حسین شریعتمداری: گشودن تنگه هرمز، باز کردن معبر برای فرار دشمن است


حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، در واکنش به اظهارات کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، درباره تفاهم با عمان و تنگه هرمز، در یادداشتی نوشت گشودن این آبراه، «باز کردن معبر» و «کوچه باز کردن برای فرار دشمن» است و یکی از مهمترین اهرمهای جمهوری اسلامی را از بین میبرد.
او افزود میان بخشهای مختلف سخنان غریبآبادی تناقض وجود دارد و پرسید چگونه میتوان گفت تفاهم با عمان به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست، اما همزمان از عبور بخش قابلتوجهی از مسیرهای ورود و خروج کشتیها از آبهای سرزمینی ایران سخن گفت.
شریعتمداری با اشاره به سخنان غریبآبادی درباره عبور کشتیها از آبهای سرزمینی ایران، پرسید: «آیا عبور کشتیها به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست؟ چرا جمهوری اسلامی باید یکی از اصلیترین و موثرترین ابزارهای خود برای مقابله با آمریکا و متحدانش را از دست بدهد؟»






پژوهشی تازه نشان میدهد تنوع زبانی جهان حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش، با وجود ۲۰ هزار تا ۷۵ هزار زبان، به اوج رسید و سپس با گسترش کشاورزی فشرده و پیدایش دولت-ملتها، از جمله امپراتوریهای روم و یونان، بهسرعت کاهش یافت.
پژوهشگران در مطالعهای که یکم مرداد در نشریه علمی «ساینس» منتشر شد، با استفاده از دادههای جمعیتی و فرضهای متفاوت درباره شیوع بیماریها و تحول جوامع، چند مدل طراحی کردند تا برآورد کنند شمار زبانهای جهان در ۱۲ هزار سال گذشته چگونه تغییر کرده است. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
این پژوهش حاصل همکاری یک گروه بینالمللی از پژوهشگران است که از دانشگاههای هاروارد، تگزاس، ییل و موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک در آلمان گرد هم آمدند.
کلر باورِن، زبانشناس دانشگاه ییل و یکی از پژوهشگران این مطالعه، این دوره را «عصر طلایی تنوع زبانی» توصیف کرد.
یافتههای این پژوهش نظریهای رایج را به چالش میکشد که آغاز بحران انقراض زبانها را به ظهور استعمار در حدود ۵۰۰ سال پیش نسبت میدهد. بر اساس مدل تازه، روند گسترده نابودی زبانها احتمالا بسیار زودتر و با گسترش کشاورزی و شکلگیری حکومتهای بزرگ و متمرکز آغاز شده است.
در حال حاضر حدود ۷۵۰۰ زبان گفتاری یا زبان اشاره در سراسر جهان وجود دارد. نیمی از این زبانها در معرض خطرند و هر سال حدود چهار زبان از میان میروند.
شمار زبانهای باستانی چگونه برآورد شد؟
مطالعه زبانهای باستانی دشوار است، زیرا زبانها بر خلاف بسیاری از پدیدههای کهن ردی از خود بر جای نمیگذارند. خط نیز تنها در ۶۰۰۰ سال گذشته پدید آمده و در این مدت نیز فقط شماری از زبانها به شکل مکتوب ثبت شدهاند.
پژوهشگران برای برآورد تنوع زبانی در گذشته، ابتدا بیش از ۱۷۰ جامعه شکارچی و گردآورنده معاصر را در سراسر جهان بررسی کردند و ساختار این جوامع را نمونهای مشابه جمعیتهای پیش از پیدایش کشاورزی در نظر گرفتند.
این جوامع معمولا از چند صد تا بیش از ۱۰۰۰ نفر تشکیل میشوند و هر جامعه عمدتا یک زبان مستقل دارد. پژوهشگران نتیجه گرفتند این نسبتِ یکبهیک احتمالا پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نیز الگوی غالب بوده است.
جمعیت جهان در آن زمان بین چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تا هفت میلیون نفر برآورد میشود. بر همین اساس، پژوهشگران تخمین زدند در بازه زمانی مورد نظر احتمالا بین ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان در جهان وجود داشته است.
این برآورد نقطه آغاز مدل را مشخص کرد: حدود ۵۰۰۰ زبان برای شش میلیون نفر در ۱۲ هزار سال پیش. نقطه پایان نیز وضعیت کنونی بود که در آن، هشت میلیارد نفر به حدود ۷۵۰۰ زبان سخن میگویند.
گذار به کشاورزی این معادله را تغییر داد. افزایش دسترسی به غذا جمعیت جهان و شمار گویشوران هر زبان را بهشدت افزایش داد. تنوع زبانی نیز بیشتر شد، اما سرعت افزایش آن به اندازه رشد جمعیت نبود.
اگر جمعیتی با یک زبان مشترک به دو گروه تقسیم میشد، بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول میکشید تا زبان دو گروه به اندازهای تغییر کند که به دو زبان متمایز تبدیل شود.
پژوهشگران با استفاده از این دادهها، چندین سناریو را با فرضهای متفاوت درباره رشد جمعیت، شیوع بیماریها و تحول جوامع شبیهسازی کردند. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
زبانهایی که دیگر حتی نمیتوان تصورشان کرد
یافتههای این مطالعه با نظریه دیگری نیز مغایرت دارد که بیشترین تنوع زبانی را به پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نسبت میدهد.
پژوهشگران تاکید کردند مدل تازه احتمالا به بحثها درباره تاریخ زبانها جهت خواهد داد، اما به اختلافنظرهای موجود پایان نمیدهد. گروه پژوهشگران قصد دارد در مرحله بعد، تغییر تنوع زبانی را در مناطق مختلف جهان و در بازههای زمانی مشخصتر بررسی کند.
کیارا باربیری، متخصص ژنتیک و پژوهشگر تنوع زبانی در دانشگاه کالیاری ایتالیا، احتمال نابودی دهها هزار زبان در گذر زمان را حیرتانگیز خواند.
حتی زبانهای باقیمانده نیز تفاوتهای چشمگیری دارند؛ از وجود یا نبود جنسیت دستوری و حرف تعریف گرفته تا صداهای کلیکی و زیروبمیهایی که حامل معنا هستند، اما گویشورانِ غیربومی گاه حتی قادر به تشخیصشان نیستند.
باربیری گفت: «آیا مردمانی وجود داشتهاند که زبانهایی با ویژگیهایی پدید آورده باشند که اکنون بهسختی میتوانیم تصورشان کنیم؟ فکر کردن به این موضوع سرگیجهآور است.»
رویترز گزارش داد افبیآی در دوره ریاست کش پاتل همکاریهای بیسابقهای با نهادهای مجری قانون چین و روسیه آغاز کرده است. این همکاریها که بر مقابله با جرایم فراملی متمرکز است، در نهادهای ضدجاسوسی آمریکا نگرانیهایی درباره امنیت اطلاعات برانگیخته است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۱۴ مرداد بر اساس مصاحبه اختصاصی با پاتل و مشاهده یک سند داخلی افبیآی نوشت این همکاریها مقابله با کلاهبرداریهای سایبری، جرائم خشونتآمیز علیه کودکان، قاچاق مواد مخدر و تعقیب افراد فراری را در بر میگیرند.
بر اساس این گزارش، مقامهای وزارت امنیت عمومی چین در چارچوب این همکاریها به مراکز افبیآی در ایالات متحده رفتهاند و ماموران آمریکایی نیز برای رسیدگی مشترک به پروندهها و تبادل اطلاعات به چین سفر کردهاند. نیروهای دو کشور عملیات یورش و دستگیری مشترک نیز اجرا کردهاند.
به گفته رییس افبیآی این رفتوآمدها نوبتی است؛ یک ماه ماموران وزارت امنیت عمومی چین به آمریکا سفر میکنند و ماه بعد، ماموران افبیآی به چین میروند.
پاتل در مصاحبههایی اختصاصی با رویترز گفت ابتکارهای افبیآی برای همکاری با کشورهایی که آنها را «شرکای غیرسنتی» خواند، گزینشی است و به انواع مشخصی از جرایم فراملی، مانند شبکههای جهانی انتشار محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان و مراکز کلاهبرداری سایبری که آمریکاییها را هدف قرار میدهند، محدود میشود.
این همکاریها که در داخل افبیآی «کارگروه» نامیده میشوند، نشاندهنده تغییری عمده در رویکرد گذشته این نهاد است. این اقدام نگرانی مقامها و کارشناسان ضدجاسوسی آمریکا را درباره خطرهای بهاشتراکگذاشتن اطلاعات حساس امنیت داخلی با حکومتهای اقتدارگرا برانگیخته است؛ حکومتهایی که میکوشند موقعیت اقتصادی و نظامی ایالات متحده را در سراسر جهان تضعیف کنند.
افبیآی اعلام کرد در بهار امسال، این نهاد بههمراه وزارت امنیت عمومی چین و پلیس دبی در یورشی گسترده به یک مرکز کلاهبرداری سایبری در دبی، شرکت کرد. این عملیات به دستگیری ۳۰۰ نفر، توقیف ۳۰۰ میلیون دلار و آزادی هزاران کارگر قربانی قاچاق انسان انجامید.
رسانههای حکومتی چین گزارش دادند دستکم در یک مورد، فردی در چین که به «جرایم خشونتآمیز جدی» متهم بود، به ایالات متحده بازگردانده شد.
رویترز نوشت مقامهای آمریکایی مدتهاست روسیه و چین را بهجای متحدانی بالقوه در مبارزه با جرایم، منشاء صدور جرم و جنایت معرفی میکنند و این دو کشور را عامل فعالیتهای جاسوسی علیه منافع آمریکا در سراسر جهان میدانند.
پاتل معتقد است میتوان این خطرها را مدیریت کرد. او به رویترز گفت: «ما کاملا از رویکرد خصمانه این کشورها در بسیاری از موضوعها آگاهیم. این رویکرد متوقف نخواهد شد، اما اگر بتوانیم برای آمریکا موفقیتی به دست آوریم، باید وارد تعامل شویم.»
نگرانی از نفوذ و دسترسی به اطلاعات حساس
رویترز نوشت این همکاریها تغییری عمده در رویکرد سنتی آمریکا به چین و روسیه محسوب میشوند و در جامعه ضدجاسوسی این کشور نگرانیهایی درباره در اختیار گذاشتن اطلاعات حساس امنیت داخلی به دو رقیب جهانی واشینگتن پدید آوردهاند.
جف کراکر، مامور ارشد سابق افبیآی، گفت چین و روسیه «دشمنان» آمریکا هستند و دادن دسترسی به مقامهای چینی به تاسیسات دولتی، کارکنان دیپلماتیک و بخشهایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا خطرهای بزرگی بههمراه دارد.
به گفته او، ماموران چینی و روس ممکن است از چنین دسترسیهایی برای نفوذ استفاده کنند و این همکاری «پوشش بسیار مناسبی» برای فعالیتهایشان فراهم میکند.
سه کارمند سابق افبیآی نیز به رویترز گفتند این تدابیر معمولا شامل نظارت الکترونیکی و میدانی است؛ بهویژه هنگامی که بازدیدکنندگان از کشورهای شناختهشده بهعنوان خطرناکترین رقبای آمریکا میآیند.
کاخ کرملین و سفارت روسیه در واشینگتن به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
فاطمه پسندیده و عاطفه رمضانیزاده، دو عضو پیشین تیم ملی فوتبال زنان ایران، پنج ماه پس از خودداری از خواندن سرود جمهوری اسلامی در جام ملتهای آسیا و درخواست پناهندگی در استرالیا، تابعیت این کشور را دریافت کردند.
مراسم اعطای تابعیت به این دو فوتبالیست ایرانی، چهارشنبه ۱۴ مرداد در شهر بریزبین برگزار شد. پسندیده پس از پایان مراسم به روزنامه آسترِلیَن گفت: «بسیار هیجانزدهام.»
این دو بازیکن، همراه سه نفر دیگر از همتیمیهای خود، ۱۱ اسفند ۱۴۰۴، دو روز پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در مراسم آغازین دیدار تیم ملی فوتبال زنان ایران مقابل کره جنوبی در جام ملتهای آسیا، از خواندن سرود جمهوری اسلامی خودداری کردند.
پس از این اقدام، رسانهها و چهرههای حامی حکومت حملات و تهدیدهایی را علیه اعضای تیم آغاز کردند. رسانههای حکومتی این بازیکنان را «خائنان زمان جنگ» خواندند.
از میان بازیکنان و کادر تیم که از اردوی تیم ملی جدا شده بودند، تنها پسندیده و رمضانیزاده پس از دریافت حمایت بشردوستانه استرالیا، از تصمیم خود برای ماندن در این کشور عقبنشینی نکردند. سپاه پاسداران با اعمال فشار و تهدید خانوادههای بازیکنان در ایران، برای بازگرداندن آنان تلاش کرده بود.
علاوه بر این دو، زهرا سربالی، مونا حمودی و زهرا قنبری در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، از دولت استرالیا خواستند اجازه دهد در این کشور بمانند.
تونی برک، وزیر کشور استرالیا، ۱۸ اسفند از موافقت این کشور با اعطای پناهندگی به آنها خبر داد.
برک، با انتشار تصاویری در کنار این زنان نوشت: «شب گذشته توانستم به پنج زن از تیم ملی فوتبال زنان ایران بگویم که میتوانند در استرالیا بمانند، در امنیت باشند و اینجا خانهای داشته باشند.»
او ۲۰ اسفند در یک نشست خبری گفت درخواست ویزای بشردوستانه این پنج نفر پس از انتقالشان به مکانی امن با کمک پلیس فدرال استرالیا تایید شد.
دو عضو دیگر هیات اعزامی ایران نیز پس از آن ویزای بشردوستانه گرفتند و شمار دریافتکنندگان این ویزاها به هفت نفر رسید. با این حال، پنج نفر سرانجام از تصمیم خود منصرف شدند، استرالیا را ترک کردند و به اردوی تیم ملی زنان در مالزی پیوستند.
پیش از بازگشت تیم ملی فوتبال زنان ایران به کشور، گزارشهایی از اعمال فشار مدیران فدراسیون فوتبال و مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی و تهدید خانوادههای بازیکنان و اعضای تیم در ایران با هدف منصرف کردن آنها از پناهندگی به استرالیا منتشر شد. مقامهای جمهوری اسلامی اعمال فشار بر بازیکنان را رد کردند و گفتند استرالیا آنان را برای درخواست پناهندگی تحت فشار گذاشته است.
پسندیده و رمضانیزاده ۲۵ اسفند در محل تمرین تیم زنان بریزبین رور حاضر شدند و با این تیم تمرین کردند.
سخنگوی این تیم پس از اعطای تابعیت استرالیا به این دو بازیکن به روزنامه آسترلین گفت: «به فاطمه پسندیده و عاطفه رمضانزاده تبریک میگوییم. آنچه از فوریه بر آنها گذشته، بیش از چیزی است که اغلب مردم در سراسر زندگی خود تجربه میکنند. همه ما در بریزبین رور خوشحالیم که سهم کوچکی در رسیدن آنها به این مرحله داشتهایم. اکنون کوئینزلند خانه آنهاست. اگر زمانی بخواهند دوباره پیراهن تمرین بپوشند و به جمع ما بازگردند، در باشگاه همیشه به رویشان باز خواهد بود.»
کاز پاتافتا، مدیرعامل بریزبین رور، پیشتر از این دو بازیکن در مجموعه تمرینی باشگاه استقبال کرده و گفته بود این باشگاه «همچنان متعهد خواهد بود هنگام عبور آنها از مراحل بعدی، محیطی حمایتگر در اختیارشان بگذارد».
رویترز به نقل از پنج منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی پس از تهدیدهای ترامپ در پنجم و ششم مرداد، به کشورهای منطقه هشدار داد حمله تازه آمریکا را با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی انرژی منطقه تلافی خواهد کرد. مقامهای منطقه نیز ترامپ را متقاعد کردند حملات را متوقف کند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی که شامگاه چهارشنبه ۱۴ مرداد به وقت ایران منتشر شد، به نقل از این منابع نوشت پس از تهدیدهای دونالد ترامپ، مبنی بر هدف قرار دادن کوه کلنگ گَزَلا و دیگر اهداف از جمله پلها در ایران و بازگشت به «اقدامات نظامی بسیار قدرتمند» مقامهای جمهوری اسلامی در مجموعهای از تماسهای دیپلماتیک در سطوح عالی، پیام خود را به کشورهای منطقه منتقل کردند.
دو مقام ارشد ایرانی، دو منبع در کشورهای حاشیه خلیج فارس و یک دیپلمات ارشد منطقهای آگاه از این تماسها به رویترز گفتند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با وزیران امور خارجه عربستان سعودی، ترکیه و قطر و همچنین فرمانده ارتش پاکستان گفتوگو کرد. همه این منابع بهدلیل حساسیت موضوع خواستند نامشان فاش نشود.
به گفته دیپلمات ارشد منطقهای، عراقچی از متحدان واشینگتن در حاشیه خلیج فارس خواست از نفوذ خود بر ترامپ برای منصرف کردن او از آغاز دور تازه حملات استفاده کنند. او هشدار داد هرگونه حمله به ایران، به اقدام تلافیجویانه علیه مواضع آمریکا و تاسیسات انرژی در سراسر منطقه منجر خواهد شد.
این دیپلمات گفت پیام عراقچی در همه گفتوگوها یکسان بود: «ما آماده اقدام تلافیجویانهایم، اما دستیابی به راهحلی دیپلماتیک، بهترین راه برای جلوگیری از تشدید گستردهتر درگیری و ویرانی در سراسر منطقه است.»
یک منبع دیگر در کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت این هشدار خطاب به همه کشورهای منطقه بود، اما عمدتا از طریق عربستان سعودی و قطر منتقل شد.
عربستان سعودی تشدید تنش را مساوی با ویرانی بیشتر میداند
به گفته دیپلمات ارشد و منابع منطقهای، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، پس از آن با ترامپ گفتوگو کرد و از او خواست اقدام نظامی را به تعویق بیندازد، به مذاکرات بازگردد، برای برقراری آتشبس تلاش کند و دستیابی به توافقی دیپلماتیک را در پیش گیرد.
رویترز به نقل از نخستین منبع در کشورهای حاشیه خلیج فارس نوشت عربستان سعودی معتقد است تشدید بیشتر تنشها تنها ویرانی بیشتری به بار خواهد آورد. به همین دلیل از ترامپ خواست به دیپلماسی فرصت دهد.»
این تحرکات دیپلماتیک نشان میدهد جمهوری اسلامی میکوشد از تهدید به ایجاد ویرانی گستردهتر در منطقه بهعنوان اهرمی برای جلوگیری از حملات بیشتر آمریکا استفاده کند. این رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس را که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و اقتصادشان به صادرات انرژی وابسته است، در موقعیت دشواری میان واشینگتن و تهران قرار داده است.
قطر، عمان و عربستان سعودی همگی از واشینگتن خواستهاند مذاکرات با تهران را از سر بگیرد و مانع آغاز دوباره درگیری شود. دومین مقام ایرانی گفت جمهوری اسلامی هشدار داده است دور دیگری از حملات آمریکا میتواند «منطقه را به گلولهای از آتش تبدیل کند».
ترامپ شامگاه شنبه ۱۰ مرداد در شبکه اجتماعی تروثسوشال اعلام کرد به درخواست جمهوری اسلامی و دیگر کشورهای منطقه و به شرط دسترسی سریع به توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز کاملا و فورا باز و تهدید هستهای تهران برطرف شود، از حملهای گستردهتر از هر حمله دیگر بعد از جنگ جهانی دوم، چشم پوشیده است.
علی شهابی، تحلیلگر سعودی نزدیک به خاندان حاکم بر عربستان، درباره دیدگاه این پادشاهی نسبت به کنترل تنش در منطقه گفت ترکیبی از پاسخهای نظامی متناسب و ادامه فشار بر جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، موثرترین مسیر برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک و عملی است.
رهبران جمهوری اسلامی بارها خواستار تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه شدهاند و از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواستهاند تبادل اطلاعات با واشینگتن را متوقف کنند. تهران معتقد است این اطلاعات برای تسهیل حملات علیه ایران استفاده شده است.
یک مقام ارشد جمهوری اسلامی به رویترز گفت از نگاه تهران، ترامپ اکنون با دو انتخاب ناخوشایند روبهرو است: یا درگیریای را تشدید کند که ممکن است سراسر منطقه را دربر گیرد و عرضه جهانی انرژی را مختل کند، یا نتیجه مذاکراتی را بپذیرد که از پیروزی قاطعی که واشینگتن در پی آن است، فاصله دارد.
دیپلمات ارشد منطقهای گفت یکی از موانع اصلی دستیابی به توافق، اکراه واشینگتن از پذیرفتن نتیجهای است که به تهران امکان دهد خود را پیروز معرفی کند.
این دیپلمات افزود: «ایالات متحده به دنبال چیزی است که بتواند آن را نشانهای از پیروزی خود در جنگ معرفی کند.»
هوش مصنوعی امروزه طیف گستردهای از وظایف ذهنی را انجام میدهد. یافتههای پژوهشها حاکی از آن است که اگر این ابزار جایگزین تلاش فکری انسان شود، ممکن است به تضعیف مهارتهایی بینجامد که تنها با تمرین آموخته و حفظ میشوند.
هوش مصنوعی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ از نگارش متن و پاسخ به ایمیلها گرفته تا کمک در حل مسائل درسی و تصمیمگیریهای روزمره.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا سپردن بخشی از فرایندهای ذهنی به ماشین، توانایی انسان برای یادگیری و تفکر مستقل را تضعیف میکند یا برعکس، فرصتی برای یادگیری بهتر فراهم میآورد.
ترنت کش، دانشمند علوم رفتاری دانشگاه واترلو کانادا، معتقد است پاسخ این پرسش نه کاملا مثبت است و نه کاملا منفی.
او و همکارانش در مقالهای که تیرماه در نشریه «روندهای علوم شناختی» منتشر شد، استدلال کردند مهارتهایی که انسان از طریق تمرین و تجربه به دست میآورد، در صورت واگذاری مداوم به هوش مصنوعی ممکن است بهتدریج تحلیل بروند.
بهگفته کش، شواهد موجود نشان میدهد هرگاه انسان انجام یک مهارت مشخص را به هوش مصنوعی واگذار کند، احتمال حفظ آن مهارت کاهش مییابد.
با این حال، او این تصور را که هوش مصنوعی سرانجام انسان را از توانایی اندیشیدن محروم خواهد کرد، اغراقآمیز میداند و میگوید واقعیت بسیار پیچیدهتر از چنین سناریوهای آخرالزمانی است.
وبسایت ساینسنیوز گزارش داد نوع ابزار هوش مصنوعی و نحوه استفاده از آن، عوامل تعیینکننده در پیامدهای شناختی آن هستند.
اگر این فناوری جایگزین تلاش ذهنی لازم برای تمرین یک مهارت شود، احتمال افت عملکرد افزایش مییابد؛ اما اگر تنها نقش راهنما را ایفا کند و کاربر همچنان درگیر فرایند حل مساله بماند، میتواند به حفظ و حتی تقویت تواناییهای ذهنی کمک کند.
وقتی هوش مصنوعی جای تمرین را میگیرد
بر پایه نتایج چند پژوهش، اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی میتواند پیامدهای ناخواستهای برای یادگیری داشته باشد.
در یکی از این مطالعات که در سال ۲۰۲۵ روی پزشکان آموزشدیده برای تشخیص پولیپ در کولونوسکوپی انجام گرفت، استفاده مداوم از یک سامانه هوش مصنوعی باعث شد دقت پزشکان پس از کنار گذاشتن این ابزار کاهش یابد.
الگوی مشابهی در آموزش نیز مشاهده شد. پژوهشگران دریافتند دانشآموزان دبیرستانی که برای حل تمرینهای یک مفهوم جدید ریاضی از ابزارهایی مانند چتجیپیتی کمک گرفته بودند، پس از حذف این ابزار عملکرد ضعیفتری نسبت به همتایانی داشتند که از ابتدا بدون کمک هوش مصنوعی درس خوانده بودند.
این پژوهش به سرپرستی آلپ سونگو، اقتصاددان دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شد.
مطالعهای دیگر هم به نتایج مشابهی در حوزه درک مطلب رسید. شرکتکنندگانی که برای پاسخ دادن به پرسشهای تمرینی آزمون SAT از دستیار هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از حذف آن نهتنها پاسخهای درست کمتری ارائه کردند، بلکه بیش از دیگران از پاسخ به پرسشهای دشوار انصراف دادند.
پژوهشگران این موضوع را نگرانکننده توصیف کردند، زیرا پشتکار را یکی از ارکان اصلی یادگیری و کسب مهارت میدانند.
در مجموع، این مطالعات نشان میدهد هر زمان افراد تشخیص، حل مساله یا تصمیمگیری را به هوش مصنوعی واگذار کردند، عملکردشان پس از حذف این ابزار افت کرد.
کش این پیام را در یک جمله خلاصه میکند: «اگر از مهارتی استفاده نکنید، آن را از دست خواهید داد.»
او این رویکرد را «حفظ حضور در چرخه شناختی» مینامد؛ یعنی انسان باید همچنان بخش اصلی فرایند فکر کردن را بر عهده داشته باشد.
هوش مصنوعی در قامت معلم، نه ماشین پاسخ
به گزارش ساینسنیوز، پژوهشگران تاکید میکنند مشکل از خود هوش مصنوعی نیست، بلکه به شیوه استفاده از آن بازمیگردد.
سونگو میگوید انسان میتواند هم از مزایای این فناوری بهره ببرد و هم مهارتهای خود را حفظ کند، به شرط آنکه هوش مصنوعی بهجای ارائه پاسخ آماده، نقش یک مربی را ایفا کند.
او و همکارانش در پژوهشی دیگر ابزاری طراحی کردند که از نظر عملکرد به چتجیپیتی شباهت داشت، اما پاسخ نهایی را در اختیار دانشآموز قرار نمیداد.
این سامانه بهجای حل مستقیم مساله، سرنخ، راهنمایی و تشویق ارائه میکرد تا دانشآموز خود به پاسخ برسد.
نتایج حاکی از آن بود دانشآموزانی که از این ابزار استفاده کردند، به همان اندازه دانشآموزانی که با روش سنتی و کتاب درس خوانده بودند، مفاهیم جدید ریاضی را آموختند.
به گفته سونگو، تفاوت اساسی میان «هوش مصنوعی بهعنوان معلم» و «هوش مصنوعی بهعنوان ماشین تولید پاسخ» در همین نکته نهفته است؛ یادگیری واقعی زمانی رخ میدهد که فرد برای رسیدن به پاسخ، خود درگیر اندیشیدن و حل مساله باشد.
ساینسنیوز در پایان نوشت واگذاری وظایف به هوش مصنوعی باید آگاهانه باشد. اگر مهارتی برای فرد اهمیت دارد، نباید آن را به این فناوری سپرد؛ زیرا مهارتها تنها با تمرین شکل میگیرند و تنها با ادامه تمرین پایدار میمانند.