فایننشال تایمز: صادرات نفت از جزیره خارک زیر فشار محاصره آمریکا متوقف شده است


روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد فعالیت صادرات نفت در جزیره خارک زیر محاصره دریایی آمریکا متوقف شده و این پایانه نفتی با یکی از طولانیترین وقفهها از زمان آغاز جنگ ششماهه جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل روبهرو شده است.
گروه «اتحاد علیه ایران هستهای»، مستقر در واشینگتن، که محمولههای نفتی جمهوری اسلامی را رصد میکند، اعلام کرد از ۲۱ تیر تاکنون هیچ نفتکش حامل نفت خام ایران را مشاهده نکرده است که با موفقیت از خلیج فارس خارج شده باشد.
با وجود توقف فعالیت صادراتی در جزیره خارک، جمهوری اسلامی همچنان از محمولههایی کسب درآمد میکند که پیشتر و در دوره آتشبس، از خلیج فارس خارج شده بودند و اکنون به خریداران در آسیا میرسند.
بر اساس گزارش «اتحاد علیه ایران هستهای»، ۲۶ نفتکش با پرچم جمهوری اسلامی به آبهای نزدیک مالزی رسیدهاند؛ جایی که نفت خام ایران معمولا پیش از تحویل به پالایشگاههای چین به کشتیهای دیگر منتقل میشود.
رییس بخش ژئوپلیتیک موسسه مشاوره انرژی «انرژی اسپکتس»، گفت افزایش قیمت نفت پیش از فروش نهایی این محمولهها حتی میتواند به سود تهران باشد، اما این جریان درآمدی در هفتههای آینده، سرانجام متوقف خواهد شد.
او با اشاره به محدود بودن زمان ادامه درآمد جمهوری اسلامی از محمولههایی که پیشتر از جزیره خارک و خلیج فارس خارج شدهاند، گفت: «شنهای ساعت شنی در حال تمام شدن است.»
خبرگزاری رویترز پیش از این گزارش داده بود که جمهوری اسلامی تخفیفهای تازه و بیشتری برای فروش نفت ایران به چین در نظر گرفته است.
این تخفیفها در شرایطی است که میزان صادرات نفت ایران به چین در ماه ژوئن به پایینترین سطح خود در یک دهه گذشته رسیده بود.
از سوی دیگر، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۳۰ تیر به فاکسنیوز گفت کاهش قابل توجهی در خرید نفت ایران از سوی چین مشاهده شده است.
به این ترتیب در پی محاصره دریایی آمریکا، جمهوری اسلامی با بحران شدید ناشی از سقوط صادرات نفت به چین روبهروست.
به گزارش بلومبرگ، حتی عادی شدن دوباره تجارت در خلیج فارس نیز ممکن است بازگشت سریع چین به سطح واردات پیشین را رقم نزند.






آسوشیتدپرس در گزارشی تحلیلی نوشت رهبران جمهوری اسلامی بر این باورند که ادامه فشار نظامی و بسته ماندن تنگه هرمز، سرانجام آمریکا را وادار خواهد کرد کنترل ایران بر این آبراه حیاتی برای انرژی جهان را بپذیرد. این راهبرد در کنار فرصتها، خطرهای بزرگی نیز برای تهران دارد.
در مطلبی که در این خبرگزاری منتشر شده، آمده است: «بر اساس برخی روایتها، نام تنگه هرمز از نام یک ایزد زرتشتی گرفته شده که مقدر بود پس از ۹ هزار سال رویارویی با دشمن خود، سرانجام پیروز شود.»
رهبران جمهوری اسلامی نیز اکنون احساس میکنند پیروزی خودشان نزدیک است و برای رسیدن به آن، به چنین صبر حماسی و طولانیای نیاز ندارند.
بر اساس این گزارش، محاسبه تهران این است که فشار نظامی در نهایت ایالات متحده را وادار خواهد کرد کنترل ایران بر این آبراه مهم برای انتقال انرژی جهان را بپذیرد و در این رویارویی، گذشت زمان به سود جمهوری اسلامی است.
از سوی دیگر، روزنامه گاردین شنبه ۱۷ مرداد در یادداشتی تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی با طولانی کردن مذاکرات میکوشد هزینه سیاسی جنگ ایران را تا انتخابات میاندورهای آمریکا برای دونالد ترامپ بالا ببرد.
گرچه این راهبرد میتواند رییسجمهوری آمریکا را تضعیف کند، اما برخی در ایران نگرانند ترامپ ضعیفشده، واکنش خطرناکتری نشان دهد.
بر اساس مطلب آسوشیتدپرس، رهبران جمهوری اسلامی از کاهش ذخایر برخی تسلیحات کلیدی آمریکا، از جمله موشکهای پیشرفته رهگیر، آگاه هستند. آنها میدانند جنگ در میان مردم آمریکا بهشدت نامحبوب است و تا زمانی که تنگه هرمز عمدتا بسته بماند، قیمت بنزین و سایر کالاها در آستانه انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر بالا خواهد ماند.
آنها همچنین میدانند تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با توسل به زور، پرهزینه خواهد بود و ممکن است به اعزام نیروهای زمینی آمریکا نیاز داشته باشد.
حوثیها، متحدان جمهوری اسلامی در یمن، نیز میتوانند دامنه جنگ را گسترش دهند و مسیر مهم دیگری در تجارت جهانی را مختل کنند.
بر اساس این منطق، رییسجمهوری آمریکا گزینهای جز تسلیم شدن در برابر خواستههای تهران ندارد.
خطرهای راهبرد تهران
این راهبرد برای جمهوری اسلامی بدون خطر نیست.
ترامپ به حملاتی اشاره کرده است که بخش بزرگی از رهبری ارشد، نیروی دریایی و نیروی هوایی حکومت ایران را از میان بردهاند.
او در مواضع خود میان تهدید به تشدید جنگ و اعلام پیشرفت در مذاکرات، در نوسان است.
اقتصاد ایران نیز آسیب شدیدی دیده که بخشی از آن ناشی از محاصره آمریکاست.
ایرانیان فقط چند ماه پیش در اعتراضاتی گسترده به خیابانها آمدند و احتمال تکرار چنین اعتراضهایی وجود دارد.
همچنین کافی است که رهبران جمهوری اسلامی به سرنوشت آنچه ترامپ در ابتدا «سفر کوتاهمدت» خود به خاورمیانه توصیف میکرد، نگاه کنند.
این وضعیت یادآوری میکند که جنگها بهندرت مطابق انتظار اولیه طرفهای درگیر پیش میروند.
توافقی که میتواند یک پیروزی مهم برای ایران باشد
تهران خبر داده است به توافقی با عمان برای مدیریت تنگه هرمز که میان دو کشور قرار دارد، نزدیک شده است.
اجرای چنین توافقی مشروط به لغو محاصره ایران از سوی آمریکا خواهد بود. بنابراین حتی اگر، آنطور که تهران میگوید، هیچ مذاکره مستقیمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا در جریان نباشد، اجرای توافق به موافقت ترامپ نیاز خواهد داشت.
رییسجمهوری آمریکا نیز گفته است شخصا در مذاکرات مربوط به تنگه هرمز دخیل است، گفتوگوها بهخوبی پیش میرود و ممکن است بهزودی توافقی حاصل شود.
ترامپ ۱۵ مرداد، هنگام امضای فرمانهای اجرایی مرتبط با حق شهروندی در خاک آمریکا، در پاسخ به پرسشی درباره دستیابی به توافق گفت نمیخواهد اعلام کند توافقی حاصل شده است، اما تنگه در حال حاضر «تا حدودی باز» است.
هنوز مشخص نیست آیا این توافق به تهران اجازه خواهد داد برای عبور کشتیها از تنگه هرمز عوارض دریافت کند یا خیر.
با این حال، توافق احتمالی میتواند کنترل حکومت ایران را بر آبراهی که پیش از جنگ یک مسیر بینالمللی باز بود، رسمیت ببخشد؛ تنگهای که حدود یکپنجم نفت و گاز معاملهشده در جهان از آن عبور میکرد.
سلمان اسحاقی با هشدار درباره احتمال حذف ارز دولتی دارو و تجهیزات پزشکی در سال ۱۴۰۶ گفت اجرای این تصمیم در شرایط کمبود دارو، افزایش هزینه درمان و ضعف بیمهها، میتواند جان بیمارانی که توان پرداخت هزینهها را ندارند، به خطر بیندازد.
سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در گفتوگویی با وبسایت تابناک که شنبه ۱۷ مرداد منتشر شد، گفت از دیماه ۱۴۰۴ بحث حذف ارز دولتی دارو، تجهیزات و ملزومات پزشکی مطرح شده و دولت ظاهرا آن را راهی برای مقابله با رانت و فساد ارزی میداند.
به گفته او، تجربه طرح «دارویار» نشان داده است زیرساخت لازم برای چنین تغییری فراهم نیست. قرار بود همزمان با حذف ارز دولتی، نظارت بر زنجیره دارو افزایش یابد و منابع از طریق بیمهها به بیمار برسد، اما بیمهها نتوانستند این نقش را بهدرستی ایفا کنند.
اسحاقی ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ نیز به خبرگزاری ایلنا گفته بود دولت با حذف ارز دولتی دارو مردم خود را به قتل میرساند.
مخاطبان ایراناینترنشنال نیز بارها در پیامهایشان گفتهاند با افزایش قیمتها، درمان برایشان پرهزینه و طاقتفرسا شده است.
کمبود هزار قلم دارو و توقف درمان بیماران
سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس گفت اکنون حدود ۴۳ قلم دارو در مرحله «کمبود بحرانی» قرار دارند و نزدیک به هزار قلم دارو با کمبود مواجهاند.
او افزود افزایش قیمت داروهای شیمیدرمانی، سرطان، هموفیلی و تالاسمی، باعث کاهش مصرف شده و برخی بیماران به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینهها، درمان را متوقف کردهاند.
اسحاقی توقف درمان بر اثر گرانی یا کمبود دارو را به معنای پذیرفتن مرگ از سر ناچاری دانست.
ایراناینترنشنال ۹ اردیبهشت از جهش قیمت انواع انسولین در مقایسه با پیش از نوروز خبر داده بود. موضوعی که نشان میدهد رشد قیمتها محدود به هفتههای اخیر نمیشود.
بر اساس آن گزارش، قیمت برخی انواع انسولین تولید داخل تا ۲۱۲ درصد و نمونههای خارجی تا ۲۷۱ درصد افزایش یافته بود.
اسحاقی با اشاره به اختصاص حدود ۳.۲ میلیارد دلار ارز برای کالاهای اساسی در بودجه ۱۴۰۵ هشدار داد اگر ارز دارو و تجهیزات پزشکی در بودجه ۱۴۰۶ حذف شود، سال آینده میتواند به «سال کشتار بیماران» تبدیل شود.
او گفت راه مقابله با فساد، حذف ارز دولتی نیست و دولت و قوه قضاییه باید از مرحله واردات مواد اولیه یا دارو تا رسیدن محصول به مصرفکننده، بر زنجیره تامین نظارت کنند.
اسحاقی پرسید چرا با وجود تخصیص ارز، قیمت برخی داروها به گفته او «۵۰ تا ۶۰ برابر» شده است و این وضعیت را نتیجه «ضعف نظارت و ناتوانی در مقابله با رانت و فساد» دانست.
افزایش سهم پرداختی بیماران
فعالان صنعت دارو افزایش هزینههای تولید را عامل اصلی بحران کنونی میدانند.
به گفته آنها، حذف ارز ترجیحی، جهش نرخ ارز، افزایش قیمت مواد اولیه و بستهبندی، رشد دستمزدها، بالا رفتن هزینههای مالی و همچنین تاثیر جنگ بر زنجیره تامین، هزینه تولید دارو را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
از سوی دیگر، به گفته اسحاقی، بر اساس سیاستهای ابلاغی، قرار بوده است سهم مردم از هزینه درمان حدود ۳۰ درصد و سهم دولت و بیمهها ۷۰ درصد باشد، اما اکنون به گفته او بیش از ۷۰ درصد هزینهها از جیب بیمار پرداخت میشود.
او همچنین گفت قیمت بیش از ۷۰ درصد داروها افزایش یافته است.
اسحاقی گفت برخی بیمارستانها و داروخانهها نیز به دلیل تاخیر یا پرداخت ناقص مطالبات از سوی بیمهها، از ارائه بعضی خدمات یا تامین برخی داروها خودداری میکنند.
سخنگوی کمیسیون بهداشت تاکید کرد مسئولیت وضعیت سلامت فقط بر عهده وزارت بهداشت نیست و وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه نیز در تامین ارز و منابع مالی مسئولاند.
او همچنین از شکلگیری «نظام طبقاتی» در سلامت انتقاد کرد و گفت برخورداری مسئولان از بیمههای تکمیلی باعث میشود مشکلات افرادی را که فقط به بیمههای پایه یا روستایی متکیاند، بهدرستی درک نکنند.
برای وزیر اقتصاد و خانوادهاش دارو نداریم
رشد قیمت دارو را نمیتوان صرفا به حذف ارز ترجیحی نسبت داد، بلکه مجموعهای از عوامل از جمله جهش نرخ ارز، افزایش هزینه نهادههای تولید، سالها سرکوب قیمت، بیثباتی اقتصاد و ناکارآمدی سازوکارهای حمایتی، در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشتهاند.
اسحاقی در واکنش به اظهارات علی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی، درباره نبود منابع برای جبران مابهالتفاوت افزایش قیمت دارو گفت: «اعلام نبود منابع از سوی یک مدیر کافی نیست و وظیفه او یافتن راه تامین منابع است.»
او گفت به بیمارستانها و داروخانهها توصیه کرده بنری نصب کنند و روی آن بنویسند: «از دادن دارو به وزیر اقتصاد خودداری میکنیم. دارو برای وزیر اقتصاد و خانواده ایشان نداریم.»
اسحاقی همچنین خواستار خودداری از ارائه دارو و خدمات سلامت به وزیرانی شد که معتقدند منابعی برای جبران افزایش قیمت دارو وجود ندارد تا شاید کمبود برای آنها نیز «ملموس» شود.
او در پایان تاکید کرد سلامت مردم را نمیتوان صرفا مسالهای اقتصادی دانست و تصمیمگیری در این حوزه باید با در نظر گرفتن پیامدهای انسانی و امنیتی، انجام شود.
جمهوری اسلامی با طولانی کردن مذاکرات میکوشد هزینه سیاسی جنگ ایران را تا انتخابات میاندورهای آمریکا برای دونالد ترامپ بالا ببرد. این راهبرد میتواند رییسجمهوری آمریکا را تضعیف کند؛ هرچند برخی در ایران نگرانند ترامپ ضعیفشده، واکنش خطرناکتری نشان دهد.
پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک روزنامه گاردین، در یادداشتی تحلیلی در این روزنامه نوشت که برای بسیاری در ایران، گرفتن انتقام از ترامپ به هدفی مستقل در جنگ تبدیل شده؛ موضوعی که در مراسم دفن علی خامنهای نیز با درخواستهای گسترده برای انتقام بازتاب یافت.
بیاعتمادی جمهوری اسلامی به آمریکا سابقهای طولانی دارد، اما بخشی از خصومت کنونی شخصا متوجه ترامپ است. او توافق هستهای (برجام) را کنار گذاشت، دستور کشتن قاسم سلیمانی را صادر کرد و دو بار تهران را وارد مذاکرات هستهای کرد، اما پس از آن وارد جنگ با حکومت شد.
ترامپ بابت کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی یا تلاش برای کشتن مسعود پزشکیان نیز ابراز پشیمانی نکرده است.
با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای ماه نوامبر در ایالات متحده، رسانهها در ایران کاهش محبوبیت ترامپ را دنبال کرده و آن را به نارضایتی از جنگ و قیمت بالای نفت مرتبط میدانند.
مذاکراتی که از انتخابات عبور میکند
نویسنده گاردین در تحلیل خود نوشت که تمرکز بر انتخابات آمریکا در ایران، این هفته آشکارتر شد: کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت پس از توافق بر سر مسیر عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، رسیدن به مرحله دوم مذاکرات هستهای، دو تا چهار ماه زمان خواهد برد.
برنامه اولیه، آغاز این مرحله ظرف ۳۰ روز پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد با آمریکا بود، اما به گفته غریبآبادی، دولت ترامپ آن را کنار گذاشت.
او رفع تحریمها، پایان محاصره بنادر ایران، آزادسازی داراییهای ایران و تعهدات تازه برای خودداری از اقدامات خصمانه را از مقدمات مرحله دوم دانست؛ روندی که میتواند از انتخابات میاندورهای عبور کند.
اگر جدول زمانی تهران عملی شود، ترامپ هنگام انتخابات بدون تعهدی از تهران درباره سلاح هستهای و با صورتحساب اقتصادی سنگین جنگی شکستخورده، روبهرو خواهد بود.
جیسون برودسکی از «اتحاد علیه ایران هستهای»، احتمال ادامه درگیری بر سر تنگه هرمز را بالا دانست و گفت تهران علاقهای ندارد پیش از انتخابات به دولت ترامپ آرامش بدهد.
خبرگزاری حکومتی مهر نیز نوشت که جمهوری اسلامی، ترامپ را در برابر دوراهی قرار داده است: ادامه جنگ فشار سیاسی و اقتصادی و افت محبوبیتش را تشدید میکند؛ کاهش تنش هم ممکن است از سوی هوادارانش عقبنشینی از شعارهای انتخاباتی تلقی شود. از این منظر، نتیجه جنگ در صندوق رای آمریکا تعیین میشود، نه میدان نبرد.
ترامپ ضعیفتر، فرصت یا خطر؟
وینتور در ادامه تحلیل خود نوشت که برخی در تهران معتقدند از دست رفتن کنگره میتواند دست ترامپ را ببندد، به استیضاح او بینجامد یا تامین مالی جنگ را متوقف کند.
مصطفی زهرانی، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، تاکید کرده است که شکست انتخاباتی باعث میشود ترامپ نتواند به جنگ بازگردد و مذاکرات را جدی بگیرد.
اما ناصر هادیان، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، مخالف است.
به باور هادیان، تهران باید اکنون از پیروزیهایش بهره ببرد، زیرا ترامپ در صورت شکست در انتخابات، انگیزه کمتری برای توافق خواهد داشت و اسرائیل و دیگران راحتتر میتوانند به او فشار بیاورند.
به گفته او، کسانی که توصیه میکنند تا انتخابات صبر شود، سیاست آمریکا را نمیشناسند.
دیپلماتهای ایرانی در مجموع معتقدند نارضایتی مردم آمریکا از ادامه جنگ و نگرانی نامزدهای جمهوریخواه، آزادی عمل ترامپ را محدود خواهد کرد. با این حال، اگر او احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد، شکست انتخاباتیاش میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
حملات موشکی و پهپادی حوثیها به اردوگاههای آوارگان و مناطق مسکونی مأرب دو کشته و ۱۴ زخمی بر جا گذاشت. همزمان سازمان ملل هشدار داد خطر بازگشت یمن به یک جنگ گسترده، از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲ تاکنون به بالاترین سطح رسیده است.
ارتش یمن بامداد شنبه ۱۷ مرداد اعلام کرد در چند جبهه در امتداد خطوط تماس به حملات نیروهای حوثی پاسخ داده است.
ارتش جزییاتی از این عملیات یا زمان انجام آن منتشر نکرد، اما گفت هرگونه حمله بیشتر به نیروهایش را با آنچه «اقدامات نظامی لازم» خواند، پاسخ خواهد داد.
خبرگزاری دولتی سبا به نقل از مقامهای محلی گزارش داد حوثیهای همسو با جمهوری اسلامی، ۱۶ مرداد با موشکهای بالستیک و پهپاد، اردوگاههای آوارگان و محلههای مسکونی شهر مأرب را هدف قرار دادند.
این تبادل حملات نشاندهنده تشدید چشمگیر درگیری میان حوثیها و نیروهای دولت یمن است که از حمایت بینالمللی برخوردار است.
نبردهای گسترده میان دو طرف طی سالهای گذشته تا حد زیادی فروکش کرده بود و تحولات اخیر نگرانیها را درباره بازگشت جنگی وسیعتر، افزایش داده است.
همزمان با گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به بخشهای بیشتری از منطقه، یک مقام ارشد عربستان سعودی ۱۵ مرداد گفت ریاض انتظار دارد حملات هماهنگ حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی تحت نظارت سپاه پاسداران به این کشور، بهزودی آغاز شود.
ایران و متحدانش در یمن و عراق به این طرح موضع عربستان سعودی واکنش نشان ندادهاند هرچند مقاومت اسلامی در عراق، ۱۶ مرداد اعلام کرد حملات به عربستان سعودی را به تعویق انداخته است.
در بیانیه این گروه آمده است: «در پاسخ به فراخوان حاج مجاهد، ابوحسن العامری و در همراهی با مواضع شرافتمندانه برخی از رهبران سیاسی شریف، تصمیم گرفته شد پاسخی که قرار بود امروز، بیستوسوم ماه صفر، انجام شود، به تعویق بیفتد.»
این بیانیه «از کسانی که کرسی قدرت آنان را از پاسداری از خونها و حاکمیت نقضشده [کشور] غافل کرده است»، خواست تا «در رفتار خود بازنگری کنند و به راه درست بازگردند».
تشدید حملات در مأرب و حضرموت
حوثیها ۱۶ مرداد اعلام کردند نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی، انبارها، خودروها و تجهیزات نظامی در پادگان صحنالجن در مأرب را با موشک و پهپاد هدف قرار دادهاند.
خبرگزاری رویترز نوشت که نتوانسته است ادعاهای هیچ یک از طرفین را بهطور مستقل تایید کند.
این حملات یک روز پس از آن انجام شد که به گزارش رویترز، بر اساس اعلام منابع دولتی، دستکم ۳۰ نیروی دولت یمن در حملات به اردوگاههای نظامی در استانهای مأرب و حضرموت کشته شدند؛ یکی از مرگبارترین موارد تشدید درگیریها در ماههای اخیر.
خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع نظامی از کشته شدن دستکم ۵۸ نیروی دولتی در این حملات خبر داد.
حوثیها مسئولیت حملات ۱۵ مرداد را نیز بر عهده گرفتند و گفتند مراکز استقرار نیروهای نظامی عربستان سعودی در این دو استان را هدف قرار دادهاند.
این گروه اعلام کرد پیش از حملات، تجمع گسترده نیروهای سعودی را برای آغاز عملیات علیه مناطق تحت کنترل حوثیها، شناسایی کرده بود.
هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، ۱۶ مرداد گفت حملات اخیر در مأرب و حضرموت، در کنار ازسرگیری حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن، یمن را با بالاترین خطر بازگشت به یک درگیری گسترده از زمان آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ روبهرو کرده است.
او از همه طرفها خواست حداکثر خویشتنداری را به خرج دهند و در مذاکرات تحت هدایت سازمان ملل مشارکت کنند.
گروندبرگ هشدار داد ادامه خشونت میتواند یمن را بیش از پیش به رویارویی گسترده منطقهای بکشاند.
هشدار شورای امنیت درباره تشدید تنشها
شورای امنیت سازمان ملل نیز ۱۶ مرداد درباره افزایش تنشها در یمن ابراز نگرانی کرد و گفت اقدامات اخیر امنیت منطقه و حقوق و آزادیهای کشتیرانی را تهدید میکند، خطر تشدید بیشتر درگیریها را در پی دارد و تلاشها را برای دستیابی به صلح تضعیف میکند.
شورای امنیت از حوثیها خواست از تشدید تنش خودداری کنند و استفاده از «کانالهای موجود گفتوگو» را برای کاهش تنشها توصیه کرد.
حوثیها ماه گذشته در واکنش به آنچه «محاصره یمن» از سوی عربستان سعودی توصیف کردند، محاصره دریایی عربستان سعودی را در دریای سرخ اعلام کردند.
ریاض این اتهام را رد کرده است.
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ و پس از آن که حوثیها در سال ۲۰۱۴ صنعا، پایتخت یمن، را تصرف کردند، رهبری ائتلافی نظامی را در حمایت از دولت بهرسمیت شناخته شده یمن بر عهده داشته است.
جنگ، یمن را ویران کرده و یکی از وخیمترین بحرانهای انسانی جهان را در این منطقه رقم زده است.
آتشبس سال ۲۰۲۲ عملیات تهاجمی نظامی در داخل یمن و در آن سوی مرزهای این کشور را متوقف کرد و به کاهش شدید درگیریها انجامید. این آتشبس دو بار تمدید شد و در اکتبر همان سال رسما به پایان رسید، اما درگیریهای گسترده بلافاصله از سر گرفته نشد و یمن وارد دورهای از آرامش نسبی شد.
وبسایت الحره در گزارشی تحلیلی نوشت در حالی که مذاکرات میان واشینگتن و تهران به بنبست رسیده، سیاست کاخ سفید در قبال جنگ ایران در هفتههای اخیر بیش از پیش تحت تاثیر میزان نفوذ نسبی جیدی ونس معاون رییسجمهوری، و مارکو روبیو وزیر امور خارجه، قرار گرفته است.
بهنوشته الحره، ونس از رویکردی بیشتر مبتنی بر دیپلماسی حمایت میکند؛ رویکردی که ریشه در مخالفت جریان «اول آمریکا» با گرفتار شدن ایالات متحده در منازعات خارجی دارد. روبیو اما موضع متفاوتی دارد که با دیدگاههای دیرینه او درباره کوبا و ونزوئلا همخوان است.
بهنوشته الحره که زیر نظر سازمان رسانههای جهانی ایالات متحده (U.S. Agency for Global Media,USAGM) فعالیت میکند، هر دو به دونالد ترامپ دسترسی مستقیم دارند اما رییسجمهوری معمولا بر قضاوت شخصی خود تکیه میکند.
جان کالابرس، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه، در همین باره به الحره گفته است: «جهت نهایی سیاست، کمتر به این بستگی خواهد داشت که چه کسی در یک مناظره ایدئولوژیک داخلی پیروز شود و بیشتر به این بستگی دارد که خود ترامپ در نهایت در کجا بایستد. ترامپ در گذشته برای انعطافپذیری ارزش زیادی قائل بوده و ممکن است همچنان اجازه دهد دیدگاههای رقیب در اطرافش حضور داشته باشند، اما به نظر میرسد بیش از هر چیز و هر کس دیگری به "غرایز" و قضاوت خودش اعتماد دارد.»
براساس این گزارش اکنون اما اختلاف میان اردوگاه ونس و روبیو، هرچند دولت ترامپ رسما وجود چنین شکافی را انکار میکند، در هفتههای اخیر آشکارتر شده است.
ونس در ۱۵ ژوئیه، در گفتوگو با پادکست جو روگان آشکارا از نقشی که بهگفته او تندروها در فروپاشی یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن داشتند انتقاد کرد؛ توافقی که نظارت بر اجرای آن به معاون رییسجمهوری سپرده شده بود.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه، در انتقاد از مفاد آن توافق و با این استدلال که بیش از حد در برابر جمهوری اسلامی نرمش نشان داده است، گفته بود ترامپ «مشاوره بدی» دریافت کرده است.
ونس بدون نام بردن از افراد مشخص گفت: «در نظام آمریکا افرادی هستند که بهشدت جنگطلباند و به این توافق حمله کردهاند و در برخی موارد، صادقانه بگویم، تلاش کردهاند آن را از مسیر خارج کنند.»
معاون رییسجمهوری افزود: «اگر خواهان سیاستی تندروانه در قبال ایران هستید، این تصور که دونالد ترامپ به شما خیانت کرده چون همزمان تلاش میکند از طریق مذاکره نتیجه خوبی برای مردم آمریکا به دست آورد، دیوانهوار است.»
براساس گزارش سیانان، ونس در نشست ۲۴ ژوئیه در دفتر بیضیشکل کاخ سفید نیز به ترامپ هشدار داد که ازسرگیری حملات نظامی میتواند خطرناک باشد.
در مقابل، مارکو روبیو روز ۲۳ ژوئیه، در حاشیه نشست اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا در مانیل پایتخت فیلیپین، در واکنش به سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، درباره اصل «چشم در برابر چشم» در این جنگ گفت: «سیاست رییسجمهوری ترامپ این است: یک سر در برابر یک چشم.»
روبیو افزود: «آنها برای کارهایی که انجام میدهند بهای بسیار سنگینی خواهند پرداخت.»
بهنوشته الحره موضع وزیر امور خارجه از حمایت برخی دیگر از مقامهای بلندپایه دولت ترامپ، از جمله پیت هگست، وزیر دفاع، و مایکل والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، برخوردار است.
در مقابل، موضع ونس نیز در میان برخی چهرههای شاخص کنگره، از جمله رند پال، سناتور جمهوریخواه، حامیانی دارد.
الحره در گزارش خود نوشت از نظر دیدگاه درباره اینکه آمریکا باید در داخل و خارج چه اولویتهایی داشته باشد، ونس و روبیو از دو دنیای کاملا متفاوت میآیند.
معاون رییسجمهوری به دیدگاه «اول آمریکا» باور دارد که منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده را در اولویت قرار میدهد.
ونس در خانوادهای در ایالت اوهایو بزرگ شد که بسیاری از مشکلات طبقات فقیر و متوسط آمریکا را تجربه میکرد یا از نزدیک شاهد آنها بود؛ از جمله اعتیاد به مواد مخدر و خشونت خانگی. معیشت و فرصتهای چنین مردمی اغلب از روند جهانیشدن و ماجراجوییهای آمریکا در خارج از کشور آسیب دیده است. کتاب پرفروش او، «مرثیه هیلبیلی» (Hillbilly Elegy)، بازتاب همین تجربه است.
داستان روبیو اما کاملا متفاوت است: او در خانوادهای کوبایی بزرگ شد که اندکی پیش از انقلاب کوبا به آمریکا مهاجرت کرده بودند. روبیو دوران کودکی و جوانی خود را در میامی و در میان جامعه بزرگ تبعیدیان کوبایی گذراند.
در همین محیط بود که او در واکنش به حکومت فیدل کاسترو، دیدگاهی شدیدا ضدکمونیستی پیدا کرد. این نگاه بعدها با نوعی بینالمللگرایی جنگطلبانه و باور به نقش آمریکا در ترویج دموکراسی و آزادی در سراسر جهان درهم آمیخت و روبیو را به یکی از برجستهترین مروجان این دیدگاه در نسل خود تبدیل کرد.
کالابرس به الحره گفت: «به نظر میرسد روبیو موقعیت بهتری دارد، زیرا بهعنوان وزیر امور خارجه، دستگاه اصلی سیاست خارجی را در اختیار دارد.»
او افزود: «با این حال، ونس همچنان صدایی مهم است، هم به دلیل نزدیکیاش به رییسجمهوری ترامپ و هم بهدلیل نفوذش در جناحی از دولت که بیشتر خواهان خویشتنداری است.»
اختلاف نظر ونس و روبیو بر سر جنگ در حالی خود را نشان میدهد که انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز چندان دور نیست. براساس نظرسنجیها، این دو با فاصله زیاد مهمترین نامزدهای احتمالی برای کسب نامزدی حزب جمهوریخواه هستند، هرچند روبیو گفته است اگر معاون رییسجمهوری تصمیم به نامزدی بگیرد، از او حمایت خواهد کرد.
بهنوشته الحره بهترین نتیجه برای هر دو، ونس و روبیو، یک پیروزی روشن و قاطع آمریکا خواهد بود.
راس هریسون، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه و نویسنده کتاب «رمزگشایی سیاست خارجی ایران» (Decoding Iran’s Foreign Policy)، گفت: «دونالد ترامپ در یک تله تشدید تنش گرفتار شده است.»
او افزود: «اگر تنش را بیشتر تشدید کند، میتواند خسارت بیشتری به ایرانیها وارد کند، اما بدون هیچ نتیجه راهبردی واقعی، و حتی شاید با نتیجهای منفی از نظر راهبردی، زیرا ممکن است کنترل جنگ را از دست بدهد. اگر تنشزدایی کند، ضعیف به نظر خواهد رسید.»
هریسون گفت در چنین شرایطی، اختلاف میان ونس و روبیو شاید تاثیر چندانی بر نتیجه نهایی جنگ نداشته باشد.
او گفت: «بله، چنین شکافی بهطور کلی وجود دارد؛ ونس بسیار بیشتر انزواطلب است و روبیو بسیار جنگطلبتر. اما مطمئن نیستم که در همین مقطع زمانی، این اختلاف تا چه اندازه واقعا تعیینکننده باشد.»