صدا و سیما: صدای چند انفجار در جاسک شنیده شد

صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد حوالی ساعت ۱۴:۳۰ ظهر به وقت محلی، صدای چند انفجار در جاسک در استان هرمزگان شنیده شده است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد حوالی ساعت ۱۴:۳۰ ظهر به وقت محلی، صدای چند انفجار در جاسک در استان هرمزگان شنیده شده است.






جواد اوجی، وزیر نفت دولت ابراهیم رئیسی، در سخنانی از تماس مستقیم عوامل موساد با او همزمان با انفجار خطوط سراسری انتقال گاز ایران در بهمن ۱۴۰۲ خبر داد. این روایت ابعاد تازهای از نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و دسترسی این کشور به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی را آشکار میکند.
اوجی در یک سخنرانی که ویدیوی آن بهتازگی در فضای مجازی منتشر شده است، گفت: «ما ۱۰ خط لوله بزرگ و سراسری گاز داریم. بهمن ۱۴۰۲، شبی ساعت یک بود که موساد روی خط تلفن بنده آمد و گفت امشب میخواهیم آتشبازی کنیم. از من پرسید فلانی، ۳+۵ چند میشود؟ گفتم ۸. بلافاصله گفت همین الان خط هشتم سراسری گاز را زدیم.»
به گفته وزیر پیشین نفت، تنها پنج دقیقه بعد مسئولان شرکت گاز وقوع انفجار را به او اطلاع دادند و این خبر تایید شد.
اوجی افزود: «تا لباس بپوشم، موساد دوباره زنگ زد و از من پرسید ۴+۵ چند میشود؟ من گفتم ۹، گفت خط نهم سراسری گاز را هم منفجر کردیم.»
وزیر پیشین نفت در ادامه گفت که خط سوم سراسری گاز نیز مورد حمله قرار گرفت.
اظهارات اوجی بار دیگر موضوع گستردگی نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران را برجسته کرده است؛ مسالهای که بهویژه پس از کشته شدن دهها مقام ارشد جمهوری اسلامی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره ابعاد نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی منتشر شده و شماری از مقامهای حکومت هم بارها نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کردهاند.
اوجی تاکنون بارها اسرائیل را مسئول انفجار خطوط انتقال گاز ایران در بهمنماه ۱۴۰۲ معرفی کرده است.
او اسفند ۱۴۰۲ تایید کرد «دشمن» در چهار خط شبکه سراسری گاز دست به «اقدام خرابکارانه» زده است.
روزنامه نیویورکتایمز در آن مقطع زمانی به نقل از منابع آگاه گزارش داد اسرائیل عامل انفجار خطوط انتقال گاز ایران بوده است.
تماس مستقیم موساد با مقامهای جمهوری اسلامی
پیشتر نیز گزارشهایی درباره تماس مستقیم عوامل اطلاعاتی اسرائیل با مقامهای جمهوری اسلامی و هشدار به آنها منتشر شده است.
علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی که ۲۶ اسفند در یکی از حملات اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه کشته شد، تیرماه ۱۴۰۴ تایید کرد در نخستین روز جنگ ۱۲ روزه، فردی تماس گرفته و او را تهدید کرده است.
او درباره محتوای این تماس گفت: «یک نفر با من تماس گرفت و گفت ۱۲ ساعت وقت داری از ایران خارج شوی یا از تهران فاصله بگیری، وگرنه به سرنوشت دوستانت مثل باقری و رشید دچار و به آنها ملحق خواهی شد.»
لاریجانی افزود: «من از کد تماسگیرنده متوجه شدم از کجاست و پاسخ درخور نتانیاهو به او دادم.»
روزنامه واشینگتنپست تیرماه ۱۴۰۴ با انتشار یک فایل صوتی، از کارزار مخفیانه و گسترده اسرائیل با هدف ارعاب فرماندهان نظامی و ایجاد شکاف و سردرگمی در میان مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی همزمان با آغاز جنگ ۱۲ روزه خبر داد.
بر اساس این گزارش، در بخشی از این عملیات، ماموران سرویسهای امنیتی اسرائیل با شماری از مقامهای ارشد حکومت ایران تماس تلفنی گرفتند و به زبان فارسی به آنها هشدار دادند تنها در صورتی زنده خواهند ماند که از جمهوری اسلامی و علی خامنهای اعلام برائت کنند.
یک کارشناس صداوسیما نیز در همان مقطع، تماس موساد با شماری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تایید کرد.
شبکه فاکسنیوز تیرماه ۱۴۰۴ تصاویری از پیامهای واتساپی ردوبدلشده با فرزند هدایتالله فرزادی، رییس زندان اوین، پیش از حمله اسرائیل به این زندان در جریان جنگ ۱۲ روزه منتشر کرد.
بر پایه این گزارش، عوامل اسرائیل پیش از حمله هشدار داده بودند فرزادی برای نجات جان خود باید درهای زندان را باز و زندانیان را آزاد کند، اما او از محل گریخت.
اسپانیا برای نخستین بار بهدلیل آتشسوزیهای جنگلی، وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد و فرانسه نیز برای مقابله با حریقی گسترده در سواحل اقیانوس اطلس از اتحادیه اروپا درخواست کمک کرد. موج گرمای شدید به گسترش آتشسوزیها در اروپا دامن زده و دهها هزار نفر را وادار به تخلیه کرده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، مقامهای فرانسه جمعه دوم مرداد دستور تخلیه کامل شبهجزیره کپ فره، یکی از مناطق پرطرفدار گردشگری را به علت وقوع آتشسوزی گسترده صادر کردند.
به گفته مقامها، حدود ۴۰ هزار نفر از این منطقه تخلیه شدند که بسیاری از آنها با قایق به محل امن انتقال یافتند.
در اسپانیا، بیش از ۱۰ هزار نفر از شهرهای کوهستانی غرب مادرید تخلیه شدند.
وقوع سه آتشسوزی در این منطقه و استان همجوار آویلا، دولت را واداشت وضعیت اضطراری ملی اعلام کند؛ اقدامی که به دولت اجازه میدهد هماهنگی عملیات مقابله با بحران را در اختیار بگیرد.
این نخستین بار است که اسپانیا به علت آتشسوزی جنگلی، چنین سطحی از وضعیت اضطراری را اعلام میکند.
پیش از این، آتشسوزی اواسط تیر ماه در جنگلهای جنوب اسپانیا ۱۲ کشته بر جای گذاشت. به گزارش رویترز، این مرگبارترین آتشسوزی جنگلی اسپانیا از سال ۲۰۰۵ بود؛ سالی که ۱۱ آتشنشان در آتشسوزی استان گوادالاخارا جان باختند.
آخرین بار این کشور در جریان خاموشی گسترده سراسری سال گذشته، همین سطح هشدار را برقرار کرده بود.
یک شهروند اسپانیایی: هرگز چنین چیزی ندیده بودم
رویترز گزارش داد در شهر ناوالوئنگا در استان آویلا، ساکنان محلی که بهدلیل دود ماسک زده بودند، شامگاه اول مرداد ایستاده بودند و بالگردهای آتشنشانی را تماشا میکردند که از رودخانه شهر آب برمیداشتند.
خاویر مارتین، یکی از اهالی منطقه، به رویترز گفت: «۳۶ سال است اینجا زندگی میکنم و هرگز چنین چیزی ندیده بودم. انتظارش را هم نداشتم. فکر میکردم دیشب آتش را مهار میکنند، اما دیگر دیر شده بود و همه چیز از کنترل خارج شده بود.»
مقامهای اسپانیایی اعلام کردند بیش از ۲۷۰ نیروی امدادی و ۴۰ واحد زمینی، به همراه چند یگان از واحد نظامی شرایط اضطراری، در مناطق آسیبدیده مستقر شدهاند.
بر اساس اعلام سامانه اطلاعات آتشسوزی جنگلهای اروپا وابسته به اتحادیه اروپا، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۳۵۰ آتشسوزی در اسپانیا رخ داده است.
در سال ۲۰۲۵ نیز سطح بیسابقهای از اراضی این کشور در آتش سوخت.
درخواست فرانسه برای کمک اتحادیه اروپا
دستور تخلیه کامل منطقه کپ فره که محل بسیاری از املاک گرانقیمت است و در حال حاضر شمار زیادی گردشگر تابستانی در اردوگاهها و خانههای اجارهای آن اقامت دارند، شدت آتشسوزی را نشان میدهد.
رویترز پیش از این گزارش داد که در دو موج گرمای رکوردشکن پیشین در ماه مه و اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مورد مرگ مازاد در اروپا و بریتانیا به ثبت رسید.
دانشمندان معتقدند تنها توضیح قابل اتکا برای این آمار غیرعادی، مرگومیر ناشی از گرما است.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، گفت از اتحادیه اروپا برای مقابله با آتشسوزی کپ فره درخواست کمک کرده است.
این حریق تاکنون هشت هزار و ۷۰۰ هکتار، معادل ۲۱ هزار و ۵۰۰ جریب، را ویران کرده است.
مکرون دوم مرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «فرانسه خواستار فعال شدن ساز و کار حفاظت مدنی اتحادیه اروپا شده است.»
او افزود انتظار میرود چند فروند هواپیمای تخصصی از دیگر کشورهای اروپایی، بهزودی برای کمک اعزام شوند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد در پی تیراندازی در کرانه باختری، چهار فلسطینی و یک اسرائیلی جان خود را از دست دادند. ارتش اسرائیل و مقامهای فلسطینی روایتهای متفاوتی از چگونگی آغاز این درگیری مرگبار ارائه کردهاند.
ارتش اسرائیل جمعه دوم مرداد در بیانیهای اعلام کرد نیروهایش پس از دریافت گزارشهایی درباره حمله به غیرنظامیان اسرائیلی در کرانه باختری به محل اعزام شدند.
بر اساس این بیانیه، غیرنظامیان اسرائیلی در منطقهای در جنوب غربی شهر نابلس در حال «پیادهروی» بودند.
طبق روایت ارتش اسرائیل از این رویداد، یک فلسطینی سلاح یکی از نیروهای امنیتی محلی را ربود و به سوی غیرنظامیان اسرائیلی تیراندازی کرد.
ارتش اسرائیل همچنین از اعمال محدودیتهای موقت بر رفتوآمد در نابلس و منطقه تل در کرانه باختری خبر داد و افزود نیروهای این کشور با برپایی ایستهای بازرسی، عملیات جستوجو و تعقیب مهاجمان را آغاز کردهاند.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز اعلام کرد او در پی این تیراندازی خونین، با یسرائیل کاتز، وزیر دفاع و ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، جلسهای امنیتی برگزار خواهد کرد.
کرانه باختری در سالهای اخیر بارها صحنه درگیریهای خشونتآمیز میان فلسطینیان، نیروهای اسرائیلی و شهرکنشینان بوده است.
روایت مقامهای فلسطینی
در سوی دیگر، مقامهای فلسطینی روایت متفاوتی از این رویداد ارائه کردند و گفتند شماری از ساکنان فلسطینی تل، هدف حمله غیرنظامیان اسرائیلی قرار گرفتند.
به گفته آنها، بر اثر تیراندازی غیرنظامیان و نظامیان اسرائیلی، چهار فلسطینی کشته و چهار تن دیگر زخمی شدند.
عصام صیفی، از رهبران محلی جنبش فتح در تل، به رویترز گفت در آغاز حدود ۲۵ تا ۳۰ شهرکنشین یهودی به بخش شرقی تل حمله کردند و کوشیدند وارد دو خانه شوند.
او گفت ساکنان برای مقابله با مهاجمان از خانههای خود بیرون آمدند و شهرکنشینان به سوی آنها تیراندازی کردند.
صیفی افزود حدود نیم ساعت بعد، گروهی از اسرائیلیها بار دیگر به منطقه بازگشتند، این بار به بخش غربی تل حمله کردند و یک فرد زیر سن قانونی را با سلاح مورد ضربوشتم قرار دادند.
به گفته او، در پی این رویداد درگیری و آشوب در منطقه شدت گرفت، نیروهای ارتش اسرائیل وارد محل شدند و سپس همراه با شهرکنشینان به سوی فلسطینیان تیراندازی کردند.
اتحادیه اروپا پیشتر اعلام کرد قصد دارد علیه شهرکنشینان «افراطی» اسرائیلی که در کرانه باختری «به فلسطینیان آسیب میزنند»، تحریمهایی اعمال کند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد اختلالهای گسترده در کشتیرانی در تنگه هرمز بهدنبال تشدید تنشها در منطقه همچنان ادامه دارد و تردد شناورها از این آبراه راهبردی بهشدت محدود شده؛ وضعیتی که همزمان با تداوم مخاطرات امنیتی، بهای نفت را بار دیگر به محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.
رویترز با استناد به دادههای شرکت رهگیری دریایی کپلر نوشت از ۳۱ تیر تا دوم مرداد، روزانه تنها سه شناور از تنگه هرمز عبور کردهاند.
بر اساس این گزارش، ابرنفتکش «رومانی پراسپریتی» دوم مرداد در آبهای فجیره و خارج از تنگه هرمز مشاهده شد. این نفتکش نفت خام موربان امارات متحده عربی را حمل میکند، اما مقصد آن هنوز مشخص نیست.
در همین روز، دو کشتی فلهبر خالی که برای حمل «کالاهای نرم» به کار میروند، از تنگه هرمز خارج شدند.
«کالاهای نرم» اصطلاحی در بازارهای جهانی برای محصولات عمدتا کشاورزی و دامی، از جمله غلات، شکر، قهوه و پنبه است و در مقابل «کالاهای سخت» مانند نفت، فلزات و مواد معدنی قرار میگیرد.
ابرنفتکش «نیو جاینت» که دو میلیون بشکه نفت خام بصره عراق حمل میکند، اول مرداد از تنگه هرمز خارج شد و انتظار میرود تا اواسط اوت به بندر ریژائو چین برسد.
همچنین دو شناور دیگر، از جمله ابرنفتکش خالی «نوبل»، اول مرداد با عبور از این گذرگاه وارد خلیج فارس شدند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در این گذرگاه راهبردی به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۱ تیر هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هم ۳۱ تیر اقدامات سپاه پاسداران در تنگه هرمز را نقض «یکی از مفاد کلیدی» تفاهمنامه پایان جنگ خواند و تاکید کرد ایالات متحده اجازه نخواهد داد حملات جمهوری اسلامی به شناورها در این آبراه به یک رویه تبدیل شود.
افزایش تردد نفتکشها در بابالمندب همزمان با تهدید حوثیها
در روزهای اخیر، تهدیدهای حوثیهای یمن در دریای سرخ دامنه جنگ ایران را به یکی دیگر از مسیرهای حیاتی کشتیرانی گسترش داده است.
این گروه نیابتی جمهوری اسلامی ۲۹ تیر تهدید کرد مانع عبور کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ خواهد شد.
با وجود این تهدید، رویترز گزارش داد شمار شناورهای کالابر که اول مرداد از بابالمندب عبور کردند، به ۳۲ فروند افزایش یافت؛ رقمی که روز پیش از آن ۲۶ فروند بود.
از مجموع این نفتکشها، ۱۴ فروند وارد دریای سرخ شدند و ۱۸ فروند با عبور از بابالمندب به خلیج عدن رفتند. از میان کشتیهای خروجی، ۹ نفتکش حامل نفت خام بودند.
دو ابرنفتکش چینی حامل مجموعا چهار میلیون بشکه نفت عربستان سعودی در میان این شناورها بودند که اول مرداد از دریای سرخ وارد خلیج عدن شدند و توانستند از محاصره حوثیها عبور کنند.
این در حالی است که شماری دیگر از کشتیهای عربستان سعودی هدف قرار گرفتهاند.
همچنین بر پایه دادههای کپلر و گروه بورس اوراق بهادار لندن، نفتکش «تورم اینوویشن» که حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفتا به مقصد آسیا حمل میکند، مسیر خود را اندکی تغییر داده و بهجای حرکت به سوی بابالمندب، به سمت خروجی کانال سوئز رفته است.
به گزارش رویترز، شرکت آرامکوی عربستان سعودی برای دور زدن محدودیتهای بارگیری در بنادر این کشور در دریای سرخ، عرضه محمولههای اضافی نفت خام از بندر «سیدی کریر» مصر در ساحل مدیترانه را آغاز کرده است.
منابع تجاری منطقهای هشدار دادند انتخاب مسیر کانال سوئز برای کشتیهای عازم آسیا بهجای عبور از بابالمندب میتواند مدت سفر را تقریبا سه برابر کند.
خروج دو شناور نظامی آلمان از منطقه
وزارت دفاع آلمان در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت.
حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.
وزارت دفاع آلمان با اشاره به نامشخص بودن زمان آغاز ماموریت این شناورها افزود ادامه استقرار آنها در منطقه، بدون چشماندازی روشن برای شروع عملیات، فشار غیرضروری بر تجهیزات وارد میکند و به افزایش استهلاک آنها میانجامد.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
شبکه فونیکس اول مرداد به نقل از یک منبع دیپلماتیک گزارش داد کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
در روزهای گذشته چندین کافه در مرکز تهران پلمب شدند. کافههای «جو کافه»، «۱۴۰۱»، «سام کافه»، «دو بار»، «مان»، «نووک» و «تئوری» از جمله واحدهایی بودند که در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تعطیل شدند. برخی از این کافهها پیش از این نیز به دلیل «رعایت نکردن حجاب اجباری» بسته شده بودند.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که طی هفتههای قبل، نشانههای بازگشت فشارها بر موضوع حجاب اجباری آشکار شده بود. فشاری که پس از پایان جنگ ۴۰ روزه و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، دوباره شدت گرفت.
پیش از آغاز این موج، امامان جمعه در چند شهر از ضرورت برخورد با بیحجابی سخن گفتند.
محمدرضا ناصری، امام جمعه یزد، ۲۶ تیر در نماز جمعه این شهر گفت وضعیت حجاب در جامعه «قابل قبول نیست» و از مسئولان، ستاد امر به معروف و دستگاههای فرهنگی خواست تا با جدیت در برابر «فساد و بیحیایی» بایستند.
همزمان رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، با اشاره به اجتماعات شبانه حامیان حکومت و آنچه «دفاع خودجوش مردم از اسلام و انقلاب» خواند، تاکید کرد مقابله با «بیحجابیهای سازمانیافته» نیز باید با حضور مردم انجام شود.
او از دولت و مجلس خواست نسبت به اجرای قانون عفاف و حجاب اهتمام داشته باشند.
چند روز پس از این مواضع، کرکره تعدادی از کافههای مرکز تهران پایین کشیده شد.
کافهداران: ما را وصله ناجور میدانند
مالک یک کافه در خیابان سنایی که ۲۹ تیر پلمب شده، به ایراناینترنشنال گفت در هفتههای اخیر «اتفاقات عجیبی» رخ داده؛ گویی کسانی که دستاندرکار تجمعات شبانهاند، آنها را وصله ناجوری در مرکز شهر تهران میدانستهاند.
به گفته او، در روزهای منتهی به دفن جنازه علی خامنهای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، افرادی با لباس شخصی اما مجهز به بیسیم و اسلحه، دو بار به کافهاش رفتهاند و فضای کافه، کارکنان و مشتریانش را «لکه ننگ» و «پیادهنظام دشمن» خواندهاند.
این کافهدار نقل کرد: «یکی از این افراد میگفت شهر ما در حال آماده شدن برای تشییع نایب امام زمان است، دل امام زمان خون و عزادار است، آن وقت شما اینجا مشغول عیاشی و مطربی و فساد هستید.»
او افزود همان روز به کارکنانش گفته که «امروز و فرداست که یا به زور تعطیلمان کنند یا مجبور شویم خودمان ببندیم».
یک زن جوان، مسئول سالن یکی دیگر از کافههای پلمبشده در همین خیابان، گفت از روز قبل زمزمههایی درباره هشدار به برخی کافهها شنیده بودند، اما: «نوع هجوم و رفتار خشونتآمیز و بیادبانه ماموران آنقدر عجیب بود که همه شوکه شدیم؛ تا جایی که برخی همکاران حتی فرصت نکردند وسایل شخصی خود را از کافه خارج کنند.»
روزهای جنگ؛ وقتی زنان بدون حجاب در قاب رسمی دیده شدند
پلمب کافهها در شرایطی اتفاق افتاد که چند هفته پیشتر، تصویری کاملا متفاوت از برخورد حکومت با موضوع حجاب در خیابانهای ایران دیده میشد.
در زمان جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حتی در مراسم تشییع جنازه خامنهای، زنان بدون حجاب اجباری در میان جمعیت حضور داشتند، رسانهها با آنها مصاحبه میکردند و تصاویرشان در قاب رسمی منتشر میشد.
حتی برخی مداحان نیز در همین فضا با ادبیاتی متفاوت درباره این زنان سخن گفتند.
در یکی از این تجمعات گفته شد: «کمحجابی هم که آمده میان میدان، نور چشممان و دختر کشورمان است.»
این در حالی بود که پیش و پس از آن، بخشهایی از جریان سیاسی و مذهبی حاکم، همین زنان را با شدیدترین ادبیات مورد حمله قرار داده و بیحجابی را نه یک مساله اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دانستند.
تفاوت میان این دو رویکرد، بیش از آن که به تغییر نگاه درباره حق انتخاب پوشش زنان مربوط باشد، به شرایط سیاسی بازمیگشت و بازمیگردد. در زمانی که حکومت به نمایش وحدت و حضور خیابانی گسترده نیاز داشته باشد، حضور زنانی با پوشش متفاوت قابل تحمل میشود و حتی بخشی از همان تصویرسازی رسمی را تشکیل میدهد. اما با پایان آن مقطع، همین مدارا نیز کمرنگ میشود.
سبک زندگی متفاوت فقط در خدمت روایت رسمی پذیرفته میشود
این الگو تنها به حضور زنان بدون حجاب در خیابانها محدود نبوده است. در همین دوره، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نیز در مواردی به سراغ چهرهها و سبکهایی رفتند که در شرایط عادی با محدودیت بیشتری روبهرو هستند. از جمله صداوسیما از رپرهایی برای اجرای آثار با مضمون حمایت از حکومت و نیروهای مسلح استفاده کرد. سبکی از موسیقی که سالها در فضای رسمی جمهوری اسلامی با نگاهی منفی مواجه بوده است.
این تناقض، تصویری از یک سیاست دوگانه ساخت. سبک زندگی، پوشش یا بیان فرهنگی متفاوت، زمانی امکان حضور پیدا میکند که در خدمت یک پیام سیاسی مشخص باشد؛ اما همان تفاوت، وقتی خارج از چارچوب مورد نظر حکومت دیده شود، میتواند به موضوع برخورد امنیتی و قضایی تبدیل شود.
پایان یک مدارا؛ بازگشت برخوردها پس از فروکش کردن نیاز تبلیغاتی
پس از پایان جنگ و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، نشانههای بازگشت سیاستهای پیشین آشکار شد. مقامهای قضایی در شهرهای مختلف دوباره از برخورد با بیحجابی سخن گفتند و همزمان، پلمب کافهها، رستورانها و دیگر واحدهای صنفی در دستور کار قرار گرفت.
یک روز پس از پلمب گسترده کافهها در مرکز شهر، مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت برخورد با زنان بدون حجاب در تجمعهای شبانه خیابانی و در کافهها، این تفاوت را نپذیرفت و گفت: «آن وقت کافهها خیلی کافه میشوند.»
او ادامه داد: «اگر کافهها خلاف میکنند، باید جلوی آنها گرفته شود؛ چه جنگ باشد و چه نباشد.»
موج پلمبها؛ از تهران تا شهرهای دیگر
پلمب کافههای مرکز تهران نخستین برخورد از این دست در ماههای اخیر نبود. پیش از آن نیز در شهرهای مختلف، واحدهای صنفی و اماکن گردشگری با استناد به موضوعاتی مانند حجاب، موسیقی یا «ناهنجاری اخلاقی»، تعطیل شده بودند.
۲۹ اردیبهشت، هتل عامریهای کاشان، یکی از مجموعههای شناخته شده گردشگری این شهر، به دلیل آنچه «عدم رعایت حجاب اجباری» عنوان شد، پلمب شد.
۲۵ خرداد، خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، گزارش داد دادستانی تهران پس از انتشار تصاویری از برنامهای در یک کافه که آن را مغایر با موازین قانونی و شرعی دانسته بود، به موضوع ورود کرد و با دستور مقام قضایی، این کافه پلمب و برای مدیرانش پرونده قضایی تشکیل شد.
موج بعدی به شهرهای دیگر رسید. ۱۱ تیر، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان کهگیلویه از پلمب ۱۰ کافه و قهوهخانه در دهدشت به دلیل «عدم رعایت موازین شرعی» خبر داد و اعلام کرد برای متصدیان این واحدها پرونده قضایی تشکیل شده است.
کمتر از سه هفته بعد، عمارت محسنی در بهبهان، مجموعه تاریخیای که پس از مرمت به هتل-رستوران تبدیل شده، به دلیل «حجاب اختیاری برخی مشتریان» و «پخش موسیقی» پلمب شد.
در هفتههای پیش از آن نیز مقامهای انتظامی و قضایی در لرستان، اردبیل و آران و بیدگل از پلمب واحدهای صنفی با عناوینی مانند «کشف حجاب»، «عدم رعایت شئونات اسلامی»، «اقدامات نابهنجار اخلاقی» و «ارتقای امنیت اجتماعی» خبر داده بودند.
این موارد نشان میدهند برخورد با کافهها و مراکز خدماتی محدود به چند واحد در تهران نیست، بلکه بخشی از روندی گستردهتر است که طی ماههای اخیر در شهرهای مختلف دنبال شده است.
اختلاف بر سر دلیل پلمبها
در مقابل روایت صاحبان کافهها و برخی گزارشهای رسانهای، «روایت رسمی» متفاوت است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پس از انتشار خبر و تصاویر پلمب چند کافه در مرکز تهران، اعلام کرد شایعاتی درباره ارتباط این اقدامات با موضوع «امنیت اخلاقی» منتشر شده اما بر اساس «اخبار موثق دریافتی»، این کافهها صرفا به دلیل «مشکلات صنفی» پلمب شدهاند و اقدام مذکور، ارتباطی با امنیت اخلاقی ندارد.
با این حال، صاحبان این کافهها میگویند مساله یک تخلف صنفی نبوده است. آنها از هشدارهای قبلی، حضور افراد لباس شخصی، حساسیت نسبت به نوع پوشش مشتریان و فضای حاکم بر کافهها سخن میگویند. روایتهایی که با توضیح رسمی درباره علت پلمبها تفاوت دارد و درباره انگیزه اصلی این اقدامات، پرسشهایی ایجاد کرده است.
کرکرههایی که پایین کشیده شدند
برای صاحبان کافهها، این برخوردها فقط یک موضوع سیاسی یا اجتماعی نیست. بسیاری از این واحدها پس از جنگ، رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید مردم، قطع اینترنت و افت شدید مشتریان، تلاش کرده بودند فعالیت خود را حفظ کنند.
حالا تعطیلی ناگهانی آنها به معنای وجود کارمندانی است که ممکن است حقوق نگرفته باشند، اجارههایی که باید پرداخت شوند، مالیات و بدهیهایی که باقی میماند و کسب و کارهایی که آیندهشان به یک تصمیم اداری گره خورده است.
یک کافه در شهر فقط محل فروش نوشیدنی و غذا نیست و در بسیاری از خیابانها، بخشی از اقتصاد محلی را شکل میدهد. مشتریانی که به کافه میروند، به کتابفروشیها، فروشگاههای کوچک، گالریها و دیگر کسب و کارهای اطراف نیز رفت و آمد میکنند.
وقتی تحمل، مشروط به کارکرد سیاسی است
فاصله میان دو تصویر اخیر، شاید بیش از هر توضیح دیگری این واقعیت را نشان دهد: چند هفته پیش، حضور زنانی بدون روسری در خیابانها بخشی از تصویری بود که حکومت میخواست از همراهی عمومی نشان دهد. امروز، در همان شهر، کرکره کافههایی پایین کشیده شده که صاحبانشان میگویند به دلیل همان سبک زندگی متفاوت تحت فشار قرار گرفتهاند.
این تفاوت نشان میدهد مساله تنها درباره نوع پوشش نیست، بلکه درباره شرایطی است که حکومت حاضر میشود آن را تحمل کند.
در موقعیتی که حضور افراد با سبک زندگی متفاوت به تقویت تبلیغات رسمی کمک میکند، امکان دیدهشدنشان بیشتر میشود، اما همین که آن تفاوت از چارچوب تبلیغاتی حکومت بیرون بزند، دوباره به موضوع برخورد تبدیل میشود.
آنچه در این میان تغییر کرده، نگاه حکومت به حجاب اجباری نیست، بلکه نحوه استفاده از آن در مقاطع مختلف سیاسی است.