شبکه آی۲۴: اسرائیل با اطمینان میداند مجتبی خامنهای همچنان زنده است


یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیلی به شبکه آی۲۴ گفت اسرائیل با اطمینان میداند مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، همچنان زنده است، اما از زمان آغاز عملیات «خیزش شیران» تاکنون کسی او را مشاهده نکرده است.
این منبع که پس از دیدار دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با خبرنگاران گفتوگو میکرد، گفت ایران محور اصلی مذاکرات بود و افزود ترامپ سه گزینه را در قبال جمهوری اسلامی بررسی میکند: توافق هستهای، حفظ و تشدید محاصره و فشار اقتصادی، یا از سرگیری حملات نظامی.
او همچنین گفت جمهوری اسلامی در صورت حملات نظامی بیشتر، با مشکلات جدی برای پاسخگویی روبهرو خواهد شد، زیرا به ارزیابی اسرائیل، پس از نابودی بخش قابلتوجهی از توان تولید موشکهای ایران در حملات اسرائیل و آمریکا، تنها حدود هزار و ۵۰۰ تا هزار و ۶۰۰ موشک در اختیار دارد.
این منبع افزود اسرائیل در حال حاضر ارزیابی نمیکند که غنیسازی اورانیوم در سایت «کوه کلنگ گرلا» در جریان باشد و از محل نگهداری مواد هستهای ایران اطلاعات دقیقی در اختیار دارد. به گفته او، نتانیاهو به ترامپ گفته است اسرائیل نسبت به دستیابی به توافق هستهای با جمهوری اسلامی تردیدهای جدی دارد.






وکلای وریشه مرادی (میرزائی)، با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او اعلام کردند این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بیش از ۹ ماه است با وجود تجویز پزشکان، از اعزام به مراکز درمانی و دریافت تجهیزات پزشکی محروم مانده و ممنوعیت تماس و ملاقات او نیز همچنان ادامه دارد.
کیوان عزیزی، یکی از وکلای مرادی به وبسایت «امتداد» گفت موکلش که سه سال است در بازداشت به سر میبرد و به بیماری روده و دیسک شدید گردن مبتلاست، با وجود تجویز پزشک متخصص و پزشک معتمد زندان، طی بیش از ۹ ماه گذشته به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام نشده است.
به گفته عزیزی، مرادی که در جریان مبارزه با داعش زخمی شده، همچنان از عوارض آن آسیبها رنج میبرد.
عزیزی با اشاره به مقررات مربوط به حقوق زندانیان گفت در مواردی که امکانات درمانی مورد نیاز در زندان وجود ندارد، اعزام زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان از حقوق قانونی او به شمار میرود.
در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی از محرومیت زندانیان در ایران از خدمات پزشکی منتشر شده است. شماری از زندانیان نیز در پی شکنجه، فشار یا عدم رسیدگی درمانی جان باختهاند، بیآنکه جمهوری اسلامی مسوولیتی در قبال مرگ آنان بپذیرد.
امیر سجادی، دیگر وکیل وریشه مرادی، نیز با تایید اظهارات عزیزی گفت محرومیت درمانی موکلش تنها به اعزام نشدن به مراکز درمانی محدود نمیشود.
به گفته او، با وجود تجویز پزشک زندان برای استفاده از برخی تجهیزات درمانی و تهیه آنها از سوی خانواده، مسئولان زندان تاکنون این وسایل را در اختیار مرادی قرار ندادهاند.
سجادی افزود بر اساس آنچه به صورت شفاهی به موکلش اعلام شده، تحویل این تجهیزات به ارایه تعهدی «غیرمرتبط» مشروط شده است؛ اقدامی که به گفته او، هیچ مبنایی در مقررات انضباطی زندان ندارد و محروم کردن زندانی از امکانات درمانی را نمیتوان در قالب «تنبیه انضباطی» توجیه کرد.
او همچنین گفت با وجود پایان یافتن دوره محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات موکلش که از سوی کمیته انضباطی زندان تعیین شده بود، این محدودیتها بدون ابلاغ تصمیم جدید همچنان ادامه دارد.
وکلای وریشه مرادی در پایان با ابراز نگرانی از آنچه «اعمال سلایق شخصی» در ایجاد و توسعه محدودیتها علیه موکل خود خواندند، خواستار فراهم شدن امکان بهرهمندی او از حقوق قانونی، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، تماس و ملاقات شدند.
صحبتهای وکلای مرادی درباره محرومیت از خدمات درمانی در حالی مطرح میشود که پیشتر نیز گلرخ ایرایی در پاسخ به نامه فائزه هاشمی، گزارشهای مربوط به دسترسی نداشتن زندانیان به امکانات پزشکی، محرومیت از درمان و شرایط نامناسب زندانیان زن اوین را تایید و از آنها دفاع کرده بود.
وریشه مرادی (جوانا سنه) ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ همراه با ضرب و شتم شدید در حوالی سنندج بازداشت شد.
او سال ۱۴۰۳ از سوی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد. این حکم سال ۱۴۰۴، پس از فرجامخواهی در دیوان عالی کشور، نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، آذر ۱۴۰۴ اعلام کرد حکم اعدام مرادی بهدلیل «نقص در تحقیقات و رعایت نشدن تشریفات قانونی»، از جمله تفهیم نشدن اتهامی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود، نقض شد.
جلسه رسیدگی مجدد به پرونده او برای ۲۰ تیر تعیین شده بود، اما مرادی پس از احضار به دادگاه انقلاب تهران اعلام کرد این دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و از حضور در جلسه خودداری کرد.
یک منبع مطلع از وضعیت پرونده وریشه مرادی به ایراناینترنشنال گفت او بار دیگر به دادگاه انقلاب تهران احضار شده و از او خواسته شده است شنبه ۱۰ مرداد در جلسه رسیدگی مجدد به اتهاماتش شرکت کند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، ۱۰ شرکت و نهاد و هشت نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی را به فهرست تحریمهای خود افزود.
این تحریمها چهارشنبه هفتم مرداد بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ اعلام شدند و اعمال میشوند. فرمانی که بخشهایی از اقتصاد جمهوری اسلامی، از جمله حوزههای نفت، پتروشیمی، مالی و کشتیرانی را هدف قرار میدهد.
در میان نهادهای تحریمشده، «اداره خدمات دریایی هرمزسیف» در بندرعباس و «شرکت بیمه دریایی خلیج فارس» در ایران قرار دارند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این دو نهاد که در حوزه فعالیتهای مالی و بیمهای کار میکنند، مشمول تحریمهای ثانویه نیز هستند.
وبسایت اکسیوس پنج مرداد نوشت که فشار اقتصادی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، علیه جمهوری اسلامی، در مقایسه با کارزار بمباران او توجه بسیار کمتری به خود جلب کرده و با این حال، مقامهای ارشد آمریکایی معتقدند این فشار اقتصادی ممکن است در نهایت آسیب بیشتری به تهران وارد کند.
یک مقام ارشد دولت آمریکا به اکسیوس گفت: «ایرانیها میخواهند بمباران متوقف شود و پول میخواهند. اما تقریبا باید ترتیب این دو را برعکس گفت. آنها واقعا قبل از هر چیز پول میخواهند.»
بر اساس تحریمهای تازه اعلام شده، هشت شرکت دیگر تحریمشده در هنگکنگ، چین و جزایر مارشال ثبت شدهاند یا نشانیشان در این مناطق است.
این شرکتها عبارتند از بیلیون نکسوس اینترنشنال، برنچ سیینگ اینترنشنال تریدینگ، کانفیدنت ایپکس، مارینووا فریت، نوادا اسپیریت، اوشن ترنکویلیتی، مدیریت کشتی چی هانگ و وست مایتی.
هفت نفتکش نفت خام و یک نفتکش فرآوردهها
اوفک همزمان هشت شناور مرتبط با شرکتهای تازه تحریمشده را به فهرست اتباع ویژه و افراد مسدودشده، موسوم به اسدیان (SDN)، افزود.
از میان این هشت شناور، هفت فروند نفتکش نفت خام هستند و یک فروند برای حمل مواد شیمیایی و فرآوردههای نفتی استفاده میشود.
هفت نفتکش نفت خام شامل «السالمی»، «بریز وی»، «کریستال»، «لیلی» که با نام «دانیا» نیز شناخته میشود، «ناتسومی»، «نیرتا» و «یهوپ» هستند.
شناور «ول سیل» نیز برای حمل مواد شیمیایی و فرآوردههای نفتی مورد استفاده قرار میگیرد.
این نفتکشها با پرچم کشورهای باربادوس، وانواتو، موزامبیک و جزایر مارشال فعالیت میکنند.
پرچم کنونی نفتکش السالمی مشخص نشده و این کشتی پیشتر با پرچم پاناما تردد میکرد.
بر اساس اعلام اوفک، هر یک از این هشت نفتکش به یکی از شرکتهای تازه تحریمشده مرتبط است.
اوفک ۲۴ تیر نیز اعلام کرد چهار فرد و سه نهاد را به فهرست افراد و نهادهای تحریمشده خود اضافه کرده است.
اوفک ۲۰ خرداد نیز چند فرد و شرکت جدید را بهدلیل ارتباط با سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی به فهرست تحریمهای خود اضافه کرد و دامنه تحریمهای برخی افراد و نهادهای از پیش تحریمشده را نیز گسترش داد.
در میان افراد تحریمشده از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده، بهروز نمازی، شهروند ایرانی، از جمله افرادی است که به تازگی به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحریم شد. همچنین دونیا اتایب، شهروند ایتالیا و ماریا سلینا و وادیم دروژبین، دو شهروند روسیه، نیز به این فهرست افزوده شدند.
از جمله نهادهای تحریمشده در این تاریخ، شرکت ایرانی نیکا جت، شرکت روسی آوراتک و شرکت ونگارد تاکتیکال ساپلای مستقر در نیجریه بودند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این نهادها با نمازی ارتباط دارند و مشمول تحریمهای ثانویه شدهاند.
یک مقام آمریکایی پیش از این گفته بود: «اطلاعاتی به دست آمده که نشان میدهد ایرانیها شکایت دارند که نمیتوانند حقوق نیروهایشان را پرداخت کنند. چرا؟ بهدلیل فشارهای مالی. بهدلیل وزارت خزانهداری. به دلیل کاری که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، انجام میدهد.»
جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان با حضور در خانه خانواده توکلی، با بستگان مهدی توکلی، خواهرش سمیه و مادرشان مریم اصلانی دیدار کردند و بر ادامه دادخواهی و اجرای عدالت تاکید کردند. این سه نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جاده بانه–مریوان کشته شدند.
سازمان حقوق بشری هانا چهارشنبه هفتم مرداد با انتشار ویدیویی از حضور جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان در منزل این خانواده خبر داد.
شرکتکنندگان در این دیدار با بستگان مهدی و سمیه توکلی و مریم اصلانی اعلام همبستگی کردند و یاد آنان را گرامی داشتند.
ویدیوی منتشرشده نشان میدهد حاضران با سر دادن شعار کردی «شەهید نامرێ» به معنای «شهید نمیمیرد»، بر ادامه دادخواهی، پاسداری از راه و آرمان جانباختگان، تحقق عدالت و پاسخگو شدن عاملان این کشتار تاکید کردند.
شبکه حقوق بشر کردستان پیشتر گزارش داد نیروهای وزارت اطلاعات شامگاه چهارم مرداد خودروی حامل این خانواده را در جاده بانه–مریوان به رگبار بستند و هر سه درجا جان باختند.
مهدی توکلی، عکاس و فعال فرهنگی و هنری کرد، مدیر خانه عکاسان کردستان و موسس خانه هنری «چاو» بود و پیشتر به دلیل فعالیتهای خود بازداشت و محکوم شده بود.
کردپا نیز به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد پیکرهای این سه نفر در بیمارستان، بدون ثبت هویت و تشکیل پرونده، مخفیانه بررسی شدند و اجازه نزدیک شدن کسی به آنها داده نشد.
به گفته این منبع، همه گلولهها از روبهرو شلیک شده بودند، مهدی توکلی سه گلوله، مریم اصلانی دو گلوله و سمیه توکلی چندین گلوله خورده بود و پیکر و صورت او بهشدت آسیب دیده و صورتش «کاملا متلاشی شده بود».
به نوشته شبکه حقوق بشر کردستان و سازمان حقوق بشری ههنگاو، نهادهای امنیتی خانواده آنان را برای خودداری از اطلاعرسانی تحت فشار گذاشته و از آنان خواستهاند علت مرگ این سه نفر را «تصادف» اعلام کنند.
در مقابل، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فراجا، گفت نیروهای مرزبانی و ماموران وزارت اطلاعات در نوار مرزی بانه با سرنشینان یک خودروی سمند وارد «درگیری مسلحانه» شدند و کشتهشدگان را اعضای پژاک معرفی کرد.
ههنگاو این روایت را «قاطعانه» رد کرد و خواستار واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشری برای حقیقتیابی و پاسخگو کردن عاملان این تیراندازی شد.
پیکر سه عضو کشتهشده خانواده توکلی پنجم مرداد در فضایی امنیتی در آرامستان بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
مراسم خاکسپاری آنان با حضور اعضای خانواده، بستگان و شماری از فعالان و چهرههای هنری کردستان برگزار شد.
تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به خودروهای غیرنظامی، بهویژه در مناطق مرزی غرب ایران، پیش از این نیز بارها به کشته یا زخمی شدن شهروندان منجر شده است.
پس از پلمب چندین کافه در مرکز تهران، باغچهها و پیادهروهای مقابل کافههای خیابان سنایی که به پاتوقی برای شهروندان تبدیل شده بود، شبانه تخریب شدند. همزمان، در ادامه روند محدودسازی فضاهای شهری، از حضور و فعالیت چند نوازنده خیابانی و هنرمندان دستفروش در تجریش نیز جلوگیری شده است.
نبرد بر سر فضاهای شهری در ایران، مدتهاست که از یک رویارویی صرفا اجتماعی یا فرهنگی فراتر رفته و به هسته مرکزی سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. سیستمی که در دهههای گذشته تلاش کرده تمام ابعاد زندگی خصوصی و عمومی شهروندان را تحت کنترل خود درآورد، اکنون در میانه بحرانهای عمیق داخلی، خارجی، نظامی و اقتصادی، جنگ در زمین شهروندان را شدت بخشیده است.
سکوهای شکسته و تصاحب همنشینی
خیابانها، پیادهروها، کافهها و میدانهای شهر، دیگر تنها مکانهایی برای عبور و مرور یا وقتگذرانی نیستند؛ آنها به زمین مبارزهای تبدیل شدند که یک سوی آن شهروندانی قرار دارند که برای حفظ حداقلهای زندگی و ارتباطات اجتماعی میجنگند و در سوی دیگر، سازوکار نظاممندی در جریان است که در میانه هر بحران، با ترکیب ابزارهای رسمی قضایی و بازوهای غیررسمی سرکوب، تلاش میکند سلطه خود را بر عرصه عمومی تحمیل کند.
ویدیویی که صبح چهارشنبه هفتم مرداد در رسانههای اجتماعی منتشر شد، نمونهای از همین رویارویی است؛ پس از پلمب کافههای «۱۴۰۱، تئوری، جو کافه، دو بار، سام کافه، مان و نووک» در خیابان سنایی تهران، باغچههای مقابل آنها نیز شبانه تخریب شدند. از جدولهایی که تا پیش از این با چیدمان چند صندلی، فضایی برای تعاملات اجتماعی و دورهمیهای روزمره ایجاد کرده بودند، دیگر خبری نیست.
جمهوری اسلامی پاتوقهای شهری را تنها فضاهایی برای تفریح و معاشرت نمیبیند، بلکه چنین مکانهایی را بالقوه بستری برای شکلگیری شبکههای اجتماعی و مقاومت مدنی میداند. از این منظر، تشدید فشار بر فضاهای عمومی در دورههای بحرانی را میتوان تلاشی برای بازسازی اقتدار حکومت و محدود کردن سبکهای زندگی ناسازگار با ایدئولوژی رسمی دانست. این روند، که میتوان آن را «پاتوقزدایی» نامید، هزینه حضور اجتماعی را افزایش میدهد و بر تداوم کنترل حکومت بر خیابان و زندگی روزمره تاکید میکند.
گزارشهای میدانی و روایتهای شهروندان در روزها و هفتههای اخیر، تصویر روشنی از یک پروژه هماهنگ و چندلایه ترسیم میکند؛ طرحی که میتوان آن را پاکسازی سیستماتیک عرصههای عمومی و سرکوب خردهفرهنگهای مستقل شهری ارزیابی کرد.
مرکز تهران با بافت قدیمی و فرهنگی خود، در سالهای اخیر میزبان کافههایی بوده که به مرور به مقاصد اصلی جوانان و دانشجویان تبدیل شدهاند. خیابانهایی چون سنایی و ایرانشهر، شریانهای تنفسی شهری محسوب میشوند که زیر بار فشارهای مداوم سیاسی و اقتصادی، در جستوجوی امکانی برای گفتوگو، شنیدن موسیقی و برگزاری رویدادهای مستقل فرهنگی است.
روایت کافهدارها، مشتریان ثابت و شهروندانی که زیست روزمرهشان با این فضاها گره خورده، نشان میدهد که دلیل اصلی این هجوم، مسائلی چون رعایت نشدن «حجاب اجباری»، پخش موسیقی زنده و برگزاری رویدادها و تفریحاتی است که با چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همخوانی ندارند.
تجریش؛ تقابل دستفروشان هنر و نیروهای بیسیمبهدست
دامنه این تغییرات و سرکوبهای شهری در پایتخت، به مرکز تهران محدود نمانده است. در روزهای گذشته، شمال تهران، به ویژه محدوده میدان تجریش، بازار سنتی آن و خیابانهای منتهی به کاخ سعدآباد که از شلوغترین و زندهترین محورهای پیادهروی شهروندان محسوب میشوند نیز شاهد دگرگونیهای معناداری بودهاند. هرچند این تغییرات از جنس محدودیتهای تحمیلشده به خیابان سنایی نیست، اما در یک نقطه با آن اشتراک دارد: پاکسازی چهره شهر از نشانههای زندگی، هنر و موسیقی.
یک نوازنده هنگدرام که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و در روزهای منتهی به نوروز در یکی از پیادهروهای میدان تجریش ساز مینواخت، در گفتوگو با ایراناینترنشنال میگوید از هفته گذشته «افرادی بیسیمبهدست با لباس شخصی و با برخورد کلامی خشن»، مانع از حضور او در این محدوده شدهاند.
این نوازنده جوان میگوید لباسشخصیها به او گفتند «زمان این ادا و اصولها تمام شده» و «دیگر در خیابان از این خبرها نیست».
او میافزاید: «از روزهای منتهی به نوروز تا هفته گذشته، با اینکه حال هیچکس واقعا خوب نبود اما آدمها تلاش میکردند چیزی را ادامه دهند. هرچند در همین پیادهروها من شخصا بارها و بارها شاهد این بودم که با شنیدن صدای ساز من، بغض عابران ترکیده و گریه کردهاند.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و به دنبال آن شرایط جنگی، یکی از نخستین اقدامات امنیتی جمهوری اسلامی، اعمال قطعیهای طولانیمدت و محدودیتهای بیسابقه بر اینترنت بود. این جنگ در فضای آنلاین، به نابودی هزاران کسبوکار مجازی و صفحات فروش محصولات هنری و خانگی منجر شد.
بخش قابل توجهی از جوانان، زنان سرپرست خانوار و افرادی که تا پیش از آن محصولات خود را از طریق شبکههای اجتماعی میفروختند، با از دست دادن پلتفرمهای آنلاین و در میان بیثباتی اینترنت، چارهای جز روی آوردن به دستفروشی پیدا نکردند. حالا به نظر میرسد در ادامه اعمال محدودیت بر فضاهای شهری، این پناهگاه خیابانی نیز امن نمانده است.
شهروند هنرمندی که در حوالی «امامزاده صالح» از ابتدای سال به فروش مهرهها و سنجاقهای دستساز مو مشغول بود، میگوید سهشنبه (۳۰ تیر) دو خانم نسبتا مسن همراه با دو مرد جوان از او خواستهاند «بساط گناهش» را جمع کند و تهدید کردهاند که «دفعه بعد با مشت و لگد از خیابان جمع خواهد شد».
این دختر جوان تاکید میکند دستکم از ۱۰ روز گذشته، افرادی بهصورت دورهای با نوازندگان و هنرمندانی که محصولات دستساز خود را در محدوده تجریش عرضه میکنند، برخورد خشنی داشتهاند.
تسخیر هندسی شهر؛ از تجمعات ایدئولوژیک تا حسینیه کردن پایتخت
آنچه برخورد با کافهها و هنرمندان خیابانی را تبعیضآمیزتر جلوه میدهد، تضاد آشکار آن با رفتاری است که حاکمیت با نیروهای حامی خود در همان فضاهای شهری دارد.
در حالی که جوانان برای نشستن در یک کافه یا نواختن ساز با بقایای تخریبشده جدولهای کنار پیادهرو و نیروهای امنیتی مواجه میشوند، بیش از ۱۵۰ روز است که گروههای نزدیک به حکومت با حمایت مالی و لجستیکی جمهوری اسلامی، تجمعهای شبانه، مراسم پرچمگردانی و برنامههای مداحی با صدای بلند برگزار میکنند.
این تجمعات که با هدف قدرتنمایی و تصرف روانی خیابانها سازماندهی شدهاند، زیست روزمره شهروندان را مختل کردهاند. راهبندان، آلودگی صوتی، مسدود کردن پیادهروها و ایجاد فضای رعب و وحشت، تنها بخشی از پیامدهای این اشغالگری شهری است.
اوج این تصرف اما در جریان مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنهای رخ داد. به روایت بسیاری از شهروندان در رسانههای اجتماعی، در آن روزها چهره تهران و دیگر شهرهای بزرگ، «ترسناک و غیرقابل تحمل» شده بود.
انتقام پس از بحران؛ بازگشت اعدامها به خیابان
برای درک بهتر چرایی تشدید این فشارهای اجتماعی در مقطع کنونی، باید به الگوی رفتاری جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نگاه کرد.
تاریخ نشان داده است که این حکومت هرگاه از پس یک بحران بزرگ، چه اعتراضات سراسری و چه تهدیدهای جنگی، مجالی برای تنفس مییابد، بلافاصله برای بازسازی سلطه از دسترفته و تزریق ترس به جامعه، ماشین سرکوب اجتماعی خود را روشن میکند.
فشاری که امروز بر کافهها، هنرمندان و جوانان اعمال میشود، روی دیگر سکه سرکوبهای خشونتباری است که در ابعاد قضایی در حال وقوع است. همزمان با این پاتوقزداییها، حاکمیت بار دیگر حربه رعبافکنی از طریق اعدام را به کار گرفته است.
در هفتههای اخیر با افزایش شمار اعدامها در زندانها، اجرای احکام اعدام دو تن از بازداشتشدگان انقلاب ملی دی ۱۴۰۴ در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، بار دیگر به فضای عمومی و خیابانهای شهر کشیده شد تا بهطور مستقیم روان جامعه را هدف قرار دهد.
پیروزی نور زندگی بر پرچمهای انتقام
با وجود تمام فشارها، خفقان و تلاشهای سیستماتیک برای تحمیل افسردگی جمعی، جامعه نشان داده است که میل به زندگی و رسیدن به زیست آزاد حتی در پس سیاهترین روزها نیز جریان دارد.
با وجود سرکوبهای دیماه و محدودیتهای اعمالشده بر فضاهای شهری، بسیاری از شهروندان همچنان کوشیدهاند شیوه زندگی و آیینهای فرهنگی خود را حفظ کنند. برگزاری نوروز در اوج جنگ در اواخر اسفند نمونهای از این تلاش بود. تداوم حضور در فضاهایی چون سنایی و تجریش نیز نشان میدهد محدودیتها نتوانستهاند زندگی روزمره و شکلهای کمصداتر کنش مدنی را بهطور کامل از میان ببرند.
برخورد حکومت با کافهها در سنایی، نوازندگان خیابانی در تجریش و دستفروشان نشان میدهد این موارد از نگاه نهادهای رسمی تنها پدیدههایی معمول در زندگی شهری نیستند و ممکن است نمود سبکهای زندگی خارج از چارچوبهای مورد تایید حکومت تلقی شوند. از این منظر، اقداماتی مانند تخریب باغچهها و جمعآوری دستفروشان را میتوان بخشی از مناقشهای گستردهتر بر سر شیوه استفاده از فضای عمومی و حدود اختیار شهروندان در زندگی روزمره دانست.
با آغاز چهارمین موج گرمای تابستان در اروپا، افزایش دما در فرانسه و اسپانیا خطر گسترش حریقهای جنگلی را تشدید کرده است. این آتشسوزیها تاکنون صدها هزار نفر را ناچار به ترک خانههایشان کرده، دهها هزار هکتار از جنگلها را سوزانده و جان شمار زیادی از حیوانات وحشی را گرفتهاند.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه هفتم مرداد گزارش داد آتشنشانان در فرانسه و اسپانیا همچنان در تلاش برای مهار چندین آتشسوزی گستردهاند. همزمان، مقامهای هواشناسی درباره افزایش دما و وزش بادهای خشک هشدار دادهاند.
سازمان هواشناسی اسپانیا پیشبینی کرد دمای هوا چهارشنبه در دستکم شش منطقه این کشور به ۴۰ درجه سانتیگراد برسد. برای این مناطق هشدار نارنجی صادر شده است که پس از هشدار قرمز، دومین سطح هشدار به شمار میرود.
پیشبینی میشود دمای هوا در مناطق گرفتار آتش در جنوبغرب فرانسه از حدود ۳۳ درجه سانتیگراد در روز سهشنبه، به ۴۲ درجه برسد.
سازمان هواشناسی فرانسه هشدار داد وزش بادهای خشک از جنوبغرب در صبح و از غرب در بعدازظهر میتواند شعلههای آتش را تشدید کند.
آتشنشانان فرانسوی توانستند وضعیت آتشسوزی بزرگ در غرب بوردو را در طول شب باثبات نگه دارند، اما اعلام کردند آتش هنوز مهار نشده است.
این حریق در منطقه لاند تاکنون ۴۲ هزار هکتار را نابود کرده است. بخش عمده این مناطق جنگلهای کاج هستند. همچنین، حدود ۲۴۰ خانه بهطور کامل یا جزئی تخریب شده و نزدیک به ۲۲۰ هزار نفر، از جمله ساکنان محلی و گردشگران، وادار به تخلیه محل زندگی یا اقامت خود شدهاند.
این حریق بزرگترین آتشسوزی جنگلی ثبتشده در فرانسه از زمان آغاز ثبت آمار در سال ۲۰۰۶ به شمار میرود.
با وجود باز ماندن فرودگاه بوردو و ازسرگیری خدمات تراموا و فعالیت هتلها، مقامها هشدار دادند بحران آتشسوزی هنوز پایان نیافته است.
رویترز پنجم مرداد گزارش داد در مجموع بیش از ۳۲۰ هزار نفر در فرانسه و اسپانیا بهدلیل آتشسوزیها خانهها یا محل اقامت خود را ترک کردند یا دستور تخلیه گرفتند.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، گفت ۱۰ آتشسوزی همچنان در نقاط مختلف این کشور فعال است، اما ابراز امیدواری کرد اوضاع در مسیر بهبود قرار داشته باشد.
مقامها اعلام کردند وضعیت در استانهای آویلا و مادرید بهتر شده، اما آتشسوزی در استان شرقی کاستلون، پس از سوزاندن بیش از ۱۰ هزار هکتار، همچنان از کنترل خارج است.
حدود ۱۰ هزار نفر از ساکنان تخلیهشده این منطقه نیز هنوز اجازه بازگشت به خانههای خود را ندارند.
مرکز هماهنگی واکنش اضطراری اتحادیه اروپا نیز هشدار داد یونان، ایتالیا و بخشهایی از اروپای مرکزی در هفتههای آینده با خطر بیشتری از آتشسوزیهای جنگلی روبهرو خواهند شد.
تصاویر پهپادی رویترز از منطقه التیمبلو در نزدیکی مادرید، لاشههای سوخته گوزنها را در جنگلهایی نشان میدهد که به خاکستر تبدیل شدهاند؛ تصاویری که ابعاد خسارت واردشده به حیاتوحش را آشکار میکند.
اروپا که سریعترین قاره در حال گرم شدن جهان است، امسال موجهای گرمای بیسابقهای را تجربه کرده است.
دانشمندان میگویند تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، گرما و خشکسالی را تشدید کرده و همین شرایط زمینه گسترش سریعتر آتشسوزیهای جنگلی را فراهم میکند.