والاستریت ژورنال: اسرائیل میگوید تهران سانتریفیوژها را به « کلنگ گزلا» منتقل کرده است


والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای اسرائیلی و آمریکایی گزارش داد ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل نشان میدهد ایران پاییز گذشته هزاران سانتریفیوژ غنیسازی اورانیوم را به تونلهای عمیق در منتقل کرده است.
بر اساس این گزارش، اسرائیل این ارزیابی را با آمریکا به اشتراک گذاشته است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز هفته گذشته اعلام کرد آمریکا آماده حمله به این سایت است. ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون به درخواستها برای اظهارنظر درباره این گزارش پاسخ ندادهاند.







کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، گفت دولت این کشور همچنان به تضعیف توان نظامی تهاجمی جمهوری اسلامی ادامه میدهد و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواهان پایان دادن به درگیری از طریق یک توافق صلحآمیز است، اما این امر به همکاری هر دو طرف نیاز دارد.
او همچنین گفت آمریکا با همکاری ایران یا بدون آن، جریان نفت، گاز و سایر کالاها از طریق تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد.
بهگفته کریس رایت، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و کاهش توان این کشور برای تهدید همسایگان، جهان و تجارت جهانی از اهداف اصلی دولت ترامپ است.
مقامهای ارشد آمریکایی دوشنبه ۲۹ تیر به شبکه فاکسنیوز گفتند انتظار میرود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در روزهای آینده تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را گسترش دهد و بار دیگر به یک جنگ تمامعیار بازگردد یا خیر.
این مقامها تاکید کردند که هنوز هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است.
به گفته آنها، اگر ترامپ دستور بازگشت به عملیات نظامی تمامعیار را صادر کند، این کارزار نظامی «بهمراتب شدیدتر و گستردهتر» از حملات هوایی آمریکا خواهد بود که بهطور پیوسته از ۱۰ شب پیش آغاز شد و در جریان آن عمدتا اهداف نظامی مرتبط با عملیات در اطراف تنگه هرمز هدف گرفته شده است.
یکی از این مقامها به شبکه فاکس نیوز گفت که نیروهای آمریکایی تا حد زیادی از حمله به مناطق اطراف تهران و همچنین تأسیسات هستهای ایران خودداری کردهاند.
او گفت: «اگر بازگشت به عملیات جنگی تمامعیار رخ دهد، این وضعیت میتواند تغییر کند.»
به گزارش جنیفر گریفین، خبرنگار ارشد فاکسنیوز در امور امنیت ملی، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، احتمالا با استقرار جنگندههای بیشتر، از جمله اف-۱۶ و اف-۳۵، و همچنین هواپیماهای سوخترسان هوایی KC-135، آرایش نظامی خود را تقویت خواهد کرد تا در صورت تصمیم ترامپ برای گسترش این کارزار نظامی، آمادگی لازم را داشته باشد.
این مقام همچنین گزارشها درباره انتقال هواپیماهای نظامی بیشتر آمریکا به خاورمیانه را تایید کرد و گفت این استقرارها ماهیتی «آمادهساز» دارند، در حالی که برنامهریزان نظامی در انتظار تصمیم نهایی ترامپ هستند.
او گفت: «بخشی از این جابهجاییها همان اقداماتی است که اکنون در حال انجام است، اما همه آنها در راستای آمادهسازی پیش از تصمیم نهایی است.»
این مقام افزود که هواپیماهای سوخترسان هوایی از سایر نقاط منطقه به اسرائیل منتقل میشوند.
بهگفته مقامهای آمریکایی، تاکنون هیچ نشانهای از ایجاد پل هوایی گسترده از طریق اروپا، اقدامی که معمولا پیش از استقرار بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ اسپیریت (B-2 Spirit) انجام میشود، یا انتقال گسترده هواپیماها بهطور مستقیم از خاک آمریکا مشاهده نشده است.
این مقام توضیح داد که بخشی از انتقال هواپیماهای سوخترسان به دلیل جابهجایی نیروهای ارتش آمریکا از فرودگاه بینالمللی بنگوریون پس از توقف عملیات خشم حماسی انجام شده است.
او افزود استقرار هواپیماهای سوخترسان در پایگاههای نظامی اسرائیل، در صورت ازسرگیری عملیات تمامعیار آمریکا و پیوستن اسرائیل به کارزار هوایی، امنیت بیشتری نسبت به نگهداری آنها در پایگاههای کشورهای حاشیه خلیج فارس فراهم خواهد کرد.
این مقام در پایان گفت: «همه این گزینهها در حال حاضر در دست بررسی و بحث هستند.»
او افزود که اگر ترامپ تصمیم بگیرد جنگ را بهطور قابلتوجهی گسترش دهد، اسرائیل نیز «به احتمال زیاد» در این عملیات مشارکت خواهد کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.
نویسندگان این تحلیل، روئل مارک گرشت پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نوشتهاند: «تهران در زمان جنگ نسبت به واشینگتن یک مزیت راهبردی دارد؛ زیرا نخبگان حاکم بر ایران خواهان جنگ هستند و آمادگی داشتهاند هزینه و رنجی بسیار بیشتر از آنچه دونالد ترامپ حاضر به تحمل آن است، بپذیرند.»
بهنوشته آنها، وفاداران به انقلاب بارها و بارها چنین آزمونهایی را با آغوش باز پذیرفتهاند. در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق جان صدها هزار ایرانی را گرفت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا مرز فروپاشی پیش برد. جنگ داخلی سوریه نیز فرصت تازهای برای نسل جدید فراهم کرد تا خود را اثبات کند. امروز نیز درگیری با آمریکا و اسرائیل به فرماندهان ارشد و نیروهای عادی سپاه و سایر اعضای دستگاه امنیتی حکومت این احساس را میدهد که در برادری و مقاومت علیه دشمنان نظام سهیم هستند.»
بهنوشته گرشت و تکیه، برای حکومتی اقتدارگرا که سالها پیش وفاداری بخش بزرگی از مردم ایران را از دست داده، این جنگها نعمتی بزرگ بودهاند. شور و اشتیاق وفاداران به انقلاب، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و تحلیلگران را که حکومت را از نظر اخلاقی، معنوی و مالی ورشکسته میبینند، سردرگم کرده است.
در این یادداشت گفته شده است: «تیم ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامیِ زخمی و تضعیفشده را میتوان با بمبارانهای مداوم از توان انداخت. اسرائیلیها نیز به شکنندگی حکومت و این احتمال استناد میکردند که حذف رهبران ارشد میتواند به فروپاشی نظام منجر شود. اما هنگامی که این فروپاشی رخ نداد، ناکامیهای جنگ باعث شد برخی اعضای دولت ترامپ دوباره به همان توهماتی گرایش پیدا کنند که زمانی مبنای سیاست تعامل جریان چپ آمریکا با جمهوری اسلامی بود.»
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
فاکسنیوز به نقل از مقامهای ارشد دولت آمریکا نوشت انتظار میرود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، طی روزهای آینده درباره گسترش عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی و بازگشت به جنگ تمامعیار تصمیمگیری کند.
این شبکه افزود هنوز هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نشده اما اگر ترامپ تصمیم بگیرد جنگ را به طور قابل توجهی گسترش دهد، اسرائیل نیز به احتمال زیاد در این عملیات مشارکت خواهد کرد.
فاکسنیوز افزود: در صورت تصمیم ترامپ برای گسترش عملیات، فرماندهی مرکزی آمریکا احتمالا حضور نظامی خود را با اعزام جنگندههای بیشتر، از جمله اف-۱۶ و اف-۳۵، و همچنین هواپیماهای سوخترسان کیسی-۱۳۵ افزایش خواهد داد.
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.
نویسندگان این تحلیل، روئل مارک گرشت پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نوشتهاند: «تهران در زمان جنگ نسبت به واشینگتن یک مزیت راهبردی دارد؛ زیرا نخبگان حاکم بر ایران خواهان جنگ هستند و آمادگی داشتهاند هزینه و رنجی بسیار بیشتر از آنچه دونالد ترامپ حاضر به تحمل آن است، بپذیرند.»
بهنوشته آنها، وفاداران به انقلاب بارها و بارها چنین آزمونهایی را با آغوش باز پذیرفتهاند. در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق جان صدها هزار ایرانی را گرفت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا مرز فروپاشی پیش برد. جنگ داخلی سوریه نیز فرصت تازهای برای نسل جدید فراهم کرد تا خود را اثبات کند. امروز نیز درگیری با آمریکا و اسرائیل به فرماندهان ارشد و نیروهای عادی سپاه و سایر اعضای دستگاه امنیتی حکومت این احساس را میدهد که در برادری و مقاومت علیه دشمنان نظام سهیم هستند.»
بهنوشته گرشت و تکیه، برای حکومتی اقتدارگرا که سالها پیش وفاداری بخش بزرگی از مردم ایران را از دست داده، این جنگها نعمتی بزرگ بودهاند. شور و اشتیاق وفاداران به انقلاب، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و تحلیلگران را که حکومت را از نظر اخلاقی، معنوی و مالی ورشکسته میبینند، سردرگم کرده است.
در این یادداشت گفته شده است: «تیم ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامیِ زخمی و تضعیفشده را میتوان با بمبارانهای مداوم از توان انداخت. اسرائیلیها نیز به شکنندگی حکومت و این احتمال استناد میکردند که حذف رهبران ارشد میتواند به فروپاشی نظام منجر شود. اما هنگامی که این فروپاشی رخ نداد، ناکامیهای جنگ باعث شد برخی اعضای دولت ترامپ دوباره به همان توهماتی گرایش پیدا کنند که زمانی مبنای سیاست تعامل جریان چپ آمریکا با جمهوری اسلامی بود.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا و مسئول اصلی مذاکرات با جمهوری اسلامی، پس از دیدار با تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی گفت: «همیشه از تندروها و میانهروها صحبت میشود. چیزی که برای من درباره نظام آنها جالب است این است که حتی افرادی که تصور میکردم تندرو باشند، حالا میگویند شاید کارهایی که طی ۴۰ سال گذشته انجام دادیم، اشتباه بوده، شاید وقت آن رسیده باشد که در رابطه با ایالات متحده فصل جدیدی باز کنیم.»
نویسندگان مقاله با انتقاد از رویکرد ونس، به طعنه نوشتهاند که حتی جان کری، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا که به تلاش برای توافق با تهران مشهور بود و برجام در دوران وزارت او امضا شد، هم رهبران جمهوری اسلامی را بهتر میشناخت.
طرفهای مذاکره ونس، یعنی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که سالها گزینه مورد اعتماد سپاه برای دیپلماسی بوده است، انقلابیونی هستند که آمادهاند در مذاکرات، رقبای خود را شکست دهند. آنها گرفتار آن برداشت محافظهکارانه شیعی نیستند که غربیهای غیرمسلمان را افرادی غیرقابل تماس یا نجس میداند.
نویسندگان در ادامه افزودهاند نزدیک به نیمقرن است که روسایجمهوری آمریکا جمهوری اسلامی را مجموعهای از جناحهای رقیب تصور کردهاند؛ جایی که «میانهروها» و «تندروها» برای به دست گرفتن قدرت با یکدیگر رقابت میکنند. این تصور وجود داشت که اگر واشینگتن اهرم مناسب را پیدا کند، میتواند ایران بهتری بسازد؛ ایرانی که در آن اسلامگرایان عملگرا و ملیگرا قدرت را در دست بگیرند.
بهنوشته آنها، منطق باراک اوباما برای توافق هستهای نیز بر همین امید به پیروزی «عملگرایان» ایرانی استوار بود، اما متاسفانه برای ترامپ، حکومت ایران دچار شکاف و اختلافی نیست. این نظام احتمالا امروز بیش از هر زمان دیگری از زمان حمله صدام حسین در سال ۱۹۸۰، متحد و مصمم است. حمام خونی که به قیام مردمی دی ماه ۱۴۰۴ پایان داد، نتیجه خشونت نیروهای امنیتی ایران و اتحاد کامل نخبگان حاکم بود.
بهگفته گرشت و تکیه، در میان اسلامگرایان حاکم، هنگامی که موضوع کشتن شهروندان معترض مطرح بود، هیچ اختلاف نظری وجود نداشت. در عین حال، حکومت هم هوشمندانه عمل کرده و هم خونریز بوده است. مذهبیترین نیروهای حکومت، دستکم فعلا، تصمیم گرفتهاند به رویکرد جدید و آسانگیرانهتر درباره حجاب اعتراض نکنند؛ رویکردی که به زنان اجازه میدهد بدون ترس از ضربوشتم یا زندان، بدون پوشاندن کامل سر در جامعه حاضر شوند.
در ادامه مقاله والاستریت ژورنال گفته شده که رهبران جمهوری اسلامی شرط بستهاند که این امتیاز، دستکم پس از خونریزی دی ماه، به سراشیبی مطالبات بیشتر تبدیل نخواهد شد.
از زمانی که آمریکا عملیات خشم حماسی را در اسفند ماه آغاز کرد، حکومت ایران درباره اهداف خود، بهویژه در مورد تنگه هرمز، کاملا شفاف بوده است.
نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که ونس و دیگر مذاکرهکنندگان آمریکایی، از جمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف، بدون تردید به کارشناسان فارسیزبان در وزارت امور خارجه یا سازمان سیا دسترسی داشتهاند؛ افرادی که میتوانستند برای آنان توضیح دهند بند پنجم تفاهمنامه اسلامآباد در تهران چه معنایی دارد.
بهنوشته روئل مارک گرشت و ری تکیه، بحران خلیج فارس نه با بمباران اهداف بیشتر از سوی واشینگتن حل خواهد شد و نه با پیشنهاد امتیازهای مالی بیشتر به تهران. خطوط لولهای که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شدهاند میتوانند تا حدی کمک کنند، اما نمیتوانند نقش محوری خلیج فارس را در تجارت جهانی بهطور محسوس کاهش دهند.
نویسندگان در پایان مقاله خود تاکید کردهاند که نیروی دریایی آمریکا باید کنترل خلیج فارس را دوباره در دست بگیرد و با وجود همه خطرات، برای مدتی نامحدود در آن گشتزنی کند. تهران باور ندارد که واشینگتن از استقامت و اراده لازم برای چنین ماموریتی برخوردار باشد و تا زمانی که این ارزیابی درست باشد، جمهوری اسلامی، و نه ایالات متحده، مهمترین قدرت تعیینکننده در خاورمیانه خواهد بود.