رییس ستاد کل ارتش اسرائیل: برای بازگشت به نبرد با جمهوری اسلامی آماده هستیم


ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، با حضور در مقر فرماندهی مرکزی اعلام کرد اسرائیل در کنار نبرد مستمر، تحولات ایران را از نزدیک دنبال میکند و برای بازگشت به نبرد آماده است.
ایال زمیر گفت: «در سطح بالایی از آمادگی قرار داریم و با قدرت علیه هر طرفی که به ما آسیب برساند، اقدام خواهیم کرد.»
رییس ستاد ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد ارتش این کشور شلیک یکشنبه ۲۸ تیر به سمت منطقه عقبه را رصد کرده و سامانه پدافند هوایی اسرائیل برای دفاع از شهروندان خود در آمادهباش کامل قرار دارد.






عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفت مقامهای حکومت پیش از جنگ ۴۰روزه سناریویی با نام «کد ۱۱۰» را برای کشتهشدن علی خامنهای تصویب کرده بودند. او اذعان کرد اطلاع آمریکا و اسرائیل از نشستهای روز حمله به مجموعه پاستور، نشانه «حفره امنیتی» است که احتمالا هنوز برطرف نشده است.
عراقچی در گفتوگویی که یکشنبه ۲۸ تیر در قسمت دوم برنامه یوتیوبی «ماجرای جنگ»، به میزبانی جواد موگویی، منتشر شد، درباره جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه، اعتراضات دیماه، حمله ۹ اسفند به مجموعه پاستور و انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی سخن گفت.
بخش عمده گفتههای عراقچی، از جمله جزییات مصوبات امنیتی، محتوای مذاکرات و مفاد یادداشت تفاهم با آمریکا، روایت او از نشستهای غیرعلنی حکومت است. ایراناینترنشنال به اسناد مورد اشاره او دسترسی ندارد و نمیتواند این بخشها را بهطور مستقل تایید کند.
با توجه به جزییات طرح شده در این مصاحبه به نظر میرسد این گفتوگو پیش از شروع دور سوم درگیریها میان جمهوری اسلامی و آمریکا و در حالی که مذاکرات میان دو کشور همچنان جریان داشت، انجام شده است.
جنگ ۱۲روزه؛ توقف جنگ و آمادگی برای رویارویی بعدی
عراقچی این برداشت را که مذاکره زمینه جنگ را فراهم کرد، رد کرد و گفت: «اینکه مذاکره باعث جنگ شد یا اینکه ما مذاکره کردیم و باز هم جنگ دیدیم، تعبیر درستی نیست.»
او گفت درخواست آمریکا پیش از جنگ ۱۲روزه «غنیسازی صفر» بود و جمهوری اسلامی آن را نپذیرفت. به روایت او، پس از ناکامی مذاکرات، طرف مقابل راه نظامی را برگزید. عراقچی نتیجه این جنگ را «شکست» آمریکا و اسرائیل خواند و گفت تصمیم پایان دادن به جنگ نیز تصمیم شخصی نبود و شورای عالی امنیت ملی آن را به شکل جمعی گرفت.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی افزود تهران در آغاز جنگ ۱۲روزه برای درگیری با آن ابعاد آماده نبود و میزان تابآوری نظامی و اجتماعی را در تصمیم به توقف جنگ در نظر گرفته شد. او این تصمیم را درست دانست و گفت فاصله میان دو جنگ به نیروهای مسلح فرصت داد سامانه پرتاب موشک را تغییر دهند و برای پرتابگرهای هدفگرفتهشده جایگزین داشته باشند.
او جنگ ۱۲روزه را «مقدمه پیروزی در جنگ ۴۰روزه» توصیف کرد. این ارزیابی در حالی مطرح شد که عراقچی هیچ داده مستقلی درباره میزان خسارت دو طرف یا معیار مورد نظرش برای «پیروزی» ارائه نکرد.
عراقچی گفت آمریکا و اسرائیل پس از جنگ نخست، خود را برای درگیری طولانیتر آماده کردند و برآوردشان این بود که باید پیش از حمله نظامی، پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی تضعیف شود. او اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی را نیز در همین چارچوب قرار داد.
مذاکره برای «اتمام حجت» در کنار آمادگی برای جنگ
عراقچی گفت مقامهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از وقوع جنگ ۴۰روزه مطمئن بودند و به همین دلیل تصمیم گرفتند یک یا دو دور مذاکره را برای «اتمام حجت» ادامه دهند. به گفته او، هدف این بود که در داخل و عرصه جهانی، حکومت به نپذیرفتن راه دیپلماتیک متهم نشود.
به گفته عراقچی، جمهوری اسلامی مذاکرات را ادامه میداد اما وقوع جنگ را نیز قطعی میدانست. از همین رو، نیروهای مسلح باید برای حمله آماده میماندند و دولت نیز باید ذخایر مورد نیاز کشور را تامین میکرد. او پاسخ نظامی تهران دو ساعت پس از آغاز حمله را نتیجه همین آمادگی و تصمیمگیری قبلی دانست.
عراقچی درباره بستهشدن تنگه هرمز در نخستین روز آغاز جنگ ۴۰روزه گفت: «تنگه هرمز از روز اول بسته شد چون از قبل طراحی شده بود که اگر رهبری هدف قرار گرفت، بلافاصله تنگه بسته شود.»
ساز و کار تصمیمگیری درباره مذاکرات
عراقچی ساز و کار تصمیمگیری درباره مذاکرات را نیز شرح داد. به گفته او، «کمیته هستهای» در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره اصل مذاکره و خطوط آن تصمیم میگرفت. علی شمخانی مدتی ریاست این کمیته را بر عهده داشت و پس از کشته شدن او علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، مسئول آن شد. عراقچی گفت مصوبات این کمیته همان مسیر مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی میکرد.
بر اساس روایت عراقچی، آمریکا در سه دور مذاکره پیش از جنگ خواهان توقف کامل غنیسازی و تحویل مواد هستهای ایران بود. در دور سوم [مذاکراتی که پس از امضای یادداشت تفاهم در جریان بود و اکنون متوقف شده است]، واشینگتن تعلیق چندساله غنیسازی را مطرح کرد. تهران این درخواست را رد کرد اما دو طرف توافق کردند کمیتههای فنی دوشنبه بعد در وین تشکیل جلسه دهند.
«محدودیت موقت غنیسازی قابل بررسی بود»
عراقچی گفت جمهوری اسلامی حاضر بود برای مدتی محدود درباره سطح غنیسازی یا نحوه استفاده از مواد هستهای اقدام اعتمادساز انجام دهد اما حفظ اصل غنیسازی را خط قرمز میدانست. او افزود پذیرش تعلیق مورد نظر آمریکا، حتی اگر مانع جنگ میشد، به معنای تحمیل «خسارتی بزرگتر از جنگ» و فروش عزت کشور بود.
او این رویکرد را به جملهای از علی خامنهای نسبت داد و گفت: «جمهوری اسلامی جنگ نمیکند، چون جنگ هزینه دارد، خطر دارد و تبعات دارد. ما نمیجنگیم، مگر اینکه هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد.»
۱۸ و ۱۹ دی؛ اعتراضاتی که عراقچی آن را زمینهساز جنگ دانست
عراقچی اذعان کرد حکومت برای گستردگی و سرعت اعتراضات دیماه آمادگی نداشت. او گفت مقامها از تاثیر فشار اقتصادی بر نارضایتی اجتماعی آگاه بودند اما ابعاد اعتراضات را پیشبینی نکرده بودند.
او اعتراضات هشت تا ۱۸ دی را «عمومی و مردمی» خواند و گفت حکومت آن را تحمل کرد اما از ۱۸ دی «یک توطئه خارجی» وارد اعتراضات شد. عراقچی مدعی شد از این تاریخ سلاح و نیروهای آموزشدیده وارد صحنه شدند و برای افزایش شمار کشتهشدگان، مردم و نیروهای حکومتی را هدف قرار دادند. او در این گفتوگو سندی برای این گفتهها ارائه نکرد.
او همچنین گفت چهارشنبه پس از ۱۸ دی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی احتمال حمله را جدی میدانستند. او افزود همان شب در مصاحبه با فاکسنیوز اعلام کرد حکومت برنامهای فوری برای اعدام بازداشتشدگان ندارد زیرا محاکمهها آغاز نشده بود. عراقچی در عین حال تایید کرد شماری از بازداشتشدگان بعدا اعدام شدند.
به گفته عراقچی، اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نقش زیادی در محاسبات منتهی به جنگ داشت. او مدعی شد آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیده بودند که سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی از بین رفته است و با آغاز حمله، مردم نیز علیه حکومت به خیابان خواهند آمد. این توصیف، روایت عراقچی از محاسبات آمریکا و اسرائیل است و او منبع مشخصی برای آن ذکر نکرد.
از مذاکرات ژنو تا حمله صبح ۹ اسفند
عراقچی درباره دور سوم مذاکرات که هفتم اسفند در ژنو برگزار شد گفت این مذاکرات به نتیجه نرسید اما قرار شد کارشناسان دو طرف دوشنبه بعد در وین گفتوگو کنند. او افزود از جمعه، یک روز پس از مذاکرات، فضای سیاسی را کاملا جنگی دید و از تماسهای بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، دریافت که احتمال حمله بسیار جدی است.
بر اساس گفته او، پیشنهاد جمهوری اسلامی «حفظ اصل غنیسازی همراه با محدودیت زمانی بر سطح غنیسازی یا نحوه استفاده از مواد هستهای» بود با این هدف که به نگرانیها درباره ساخت سلاح هستهای پاسخ داده شود، بدون آنکه تهران از غنیسازی صرف نظر کند.
او افزود البوسعیدی پس از سفر از ژنو به واشینگتن با او تماس گرفت و از فضای «سنگین» پایتخت آمریکا گفت. عراقچی روز جمعه به قطعیت رسید که جنگ آغاز خواهد شد. او صبح شنبه، ساعت هشت، این ارزیابی را به مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، منتقل کرد و ساعت ۹ صبح، درست دقایقی پیش از هدف قرار گرفتن بیت علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، برای ارائه گزارش به دفتر او رفت.
حمله به مجموعه پاستور و «حفره امنیتی»
عراقچی درباره میزان آمادگی جمهوری اسلامی گفت: «ما در جنگ ۴۰روزه غافلگیر نشدیم اما غافلگیریهای تاکتیکی داشتیم.» او آمادگی نظامی و دفاعی حکومت و پاسخ دو ساعت پس از حمله را نشانه آمادگی راهبردی دانست اما افزود: «در حفاظت از خودمان و بهخصوص مسئولان، به نظرم مقداری غافلگیری وجود داشت.»
عراقچی گفت هنگام حمله در دفتر اصغر حجازی، قائممقام دفتر خامنهای، حضور داشت و گزارش مذاکرات ژنو و احتمال وقوع جنگ را توضیح میداد. او تاکید کرد این دیدار ارتباطی با نشست شورای راهبردی روابط خارجی نداشت که در ساختمانی دیگر در مجموعه پاستور برگزار میشد.
در همان زمان، علی شمخانی با تعدادی از فرماندهان در یکی دیگر از ساختمانهای مجموعه جلسه داشت. موگویی از این جلسه بهعنوان نشست شورای دفاع نام برد. جلسهای جداگانه نیز در وزارت اطلاعات و در محلی دورتر برگزار میشد. موگویی گفت علی خامنهای نیز هنگام حمله در مجموعه پاستور حضور داشت.
به گفته او، محل جلسه شمخانی، دفتر شیرازی، دفتر حجازی و بخشهایی از مجموعه هدف قرار گرفتند. عراقچی با اشاره به اطلاع آمریکا و اسرائیل از زمان و محل نشستها گفت: «این نشاندهنده وجود یک حفره امنیتی است؛ حفرهای که احتمالا هنوز هم بهطور کامل برطرف نشده و باید درمان شود.» او افزود این حفره ممکن است از دستیابی به اطلاعات فراتر رفته و بر تصمیمسازی و فضای روانی حکومت نیز اثر گذاشته باشد.
عراقچی سه انفجار پیاپی را شرح داد. به گفته او، انفجار سوم در نزدیکی ساختمانی رخ داد که دفتر حجازی در آن قرار داشت و یک سمت ساختمان را ویران کرد. عیوضی، منشی حجازی، در حمله کشته شد اما عراقچی و حجازی که جلسهشان در بخش دیگری از ساختمان برگزار میشد، از زیر آوار خارج شدند.
او افزود ورودیها و گیتهای حفاظتی مجموعه آسیب دیده بودند و خودروهای دفتر نیز قابل استفاده نبودند. در نهایت یک شهروند با خودروی شخصی عراقچی را به وزارت امور خارجه رساند. عراقچی گفت شامگاه همان روز از کشتهشدن علی خامنهای باخبر شد.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت در سه روز نخست جنگ تقریبا از وضعیت دیگر مقامها بیاطلاع بود، سه روز بعد پزشکیان و پنج روز بعد لاریجانی را دید، و نخستین جلسه رسمی محدود نیز شش روز پس از آغاز جنگ تشکیل شد. به گفته او، اسماعیل خطیب، علی لاریجانی و باطنی، سه شرکتکننده آن جلسه، در ادامه جنگ کشته شدند.
سناریوی «کد ۱۱۰» برای کشتهشدن خامنهای
عراقچی گفت شورای عالی امنیت ملی پیش از حمله، سناریوهای گوناگون را بررسی کرده بود؛ از حمله آمریکا بدون مشارکت اسرائیل تا حمله مشترک، هدف قرار گرفتن زیرساختها و کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی.
او افزود مقامها حاضر نبودند در جلسات احتمال کشتهشدن خامنهای را بهطور صریح بیان کنند و به همین دلیل برای این سناریو کد تعیین شده بود. عراقچی گفت در جلسات گفته میشد: «اگر کد ۱۱۰ اتفاق افتاد، باید این اقدامات انجام شود.»
عراقچی تاکید کرد: «تمام این موارد بهصورت مکتوب تهیه، تصویب و ابلاغ شده بود.» به گفته او، از همین رو اقدامات از آغاز جنگ به شکل سازمانیافته اجرا شد و برای همه سناریوها آمادگی قبلی وجود داشت.
او هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه و بستن تنگه هرمز را از واکنشهای از پیش طراحیشده خواند و گفت از ظهر روز نخست جنگ با وزیران امور خارجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تماس گرفت و به آنان اطلاع داد پایگاههای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت.
عراقچی: مجتبی خامنهای را هرگز ندیدهام
عراقچی درباره رابطهاش با مجتبی خامنهای گفت نه در دوران جنگ و نه پیش از آن با او دیدار یا ارتباطی نداشت. او مجتبی خامنهای را یکی از افراد شایسته رهبری خواند و گفت انتخاب او از طرف مجلس خبرگان این پیام را فرستاد که اصول جمهوری اسلامی با وجود جنگ و فشار تغییر نکرده است.
او در پاسخ به پرسشی درباره نقش مجتبی خامنهای در پذیرش آتشبس گفت ارتباط مستقیم با او در آن روزها دشوار بود و پیامها از طریق رابطها منتقل میشد. عراقچی روشن نکرد که رهبر جدید جمهوری اسلامی چه نقشی در تصمیم نهایی داشت.
پیشنهاد آتشبس و یادداشت تفاهم با آمریکا
عراقچی گفت پیشنهاد آتشبس از پایان هفته دوم جنگ از طرف آمریکا مطرح شد. به گفته او، جنگ باید زمانی با مذاکره پایان یابد که یک طرف در میدان دست برتر دارد. او مدعی شد جمهوری اسلامی در دو هفته نخست به دستاوردهای راهبردی رسیده بود و آمریکا و اسرائیل نیز به اهداف خود دست نیافته بودند، سپس افزود ادامه جنگ باید با سنجش دستاوردهای احتمالی و خسارتهای بیشتر بررسی میشد و نمیتوان «با جان مردم قمار کرد».
عراقچی همچنین گفت اگر آتشبس ۱۰ روز زودتر برقرار میشد، شاید دستاوردهای حکومت حفظ میشد و لاریجانی، خطیب و بخشی از زیرساختها از دست نمیرفتند اما تاکید کرد این ارزیابی نظری است.
به گفته عراقچی، بهدلیل خطر حمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی، تصمیم درباره آتشبس در نشستهای کوچکتر بررسی و تایید شد. شرط تهران این بود که آمریکا ۱۰ بندی را که جمهوری اسلامی ارائه کرده بود، مبنای مذاکره قرار دهد.
عراقچی گفت شورای عالی امنیت ملی در جلسه نهایی، یادداشت تفاهم با آمریکا را تصویب کرد. بر اساس روایت او، دو کشور در این یادداشت متعهد شدند جنگی علیه یکدیگر آغاز نکنند، یکدیگر را تحریم نکنند، از زور استفاده نکنند، به حاکمیت و تمامیت ارضی طرف دیگر احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند.
او دو بند نخست این یادداشت را مایه «سرافرازی» دانست و گفت ایران و آمریکا در آن بهعنوان «دو قدرت» در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند پیکر عرفان اسفندیاری، جوان ۱۹ ساله و از متهمان پرونده «میدان علیخانی اصفهان» که خبر اعدام او پیشتر منتشر شده بود، بدون حضور خانواده دفن شد. همزمان، دیوان عالی کشور حکم اعدام علیرضا رئیسی، متهم دیگر این پرونده، را تایید کرد.
یک منبع آگاه و نزدیک به خانواده عرفان اسفندیاری عصر یکشنبه ۲۸ تیر گفت خانواده اسفندیاری پس از انتقال عرفان به سلول انفرادی، تا ساعت پنجونیم صبح مقابل زندان دستگرد اصفهان منتظر ماندند، اما پس از بازگشت به منزل، مسئولان زندان با پدر او تماس گرفتند و خواستند همراه یک مرد دیگر به زندان مراجعه کند.
طبق این اطلاعات، مقامهای حکومتی از خانواده عرفان تعهد گرفتند که پیکر او در اصفهان دفن نشود و مراسم خاکسپاری نیز برگزار نکنند. پیکر او بدون حضور خانواده در بوئینمیاندشت دفن شد و به خانواده نیز اجازه برگزاری مراسم داده نشد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح ۲۸ تیر گزارش داد که اسفندیاری همراه با گلمحمد محمدی، یکی دیگر از معترضان بازداشتشده در جریان خیزش دیماه در اصفهان، اعدام شدند.
اسفندیاری در زمان اجرای حکم اعدام ۱۹ سال و محمدی که شهروند افغانستان بود، ۲۴ سال سن داشتند.
تایید حکم اعدام علیرضا رئیسی
یک منبع آگاه دیگر به ایراناینترنشنال گفت علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳ و تنها پسر خانواده، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده و دیوان عالی کشور نیز حکم او را تایید کرده است.
حکم اعدام علیرضا پس از اعتراض به دیوان عالی کشور، در مرحلهای نقض و به ۲۰ سال زندان تغییر یافت. با این حال، ۱۴ تیر به خانواده اعلام شد حکم اعدام بار دیگر «برقرار» شده و دیوان عالی کشور نیز آن را تایید کرده است.
او پس از تایید حکم، به یکی از سلولهای انفرادی زندان دستگرد اصفهان منتقل شده و در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.
علیرضا، پسرعموی رامین رئیسی، جوان ۲۸ ساله و از کشتهشدگان اعتراضات دیماه در اصفهان است که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات محله بهارستان این شهر ناپدید شد.
خانواده او پس از ۹ روز جستوجو، پیکرش را با آثار چهار گلوله در قفسه سینه در غسالخانه باغ رضوان پیدا کردند.
بازداشت و روند پرونده
علیرضا ۲۹ دی ۱۴۰۴، یک روز پس از خاکسپاری رامین، مقابل ورودی باغ رضوان اصفهان از سوی ماموران وزارت اطلاعات که سوار بر دو خودرو بودند، بازداشت شد.
به گفته افراد نزدیک به خانواده رئیسی، نهادهای امنیتی چند روز مسئولیت بازداشت علیرضا را نپذیرفتند و خانوادهاش را میان نهادهای مختلف سرگردان کردند؛ سرانجام، خانواده مطلع شد که او در زندان است.
همچنین خانواده رئیسی برای تعیین وکیل اقدام کردند، اما به آنها گفته شد علیرضا حق انتخاب وکیل ندارد و تنها میتواند از وکیل تسخیری استفاده کند.
بر اساس اطلاعات رسیده، یکی از مستندات پرونده، یک پیام صوتی است که علیرضا برای رامین فرستاده و در آن از او خواسته بود در اعتراضات شرکت کنند.
ماموران پس از ردیابی تلفن همراه علیرضا، او را به پرونده کشتهشدن چهار نفر از نیروهای انتظامی در میدان علیخانی اصفهان مرتبط کردند؛ اتهامی که خانواده آن را رد میکنند.
مادر علیرضا که به بیماری اماس مبتلاست، همراه با دو دخترش در انتظار بازگشت او هستند و قرار بود در آغاز سال جاری جشن نامزدیاش را برگزار کنند.
پرونده میدان علیخانی و موج احکام اعدام
بر اساس گزارش رسانه قوه قضاییه، در این پرونده، برای ۱۶ نفر کیفرخواست و برای شماری از متهمان آن حکم اعدام صادر شده بود.
ایراناینترنشنال ۱۷ تیر گزارش داده بود در جریان اعتراضات و سرکوب شدید دیماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند و از میان آنان، ۲۳ نفر به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
در این پرونده ۱۲ نفر به نامهای ابوالفضل ابراهیمی، امیرحسین ابراهیمیانالوچه، عرفان اسفندیاری، شروین باقریان، قائم حسینی، علی دشتی، علیرضا رئیسی، ابوالفضل سپاهی، علیرضا سپاهی، امیرحسین صفری، گلمحمد محمدی و امیرحسین ملکی، به اعدام محکوم شدهاند.
در این گزارش آمده بود که احکام اعدام این افراد ۱۴ تیر در دیوان عالی کشور تایید شده و پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
طی یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای حکم اعدام علیه زندانیان سیاسی در ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
علی صالحی، دادستان تهران، ۲۳ تیر گفت پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در شعب ویژه رسیدگی شده و برای متهمان آنها مجازاتهایی از جمله حبس و اعدام صادر و در مواردی اجرا شده است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۵۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها نفر دیگر نیز احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.
این روند، نگرانیها درباره محاکمههای شتابزده و افزایش خطر صدور و اجرای احکام سنگین برای بازداشتشدگان پروندههای تازه را تشدید کرده و اعتراضهای گستردهای را در داخل و خارج از ایران به دنبال داشته است.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال، در جلسه ستاد کمیته فرهنگی جام جهانی ۲۰۲۶، بجای پاسخگویی درباره حذف تیم ملی از جام جهانی ۴۸ تیمی، خواستار سرکوب منتقدان شد: «میکروفون دست افرادی است که در زمان جنگ برنامهشان را تعطیل کردند و به غار رفتند و در جام جهانی پیدایشان شد.»
قلعهنویی که به طور تلویحی به عادل فردوسیپور و سایت فوتبال ۳۶۰ اشاره میکرد، در ادامه گفت: «سوالم از مسئولان این است که چطور به این آدمها که در شرایط جنگ در غار بودند تریبون دادید که هر روز تیم ملی را بزنند و نابود کنند؟»
قلعهنویی با تاکید بر انتقادش از مسئولان بابت اجازه ساخت برنامههای مختلف ورزشی از تلویزیونهای اینترنتی، گفت: «یک آقا در سال ۲۰۱۴ یک امتیاز گرفت قهرمان ملی شد. در سال ۲۰۰۷ در جام ملتها در ضربات پنالتی تیمم باخت و حذف شد و ما را دادگاهی کردند و بعد از آن آدمهای همین آقایان آمدند در همان مرحله حذف شدند اما قهرمان ملی شدند.»
او گفت: «تعجب من از حاکمیت و دولتمردان این است که چطور به این آدمها تریبون میدهند.»
سرمربی تیم ملی گفت: «بچههای ما ایثار کردند، فدراسیون هزارش را گذاشتند، اما شرایط بینالمللی اینگونه شد، اما من فرار رو به جلو نکردم. میتوانستم گردن فدراسیون بیندازم که برنامهها نشد، اما رفتیم و اقتدار فوتبال ایران را به دنیا ثابت کردیم.»
قلعهنویی با حمایت از دستیار اول خود، سعید الهویی، گفت: «الهویی یکی از باسوادترین افراد فوتبال و ورزش است. او گفت چند برنامه داشتیم که شروع کردند به لودهبازی و مسخرهبازی.»
او گفت: «در صورت قطعی شدن صعود، بهجای برنامه تاکتیکی مجبور شدیم برنامه پشتیبانی بدهیم و بگوییم اگر میخواهیم جلو باشیم، باید این کارهای خاص را انجام بدهیم.»
قلعهنویی بدون توضیح درباره پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی خود، گفت: «بچهها پاداشی که قرار بود ۱۴ ماه پیش بگیرند را با تلاش تاج گرفتند. سالهای آینده درباره کاری که ما کردیم صحبت خواهند کرد، که چه کار بزرگی انجام دادیم.»
امیر قلعهنویی در واکنش به حواشی ساعت خود به علی دایی کنایه زد: «ساعت نشانه نظم و انضباط و وقت شناسی است. اگر سرمربی ساعت میبندد و کت و شلوار میپوشد، باید بگویید لباس شیکی پوشیده، در حد سرمربی پوشیده. اما اگر یقهام را باز میگذاشتم و زنجیر طلا میانداختم، آدم خوبی بودم.»
قلعهنویی با کنایه دوباره به کیروش گفت: «برنامههای مختلفی برای حضور در جام جهانی داشتیم که با توجه به شرایط تغییراتی ایجاد شد، حالا من امیر قلعهنویی مثل مربی قبلی بیایم رئیسجمهور را زیر فشار بگذارم، وزیر و رئیس فدراسیون را تحت فشار بگذارم و فرار روبه جلو کنم؟»
او گفت: «یک نمونه برنامه ما این بود که به اسپانیا برویم و ۷ ساعت از زمان پروازمان را کوتاه کنیم و آنجا یک بازی با اسپانیا انجام دهیم، البته هر شرایطی هم که آنها گذاشتند آقای تاج قبول کرد.»
سرمربی تیم ملی گفت: «حالا جنگ شد و ما بیایم این موضوع را به گردن رئیس فدراسیون بیندازیم و فرار روبهجلو کنیم؟ اسپانیا، پورتوریکو و مقدونیه حاضر نشدند با ما بازی کنند. باید برای این موضوع مسئولان را زیر فشار بگذاریم؟»
زندانیان واحد دو زندان قزلحصار کرج برای هفتمین روز متوالی در اعتراض به اجرای احکام اعدام به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند. همزمان، شماری از خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام که برای اجرای حکم به سلولهای انفرادی منتقل شدهاند، مقابل این زندان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
یک منبع آگاه به ایران اینترنشنال گفت اعتصاب غذای زندانیان واحد دو زندان قزلحصار کرج که در اعتراض به اجرای احکام اعدام و انتقال شماری از زندانیان محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی آغاز شده، یکشنبه ۲۸ تیر وارد هفتمین روز متوالی شد.
سایت کانون حقوق بشر ایران نیز به نقل از گزارشهای دریافتی از داخل زندان نوشت با وجود وخامت وضعیت جسمانی شماری از اعتصابکنندگان، آنها اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به خواستههایشان به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.
این اعتراضها از ۲۲ تیر و پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم آغاز شد. در پی این اقدام، زندانیان واحد دو با اعتصاب غذا و تحصن در بند، مخالفت خود را با اجرای احکام اعدام اعلام کردند.
به گفته یک منبع آگاه از رویدادهای زندان، زندانیان معترض در طول یک هفته گذشته از دریافت جیره غذایی خودداری و در سالن بند تحصن کردهاند. شماری از آنها نیز با در دست داشتن دستنوشتههایی با شعار «نه به اعدام»، خواستار توقف اجرای احکام اعدام شدهاند.
تجمع خانوادهها و برخورد نیروهای امنیتی
با ادامه این اعتراضها، تعدادی از خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام که برای اجرای حکم به قرنطینه زندان قزلحصار منتقل شدهاند، ۲۸ تیر مقابل این زندان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
بر اساس گزارش کانون حقوق بشر ایران، تجمعکنندگان که حدود ۵۰۰ نفر برآورد شدهاند، با در دست داشتن پلاکارد و سر دادن شعار، خواستار توقف اجرای احکام اعدام و لغو احکام صادرشده علیه زندانیان، بهویژه محکومان پروندههای مرتبط با مواد مخدر شدند.
در این گزارش آمده است معترضان همچنین با شعارهای «حق جوانان ایران زندان و اعدام نیست» و «نه به اعدام» از اعتصاب غذای زندانیان واحد دو قزلحصار حمایت کردند.
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان گزارش داد حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای امنیتی و نظامی با یورش به این تجمع، معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
همچنین، به گزارش کانون حقوق بشر ایران، ماموران با تهدید و برخورد فیزیکی با شماری از خانوادهها، مانع ادامه تجمع شدند و در نهایت معترضان را متفرق کردند.
بر اساس گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، یکی از شهروندانی که از صحنه تجمع فیلمبرداری میکرد، گفته است نیروهای امنیتی پس از مشاهده فیلمبرداری قصد داشتند تلفن همراه او را ضبط کنند، اما او ناچار به فرار شد.
خانوادههای زندانیان اعلام کردهاند هدف از برگزاری این تجمع، جلب توجه افکار عمومی و مسئولان به افزایش اجرای احکام اعدام و وضعیت زندانیان اعتصابکننده در زندان قزلحصار کرج است.
هشدارها درباره موج اعدامها
محمد سرگزی، رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، ۲۵ تیر در گفتوگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از بررسی اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر با رویکرد محدود کردن مجازات اعدام خبر داد.
او گفت در قانون فعلی، مجازات اعدام در حدود هشت مورد پیشبینی شده است، اما بر اساس جمعبندی جلسات کمیسیون با دولت و قوه قضاییه، این مجازات در کنترل جرائم مرتبط با مواد مخدر و ایجاد بازدارندگی «کارگشا نبوده» و به همین دلیل اصلاح این قانون در دستور کار کمیسیون قرار گرفته است.
سایت حقوق بشری هرانا ۲۴ تیر گزارش داد عارف خوشکار، زندانی سیاسی بازداشتشده در جنبش «زن، زندگی، آزادی» که پیشتر از بابت اتهام «محاربه از طریق حمل و استفاده از سلاح» و قتل یک عضو بسیج، به اعدام محکوم شده بود، همراه با چهار زندانی دیگر که در پروندههایی جداگانه از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان قزلحصار اعدام شدند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیه هفته صدوبیستونهم خود که ۲۳ تیر منتشر شد، نسبت به خطر اجرای حکم زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار هشدار داد و از افکار عمومی خواست صدای این زندانیان باشد.
این کارزار با اشاره به ادامه اعدامها در زندانهای ایران، خواستار اقدام فوری برای نجات جان زندانیان محکوم به اعدام در قزلحصار شد و نسبت به افزایش صدور و اجرای احکام اعدام، از جمله علیه زندانیان سیاسی، هشدار داد.
در این بیانیه آمده بود طی دو سال نخست دولت مسعود پزشکیان، شمار اعدامها بهشدت افزایش یافته و در این مدت دستکم سه هزار و ۸۸۸ نفر در ایران اعدام شدهاند.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۵۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها نفر دیگر نیز احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.
روند اعدامها در سالهای اخیر شتابی کمسابقه گرفته است و طبق آمار هرانا، تنها در سهماهه نخست سال جاری حدود ۲۰۰ نفر با اتهامهای مختلف در ایران اعدام شدند.
بر اساس گزارش سالانه این وبسایت حقوق بشری، در سال ۱۴۰۴ دستکم دو هزار و ۴۸۸ نفر با اتهامهای مختلف اعدام شدند و دستکم ۱۳۰ نفر دیگر به اعدام محکوم شدند.
طبق گزارشهای هرانا، شمار اعدامهای ثبتشده از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۶۲۰ مورد در سال ۱۴۰۱، بیش از ۷۷۱ مورد در سال ۱۴۰۲، بیش از هزار و ۶۹ مورد در سال ۱۴۰۳ و بیش از دو هزار و ۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت.
زندانیان واحد دو زندان قزلحصار، مهر ۱۴۰۴ نیز در اعتراض به اجرای احکام اعدام به مدت یک هفته اعتصاب کردند و در نهایت، در پی وعده مسئولان زندان برای رسیدگی به خواستههایشان، به اعتصاب خود پایان دادند.
زندان قزلحصار کرج یکی از مخوفترین زندانها و اصلیترین مراکز اجرای احکام اعدام در ایران به شمار میرود و شمار زیادی از احکام اعدام، بهویژه در پروندههای مرتبط با مواد مخدر، در این زندان اجرا میشود.
محمد امینی دهاقانی، کارگر ۳۷ ساله، پدر دو دختر و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بهتازگی در اصفهان اعدام شد. نزدیکانش به ایراناینترنشنال گفتند او با استناد به اعترافات اجباری و پس از تحمل شکنجههای شدید، به اعدام محکوم شده بود.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۲۴ تیر از اجرای حکم اعدام امینی خبر داد و اتهام او را «آتش زدن فرمانداری و تخریب اموال عمومی در شهرستان دهاقان» عنوان کرد.
به گفته خانواده، مقامهای قضایی پیشتر این شهروند را به مشارکت در آتشسوزی بانک ملت دهاقان متهم کرده بودند.
نزدیکان او این اتهام را رد کردند و گفتند محمد هنگام وقوع آتشسوزی در خانه به سر میبرد و هیچ نقشی در این حادثه نداشت.
محمد اهل دهاقان و پدر رهای ۱۳ ساله و مهوای یکساله بود. نزدیکانش او را فردی آرام و کمحاشیه توصیف کردند و افزودند تمام دلخوشی او همسر و دو دخترش بود.
جمهوری اسلامی این زندانی سیاسی را تنها دو هفته پیش از تولد ۳۸ سالگیاش اعدام کرد.
ابعاد یک محاکمه صوری
به گفته نزدیکان، شامگاه ۲۹ دی با محمد تماس گرفته شد و از او خواسته شد برای ارائه توضیحات به سپاه پاسداران مراجعه کند.
بر اساس اطلاعات رسیده، ماموران به او گفته بودند: «فیلمی از تو در اختیار داریم.»
محمد پس از مراجعه بازداشت شد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت.
خانواده برای او وکیل شخصی گرفتند، اما به گفته آنها، وکیل اجازه ملاقات با محمد را نداشت و پرونده نیز بهطور کامل در اختیار او قرار نگرفت.
پس از صدور حکم اعدام، وکیل اعلام کرد به رای اعتراض کرده است، اما خانواده هنگام مراجعه به دیوان دریافتند که هیچ اعتراضی در سامانه ثبت نشده است.
دادستان دهاقان در واکنش به پیگیریهای وکیل به او گفته بود: «لازم نبود شما از این موضوع باخبر شوید.»
خانواده معتقدند مقامهای قضایی صدور حکم را عمدا از آنها پنهان کردند تا فرصت اعتراض و پیگیری قانونی از بین برود.
نزدیکان محمد گفتند او در دوران بازداشت بهشدت تحت فشار و شکنجه قرار داشت، در جریان بازجوییها مورد ضربوشتم قرار گرفت و با شوکر شکنجه شد تا علیه خود اعتراف کند.
خانواده همچنین از غذای ناکافی، شرایط نامناسب بهداشتی و محیط آلوده زندان خبر دادند.
محمد در هفتههای ابتدایی بازداشت، از وضعیت روحی و جسمی مناسبی برخوردار نبود و بهسختی متوجه اتفاقات اطراف خود میشد.
«به همه بگویید من بیگناهم»
چند روز پیش از اجرای حکم، محمد به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده در آخرین ملاقات او را در وضعیتی وخیم دیدند؛ او توان راه رفتن نداشت، ماموران زیر بغلش را گرفته بودند تا وارد اتاق ملاقات شود، بدنش میلرزید و تقریبا رمقی برایش باقی نمانده بود.
محمد در آخرین دیدار با خانواده تنها یک جمله گفت: «به همه بگویید من بیگناهم.»
پس از اجرای حکم، مقامهای جمهوری اسلامی اجازه ندادند پیکر او در زادگاهش دهاقان به خاک سپرده شود.
پیکر محمد با نظارت حکومت در «بهشت رضوان» اصفهان دفن شد و تنها چند نفر از اعضای نزدیک خانواده اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را یافتند.
بر اساس اطلاعات رسیده، محمد تا آخرین روزهای زندگی به آزادی امیدوار بود.
او گواهی «حسن اخلاق» گرفته بود و از داخل زندان هر روز با همسرش تماس میگرفت.
محمد از او میخواست از دختر کوچکشان، مهوا، فیلم بگیرد تا پس از آزادی بتواند لحظات بزرگ شدن این کودک را که از دست داده بود، تماشا کند.