وزارت خارجه قطر: آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی یک اصل اساسی حقوق بینالملل است


صفحه رسمی وزارت خارجه قطر در ایکس، با انتشار بیانیهای اعلام کرد آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی یک اصل اساسی حقوق بینالملل و کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل درباره حقوق دریاها است.
وزارت خارجه قطر همچنین اظهارات سخنگوی حوثیها درباره متهم کردن عربستان سعودی به «محاصره مردم یمن» و «جلوگیری از آزادی کشتیرانی دریایی» را بهشدت محکوم کرد.
وزارت خارجه قطر در این بیانیه، از جامعه بینالمللی خواست مسئولیتهای خود را در اجرای قطعنامههای مرتبط شورای امنیت سازمان ملل، بهویژه قطعنامه ۲۲۱۶ درباره یمن و قطعنامه ۲۷۲۲ درباره حقوق و آزادی کشتیرانی در دریای سرخ، انجام دهد.






جنگ ایران امید کشورهای عربی خلیج فارس به نقش امنیتی چین را تضعیف کرده است. به نوشته فارین افرز، پکن با وجود روابط اقتصادی گسترده، حاضر نیست برای مهار تهران یا حفاظت از شرکای عرب خود، مسئولیت امنیتی بپذیرد.
روابط اقتصادی چین با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سالهای اخیر بهسرعت گسترش یافته است. در سال ۲۰۲۳، حدود ۳۶ درصد واردات نفت خام چین از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین تامین شد. ارزش تجارت دو طرف نیز در سال ۲۰۲۴ به نزدیک ۳۰۰ میلیارد دلار رسید و از مجموع تجارت کشورهای خلیج فارس با آمریکا و اتحادیه اروپا فراتر رفت.
دولتهای عربی امیدوار بودند افزایش وابستگی چین به نفت و سرمایه منطقه، پکن را به حفاظت از ثبات خلیج فارس و مهار اقدامات تهاجمی جمهوری اسلامی ترغیب کند. اما جنگ اخیر نشان داد گسترش منافع اقتصادی چین لزوما به پذیرش مسئولیت امنیتی منجر نمیشود.
فارین افرز سهشنبه ۳۰ تیر در یادداشتی نوشت پکن همچنان پرهیز از تعهد امنیتی و جانبداری نکردن را بهترین راهبرد میداند. کشورهای عربی خلیج فارس نیز ناچار شدهاند بپذیرند که چین، دستکم در آینده قابل پیشبینی، وزنهای امنیتی در برابر آمریکا نخواهد بود.
از امید به چین تا سرخوردگی امنیتی
فارین افرز در ادامه نوشت که پیش از جنگ، نشانههای متعددی موجب خوشبینی کشورهای خلیج فارس شده بود. این کشورها روزانه نزدیک به چهار میلیون بشکه نفت به چین صادر میکردند و صندوقهای ثروت ملی آنها سرمایهگذاری در بازار چین را افزایش داده بودند. همکاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، فناوری فضایی، هوش مصنوعی و زیرساخت نیز گسترش یافته بود.
نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک چین بر تهران این تصور را تقویت میکرد که پکن میتواند رفتار جمهوری اسلامی را تعدیل کند.
حکومت ایران بهدلیل تحریمهای آمریکا به شدت به حمایت اقتصادی و سیاسی چین وابسته است و دو کشور در سال ۲۰۲۱ توافق همکاری ۲۵ ساله امضا کردند.
چین همچنین ضامن توافق سال ۲۰۲۳ جمهوری اسلامی و عربستان سعودی برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک شد.
پس از آن، سه نشست سهجانبه میان چین، ایران و عربستان سعودی برگزار شد و پکن این روند را نشانه آغاز دورهای از آشتی منطقهای معرفی کرد.
کشورهای خلیج فارس تصور میکردند افزایش حضور چین، آمریکا را نیز برای حفظ جایگاه خود و ارائه امتیازهای بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد.
رقابت فناوری میان واشینگتن و پکن فرصتهایی مانند دسترسی عربستان سعودی و امارات به تراشههای پیشرفته آمریکایی را فراهم کرد.
اما تحولات سه سال گذشته، محدودیتهای نقش چین را آشکار کرد.
پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، پکن خود را میانجی صلح معرفی کرد، ولی ابتکارهایش تغییری در وضعیت منطقه ایجاد نکرد.
هنگامی که حوثیها حمله به کشتیها در دریای سرخ را آغاز کردند، چین برای واداشتن جمهوری اسلامی به مهار آنها فشار نیاورد و تنها با حوثیها، توافقی برای حفاظت از کشتیهای چینی به دست آورد.
در جنگ ایران نیز پکن از نفوذ خود برای جلوگیری از حملات تهران به کشورهای خلیج فارس استفاده نکرد و این موضوع بهویژه عربستان سعودی را نگران کرد، زیرا چین ضامن توافق آشتی ریاض و تهران بود.
از سوی دیگر، سیانان اواخر اردیبهشت گزارش داد یک شبکه پنهان نفتی در چین سالهاست میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کرده و اکنون نیز همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، به بقای مالی جمهوری اسلامی کمک میکند.
برخی کشورهای منطقه هم چین را بهدلیل وتوی قطعنامه شورای امنیت برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز و گزارشهای مربوط به ارائه اطلاعات جغرافیایی از سوی شرکتهای چینی به تهران، در برابر حملات ایران «منفعل یا حتی همدست» دانستهاند.
تجارت بدون تعهد امنیتی
به نوشته فارین افرز، خویشتنداری چین هم ناشی از عملگرایی است و هم از ناتوانی در تدوین راهبردی روشن برای خاورمیانه.
سیاستگذاران چینی سالها درباره ضرورت حفاظت فعالتر از منافع کشورشان بحث کردهاند، اما روشن نکردهاند چنین سیاستی چگونه اجرا خواهد شد، ارتش چین چه زمانی باید وارد عمل شود و هزینه شراکت امنیتی عمیقتر با کشورهای منطقه چگونه مدیریت خواهد شد.
سقوط بشار اسد در سوریه، جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، نگرانی پکن از گرفتار شدن در درگیریای طولانی را تشدید کرد و چین در نتیجه ترجیح داد از مداخله مستقیم خودداری کند؛ تصمیمی که کشورهای خلیج فارس را در برابر حملات ایران آسیبپذیر گذاشت.
با این حال، روابط اقتصادی دو طرف ادامه خواهد یافت. انرژی همچنان محور اصلی مناسبات باقی میماند و چین بهدلیل برتری در فناوریهای سبز، شریک مهم کشورهای خلیج فارس در گذار به انرژیهای تجدیدپذیر خواهد بود.
سرمایهگذاری در حوزههایی مانند معدن، ساختوساز، پهپاد، کشاورزی هیدروپونیک و رباتیک نیز ادامه خواهد یافت.
اما جنگ نشان داده است که پول، فناوری و تجارت چین با تضمین امنیت همراه نیست.
برای کشورهای عربی خلیج فارس، آمریکا همچنان تنها قدرت دارای توانایی حفظ امنیت منطقه است، هرچند بر اساس یادداشت فارین افرز، خود واشینگتن نیز «یکی از عوامل اصلی بیثباتی» به شمار میرود.
در ادامه این تحلیل آمده است: «کشورهای منطقه درباره مسیر آینده اختلاف دارند. عمان و عربستان سعودی در پی کاهش وابستگی به واشینگتن و تقویت همکاری امنیتی منطقهایاند. عمان حتی خواستار نظمی برای دوران پس از آمریکا با مشارکت کشورهای خلیج فارس، ایران و عراق شده است.»
در مقابل، بحرین، کویت و امارات، به دلیل حملات ایران و نبود جایگزینی قابل اتکا، به آمریکا نزدیکتر میشوند. با این همه، آنها نیز همزمان توان دفاعی خود را تقویت میکنند، با تهران گفتوگو دارند و برای ایجاد مشارکتهای امنیتی تازه، به ترکیه و پاکستان روی آوردهاند.
به نوشته فارین افرز، روابط چین و کشورهای خلیج فارس اکنون بیش از آن که بر انتظارهای رو به افزایش استوار باشد، به مشارکتی ناشی از ضرورت تبدیل شده است. پکن همچنان تجارت و سرمایهگذاری را میخواهد، اما حاضر نیست هزینه و مسئولیت تامین امنیت منطقه را بپذیرد.
وبسایت اکسیوس شامگاه دوشنبه ۲۹ تیر گزارش داد در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا آغاز جنگی تمامعیار با جمهوری اسلامی را بررسی میکند، میانجیها همچنان برای برقراری آتشبسی جدید میان تهران و واشینگتن تلاش میکنند.
بهنوشته اکسیوس دونالد ترامپ به نقطهای سرنوشتساز در جنگ با جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ بهگونهای که مقامهای آمریکایی و اسرائیلی تنها دو سناریو واقعبینانه برای پایان این درگیری متصور هستند: یا پیگیری یک آتشبس ۱۰ روزه جدید با هدف بازگشایی تنگه هرمز و یا آغاز یک کارزار نظامی گسترده و مشترک با اسرائیل برای وادار کردن تهران به تسلیم.
اکسیوس بهنقل از مقامهای آمریکایی نوشت در حالی که فرصت چندانی برای ادامه جنگ فرسایشی و نامحدودی که اکنون خلیج فارس را فلج کرده باقی نمانده، ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته اما چند روز آینده مشخص خواهد کرد کدام مسیر در پیش گرفته میشود.
دو منبع منطقهای که بهطور مستقیم در جریان تلاشهای میانجیگری هستند، به اکسیوس گفتند قطر، مصر، پاکستان و دیگر میانجیهای منطقهای، پیشنهادی برای آتشبس ۱۰ روزه به آمریکا و جمهوری اسلامی ارائه کردهاند.
مقامهای آمریکایی گفتند دولت ترامپ در حال بررسی این پیشنهاد است و از اسرائیل خواسته دست به اقدامی نزند که پنجره دیپلماسی را ببندد.
اما همزمان، واشینگتن خود را برای شکست مذاکرات نیز آماده میکند. ارتش آمریکا طی روزهای اخیر دهها جنگنده و هواپیمای سوخترسان به منطقه اعزام کرده تا نیروهای لازم برای آغاز جنگ در ابعادی بزرگتر را آماده کند.
منابع اسرائیلی نیز گفتند ارتش اسرائیل در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارد و برای گسترش احتمالی جنگ به یک عملیات هماهنگ و تمامعیار ظرف چند روز آینده آماده میشود.
بهنوشته اکسیوس ده شب متوالی بمباران آمریکا نتوانسته کنترل ایران بر تنگه هرمز را در هم بشکند و ترامپ را بیش از پیش در جنگی فرو برده که بارها مدعی شده بود در آن پیروز شده است.
در جریان دور تازه درگیریها، دستکم سه نظامی آمریکایی کشته شدهاند. ترامپ دوشنبه گفت به پنتاگون دستور داده است که حکومت ایران را بابت کشته شدن هر آمریکایی «چندین برابر» مجازات کند.
قیمت نفت در آخر هفته برای مدتی از ۹۰ دلار در هر بشکه عبور کرد؛ آن هم پس از آنکه جمهوری اسلامی حملات خود را به کشتیهای تجاری و زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس گسترش داد. قیمت بنزین نیز دوباره در حال افزایش است و نارضایتی داخلی از جنگی که از پیش نیز محبوبیتی نداشت، بیشتر شده است.
تلاش میانجیها
میانجیهای منطقهای بار دیگر با شتاب در تلاشاند چرخه حملات تلافیجویانه را متوقف کنند؛ چرخهای که با هر حمله جدید، مرگبارتر، پرهزینهتر و مهار آن دشوارتر میشود.
بهنوشته اکسیوس پیشنهاد جدید آتشبس شامل توقف درگیریها، بازگشایی هر دو مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز و ایجاد فرصت برای واشینگتن و تهران بهمنظور نجات یادداشت تفاهم در حال فروپاشی میان دو طرف است.
یکی از منابع منطقهای گفت: «به آمریکا و ایران گفتیم که یک دوره کاهش تنش را پیشنهاد میکنیم.»
واشینگتن و تهران تاکنون این پیشنهاد را نپذیرفتهاند و به نظر میرسد هر دو طرف قصد دارند پیش از پذیرش هرگونه آتشبس، با حملات بیشتر موقعیت خود را در مذاکرات تقویت کنند.
در همین حال، حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن محاصره دریایی بنادر عربستان سعودی را اعلام کردهاند و جبهه جدیدی علیه زیرساختهای انرژی و مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس گشودهاند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز هشدار داده است که اسرائیل هرگونه حمله جمهوری اسلامی را با حملات گسترده پاسخ خواهد داد؛ موضوعی که خطر گسترش جنگ از خلیج فارس تا دریای سرخ و اسرائیل را افزایش داده است.
منابع منطقهای گفتند میانجیها در تلاشاند بر پایه پیشنهادی که ۱۱ ژوئیه در مسقط، پایتخت عمان، میان عمان، جمهوری اسلامی و قطر مطرح شد، پیش بروند؛ زمانی که آمریکا از تهران خواست بهطور علنی متعهد شود تنگه هرمز را باز نگه خواهد داشت.
آن مذاکرات بدون دستیابی به توافق پایان یافت و جمهوری اسلامی اندکی بعد به کشتیهای تجاری در تنگه حمله کرد؛ اقدامی که باعث آغاز کارزار بمبارانهای شبانه آمریکا شد؛ حملاتی که از آن زمان تاکنون هر شب ادامه داشته است.
جزییات طرح جدید برای آتشبس ۱۰ روزه
بر اساس پیشنهاد جدید، هر دو مسیر کشتیرانی تنگه هرمز بهطور کامل بازگشایی میشوند و طبق آن حرکت در مسیر جنوبی از طریق آبهای عمان، بدون حملات جمهوری اسلامی و گذر از مسیر شمالی از طریق آبهای ایران، بدون محاصره دریایی آمریکا ممکن خواهد بود.
براساس این پیشنهاد در طول آتشبس ۱۰ روزه، آمریکا و جمهوری اسلامی درباره یک سازوکار بلندمدت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز مذاکره خواهند کرد.
یکی از گزینهها این است که به ایران اجازه داده شود بابت امنیت دریایی، حفاظت از محیط زیست و سایر خدمات، «هزینههای خدماتی معقول» دریافت کند.
یکی از منابع منطقهای گفت الگوی احتمالی میتواند تنگه مالاکا باشد؛ جایی که مالزی، اندونزی و سنگاپور بابت خدمات مشخص و نه بابت صرف عبور از مسیر از کشتیها هزینه دریافت میکنند.
پیشنهاد دیگر این است که این مبالغ به صندوقی مشترک واریز شود که با مشارکت سازمان بینالمللی دریانوردی اداره شود.
بهنوشته اکسیوس محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخستوزیر قطر، علی الثوادی فرستاده ویژه قطر، ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، بدر عبدالعاطی وزیر امور خارجه مصر و بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان از جمله مقامهای درگیر در این میانجیگری هستند.
یکی از منابع منطقهای به اکسیوس گفت تلاشها برای آتشبس روز شنبه در حال پیشرفت بود، اما پس از آنکه حمله موشکی جمهوری اسلامی در اردن دستکم دو نظامی آمریکایی را کشت، واشینگتن از این روند عقبنشینی کرد.
یک مقام ارشد آمریکایی تایید کرد که مذاکرات همچنان ادامه دارد، اما گفت ترامپ هنوز اقدامات تلافیجویانه خود را به پایان نرسانده است.
او به آکسیوس گفت: «رییسجمهور بر این تمرکز دارد که حکومت ایران را بابت نقض تفاهمنامه و ادامه اقدامات تروریستیاش در تنگه هرمز وادار به پرداخت هزینه کند.»
او افزود: «علاوه بر این، رییسجمهوری حکومت ایران را بابت کشته شدن اخیر سربازان آمریکایی نیز مجازات خواهد کرد. این ضربات ویرانگر تا زمانی که رییسجمهوری صلاح بداند ادامه خواهد داشت.»
سرنوشت مبهم پیشنهاد یک آتشبس دیگر
در همین حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه تایید کرد که میانجیها برای جلوگیری از تشدید بیشتر درگیریها در حال تلاش هستند.
او در نشست خبری خود گفت: «پیشنهادهایی که از طریق میانجیها به ما منتقل شده دریافت کردهایم، اما در این مرحله ترجیح میدهم درباره جزئیات آنها صحبت نکنم.»
بقایی افزود نیروهای مسلح ایران همچنان «با قدرت پاسخ خواهند داد و تجاوز آمریکا را در هم خواهند کوبید.»
در همین حال، اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی دوشنبه به پاکستان رفت. محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان اظهار امیدواری کرده که او حامل خبرهایی خوب باشد.
بهنوشته اکسیوس مشخص نیست که آیا ترامپ بهطور کامل در جریان چارچوب این پیشنهاد آتشبس قرار گرفته یا خیر، و همچنین معلوم نیست آیا او بدون وجود مسیر روشنی برای دستیابی به یک توافق پایدار، حاضر خواهد شد بار دیگر با یک آتشبس موقت موافقت کند یا نه.
ترامپ پس از فروپاشی آتشبس، بارها نارضایتی شدید خود را از تهران ابراز کرده و رهبران جمهوری اسلامی را «افرادی بیمار» و ادامه مذاکرات را «اتلاف وقت» خوانده است.
یکی از منابع منطقهای به اکسیوس گفت کاخ سفید ممکن است چند روز دیگر نیز به بمباران ایران ادامه دهد تا کشته شدن نظامیان آمریکایی در اردن را تلافی کند و سپس بهطور جدی پیشنهاد آتشبس را بررسی کند.
یک منبع منطقهای دیگر نیز به این وبسایت گفت: «ما در تلاش هستیم به یک راهحل پایدار برسیم. ایرانیها نمیتوانند شرایط را دیکته کنند، اما در عین حال نمیتوان آنها را نادیده گرفت.»
مقامهای ارشد آمریکایی دوشنبه ۲۹ تیر به شبکه فاکسنیوز گفتند انتظار میرود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در روزهای آینده تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را گسترش دهد و بار دیگر به یک جنگ تمامعیار بازگردد یا خیر.
این مقامها تاکید کردند که هنوز هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است.
به گفته آنها، اگر ترامپ دستور بازگشت به عملیات نظامی تمامعیار را صادر کند، این کارزار نظامی «بهمراتب شدیدتر و گستردهتر» از حملات هوایی آمریکا خواهد بود که بهطور پیوسته از ۱۰ شب پیش آغاز شد و در جریان آن عمدتا اهداف نظامی مرتبط با عملیات در اطراف تنگه هرمز هدف گرفته شده است.
یکی از این مقامها به شبکه فاکس نیوز گفت که نیروهای آمریکایی تا حد زیادی از حمله به مناطق اطراف تهران و همچنین تأسیسات هستهای ایران خودداری کردهاند.
او گفت: «اگر بازگشت به عملیات جنگی تمامعیار رخ دهد، این وضعیت میتواند تغییر کند.»
به گزارش جنیفر گریفین، خبرنگار ارشد فاکسنیوز در امور امنیت ملی، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، احتمالا با استقرار جنگندههای بیشتر، از جمله اف-۱۶ و اف-۳۵، و همچنین هواپیماهای سوخترسان هوایی KC-135، آرایش نظامی خود را تقویت خواهد کرد تا در صورت تصمیم ترامپ برای گسترش این کارزار نظامی، آمادگی لازم را داشته باشد.
این مقام همچنین گزارشها درباره انتقال هواپیماهای نظامی بیشتر آمریکا به خاورمیانه را تایید کرد و گفت این استقرارها ماهیتی «آمادهساز» دارند، در حالی که برنامهریزان نظامی در انتظار تصمیم نهایی ترامپ هستند.
او گفت: «بخشی از این جابهجاییها همان اقداماتی است که اکنون در حال انجام است، اما همه آنها در راستای آمادهسازی پیش از تصمیم نهایی است.»
این مقام افزود که هواپیماهای سوخترسان هوایی از سایر نقاط منطقه به اسرائیل منتقل میشوند.
بهگفته مقامهای آمریکایی، تاکنون هیچ نشانهای از ایجاد پل هوایی گسترده از طریق اروپا، اقدامی که معمولا پیش از استقرار بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ اسپیریت (B-2 Spirit) انجام میشود، یا انتقال گسترده هواپیماها بهطور مستقیم از خاک آمریکا مشاهده نشده است.
این مقام توضیح داد که بخشی از انتقال هواپیماهای سوخترسان به دلیل جابهجایی نیروهای ارتش آمریکا از فرودگاه بینالمللی بنگوریون پس از توقف عملیات خشم حماسی انجام شده است.
او افزود استقرار هواپیماهای سوخترسان در پایگاههای نظامی اسرائیل، در صورت ازسرگیری عملیات تمامعیار آمریکا و پیوستن اسرائیل به کارزار هوایی، امنیت بیشتری نسبت به نگهداری آنها در پایگاههای کشورهای حاشیه خلیج فارس فراهم خواهد کرد.
این مقام در پایان گفت: «همه این گزینهها در حال حاضر در دست بررسی و بحث هستند.»
او افزود که اگر ترامپ تصمیم بگیرد جنگ را بهطور قابلتوجهی گسترش دهد، اسرائیل نیز «به احتمال زیاد» در این عملیات مشارکت خواهد کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.
نویسندگان این تحلیل، روئل مارک گرشت پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نوشتهاند: «تهران در زمان جنگ نسبت به واشینگتن یک مزیت راهبردی دارد؛ زیرا نخبگان حاکم بر ایران خواهان جنگ هستند و آمادگی داشتهاند هزینه و رنجی بسیار بیشتر از آنچه دونالد ترامپ حاضر به تحمل آن است، بپذیرند.»
بهنوشته آنها، وفاداران به انقلاب بارها و بارها چنین آزمونهایی را با آغوش باز پذیرفتهاند. در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق جان صدها هزار ایرانی را گرفت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا مرز فروپاشی پیش برد. جنگ داخلی سوریه نیز فرصت تازهای برای نسل جدید فراهم کرد تا خود را اثبات کند. امروز نیز درگیری با آمریکا و اسرائیل به فرماندهان ارشد و نیروهای عادی سپاه و سایر اعضای دستگاه امنیتی حکومت این احساس را میدهد که در برادری و مقاومت علیه دشمنان نظام سهیم هستند.»
بهنوشته گرشت و تکیه، برای حکومتی اقتدارگرا که سالها پیش وفاداری بخش بزرگی از مردم ایران را از دست داده، این جنگها نعمتی بزرگ بودهاند. شور و اشتیاق وفاداران به انقلاب، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و تحلیلگران را که حکومت را از نظر اخلاقی، معنوی و مالی ورشکسته میبینند، سردرگم کرده است.
در این یادداشت گفته شده است: «تیم ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامیِ زخمی و تضعیفشده را میتوان با بمبارانهای مداوم از توان انداخت. اسرائیلیها نیز به شکنندگی حکومت و این احتمال استناد میکردند که حذف رهبران ارشد میتواند به فروپاشی نظام منجر شود. اما هنگامی که این فروپاشی رخ نداد، ناکامیهای جنگ باعث شد برخی اعضای دولت ترامپ دوباره به همان توهماتی گرایش پیدا کنند که زمانی مبنای سیاست تعامل جریان چپ آمریکا با جمهوری اسلامی بود.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا و مسئول اصلی مذاکرات با جمهوری اسلامی، پس از دیدار با تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی گفت: «همیشه از تندروها و میانهروها صحبت میشود. چیزی که برای من درباره نظام آنها جالب است این است که حتی افرادی که تصور میکردم تندرو باشند، حالا میگویند شاید کارهایی که طی ۴۰ سال گذشته انجام دادیم، اشتباه بوده، شاید وقت آن رسیده باشد که در رابطه با ایالات متحده فصل جدیدی باز کنیم.»
نویسندگان مقاله با انتقاد از رویکرد ونس، به طعنه نوشتهاند که حتی جان کری، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا که به تلاش برای توافق با تهران مشهور بود و برجام در دوران وزارت او امضا شد، هم رهبران جمهوری اسلامی را بهتر میشناخت.
طرفهای مذاکره ونس، یعنی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که سالها گزینه مورد اعتماد سپاه برای دیپلماسی بوده است، انقلابیونی هستند که آمادهاند در مذاکرات، رقبای خود را شکست دهند. آنها گرفتار آن برداشت محافظهکارانه شیعی نیستند که غربیهای غیرمسلمان را افرادی غیرقابل تماس یا نجس میداند.
نویسندگان در ادامه افزودهاند نزدیک به نیمقرن است که روسایجمهوری آمریکا جمهوری اسلامی را مجموعهای از جناحهای رقیب تصور کردهاند؛ جایی که «میانهروها» و «تندروها» برای به دست گرفتن قدرت با یکدیگر رقابت میکنند. این تصور وجود داشت که اگر واشینگتن اهرم مناسب را پیدا کند، میتواند ایران بهتری بسازد؛ ایرانی که در آن اسلامگرایان عملگرا و ملیگرا قدرت را در دست بگیرند.
بهنوشته آنها، منطق باراک اوباما برای توافق هستهای نیز بر همین امید به پیروزی «عملگرایان» ایرانی استوار بود، اما متاسفانه برای ترامپ، حکومت ایران دچار شکاف و اختلافی نیست. این نظام احتمالا امروز بیش از هر زمان دیگری از زمان حمله صدام حسین در سال ۱۹۸۰، متحد و مصمم است. حمام خونی که به قیام مردمی دی ماه ۱۴۰۴ پایان داد، نتیجه خشونت نیروهای امنیتی ایران و اتحاد کامل نخبگان حاکم بود.
بهگفته گرشت و تکیه، در میان اسلامگرایان حاکم، هنگامی که موضوع کشتن شهروندان معترض مطرح بود، هیچ اختلاف نظری وجود نداشت. در عین حال، حکومت هم هوشمندانه عمل کرده و هم خونریز بوده است. مذهبیترین نیروهای حکومت، دستکم فعلا، تصمیم گرفتهاند به رویکرد جدید و آسانگیرانهتر درباره حجاب اعتراض نکنند؛ رویکردی که به زنان اجازه میدهد بدون ترس از ضربوشتم یا زندان، بدون پوشاندن کامل سر در جامعه حاضر شوند.
در ادامه مقاله والاستریت ژورنال گفته شده که رهبران جمهوری اسلامی شرط بستهاند که این امتیاز، دستکم پس از خونریزی دی ماه، به سراشیبی مطالبات بیشتر تبدیل نخواهد شد.
از زمانی که آمریکا عملیات خشم حماسی را در اسفند ماه آغاز کرد، حکومت ایران درباره اهداف خود، بهویژه در مورد تنگه هرمز، کاملا شفاف بوده است.
نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که ونس و دیگر مذاکرهکنندگان آمریکایی، از جمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف، بدون تردید به کارشناسان فارسیزبان در وزارت امور خارجه یا سازمان سیا دسترسی داشتهاند؛ افرادی که میتوانستند برای آنان توضیح دهند بند پنجم تفاهمنامه اسلامآباد در تهران چه معنایی دارد.
بهنوشته روئل مارک گرشت و ری تکیه، بحران خلیج فارس نه با بمباران اهداف بیشتر از سوی واشینگتن حل خواهد شد و نه با پیشنهاد امتیازهای مالی بیشتر به تهران. خطوط لولهای که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شدهاند میتوانند تا حدی کمک کنند، اما نمیتوانند نقش محوری خلیج فارس را در تجارت جهانی بهطور محسوس کاهش دهند.
نویسندگان در پایان مقاله خود تاکید کردهاند که نیروی دریایی آمریکا باید کنترل خلیج فارس را دوباره در دست بگیرد و با وجود همه خطرات، برای مدتی نامحدود در آن گشتزنی کند. تهران باور ندارد که واشینگتن از استقامت و اراده لازم برای چنین ماموریتی برخوردار باشد و تا زمانی که این ارزیابی درست باشد، جمهوری اسلامی، و نه ایالات متحده، مهمترین قدرت تعیینکننده در خاورمیانه خواهد بود.
روزنامه فایننشالتایمز در گزارشی تحلیلی نوشت آمریکا نمیتواند از راه مذاکره به اهدافش برسد؛ بنابراین تغییر حکومت در ایران دوباره به دستور کار کاخ سفید بازگشته است.
این روزنامه دوشنبه ۲۹ تیر نوشت: «میراث سیاست خارجی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، احتمالا با ایران تعریف خواهد شد. در حال حاضر اوضاع خوب به نظر نمیرسد. جنگ از سر گرفته شده است، اما آمریکا برنامهای قابلقبول برای پیروزی ندارد و ممکن است ترامپ در باتلاق ایران فرو برود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، ساختار امنیت ملی آمریکا از همین حالا در حال پایین آوردن سطح انتظارات از معنای موفقیت است.
مارک اسپر، وزیر دفاع دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، در نشست هفته گذشته مجمع امنیتی آسپن استدلال کرد که آمریکا میتواند به تحقق دو هدف اصلی رضایت دهد: نخست، بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض. دوم، اعمال محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در حد همان محدودیتهایی که دولت اوباما به دست آورده بود. به عبارت دیگر، هدف آمریکا باید صرفا بازگرداندن وضعیت به دوران پیش از جنگ باشد.
فایننشالتایمز افزود اما حتی تحقق این اهداف محدود نیز ممکن است امکانپذیر نباشد. جمهوری اسلامی مصمم است از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض دریافت کند و دشوار است تصور کرد آمریکا در نهایت چگونه خواهد توانست مانع این کار شود. دریافت عوارض از عبور کشتیها در تنگه هرمز میتواند میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند و به تهران امکان دهد برای همیشه گلوگاه عرضه انرژی جهان را در اختیار داشته باشد.
آمریکا بارها گفته است که هرگز چنین وضعیتی را نخواهد پذیرفت. اما تشدید بمبارانها به احتمال زیاد نمیتواند تنگه هرمز را به زور باز کند و در حال حاضر نیز کاخ سفید تمایلی به اعزام نیروهای زمینی ندارد.
بری مککفری، ژنرال بازنشسته آمریکایی، برآورد میکند که جنگ زمینی بر سر هرمز به نیرویی ۶۰۰ هزار نفره نیاز دارد و ممکن است چنین عملیاتی یک سال طول بکشد. در همین حال، تهران در پاسخ به تشدید اخیر درگیریها، برای نخستین بار در چند ماه گذشته عربستان سعودی را هدف حمله قرار داد. این حمله یادآوری کرد که کشورهای خلیج فارس در برابر حمله به زیرساختهای حیاتی، مانند تاسیسات آبشیرینکن و سکوهای نفتی، بهشدت آسیبپذیرند.
بهنوشته فایننشالتایمز، دولت ترامپ میداند که تهدید موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی در سالهای آینده بزرگتر و شدیدتر خواهد شد. تهران تاکنون نشان داده است که توان هدف قرار دادن طیف گستردهای از اهداف را دارد، از جمله فرودگاه دبی، تاسیسات گاز مایع طبیعی قطر و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. روز جمعه نیز دو نظامی آمریکایی در اردن کشته شدند. اما کسانی که سیاستهای راهبردی آمریکا را تدوین میکنند، نگراناند که پیشرفت سریع فناوری پهپادی و موشکی، همراه با کمک گسترده روسیه و چین، باعث شود حکومت ایران در چند سال آینده به تسلیحاتی دقیقتر و با برد بیشتر دست یابد.
بهنوشته این روزنامه، از جمله اهدافی که در آن صورت ممکن است در برابر حمله حکومت ایران آسیبپذیر شوند، رآکتور هستهای دیمونای اسرائیل و پایگاه آمریکا در دیهگو گارسیا هستند؛ پایگاهی که برای نمایش قدرت نظامی آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام اهمیتی حیاتی دارد. جمهوری اسلامی در مراحل ابتدایی جنگ با آمریکا موشکهایی را به نزدیکی هر دو هدف شلیک کرد، اما موفق نشد. این وضعیت ممکن است تغییر کند.
فایننشالتایمز سپس در پاسخ به این سوال که «پس آمریکا چگونه میتواند به این چشمانداز تیره پاسخ دهد؟: نوشت: «این درک فزاینده که واشینگتن شاید هرگز نتواند از طریق مذاکره تهران را مهار کند، باعث شده ایده تغییر حکومت در ایران بار دیگر در واشینگتن مطرح شود. سرنگونی جمهوری اسلامی هدف اولیه ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هنگام آغاز جنگ با ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود. اما امید آنها به اینکه اقدام نظامی بتواند به خیزش مردمی موفقی علیه رهبران جمهوری اسلامی منجر شود، تحقق نیافت.
بهنوشته این روزنامه، اینده تغییر حکومت برای برای چند ماه کنار گذاشته شد و آمریکا تلاش کرد از طریق دیپلماسی به جنگ پایان دهد. اما اکنون که به نظر میرسد دیپلماسی شکست خورده، بخشهایی از دولت ترامپ بار دیگر به طرح اولیه نزدیک میشوند؛ طرحی که هدفش سرنگونی حکومت ایران است.
آشکارترین بخش این راهبرد، تشدید فشار اقتصادی بر تهران است. محاصره صادرات نفت ایران از سوی آمریکا از سر گرفته شده است. آمریکاییها معتقدند میتوانند طی چند ماه بیشتر درآمد نفتی جمهوری اسلامی را قطع کنند و بحرانی عمیق در اقتصاد این کشور به وجود آورند. همزمان، جستوجو برای یافتن افراد درون حاکمیت که حاضر به همکاری با آمریکا و اسرائیل باشند نیز ادامه دارد. در اقدامی شگفتآور، این تلاش حتی به کوشش ناموفق اسرائیل برای نزدیک شدن به محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، انجامید؛ فردی که سالها به خاطر تهدیدهای شدید و هولناک خود علیه کشور یهود شهرت داشت.
فایننشالتایمز در ادامه گزارش خود افزود: «ایده تلاش برای برانگیختن شورش داخلی در ایران نیز بهتدریج دوباره به دستور کار بازمیگردد. در آغاز درگیری، اسرائیل خواستار تلاش برای مسلح کردن گروههای کرد شد. در آن زمان واشینگتن با این پیشنهاد مخالفت کرد، اما اکنون ممکن است در نبود گزینههای بهتر، این طرح دوباره احیا شود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بیمیلی واشینگتن به پذیرش این احتمال که تهران ممکن است پس از این جنگ در موقعیتی قدرتمندتر ظاهر شود، قابلدرک است. اما مشکل اینجاست که تلاش برای معکوس کردن این وضعیت، خطرهای خاص خود را دارد.
این روزنامه نوشت: «هر دور حمله و اقدام تلافیجویانه با ایران تلفات تازهای بر جای میگذارد و خطر فرو رفتن بیشتر آمریکا در یک باتلاق دیگر در خاورمیانه را افزایش میدهد. در همین حال، جنگ ایران ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نیز بهسرعت کاهش داده است. بهطور گسترده گزارش شده که آمریکا در چند هفته نخست درگیری با ایران، ۳۰ درصد ذخیره موشکهای کروز تاماهاوک و ۵۰ درصد موشکهای رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده است.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بسیاری از این مهمات برای یک درگیری احتمالی بر سر تایوان کنار گذاشته شده بودند. تکمیل دوباره زرادخانه آمریکا ممکن است سالها طول بکشد. در نتیجه، احتمالا پنجرهای از فرصت برای چین در حال باز شدن است تا دست به اقدام نظامی بزند. جنگ ایران اکنون بزرگترین بحران بینالمللی پیشروی دولت آمریکاست، اما ممکن است همزمان در حال ایجاد شرایط برای بحرانی حتی بزرگتر در سالهای آینده باشد.