شبکه آی۲۴: مرحله بعدی کارزار نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی در روزهای آینده آغاز میشود


شبکه اسرائیلی آی۲۴ به نقل از یک منبع امنیتی این کشور گزارش داد که آمریکا در حال آمادهسازی مرحله بعدی کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی است.
بر اساس گزارش آی ۲۴، این مرحله طی روزهای آینده آغاز خواهد شد.






حوثیهای یمن، گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، آغاز محاصره دریایی عربستان سعودی را اعلام کردند. این اقدام جبهه تازهای علیه آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی میگشاید و دامنه تهدید علیه عرضه جهانی انرژی و تجارت را به خارج از خلیج فارس گسترش میدهد.
این گروه عصر دوشنبه ۲۹ تیر در بیانیهای اعلام کرد: «محاصره دریایی علیه دشمن جنایتکار سعودی، بر مبنای اصل چشم در برابر چشم، از همین لحظه به اجرا درمیآید.»
حوثیها که در سال ۲۰۱۴ صنعا، پایتخت یمن، را تصرف کردند، رهبران عربستان سعودی را متهم کرد که نزدیک به ۱۲ سال «محاصرهای ناعادلانه و ظالمان» بر یمن تحمیل کرده است.
حوثیها همچنین «آمادگی کامل برای همه گزینهها» را ابراز کردند و هشدار دادند که «هرگونه اقدام احمقانه» عربستان با پاسخی «جامع و قاطع» مواجه خواهد شد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما از مردم ملت بزرگ خود میخواهیم که به بسیج عمومی و فراخوان عمومی برای مسلح شدن ادامه دهند و برای همه سناریوها و تحولات کاملاً آماده باشند و با رزمندگان از جبههها حمایت کنند.»
بسته شدن کامل تنگه بابالمندب، ورودی جنوبی دریای سرخ، صادرات نفت عربستان سعودی به آسیا را متوقف خواهد کرد و ممکن است ۷ درصد از عرضه جهانی نفت بکاهد.
خبرگزاری رویترز ۲۵ تیر بهنقل از سه منبع گزارش داد که جمهوری اسلامی از حوثیهای تحت حمایت خود در یمن خواسته آماده باشند تا در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای برق ایران، مسیر انتقال نفت در دریای سرخ را مسدود کند.
محمد الباشا، تحلیلگر یمنی و بنیانگذار «باشا ریپورت»، شرکت مشاوره ریسک مستقر در واشینگتن، به خبرگزاری رویترز گفت: «اکنون پرسش این است که آیا حوثیها هدف قرار دادن کشتیهای عازم بنادر عربستان سعودی را آغاز خواهند کرد یا نه. در این مرحله پاسخ روشنی وجود ندارد.»
او افزود: «حتی اگر به هیچ کشتی حمله نشود، احتمالا همین اعلام محاصره برای اخلال در کشتیرانی و ایجاد ابهام درباره فعالیت بنادر عربستان سعودی کافی خواهد بود. مساله تعیینکننده همچنان این است که آیا حوثیها از تهدید به اقدام مستقیم روی خواهند آورد یا نه.»
این اعلام چند روز پس از آن صورت گرفت که حوثیها عربستان سعودی را مسئول حمله به فرودگاه صنعا دانستند. با این حال، دولت یمن که جامعه جهانی آن را به رسمیت میشناسد، مسئولیت این حمله را پذیرفت و گفت هدف آن جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی در پایتخت یمن بوده است.
حوثیها در واکنش به این حمله، موشکهای بالستیک به سوی فرودگاه بینالمللی ابها در عربستان سعودی شلیک کردند. ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد این حمله موشکی را با موفقیت خنثی کرده است.
حوثیها پس از آغاز حملات اسرائیل به غزه در سال ۲۰۲۳، با حمله به کشتیهای اطراف تنگه باب المندب، در تجارت جهانی اختلال ایجاد کردند. این حملات با اعلام «آتشبس» در غزه در اکتبر گذشته پایان یافت.
قیمت نفت در آغاز معاملات دوشنبه و در پی بروز اختلال دوباره در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز، برای مدتی به بیش از بشکهای ۹۰ دلار رسید. پس از آنکه وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد میانجیگران بهتازگی پیشنهادهایی به تهران ارائه کردهاند. در پی این خبر قیمت نفت کمی کاهش یافت
علاوه بر وزارت امور خارجه، یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در گفتوگو با رویترز از احتمال برقراری آتشبس ۱۰ روزه و از سرگیری مذاکرات خبر داد هرچند جزییات بیشتری درباره مذاکرات احتمالی برای برقراری آتشبس ارائه نکرد.
جدا از این تحولات، دو منبع در دولت پاکستان به شبکه انبیسی گفتند اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، در دومین سفر خود به اسلامآباد در کمتر از یک هفته، از این کشور خواسته است نقش خود بهعنوان میانجی را از سر بگیرد.
شرکت کشتیرانی یونانی دیناکام تانکرز اعلام کرد دو کشتی تحت مدیریت این شرکت، دوشنبه هنگام عبور از کریدور جنوبی هرمز در نزدیکی سواحل عمان با پرتابههایی با منشا نامشخص هدف قرار گرفتند. سپاه اعلام کرد این دو نفتکش در حال عبور از «مسیر جنوبی ناامن» بودند.
دیناکام، عصر دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد نفتکش کاوومالیاس» با پرچم مالت است، با دو پرتابه هدف قرار گرفت. این حمله باعث آتشسوزی در موتورخانه شد و خدمه را ناچار به ترک کشتی کرد.
این شرکت در بیانیهای اعلام کرد: «پس از فعال شدن سامانه اطفای حریق کشتی، ناخدا تصمیم گرفت کشتی را تخلیه کند.»
دیناکام افزود مقامهای عمانی همه اعضای خدمه را در سلامت یافتند و به ساحل منتقل کردند. این شرکت همچنین اعلام کرد با همه مقامهای مسوول در منطقه در تماس نزدیک است.
بامداد دوشنبه ۲۹ تیر سپاه پاسداران اعلام کرد دو نفتکش در این آبراه منفجر و متوقف شدهاند. در بیانیه سپاه پاسداران، نام، پرچم و وضعیت خدمه نفتکشها یا اطلاعاتی درباره تلفات احتمالی ذکر نشده بود.
گروه بریتانیایی مدیریت خطرات دریایی «ونگارد» اعلام کرد این حادثه هنگامی روی داد که کشتی در حدود هشت مایل دریایی، معادل نزدیک به ۱۵ کیلومتر، شمال غربی منطقه خصب عمان در حال حرکت بود.
خبرگزاری رویترز نوشت بر اساس برنامههای ثبتشده شرکتهای کارگزاری کشتی و گفته یک منبع تجاری، قرار بود کاوومالیاس این هفته در خلیج فارس فرآوردههای نفتی بارگیری کند.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا که پیشتر از آتش گرفتن این کشتی خبر داده بود، اعلام کرد گزارشی از پیامدهای زیستمحیطی حادثه دریافت نشده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به این حملات گفت تا زمانی که جمهوری اسلامی کشتیهای تجاری را هدف قرار دهد، ایالات متحده نیز به حملات خود ادامه خواهد داد.
هدف قرار گرفتن نفتکش دوم
دیناکام تانکرز در بیانیهای جداگانه اعلام کرد یکی دیگر از کشتیهای این شرکت به نام «آخلوس» که با پرچم لیبریا حرکت میکرد نیز دوشنبه با یک پرتابه هدف قرار گرفت.
این شرکت اعلام کرد: «همه اعضای خدمه سالماند و حضور همه آنان تایید شده است. کشتی برای انجام ارزیابیها به لنگرگاه رفته است. در حال حاضر هیچ گزارشی از آلودگی منتشر نشده است.»
آخلوس یک نفتکش غولپیکر حمل نفت خام است که ظرفیت جابهجایی دو میلیون بشکه نفت را دارد.
شرکت یونانی امنیت دریایی «ماریسکس» اعلام کرد آخلوس و کاوومالیاس تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند و هر دو از کریدور جنوبی هرمز که آمریکا ایجاد آن را تسهیل کرده است، عبور میکردند.
سپاه پاسداران دوشنبه اعلام کرد دو نفتکش پس از تلاش برای عبور از مسیری که آن را «مسیر جنوبی ناامن» در تنگه هرمز خواند، «منفجر شدند» و از حرکت بازماندند. سپاه یکشنبه نیز به وقوع «حادثهای» برای دو کشتی در همین منطقه اشاره کرده بود.
هنوز روشن نیست این دو رویداد با یکدیگر ارتباط داشتهاند یا به حملهها به کشتیهای دیناکام مربوط بودهاند.
حمله در دریای سیاه
در حادثهای جداگانه، نفتکش «آسیا»، سومین کشتی تحت مدیریت دیناکام، بامداد دوشنبه در پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر در بندر نووراسییسک روسیه در دریای سیاه هدف حمله یک پهپاد قرار گرفت. دیناکام این خبر را ساعاتی بعد در بیانیهای جداگانه اعلام کرد.
به گفته این شرکت، خدمه آتشسوزی در کشتی را مهار کردند.
دیناکام اعلام کرد: «همه اعضای خدمه سالماند و حضور همه آنان تایید شده است. هیچ گزارشی از آلودگی محیط زیست دریایی منتشر نشده است.»
این شرکت افزود: «کشتی اکنون در لنگرگاه است و ارزیابی خسارتها و بازرسیها ادامه دارد.»
یافتههای یک پژوهش جدید نشان میدهد نوعی نادر از شهابسنگها موسوم به «کندریت کربندار اورنان» احتمالا همان جرم آسمانی بوده است که ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و به انقراض حدود ۷۵ درصد از گونههای زیستی، از جمله همه دایناسورهای غیرپرنده، انجامید.
پژوهشگرانی از دانشگاه بریتیش کلمبیا و مراکز علمی در پاریس، بروکسل و وین با بررسی ایزوتوپهای نیکل بهجامانده از برخورد کرتاسه-پالئوژن به این نتیجه رسیدند.
یافتههای این پژوهش در نشریه «پیشرفتهای علم» (Science Advances) منتشر شده است.
کرتاسه-پالئوژن مرز میان دو دوره زمینشناسی در حدود ۶۶ میلیون سال پیش است که با یکی از بزرگترین رویدادهای انقراض جمعی در تاریخ زمین همزمان شد.
سرنخ تازه درباره عامل انقراض گسترده
فیلیپ کلایس، یکی از پژوهشگران این مطالعه، گفت کندریتهای کربندار اورنان تفاوت قابلتوجهی با شهابسنگهای معمولی دارند که اغلب در موزهها دیده میشوند.
او افزود: «کندریتهای کربندار اورنان در مقایسه با دیگر انواع شهابسنگهایی که تاکنون روی زمین کشف شدهاند، مقادیر بسیار کمتری از مواد فرار مانند کربن، روی، آب و بهویژه گوگرد دارند.»
به گفته کلایس، این یافته نظریه کلی درباره علت انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش را تغییر نمیدهد، اما این احتمال را که گوگرد موجود در جرم برخوردکننده عامل اصلی این فاجعه بوده باشد، کاهش میدهد.
ترکیب شیمیایی این نوع شهابسنگ نشان میدهد حجم عظیم ذرات ریزی که در پی برخورد به جو زمین پرتاب شدند، احتمالا نقش مهمتری در ایجاد پیامدهای ویرانگر این رویداد داشتهاند.
این یافته میتواند به دانشمندان کمک کند چگونگی تاثیر این برخورد بر محیط زیست و عوامل منجر به انقراض گسترده گونهها را بهتر درک کنند.
ایزوتوپهای نیکل؛ سرنخی از هویت جرم برخوردکننده
دانشمندان موسسه فیزیک زمین و دانشگاه پاریس با استفاده از نمونههایی که طی سالهای متمادی گردآوری شده بودند، اندازهگیریهای بسیار دقیقی از ایزوتوپهای نیکل انجام دادند.
این نمونهها از لایه نازکی از خاک رس به دست آمدهاند که پس از برخورد شهابسنگ در نقاط مختلف جهان بر جای مانده است.
کلایس در ادامه گفت: «این کار چالشبرانگیزی است. تنها بخش بسیار ناچیزی از جرم برخوردکننده در لایه رسی مربوط به مرز کرتاسه-پالئوژن باقی مانده است، زیرا کل شهابسنگ هنگام برخورد تبخیر شد.»
لایه رسی مربوط به این رویداد که آثار آن در سراسر جهان یافت شده، تنها حاوی مقادیر بسیار اندکی از مواد بهجامانده از جرم اولیه است و همین موضوع تعیین دقیق ماهیت جرم برخوردکننده را دشوار کرده است.
با این حال، ویژگی ایزوتوپی نیکل موجود در این لایه به پژوهشگران امکان داد دامنه احتمالات را محدود کنند و به این نتیجه برسند که جرم برخوردکننده احتمالا به گروهی نادر از شهابسنگهای کربندار تعلق داشته است.
شهابسنگ عامل انقراض دایناسورها از کجا آمده بود؟
منشا دقیق این جرم آسمانی همچنان مشخص نیست. پژوهشگران میگویند ممکن است از منطقهای دوردست در بخش بیرونی منظومه شمسی آمده باشد یا منشا آن بخش بیرونی کمربند سیارکی در نزدیکی مشتری بوده باشد.
کندریتهای کربندار تنها حدود پنج درصد از شهابسنگهایی را تشکیل میدهند که تاکنون روی زمین نمونهبرداری شدهاند و کندریتهای کربندار اورنان نیز تنها بخش بسیار کوچکی از این گروه را شامل میشوند.
این شهابسنگها از ابتداییترین مواد باقیمانده از دوران شکلگیری منظومه شمسی به شمار میروند و ترکیب اولیه خود را تا حد زیادی حفظ کردهاند.
کلایس گفت: «برخورد چنین جرم نادر و دوردستی با زمین واقعا نشان میدهد که دایناسورها تا چه اندازه بدشانس بودند.»
برخورد چیکشلوب؛ فاجعهای در مقیاس زمین
برآورد میشود جرم آسمانی عامل انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش قطری حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر داشته باشد.
این جرم با سرعتی در حدود ۶۴ هزار کیلومتر بر ساعت به زمین برخورد کرد و دهانه عظیم چیکشلوب را به وجود آورد.
محل این برخورد اکنون در زیر شبهجزیره یوکاتان مکزیک مدفون است.
دو فیلم «وسواس» و «اتاقهای پشتی» ساخته دو فیلمساز برخاسته از یوتیوب، به نمادی از تغییر در هالیوود تبدیل شدهاند. این آثار با بودجهای محدود و بدون تکیه بر فرمولهای رایج استودیوهای بزرگ، هم در گیشه موفق بودهاند و هم توجهها را به نسل تازه فیلمسازان جلب کردهاند.
انتشار «وسواس» و «اتاقهای پشتی» در فضای مجازی، توجه مخاطبان ایرانی را نیز به خود جلب کرده است.
با این حال، اهمیت این دو فیلم تنها به فروش چشمگیر یا سن پایین سازندگانشان محدود نمیشود.
این آثار نشانهای از چرخش تازه هالیوود به سوی یوتیوب و فرهنگ اینترنتی است؛ فضایی که استودیوهای بزرگ برای یافتن ایدههای تازه و فیلمسازان نسل جدید، بیش از هر زمان دیگری به آن چشم دوختهاند.
این دو فیلم نشان میدهند نسل تازهای از فیلمسازان زبان وحشت را نه صرفا از سینمای کلاسیک، بلکه از تجربه زیستن در عصر اینترنت، اضطرابهای روانی، روابط شکننده و تنهایی انسان معاصر، الهام گرفته است.
هالیوود امروز به همین تغییر نیاز دارد؛ زیرا تماشاگر دیگر لزوما از هیولاهای بزرگتر یا جلوههای ویژه خیرهکننده نمیترسد، بلکه وحشت را در واقعیت آشنای زندگی روزمره خود مییابد.
وقتی هیولا درون انسان و فضا پنهان است
کری بارکر، کارگردان «وسواس»، پیش از ورود به سینما در یوتیوب فعالیت میکرد و همانجا یاد گرفت چگونه با کمترین امکانات، بیشترین تنش را خلق کند.
او در نخستین فیلم بلند خود بهجای آنکه هیولایی بیرونی خلق کند، خطر را در یکی از عادیترین احساسات انسانی پیدا میکند: عشق.
داستان فیلم درباره مردی است که آرزو میکند زن مورد علاقهاش عاشق او شود. اما فیلم از همان نقطه، مفهوم عشق را زیر سوال میبرد.
آیا عشقی که حاصل انتخاب آزادانه نباشد، هنوز عشق است؟ پاسخ فیلم منفی است. آنچه شخصیت اصلی میخواهد، عشق نیست؛ حذف حق انتخاب دیگری است.
بارکر با هوشمندی نشان میدهد مرز میان عشق و مالکیت تا چه اندازه باریک است.
شخصیت زن پس از تحقق آرزو، دیگر فردی مستقل نیست. او به موجودی وابسته تبدیل میشود که تمام هویتش در شخصیت مرد خلاصه شده است.
در نتیجه، آرزوی عاشقانه به کابوسی درباره کنترل، قدرت و نابودی اراده انسان تبدیل میشود.
قدرت «وسواس» در همین نگاه روانشناختی نهفته است. فیلم از مخاطب نمیخواهد از یک موجود فراطبیعی بترسد، بلکه او را وادار میکند با تاریکترین بخش میل انسان روبهرو شود؛ میلی که میخواهد دیگری را نه همانگونه که هست، بلکه آنگونه که خود میخواهد، بازسازی کند.
این فیلم را همچنین میتوان نقدی بر روابط امروز دانست. در عصر شبکههای اجتماعی، بسیاری از افراد ارزش خود را با دیده شدن، تایید گرفتن و دریافت توجه میسنجند.
رد شدن برای بسیاری فقط پایان یک رابطه نیست، بلکه فروپاشی تصویری است که از خود ساختهاند.
«وسواس» این بحران را تا مرز وحشت پیش میبرد و نشان میدهد عشق زمانی که آزادی را از دیگری بگیرد، دیگر عشق نیست؛ شکلی از خشونت است.
در نقطه مقابل، «اتاقهای پشتی» ساخته کین پارسونز، ترس را نه از روابط انسانی، بلکه از خود فضا بیرون میکشد.
جهانی که او خلق میکند، از راهروهای بیپایان، اتاقهای خالی، نورهای فلورسنت و سکوتی سنگین تشکیل شده است. این مکانها آشنا به نظر میرسند، اما هیچ احساس امنیتی ایجاد نمیکنند.
راز موفقیت فیلم در همین سادگی است. پارسونز بهندرت هیولا را نشان میدهد. او بهجای نمایش خطر، احساس خطر را طراحی میکند. مخاطب بیشتر از آنچه میبیند، از آنچه ممکن است پشت قاب یا انتهای راهرو باشد میترسد.
این مشارکت ذهن تماشاگر، تجربهای بسیار عمیقتر از ترسهای متعارف سینمای وحشت ایجاد میکند.
از منظر روانشناختی، «اتاقهای پشتی» تصویری از اضطراب انسان معاصر است.
شخصیتها مدام حرکت میکنند، اما به مقصد نمیرسند. راهروها تکرار میشوند، اتاقها شبیه یکدیگرند و هیچ خروجی واقعی وجود ندارد. این جهان، ذهن مضطربی را تداعی میکند که مدام به دنبال راهحل میگردد، اما هر بار به همان نقطه بازمیگردد.
در سطحی دیگر، فیلم را میتوان استعارهای از زندگی دیجیتال امروز دانست. کاربران ساعتها میان صفحات، لینکها و شبکههای اجتماعی جابهجا میشوند، اما اغلب احساس میکنند به هیچ مقصد واقعیای نرسیدهاند.
راهروهای بیپایان فیلم، تجسم همین سرگردانی دائمی است؛ جهانی که اطلاعات در آن بیانتهاست، اما معنا روزبهروز کمیابتر میشود.
چرا هالیوود به یوتیوبرها نیاز پیدا کرده است؟
موفقیت همزمان این دو فیلم تصادفی نیست. هالیوود سالهاست با بحرانی جدی روبهروست. تکرار بیش از حد دنبالهها، بازسازیها و فیلمهای ابرقهرمانی باعث شده بخشی از مخاطبان احساس کنند سینمای جریان اصلی دیگر حرف تازهای برای گفتن ندارد.
در مقابل، فیلمسازانی مانند بارکر و پارسونز پیش از ورود به استودیوهای بزرگ، سالها مستقیما با مخاطبان اینترنتی ارتباط داشتهاند.
آنان ناچار بودهاند بدون بودجههای عظیم، تنها با اتکا به ایده، روایت و خلاقیت، توجه میلیونها نفر را جلب کنند. همین تجربه، نگاه آنها را از بسیاری از فیلمسازان سنتی متفاوت کرده است.
آنها همچنین ترسهای نسل خود را بهتر میشناسند. برای این نسل، وحشت فقط در خانههای تسخیرشده یا قاتلان زنجیرهای نیست؛ در وابستگی عاطفی، تنهایی، اضطراب، معماری بیروح شهرها، فضای مجازی و احساس گم شدن در جهانی بیانتها نیز وجود دارد.
به همین دلیل، آثارشان بهجای تکیه بر شوکهای لحظهای، تجربهای روانی و ماندگار خلق میکنند.
تغییر مهم دیگر، جابهجایی مرکز کشف استعداد است. زمانی ورود به هالیوود از مدارس سینمایی، جشنوارهها یا شرکتهای تولید آغاز میشد، اما امروز بسیاری از فیلمسازان ابتدا در اینترنت مخاطب پیدا میکنند و سپس مورد توجه استودیوها قرار میگیرند.
آنها دیگر منتظر کشف شدن نیستند؛ با جامعهای از مخاطبان وارد هالیوود میشوند.
«وسواس» و «اتاقهای پشتی» بیش از آنکه فقط دو فیلم ترسناک موفق باشند، نشانه این تغییر هستند.
این هر دو فیلم ثابت میکنند که آینده سینمای وحشت در بزرگتر کردن هیولاها یا افزایش بودجه جلوههای ویژه نیست، بلکه در شناخت دقیق اضطرابهای انسان معاصر است.
اگر زمانی هالیوود تعیین میکرد چه داستانهایی ارزش روایت دارند، امروز این اینترنت است که بسیاری از آن داستانها را خلق میکند و هالیوود آنها را به سینما میآورد.
شاید مهمترین درس این دو فیلم نیز همین باشد؛ آینده سینما از اتاقهای مدیران استودیوها آغاز نمیشود، بلکه گاهی از اتاق خواب نوجوانی شروع میشود که با یک دوربین، یک رایانه و ایدهای تازه، ترسهای نسل خود را به تصویر میکشد.
در هفتههای اخیر، انتشار تصاویر و پیامهای خصوصی تعداد قابل توجهی از زنان در استانهای لرستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، به یک بحران جدی تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، افرادی با انتشار این اطلاعات خصوصی در برخی کانالهای تلگرامی، تلاش کردهاند از قربانیان اخاذی کنند؛ اقدامی که علاوه بر نقض آشکار حریم خصوصی افراد، آسیبهای روحی و اجتماعی سنگینی برای بسیاری از زنان و خانوادههایشان ایجاد کرده است.
اما آنچه این اتفاق را به یک بحران عمیقتر تبدیل میکند، فقط انتشار غیرقانونی تصاویر و اطلاعات شخصی نیست، بلکه فشارهایی است که پس از آن متوجه قربانیان میشود. در چنین شرایطی، به جای آنکه تمرکز جامعه بر فرد یا افرادی باشد که مرتکب جرم شدهاند، بسیاری از قربانیان خودشان با ترس، قضاوت و سرزنش روبهرو میشوند.
در میان افرادی که درگیر این ماجرا شدهاند، نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز دیده میشوند؛ کودکانی که به دلیل فشارهای شدید روانی، ترس از واکنش خانواده و جامعه و شرایط دشواری که برایشان ایجاد شده، آسیبهای جدی دیدهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، سه کودک دست به خودکشی زده و جان خود را از دست دادهاند و تعدادی دیگر نیز پس از اقدام به خودکشی در بیمارستان بستری شدهاند.
در چنین شرایطی یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا فردی که قربانی نقض حریم خصوصی است، باید احساس ترس، شرمندگی یا فشار کند، در حالی که جرم را شخص دیگری مرتکب شده است؟
انتشار تصویر یا اطلاعات خصوصی یک فرد، تعرض به حریم شخصی اوست. مسئولیت این اتفاق بر عهده کسی است که بدون اجازه، این اطلاعات را منتشر، یا از آن برای تهدید و اخاذی استفاده کرده است. با این حال، در برخی مناطق و در میان بخشی از جامعه، به دلیل وجود برخی نگرشهای سنتی و نادرست، قربانی به جای دریافت حمایت، با فشار و قضاوت روبهرو میشود؛ فشاری که گاهی از سوی خانواده، بستگان، همسایهها یا اطرافیان نزدیک اعمال میشود.
انتشار اطلاعات خصوصی افراد، پیش از هر چیز، تعرض به حریم شخصی و عملی مجرمانه است. از این منظر، مجازات اجتماعی فردی که قربانی چنین جرمی شده، به معنای تحمیل پیامدهای اقدام مجرم بر قربانی است. مسئولیت نقض حریم خصوصی نیز نه متوجه فردی است که اطلاعاتش افشا شده، بلکه بر عهده فرد یا افرادی است که به انتشار آن اقدام کردهاند.
بخشی از این مشکل ریشه در کمبود آموزش در خانوادهها دارد. سیاری از خانوادهها با شیوه حمایت از فرزندان یا دیگر اعضای خود در چنین شرایطی و نحوه مواجهه با بحران آشنا نیستند و نمیدانند چگونه میتوان از تشدید آسیبهای ناشی از فشار اجتماعی جلوگیری کرد. تداوم برخی باورهای نادرست و کلیشهها طی سالها نیز سبب شده است که در بسیاری از موارد، به جای حمایت از قربانی، فشارها متوجه خود او شود.
با این حال، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه خانوادهها نیست و ساختارهای قانونی و سیاستگذاری نیز در پیشگیری از چنین جرایمی و حمایت از قربانیان نقشی اساسی دارند. وجود قوانین روشن و موثر برای حفاظت از حریم خصوصی، این پیام را منتقل میکند که انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی افراد یا استفاده از آنها برای تهدید و اخاذی، اقدامی مجرمانه با پیامدهای جدی است.
در کنار قانون، وجود یک جامعه مدنی فعال نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از جوامع، نهادهای مدنی و گروههای حمایتی با آموزش خانوادهها، افزایش آگاهی عمومی، آموزش سواد رسانهای و حمایت روانی و حقوقی از قربانیان، نقش مهمی در کاهش چنین آسیبهایی دارند. اما محدودیت فعالیتهای مدنی در ایران باعث شده این ظرفیت حمایتی بسیار ضعیف باشد و بسیاری از خانوادهها و قربانیان بدون پشتیبانی کافی باقی بمانند.
از سوی دیگر، نگرش حاکم بر برخی ساختارهای اجتماعی و رسمی نسبت به زنان د نیز در شکلگیری چنین شرایطی نقش دارد. نادیده گرفتن استقلال زنان و حقوق برابر آنها، در کنار بازنمایی آنها بهعنوان افرادی نیازمند کنترل و تصمیمگیری دیگران، مینهای فراهم میکند که در زمان بروز بحران نیز از حمایتهای لازم محروم بمانند.
در کنار این عوامل، مساله مجازات و بازدارندگی نیز اهمیت دارد. با این حال، مقابله با چنین جرایمی صرفا از طریق تشدید مجازاتها امکانپذیر نیست و به مجموعهای هماهنگ از قوانین موثر، آموزش عمومی، اقدامات پیشگیرانه و سازوکارهای حمایت از قربانیان نیاز دارد؛ مجموعهای که هم آگاهی افراد را درباره شیوههای حفاظت از حریم خصوصی افزایش دهد و هم به قربانیان اطمینان دهد که پس از وقوع جرم، تنها و بیپناه نخواهند ماند.
در نهایت، انتشار تصاویر خصوصی زنان در این مناطق را نمیتوان به یک پرونده قضایی یا رویدادی محدود فروکاست. ابعاد این ماجرا از آسیبی ساختاری حکایت دارد که واکنش نهادهای رسمی، جامعه مدنی و افکار عمومی به آن، میزان توانایی جامعه در حفاظت از کرامت و حقوق قربانیان را آشکار میکند.
برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی، تنها بازداشت چند فرد متخلف کافی نیست. آنچه نیاز است، تغییر نگاه جامعه، آموزش خانوادهها، حمایت از قربانیان و ایجاد ساختاری است که در آن فرد آسیبدیده دوباره قربانی نشود.