والاستریت ژورنال: اسرائیل میگوید تهران سانتریفیوژها را به « کلنگ گزلا» منتقل کرده است


والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای اسرائیلی و آمریکایی گزارش داد ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل نشان میدهد ایران پاییز گذشته هزاران سانتریفیوژ غنیسازی اورانیوم را به تونلهای عمیق در منتقل کرده است.
بر اساس این گزارش، اسرائیل این ارزیابی را با آمریکا به اشتراک گذاشته است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز هفته گذشته اعلام کرد آمریکا آماده حمله به این سایت است. ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون به درخواستها برای اظهارنظر درباره این گزارش پاسخ ندادهاند.






مقامهای ارشد آمریکایی دوشنبه ۲۹ تیر به شبکه فاکسنیوز گفتند انتظار میرود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در روزهای آینده تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را گسترش دهد و بار دیگر به یک جنگ تمامعیار بازگردد یا خیر.
این مقامها تاکید کردند که هنوز هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است.
به گفته آنها، اگر ترامپ دستور بازگشت به عملیات نظامی تمامعیار را صادر کند، این کارزار نظامی «بهمراتب شدیدتر و گستردهتر» از حملات هوایی آمریکا خواهد بود که بهطور پیوسته از ۱۰ شب پیش آغاز شد و در جریان آن عمدتا اهداف نظامی مرتبط با عملیات در اطراف تنگه هرمز هدف گرفته شده است.
یکی از این مقامها به شبکه فاکس نیوز گفت که نیروهای آمریکایی تا حد زیادی از حمله به مناطق اطراف تهران و همچنین تأسیسات هستهای ایران خودداری کردهاند.
او گفت: «اگر بازگشت به عملیات جنگی تمامعیار رخ دهد، این وضعیت میتواند تغییر کند.»
به گزارش جنیفر گریفین، خبرنگار ارشد فاکسنیوز در امور امنیت ملی، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، احتمالا با استقرار جنگندههای بیشتر، از جمله اف-۱۶ و اف-۳۵، و همچنین هواپیماهای سوخترسان هوایی KC-135، آرایش نظامی خود را تقویت خواهد کرد تا در صورت تصمیم ترامپ برای گسترش این کارزار نظامی، آمادگی لازم را داشته باشد.
این مقام همچنین گزارشها درباره انتقال هواپیماهای نظامی بیشتر آمریکا به خاورمیانه را تایید کرد و گفت این استقرارها ماهیتی «آمادهساز» دارند، در حالی که برنامهریزان نظامی در انتظار تصمیم نهایی ترامپ هستند.
او گفت: «بخشی از این جابهجاییها همان اقداماتی است که اکنون در حال انجام است، اما همه آنها در راستای آمادهسازی پیش از تصمیم نهایی است.»
این مقام افزود که هواپیماهای سوخترسان هوایی از سایر نقاط منطقه به اسرائیل منتقل میشوند.
بهگفته مقامهای آمریکایی، تاکنون هیچ نشانهای از ایجاد پل هوایی گسترده از طریق اروپا، اقدامی که معمولا پیش از استقرار بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ اسپیریت (B-2 Spirit) انجام میشود، یا انتقال گسترده هواپیماها بهطور مستقیم از خاک آمریکا مشاهده نشده است.
این مقام توضیح داد که بخشی از انتقال هواپیماهای سوخترسان به دلیل جابهجایی نیروهای ارتش آمریکا از فرودگاه بینالمللی بنگوریون پس از توقف عملیات خشم حماسی انجام شده است.
او افزود استقرار هواپیماهای سوخترسان در پایگاههای نظامی اسرائیل، در صورت ازسرگیری عملیات تمامعیار آمریکا و پیوستن اسرائیل به کارزار هوایی، امنیت بیشتری نسبت به نگهداری آنها در پایگاههای کشورهای حاشیه خلیج فارس فراهم خواهد کرد.
این مقام در پایان گفت: «همه این گزینهها در حال حاضر در دست بررسی و بحث هستند.»
او افزود که اگر ترامپ تصمیم بگیرد جنگ را بهطور قابلتوجهی گسترش دهد، اسرائیل نیز «به احتمال زیاد» در این عملیات مشارکت خواهد کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.
نویسندگان این تحلیل، روئل مارک گرشت پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نوشتهاند: «تهران در زمان جنگ نسبت به واشینگتن یک مزیت راهبردی دارد؛ زیرا نخبگان حاکم بر ایران خواهان جنگ هستند و آمادگی داشتهاند هزینه و رنجی بسیار بیشتر از آنچه دونالد ترامپ حاضر به تحمل آن است، بپذیرند.»
بهنوشته آنها، وفاداران به انقلاب بارها و بارها چنین آزمونهایی را با آغوش باز پذیرفتهاند. در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق جان صدها هزار ایرانی را گرفت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا مرز فروپاشی پیش برد. جنگ داخلی سوریه نیز فرصت تازهای برای نسل جدید فراهم کرد تا خود را اثبات کند. امروز نیز درگیری با آمریکا و اسرائیل به فرماندهان ارشد و نیروهای عادی سپاه و سایر اعضای دستگاه امنیتی حکومت این احساس را میدهد که در برادری و مقاومت علیه دشمنان نظام سهیم هستند.»
بهنوشته گرشت و تکیه، برای حکومتی اقتدارگرا که سالها پیش وفاداری بخش بزرگی از مردم ایران را از دست داده، این جنگها نعمتی بزرگ بودهاند. شور و اشتیاق وفاداران به انقلاب، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و تحلیلگران را که حکومت را از نظر اخلاقی، معنوی و مالی ورشکسته میبینند، سردرگم کرده است.
در این یادداشت گفته شده است: «تیم ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامیِ زخمی و تضعیفشده را میتوان با بمبارانهای مداوم از توان انداخت. اسرائیلیها نیز به شکنندگی حکومت و این احتمال استناد میکردند که حذف رهبران ارشد میتواند به فروپاشی نظام منجر شود. اما هنگامی که این فروپاشی رخ نداد، ناکامیهای جنگ باعث شد برخی اعضای دولت ترامپ دوباره به همان توهماتی گرایش پیدا کنند که زمانی مبنای سیاست تعامل جریان چپ آمریکا با جمهوری اسلامی بود.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا و مسئول اصلی مذاکرات با جمهوری اسلامی، پس از دیدار با تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی گفت: «همیشه از تندروها و میانهروها صحبت میشود. چیزی که برای من درباره نظام آنها جالب است این است که حتی افرادی که تصور میکردم تندرو باشند، حالا میگویند شاید کارهایی که طی ۴۰ سال گذشته انجام دادیم، اشتباه بوده، شاید وقت آن رسیده باشد که در رابطه با ایالات متحده فصل جدیدی باز کنیم.»
نویسندگان مقاله با انتقاد از رویکرد ونس، به طعنه نوشتهاند که حتی جان کری، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا که به تلاش برای توافق با تهران مشهور بود و برجام در دوران وزارت او امضا شد، هم رهبران جمهوری اسلامی را بهتر میشناخت.
طرفهای مذاکره ونس، یعنی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که سالها گزینه مورد اعتماد سپاه برای دیپلماسی بوده است، انقلابیونی هستند که آمادهاند در مذاکرات، رقبای خود را شکست دهند. آنها گرفتار آن برداشت محافظهکارانه شیعی نیستند که غربیهای غیرمسلمان را افرادی غیرقابل تماس یا نجس میداند.
نویسندگان در ادامه افزودهاند نزدیک به نیمقرن است که روسایجمهوری آمریکا جمهوری اسلامی را مجموعهای از جناحهای رقیب تصور کردهاند؛ جایی که «میانهروها» و «تندروها» برای به دست گرفتن قدرت با یکدیگر رقابت میکنند. این تصور وجود داشت که اگر واشینگتن اهرم مناسب را پیدا کند، میتواند ایران بهتری بسازد؛ ایرانی که در آن اسلامگرایان عملگرا و ملیگرا قدرت را در دست بگیرند.
بهنوشته آنها، منطق باراک اوباما برای توافق هستهای نیز بر همین امید به پیروزی «عملگرایان» ایرانی استوار بود، اما متاسفانه برای ترامپ، حکومت ایران دچار شکاف و اختلافی نیست. این نظام احتمالا امروز بیش از هر زمان دیگری از زمان حمله صدام حسین در سال ۱۹۸۰، متحد و مصمم است. حمام خونی که به قیام مردمی دی ماه ۱۴۰۴ پایان داد، نتیجه خشونت نیروهای امنیتی ایران و اتحاد کامل نخبگان حاکم بود.
بهگفته گرشت و تکیه، در میان اسلامگرایان حاکم، هنگامی که موضوع کشتن شهروندان معترض مطرح بود، هیچ اختلاف نظری وجود نداشت. در عین حال، حکومت هم هوشمندانه عمل کرده و هم خونریز بوده است. مذهبیترین نیروهای حکومت، دستکم فعلا، تصمیم گرفتهاند به رویکرد جدید و آسانگیرانهتر درباره حجاب اعتراض نکنند؛ رویکردی که به زنان اجازه میدهد بدون ترس از ضربوشتم یا زندان، بدون پوشاندن کامل سر در جامعه حاضر شوند.
در ادامه مقاله والاستریت ژورنال گفته شده که رهبران جمهوری اسلامی شرط بستهاند که این امتیاز، دستکم پس از خونریزی دی ماه، به سراشیبی مطالبات بیشتر تبدیل نخواهد شد.
از زمانی که آمریکا عملیات خشم حماسی را در اسفند ماه آغاز کرد، حکومت ایران درباره اهداف خود، بهویژه در مورد تنگه هرمز، کاملا شفاف بوده است.
نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که ونس و دیگر مذاکرهکنندگان آمریکایی، از جمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف، بدون تردید به کارشناسان فارسیزبان در وزارت امور خارجه یا سازمان سیا دسترسی داشتهاند؛ افرادی که میتوانستند برای آنان توضیح دهند بند پنجم تفاهمنامه اسلامآباد در تهران چه معنایی دارد.
بهنوشته روئل مارک گرشت و ری تکیه، بحران خلیج فارس نه با بمباران اهداف بیشتر از سوی واشینگتن حل خواهد شد و نه با پیشنهاد امتیازهای مالی بیشتر به تهران. خطوط لولهای که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شدهاند میتوانند تا حدی کمک کنند، اما نمیتوانند نقش محوری خلیج فارس را در تجارت جهانی بهطور محسوس کاهش دهند.
نویسندگان در پایان مقاله خود تاکید کردهاند که نیروی دریایی آمریکا باید کنترل خلیج فارس را دوباره در دست بگیرد و با وجود همه خطرات، برای مدتی نامحدود در آن گشتزنی کند. تهران باور ندارد که واشینگتن از استقامت و اراده لازم برای چنین ماموریتی برخوردار باشد و تا زمانی که این ارزیابی درست باشد، جمهوری اسلامی، و نه ایالات متحده، مهمترین قدرت تعیینکننده در خاورمیانه خواهد بود.
روزنامه فایننشالتایمز در گزارشی تحلیلی نوشت آمریکا نمیتواند از راه مذاکره به اهدافش برسد؛ بنابراین تغییر حکومت در ایران دوباره به دستور کار کاخ سفید بازگشته است.
این روزنامه دوشنبه ۲۹ تیر نوشت: «میراث سیاست خارجی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، احتمالا با ایران تعریف خواهد شد. در حال حاضر اوضاع خوب به نظر نمیرسد. جنگ از سر گرفته شده است، اما آمریکا برنامهای قابلقبول برای پیروزی ندارد و ممکن است ترامپ در باتلاق ایران فرو برود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، ساختار امنیت ملی آمریکا از همین حالا در حال پایین آوردن سطح انتظارات از معنای موفقیت است.
مارک اسپر، وزیر دفاع دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، در نشست هفته گذشته مجمع امنیتی آسپن استدلال کرد که آمریکا میتواند به تحقق دو هدف اصلی رضایت دهد: نخست، بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض. دوم، اعمال محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در حد همان محدودیتهایی که دولت اوباما به دست آورده بود. به عبارت دیگر، هدف آمریکا باید صرفا بازگرداندن وضعیت به دوران پیش از جنگ باشد.
فایننشالتایمز افزود اما حتی تحقق این اهداف محدود نیز ممکن است امکانپذیر نباشد. جمهوری اسلامی مصمم است از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض دریافت کند و دشوار است تصور کرد آمریکا در نهایت چگونه خواهد توانست مانع این کار شود. دریافت عوارض از عبور کشتیها در تنگه هرمز میتواند میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند و به تهران امکان دهد برای همیشه گلوگاه عرضه انرژی جهان را در اختیار داشته باشد.
آمریکا بارها گفته است که هرگز چنین وضعیتی را نخواهد پذیرفت. اما تشدید بمبارانها به احتمال زیاد نمیتواند تنگه هرمز را به زور باز کند و در حال حاضر نیز کاخ سفید تمایلی به اعزام نیروهای زمینی ندارد.
بری مککفری، ژنرال بازنشسته آمریکایی، برآورد میکند که جنگ زمینی بر سر هرمز به نیرویی ۶۰۰ هزار نفره نیاز دارد و ممکن است چنین عملیاتی یک سال طول بکشد. در همین حال، تهران در پاسخ به تشدید اخیر درگیریها، برای نخستین بار در چند ماه گذشته عربستان سعودی را هدف حمله قرار داد. این حمله یادآوری کرد که کشورهای خلیج فارس در برابر حمله به زیرساختهای حیاتی، مانند تاسیسات آبشیرینکن و سکوهای نفتی، بهشدت آسیبپذیرند.
بهنوشته فایننشالتایمز، دولت ترامپ میداند که تهدید موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی در سالهای آینده بزرگتر و شدیدتر خواهد شد. تهران تاکنون نشان داده است که توان هدف قرار دادن طیف گستردهای از اهداف را دارد، از جمله فرودگاه دبی، تاسیسات گاز مایع طبیعی قطر و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. روز جمعه نیز دو نظامی آمریکایی در اردن کشته شدند. اما کسانی که سیاستهای راهبردی آمریکا را تدوین میکنند، نگراناند که پیشرفت سریع فناوری پهپادی و موشکی، همراه با کمک گسترده روسیه و چین، باعث شود حکومت ایران در چند سال آینده به تسلیحاتی دقیقتر و با برد بیشتر دست یابد.
بهنوشته این روزنامه، از جمله اهدافی که در آن صورت ممکن است در برابر حمله حکومت ایران آسیبپذیر شوند، رآکتور هستهای دیمونای اسرائیل و پایگاه آمریکا در دیهگو گارسیا هستند؛ پایگاهی که برای نمایش قدرت نظامی آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام اهمیتی حیاتی دارد. جمهوری اسلامی در مراحل ابتدایی جنگ با آمریکا موشکهایی را به نزدیکی هر دو هدف شلیک کرد، اما موفق نشد. این وضعیت ممکن است تغییر کند.
فایننشالتایمز سپس در پاسخ به این سوال که «پس آمریکا چگونه میتواند به این چشمانداز تیره پاسخ دهد؟: نوشت: «این درک فزاینده که واشینگتن شاید هرگز نتواند از طریق مذاکره تهران را مهار کند، باعث شده ایده تغییر حکومت در ایران بار دیگر در واشینگتن مطرح شود. سرنگونی جمهوری اسلامی هدف اولیه ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هنگام آغاز جنگ با ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود. اما امید آنها به اینکه اقدام نظامی بتواند به خیزش مردمی موفقی علیه رهبران جمهوری اسلامی منجر شود، تحقق نیافت.
بهنوشته این روزنامه، اینده تغییر حکومت برای برای چند ماه کنار گذاشته شد و آمریکا تلاش کرد از طریق دیپلماسی به جنگ پایان دهد. اما اکنون که به نظر میرسد دیپلماسی شکست خورده، بخشهایی از دولت ترامپ بار دیگر به طرح اولیه نزدیک میشوند؛ طرحی که هدفش سرنگونی حکومت ایران است.
آشکارترین بخش این راهبرد، تشدید فشار اقتصادی بر تهران است. محاصره صادرات نفت ایران از سوی آمریکا از سر گرفته شده است. آمریکاییها معتقدند میتوانند طی چند ماه بیشتر درآمد نفتی جمهوری اسلامی را قطع کنند و بحرانی عمیق در اقتصاد این کشور به وجود آورند. همزمان، جستوجو برای یافتن افراد درون حاکمیت که حاضر به همکاری با آمریکا و اسرائیل باشند نیز ادامه دارد. در اقدامی شگفتآور، این تلاش حتی به کوشش ناموفق اسرائیل برای نزدیک شدن به محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، انجامید؛ فردی که سالها به خاطر تهدیدهای شدید و هولناک خود علیه کشور یهود شهرت داشت.
فایننشالتایمز در ادامه گزارش خود افزود: «ایده تلاش برای برانگیختن شورش داخلی در ایران نیز بهتدریج دوباره به دستور کار بازمیگردد. در آغاز درگیری، اسرائیل خواستار تلاش برای مسلح کردن گروههای کرد شد. در آن زمان واشینگتن با این پیشنهاد مخالفت کرد، اما اکنون ممکن است در نبود گزینههای بهتر، این طرح دوباره احیا شود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بیمیلی واشینگتن به پذیرش این احتمال که تهران ممکن است پس از این جنگ در موقعیتی قدرتمندتر ظاهر شود، قابلدرک است. اما مشکل اینجاست که تلاش برای معکوس کردن این وضعیت، خطرهای خاص خود را دارد.
این روزنامه نوشت: «هر دور حمله و اقدام تلافیجویانه با ایران تلفات تازهای بر جای میگذارد و خطر فرو رفتن بیشتر آمریکا در یک باتلاق دیگر در خاورمیانه را افزایش میدهد. در همین حال، جنگ ایران ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نیز بهسرعت کاهش داده است. بهطور گسترده گزارش شده که آمریکا در چند هفته نخست درگیری با ایران، ۳۰ درصد ذخیره موشکهای کروز تاماهاوک و ۵۰ درصد موشکهای رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده است.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بسیاری از این مهمات برای یک درگیری احتمالی بر سر تایوان کنار گذاشته شده بودند. تکمیل دوباره زرادخانه آمریکا ممکن است سالها طول بکشد. در نتیجه، احتمالا پنجرهای از فرصت برای چین در حال باز شدن است تا دست به اقدام نظامی بزند. جنگ ایران اکنون بزرگترین بحران بینالمللی پیشروی دولت آمریکاست، اما ممکن است همزمان در حال ایجاد شرایط برای بحرانی حتی بزرگتر در سالهای آینده باشد.
روزنامه تایمز روز دوشنبه گزارش داد که آلکساندر چفرین، رییس یوفا و نائب رییس فیفا، در اعتراض به نحوه رسیدگی فیفا به پرونده محرومیت فولارین بالوگون، از حضور در فینال جام جهانی روز یکشنبه خودداری کرد. این اقدام همچنین در ادامه اختلافهای دیگر او با نهاد حاکم بر فوتبال جهان انجام شد.
رییس فوتبال اروپا همراه با دیگر اعضای شورای فیفا در دیدار افتتاحیه مسابقات در مکزیکوسیتی حضور داشت و قرار بود فینال اسپانیا و آرژانتین را نیز تماشا کند.
اما چفرین پس از آنکه کمیته انضباطی فیفا محرومیت یک جلسهای فولارین بالوگان، مهاجم آمریکا در بازی با بلژیک را لغو کرد، از حضور در فینال منصرف شد. بالوگان به دلیل دریافت کارت قرمز در دیدار مرحله یکشانزدهم نهایی برابر بوسنی و هرزگوین از یک مسابقه محروم شده بود.
این تصمیم جنجالی، که فیفا میگوید به ریاست محمد الکمالی، رییس اماراتی کمیته انضباطی، گرفته شده، پس از تماس تلفنی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، اتخاذ شد. ترامپ در این تماس از اینفانتینو خواسته بود محرومیت بالوگان لغو شود.
یوفا در بیانیهای این اقدام را «بیسابقه، غیرقابل درک و غیرقابل توجیه» توصیف کرد و گفت فیفا با ایجاد این تصور که سیاست در تصمیمهای فوتبالی دخالت کرده، «از یک خط قرمز عبور کرده است.»
چندین فدراسیون عضو یوفا نیز از این تصمیم انتقاد کردند. از جمله فدراسیون فوتبال بلژیک که پیش از پیروزی ۴ بر ۱ برابر آمریکا در مرحله بعد، تنها این پیام را منتشر کرد: «این تصمیم را لغو کنید.»
اختلافهای عمیقتر میان فیفا و یوفا
پرونده بالوگان تنها یکی از موارد اختلاف میان فیفا و یوفاست؛ دو نهادی که حتی در بهترین شرایط نیز روابط سردی با یکدیگر داشتهاند و اکنون این اختلافها شدت گرفته است.
چفرین پیش از آغاز جام جهانی نیز از قیمت بالای بلیتها انتقاد کرده و گفته بود این سیاست، فوتبال را از «هواداران واقعی و وفادار» دور میکند. برخلاف فیفا، یوفا اعلام کرده از قیمتگذاری شناور در مسابقات خود استفاده نخواهد کرد و دستکم ۴۰ درصد بلیتهای یورو ۲۰۲۸ در بریتانیا و ایرلند حدود ۶۰ پوند یا کمتر قیمت خواهند داشت.
او همچنین از ناکامی فیفا در متقاعد کردن مقامهای مهاجرتی آمریکا برای صدور مجوز حضور عمر آرتان، داور سومالیایی، در جام جهانی انتقاد کرد. دو روز پس از بازگرداندن این داور، یوفا اعلام کرد او دیدار سوپرجام اروپا در ماه آینده را قضاوت خواهد کرد.
نحوه برخورد با تیم ملی ایران در جریان جام جهانی نیز از دیگر موارد اختلاف دو نهاد بود. یوفا معتقد است فیفا میتوانست و باید برای فراهم کردن شرایطی برابر برای نماینده آسیا اقدامات بیشتری انجام میداد.
اختلاف بر سر قوانین بازی
اختلافها تنها به مسائل خارج از زمین محدود نمیشود. یوفا با اجباری شدن وقفههای آبرسانی، طولانی شدن زمان بین دو نیمه برای اجرای برنامههای موسیقی و همچنین دادن کارت قرمز به بازیکنانی که هنگام صحبت در زمین دهان خود را میپوشانند، موافق نیست.
در نمونهای دیگر، یوفا به داوران کمکداور ویدیویی خود دستور داده است که موارد احتمالی تمارض را به عنوان «اشتباه در شناسایی بازیکن» بررسی نکنند.
در جام جهانی دو مورد از این دست رخ داد؛ کارت زرد تیم ریم، مدافع آمریکا، لغو و به میگل آلمیرون، بازیکن پاراگوئه، داده شد. همچنین، در اتفاقی مهمتر، بریل امبولو، مهاجم سوئیس، پس از آنکه کارت زردی که ابتدا به لئاندرو پاردس، بازیکن آرژانتین، داده شده بود به نام او ثبت شد، از زمین اخراج شد.
با این حال، هرچند همه این اختلافها میان فیفا و یوفا واقعی و جاری هستند، باید توجه داشت که چفرین مدتی است از رویدادهای فیفا فاصله گرفته است.
او در سالهای اخیر کمترین حضور ممکن را در کنگرههای سالانه فیفا داشته، با وجود آنکه به دلیل ریاست بر یوفا یکی از نایبرییسهای فیفاست.
چفرین تنها در دیدار افتتاحیه آخرین جام جهانی زنان حاضر شد و هیچیک از مسابقات جام باشگاههای جهان را از نزدیک تماشا نکرد.
با وجود اختلافهای یوفا با فیفا، حتی اگر همه ۵۵ عضو اروپایی به صورت یکپارچه رای بدهند، تنها ۵۵ رای از مجموع ۲۱۱ عضو فیفا را در اختیار دارند و به نظر میرسد بسیاری از دیگر اعضا از مدیریت جیانی اینفانتینو رضایت دارند.
شاهزاده رضا پهلوی گفت خود را در جایگاه رهبر دوران گذار، «پلی برای رسیدن به مقصد» و داوری بیطرف میان طرفداران پادشاهی و جمهوری میداند، اما تاکید کرد با سه گروه حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان همکاری نخواهد کرد.
او دوشنبه ۲۹ تیر در مصاحبه با خبرگزاری رویترز در پاریس گفت: «من مقصد نیستم؛ پلی هستم برای رسیدن به مقصد هستم. برای ایفای نقش یک داور بیطرف، کاملا فراتر از مناقشه میایستم. نه جانب پادشاهی را میگیرم و نه جمهوری را. وظیفه من این است که زمینه بحثی سالم را فراهم کنم تا در نهایت مردم تصمیم بگیرند چه نوع حکومتی را بهعنوان ساختار نهایی ترجیح میدهند.»
شاهزاده پهلوی در عین حال گفت: «مرزهایی وجود دارد که من از آنها عبور نخواهم کرد. خیلی صریح میگویم که سه گروه مشخص وجود دارند که بههیچوجه نمیتوانیم با آنان همکاری کنیم: حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان.»
مداخله خارجی برای تضعیف سرکوب
فرزند ارشد آخرین پادشاه ایران در بخش دیگری از این مصاحبه از مداخله خارجی برای تضعیف توان سرکوب جمهوری اسلامی دفاع کرد و گفت بدون حمایت یا فراهم شدن ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای حکومتی، نمیتوان از مردم انتظار داشت بار دیگر به خیابانها بازگردند.
او گفت: «نمیتوان انتظار داشت مردم بدون برخورداری از حدی از حمایت یا ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای متخاصم، بتوانند با امنیت به خیابانها بازگردند و نبرد نهایی را آغاز کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی حملات اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی را اقدامی احتمالا ضروری برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و متعادل کردن شرایط میان مردم و نیروهای سرکوبگر توصیف کرد.
او افزود: «حملات، ساز و کار سرکوب حکومت را تضعیف کرد؛ بدون چنین اقدامی، رهایی مردم از چنگ این حکومت بسیار دشوار بود. این حملات کمک مضاعفی بود. چنین مداخلاتی از خارج ممکن است ضروری باشد.»
او در ادامه گفت مداخله خارجی میتواند از کشته شدن شمار بیشتری از مردم جلوگیری کند: «مساله اصلی تلاش برای جلوگیری از کشته شدن شمار بیشتری از مردم به دست حکومتی است که نشان داده برای کشتن شهروندان خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد.»
شاهزاده پهلوی با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی گفت مردم در آن مقطع مسالمتآمیز به خیابانها آمدند و فقط شعار دادند، اما با توجه به رفتار جمهوری اسلامی، نمیتوان انتظار داشت ادامه همان روش بدون خشونت به نتیجهای متفاوت بینجامد.
مقررات سختگیرانه برای اعضای سامانه
او همچنین از تدوین مقررات سختگیرانهتر برای کنترل اظهارات افراد نزدیک به خود خبر داد و گفت: «اکنون در حال تدوین مقررات بسیار سختگیرانهتری هستیم تا مشخص شود افراد نزدیک به من تا چه اندازه باید گفتههای خود را کنترل کنند.»
او افزود این محدودیتها از یک سو ناعادلانه و مغایر آزادی بیان است، اما افراد نزدیک به او دیگر نمیتوانند کاملا مستقل عمل کنند: «اعضای تیم باید درباره آنچه میگوییم یا نمیگوییم، بسیار محتاطتر باشند.»
شاهزاده رضا پهلوی در عین حال خود را متعهد به تکثرگرایی، مدارا، رفتار مدنی و احترام در گفتوگوهای سیاسی دانست و گفت هیچگونه خصومت و خشونتی را از سوی حامیان خود نمیپذیرد.
او تاکید کرد: «هر کسی که خود را حامی من میداند، باید بداند اینها اصول راهنمای ما هستند. کسی را که این اصول را زیر پا بگذارد، حامی خود نمیدانم و نخستین کسی خواهم بود که رفتارش را محکوم میکند.»
او افزود اگر رفتار یکی از حامیانش مجرمانه باشد، آن فرد باید در کشوری که جرم در آن اتفاق افتاده است، با مجازات کامل قانونی روبهرو شود.
همکاری با مخالفان سابق سلطنت پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از این مصاحبه به همکاری شماری از مخالفان سابق حکومت پدرش اشاره کرد که با هدف گسترش ائتلاف مخالفان جمهوری اسلامی صورت گرفته است؛ از جمله مارکسیستهای سابق، اعضای پیشین حزب توده و سازمان فداییان خلق و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق.
او گفت: «نمیدانم برای اثبات اینکه امروز، بهویژه در داخل ایران، وحدت بسیار بیشتری وجود دارد، دایره این ائتلاف را تا کجا دیگر میتوان گستردهتر کرد.»
شاهزاده پهلوی در عین حال میان اعضای سابق مجاهدین خلق و خود این سازمان تفکیک قائل شد و سازمان مجاهدین خلق را در کنار حامیان جمهوری اسلامی و جداییطلبان، جزو گروههایی قرار داد که همکاری با آنها را رد میکند.
او هدف کارزار سیاسی خود را فراهم کردن امکان تعیین سرنوشت به دست مردم ایران دانست و گفت: «این کارزار هرگز درباره من نبوده، بلکه درباره مردم ایران و حق آنان برای تعیین سرنوشت خود بوده است. هیچ دولت خارجی نباید تصمیم بگیرد چه فرد یا جریانی جایگزین حکومت ایران شود. این تصمیم بر عهده مردم ایران است.»
شاهزاده پهلوی گفت خواست اکثریت ایرانیان برای برخورداری از آیندهای دموکراتیک را بدیهی میداند، اما شکلگیری فرهنگ دموکراتیک در ایران به زمان نیاز خواهد داشت.
ارتباط با اعضای بسیج، سپاه و ارتش
او در بخشهایی از این مصاحبه به انتقادها درباره ارتباط خود و سامانه پادشاهی با نیروهای نظامی پرداخت و گفت پس از جنبش سبز و در آستانه آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پیامهایی خصوصی از اعضای بسیج، سپاه پاسداران و ارتش دریافت کرده است که از جمهوری اسلامی ابراز انزجار میکردند و در پی فرصتی برای جدا شدن از حکومت بودند.
او تاکید کرد این ارتباطها غیررسمی و محرمانه بوده است و به معنای گفتوگو با فرماندهی سپاه پاسداران نیست.
پهلوی در پایان گفت دستکم در ۱۰ سال گذشته از قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت کرده است: «رفتار سپاه در داخل و خارج از کشور چیزی جز تروریسم نیست.»
او تروریستی شناخته شدن سپاه را بخشی از برنامه پنجمادهای خود برای اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی خواند و گفت: «سپاه ستون اصلی حفظ این حکومت است.»