سناتور دموکرات از تصمیم ترامپ برای حمله به سایت هستهای ایران در کلنگ گزلا حمایت کرد








پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، سهشنبه در جلسه سنا گفت جنگ ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است؛ رقمی که نسبت به آخرین برآورد عمومی نزدیک به ۸ میلیارد دلار افزایش نشان میدهد.
هگست به قانونگذاران گفت این رقم شامل برخی جنبههای جنگ و همچنین هزینههای پیشبینیشده تا ۳۰ سپتامبر است.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که مشخص نیست پنتاگون چگونه به رقم ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است. یک منبع در ماه مارس به رویترز گفته بود دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برآورد کرده است که شش روز نخست جنگ دستکم ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است.
وزیر جنگ آمریکا گفت: «جهانی خطرناک، نیازمند اقداماتی جسورانه و سریع است.»
هگست افزود پنتاگون برای رسیدگی به نیازهای فوری خود به «تزریق منابعی فوری و ضروری» نیاز دارد.
هگست همچنین به قانونگذاران گفت بدون افزایش فوری بودجه، لازم خواهد بود آموزشهای نظامی محدود شود.
این نخستین بار است که هگست، که همراه با ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، در برابر کمیته تخصیص بودجه سنا حاضر شد، از زمان ازسرگیری عملیات ارتش آمریکا علیه جمهوری اسلامی در اوایل ماه جاری، بهطور علنی با پرسشهای قانونگذاران روبهرو میشود.
این اظهارات در حالی مطرح شده که تنها شش ماه تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است؛ انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان ترامپ ممکن است برای حفظ اکثریت خود در مجلس نمایندگان با نبردی دشوار روبهرو شوند. دموکراتها در نظرسنجیهای عمومی وضعیت خوبی دارند و میکوشند جنگ ایران را به مساله هزینههای زندگی پیوند دهند.
آتشبسی شکننده میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در اوایل ماه جاری فروپاشید و از آن زمان دو طرف هر روز حملاتی علیه یکدیگر انجام دادهاند.
بهگفته رییسجمهوری آمریکا تعداد نیروهای آمریکایی کشتهشده در جنگ ایران در آخر هفته به ۱۸ نفر رسید. دستکم دو نفر از این ۱۸ نفر در حمله اخیر جمهوری اسلامی به پایگاه آمریکا در اردن کشته شدند و مقامها در حال بررسی بقایای یک سرباز دیگر هستند که پس از حمله به یک پایگاه در اردن مفقود شده بود.
در همین حال، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، شامگاه سهشنبه اعلام کرد که مایکل امانوئل سوینتون، از نیروهای فرماندهی دفاع فضایی و موشکی ارتش آمریکا، سومین نظامی آمریکایی است که در پی حملههای اخیر جمهوری اسلامی در عراق و اردن کشته شده است.
پیشتر گزارش شده بود که یک سرباز آمریکایی هنگام خنثی کردن بقایای یک پهپاد ایرانی در عراق کشته شده است.
از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، حدود ۴۳۰ نیروی آمریکایی زخمی شدهاند. پنتاگون دوشنبه اعلام کرد از ۷ ژوئیه تاکنون ۱۰۰ نظامی زخمی شدهاند، اما ۹۶ درصد آنها به خدمت بازگشتهاند.
ترامپ طی هفته گذشته تهدید کرده است دامنه اهداف مورد حمله در ایران را گسترش دهد و نیروگاههای انرژی و پلها را نیز شامل کند، نیروهای زمینی برای تصرف مرکز نفتی جزیره خارک ایران اعزام کند و یک سایت عمیق زیرزمینی مرتبط با برنامه هستهای موسوم به «کوه کلنگ» را بمباران کند.
ترامپ روز سهشنبه گفت آمریکا تاسیسات واقع در این کوه را «خیلی زود» از بین خواهد برد.
روزنامه گاردین در گزارشی پیشبینی کرده که آمریکا میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ خواهد شد. چیزی که ترامپ در ضیافت شام پیش از فینال جام جهانی ۲۰۲۶ از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا خواست، با یک انگیزه بالا همراه شده است؛ جهش درآمد حاصل از فروش بلیت و خدمات VIP در حاشیه مسابقات در آمریکا.
گاردین در این گزارش که روز سهشنبه منتشر شده، با اشاره به صراحت دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا مینویسد؛
همانطور که بارها اتفاق افتاده، این بار نیز دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، موضوعی را آشکارا بیان کرد که دیگران ترجیح میدادند درباره آن سکوت کنند.
ترامپ در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز که پیش از فینال جام جهانی پخش شد، خطاب به جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، گفت: «باید دوباره این کار را انجام دهیم و باید زمانی باشد که من هنوز اینجا هستم. شنیدی، جیانی؟»
در طول یک ماه گذشته، پیشنهاد میزبانی آمریکا برای جام جهانی ۲۰۳۸ به یکی از موضوعهای اصلی گفتوگو در هتلهایی تبدیل شده بود که مدیران فوتبال از سراسر جهان در آنها اقامت داشتند. آنها از اشتیاق ظاهرا بیپایان آمریکا برای برگزاری رویدادهای بزرگ ورزشی و آمادگی هواداران برای پرداخت هر هزینهای جهت حضور در این رویدادها شگفتزده بودند.
فیفا مدتی است که به طور آرام اما فعال از یک پیشنهاد میزبانی آمریکا حمایت میکند و نشست شنبه در هتل والدورف آستوریا در خیابان پارک نیویورک، دلیل این موضوع را روشنتر کرد.
جیانی اینفانتینو به نمایندگان ۲۱۱ عضو فیفا اعلام کرد پیشبینی درآمد این نهاد در چرخه چهار ساله کنونی از ۱۱ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار افزایش یافته است. بخش عمده این رشد ناشی از جهش درآمد حاصل از فروش بلیت و خدمات ویژه (VIP) بوده است.
به نوشته گاردین، یک منبع فیفا اعلام کرد تنها درآمد فروش بلیت و خدمات ویژه (صندلیهای ویژه (VIP)، پذیرایی با غذا و نوشیدنی، دسترسی به سالنهای اختصاصی، خدمات ویژه پیش و پس از مسابقه، گاهی دیدار با چهرههای ورزشی یا امکانات اختصاصی دیگر) مخصوصا در آمریکا، از ۵ میلیارد دلار فراتر رفته و برای نخستین بار ارزش این بخش از درآمد از حق پخش تلویزیونی جام جهانی بیشتر شده است.
یکی از مدیران ارشد شرکتهای همکار فیفا در حوزه خدمات لوکس و VIP گفت: «فیفا میخواهد هرچه سریعتر دوباره به آمریکا بازگردد.»
درآمد سرسامآور حقپخش تلویزیونی
در حالی که فروش بلیت فراتر از انتظار بوده و مدل قیمتگذاری شناور و بازار فروش مجدد بلیت، که در فرهنگ ورزشی آمریکا جا افتاده، به این موفقیت کمک کرده است، فیفا در یک حوزه مهم درآمد هنگفتی را از دست داده و همین موضوع نیز دلیل دیگری برای بازگشت سریع به آمریکاست.
فیفا در توافقی غیرمعمول، بدون برگزاری مزایده، حق پخش انگلیسیزبان جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا را به شبکه فاکس اسپورت واگذار کرد. این تصمیم برای جلوگیری از شکایت حقوقی پس از انتقال جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به فصل زمستان گرفته شد؛ تغییری که با فصل مسابقات لیگهای ورزشی آمریکا، بهویژه NFL و NBA، تداخل پیدا کرده بود.
در نبود رقابت میان شبکههای تلویزیونی، فاکس حق پخش جام جهانی ۲۰۲۶ را با پرداخت ۴۸۵ میلیون دلار به دست آورد؛ همان مبلغی که برای جام جهانی قطر پرداخت کرده بود، در حالی که مسابقات ۲۰۲۶، ۴۰ بازی بیشتر داشت و در خاک آمریکا برگزار شد.
برای مقایسه، قراردادهای حق پخش داخلی لیگ فوتبال آمریکایی سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار ارزش دارد و لیگ NBA نیز سالانه حدود هفت میلیارد دلار درآمد کسب میکند.
فاکس در تابستان امسال از این قرارداد سود زیادی برده است و کارشناسان صنعت رسانه پیشبینی میکنند درآمد این شبکه از آگهیهای بازرگانی به بیش از یک میلیارد دلار برسد. افزایش تعداد و ارزش تبلیغات نیز به دلیل اضافه شدن وقفههای نوشیدن آب در مسابقات بوده است.
به نوشته گاردین، فیفا مصمم است در قراردادهای آینده حق پخش تلویزیونی، درآمدی را که بسیاری آن را از دسترفته میدانند، از بازار آمریکا جبران کند.
در حالی که فیفا با نارضایتی شاهد سودآوری فاکس بوده است، انتظار میرود شبکههای ESPN و NBC برای حق پخش جام جهانی ۲۰۳۰ وارد رقابت شوند. همچنین گفتوگوهای اولیهای با نتفلیکس نیز برای حضور در این مزایده انجام شده است.
نتفلیکس پیشتر با خرید حق پخش جام جهانی زنان ۲۰۲۷ و ۲۰۳۱ در آمریکا، علاقه روزافزون خود به فوتبال را نشان داده است. برگزاری جام جهانی مردان در آمریکا هفت سال بعد نیز میتواند موج تازهای از رونق برای این شرکت ایجاد کند.
اساسنامه فیفا هم مشکلی ندارد
هیچ کشوری تاکنون در فاصله ۱۲ سال دو بار میزبان جام جهانی نبوده است، اما اساسنامه فیفا و تصمیمهای اخیر این نهاد درباره میزبانی، امکان وقوع چنین اتفاقی را فراهم میکند.
با برگزاری جام جهانی ۲۰۳۰ در سه قاره و شش کشور شامل اسپانیا، پرتغال، مراکش، آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه و میزبانی عربستان سعودی در سال ۲۰۳۴، قوانین چرخش کنفدراسیونهای فیفا اجازه میدهد آمریکای شمالی یا اقیانوسیه برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۸ نامزد شوند.
فوتبال استرالیا قصد داشت برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ نامزد شود، اما پس از آنکه فیفا کمتر از یک ماه برای ثبت رسمی درخواست فرصت داد، از رقابت کنار کشید و عربستان سعودی بدون رقیب به عنوان میزبان انتخاب شد؛ روشی که گفته میشود مورد علاقه جیانی اینفانتینو است.
در عین حال، کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کاراییب (کنکاکاف) نسبت به میزبانی دوباره آمریکا تردیدهایی دارد، زیرا میخواهد فرصت بیشتری در اختیار دیگر اعضای خود قرار دهد.
کاستاریکا، جاماییکا و مکزیک به پیشنهاد مشترک میزبانی جام جهانی زنان ۲۰۳۱ اضافه شدهاند و ممکن است برای جام جهانی ۲۰۳۸ نیز یک پیشنهاد مشترک شکل بگیرد، هرچند ترامپ ترجیح میدهد آمریکا به تنهایی میزبان باشد.
او به فاکس نیوز گفت: «با توجه به اعداد و ارقام، بلافاصله دوباره درخواست میزبانی خواهیم داد.»
شاید ناگهان غافلگیر شدید
فیفا هنوز جدول زمانی آغاز روند انتخاب میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ را اعلام نکرده است، اما تجربه نشان میدهد این نهاد میتواند برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود با سرعت عمل کند.
روند انتخاب میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ در اکتبر ۲۰۲۴ بهطور ناگهانی آغاز شد و بسیاری از کنفدراسیونها را غافلگیر کرد. جیانی اینفانتینو تنها ۲۵ روز بعد اعلام کرد که عربستان سعودی میزبان این مسابقات خواهد بود و این تصمیم دو ماه بعد در یک نشست فوقالعاده مجازی اعضای فیفا به تایید رسید.
انتظار میرود جیانی اینفانتینو سال آینده در کنگره فیفا در مراکش، بدون رقیب برای چهارمین دوره کامل ریاست خود انتخاب شود و پس از آن، توجهها به رقابت برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۸ معطوف خواهد شد.
مگر آنکه تغییری بیسابقه در قانون اساسی آمریکا رخ دهد و امکان یک دوره ریاستجمهوری دیگر فراهم شود، دونالد ترامپ قرار است در ژانویه ۲۰۲۹ از سمت خود کنار برود؛ موضوعی که ممکن است به ضربالاجل غیررسمی فیفا برای تعیین میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ تبدیل شود.
در حالی که گسترش درگیری در خاورمیانه، کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را مختل کرده است، دو نفتکش حامل نفت خام عربستان به مقصد آسیا سهشنبه ۳۰ تیر پس از تهدیدهای حوثیهای همسو با جمهوری اسلامی در یمن، در دریای سرخ تغییر مسیر دادند.
حوثیها که شمال و غرب یمن، از جمله ساحل واقع در دهانه دریای سرخ را در کنترل دارند، دوشنبه از برقراری محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند. این اقدام، جبههای بالقوه تازه در جنگ علیه جمهوری اسلامی گشود.
حوثیها در نامهای خطاب به شرکتهای کشتیرانی تهدید کردند هر کشتی را که نفت عربستان را بارگیری یا تخلیه کند، هدف قرار خواهند داد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت حوثیها هنوز بابالمندب، تنگه موسوم به «دروازه اشکها» که به دریای سرخ راه دارد، را نبستهاند و تهدید کرد در صورت انجام چنین اقدامی علیه آنها وارد عمل خواهد شد.
ترامپ گفت: «تا این لحظه چنین اتفاقی نیفتاده است. اگر چنین چیزی رخ دهد، به آن رسیدگی میکنیم.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین تایید کرد که تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شدهاند؛ از جمله چهار نفر که طی چند روز گذشته در حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای نظامی آمریکا در اردن و عراق جان باختند.
به نظر میرسد اعلامیه حوثیها از هماکنون نیز تاثیر خود را گذاشته باشد. دو نفتکش که بهتازگی در بندر ینبع عربستان در دریای سرخ، نفت خام عربستان را به مقصد چین و هند بارگیری کرده بودند، سهشنبه دور زدند و به جای خروج از بابالمندب به سوی اقیانوس هند، مسیر خود را به سمت کانال سوئز تغییر دادند.
گروه بریتانیایی مدیریت ریسک دریایی ونگارد روز سهشنبه گفت: «این تحولات نخستین تغییرات تاییدشده در مسیر حرکت نفتکشهای تجاری پس از تحریم اعلامشده از سوی حوثیها محسوب میشود و احتمالا اختلال در صادرات نفت خام عربستان و الگوهای کشتیرانی منطقهای را افزایش خواهد داد.»
در حالی که جنگ تنگه هرمز، مسیر خروج از خلیج فارس، را مسدود کرده است، دریای سرخ به مسیر جایگزین اصلی برای انتقال روزانه میلیونها بشکه نفت عربستان تبدیل شده؛ نفتی که از طریق خط لوله به ینبع منتقل میشود.
قیمت نفت روز سهشنبه بیش از ۲ درصد افزایش یافت؛ نفت خام برنت به بالای ۹۱ دلار در هر بشکه رسید و قیمت بنزین در آمریکا بار دیگر از چهار دلار در هر گالن عبور کرد.
حملات آمریکا به جنوب و غرب ایران
در همین فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد در دور تازه حملات خود در بامداد سهشنبه، مراکز فرماندهی نظامی ایران، توانمندیهای دریایی، محلهای پرتاب موشک و پهپاد و سامانههای دفاع هوایی را هدف قرار داده است. این حملاتتا کنون ۱۰ شب متوالی ادامه داشته است.
رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادند صدای انفجارهایی در اطراف شهر شیراز در جنوب ایران شنیده شده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، کنارک و چابهار در سواحل جنوبی و یک محل غیرنظامی در خارج از شهر آبدانان در غرب نیز هدف حمله قرار گرفتند.
ترامپ سهشنبه بار دیگر تهدید کرد که «خیلی زود» تاسیسات هستهای ایران در نطنز را دوباره هدف قرار خواهد داد.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در جلسهای در سنا به قانونگذاران گفت این جنگ که کنگره مجوز آن را صادر نکرده، تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است.
او از سناتورها خواست ۷۰ میلیارد دلار دیگر در قالب بودجه «تکمیلی» تصویب کنند که بخشی از آن برای جایگزین کردن ذخایر موشکی مصرفشده خواهد بود.
حملات ایران در سراسر منطقه
آمریکا و جمهوری اسلامی از زمان فروپاشی توافق آتشبس موقت چند هفتهای در ماه جاری، در حال آزمودن مرزهای تشدید تنش هستند.
حکومت ایران سهشنبه حملات تازهای را در سراسر منطقه خلیج فارس آغاز کرد؛ جایی که حملات اخیر به تاسیسات آبشیرینکن، نگرانیها درباره کمبود آب در کشورهای بیابانی را افزایش داده است؛ کشورهایی که برای تامین آب آشامیدنی تقریبا بهطور کامل به شیرینسازی آب دریا وابستهاند.
کویت اعلام کرد سهشنبه در حال مقابله با حمله پهپادی و موشکی بوده است. این کشور در روزهای اخیر از حملاتی خبر داده که به تولید برق در نیروگاههایی که همزمان آب شیرین نیز تولید میکنند، آسیب رسانده است.
رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همچنین به تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن حمله کردهاند.
هدف گرفتن نفتکشها
سازمان امنیت دریایی بریتانیا سهشنبه اعلام کرد یک نفتکش در تنگه هرمز گزارش داده که یک پرتابه به آن اصابت کرده و خدمه را وادار کرده که کشتی را ترک کنند و سوار قایق نجات شوند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد دو نفتکش هنگام تلاش برای عبور از مسیر کشتیرانی جنوبی تنگه، پس از وقوع انفجار دچار آتشسوزی شدند.
آمریکا کشتیها را تشویق کرده است از مسیر جنوبی استفاده کنند. جمهوری اسلامی در مقابل خواستار آن است که کشتیها از مسیر جایگزین شمالی در نزدیکی سواحل ایران عبور کنند؛ مسیری که تهران در نهایت قصد دارد بابت عبور از آن هزینه دریافت کند.
دادههای شرکت کپلر نشان داد دوشنبه تنها چهار کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند که بیشتر آنها از مسیر شمالی نزدیک سواحل ایران استفاده کردند؛ این رقم در روز قبل هفت کشتی بود.
عربستان سعودی در طول جنگ تا حدی از اختلالات کشتیرانی در امان ماند، زیرا نفت خود را از طریق خط لوله به ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد. اما بسته شدن کامل این مسیر جایگزین از سوی حوثیها میتواند عرضه جهانی نفت را کاهش دهد، زیرا در آن صورت بخش عمده صادرات نفت عربستان عملا گرفتار خواهد شد.
یک مقام ارشد جمهوری اسلامی دوشنبه به رویترز گفت تهران پیشنهادی از سوی میانجیها برای برقراری آتشبس ۱۰ روزه دریافت کرده است؛ پیشنهادی با هدف نجات توافق آتشبس موقت امضاشده در ماه ژوئن که جایگزین آتشبس قبلی در ماه آوریل شده بود.
الیوت آبرامز، معاون مشاور امنیت ملی در دولت جورج دبلیو بوش و نماینده ویژه آمریکا در امور ایران و ونزوئلا در دولت اول دونالد ترامپ در مقالهای با اشاره به خسارات و تلفات در پایگاههای نظامی آمریکا درخاورمیانه استدلال کرده که زمان بازنگری در حفظ این پایگاهها فرا رسیده است.
بهنوشته او این پایگاهها میراثی از تصمیمات گذشته درباره استقرار نیروها در زمانی هستند که ارتش آمریکا با دشمنانی بهمراتب کمتوانتر روبهرو بود. اکنون که جنگ این آسیبپذیری را آشکار کرده، استدلالها برای انتقال نیروهای آمریکایی به نقاطی دورتر از برد موشکی و پهپادی حکومت ایران در حال تقویت شدن است.
الیوت آبرامز در مقالهای که در سایت اندیشکده شورای روابط خارجی منتشر شده، نوشته است درگیری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، جنبهای از سیاست آمریکا را آشکار کرده که تا پیش از امسال توجه چندانی به آن نمیشد: الگوی استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه.
بهنوشته او، پایگاههای آمریکا در منطقه اکنون به اهداف حملات جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند؛ حملاتی که تاکنون به کشته شدن دستکم ۱۷ نظامی آمریکایی، زخمی شدن حدود ۵۰۰ نفر دیگر و وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات نظامی منجر شده است.
آبرامز در مقاله خود تاکید کرده است که این، در اصل، یک مشکل جغرافیایی است. به بیان ساده، ایالات متحده در سراسر خلیج فارس پایگاههایی دارد که بیش از حد به ایران نزدیک هستند.
بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، پایگاه هوایی العدید در قطر است؛ جایی که پیش از آغاز جنگ کنونی حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی در آن مستقر بودند. این پایگاه همچنین مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، و محل استقرار مرکز عملیات هوایی مشترک است که تمام عملیات هوایی آمریکا در سراسر خاورمیانه را هدایت میکند.
مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و همچنین فرماندهی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه مرکزی نیز در بحرین قرار دارد.
آمریکا همچنین پایگاههای مهمی در کویت و امارات متحده عربی دارد و در عمان و عربستان سعودی نیز حضور نظامی دارد. تمام این پایگاهها بهراحتی در تیررس حملاتی قرار دارند که از خاک ایران انجام میگیرد.
آبرامز در ادامه نوشته است این الگوی استقرار نیروها زمانی منطقی بود که آمریکا در افغانستان و عراق با گروههای تروریستی میجنگید؛ دشمنانی که توانایی حمله به این پایگاهها را نداشتند.
در سال ۲۰۰۱، زمانی که آمریکا عملیات خود علیه طالبان در افغانستان را آغاز کرد، پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس بسیار کارآمد و تقریباً مصون از حمله بودند. همین وضعیت در جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد نیز برقرار بود؛ هیچیک از دشمنان آمریکا توانایی هدف قرار دادن پایگاههای این کشور با موشک را نداشتند و پهپادها نیز تازه وارد میدان شده بودند و تهدید جدی محسوب نمیشدند.
آبرامز اما تاکید میکند که امروز، در رویارویی با حکومت ایران، همین الگوی استقرار بهشدت آسیبپذیر است.
با توجه به برد موشکها و پهپادهای موجود در زرادخانه جمهوری اسلامی، حتی اگر پایگاههای آمریکا دورتر نیز باشند، همچنان در معرض خطر قرار خواهند داشت، اما دستکم نیروها زمان بیشتری برای پناه گرفتن خواهند داشت.
برای مثال، اردوگاه عریفجان در کویت، که مقر پیشروی نیروهای زمینی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکاست، تنها حدود ۱۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد.
پایگاه دریایی آمریکا در بحرین حدود ۲۰۶ کیلومتر از ایران و پایگاه العدید نیز تنها حدود ۲۷۴ کیلومتر با ایران فاصله دارد. همه این پایگاهها کاملا در برد موشکهای ایران قرار دارند. برای مقایسه، فاصله ایران تا اسرائیل حدود ۱۷۷۰ کیلومتر است.
بهنوشته الیوت آبرامز، الگوی استقرار پایگاههای آمریکا در خلیج فارس بازتابدهنده چالشهای دوران گذشته است؛ از جمله ضرورت دفاع از متحدان آمریکا در خلیج فارس و سراسر خاورمیانه در برابر اتحاد جماهیر شوروی. شاید این الگو در جنگهای افغانستان و عراق عملکرد مناسبی داشت، اما اکنون به ساختاری منسوخ تبدیل شده که جان نظامیان آمریکایی را به خطر میاندازد؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا بسیاری از نیروها در حال انتقال به نقاطی دورتر از ایران هستند.
اما این نیروها به کجا منتقل شدهاند؟ دهها فروند هواپیمای آمریکایی به فرودگاه بنگوریون و پایگاه هوایی رامون در اسرائیل منتقل شدهاند.
آمریکا همچنین از پایگاههایی در اردن استفاده میکند؛ کشوری که هفته گذشته نیروهای آمریکایی در آن متحمل تلفات شدند و دو نظامی خود را از دست دادند.
ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی، فرمانده پیشین سنتکام، معتقد است انتقال نیروها به نقاطی دورتر از ایران و خلیج فارس باید گستردهتر شود.
او اوایل ماه ژوئیه گفت: «هیچ فرد عاقلی هرگز مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا را در فاصله حدود ۱۰۰ مایلی از ایران، یعنی در قطر، مستقر نمیکرد؛ اما اکنون دقیقا همین وضعیت وجود دارد.»
او الگوی کنونی استقرار نیروهای آمریکا را «باقیماندهای تاریخی» توصیف کرد و گفت راهبرد استقرار پایگاههای آمریکا «با واقعیتهای موجود در میدان مطابقت ندارد.»
مککنزی نتیجه گرفت: «ما باید به سمت غرب نگاه کنیم. باید استقرار نیروها در اسرائیل را بررسی کنیم.»
به اعتقاد او، این گزینه هم بهدلیل فاصله بیشتر از ایران و هم به این دلیل مناسبتر است که اسرائیل کمترین محدودیت را برای دسترسی، استقرار نیروها و حقوق عبور هوایی آمریکا ایجاد خواهد کرد.
الیوت آبرامز در ادامه مقاله خود افزوده است که از دیگر گزینههای دورتر از ایران میتوان به غرب عربستان سعودی و مصر اشاره کرد اما هیچیک از این دو کشور سامانههای دفاع هوایی اسرائیل را ندارند و هیچکدام نیز همان میزان آزادی عمل در زمینه دسترسی، استقرار و پرواز را برای آمریکا فراهم نمیکنند.
بهنوشته او با این حال، با توجه به اینکه آمریکا هماکنون در چندین کشور حوزه خلیج فارس پایگاه دارد، بهتر است به جای متمرکز کردن همه توان هوایی خود در یک نقطه، ایجاد پایگاههای جدید در چندین مکان مختلف را بررسی کند.
آبرامز تایید کرده که البته اجرای چنین طرحی آسانتر از مطرح کردن آن است. در حالی که اسرائیل ممکن است از ایجاد یک پایگاه آمریکایی استقبال کند، مصر، عربستان سعودی یا دیگر کشورهای منطقه ممکن است چنین پایگاهی را باری بدانند که آنها را در معرض حملات قرار میدهد یا ابزاری برای افزایش اهرم فشارشان بر آمریکا جهت گرفتن امتیازهای سیاسی، یا در مورد مصر، دریافت کمکهای بیشتر از واشینگتن.
علاوه بر این، احداث پایگاههای جدید بسیار پرهزینه است؛ آن هم در شرایطی که بودجه دفاعی آمریکا از هماکنون نیز تحت فشار زیادی قرار دارد.
قطر در سال ۱۹۹۶ برای ساخت پایگاه العدید بین یک تا دو میلیارد دلار هزینه کرد و از آن زمان تاکنون نیز بیش از شش میلیارد دلار دیگر صرف نگهداری و توسعه آن کرده است.
بیتردید، الگوی جدید استقرار پایگاههای آمریکا موضوع بحثهای گستردهای خواهد بود.
دریادار بازنشسته مارک مونتگمری، از فرماندهان پیشین نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز اظهار داشت که ارتش آمریکا هماکنون نیز بیش از گذشته به پایگاههای جایگزین، بهجای پایگاههایی که بیش از حد به ایران نزدیک هستند، تکیه میکند.
او گفت: «ما دیگر مانند قبل از جنگ به آن پایگاهها متکی نیستیم. فکر میکنم ما این نیروها را جابهجا خواهیم کرد.»
بهنوشته آبرامز اینکه نیروها به کجا منتقل خواهند شد، چه زمانی این انتقال انجام میشود و چه کسی هزینه ایجاد پایگاههای جدید را پرداخت خواهد کرد، پرسشهایی است که بدون تردید هم ارتش آمریکا و هم کنگره در حال بررسی آنها هستند.
الیوت آبرامز در پایان مقاله خود تاکید کرده که کنگره بهکندی تصمیم میگیرد اما در همین فاصله، حملات به پایگاههای فعلی آمریکا ادامه دارد و این انتظار، هزینه سنگینی خواهد داشت. هرچه نیروهای آمریکایی مدت بیشتری در تیررس موشکهای ایران باقی بمانند، هزینهای که ایالات متحده از نظر آمادگی رزمی، قدرت بازدارندگی و جان نظامیان خود خواهد پرداخت، بیشتر خواهد شد.
«متاسفم آقای امباپه، اما مربی به من گفته بود که مهارتهای شما را مهار کنم.» این جمله همراه با عکسی از پسربچهای حدود چهار ساله با گونههای تپل و چشمان آبی، پس از پیروزی ۲ بر صفر اسپانیا مقابل فرانسه در نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶، در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد.
پسربچه داخل عکس، پائو کوبارسی در حدود چهار سالگی بود. حالا این مدافع ۱۹ ساله قهرمان جام جهانی شده و عنوان بهترین بازیکن جوان مسابقات را نیز به دست آورده است.
اینکه اسپانیا در تمام طول مسابقات تنها یک گل دریافت کرد، تا حد زیادی به عملکرد درخشان کوبارسی در خط دفاعی مربوط میشد. او همچنین پاسوری کمنظیر است؛ ویژگیای که نقش مهمی در برتری اسپانیا در مراحل پایانی جام جهانی داشت.
کوبارسی و همتیمیهایش در فینال برابر آرژانتین تحت فشار قرار گرفتند. او در وقتهای تلفشده نیمه دوم پس از برخورد شدید انزو فرناندز به زمین افتاد؛ خطایی که باعث شد فرناندز با دومین کارت زرد، اخراج شود.
کوبارسی همچنین در دقایق پایانی وقت اضافه، زمانی که آرژانتین برای زدن گل تساوی فشار میآورد، با یک دفع توپ تماشایی مانع گلزنی مارکوس سنسی، بازیکن تعویضی آرژانتین، شد.
در تمام این لحظات، او با آرامش در قلب خط دفاع اسپانیا بازی کرد و بیشترین تعداد لمس توپ، پاس موفق، دقت پاس، پاسهای رو به جلو و دفع توپ را در میان همه بازیکنان حاضر در زمین به ثبت رساند.
او دومین بازیکنی شد که در تاریخ فینالهای جام جهانی بیش از ۱۰۰ پاس موفق ثبت کرده است. آمار مسابقه نیز نشان میدهد که چگونه ریتم بازی اسپانیا را کنترل میکرد.
در مراحل حذفی نیز همین روند ادامه داشت. کوبارسی در پیروزی ۲ بر یک اسپانیا مقابل بلژیک در مرحله یکچهارم نهایی، ۹۱ پاس داد که ۹۷.۸ درصد آنها به مقصد رسید.
در دیدار برابر فرانسه، که بسیاری آن را بخت نخست قهرمانی میدانستند، کیلیان امباپه، رقیب او از رئال مادرید، تقریبا هیچ فرصت موثری پیدا نکرد. همه این اتفاقها در نخستین تورنمنت بزرگ ملی کوبارسی رقم خورد.
به نوشته سایت اتلتیک؛ کوبارسی از نسل بازیکنان آکادمی بارسلونا، متولد سال ۲۰۰۷، است؛ نسلی که لامین یامال نیز از آن برخاست. این دو در لاماسیا همتیمی بودند تا اینکه یامال در فصل ۲۴-۲۰۲۳ به تیم اصلی راه یافت.
کوبارسی نیز در ژانویه ۲۰۲۴، تنها چند روز پیش از ۱۷ ساله شدن، نخستین بازی خود را برای تیم اصلی بارسلونا در جام حذفی اسپانیا مقابل یونیونیستاس سالامانکا انجام داد.
از آن زمان دیگر به عقب بازنگشت؛ هرچند پیشرفت او تا حدی زیر سایه درخشش خیرهکننده لامین یامال قرار گرفت.
او اکنون دو سال و نیم است که یکی از مهرههای ثابت بارسلونا به شمار میرود و پیشرفتش به همان اندازه چشمگیر است؛ بهویژه به دلیل ثبات عملکرد در پستی که کوچکترین اشتباه در آن میتواند به دریافت گل منجر شود.
این مدافع جوان همچنین نزدیکترین بازیکنی است که اسپانیا در سالهای اخیر به جرارد پیکه، مدافع قهرمان جام جهانی و جام ملتهای اروپا، داشته است.
او بازیکنی آرام، خونسرد و خلاق است. هرچند بلوغ فوتبالی او در این جام جهانی بسیاری را شگفتزده کرد، اما پیش از این نیز همین ویژگیها را در بارسلونا، یکی از سختگیرترین باشگاههای فوتبال جهان، نشان داده بود.
این آرامش ریشه در محل زندگی او دارد؛ روستای کوچک استانیول در منطقه کاتالونیا با تنها ۱۹۵ نفر جمعیت. کوبارسی در خانوادهای نجار به دنیا آمده و در ۱۷ سالگی، برای پروژه پایان مدرسه، یک چهارپایه چوبی ساخت و سنت خانوادگی را ادامه داد.
اگر بخواهیم استانیول را توصیف کنیم، شبیه منطقه شایر در داستان ارباب حلقهها است؛ دشتهای سرسبز، تپههای آتشفشانی، جادههای باریک و گلهای شقایق که آرامش آن را از هر ترافیکی دور نگه داشتهاند.
سال ۲۰۱۸، زمانی که کوبارسی ۱۱ سال داشت، پدر و مادرش در مسیر بازگشت از شهر ساحلی یورت ده مار به او خبر دادند که به بارسلونا پیوسته است. واکنش او همان چیزی بود که از یک کودک کاتالانی انتظار میرفت؛ از خوشحالی فریاد کشید، با وجود بسته بودن کمربند ایمنی پاهایش را در هوا تکان داد و به محض رسیدن به خانه، از خودرو بیرون پرید و شروع به دویدن کرد.
او به اقامتگاه لاماسیا برای بازیکنان جوانی که خارج از کاتالونیا زندگی میکردند منتقل شد. بارسلونا برای او استثنا قائل شد؛ هرچند خانهاش در کاتالونیا و نزدیک خیرونا بود، اما دورافتاده بودن روستایش باعث شد باشگاه ترجیح دهد او در اقامتگاه آکادمی زندگی کند.
با وجود آنکه از ۱۷ سالگی بازیکن ثابت بارسلونا بود، تا چند ماه پس از رسیدن به سن قانونی در سال ۲۰۲۵ همچنان در لاماسیا ماند.
افراد نزدیک به او معتقد بودند این تصمیم به حفظ فروتنی و تمرکز او کمک میکند. به همین دلیل، حتی پس از بازی در لیگ قهرمانان اروپا، شب را در خوابگاه آکادمی و کنار همسنوسالانش میگذراند. هر زمان هم که فرصت استراحت پیدا میکرد، به استانیول، پناهگاه آرامش خود، بازمیگشت.
همسایههای خانوادهاش میگویند او در روزهای تعطیل اغلب به پدر و مادرش در کار نجاری کمک میکند؛ روزهایی که کفشهای فوتبال را کنار میگذارد و دوباره همان «پائو» میشود.
او در گفتوگو با اتلتیک در ماه اکتبر گفت: «وقتی آنجا هستم، تنها هدفم این است که کنار خانواده و نزدیکترین دوستانم لحظات خوبی داشته باشم. هیچ نگرانی یا حواسپرتی دیگری وجود ندارد. هنگام فوتبال بازی کردن هم همین حس را دارم؛ متمرکز و آرام هستم.»
پس از ترک لاماسیا نیز تنها زندگی نکرد، بلکه نزد خواهر بزرگترش ایرنه رفت؛ کسی که در حال تحصیل در رشته فیزیوتراپی است. محیط زندگی او همچنان برایش آشنا مانده، هرچند شرایط زندگیاش کاملا تغییر کرده است.
کوبارسی مانند یک کهنهکار بازی میکند، اما همچنان لبخند و معصومیت همان پسربچهای را دارد که روزی از خوشحالی پیوستن به بارسلونا پاهایش را در هوا تکان میداد. البته چهرهاش نشانههایی از سختیهای فوتبال حرفهای را نیز با خود دارد؛ از جمله زمانی که در دیدار لیگ قهرمانان اروپا برابر ستاره سرخ بلگراد، بر اثر برخورد کفش یکی از بازیکنان با صورتش، به ۱۰ بخیه نیاز پیدا کرد.
کوبارسی شخصیتی آرام دارد و علاقهای به قرار گرفتن در مرکز توجه ندارد. خارج از زمین فوتبال نیز زندگی آرامی را ترجیح میدهد و معمولا بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت در شبانهروز میخوابد.
در اعماق وجودش، او همچنان همان پسربچه دوستداشتنی با گونههای تپل است که در عکس به دوربین نگاه میکند؛ همان کودکی که در شوخیهای شبکههای اجتماعی از «آقای امباپه» بابت مهار کردنش عذرخواهی میکند و حالا قهرمان جهان شده است.