عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: جمهوری اسلامی به اسم عمان با آمریکا مذاکره میکند


احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران درباره مذاکرات مربوط به تنگه هرمز گفت جمهوری اسلامی به اسم عمان اکنون در حال مذاکره با آمریکا است و افزود: «آمریکا میخواهد زیر بار نرود، عمان را جلو انداخته است.»
او گفت جمهوری اسلامی پیش از جنگ ۴۰ روزه تنها درباره بستن تنگه هرمز صحبت میکرد، اما در جریان جنگ آن را بست و پس از آن آمریکا پیشنهاد کرد تعرفه عبور کشتیها را دریافت و بخشی از درآمد آن را به جمهوری اسلامی پرداخت کند، اما تهران این پیشنهاد و حضور آمریکا در منطقه را نپذیرفت.
بخشایش اردستانی افزود در نهایت آمریکا از طریق عمان وارد گفتوگوها شد و مسقط «از طرف آمریکا» با جمهوری اسلامی مذاکره میکند.
او گفت ۷۵ درصد تنگه هرمز متعلق به جمهوری اسلامی و ۲۵ درصد متعلق به عمان است و در صورت دریافت عوارض از کشتیهای عبوری، سهچهارم درآمد به جمهوری اسلامی و یکچهارم به عمان میرسد.
این نماینده مجلس همچنین گفت بر اساس توافق مورد بحث، جمهوری اسلامی هفت درصد از بار کشتیهای عبوری تعرفه میگیرد، مدیریت تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت و سهم عمان بر اساس طول ساحل آن ۲۵ درصد خواهد بود.
او افزود بر اساس این ترتیبات، کشتیها از سمت جمهوری اسلامی وارد تنگه و از مسیرهای مربوط به عمان و جمهوری اسلامی خارج خواهند شد و گفت: «حاکمیت تنگه هرمز در اختیار ایران است.» بخشایش اردستانی همچنین گفت پیش از این، حاکمیت تنگه در اختیار آمریکا بود و جمهوری اسلامی از آن درآمدی نداشت.
اختلاف بر سر سهم ایران از دریای خزر
بخشایش اردستانی در بخش دیگری از گفتوگو گفت سهم ایران از دریای خزر «در نهایت بین پنج تا هفت درصد» خواهد بود و برخی آن را بین شش تا ۱۱ درصد اعلام میکنند.
او افزود اگر سهم ایران ۲۰ درصد تعیین شود، سهم جمهوری آذربایجان کاهش مییابد و اختلاف دو کشور بیشتر میشود.
این نماینده مجلس گفت جمهوری اسلامی، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر سهم خزر اختلاف دارند و یکی از راههای حل آن، مدیریت مشترک منابع بستر دریا و تقسیم درآمد میان پنج کشور ساحلی است.
بخشایش اردستانی همچنین گفت طرفهای دیگر استدلال میکنند ایران در دوره شوروی نیز «بیشتر از هفت درصد» از خزر استفاده نمیکرد و از دولت خواست پیش از بررسی لایحه در مجلس برای افزایش سهم ایران اقدام کند.






ملیسا ردین، نویسنده و خبرنگار سرشناس ورزشی، در بخشی از کتاب خود با عنوان «فقط محمد صلاح» به جزئیات تازهای از زندگی، سختیها و فداکاریهای بیحدومرز محمد صلاح پرداخته است.
کتابی خواندنی از مسیر پرفرازونشیب این ستاره که نشان میدهد او چگونه با ارادهای پولادین و عبور از دل محرومیت، رؤیای رسیدن به قلههای فوتبال جهان را محقق ساخت.
محمد صلاح، ستاره برجسته فوتبال جهان، پنجشنبه پس از ورود به کشور ترکیه، رسماً قرارداد خود را با باشگاه ترابزوناسپور امضا کرد. او هنگام ورود به ورزشگاه خانگی این تیم، با استقبال بینظیر و باشکوه هزاران هوادار پرشور روبهرو شد؛ هوادارانی که با سردادن شعارها و تشویقهای کرکننده به او خوشآمد گفتند و صلاح نیز با ابراز احساساتی پرشور، پاسخ این محبت گسترده را داد.
اما پشت این صحنههای باشکوه، قصهای از سرسختی و فداکاری عجیب نهفته است؛ داستانی که از باشگاه المقاولون العرب در قاهره آغاز شد؛ جایی که تصویر چهره صلاح بر بالای ورودی آن، یادآور این حقیقت است که استعداد بدون انضباط و اراده، هرگز به ثمر نمیرسد.
حمدی نوح، نخستین مربی صلاح در المقاولون که صلاح از او بهعنوان «پدر دوم» خود یاد میکند، میگوید او مایل بود همهچیز را فدا کند تا یاد بگیرد و پیشرفت کند. این فداکاری برای نوجوانی اهل روستای «نجریج» به معنای تحمل روزانه یک سفر رفتوبرگشت ۹ ساعته، آن هم پنج روز در هفته بود.
مسیر طاقتفرسای او شامل تعویض دستکم چهار مینیبوس در هر مسیر بود؛ بهطوریکه برای رسیدن به تمرینات در قاهره، ابتدا از تقاطع روستای نجریج به بسیون میرفت، سپس به طنطا (مرکز استان غربیه)، از آنجا با طی مسافتی ۱۰۰ کیلومتری به شلوغی میدان رمسیس قاهره میرسید و در نهایت راهی شهرک نصر میشد.
در روزهای بدشانسی نیز مجبور بود مسافتی دو کیلومتری و سربالایی را بدود تا بهموقع به زمین تمرین برسد.
پس از چهار ساعت تمرین، او همین مسیر را دقیقاً برمیگشت تا به خانه بازگردد. صلاح درباره آن روزها میگوید: «وقتی جوان بودم احساس خستگی نمیکردم، چون کاری را انجام میدادم که دوست داشتم و دنبال رؤیایی بودم که باید به آن میرسیدم. من وضعیت سختم را نمیدیدم، بلکه هدفم را میدیدم. اینها روزهایی است که هنوز به آنها فکر میکنم، هرگز فراموششان نمیکنم و وقتی یاد همهچیز میافتم، لبخند میزنم.»
با این حال، این مسیر برای خانوادهاش پر از استرس بود. مادرش همواره از حوادث مرگبار مینیبوسهای شهری بیم داشت و حتی پس از یک تصادف شدید در این مسیر، بیش از ۲۰ بار با تلفن همراه صلاح تماس گرفت، اما صلاح از فرط خستگی به خوابی عمیق رفته بود و پاسخ نداد.
پدرش، صلاح غالی، که کارمند دولت و فروشنده گل یاس بود، هزینههای رفتوآمد او را تأمین میکرد؛ هزینههایی که از دوران کودکی و حضور در تیمهای بسیون و طنطا آغاز شده بود و تا المقاولون ادامه داشت.
در میان خاطرات کمتر شنیدهشده کتاب «پادشاه مصر»، شبهایی قرار دارد که صلاح به همراه یکی از دوستانش جایی برای ماندن در قاهره نداشتند.
آنها یک شب را پنهانی، با اجازه یکی از کارمندان، در اتاق اداری باشگاه المقاولون گذراندند؛ در حالی که صلاح از کفشهایش بهعنوان بالش استفاده کرد و ساعت را روی ۶ صبح تنظیم کرد تا پیش از آمدن بقیه، لو نروند.
شب بعد، شرایط سختتر شد و آنها مجبور شدند زیر آسمان سرد قاهره، روی چمن زمین شماره ۲ باشگاه بخوابند.
لحظه تحول واقعی زمانی رخ داد که صلاح در ۱۸سالگی به تیم اصلی پیوست و اجازه یافت در خوابگاه باشگاه اقامت کند. او میگوید: «از نظر روانی حس کردم که برای خودم کسی شدهام و به یک ستاره تبدیل شدهام. قبلاً میدیدم بازیکنان تمرین را تمام میکنند و به طبقه بالا میروند، اما من باید راهی نجریج میشدم. با خودم میگفتم یک روز من هم به آن بالا میروم.»
ستارهای که روزی رؤیای رفتن به اتاقهای طبقه بالای خوابگاه باشگاه را داشت، در نهایت بالاتر از هر فوتبالیست دیگری در تاریخ مصر قرار گرفت و اکنون فصل جدیدی از دوران ورزشی خود را در ترابزوناسپور آغاز میکند.
اسرائیل و ایالات متحده، آزمایش برنامهریزیشده سامانه دفاع موشکی «پیکان» را با موفقیت در مرکز اسرائیل انجام دادند. این آزمایش در بحبوحه ادامه تنشها با حکومت ایران، بخشی از برنامهای چندساله برای تقویت توان مقابله با موشکهای بالستیک دوربرد بود.
سازمان دفاع موشکی اسرائیل و آژانس دفاع موشکی آمریکا هدایت این آزمایش را با مشارکت ارتش و صنایع هوافضای اسرائیل بر عهده داشتند.
مقامها جزییات فنی یا نوع رهگیر پرتابشده را اعلام نکردند، اما وزارت دفاع اسرائیل گفت آزمایش تازه برای ارزیابی فناوریهای طراحیشده در برابر تهدیدهای کنونی و آینده منطقه انجام شده است.
سامانه پیکان شامل رهگیرهای پیکان ۲ و پیکان ۳ است و بالاترین لایه شبکه دفاع هوایی و موشکی اسرائیل را تشکیل میدهد.
فلاخن داوود، گنبد آهنین و سامانه در حال توسعه پرتو آهنین، دیگر اجزای این شبکهاند.
پیکان برای رهگیری موشکهای بالستیک دوربرد طراحی شده است. پیکان ۳ میتواند برخی تهدیدها را خارج از جو زمین هدف قرار دهد. این سامانه با استفاده از رادارهای گرین پاین و سوپر گرین پاین، تجهیزات فرماندهی و کنترل آتش و موشکهای رهگیر فعالیت میکند.
مقامهای اسرائیلی اعلام کردند که پیکان طی سه سال گذشته برای مقابله با موشکهای شلیکشده از سوی ایران و یمن به کار گرفته شده و شماری از تهدیدها را خارج از جو زمین رهگیری کرده است.
اسرائیل این سامانه را یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی خود در برابر حکومت ایران و گروههای شبهنظامی مورد حمایت تهران، از جمله حوثیهای یمن، میداند.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، آزمایش اخیر را نشانه قدرت صنایع دفاعی و تواناییهای فناوری این کشور خواند.
او گفت که پیکان در جریان جنگ، تهدیدهای متعددی را از سوی ایران و جبهههای دیگر رهگیری کرده است.
همزمان وزارت دفاع اسرائیل اعلام کرد تولید موشکهای رهگیر و افزایش ذخایر آنها شتاب گرفته است.
امیر بارام، مدیرکل این وزارتخانه، گفت اسرائیل همچنان در «وضعیت اضطراری» قرار دارد و همزمان تولید و ارتقای سامانه را افزایش میدهد.
صنایع هوافضای اسرائیل توسعهدهنده اصلی پیکان است و شرکتهای التا، البیت، تومر و رافائل نیز در ساخت رادار، سامانه کنترل آتش و رهگیرهای آن مشارکت دارند.
شرکت آمریکایی استارک اروسپیس نیز یکی از پیمانکاران این برنامه است.
به گفته مسئولان برنامه، در بهروزرسانیهای اخیر از هوش مصنوعی، تجربههای عملیاتی و روشهای تولید خودکار استفاده شده است.
دادههای آزمایش تازه قرار است در توسعه نسل بعدی این سامانه به کار گرفته شود.
این آزمایش در حالی انجام شد که تنشهای جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا همچنان بالاست و از سوی دیگر، واشینگتن و تهران مذاکرات درباره بازگشایی تنگه هرمز را ادامه میدهند.
برنامه پیکان با پشتیبانی مالی و فنی آمریکا اجرا میشود و از باسابقهترین طرحهای مشترک دفاع موشکی دو کشور به شمار میرود.
نتایج تازهترین پیمایش مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد کاربران ایرانی بهطور متوسط روزانه چهار ساعت و سه دقیقه از اینترنت استفاده میکنند؛ رقمی که حدود ۳۹ درصد کمتر از میانگین جهانی است.
یافتهها همچنین از کاهش کاربران پرمصرف و افزایش هزینه دسترسی به اینترنت جهانی حکایت دارد.
این پیمایش که در خرداد ۱۴۰۵ به سفارش وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت جمهوری اسلامی انجام شده، تجربه چهار هزار و ۶۰ نفر از ساکنان ۱۵ سال به بالای مناطق شهری و روستایی را بررسی کرده است. مصاحبهها بهصورت حضوری انجام شدهاند.
وبسایت «فیلتربان» با استناد به دادههای ایسپا گزارشی تهیه کرده که افزایش فیلترینگ، اختلالهای زیرساختی و هزینه ابزارهای عبور از محدودیتها را از عوامل احتمالی کاهش حضور کاربران در اینترنت میداند.
با این حال، پیمایش ایسپا به تنهایی رابطه علت و معلولی میان این عوامل و کاهش زمان استفاده را اثبات نمیکند.
مقایسه نتایج تحقیق ۱۴۰۵ با پیمایش خرداد ۱۴۰۴ ایسپا نشان میدهد الگوی مصرف اینترنت طی یک سال تغییر کرده است. سهم کسانی که روزانه کمتر از یک ساعت از اینترنت استفاده میکنند، از ۱۸.۹ درصد به ۲۲.۶ درصد رسیده است. در مقابل، سهم بزرگترین گروه مصرفکنندگان که در پیمایش سال ۱۴۰۴ روزانه دو تا پنج ساعت آنلاین بودند، از ۴۲.۸ درصد به ۲۴.۷ درصد کاهش یافته است؛ هرچند بازه زمانی این گروه در پیمایش جدید به سه تا پنج ساعت تغییر کرده است.
دو پیمایش از نظر حجم نمونه، شیوه مصاحبه، سفارشدهنده و برخی جزییات طراحی، یکسان نیستند؛ بنابراین مقایسه مستقیم نتایج آنها باید با احتیاط انجام شود.
پیمایش سال ۱۴۰۴ به سفارش انجمن تجارت الکترونیک تهران و با مصاحبه تلفنی از یکهزار و ۲۰۳ نفر انجام شده بود.
شماری از شهروندان در روزهای گذشته به ایراناینترنشنال گفتند پس از جنگ و دسترسی دوباره به اینترنت، حجم بستههای اینترنت همراهشان با سرعتی غیرعادی تمام میشود.
به گفته این کاربران، به دلیل «دزدی» اپراتورها، آنان برای حجم کمتر، ناچارند در فاصلههای کوتاهتر پول بیشتری بپردازند.
استفاده از فیلترشکن همچنان میان کاربران فراگیر است. بر اساس تحقیق جدید ایسپا، ۷۴.۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده میکنند؛ این میزان در پیمایش سال گذشته، با احتساب ابزارهای رایگان و پولی، ۷۸.۶ درصد بود.
همزمان، هزینه خرید فیلترشکن افزایش یافته است.
در پیمایش جدید ایسپا، ۶.۳ درصد کاربران ماهانه بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان و شش درصد بیش از یک میلیون تومان برای فیلترشکن میپردازند.
این یافته نشان میدهد دسترسی به اینترنت بدون محدودیت برای بخشی از کاربران بیش از گذشته به توان مالی آنها وابسته شده است.
با وجود محدودیتها، شبکههای اجتماعی خارجی همچنان انتخاب اصلی بیشتر کاربران است.
یافتههای ایسپا نشان میدهد ۷۱.۵ درصد پاسخدهندگان یا فقط از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند یا همزمان در پلتفرمهای داخلی و خارجی حضور دارند.
تنها ۲۴ درصد گفتهاند صرفا از شبکههای اجتماعی داخلی استفاده میکنند.
میانگین حضور روزانه در شبکههای اجتماعی خارجی دو ساعت و پنج دقیقه گزارش شده، در حالی که این رقم برای پلتفرمهای داخلی یک ساعت و ۳۷ دقیقه است.
این دادهها نشان میدهد سیاست هدایت کاربران به شبکههای داخلی تاکنون نتوانسته استفاده از پلتفرمهای خارجی را به حاشیه براند.
اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی و سازماندهی تجمعهای حامی حکومت پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، از تغییری در سیاست خیابانی حکومت حکایت دارد؛ تغییری که هدف آن دیگر تنها مهار معترضان نیست، بلکه حفظ خیابان بهعنوان عرصه نمایش مشروعیت و قدرت است.
محمد شجاعی، از سخنرانان حامی حکومت، در یکی از تازهترین اظهارات خود از هواداران جمهوری اسلامی خواست خیابانها را خالی نکنند. او وضعیت امروز را با دوران جنگ ایران و عراق مقایسه کرد و گفت: «آن روز میدان، جبهه جنگ بود و امروز میدان به خیابان آمده است.»
شجاعی در ادامه هشدار داد خالی کردن خیابانها میتواند زمینه را برای وقوع کودتا و تضعیف حاکمیت فراهم کند.
این اظهارات، در کنار مواضع مشابه مقامهای جمهوری اسلامی در هفتهها و ماههای اخیر، از یک چرخش معنادار در نگاه حکومت به خیابان حکایت دارد؛ فضایی که تا چندی پیش، بیش از هر چیز با اعتراض و تهدید امنیتی شناخته میشد، اکنون به یکی از مهمترین عرصههای رقابت سیاسی و مدیریت فضای عمومی بدل شده است.
خیابان در ایران، بیش از آنکه صرفا یک فضای شهری باشد، یکی از معدود عرصههایی است که جامعه میتواند در آن خود را به شکلی جمعی، آشکارا و فیزیکی بازنمایی کند. در شرایطی که امکان فعالیت آزاد احزاب، تجمعهای اعتراضی، تشکلهای مستقل و بسیاری از اشکال مشارکت سیاسی محدود است، خیابان به فضایی بدل شده که مطالبات اجتماعی، نارضایتیها و حتی همبستگیهای جمعی، بیش از هر جای دیگری در آن نمایان میشود.
آصف بیات، جامعهشناس ایرانی، در کتاب «سیاستهای خیابانی؛ جنبش تهیدستان در ایران»، خیابان را صرفا محل برگزاری اعتراض نمیداند. از نگاه او، خیابان جایی است که سیاست روزمره در آن شکل میگیرد؛ جایی که گروههای اجتماعی، بهویژه آنهایی که دسترسی محدودی به نهادهای رسمی قدرت دارند، از طریق حضور در فضای عمومی، مطالبات خود را به عرصه سیاست وارد میکنند.
در این چارچوب، صِرف «حضور» در خیابان نیز یک کنش سیاسی محسوب میشود؛ حتی پیش از آنکه شعاری داده شود یا بیانیهای خوانده شود. بیات از «سیاست خیابانی» به عنوان شکلی از سیاست یاد میکند که در آن، فضای عمومی به میدان منازعه بر سر قدرت و حق حضور تبدیل میشود. در چنین نگاهی، خیابان تنها محل عبور و مرور یا برگزاری راهپیمایی نیست؛ عرصهای است که در آن گروههای مختلف اجتماعی میکوشند نشان دهند چه کسی حق دارد در فضای عمومی دیده شود، چه کسی روایت مسلط را شکل میدهد و چه کسی نماینده جامعه است.
اگر این چارچوب را بر ایران امروز منطبق کنیم، اهمیت اعتراضات خیابانی در دو دهه گذشته نیز روشنتر میشود. از اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تا اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و در نهایت اعتراضات دی ۱۴۰۴، خیابان به مهمترین عرصه بیان نارضایتی اجتماعی تبدیل شد. هرچه امکان طرح مطالبات در نهادهای رسمی محدودتر شد، خیابان اهمیت بیشتری یافت، نه فقط به عنوان محل اعتراض، بلکه به عنوان آخرین میدان سیاست برای بخشهایی از جامعه که خود را بیرون از سازوکارهای رسمی تصمیمگیری میدیدند.
چارلز تیلی، جامعهشناس و مورخ آمریکایی، در نظریه «سیاست منازعهآمیز» توضیح میدهد که بخش مهمی از رقابتهای سیاسی، خارج از نهادهای رسمی و از طریق کنشهای جمعی در فضای عمومی شکل میگیرد. سیدنی تارو، اندیشمند علوم سیاسی و جامعهشناسی آمریکایی نیز در آثارش نشان میدهد که جنبشهای اجتماعی زمانی اثرگذار میشوند که بتوانند حضور خود را به شکلی پایدار و قابل مشاهده در عرصه عمومی تثبیت کنند. تجربه ایران در ماهها و سالهای اخیر حاکی از این است که خیابان، بیش از هر فضای دیگری، محل بروز این رقابت بوده است.
با این نگاه، واکنش جمهوری اسلامی پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ معنای دیگری پیدا میکند. اگر در سالهای گذشته، سیاست رسمی عمدتا بر کنترل خیابان و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات متمرکز بود، تحولات ماههای اخیر حاکی از آن است که حکومت در پی حفظ حضور مستمر نیروهای حامی خود در فضای عمومی است.
در ماههای پس از اعتراضات، برگزاری تجمعهای شبانه، برپایی موکبها، برنامههای مناسبتی و تلاش برای تداوم حضور در میدانها و خیابانهای اصلی شهرها، بخشی از این رویکرد بوده است. همزمان، ایران اینترنشنال صدها پیام از شهروندان در نقاط مختلف کشور دریافت کرده که از بهکارگیری شیوههای مختلف برای تشویق یا سازماندهی حضور در این تجمعها حکایت دارد؛ از فراهم کردن امکانات رفاهی و پذیرایی گرفته تا استفاده از شبکههای سازمانیافته برای انتقال افراد به محل برگزاری مراسم. در نتیجه، اولویت حکومت دیگر تنها جلوگیری از حضور معترضان نیست، بلکه خالی نماندن فضای عمومی نیز به یکی از دغدغههای آن بدل شده است.
اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی نیز با این برداشت همخوانی دارد. مجلس خبرگان، استمرار حضور مردم در تجمعات خیابانی را یک ضرورت میداند؛ رییس مجلس شورای اسلامی، خیابان را یکی از چهار جبهه اصلی کشور توصیف میکند؛ سخنگوی دولت چهاردهم و شماری دیگر از مقامهای دولتی نیز در مواضع رسمی خود از حضور مستمر حامیان خود در خیابانها قدردانی میکنند. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، از تغییری در تلقی حکومت از خیابان حکایت دارد؛ خیابانی که دیگر فقط محل بروز بحران تلقی نمیشود، بلکه به یکی از عرصههای مدیریت و مهار اعتراضهای مخالفان حکومت نیز تبدیل شده است.
در نهایت، آنچه امروز در ایران بر سر آن رقابت میشود، تنها کنترل یک فضای شهری نیست. منازعه اصلی، بر سر تصاحب عرصهای است که در آن سیاست، مشروعیت و قدرت به شکلی عینی در برابر چشم جامعه بازنمایی میشوند. شاید به همین دلیل است که خیابان، بیش از هر زمان دیگری، در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی تکرار میشود. زیرا همانگونه که آصف بیات سالها پیش نوشت، در جامعهای که بسیاری از راههای مشارکت رسمی محدود شدهاند، خیابان فقط محل اعتراض نیست، بلکه آخرین میدان سیاست است.
ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد ۱۱ غیرنظامی در تازهترین حملات حوثیها به استان نجران در جنوب این کشور زخمی شدند. این خبر اندکی پس از هشدار ریاض درباره احتمال حمله گروههای نیابتی جمهوری اسلامی از شمال و جنوب به این کشور منتشر شد.
سخنگوی این ائتلاف بامداد جمعه ۱۶ مرداد به وقت محلی گفت هفت شهروند سعودی، از جمله یک زن و یک کودک چهار ساله، در این حملات زخمی شدند. کودک چهار ساله دچار سوختگی درجه دو شد. افزون بر این، یک شهروند یمنی، دو شهروند مصری و یک شهروند پاکستانی نیز در میان مصدومان بودند.
در بیانیه ائتلاف آمده است: «شبهنظامیان تروریست حوثی این حملات تروریستی را با گلولهباران کور اهداف غیرنظامی انجام دادند.»
کمتر از یک ساعت پیش از تایید زخمی شدن غیرنظامیان از سوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، رویترز به نقل از یک مقام سعودی هشدار داد چندین گزارش اطلاعاتی نشان میدهد شبهنظامیان عراقی با حوثیها هماهنگ شدهاند و با هدایت سپاه پاسداران برای حملات قریبالوقوع به عربستان سعودی آماده میشوند.
مقام ارشد سعودی به رویترز گفت ریاض انتظار دارد این حملات بهصورت هماهنگ و از دو جهت صورت گیرد؛ حوثیها از جنوب و شبهنظامیان عراقی از شمال. او که نخواست نامش فاش شود، گفت گزارشهای اطلاعاتی عربستان، ایالات متحده و دیگر کشورهای منطقه از احتمال هدف قرار گرفتن مراکز غیرنظامی و اقتصادی، از جمله زیرساختهای انرژی، بنادر و فرودگاهها حکایت دارند.
این مقام افزود عربستان با رصد کردن جابهجایی پهپادها و موشکها احتمال میدهد این تحرکات نشانهای از آمادهسازی برای عملیات از هر دو جهت باشد.
سیانان نیز به نقل از یک مقام سعودی نوشت این کشور نشستهایی با حضور عراقیها، حوثیها و شماری از اعضای سپاه پاسداران را رصد کرده است. این مقام گفت: «فکر میکنم آنها میخواهند حملات از شمال و جنوب را هماهنگ کنند.»
چند ساعت پیش از اعلامیه ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، حوثیها اعلام کرده بودند با موشک و پهپاد مواضع نظامی عربستان را در استانهای مأرب و حضرموت هدف قرار دادهاند. هر دو منطقه نامبرده در بیانیه حوثیها در خاک یمن قرار دارند.
۱۳ مرداد نیز حوثیها مسئولیت حمله به یک نفتکش سعودی به نام وفا در شمال دریای سرخ را بر عهده گرفتند.
در هفتههای گذشته تنشها میان حوثیها و عربستان سعودی شدت گرفته است. عربستان سعودی هفت مرداد اعلام کرد همراه با فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق را هدف قرار داده است. ریاض این گروهها را مسئول حملات پهپادی به تاسیسات نفتی خود دانست و شبهنظامیان عراقی نیز گفتند به حملات عربستان پاسخ خواهند داد.
در جبهه جنوبی عربستان سعودی نیز تنش افزایش یافته است. حوثیها آنچه را «محاصره دریایی» عربستان در دریای سرخ میخوانند برقرار کرده و مسئولیت چندین حمله به کشتیها و اهداف نظامی سعودی را بر عهده گرفتهاند. عربستان نیز در واکنش، مراکز نظامی حوثیها در یمن را هدف قرار داده است.
در کنار نشانههای تشدید تنش، به نظر میرسد مسیر دیپلماتیک همچنان باز است. مقام ارشد سعودی به رویترز گفت این تهدیدها بهویژه از آن رو نگرانکنندهاند که ریاض همچنان کاهش تنش و دستیابی به راهحلی از مسیر مذاکره را دنبال میکند. او افزود تماسها با همه طرفها، از جمله ایران، و تلاشهای میانجیگرانه ظاهرا در مسیر درست پیش میروند، اما احتمال داد هدف از حملات برنامهریزیشده، مختل کردن این تلاشهای دیپلماتیک باشد.