مقام پیشین کاخ سفید به قالیباف: ایران پیش از حمله به کشتیها، اجازه داشت نفت بفروشد


برت مکگرک، هماهنگکننده پیشین شورای امنیت ملی کاخ سفید در امور خاورمیانه، با بازنشر توییت محمدباقر قالیباف، رییس مجلس جمهوری اسلامی، که نوشته بود «در منطقهای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت» و «وضعیت تنگه به قبل از جنگ باز نخواهد گشت»، به این اظهارات واکنش نشان داد.
مکگرک در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یادآوری میکنم که بر اساس تفاهمنامه با ایالات متحده، جمهوری اسلامی، پیش از آنکه حمله به کشتیهای تجاری با پهپاد و موشک کروز را انتخاب کند، با معافیت از تحریمها، نفت میفروخت.»






خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت حملات پهپادی جمهوری اسلامی به تاسیسات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در کشورهای حوزه خلیج فارس باعث شده است تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا این موضوع را بررسی کنند که آیا روسیه با ارائه اطلاعات هدفگیری یا فناوری پیشرفته پهپادی به تهران کمک کرده یا نه.
رویترز چهارشنبه ۳۱ تیر بهنقل از چهار منبع آگاه از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نوشت مقامهای اطلاعاتی آمریکا هنوز به نتیجه قطعی درباره نقش احتمالی روسیه در این حملات نرسیدهاند. با این حال، آنها دقت و اثربخشی حملات، همراه با حمایتهای فنی گسترده روسیه از جمهوری اسلامی، را از جمله شواهد احتمالی این فرضیه میدانند.
مقامهای آمریکایی پیشتر تایید کرده بودند که روسیه در حملات جمهوری اسلامی به اهداف آمریکایی در منطقه خلیج فارس، اطلاعات هدفگیری و دیگر حمایتها را در اختیار تهران قرار داده است، اما تحقیقات جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره احتمال نقش روسیه در حملات به تاسیسات سیا تاکنون منتشر نشده بود.
براساس گزارش رسانهها دستکم دو مرکز وابسته به سیا در ماه مارس هدف حمله قرار گرفتند. یکی از این مراکز، ایستگاه سیا در عربستان سعودی بود که در داخل سفارت آمریکا در ریاض قرار دارد و مرکز دیگر در شرق عراق واقع شده بود.
برخی منابع همچنین گفتند تاسیسات دیگری نیز هدف قرار گرفتهاند، اما از ارائه جزئیات خودداری کردند.
یادداشت اطلاعاتی درباره نقش احتمالی روسیه
یک مقام منطقهای به رویترز گفت که به یک یادداشت داخلی یکی از سرویسهای اطلاعاتی غربی دسترسی یافته که در آن نتیجهگیری شده است که احتمالا روسیه در هدفگیری تاسیسات سیا در منطقه نقش داشته است.
این مقام نیز به شرط فاش نشدن هویت تهیهکننده سند، درباره محتوای آن توضیح داد.
دو مقام غربی مستقر در کشورهای خلیج فارس که در جریان گزارشهای اطلاعاتی قرار گرفتهاند، به رویترز گفتند تحلیلگران معتقدند حمله به سفارت آمریکا در عربستان با استفاده از دو فروند پهپاد شاهد ایران که از سوی روسیه ارتقا یافته بودند، انجام شده است.
بهگفته آنها، یکی از پهپادها بخش آسیبپذیری از نمای بیرونی سفارت را سوراخ کرد و پهپاد دوم از همان شکاف وارد ساختمان شد و منفجر شد. در این حمله هیچ کشته یا مجروحی گزارش نشده است.
اگرچه همکاری نظامی روسیه و جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد، اما هدف قرار دادن مستقیم تاسیسات حساس سیا میتواند نشان دهد که مسکو آماده است برای مختل کردن عملیات آمریکا، گامهای بیشتری بردارد؛ آن هم در شرایطی که واشینگتن تلاش میکند به جنگ ایران پایان دهد.
نگرانیها درباره احتمال ارائه اطلاعات هدفگیری از سوی روسیه به حکومت ایران، پس از حمله این آخر هفته به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن نیز افزایش یافت؛ حملهای که در آن جمهوری اسلامی با موشکهای بالستیک پادگان ارتش آمریکا را هدف قرار داد و سه سرباز را کشت.
کاخ سفید درخواست رویترز برای اظهار نظر را به سازمان سیا ارجاع داد و این سازمان از اظهار نظر خودداری کرد.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل، وزارت دفاع روسیه و دولت عربستان سعودی نیز به درخواستها برای اظهار نظر پاسخی ندادند.
تاسیسات محرمانه
دو مقام غربی حاضر در منطقه به رویترز گفتند روسیه به حکومت ایران کمک کرده است تا توانایی پهپادهای شاهد برای رسیدن به اهداف را بهبود بخشد و تحلیلگران معتقدند از همین نسخههای ارتقایافته در حمله به ریاض استفاده شده است.
به گفته یک منبع دیگر، روسیه با در اختیار گذاشتن سامانه ناوبری ماهوارهای کومتا-ام (Kometa-M) به تهران، به افزایش دقت پهپادهای شاهد-۱۳۶ کمک کرده است؛ سامانهای که به گفته کارشناسان، بسیار دقیقتر بوده و اخلال در آن نیز دشوارتر از نمونه تولید داخل ایران است.
روزنامه والاستریت ژورنال نخستین بار در ماه مارس گزارش داده بود که روسیه سامانه کومتا-ام را در اختیار ایران قرار داده است. کرملین این گزارش را رد و آن را «اخبار جعلی» توصیف کرده بود.
تاسیسات سیا در خارج از آمریکا شامل دفاتر اصلی این سازمان در کشورهای مختلف است که معمولا در داخل سفارتخانههای آمریکا قرار دارند و به آنها «ایستگاه» (Station) گفته میشود.
علاوه بر این، سیا دفاتر عملیاتی، خانههای امن، مراکز پشتیبانی لجستیکی و پایگاههایی برای عملیات نظارتی و سایر ماموریتها نیز در اختیار دارد.
محل دقیق این مراکز از محرمانهترین اطلاعات امنیتی به شمار میرود.
منابع حاضر در این گزارش از اعلام تعداد دقیق یا محل تاسیساتی که هدف حملات پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند خودداری کردند.
یکی از منابع تعداد این مراکز را «بیش از یک و کمتر از دوازده» عنوان کرد و منبع دیگری گفت چندین مرکز هدف قرار گرفتهاند.
آیا روسیه اطلاعات هدفگیری را در اختیار تهران قرار داده است؟
بهگفته منابع آگاه، تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی این موضوع هستند که آیا جمهوری اسلامی برای حمله به سفارت آمریکا در ریاض از اطلاعات هدفگیری روسیه استفاده کرده است یا خیر.
با این حال، همچنان تردیدهایی وجود دارد.
برخی از منابع هشدار دادند که ممکن است هدف اصلی جمهوری اسلامی سفارت آمریکا بوده باشد و ایستگاه سیا بهطور تصادفی مورد اصابت قرار گرفته باشد.
بهگفته این منابع، برخی تحلیلگران به این نتیجه رسیدهاند که بهجز روسیه، کشورهای بسیار معدودی توانایی دستیابی به چنین اطلاعات حساس هدفگیری و همچنین انگیزه استفاده از آنها علیه آمریکا را دارند.
دنیل هافمن، رییس پیشین یکی از ایستگاههای سیا و افسر سابق عملیات مخفی این سازمان، گفت همکاری مسکو با تهران برای هدف قرار دادن تاسیسات سیا، با توجه به مشارکت راهبردی نزدیک دو کشور، موضوعی دور از انتظار نیست.
او گفت: «آنها در تلاش برای کاهش یا حتی حذف کامل نفوذ آمریکا در حوزههای نفوذی که خود برایشان تعریف کردهاند، منافع مشترکی دارند.»
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
افت سریعتر حافظه و عملکرد شناختی
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
ارتباط شش شیرینکننده با تغییرات حافظه
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
وزارت بهداشت برزیل، وزارت علوم، فناوری و نوآوری این کشور و شورای ملی توسعه علمی و فناوری، حامیان مالی این پژوهش بودند.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی در ایران با هشدار درباره وخامت وضعیت اعتصابکنندگان در زندانهای قزلحصار و دستگرد، از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و دولتهای غربی خواست برای توقف اعدامها و جلوگیری از آنچه «فاجعه انسانی» خواند، بیدرنگ اقدام کنند.
این نهاد غیردولتی و غیرانتفاعی مستقر در بریتانیا، چهارشنبه ۳۱ تیر در بیانیهای اعلام کرد توجه جهانی به درگیریهای منطقهای، به جمهوری اسلامی امکان داده است اعدام مخالفان را بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی تشدید کند.
این کارزار که در سال ۲۰۰۶ به دست شماری از زندانیان سیاسی پیشین پایهگذاری شد، نوشت: «با گذشت هر روز بدون غذا، وضعیت جسمانی زندانیان وخیمتر میشود، در حالی که خطر اعدام همچنان پابرجاست. اکنون این احتمال واقعی وجود دارد که آنان یا به دست حکومت کشته شوند یا بر اثر اعتصاب غذا جان ببازند.»
زندانیان واحد دو زندان قزلحصار کرج از ۲۲ تیر، پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر به سلول انفرادی، اعتصاب غذا و تحصن کردند. سازمان حقوق بشر ایران و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، نیز آغاز این اعتراض را تایید کردهاند. قوه قضاییه و سازمان زندانها تاکنون درباره اعتصاب یا وضعیت زندانیان منتقلشده اظهارنظر نکردهاند.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی در ایران گفت وضعیت جسمانی اعتصابکنندگان پیوسته وخیمتر میشود و مسئولان زندان به خواستههایشان رسیدگی نکردهاند. این نهاد همچنین گزارش داد چند زندانی لبهای خود را دوختهاند.
این کارزار ویدیویی را منتشر کرد که گفته میشود ۲۸ تیر در داخل قزلحصار ضبط شده است. زندانیان در این ویدیو شعارهای «نه به اعدام» و «جوانان ایرانی سزاوار زندان و اعدام نیستند» سر میدهند.
گسترش اعتراض به زندان دستگرد
بر اساس این بیانیه، شماری از زندانیان سیاسی در زندان دستگرد اصفهان نیز پس از انتقال ۱۴ بازداشتشده اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به سلولهای انفرادی، اعتصاب غذا کردند.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که ۱۴ معترض دیگر، که آنان نیز در همان اعتراضات بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند، به سلولهای انفرادی انتقال یافتند.
بهگفته این کارزار، انتقال این زندانیان نگرانیها را از اجرای قریبالوقوع احکام اعدام افزایش داده است. گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز آغاز این اعتصاب را تایید کردهاند.
یک منبع آگاه در ایران ۳۰ تیر به ایراناینترنشنال گفت گفت وضعیت بهداشتی و درمانی در زندان دستگرد اصفهان بحرانی است و چند زندانی بر اثر بیماری عفونی جان باختهاند.
همزمان سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد بیش از ۷۰ بازداشتشده اعتراضات دیماه در زندان دستگرد با حکم اعدام روبهرو هستند و خطر اجرای حکم دستکم ۲۶ نفر از آنان را تهدید میکند. بر اساس این گزارش، ۱۴ محکوم پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به سلولهای پیش از اجرای حکم منتقل شده بودند.
عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی، دو متهم این پرونده، ۲۸ تیر اعدام شدند.
در تازهترین مورد، حکم اعدام مهدی خانکی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، بامداد چهارشنبه ۳۱ تیر در زندان قزلحصار اجرا شد.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی در ایران در بیانیه خود شمار زندانیان سیاسی اعدامشده از آغاز جنگ را بیش از ۵۰ نفر اعلام کرد و افزود بسیاری از اعدامها مخفیانه اجرا میشوند و خانوادهها برای خودداری از اطلاعرسانی تحت فشار قرار میگیرند. ایراناینترنشنال نتوانسته است این آمار را بهطور مستقل تایید کند.
این کارزار از جامعه جهانی خواست توقف فوری اعدامها را بهطور علنی مطالبه کند، فشار دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد، پرونده زندانیان در معرض خطر را در مجامع بینالمللی مطرح کند و عاملان نقض جدی حقوق بشر را پاسخگو کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، گفت این کشور در پاسخ به هر حمله جمهوری اسلامی به کشتیها در تنگه هرمز، یک پل یا نیروگاه در ایران را نابود میکند. در مقابل، یک منبع نظامی جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی تهدید کردند که زیرساختهای کشورهای منطقه مورد حمله قرار خواهند گرفت.
ترامپ چهارشنبه ۳۱ تیر در تروث سوشال نوشت: «از این پس، هر زمان جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز بهسوی یک کشتی شلیک کند، خواه با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله یا سلاح دیگری، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را، از جمله پلها یا نیروگاههای واقع در مجاورت تهران یا داخل این شهر، بمباران و نابود خواهد کرد.»
ترامپ سپس برای حضور در مراسم استقبال از پیکر چهار نظامی آمریکایی کشتهشده در دور سوم جنگ ایران، به پایگاه نیروی هوایی دوور در ایالت دلاور رفت.
او پیش از عزیمت گفت: «میرویم تا به آنها ادای احترام کنیم. این برای من یکی از دشوارترین کارهاست؛ تحملش بسیار سنگین است، اما باید انجام شود.»
سه نفر از این نظامیان در حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه «موفق السلطی» اردن کشته شدند و نظامی چهارم هنگام انفجار کنترلشده یک پهپاد در اربیل جان باخت. در جریان جنگ ایران تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۴۵۰ نفر زخمی شدهاند.
سنتکام سهشنبه اعلام کرد ۹۴ درصد مصدومانِ دور سوم درگیریها مداوا شده و به ماموریت خود بازگشتند.
تهدید به گسترش حملات در منطقه
اندکی پس از پیام ترامپ، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، بهنقل از یک منبع نظامی آگاه نوشت اگر آمریکا پل یا نیروگاهی را در ایران بزند، جمهوری اسلامی «چندین زیرساخت و پل در منطقه»، از جمله تاسیسات انرژی مرتبط با منافع آمریکا، را هدف خواهد گرفت.
او افزود عبور امن کشتیها از هرمز به هماهنگی با تهران و پذیرش سازوکارهای مورد نظر جمهوری اسلامی مشروط است.
تسنیم هویت یا جایگاه این منبع را اعلام نکرد.
حسامالدین حیدری، سردبیر خبرگزاری مهر، نیز در یادداشتی خواستار حمله به زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه شد و نوشت: «باید بابت هر شهید یک چاه نفت، بابت هر تجاوز یک میدان گازی و بابت هر پُل یک پالایشگاه به آتش کشیده شود.»
او پیشنهاد کرد حمله به تاسیسات نفتی منطقه به «دکترین عملی و فوری» تبدیل شود.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا نیز بامداد چهارشنبه هشدار داده بود حمله به مراکز هستهای و حساس ایران، حمله به منافع آمریکا و همپیمانانش را در پی دارد.
همزمان روزنامه کیهان هم تهدید کرد مراکز هستهای آمریکا هدف «ضربات ویرانگر» قرار میگیرند.
علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور، نیز شامگاه سهشنبه ۳۰ تیر از زدن زیرساختها سخن گفت و سپاه نیز به عملیاتی تهدید کرد که بهگفته این نهاد، به «اعلام عزای عمومی در آمریکا» میانجامد.
تشدید حملات و تداوم تهدیدها
سومین دور درگیریها که از ۱۱ روز پیش در پی حمله جمهوری اسلامی به نفتکشها در تنگه هرمز آغاز شده بود، در بامداد و ظهر چهارشنبه ۳۱ تیر ادامه یافت. فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، سنتکام، حملات چهارشنبه را از حوالی ۳ بامداد به وقت یاران آغاز کرد و حوالی ۵ صبح از پایان این دور از عملیات خبر داد.
سنتکام در بیانیه پایان عملیات اعلام کرد مراکز عملیات نظامی، توانمندیهای دریایی، انبارهای پهپاد و زیرساختهای لجستیکی را زده و جمهوری اسلامی طی سه ماه به بیش از ۳۰ کشتی تجاری حمله کرده است. سپاه نیز از ادامه عملیات «تنبیه متجاوز» و حمله به کویت خبر داد.
به نقل از منابع محلی، مواضعی در شهرهای آبدانان، چوار و دینارکوه در استان ایلام، ماهشهر، بهبهان، امیدیه و هندیجان در استان خوزستان، چابهار و کنارک در استان سیستان و بلوچستان، سیریک در استان هرمزگان، کبودرآهنگ در استان همدان، بانه در استان کردستان؛ انارک در استان اصفهان، تبریز و بوشهر در جریان این عملیات نظامی دو ساعته هدف قرار گرفتند.
ظهر و عصر چهارشنبه نیز سپاه پاسداران از انفجارهایی در بندرهای سیریک و لارک خبر داد اما منابع آمریکایی به اجرای عملیات نظامی در این ساعتها اشارهای نکردند.
در مقابل، جمهوری اسلامی در حملات بامدادی خود به کویت حمله کرد و ظهر و عصر چهارشنبه نیز مواضعی در اردن و بحرین را هدف قرار داد.
لحن ترامپ در روزهای گذشته در قبال جمهوری اسلامی و آینده عملیات نظامی در منطقه در قیاس با هفتههای پیش از آن تندتر شده است.
او سهشنبه ۳۰ تیر با اشاره به اینکه امکان بازگشت به مذاکرات همچنان وجود دارد، تاکید کرد جمهوری اسلامی تنها در صورت آمادگی برای مذاکره «جدی و معنادار» میتواند با واشینگتن گفتوگو کند، در غیر این صورت با وزارت جنگ آمریکا روبهرو خواهد شد.
او در حاشیه دیدار با رییسجمهوری لبنان بار دیگر به احتمال حملات شدید و سریع به تاسیسات هستهای پنهانی جمهوری اسلامی در کوه کلنگ گزلا اشاره کرد؛ اظهار نظری که خشم مقامهای حکومت ایران را به دنبال داشت.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز تهدید کرد واشینگتن حمله به کشتیهای تجاری را با پاسخی «۱۰ برابر شدیدتر» تلافی خواهد کرد.
ترامپ که در هفتههای گذشته و پس از امضای یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی به تغییر حکومت در ایران و بر سر کار آمدن نیروهایی منطقیتر از به گفته او «رژیم قبلی» تاکید داشت، در روزهای گذشته بر ادامه کشتار معترضان در ایران به دست حکومت تاکید کرده است.
او سهشنبه تصاویری از گلمحمد محمدی، عرفان اسفندیاری و یک زن ایرانی با شعار «ما را نکشید» منتشر کرد و به اعدام فزاینده معترضان در ایران پرداخت.
«مرد خوب پیدا نمیشود» تازهترین فیلم شهربانو سادات فیلمساز افغانستانی که در بخش مسابقه جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد و پیشتر هم بهعنوان افتتاحیه جشنواره برلین نمایش داده شده بود، سعی دارد تصویری از موقعیت زنان را پیش از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ ترسیم کند.
شهربانو سادات که در ایران متولد شده و حالا ساکن آلمان است، با دو فیلم «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن شرکت کرده بود و حالا در فیلم سوم از این مجموعه، که بر اساس زندگینامه منتشر نشده انور هاشمی و همینطور تجربیات زندگی خودش ساخته شده و قرار است دو فیلم دیگر هم در پی آن ساخته شود، موقعیت یک زن را در جامعه مردسالار افغانستان میکاود.
او این بار موقعیت یک زن فیلمبردار به نام نارو را تصویر میکند که در شبکه تلویزیونی اصلی افغانستان در سال ۲۰۲۱، درست پیش از به قدرت رسیدن دوباره طالبان کار میکرد.
فیلم با مشکلات او به عنوان یک زن آغاز میشود؛ جایی که کار او جدی گرفته نمیشود و درها به روی او بسته به نظر میرسند. اما نارو با تثبیت خود به عنوان یک فیلمبردار با تسلط به اصول خبرنگاری، به زحمت راه را برای خود باز میکند.
در این میان مساله او با مردان، یک مساله لاینحل به نظر میرسد؛ جایی که او قادر نیست حضانت بچهاش را از شوهرش بگیرد و گمان میکند «هیچ مرد خوبی پیدا نمیشود».
فیلم حول و حوش همین جمله (عنوان فیلم No Good Men) بنا میشود و در واقع جستوجویی است زنانه برای پیدا کردن مرد خوب.
همه چیز از دیالوگهای او با دوستان نزدیکش آغاز میشود، جایی که نارو این باورش را توضیح میدهد. فیلم اما جرقه خفیفی از یک رابطه را میزند: رابطه نارو با قدرت، شناختهشدهترین خبرنگار تلویزیون. اما این رابطه هم با شک و تردید همراه است و نارو آشکارا از آن پرهیز دارد. فیلم حتی بحث اخلاقیات را پیش میکشد و به داوری درباره وضعیت تاهل قدرت و در پی آن فاصله گرفتن بیشتر نارو میپردازد، اما فیلمساز در نهایت پایان دیگری را رقم میزند که چندان مورد انتظار تماشاگر نیست.
فیلم اما بین یک فیلم عاشقانه داستانگو و یک فیلم سیاسی- اجتماعی در نوسان است و نمیتواند به پیوند درستی بین آنها برسد. از سویی فیلم به مخاطب عام نظر دارد و میخواهد یک داستان عاشقانه را در یک موقعیت جذاب پیش ببرد و از سوی دیگر گاه به بیانیهای سیاسی- اجتماعی پهلو میزند.
عنوان تند و تیز فیلم آغاز این نوع پیام سیاسی- اجتماعی است که در دل فیلم حل نمیشود و جدا میایستد.
به نظر میرسد فیلمساز میخواهد در حین روایت داستانش انبوهی بغض فروخفته زنان را بیرون بریزد، در نتیجه برخی صحنههای فیلم گویی به میدانی برای نوعی تسویهحساب بدل میشود.
زمانی که شوهر فرزند نارو را میبرد، رویارویی نارو با قدرت و دعوای کلامی آنها کاملا بیمنطق است و بیشتر انتقامی بیجهت از همه مردان به نظر میرسد (این تنها صحنهای نیست که با رفتار و گفتار اغراقآمیز نارو روبرو هستیم).
فیلم میخواهد محدودیتهای ظالمانه مردان را - به حق- نقد کند، اما در یافتن راه و رسمی هنرمندانه به بنبست میرسد و به صحنهها و دیالوگهای شعاری پناه میبرد که در سطح میماند.
هر چند در پایان قرار است به نتیجهای خلاف عنوان فیلم و برخی صحنههای شعاری آن برسیم، اما شیوه ترسیم کردن موقعیتها و نوع دیالوگهای فیلم، نتیجهگیری نهایی را کمرنگ جلوه میدهد و بیشتر، فیلم را به تصویری تند و تیز و شعاری علیه دنیای مردانه بدل میکند که با ورود طالبان و محدودیتهای بیشتر کامل میشود.
با این حال فیلم در تصویر کردن یک برهه حساس، زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان، موفق است و میتواند به عنوان سندی از وضعیت زنان افغانستان در این برهه تلقی شود که با روز تاریخی هجوم مردم به فرودگاه به پایان میرسد.
اما درونیات نارو و عدم قدرت تصمیمگیریاش، حتی در صحنههای پایانی، برای زنی که در محل کارش استوار و ثابتقدم به نظر میرسید، چندان مجابکننده نیست و پایان کازابلانکایی فیلم هم شاید بتواند برای تماشاگر عام جذاب باشد، اما صحنهای بهیادماندنی را شکل نمیدهد.