تانکرترکرز نشت نفت در تنگه هرمز را به حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی مرتبط دانست


تانکر ترکرز، نهاد مستقل ردیابی کشتیها، اعلام کرد نشت نفت در تنگه هرمز، احتمالا ناشی از حمله ۱۲ مرداد جمهوری اسلامی به کشتی «مینوان پایونیر» در آبهای استان مسندم عمان است.
به گزارش این شرکت، لکه نفتی ناشی از این حمله پس از عبور از تنگه هرمز به سواحل ایران رسیده است.
همچنین امید صدیقی، مدیرکل دفتر آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، ظهر چهارشنبه ۲۱ مرداد در گفتوگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، خبر از آلودگی نفتی در سواحل سوزا، شیبدراز، نقاشه و بخشهایی از جزیره هنگام داد.






علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روایت تازهای از حمله ۹ اسفند به محل اقامت مجتبی خامنهای که اکنون رهبر سوم جمهوری اسلامی است، ارائه کرد. او گفت موشک مستقیما به طبقهای اصابت کرد که مجتبی خامنهای و همسرش، زهرا حداد عادل، در آن حضور داشتند.
زاکانی چهارشنبه ۲۱ مرداد در مصاحبهای ویدیویی با خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، اعلام کرد مجتبی خامنهای یکی از اهداف حملات آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ بود و بر اثر اصابت موشک به محل سکونتش مجروح شد.
او افزود: «در ساختمانی که آسیب دید، موشک مستقیم به طبقه ایشان خورد. قصد داشتند ایشان را شهید کنند. یکی از اهداف حمله خود ایشان بود.»
به گفته شهردار تهران، زهرا حداد عادل که معلم بود، صبح روز حمله بهدلیل «سردرد» تصمیم گرفت با تاخیر راهی مدرسه شود و در نتیجه، هنگام حمله در خانه بود و جان باخت.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکانی عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است.
پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
روایتهای متفاوت از روز حمله
اظهارات زاکانی با گزارشهای قبلی درباره محل کشته شدن زهرا حداد عادل تفاوت دارد.
پیشتر اعلام شده بود او در حمله به بیت رهبری، همراه با شماری از اعضای خانواده علی خامنهای، از جمله مصباحالهدی باقری کنی و بشری خامنهای، کشته شده است.
محسن قمی، معاون ارتباطات بینالملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نیز پیشتر روایت متفاوتی از چگونگی جان به در بردن مجتبی خامنهای مطرح کرده بود.
او گفته بود مجتبی خامنهای هنگام حمله در همان ساختمانی حضور داشت که دیگر ساکنان آن کشته شدند، اما چند دقیقه پیش از اصابت موشک به حیاط رفته بود.
زاکانی: انتصاب رضایی پیامی به آمریکاست
شهردار تهران در بخش دیگری از مصاحبه خود اعلام کرد انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی، حامل «پیامی خاص» برای آمریکاست.
زاکانی با تکرار مواضع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، گفت انتصاب رضایی نشان میدهد «دوران بزندررو تمام شده است».
به گفته او، در دوران حکمرانی ۳۷ ساله علی خامنهای، «نظام اسلامی در سراسر جهان و مقاومت در منطقه» گسترش یافت و «انقلاب» نیز در دوره رهبری مجتبی خامنهای «بارورتر و بزرگتر» خواهد شد.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
افزایش نفوذ چهرههای تندرو
سیانان ۲۰ مرداد گزارش داد انتصاب شش چهره تندرو در سمتهای ارشد نظامی و امنیتی از سوی مجتبی خامنهای، از حرکت حکومت به سوی سیاست خارجی تهاجمیتر و تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد.
رضایی ۲۰ مرداد در دیدار با سفیر چین در تهران تهدید کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
او اضافه کرد: «آمریکا باید جنگ را پایان دهد، پولهای مسدود شده ایران را بپردازد و جنگ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه پایان یابد. شروط دیگر تهران نیز از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است.»
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها در روزهای اخیر درباره احتمال گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر در طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کردند و به این سوال پاسخ دادند که «آیا اگر امکانش را داشته باشید، از ایران مهاجرت میکنید؟»
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد ۸۳ درصد از شرکتکنندگان گزینه «بله» و ۱۷ درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردهاند.
این آمار در کنار نظرات تشریحی کاربران در بخش نظرات، تصویری از وضعیت ذهنی بخش قابل توجهی از جامعه ارائه میدهد که ترکیبی از ناامیدی اقتصادی، خستگی سیاسی، تعلق به وطن و دوگانگی میان ماندن و رفتن است.
عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
موسسه استاسیس مستقر در واشینگتن نیز اسفند سال ۱۴۰۲ یک نظرسنجی انجام داد که بر اساس آن، حدود ۷۶ درصد از مردم معتقد بودند جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند. این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار داشتند، ۸۲ درصد بود.
ناامیدی در بحران اقتصادی
گروه بزرگی از کاربران در اشاره به تصمیم برای مهاجرت یا ماندن، مشکل اصلی را ناتوانی از تامین یک زندگی معمولی در ایران عنوان کردند.
شهروندی نوشت: «قبلا پول نداشتیم مهاجرت کنیم، الان پول نداریم در ایران زندگی کنیم.»
دیگری گفت با دلار ۲۰۰ هزار تومانی حتی تا نزدیک مرز هم نمیتوان رفت.
بسیاری تاکید کردند اگر پول داشتند، برای یک «زندگی عادی، بدون اضطراب، با آیندهای قابل پیشبینی» حتما مهاجرت میکردند.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، از سال ۱۳۵۹ که روند ثبت رسمی پناهندگی ایرانیان آغاز شد، تعداد پناهندگان نزدیک به چهار میلیون و ۱۴۲ هزار نفر است.
بر اساس بررسیهای ایراناینترنشنال، در مجموع، تخمین زده میشود علاوه بر پناهندهها، نزدیک به دو میلیون ایرانی نیز از طریق مهاجرت قانونی از کشور خارج شده باشند.
با توجه به آمار ۸۷ میلیون نفری جمعیت ایران، از هر ۱۵ ایرانی یک نفر خارج از کشور زندگی میکند. هرچند منابع غیررسمی شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور را تا بیش از هشت میلیون نفر هم تخمین زدهاند.
ایران در سالهای اخیر همواره در صدر فهرست کشورهای فرستنده دانشجو به آمریکا و اروپا بوده و رتبه چهارم جهان در اعزام دانشجوی دکتری به ایالات متحده را به خود اختصاص داده که نشاندهنده تخلیه سیستماتیک سرمایههای انسانی است.
موافقت قاطع با مهاجرت برای کرامت و زندگی استاندارد
بخش قابل توجهی از نظرات بر این تمرکز یافته است که عمر و جوانی یک بار و فرصت بهرهمندی از زندگی استاندارد، محدود است: «یک بار فرصت زندگی و جوانی داریم و کاش بتوانیم آن را در جایی با حال خوب سپری کنیم.»،
در پیام دیگری آمده است: «میخواهم برای داشتن یک زندگی عادی و کرامت انسانی مهاجرت کنم. ما شایسته بیش از اینها در وطن خودمان بودیم و هستیم.»
برخی میزان اشتیاق خود برای مهاجرت را با جملاتی اینچنینی تشریح کردند: «بله حتی بدون چمدان و حتی با پای پیاده هم بتوانم میروم.»
جمله «مگر چند سال عمر میکنیم که مدام منتظر باشیم ایران درست شود؟» بارها در میان کامنتها تکرار شده است.
بحرانهای طولانیمدت در ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان رنج دوری از خانواده و تفاوتهای زبان، فرهنگ و آبوهوا را به جان بخرند و مهاجرت را گزینهای جدی برای آینده بهتر قلمداد کنند.
تورم بالا، کاهش قدرت خرید، بیکاری یا کمبود فرصتهای شغلی مناسب، نوسان نرخ ارز و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت، از پرتکرارترین دلایل هستند.
بسیاری نوشتند حتی با داشتن شغل و درآمد، احساس میکنند آینده اقتصادی روشنی وجود ندارد و در کشورهای دیگر میتوان به ثبات و رفاه بیشتری رسید.
محدودیتهای سیاسی، احساس بنبست در اصلاح امور، و ناامیدی از بهبود شرایط حکمرانی نیز بارها با ادبیاتی مختلف در نظرات تکرار شده است.
محدودیت در آزادیهای فردی و اجتماعی، فشارهای فرهنگی و نبود فضای مناسب برای زندگی عادی از دیگر دلایل پرتکرار هستند.
گروهی نیز به کیفیت پایین زندگی، آلودگی هوا و مشکلات آموزشی و بهداشتی اشاره کردند.
رویکرد «بمان و مبارزه کن»
در مقابل، گروهی دیگر از شهروندان، مهاجرت را «تسلیم» مقابل جمهوری اسلامی خواندند و بر ماندن و مقاومت تاکید کردند.
برخی از کامنتها که با واکنش مثبت شهروندان دیگر هم مواجه شد، به این اشاره داشتند که پس از اعتراضات و کشتار دیماه، نگاهشان به مهاجرت تغییر کرد و به خود قول دادند بمانند و مبارزه کنند و کاری انجام دهند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «مهاجرت یعنی تسلیم شدن؛ به جایش، اجنبیها را بیرون میکنیم و ایران را از نو میسازیم.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «نه، آنکه باید برود جمهوری اسلامی است.»
چند شهروند با استناد به ترانه معروف «سرود زن» با صدای مهدی یراحی، عبارت «سفر چرا، بمان و پس بگیر» را بازنشر کردند.
این ترانه در بحبوحه جنبش مهسا (زن، زندگی، آزادی) و در پاییز ۱۴۰۱ منتشر و به یکی از نمادهای اعتراضات مردمی تبدیل شد.
مهاجرت مشروط
بسیاری تصمیم خود را به ماندگاری جمهوری اسلامی گره زدهاند: «اگر ایران خوب باشد هرگز، ولی با وجود آخوندها بله.»
یا: «اگر همچنان جمهوری اسلامی بماند، بله.»
و: «اگر تا شش ماه دیگر وضعیت تغییر نکرد، میروم.»
در برخی پیامها، حس بنبست نیز دیده میشود؛ از جمله شهروندی که گفته است: «آرزویم این است مهاجرت کنم اما نه میتوانم بروم و نه بمانم».
شهروند دیگری نوشت: «کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نبودیم.»
شیب مهاجرت به چند عامل از جمله «دافعه مبدا» و «جاذبه مقصد» وابسته است.
حسین قاضیان، جامعهشناس، پیشتر در گفتوگویی تفصیلی به ایراناینترنشنال گفته بود عوامل دافعه مبدا، همواره بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت ایرانیان نقش داشتهاند.
بر همین اساس به گفته او، با توجه به رو به رشد بودن دافعهها، به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
دلایل خانوادگی و شخصی
در بخش نظرات نظرسنجی، بعضی کاربران به دلایل خانوادگی و شخصی برای تصمیم به مهاجرت یا انصراف از آن، اشاره کردند.
برخی، به ویژه زنان، گفتند هرچند از نسل خود گذشتهاند اما نگران آینده فرزندان خود هستند: «از من که گذشت، اما اگر قرار است اینها بمانند، کاش بتوانم بچههایم را نجات بدهم.»
شهروند دیگری گفت اگر به خاطر مادرش نبود، ۲۰ سال پیش ایران را ترک کرده بود.
بسته بودن راهها و بدبینی به ساختار مهاجرت
شکست در فرآیند مهاجرت بهدلیل بسته شدن سفارتها نیز باعث ناامیدی برخی از شهروندان شده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون فعالیت برخی سفارتخانههای خارجی در ایران تعطیل یا نیمهتعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمهکاره ماند.
شماری از کاربران گفتند مهاجرت «خواست قلبی» جمهوری اسلامی برای «فراری دادن ایرانیان معترض از وطن خود» است.
در کنار اینها، شماری از کسانی که قبلا مهاجرت کردهاند، در بخش نظرات این نظرسنجی اینستاگرامی، از تجربههای مثبت خود گفتند و دیگران را به تقویت زبان و اقدام برای مهاجرت تشویق کردند.
شهروندی نوشت: «من مهاجرت کردهام اما اگر به گذشته بازمیگشتم، باز هم میرفتم.»
لکههای نفتی در سواحل جنوبی جزیره قشم در استان هرمزگان به جنگلهای حرای روستای نقاشه رسیده و بخشی از این زیستبوم حساس را درگیر کرده است. منشا آلودگی هنوز مشخص نیست و مقامهای محلی از آغاز نمونهبرداری، پایش و پاکسازی مناطق آلوده برای جلوگیری از گسترش بیشتر آن خبر دادهاند.
خبرگزاری ایرنا چهارشنبه ۲۱ مرداد گزارش داد با ورود آلودگی به جنگلهای حرا، بررسی میزان پراکندگی لکههای نفتی و وضعیت عرصههای جنگلی در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گرفته است.
یوسف اپرا، رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری جزیره قشم، پس از بازدید از مناطق آلوده گفت اقدامات برای کنترل آلودگی و جلوگیری از ورود بیشتر مواد نفتی به جنگلهای حرا ادامه دارد.
او افزود منشا دقیق ورود لکههای نفتی پس از بررسیهای کارشناسی و جمعبندی گزارش دستگاههای مسئول اعلام خواهد شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۹ مرداد با استناد به تصاویر ماهوارهای از نشت گسترده نفت در بخش جنوبی تنگه هرمز خبر داد و وسعت آن را حدود ۳۹۰ کیلومتر مربع اعلام کرد.
فارس این آلودگی را به نفتکشهایی نسبت داد که آنها را «متخلف» خواند و نوشت این کشتیها «با تحریک آمریکا» قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند.
با این حال، منشا آلودگی سواحل قشم تاکنون بهطور رسمی مشخص نشده است.
آخرین تحولات مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی را اینجا دنبال کنید.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ظهر ۲۱ مرداد به نقل از اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان، ورود آلودگی نفتی به جنگلهای حرا را تایید کرد.
جنگلهای حرا از مهمترین زیستبومهای ساحلی قشم هستند و در حفظ تنوع زیستی، پایداری سواحل و زیست و تکثیر گونههای مختلف آبزی و پرندگان نقش دارند.
آلودگی از سواحل سوزا تا شیبدراز و نقاشه
شاهمراد جعفری، رییس اداره حفاظت محیط زیست قشم، ۲۰ مرداد گفت لکه نفتی یکشنبه شب (۱۸ مرداد) در ساحل سوزا در جنوب جزیره شناسایی شد که حدود یک کیلومتر از این ساحل را تحت تاثیر قرار داده بود.
به گفته او، گروههای محیط زیست پس از شناسایی آلودگی به منطقه اعزام شدند و از آب و رسوبات ساحلی برای تعیین نوع و منشا آلودگی نمونهبرداری کردند.
جعفری افزود بررسیهای بعدی نشان داد آلودگی نفتی به منطقه شیبدراز نیز سرایت کرده است.
با گزارش تازه از ورود لکهها به جنگلهای حرای نقاشه، دامنه مناطق درگیر آلودگی افزایش یافته است.
او گفت با وجود آلودگی ساحل، در محدوده دریایی و با توجه به شرایط جزر و مد، آلودگی مشاهده نشده و تا زمان انتشار گزارش نیز تلفاتی در میان آبزیان یا خسارتی به تاسیسات گزارش نشده بود.
بر اساس اعلام اداره حفاظت محیط زیست قشم، اداره کل بنادر و دریانوردی مسئول پاکسازی آلودگی است و اداره بنادر و شهرداری نیز با دستور دادستانی، عملیات پاکسازی ساحل را آغاز کردهاند.
دستور دادستانی برای شناسایی منشا آلودگی
عبدالرزاق نریمانی، دادستان عمومی و انقلاب قشم، ۱۹ مرداد پس از انتشار تصاویر و ویدیوهای لکهها و پسماندهای نفتی در سواحل جزیره، به دستگاههای مسئول دستور داد منشا آلودگی را شناسایی و عملیات مهار، جمعآوری و پاکسازی را بدون وقفه انجام دهند.
او از اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان، اداره بنادر و دریانوردی قشم و دیگر دستگاههای مسئول خواست ضمن نمونهبرداری و مستندسازی مناطق آلوده، گستره آلودگی و منبع احتمالی نشت یا تخلیه مواد نفتی را بررسی کنند.
شهرداریها و دهیاریهای قشم نیز موظف شدهاند ماشینآلات، نیروی انسانی و دیگر امکانات مورد نیاز را در اختیار گروههای پاکسازی قرار دهند و همکاری خود را تا رفع کامل آلودگی ادامه دهند.
نریمانی گفت سلامت اکوسیستم دریایی قشم با زندگی، معیشت و امنیت غذایی مردم منطقه ارتباط مستقیم دارد و هشدار داد هرگونه تاخیر، کوتاهی یا ترک فعل دستگاههای مسئول در مهار و پاکسازی آلودگی، پیگیری خواهد شد.
رابرت گیلمن، تفنگدار سابق نیروی دریایی آمریکا، پس از بیش از چهار سال حبس در روسیه، بدون مبادله با یک زندانی روس آزاد شد؛ اقدامی کمسابقه که همزمان با توقف مذاکرات صلح اوکراین و تحولات در روابط مسکو و واشینگتن، انجام شده است.
اسکاینیوز چهارشنبه ۲۱ مرداد در گزارشی نوشت روسیه معمولا آزادی شهروندان آمریکایی زندانی را به آزادی زندانیان روس گره میزند.
گیلمن پس از آزادی با هواپیمای وزارت خارجه آمریکا به فرودگاه دالس در حومه واشینگتن منتقل شد و سپس برای ادامه درمان به یک مرکز توانبخشی در سنآنتونیو تگزاس رفت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت آزادی گیلمن به دلایل بشردوستانه و پس از گفتوگو با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، انجام شد.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، نیز از پوتین بهدلیل عفو گیلمن و «مشارکت شخصی» او در این روند تشکر کرد.
پیش از این، ایوان گرشکویچ، خبرنگار والاستریت ژورنال، سال ۲۰۲۴ در جریان مبادله گسترده زندانیان آزاد شد.
دو سال پیش از آن نیز بریتنی گراینر، ستاره بسکتبال آمریکا، با ویکتور بوت، دلال اسلحه روس که در آمریکا زندانی بود، مبادله شد.
تلاش مسکو برای بهبود روابط با ترامپ
اسکاینیوز آزادی بدون مبادله گیلمن را تلاشی از سوی کرملین برای جلب نظر کاخ سفید ارزیابی کرد؛ اقدامی که مسکو امیدوار است در عرصه دیپلماتیک، بهویژه در پرونده جنگ اوکراین، برایش امتیاز به همراه داشته باشد.
این اقدام در شرایطی انجام شده که جنگ اوکراین مشکلات بیشتری برای روسیه ایجاد کرده است. حملات پهپادی به عمق خاک روسیه افزایش یافته و حملههای مکرر به پالایشگاههای نفت، به اقتصاد این کشور آسیب زده و کاستیهای نظامی مسکو را بیشتر در معرض توجه قرار داده است.
جنگ پس از چهار سال و نیم همچنان ادامه دارد و مذاکرات صلح با میانجیگری آمریکا نیز پس از آغاز جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی متوقف شده است.
در همین مدت، ترامپ ظاهرا به ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، نزدیکتر شده و دو طرف شش مرداد در واشینگتن دیدار کردند.
این شرایط با روابط ترامپ و پوتین در همین مقطع از سال گذشته تفاوت دارد؛ زمانی که ترامپ در آلاسکا از پوتین استقبال کرد و به نظر میرسید آماده دستیابی به توافقی برای پایان جنگ اوکراین است که تا حد زیادی خواستههای کرملین را تامین میکرد.
مسکو با آزادی گیلمن میکوشد روابط با واشینگتن را دوباره به مسیر مطلوب خود بازگرداند و پوتین را بهعنوان طرفی معرفی کند که ترامپ میتواند با او به توافق برسد.
روسیه اگرچه این بار امتیازی دریافت نکرده، امیدوار است در آینده از این اقدام بهره ببرد.
وخامت شدید وضعیت جسمانی گیلمن
خبرگزاری رویترز ۲۰ مرداد به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد واشینگتن برای آزادی گیلمن هیچ امتیازی به مسکو نداد.
یک مقام آمریکایی نیز تصمیم پوتین برای آزادی گیلمن را «حسن نیت» توصیف کرد.
رویترز گزارش داد وضعیت جسمانی گیلمن پیش از آزادی بهشدت وخیم شده بود.
او اوایل تیرماه از بیمارستان زندان به بخش روانپزشکی یک بیمارستان عمومی در ورونژ منتقل شد و به گفته نماینده خانوادهاش، توان حرکت ارادی و واکنش طبیعی به محرکهای بیرونی را تا حد زیادی از دست داده بود.
پیش از آزادی، خانواده و گروههای حامی گیلمن هشدار داده بودند جان او در خطر است.
او قادر به برقراری ارتباط نبود و برای دریافت غذا و مایعات، به لوله تغذیه وابسته بود.
کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا از مسکو خواسته بودند او را آزاد کند تا برای درمان به آمریکا بازگردد.
گیلمن که از مرداد ۱۳۹۸ تا مرداد ۱۳۹۹ در تفنگداران دریایی آمریکا خدمت کرده بود، ۲۷ دی ۱۴۰۰ هنگام سفر با قطار در ورونژ بازداشت شد.
رسانههای دولتی روسیه گزارش دادند او در حالت مستی به یک مامور پلیس لگد زده است.
ولادیمیر گیلمن، پدر گیلمن، این روایت را رد کرده و گفته است پسرش هنگام حادثه بیمار بوده و بهطور اتفاقی به مامور پلیس لگد زده است.
گیلمن ابتدا به چهار سال و نیم زندان محکوم شد اما رسانههای دولتی روسیه بعدتر گزارش دادند محکومیت او در سال ۲۰۲۴ به اتهام حمله به کارکنان زندان، به ۱۰ سال افزایش یافت.
گروههای حامی گیلمن این اتهام را رد کردهاند.
گیلمن یکی از دستکم ۱۰ شهروند آمریکایی بود که در روسیه زندانیاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از آزادی او از این اقدام استقبال کرد و از مسکو خواست دیگر آمریکاییهایی را که واشینگتن بازداشت آنان را ناعادلانه میداند، نیز آزاد کند.
همزمان با تشدید بحران اقتصادی در ایران، فاطمه عباسی، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی، اعلام کرد بیش از ۱۵۲ هزار فرد دارای معلولیت بهدلیل کمبود بودجه در نوبت دریافت حق پرستاری به سر میبرند.
او چهارشنبه ۲۱ مرداد در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا، «کمبود اعتبار» را عامل اصلی طولانی شدن صف متقاضیان دانست و گفت تخصیص منابع مالی در این حوزه بر عهده سازمان برنامه و بودجه است.
عباسی افزود در صورت تخصیص اعتبار، پرداخت حق پرستاری به افراد واجد شرایط «در اسرع وقت» آغاز خواهد شد.
به گفته معاون سازمان بهزیستی، طبق ماده هفت قانون حمایت از حقوق معلولان، حق پرستاری تنها به افراد دارای معلولیت «شدید و خیلی شدید» تعلق میگیرد.
۲۰ مرداد، روزنامه پیام ما در گزارشی با عنوان «صف انتظار برای حداقلهای زندگی» نوشت حمایتهای دولتی از افراد دارای معلولیت همچنان فاصله چشمگیری با هزینههای واقعی زندگی آنان دارد.
بر اساس این گزارش، هزینههای درمان، توانبخشی، تجهیزات، رفتوآمد و مراقبت، بخش چشمگیری از درآمد خانوادههای معلولان را به خود اختصاص میدهد.
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، در مصاحبه با این روزنامه از صف طولانی دریافت حق پرستاری انتقاد کرد و گفت هزینه واقعی استخدام پرستار چندین برابر مبلغ حمایت دولتی است و خانوادهها ناچارند بخش عمده مخارج مراقبت را خود بر عهده بگیرند.
او هشدار داد هزینه خدمات درمانی و توانبخشی، خرید تجهیزاتی مانند ویلچر و سمعک و همچنین حملونقل، فشار اقتصادی سنگینی بر افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان تحمیل کرده است.
حمایتهای ناچیز در برابر هزینههای سنگین
معاون توانبخشی سازمان بهزیستی در پاسخ به انتقادها درباره فاصله چشمگیر کمکهزینه حق پرستاری با مخارج واقعی نگهداری از افراد دارای معلولیت شدید گفت این سازمان پیگیر موضوع است، اما کمکهزینه را باید مطابق مصوبه هیات وزیران و در «چارچوب اعتبار سنواتی» پرداخت کند.
عباسی در واکنش به گزارشها درباره قطع حق پرستاری برخی افراد افزود در «مواردی اندک»، تغییر درجه معلولیت از «شدید و خیلی شدید» به «متوسط» موجب توقف پرداخت میشود، زیرا این کمکهزینه به معلولیت متوسط تعلق نمیگیرد.
او مشکلات حساب بانکی افراد دارای معلولیت را یکی دیگر از دلایل توقف پرداختها دانست و گفت این موارد در رایزنی با بانک برطرف میشوند.
پیشتر در ۲۲ تیر، خبرگزاری ایلنا گزارش داد حق پرستاری و کمکهزینه لوازم بهداشتی افراد دارای معلولیت با تاخیر پرداخت میشود و کمکهزینه معیشتی بسیاری از آنان نیز به بهانه «فقدان بودجه» سازمان بهزیستی از خردادماه قطع شده است.
ایلنا تاکید کرد ریشه بحران کنونی را باید در «نادیده انگاشتن» گروههای تحت حمایت بهزیستی، بهویژه افراد دارای معلولیت، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی جستوجو کرد.
صدها هزار نفر در انتظار کمکهزینه معیشتی
در ماههای اخیر، تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش چشمگیر هزینههای درمان و دارو، فشار مضاعفی بر شهروندان ایرانی وارد کرده است.
این شرایط بهویژه برای افراد دارای معلولیت که نیاز مستمر به خدمات پزشکی، توانبخشی و دارو دارند، چالشهای جدیتری به وجود آورده است.
مدیر کمپین معلولان در مصاحبه با پیام ما خبر داد از حدود ۶۰۰ هزار فرد واجد شرایط دریافت کمکهزینه معیشتی، تنها حدود ۲۴۵ هزار نفر این حمایت را دریافت میکنند و بیش از ۳۰۰ هزار نفر همچنان در صف انتظار به سر میبرند.
به گفته مروتی، به بخشی از دریافتکنندگان کمکهزینه معیشتی، مستمری ماهانهای در حدود دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان نیز اختصاص پیدا میکند.
او افزود مجموع این دو حمایت به حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون تومان میرسد که با هزینههای زندگی و نیازهای ویژه افراد دارای معلولیت تناسبی ندارد.