پلیس سیستان و بلوچستان: یک نیروی نظامی در ایرانشهر در حملهای مسلحانه کشته شد

پلیس سیستان و بلوچستان اعلام کرد افرادی مسلح با سلاح گرم به یک مامور انتظامی در ایرانشهر تیراندازی کردند و در پی این حمله، یک نیروی نظامی به نام «مهران سالارزاده» کشته شد.

پلیس سیستان و بلوچستان اعلام کرد افرادی مسلح با سلاح گرم به یک مامور انتظامی در ایرانشهر تیراندازی کردند و در پی این حمله، یک نیروی نظامی به نام «مهران سالارزاده» کشته شد.







والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت که دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، طرحی را برای اجرای یک کارزار هوایی سنگین و دو هفتهای علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است.
بهنوشته این روزنامه اکنون و پس از تازهترین حمله موشکی سپاه، ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا عملیات رزمی گسترده را از سر بگیرد یا نه.
بهنوشته والاستریت ژورنال برد کوپر اغلب زیر سایه دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، و پیت هگست، وزیر جنگ، قرار گرفته است؛ دو مقامی که بهطور منظم در دفتر بیضیشکل به ترامپ گزارش میدهند و نقش بسیار پررنگتری در بحثهای کاخ سفید درباره جنگ داشتهاند.
این روزنامه بهنقل از منابع خود نوشت با این حال این کوپر است که گزینهای برای اجرای یک کارزار هوایی سنگین علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال اکنون، پس از آنکه ترامپ در پی حمله موشکی غافلگیرانه جمهوری اسلامی در بامداد چهارشنبه وعده واکنش داده است، رییسجمهوری باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه پیش برود.
او میتواند حتی با وجود هشدارهایی مبنی بر اینکه ذخایر مهمات پدافند هوایی آمریکا رو به کاهش است، با گزینه کوپر برای اجرای ۱۰ تا ۱۴ روز حملات هوایی فشرده موافقت کند؛ حملاتی که با هدف فلج کردن توان موشکی جمهوری اسلامی طراحی شدهاند. یا ممکن است حملهای نظامی با دامنه محدودتر را انتخاب کند، با این امید که همچنان بتوان مسیر دیپلماسی را دنبال کرد.
بهنوشته والاستریت ژورنال منتقدان در کنگره میگویند هرگونه کارزار هوایی جدید میتواند دولت را عمیقتر در جنگ فرو ببرد. ترامپ طی هفتهها میان دیپلماسی منقطع و تهدیدهای آکنده از الفاظ رکیک برای بازگشت به عملیات رزمی گستردهای که در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دیده شد، در نوسان بوده است.
یک مقام ارشد دولت چهارشنبه گفت ترامپ «در حالوهوای تشدید تنش» قرار دارد، اما هنوز درباره «عمق این واکنش» در حال تصمیمگیری است.
بهگفته افرادی که با دیدگاه کوپر آشنا هستند، منطق پشت گزینه حداکثری او این است که آمریکا باید از حملات تلافیجویانه محدود و موردی فراتر برود؛ حملاتی که در بازداشتن تهران از تهدید کشتیها در تنگه هرمز و شلیک موشک به سوی نیروهای آمریکایی در منطقه تاثیر چندانی نداشتهاند. بر اساس این طرح، واشنگتن باید جنگ را بهشدت تشدید کند.
کوپر گفته است اگر آمریکا میخواهد اقدام نظامی موثر باشد، باید حملات هوایی خود را افزایش دهد و با وارد کردن ضربهای جدی به تهدید موشکی جمهوری اسلامی، برای شکستن بنبست تلاش کند.
این رویکرد «با تمام توان وارد شو»، که یکی از چندین گزینه طراحیشده از سوی اوست، نیاز آمریکا به استفاده از مهمات دفاعی را کاهش خواهد داد، زیرا جمهوری اسلامی توان کمتری برای حمله خواهد داشت.
والاستریت ژورنال بهنقل از این افراد افزود کین که محتاطتر توصیف میشود، اغلب کاخ سفید را نسبت به «پیامدهای مرتبه دوم و سوم» گزینههای نظامی آگاه میکند.
او نگرانیهایی درباره کاهش ذخیره موشکهای رهگیر پدافند هوایی آمریکا مطرح کرده است؛ مهماتی که برای دفاع از پایگاهها و متحدان آمریکا در دیگر نقاط جهان و همچنین مقابله با حملات موشکی جمهوری اسلامی ضروری هستند.
بهگفته این افراد، کین معتقد است پایین بودن سطح ذخایر مانع ازسرگیری عملیات رزمی گسترده علیه جمهوری اسلامی نمیشود، اما خطرات آن را افزایش میدهد.
سخنگویان کین و کوپر از اظهارنظر درباره رایزنیهای داخلی خودداری کردند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، چهارشنبه یک روز پس از دیدار با ترامپ، با هگست ملاقات کرد.
مقامها گفتهاند اگر دولت ترامپ تصمیم بگیرد به عملیات رزمی گسترده بازگردد، ممکن است نیروهای اسرائیلی نیز در یک حمله بزرگ احتمالی آمریکا مشارکت داشته باشند.
ترامپ چهارشنبه نشان داد که از هماکنون برای ازسرگیری حملات مصمم است، هرچند جزئیات را مشخص نکرد و راه مذاکره را نیز باز گذاشت.
ترامپ به فاکسنیوز گفت: «حسابی پدرشان را درمیآوریم.»
او افزود: «ضربات سختی به آنها وارد خواهیم کرد.»
ترامپ ادامه داد: «اجازه میدهیم همچنان به گفتوگو ادامه دهند.»
ماموریت کوپر، بهعنوان فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، هدایت جنگ با جمهوری اسلامی و حفاظت از منافع امنیتی آمریکا در منطقه بوده است.
وظیفه کین این است که تصویر جهانی را نیز در نظر بگیرد؛ از جمله تهدیدهای چین، کره شمالی و روسیه که آنها هم بر منابع نظامی آمریکا فشار وارد میکنند.
بهنوشته والاستریت ژورنال کوپر مدتها با یک نقطهضعف بوروکراتیک روبهرو بوده است: برخلاف کین، دسترسی آسانی به دفتر بیضیشکل ندارد. بخش عمده گزارشهایی که ترامپ درباره جنگ دریافت کرده، از سوی کین و هگست ارائه شده است. کوپر از زمان آغاز جنگ تنها چند بار حضوری به رییسجمهوری گزارش داده و ترامپ و این فرمانده نیز فقط گاهبهگاه تلفنی گفتوگو کردهاند. آخرین دیدار حضوری کوپر با ترامپ، نشست هفته گذشته در ایرفورس وان بود.
شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، در بیانیهای گفت: «وزیر هگست، دریاسالار کوپر فرمانده سنتکام و ژنرال کین رییس ستاد مشترک، کاملا همسو هستند و در ماموریت، راهبرد و عزم خود درباره عملیات برونمرزی مرتبط با ایران وحدت دارند.»
او افزود: «وزارت جنگ کاملا آماده و مهیای اقدام است و میتواند دستورات رییسجمهوری را در هر لحظه اجرا کند.»
کوپر مدتها بر این باور بوده است که اگر زمان کافی در اختیار داشته باشد، نیروی نظامی میتواند ضربهای سنگین به جمهوری اسلامی وارد کند؛ حتی در شرایطی که برخی کارشناسان نظامی استدلال میکنند قدرت هوایی بهتنهایی هرگز جنگی را نبرده است.
زمانی که ترامپ در اوایل اسفند در حال بررسی آغاز جنگ بود، کوپر برآورد کرده بود برای تکمیل عملیات ممکن است به شش هفته یا بیشتر زمان نیاز داشته باشد. اما زمان کمتری در اختیارش قرار گرفت.
کارزار هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل روز ۹ اسفند آغاز شد، با این حال، تا فروردین ماه، رییسجمهوری دیگر بیتاب شده بود.
جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و مینگذاری دریایی در این آبراه راهبردی را آغاز کرده بود. افزایش شدید قیمت نفت اقتصاد جهانی را متلاطم کرد و آمریکا را واداشت برای کاهش قیمتها از ذخایر نفتی خود استفاده کند.
والاستریت ژورنال بهنقل از فردی که با دیدگاه کوپر آشناست، او در ۱۱ فروردین محاسبه کرد که برای تکمیل ماموریت هنوز به حدود ۲۰ روز دیگر نیاز دارد.
اما در ۱۴ فروردین، یک جنگنده اف-۱۵ئی آمریکا بر فراز جنوب غربی ایران سرنگون شد و ماموریتی پرخطر برای نجات دو خدمه آن آغاز شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، هرچند هر دو خلبان نجات یافتند، این حادثه در تصمیم ترامپ برای نهایی کردن توافق آتشبس تنها چند روز بعد نقش داشت.
هگست اندکی پس از اعلام آتشبس در یک نشست خبری مدعی شد برنامه موشکی جمهوری اسلامی «از نظر عملیاتی نابود شده» و پرتابگرها و موشکهای آن «بهشدت کاهش یافته و متلاشی شدهاند».
اما بر اساس ارزیابی اطلاعاتی آمریکا، نیروی موشکی جمهوری اسلامی بهطور کامل نابود نشده بود.
ترامپ در مصاحبهای در اوایل ژوئن با شبکه انبیسی گفت ایران ممکن است حدود ۲۱ تا ۲۲ درصد از موشکهای خود را در اختیار داشته باشد.
بهنوشته والاستریت ژورنال برخی تحلیلگران برآورد میکردند این میزان بیشتر باشد.
در حالی که کین کاخ سفید را از محدود بودن شمار موشکهای رهگیر پدافند هوایی در ذخایر آمریکا مطلع کرده بود، استدلال کوپر این بود که حملات هوایی قدرتمند میتواند توان موشکی جمهوری اسلامی و قابلیت آن برای تلافی را بهشدت کاهش دهد.
بر اساس رویکرد کین، سامانههای پدافند هوایی آمریکا میتوانند در منطقه بازآرایی شوند تا دفاع از نقاط کلیدی تقویت شود.
والاستریت ژورنال بهنقل از افراد آگاه نوشت که کوپر در تدوین گزینههای مربوط به یک کارزار هوایی فشرده از حمایت هگست برخوردار بوده است.
روبرتو مانچینی، سرمربی تیم ملی ایتالیا در یک نشست خبری پس از بازگشت به نیمکت آتزوری گفت که بابت جدایی از ایتالیا متاسف است: «اشتباه کردم و متاسفم. عاشق تیم ملی هستم. این مثل وقتی است که به خاطر یک اشتباه، عشق زندگیات را از دست میدهی. اینجا هستم تا یک جام مهم، بلکه دو جام ببرم.»
به گزارش گازتا دلو اسپورت، مانچینی که پس از سه سال و بعد از جدایی جنجالیاش برای هدایت تیم ملی عربستان سعودی بار دیگر به آتزوری بازگشته است، گفت: «سرنوشت و همچنین جووانی مالاگو (رییس فدراسیون فوتبال ایتالیا) این فرصت را به من دادهاند که جبران کنم. میخواهم تا جایی که ممکن است مدت زیادی بمانم.»
سرمربی تیم ملی ایتالیا در این نشست خبری که همراه با جووانی مالاگو، رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا و کلودیو رانیری، مدیر فنی فدراسیون برگزار شد، گفت که هدفش پیروزی در همه بازیهاست: «میخواهیم همه مسابقهها را ببریم. تلاش میکنم تیم ملی آنقدر خوب بازی کند که هواداران مرا بابت اتفاقی که سه سال پیش رخ داد، ببخشند.»
او درباره جدایی از تیم ملی ایتالیا گفت: با گابریله گراوینا (رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایتالیا) اختلافها را برطرف کردهام. مسئولیت جدایی بر عهده خودم بود. اگر آن زمان با هم صحبت کرده بودیم، هیچکدام از این اتفاقها رخ نمیداد.»
مانچینی درباره بحران بازیکن بزرگ در فوتبال ایتالیا هم گفت: «بازیکن داریم. آنها بااستعداد و جوان هستند و باید به آنها اعتماد کرد. خواهید دید که روی آنها کار میکنیم. نیکولو زانیولو را به یاد بیاورید؛ وقتی نخستین بار به تیم ملی آمد، حتی یک بازی هم در سری آ انجام نداده بود. در اولین اردویش مشکل داشت، اما در اردوی دوم بازیکن دیگری شده بود.»
او همچنین خواستار هماهنگی بیشتر میان تیمهای پایه و تیم ملی بزرگسالان شد و گفت: «تیمهای زیر ۲۱ سال، زیر ۲۰ سال و زیر ۱۹ سال باید با همان سیستم بازی تیم ملی بزرگسالان بازی کنند تا بازیکنان راحتتر با تیم اصلی هماهنگ شوند.»
ایتالیا با سیستم ۴-۳-۳ بازی میکند
مانچینی درباره قراردادش گفت: «دفعه قبل پنج سال در این سمت بودم و این مدت زیادی است، بهویژه چون این شغل، جایگاه مورد علاقه من است. امیدوارم بتوانم یک یا دو جام ببرم و اگر امکانش باشد، پس از آن هم بمانم.»
او تاکید کرد ایتالیا با آرایش ۴-۳-۳ بازی خواهد کرد: «پایه کار همین سیستم خواهد بود، چون به ما روحیه تهاجمی میدهد. بونوچی و کیهلینیهای جدید را پیدا خواهیم کرد تا به رشد بازیکنان جوان کمک کنند.»
سرمربی تیم ملی ایتالیا گفت: «در سال ۲۰۱۸، زمانی که هدایت تیم ملی را بر عهده گرفتیم، ۹۰ درصد خبرنگاران معتقد بودند ایتالیا هفتمین یا هشتمین تیم اروپا است. من هرگز با این نظر موافق نبودم. اگر طی چهار سال ۳۷ بازی بدون شکست داشتیم و اسپانیا رکورد ما را شکست، یعنی کار خوبی انجام داده بودیم.»
او در ادامه گفت: «وقتی ایتالیا به جام جهانی یا جام ملتهای اروپا میرود، به تیمی خطرناک تبدیل میشود. هدف ما این است که هرچه زودتر یک تیم قدرتمند بسازیم و در لیگ ملتهای اروپا، جام ملتهای اروپا و جام جهانی به نتایج خوب برسیم.»
مانچینی درباره تعداد زیاد بازیکنان خارجی در سری آ گفت: «درصد آنها تقریبا همانند سه سال پیش است، متاسفانه. امیدواریم باشگاهها از بازیکنان ایتالیایی بیشتری استفاده کنند. البته اگر آنها به خارج از ایتالیا بروند و بازی کنند هم خوب است.»
او درباره مهاجمان نیز گفت: «فکر نمیکنم در خط حمله وضعیت بدی داشته باشیم. پیو، کین، رتهگی... و هیچکدام از آنها دیگر بازیکن جوان محسوب نمیشوند. امیدوارم بازیکنان جدید همان تعداد گلهایی را بزنند که چیرو ایموبیله در سری آ به ثمر رساند.»
پس از یک هفته پر از آشوب و تحولات ناگهانی در فوتبال ایتالیا، روز سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ فدراسیون فوتبال این کشور سرانجام تکلیف نیمکت تیم ملی را روشن کرد و روبرتو مانچینی، که پیش از این بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ هدایت آتزوری را بر عهده داشت، بار دیگر به عنوان سرمربی تیم ملی ایتالیا انتخاب شد.
رانیری: باشگاهها باید به بازیکنان ایتالیایی فرصت بدهند
در بخشی از این نشست خبری، کلودیو رانیری، مدیر فنی فدراسیون فوتبال ایتالیا، درباره حضور گسترده بازیکنان خارجی گفت: «تیمها پر از بازیکنانی هستند که از خارج آمدهاند و این درست نیست. از همه، حتی اگر لازم باشد از سیاستمداران، کمک خواهم خواست. نمیتوانیم این روند را ادامه دهیم.»
او گفت: «این موضوع به هویت ایتالیایی ما مربوط است. باید به روبرتو فرصت بدهیم تا بتواند انتخاب کند. امیدوارم همه باشگاهها، چه در سری آ و چه در سری ب، به بازیکنان ایتالیایی فرصت بازی بدهند.»
همچنین جووانی مالاگو، رییس فدراسیون فوتبال ایتالیا، گفت: «دیروز جانلوییجی دوناروما برایم پیام فرستاد و نوشت: "رییس، مانچینی همان کسی بود که ما میخواستیم." این نکته جالبی بود.»
او گفت: «وقتی کلودیو به من گفت "قبول میکنم، میآیم"، از اشتیاق بسیار خوشحال شدم. اما امروز صبح با من تماس گرفت و پرسید ریاست کلوب ایتالیا و سمت مدیر فنی دقیقا چه مسئولیتهایی دارد. مدارک را برایش فرستادم و گفتم: "خب، موفق باشی."»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه در واکنش به حمله غافلگیرانه جمهوری اسلامی به بامداد چهارشنبه هفتم مرداد به نیروهای آمریکایی در اردن، گفت: «ما ضربه بسیار سختی به آنها خواهیم زد، چون نوبت ماست که به آنها ضربه بزنیم.»
او در گفتوگو با خبرنگاران در اتاق بیضی کاخ سفید افزود: «آنها میدانند که این اتفاق خواهد افتاد. آنها از ما میخواهند این کار را نکنیم، اما خب، آنها شامگاه سهشنبه تلاش کردند حملاتی انجام دهند.»
ترامپ گفت: «آنها (جمهوری اسلامی) پنج موشک شلیک کردند که با سرعت هشت هزار و ۵۰۰ مایل بر ساعت حرکت میکردند و هر پنج موشک سرنگون شدند. اما با این حال، آنها شلیک کردند؛ بنابراین اکنون نوبت ماست. خواهیم دید که آیا در مقطعی به توافقی دست پیدا میکنیم یا نه.»
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، بامداد چهارشنبه به وقت تهران اعلام کرد جمهوری اسلامی چندین موشک بالستیک به سوی یک پایگاه آمریکایی در اردن شلیک کرده است.
سنتکام این حمله را «حملهای غافلگیرانه» خواند اما تاکید کرد که تمامی موشکها رهگیری و منهدم شدهاند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در بیانیهای اعلام کرد موشکهایی بالستیک به سمت پایگاه هوایی موفق السلطی و همچنین مقر فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در اردن شلیک شدهاند.
ارتش اردن اعلام کرد پنج موشک شلیک شده از خاک ایران رهگیری و منهدم شده و هیچ گزارش فوری از تلفات یا خسارات منتشر نشده است.
این نخستین حمله علنی اعلامشده از زمان تصمیم ترامپ برای توقف حملات علیه جمهوری اسلامی در آخر هفته گذشته بود. این تشدید تنش تنها چند ساعت پس از دیدار ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید رخ داد و حملات مشترک آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق بر میزان تنشها افزود.
واکنشها به حمله عربستان و آمریکا به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
ارتش آمریکا اعلام کرد جنگندههای آمریکایی و سعودی در پاسخ به حملات پهپادی علیه عربستان، چندین مرکز لجستیکی و انبار تسلیحات گروههای شیعه مورد حمایت ایران را در شرق عراق هدف قرار دادهاند.
وزارت دفاع عربستان نیز اعلام کرد: «به دنبال تشدید تنش نیستیم، اما به هرگونه تجاوز پاسخ خواهیم داد.»
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت حملات مشترک شبانه آمریکا و عربستان علیه گروههای شیعه مورد حمایت ایران در عراق با هماهنگی دولت عراق انجام شده است.
او این گروهها را «سرطانی برای جهان» توصیف کرد و گفت در حال بررسی هشدارهای بیشتری علیه نیروهای نیابتی ایران است.
شورای امنیت ملی عراق چهارشنبه در نشستی اضطراری اعلام کرد که حملههای هوایی مرگبار آمریکا و عربستان سعودی به چند گروه شبهنظامی عراقی دستکم ۲۰ کشته برجای گذاشته است.
این شورا حملات آمریکا و عربستان را محکوم و در عین حال طرحی امنیتی برای مقابله با هرگونه نقض حاکمیت عراق و جلوگیری از تهدید کشورهای همسایه از سوی هر طرفی تصویب کرد.
یک مقام آمریکایی به شبکه سیانان گفت کشتهها ترکیبی از اعضای سپاه پاسداران و مشاوران فنی بودند.
این مقام که به دلیل حساسیت موضوعات عملیاتی نخواست نامش فاش شود، گفت این مراکز در عراق هم به دلیل حضور این افراد و هم برای از بین بردن توانایی گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در شلیک موشک و پهپاد، به طور عمدی هدف قرار گرفتند.
حمله به گروه حشد شعبی که تحت حمایت تهران است، واکنش تند فرماندهان سپاه و رهبران جمهوری اسلامی را در پی داشته است.
محمد مخبر، دستیار مجتبی خامنهای، حملات به نیروهای حشد شعبی را «تجاوز به تمامیت ارضی عراق، نقض صریح منشور ملل متحد، مصداق آشکار ماهیت شرارت و برهم زدن نظم منطقهای» خواند و گفت: «حاکمیت عراق و نیروهای مسلح آن بخشی از منظومه بازدارندگی امت اسلامی هستند که هرگونه تعرض به این ساختار، تعادل راهبردی را به زیان آمران تغییر خواهد داد.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز با انتشار بیانیهای این حملات را محکوم کرد.
کتائب حزبالله عراق، دیگر گروه شیعه تحت حمایت جمهوری اسلامی اعلام کرد که پاسخ به حملات آمریکا و عربستان سعودی «اجتنابناپذیر» است.
جنبش النجباء، گروهی وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به حملات آمریکا و عربستان سعودی علیه مواضع حشد شعبی در عراق، با انتشار بیانیهای خواستار اخراج نیروهای آمریکایی از عراق، قطع کامل همکاری بغداد با ریاض و تقویت سامانههای پدافند هوایی این کشور شد.
هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، از گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، در واکنش به حملات عربستان سعودی و آمریکا به مواضع حشد الشعبی در عراق، با انتشار بیانیهای این حملات را «گناهکارانه و بدون توجیه» خواند، و گفت عربستان با این اقدام در پی شعلهور کردن جنگ و تضعیف نقش عراق در برقراری ثبات منطقه است.
تاکید دوباره ترامپ بر مذاکره
با وجود تشدید تنشها از بامداد، ترامپ چهارشنبه هفت مرداد بار دیگر تاکید کرد که مذاکرات با جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت.
او گفت: «اجازه میدهیم آنها همچنان به گفتوگو ادامه دهند.»
ترامپ روز جمعه دستور توقف حملات به جمهوری اسلامی را صادر کرده بود تا فرصت بیشتری برای مذاکرات دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران فراهم شود.
رئیسجمهوری آمریکا دوشنبه به خبرنگاران گفته بود که تهران خواستار برگزاری نشست با ایالات متحده شده است. مقامات جمهوری اسلامی بعدا این سخن ترامپ را تکذیب کردند.
اوایل همین ماه، ترامپ در حال بررسی آغاز یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران بود؛ اقدامی که از حمایت جناحهای تندرو در کنگره برخوردار بود. با این حال، او پس از هشدار مشاورانش درباره کاهش ذخایر مهمات و خطر گسترش جنگ در سراسر منطقه، از اجرای این حمله صرفنظر کرد.
خامنهای در دی ۱۴۰۴ اعتراض بازاریان را «بهجا» خواند؛ ۴۵ روز بعد، درباره کشتهشدگان آن اعتراضات گفت: «به درک واصل شدند.» کدگذاری ۲۱۵ سخنرانی او نشان میدهد این چرخش نه یک استثنا، بلکه فشردهترین اجرای الگویی بود که نخستین نمونه کاملش در واکنش او به اعتراضات مشهد ۱۳۷۱ دیده میشود.
سیزدهم دی ۱۴۰۴، بازار تهران در اعتصاب بود و چند شهر ملتهب بودند. علی خامنهای درباره معترضان گفت: «اعتراض، بهجا است» و درباره بازاریها افزود: «حرفشان حرف درستی بود». در مجموعه ۲۱۵ سخنرانی بررسیشده، این تنها بار بود که یک اعتراض از سوی او با صفت «بهجا» به رسمیت شناخته شد.
۴۵ روز بعد، در آخرین سخنرانی بزرگ عمرش، کشتهشدگان همان زمستان را «به درک واصلشده» خواند و همصدایی با «فتنه» را نه فقط در عمل، بلکه «در زبان» و «در تحلیل» نیز مستوجب برخورد دانست. این فاصله کوتاه، مسیر سه دهه منطق زبان سیاسی او را در مقیاسی فشرده تکرار کرد: پذیرش محدود یک نارضایتی، جداکردن معترض از مردم، نسبتدادن بحران به دشمن و انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به همان معترضان.
در این گزارش، همه واکنشهای گفتاری علی خامنهای به ۹ خیزش بزرگ اعتراضی دوران رهبری او را بررسی کردیم. برای این کار، ۲۱۵ سخنرانی شامل ۶۰۲ هزار کلمه را بر اساس یک دستورالعمل علمی کدگذاری با ۱۲۸ متغیر و با کمک ۲ مدل مستقل هوش مصنوعی کدگذاری کردیم. هر یافته با نقلقولی مستقیم مستند شده است و میتوان همه نقلقولها را در آرشیو رسمی خامنهای ردیابی کرد.
این بررسی، الگویی زبانی و منسجم را آشکار میکند؛ الگویی که شهروند معترض را در چهار گام از دایره «مردم» و صاحبان حق بیرون میراند و به دشمن تبدیل میکند. اسناد، شکلگیری، تکامل و آخرین اجرای این الگو را مرحلهبهمرحله نشان میدهند.
یافته اصلی: چهار قاعده، یک شیوهنامه
کدگذاری سخنرانیها نه یک واژه ثابت یا برچسبی واحد، بلکه الگویی چندمرحلهای را آشکار میکند که اجزای آن لزوما همیشه با ترتیبی یکسان ظاهر نمیشوند. هسته این الگو چهار حرکت دارد: مرزبندی مردم به معنای بیرون راندن معترضان از دایره «مردم»، سلب حقوق و انسانیت از معترضان، پیوند زدن آنها به دشمن و وارونهسازی مسئولیت خشونت به این معنا که آنها را مسئول خشونتها معرفی میکند.
این قواعد در همه بحرانها با شدت یکسان دیده نمیشوند. گاهی قاعده نخست با لحنی همدلانه آغاز میشود؛ گاهی از نخستین قدمها، همه مراحل یکجا فعالاند. آنچه در طول زمان تغییر میکند اصل الگو نیست، بلکه سرعت، صراحت و دامنه اجرای آن است.
مشهد، ۱۳۷۱: تولد الگو
خرداد ۱۳۷۱، اعتراض حاشیهنشینهای مشهد به تخریب خانههایشان به شورشی چندروزه انجامید که با اعدامهای شتابزده خاموش شد. ۱۱ روز بعد، خامنهای معترضان را «یک قشر رذل اوباش چاقوکش» نامید و گفت باید آنان را «مثل علف هرزه» کَند، درو کرد و دور انداخت و در نهایت «قضایای مشهد و امثال آن» را «کار دشمن» خواند.
در همین پاراگراف، سه قاعده نخست اجرا شد: معترض از مردم جدا شد، زبان حقوق و محاکمه جای خود را به استعاره دروکردن داد، و منشاء بحران به دشمن منتقل شد. این قدیمیترین سندِ کاملِ الگوست - و بعد؟ سکوت.
سکوت را نباید دستکم گرفت. در این شیوهنامه، سکوت یکی از انواع دادههاست.
همین نخستین سند نشان میدهد هسته اصلی این الگو از سالهای آغازین رهبری علی خامنهای وجود داشت. در دهههای بعد، اجرای این الگو سریعتر و شیوههای انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به معترضان پیچیدهتر شد.
قزوین، ۱۳۷۳: سکوت به مثابه واکنش
قزوین در مرداد ۱۳۷۳ شورید، سپاه اعزام شد، برآوردها از دهها کشته گفتند و خامنهای در ۱۱ سخنرانی خود در چهار ماه پس از آن حتی یک بار هم به نام قزوین اشاره نکرد. چند هفته بعد خامنهای در جمع امامان جمعهای که به دیدارش رفته بودند، گفت: «نسبت به مسائل سیاسی کشور هیچ نگرانی ندارم».
اسلامشهر در فروردینِ ۱۳۷۴ به خون کشیده شد اما علی خامنهای در ۱۷ سخنرانی بزرگ خود پس از این واقعه حتی یک بار نام اسلامشهر را به زبان نیاورد؛ در روز کارگر همان سال، در برابر دیدگان کارگران، موضوع سخن رهبر جمهوری اسلامی «وجدان کاری» بود و در دیدار با نمایندگان مجلس گفت: «از لحاظ سیاسی وضع ما خوب» است.
سکوت تنها زمانی داده محسوب میشود که زمان سخنرانی، موضوع آن یا ترکیب مخاطبان، انتظار معقولی برای واکنش ایجاد کرده باشد. با در نظر گرفتن این قید، سکوتهای دهه ۷۰ نشان میدهند حذف بحران از روایت رسمی، خود یکی از شیوههای بازتعریف بحران بوده است.
دو ماه پس از سرکوب اسلامشهر، خامنهای در خطبه عاشورا گفت در برابر حاکم فاسد و منحرف «هر مسلمانی باید قیام کند»، اما مصداقها یزید و حکومت پیشین بودند. همان سالها دشمنسازی بیش از خیابان متوجه قلم بود: نویسنده منتقد «ستون پنجم دشمن» معرفی شد و به گرفتن «پول سیآیای» متهم شد. در این دستگاه، مشروعیتِ قیام نه به عمل، بلکه به زمان و هدف آن وابسته بود.
تیر ۱۳۷۸: همدلی کوتاه، بازطبقهبندی سریع
۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیروی انتظامی و لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. سخن از حرکت دانشجویان به سوی محل کار و زندگی رهبر جمهوری اسلامی مشهور به «بیت رهبری» پس از شِش روز ناآرامی بود و همین مساله در کنار وسعت و شدت رویداد که در روزنامههای پرشمار آن دوره بازتاب گستردهای یافته بود، سکوت را غیرممکن میکرد.
واکنش نخست خامنهای لحنی استثنایی داشت: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحهدار کرد» و «دانشجو، فرزند ماست». این مورد یکی از مهمترین شواهد خلاف فرضیه است: زبان او میتوانست برای مدتی کوتاه دانشجو را درون دایره «ما» نگه دارد. اما سه هفته بعد، همان بحران در قالب پیروزی بر دشمن بازروایت شد: «مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند». در همان خطبه معماریِ کاملِ توطئه چیده شد: پیشبینیِ رئیسِ سیا، شِش «اشتباهِ محاسبه دشمن»، و صورتبندی رسمی دوگانه «خودی-غیرخودی» که ستونِ فقراتِ شیوهنامه او در دو دهه بعد است.
در هفتههای پس از اعتراضات تیر ۷۸، سند دیگری نشان میدهد این زبان تا کجا پیش میرود: خامنهای مطبوعاتی را که حکم قصاص را زیر سوال میبردند، به ارتداد تهدید کرد؛ یعنی مهدورالدمسازی قلم. پاییز همان سال، یعنی حدود سه ماه بعد از واقعه کوی دانشگاه، در سخنرانیاش به مناسبت هفته نیروی انتظامی درباره حمله همین نیرو به کوی، الگوی سکوت را فعال کرد و بی هیچ اشارهای به موضوع سخنرانیاش را به پایان رساند.
خرداد ۱۳۸۸: جنبش سبز و خلق مظنون دائمی
جنبش سبز بزرگترین آزمون شیوهنامه سرکوب خامنهای بود و کاملترین مستندات را نیز میتوان در همان دوره یافت. چهار روز پس از انتخابات، خامنهای در دیدار با نمایندگان نامزدها گفت: «پارهای از صندوقها بازشماری بشود، اشکالی ندارد» با این حال، همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد. سه روز بعد، در خطبه ۲۹ خرداد، مسئولیت «خونها» را پیشاپیش به گردن سران معترض انداخت.
پیش از آغاز تابستان نیز واژه «فتنه» وارد توصیف او از اعتراضات شد. تا پاییز، تعریف نظری این واژه تثبیت شد: فتنه یعنی «ظاهر دوست و باطن دشمن». این تعریف، هر معترض را به مظنونی همیشگی تبدیل میکرد، زیرا دشمنی به «باطن» او نسبت داده میشد و دیگر نیازی به اثبات نداشت.
دو گفته خامنهای در همین دوره، منطق درونی این چارچوب را روشن میکند. او بعدها گفت در همان روزهای نخست به معترضان به نتیجه انتخابات پیام داده بود که زیر سوال بردن انتخابات «بزرگترین جرم» است. با این حال، درباره وابستگی سران جنبش سبز به بیگانگان گفت: «این را من ادعا نمیکنم، چون برای من این قضیه ثابت نیست؛ چیزی که ثابت نیست، نمیتوانم بگویم.» خامنهای در خطبه رمضان نیز خطمشی «جذب حداکثری» و «دفع حداقلی» را اعلام و همزمان مرز آن را روشن کرد: هر کس با نظام درگیر شود، «حالت دشمن را پیدا» میکند.
دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸: الگوریتم روی دورِ تند
در دی ۹۶ دیگر پلکان تدریجی لازم نبود. خامنهای در قم نظریه «مثلث» را ارائه کرد: «نقشه مال آمریکاییها و عوامل رژیم صهیونیستی است، پول مال یکی از این دولتهای خرپول [اطراف خلیج فارس] و اجرا با پادویی منافقین». علت داخلی اعتراض پیش از آنکه موضوع بحث شود، در شبکه دشمن خارجی حل شد.
آبان ۱۳۹۸ که تا آن زمان مرگبارترین سرکوب خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی بود، با یک جمله تعریف شد: «کارهای مردمی نبود، «کار امنیتی بود». خامنهای در نمازجمعه دیماه همان سال، مرزگذاری با «مردم» را بهطور رسمی بازآرایی کرد: «آنها [معترضان] مردم ایرانند یا این جمعیت میلیونی عظیمی که در خیابانها نشان میدهند خودشان را؟» او روشن کرد از نظر او «مردم» تنها کسانی را شامل میشود که تکبیرگویان پای سخنانش مینشینند.
در ۱۹ سخنرانیِ دیگری که در بازه بررسیشده پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ قرار دارند، هیچ اشارهای به صدها کشته این اعتراضات مشاهده نمیشود. اما همان هفتهها حضور خیابانی دیگری را میستاید: «یومالله تشییع جنازه» سلیمانی. معیار دوگانه او در اشاره به خیابان و مرزبندی میان گونههای مختلف مردم در دستگاه فکری خامنهای در همین عبارت سهواژهای روشن است.
اعتراضات ۱۴۰۱: وارونهسازی قربانی و عامل
پس از جانباختن ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، خامنهای دو هفته سکوت کرد و حتی در سخنرانی مفصل برای فرماندهان نظامی کلامی از در این باره بر زبان نیاورد. او وقتی سکوتش را شکست، کل فرمول را یکجا پیاده کرد. او گفت «حادثه تلخی بود، دل ما هم سوخت» اما «این اغتشاش برنامهریزی شده بود» و «اگر قضیه این دختر جوان هم نبود، یک بهانهی دیگری درست میکردند». در دستگاه فکری او «بهانه» نامی برای خشم خیابان است و دادهای مستقل به شمار نمیآید.
او در همان سخنرانی پلیس را «قویترین» و در عین حال «مظلومترین» توصیف کرد.
در همان سخنرانی، پلیس هم «قویترین» و هم «مظلومترین» بود. اینجا قاعده چهارم بهروشنی عمل میکند: نهاد مسلح و عامل شلیک به معترضان به قربانی تبدیل و خشم معترضان به محصول طراحی دشمن فروکاسته میشود.
خامنهای بعدتر در دیدار با مداحان گفت «در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم» و در اشاره به نسل معترض این جمله را بر زبان راند «اینها بچههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». در سخنرانیهای بعدی در اشاره به اعتراضهای ۱۴۰۱، برخورد دستگاههای نظامی و امنیتی با «خیانت» را عادلانه و واجب خواند و به بسیجیهایی که به معترضان حمله میکردند با صفت «مظلوم» یاد کرد.
و درباره جوانان خیابان پرسید: «اینها بچّههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». برخورد دستگاهها با در همان سخنرانی قم، قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ علیه حکومت پیشین ستایش شد.
۴۵ روز آخر: اجرای کامل و فشرده شیوهنامه سرکوب
در زمستان ۱۴۰۴، تشدید لحن خامنهای چنان سریع بود که میتوان آن را روزبهروز دنبال کرد.۱۳ دی، اعتراض بازاریان «بهجا» و حرفشان را «درست» خواند. این تنها باری است که در میان ۲۱۵ سند بررسی شده یک اعتراض خیابانی را با چنین واژهای توصیف کرد. ۲۷ دی، اعتراضها را «فتنه آمریکایی» نامید و تاکید کرد «شخص رییسجمهوری آمریکا در این فتنه دخالت کرد». در همان سخنرانی سپاه، بسیج و نهادهای امنیتی «جانفشانی» کرده بودند، ستود.
۱۲ در سخنرانی بهمن، مسئولیت کشتهشدن معترضان را به خود «فتنهگران» نسبت داد. به گفته او سردستهها «موظف بودند کشتهسازی کنند» و و آمار قربانیان را «ده برابر و بیشتر از ده برابر» افزایش دهند. او معترضان را «هَمَجُ الرَّعاع» خواند؛ تعبیری در نهجالبلاغه به معنای فرومایگان بیریشه.
این روند ۲۸ بهمن به اوج رسید. خامنهای اعتراضات را کودتا خواند و درباره کشتهشدگان گفت: «به درک واصل شدند.» او خواستار برخورد با هر کس شد که «چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل» از «فتنه» حمایت کرده بود. مسئولیت شلیکها را نیز به «فتنه دشمن» نسبت داد: «این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه دشمن این اتفاق افتاده.»
آزمون فرضیه: چهار استثنا چه میگویند؟
مجموعه سخنرانیهای بررسیشده تنها شامل شواهد تاییدکننده فرضیه نیست. چهار نمونه مهم میتوانند آن را به چالش بکشند: «دانشجو، فرزند ماست» در تیر ۷۸؛ موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها در خرداد ۸۸؛ خودداری از متهم کردن سران جنبش سبز به وابستگی به بیگانگان، بهدلیل نبود شواهد؛ و «اعتراض، بهجا است» در دی ۱۴۰۴. این موارد اهمیت دارند، زیرا نشان میدهند زبان خامنهای در آغاز هر بحران لزوما طردکننده نبود.
با این حال، این پذیرشهای محدود در هیچیک از چهار مورد پایدار نماندند. تعبیر «دانشجو، فرزند ماست» سه هفته بعد جای خود را به روایت «مچاله کردن دشمن» داد؛ در کنار موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها، خامنهای همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد؛ خودداری از طرح یک اتهام مشخص مانع نشد که فتنهگر «ظاهر دوست و باطن دشمن» تعریف شود؛ و «اعتراض بهجا» ظرف ۴۵ روز به «به درک واصل شدند» رسید.
بنابراین، این موارد فرضیه را رد نمیکنند، اما دامنه آن را دقیقتر میکنند: الگو همیشه از نخستین واکنش فعال نمیشود و سرعت گذار به طرد و دشمنسازی در بحرانهای مختلف یکسان نیست.
آنچه هرگز گفته نشد
در ۲۱۵ سخنرانیِ مورد بررسی در این گزارش، حتی یک محکومیت صریح خشونت حکومتی ثبت نشده است. نزدیکترین مورد، اذعان به تخلفات کوی و کهریزک در سال ۱۳۸۸ بود. البته او در همان سخنرانی ضمن اشاره به این تخلفها، از پلیس و بسیج بابت خدماتشان تشکر کرد. در مقابل، دادههای ثبتشده شامل ۲۰ مورد توجیه، هفت مورد تمجید، هشت مورد انکار و ۳۷ سکوت معنادار است.
اعداد ۵۷، ۸۶ و ۲۱ شمار سخنرانیها در دستههای همپوشاناند. عدد یک، یک استثنای واژگانی است و عدد صفر، غیاب یک نوع واکنش در کل پیکره. کنار هم گذاشتن این واحدهای متفاوت فقط زمانی روشن است که این تفاوت بهصراحت برای خواننده توضیح داده شود.
روششناسی، حدود ادعا و شفافیت
پیکره این گزارش شامل ۲۱۵ سخنرانی از فهرست رسمی سخنرانیهای علی خامنهای، در پنجرههای ۱۰۰ تا ۳۰۰ روزه پس از ۹ بحران است: مشهد ۱۳۷۱، قزوین ۱۳۷۳، اسلامشهر ۱۳۷۴، کوی دانشگاه ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات ۱۴۰۱ و اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴. مجموع این سخنرانیها حدود ۶۰۲ هزار کلمه است.
کدگذاری بر پایه دستورالعملی ساختاریافته با ۱۲۸ متغیر و با استفاده از دو مدل مستقل هوش مصنوعی انجام شد. در نمونه کنترلی، میزان توافق دو کدگذار درباره متغیر مرکزی ۹۴ درصد و ضریب کاپا ۰.۸۵ بود. این ضریب فقط برای همان متغیر گزارش شده است و نباید آن را معیاری برای میزان توافق در همه ۱۲۸ متغیر دانست.
پیش از انتشار، هر نقلقول با متن صفحه مبدأ در آرشیو رسمی تطبیق داده شد، شماره منبع گرفت و به همان صفحه پیوند داده شد. آمار قربانیان و اطلاعات زمینهای از منابع مستقل حقوقبشری برگرفته شدند.
دستههای آماری مستقل از یکدیگر نیستند و ممکن است یک سخنرانی در چند دسته قرار گیرد. برای نمونه، ممکن است در یک سخنرانی هر سه مولفه دشمنخواندن معترضان، پیوند دادن آنان به دشمن خارجی و استفاده از زبان انسانیتزدا ثبت شود؛ بنابراین اعداد جدول را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد. دو یافته «یک مورد اعتراض بهجا» و «صفر مورد محکومیت خشونت حکومتی» نیز از جنس ردیفهای دیگر جدول نیستند: اولی یک مورد استثنایی را میشمارد و دومی نبود کامل یک نوع موضع را در سراسر پیکره نشان میدهد.
فیفا علیه فدراسیون فوتبال آرژانتین، سه بازیکن و یکی از مربیان این تیم به دلیل درگیریهای رخداده در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ و نمایش بنری جنجالی درباره جزایر فالکلند در بازی نیمهنهایی در برابر انگلیس، پرونده انضباطی تشکیل داده است.
به نوشته بیبیسی اسپرت، هفته گذشته، نهاد حاکم بر فوتبال جهان یک دادستان انضباطی و اخلاق را برای بررسی اتفاقهای پس از سوت پایان فینال در ورزشگاه نیویورک نیوجرسی منصوب کرد؛ جایی که چندین بازیکن و عضو کادر فنی آرژانتین پس از شکست یک بر صفر مقابل اسپانیا در ماه ژوییه، با بازیکنان این تیم درگیر شدند.
بر اساس توصیه این دادستان، فیفا ناهوئل مولینا (دو مورد)، لئاندرو پاردس (سه مورد) و روبرتو آیالا، مربی تیم ملی آرژانتین (یک مورد)، را به اتهام حمله و بر اساس ماده ۱۴ آییننامه انضباطی فیفا تحت تحقیق قرار خواهد داد.
مولینا همچنین ممکن است به دلیل یک مورد رفتار غیرورزشی، بر اساس ماده ۱۴ همین آییننامه، با اقدام انضباطی روبهرو شود.
تیاگو آلمادا، همتیمی او، و گاوی، هافبک تیم ملی اسپانیا، نیز به نقض همین ماده متهم شدهاند.
به نوشته اتلتیک، علاوه بر اتهامهای فردی، کمیته انضباطی فیفا علیه فدراسیون فوتبال آرژانتین نیز به دلیل «استفاده از یک رویداد ورزشی برای نمایشهایی با ماهیت غیرورزشی»، تخلفات تیمی، «تبعیض و توهینهای نژادپرستانه» و همچنین «نظم و امنیت مسابقات» پرونده تشکیل داده است.
به گفته فیفا، این اتهامها به نمایش «پیامهای نامناسب» از سوی بازیکنان و هواداران آرژانتین و همچنین «پرتاب اشیا از سوی تماشاگران» در چند مسابقه این تیم مربوط میشود.
آرژانتین ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در فینال جام جهانی با گل فران تورس در وقت اضافه برابر اسپانیا شکست خورد. انزو فرناندس نیز در این دیدار از زمین اخراج شد.
پس از سوت پایان مسابقه، بازیکنان اسپانیا برای جشن قهرمانی وارد زمین شدند و در ادامه، میان بازیکنان دو تیم درگیریهایی رخ داد.
بر اساس این گزارش، ناهوئل مولینا ظاهرا با ضربهای به شکم رودری، هافبک اسپانیا، حمله کرد. سپس در جریان درگیری گستردهتر، لئاندرو پاردس ظاهرا گلوی اریک گارسیا، مدافع اسپانیا، را گرفت و پس از آن گاوی را به زمین انداخت.
فیفا پس از مسابقه اعلام کرده بود که این درگیریها از سوی دادستانهای انضباطی و اخلاق این نهاد بررسی خواهد شد.
این درگیری تنها یکی از چندین حاشیهای بود که در مسیر تلاش آرژانتین برای دفاع از عنوان قهرمانی جهان رخ داد.
پس از پیروزی برابر انگلیس مسابقه نیمه نهایی در آتلانتا، بازیکنان آرژانتین هنگام جشن در زمین، بنری را باز کردند که روی آن نوشته شده بود: «لاس مالویناس متعلق به آرژانتین است.»
جیووانی لو سلسو و نیکولاس اوتامندی این بنر را در دست داشتند. به نظر میرسید این بنر ابتدا از سوی گروهی از هواداران در ورزشگاه نمایش داده شده بود. بنر برای مدتی کوتاه جمع شد، اما سپس دوباره روی زمین ورزشگاه مرسدس بنز پهن شد.
«لاس مالویناس» نامی است که در آرژانتین برای جزایر فالکلند، قلمرو تحت حاکمیت بریتانیا در حدود ۴۸۰ کیلومتری سواحل شرقی آرژانتین، به کار میرود.
اختلاف بر سر این جزایر به حملههای بریتانیا به آرژانتین در دوران جنگهای ناپلئونی در اوایل قرن نوزدهم بازمیگردد.
هیئت بینالمللی فوتبال (IFAB)، قانونگذار فوتبال، و همچنین آییننامه رفتاری ورزشگاههای فیفا، نمایش پرچمها، شعارها و نمادهای سیاسی را ممنوع کردهاند.
با این حال و به نوشته نیویورکتایمز، کاخ سفید از حق تیم ملی آرژانتین برای ابراز نظر درباره این بنر دفاع کرد.
اندرو جولیانی، مدیر کارگروه جام جهانی در کاخ سفید، گفت بازیکنان «حق» انجام چنین کاری را داشتند و به متمم اول قانون اساسی آمریکا درباره آزادی بیان اشاره کرد.