز با رسانهها صحبت نمیکرد.
پس از فرود در انگلستان، ماجرا شکل پیچیدهتری به خود گرفت. خبرنگاران هنگام خروج، ترامپ را دیدند که ظاهرا از بخش دیگری از همان هواپیما پایین میآمد؛ صحنهای که بعدها مشخص شد بخشی از عملیات فریب بوده است.
کارکنان کاخ سفید سپس از آنها خواستند ترامپ را با پای پیاده تا هواپیمای اهدایی قطر دنبال کنند؛ هواپیمایی که چند صد متر جلوتر پارک شده بود. ماموران سرویس مخفی دو طرف او حرکت میکردند و یک خودروی شاسیبلند مشکی دولتی نیز بهآرامی در کنار گروه پیش میرفت.
این صحنه برای خبرنگار رویترز بیش از هر چیز نمایشی و سینمایی بود، هرچند در آن لحظه هنوز هدفش را نمیدانست.
پس از برخاستن هواپیمای جدید، یکی از دستیاران کاخ سفید نسخه چاپی مطلبی از ترامپ را میان خبرنگاران توزیع کرد. رییسجمهوری در آن نوشته بود همه کارکنان پایگاه خواستار بازدید از هواپیما شدهاند و توقف در میلدنهال نیز تقریبا هیچ انحرافی از مسیر معمول آنکارا به واشینگتن ایجاد نکرده است.
اندکی بعد، ترامپ به بخش خبرنگاران آمد و با پرسشهای پیدرپی درباره دلیل تعویض هواپیما روبهرو شد. او نقش نگرانیهای امنیتی را انکار کرد؛ با این حال، وقتی اسلتری پرسید چرا دستور داده شده بود پرده پنجرهها بسته بماند، ترامپ به تهدیدهای منتسب به [حکومت] ایران اشاره کرد.
او رو به خبرنگاران گفت: «اما اگر من از بین بروم، شما هم میروید، درست است؟ شاید بهتر باشد روزی حرفهتان را تغییر دهید.»
تنها یک ماه بعد مشخص شد ترامپ اصلا با خبرنگاران از آنکارا به میلدنهال پرواز نکرده بود. آنها تمام مسیر را در هواپیمایی گذرانده بودند که گمان میکردند رییسجمهوری در آن حضور دارد، بیآنکه بدانند هواپیمای سومی نیز در کار است و خودشان به بخشی از پوشش یک عملیات امنیتی تبدیل شدهاند.
شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی کرمان اعلام کرد طرح عرضه بنزین با نرخ آزاد پالایشگاهی در این استان، پیش از آغاز اجرا متوقف شده است. قرار بود این بنزین از بامداد پنجشنبه با قیمت لیتری ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان عرضه شود.
احمد سالاریفر، مدیر شرکت پخش فراوردههای نفتی کرمان، بامداد پنجشنبه ۲۲ مرداد گفت توقف این طرح پس از گفتوگوی استاندار کرمان با مقامهای کشوری و بهدلیل نیاز به بررسی بیشتر برنامه «مدیریت مصرف سوخت و مقابله با قاچاق» صورت گرفته است.
او افزود تا اطلاع ثانوی، بنزین در جایگاههای سوخت استان مطابق روال پیشین عرضه خواهد شد. مقامهای استانی نگفتهاند بررسی طرح چه مدت ادامه خواهد یافت یا احتمال اجرای دوباره آن وجود دارد یا نه.
اعلام توقف طرح تنها چند ساعت پس از آن صورت گرفت که علیاصغر ذاکریهرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان، از آمادهشدن ۲۰۴ جایگاه استان برای عرضه بنزین با «نرخ تمامشده پالایشگاهی» خبر داده بود.
ذاکری هرندی چهارشنبه ۲۱ مرداد گفته بود این طرح بر اساس مصوبات ملی و تصمیمهای ستاد سوخت کشور، از بامداد پنجشنبه اجرا خواهد شد. وزارت نفت و دولت، با این حال، جزئیات مصوبه مورد اشاره و نحوه محاسبه قیمت ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی را منتشر نکردهاند.
نرخ اعلامشده ۸۲ هزار و ۲۰۰ تومان بیشتر از قیمت پنجهزار تومانی بنزین با کارت جایگاه بود؛ به بیان دیگر، بنزین پالایشگاهی قرار بود با قیمتی بیش از ۱۷ برابر نرخ سوم کنونی عرضه شود.
بر اساس توضیحات معاون استاندار، قرار بود در کنار سهمیه ملی ۱۱۰ لیتری خودروهای شخصی، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز به ساکنان کرمان اختصاص یابد. این سهمیه در دو مرحله ۲۰ لیتری شارژ میشد و مرحله دوم پس از مصرف مرحله نخست در دسترس قرار میگرفت.
مقامهای استان قیمت سهمیه ۴۰ لیتری را اعلام نکرده و توضیح نداده بودند که بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی پس از پایان کدام سهمیه عرضه میشود. ادامه یا توقف عرضه بنزین پنجهزار تومانی با کارت جایگاه نیز از دیگر ابهامهای طرح بود.
دولت از ۲۲ آذر ۱۴۰۴ بنزین را سهنرخی کرد. در آغاز اجرای این برنامه، خودروهای شخصی ماهانه ۶۰ لیتر بنزین با قیمت هزار و ۵۰۰ تومان و ۱۰۰ لیتر با نرخ سه هزار تومان دریافت میکردند و مصرف بیشتر با کارت جایگاه و قیمت پنج هزار تومان محاسبه میشد.
سهمیه دوم در فروردین ۱۴۰۵ از ۱۰۰ به ۷۰ لیتر و از ابتدای مرداد به ۵۰ لیتر کاهش یافت. در نتیجه، مجموع سهمیه ملی ماهانه خودروهای شخصی به ۱۱۰ لیتر رسید، اما قیمت دو سهمیه نخست تغییری نکرد.
اعلام طرح کرمان کمتر از یک ماه پس از آن صورت گرفت که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفته بود دولت برنامهای برای تغییر نرخ بنزین ندارد. او ششم مرداد نیز گفته بود هنوز تصمیم نهایی درباره تغییر قیمت بنزین عرضهشده با کارت جایگاه اتخاذ نشده و هرگونه تصمیم در این زمینه بهطور رسمی اعلام خواهد شد.
مقامهای استانی تاکنون روشن نکردهاند آیا طرح کرمان بخشی از یک برنامه آزمایشی ملی بوده یا ابتکاری محدود به این استان. توقف آن پیش از اجرا نیز پرسشها درباره مبنای قانونی، نحوه قیمتگذاری و آینده سیاست دولت در زمینه کاهش یارانه سوخت را بیپاسخ گذاشته است.
معاون استاندار کرمان اعلام کرد بنزین بدون یارانه از بامداد پنجشنبه ۲۲ مرداد با قیمت هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در این استان عرضه میشود؛ نرخی که ۱۶۴۴ درصد بالاتر از قیمت پنجهزار تومانی بنزین با کارت جایگاه است.
علیاصغر ذاکریهرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان، چهارشنبه ۲۱ مرداد به خبرگزاری ایسنا گفت عرضه بنزین با «نرخ تمامشده پالایشگاهی» در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان آغاز خواهد شد و کارتهای جایگاهها برای اجرای طرح آماده شدهاند.
او افزود این طرح بر اساس مصوبات ملی و تصمیمهای ستاد سوخت کشور اجرا میشود. با این حال، وزارت نفت و دولت تاکنون جزییات این مصوبه را منتشر نکردهاند.
بر اساس اعلام ذاکریهرندی، علاوه بر سهمیه ملی ۱۱۰ لیتری، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز برای ساکنان کرمان در نظر گرفته شده است. این سهمیه در دو مرحله ۲۰ لیتری شارژ میشود و سهمیه دوم پس از پایان سهمیه نخست در دسترس قرار میگیرد.
معاون استاندار کرمان نگفت سهمیه استانی با چه قیمتی عرضه خواهد شد و مشخص نکرد بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی پس از پایان کدام سهمیهها در اختیار شهروندان قرار میگیرد. همچنین روشن نیست که با اجرای این طرح، عرضه بنزین پنجهزار تومانی با کارت جایگاه در کرمان ادامه خواهد یافت یا نه.
برای خودروهای دستگاههای خدمترسان، امدادی و انتظامی نیز بهازای هر ۱۰۰ کیلومتر مسافت، هشت لیتر سهمیه در نظر گرفته شده است.
از سهنرخی شدن بنزین تا نرخ ۸۷ هزار تومانی
دولت از ۲۲ آذر ۱۴۰۴ بنزین را سهنرخی کرد. در آغاز این طرح، خودروهای شخصی مشمول ماهانه ۶۰ لیتر بنزین با نرخ هزار و ۵۰۰ تومان و ۱۰۰ لیتر با نرخ سه هزار تومان دریافت میکردند و مصرف مازاد با کارت جایگاه و نرخ پنج هزار تومان محاسبه میشد.
سهمیه دوم، اول فروردین ۱۴۰۵ از ۱۰۰ لیتر به ۷۰ لیتر و از ابتدای مرداد به ۵۰ لیتر کاهش یافت. به این ترتیب، سهمیه ملی خودروهای شخصی اکنون در مجموع ۱۱۰ لیتر است، اما قیمت سهمیههای اول و دوم تغییر نکرده است.
نرخ تازه اعلامشده در کرمان، ۸۲ هزار و ۲۰۰ تومان بیشتر از نرخ سوم فعلی است و در قیاس با بنزین پنج هزار تومانی بیش از ۱۷ برابر افزایش یافته است.
این تحول کمتر از یک ماه پس از آن رخ داد که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفت دولت برنامهای برای تغییر نرخ بنزین ندارد. او ششم مرداد نیز تاکید کرد تصمیم نهایی درباره تغییر قیمت بنزین با کارت جایگاه گرفته نشده است و در صورت اتخاذ چنین تصمیمی، دولت آن را بهطور رسمی اعلام خواهد کرد.
روزنامه ساوث چاینا مورنینگ پست، چهارشنبه ۲۱ مرداد گزارش داد که چین در حال گسترش همکاریهای علمی خود با ایران به حوزه راهبردی و حساس مواد معدنی کمیاب است.
براساس این گزارش در حالی که پکن در سالهای اخیر بیش از پیش کوشیده است مانع انتقال فناوریهای مرتبط با فرآوری مواد معدنی کمیاب به خارج از کشور شود، دو کشور در حوزه فرآوری این عناصر کمیاب نیز با یکدیگر همکاری خواهند کرد.
بنیاد ملی علوم طبیعی چین دوشنبه تازهترین برنامه کارگاههای مشترک خود با نهاد همتای ایرانیاش را اعلام کرد و «اکتشاف و فرآوری مواد معدنی کمیاب» را در میان پنج حوزه انتخابشده برای همکاری قرار داد.
این بنیاد اعلام کرد طرف چینی برای هر کارگاه ۳۰ هزار یوان، معادل ۴۲۰۰ دلار آمریکا، اختصاص خواهد داد که هزینههایی از جمله برگزاری جلسات، اقامت و سفرهای داخلی را پوشش میدهد. در مقابل، بنیاد ملی علم ایران به تامین هزینه سفرهای بینالمللی شرکتکنندگان ایرانی و اقامت پژوهشگران چینی که به ایران سفر میکنند، کمک خواهد کرد.
این همکاری در مقطعی بهویژه حساس انجام میشود؛ زمانی که جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی مانده است.
مواد معدنی کمیاب گروهی متشکل از ۱۷ فلز با ویژگیهای مغناطیسی و الکترونیکی غیرمعمول هستند که برای ساخت تسلیحات مدرن، از موشکها و جنگندهها گرفته تا رادارها و دیگر سامانههای الکترونیکی، اهمیتی حیاتی دارند.
دولت آمریکا نیز جمعه از سرمایهگذاری سه میلیارد دلاری در پروژههای مرتبط با مواد معدنی حیاتی و باتریها خبر داد؛ سرمایهگذاریهایی که هدف آنها بازسازی ذخایر تسلیحاتی آمریکا و کاهش وابستگی به زنجیرههای تامین چین است.
عناصر نادر خاکی چیستند و چرا سلطه چین بر آنها با مقاومت جهانی روبهرو شده است؟
چین بزرگترین ذخایر مواد معدنی کمیاب جهان را در اختیار دارد و بر تولید و فرآوری جهانی این مواد مسلط است. همزمان، این کشور بهطور فزایندهای انتقال فناوریهای مرتبط با آنها به خارج را محدود کرده است.
پس از آنکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، سال گذشته جنگ تجاری با چین را آغاز کرد، پکن در واکنش محدودیتهایی بر صادرات مواد معدنی کمیاب اعمال کرد؛ اقدامی که عرضه این مواد به تولیدکنندگان آمریکایی را مختل کرد و وابستگی واشینگتن به چین را آشکار ساخت.
بهنوشته روزنامه ساوث چاینا مورنینگ پست در مقایسه، ظرفیت ایران در زمینه مواد معدنی کمیاب هنوز بهدرستی شناخته نشده است، اما بالقوه قابل توجه ارزیابی میشود. ساختار زمینشناختی ایران شامل ذخایر سنگآهن و سازندهای فسفاتی است که برای وجود ذخایر مواد معدنی کمیاب مناسب تلقی میشوند.
بر اساس تحلیلی که موسسه پژوهشی لاهه مستقر در هلند در ماه فوریه منتشر کرد، عملیات اکتشافی وجود ناهنجاریهای مرتبط با مواد معدنی کمیاب را در محدودهای حدود هفت هزار کیلومتر مربع در مرکز ایران شناسایی کرده است.
با این حال، توانایی ایران برای استخراج و فرآوری این عناصر هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و این کشور تا دستیابی به تولید در مقیاس صنعتی فاصله زیادی دارد.
همکاری میان دو بنیاد ملی علوم به سال ۲۰۱۷ بازمیگردد؛ زمانی که دو طرف در پکن یک یادداشت تفاهم امضا کردند.
بنیاد ملی علوم طبیعی چین در وبسایت خود اعلام کرده است: «ایران کشوری مهم در ابتکار کمربند و جاده است.»
این بنیاد افزود: «امضای این یادداشت تفاهم همکاریهای علمی و فناوری میان دو کشور را ارتقا خواهد داد و برای مردم آنها منافعی متقابل به همراه خواهد داشت.»
از آن زمان تاکنون، دو نهاد پروژههای تحقیقاتی مشترکی را در طیف گستردهای از حوزهها تامین مالی کردهاند؛ از ریاضیات گرفته تا زیستشناسی، پزشکی، انرژیهای تجدیدپذیر، علم مواد، تغییرات اقلیمی و هوش مصنوعی.
برنامه کارگاههای مشترک در سال ۲۰۲۴ آغاز شد و در ابتدا حوزههایی از جمله تغییرات اقلیمی، هوش مصنوعی، مواد پیشرفته و تولید را در بر میگرفت. برای هر یک از این کارگاهها کمکهزینهای معادل ۱۵۰ هزار یوان در نظر گرفته شده بود.
فراخوان امسال، علاوه بر اکتشاف و فرآوری مواد معدنی کمیاب، حوزههایی چون نانومواد برای تشخیص بیماریها، پایش آلودگی، ساختوساز مقاوم در برابر زلزله و روشهای تولید سازگارتر با محیط زیست را نیز در برمیگیرد.