ثابتی، نماینده تهران، از احتمال «اشغال برخی جزایر ایران» خبر داد


به گزارش رجانیوز، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در مجلس، گفت اشغال برخی جزایر ایران و نقاط کلیدی کشور زمانی ممکن است که پیش از آن زیرساختهای مواصلاتی آسیب دیده باشند، تا «دشمن» از طریق «گروههای تجزیهطلب» یا عملیات هلیبرن بتواند آسانتر به اهداف خود برسد و در جابهجایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی اخلال ایجاد کند.
ثابتی با اشاره به پایان جام جهانی، روزهای پیش رو را «بسیار حساس» توصیف کرد و از کسانی که به گفته او تصور میکردند توافق با آمریکا به پایان جنگ منجر میشود، انتقاد کرد.
او گفت این توافق، برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی، به کاهش قیمت نفت، ایجاد اختلاف در داخل کشور و طرح وعدههای تحققنیافته درباره مذاکره، پایان جنگ و لغو تحریمها منجر شده است.
او همچنین گفت در صورت وقوع حمله زمینی، جمهوری اسلامی توان پاسخگویی دارد.
ثابتی در پایان خطاب به مسعود پزشکیان، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت مردم در انتظار تحقق وعدههای پایان جنگ و لغو تحریمها هستند و از آنها خواست یا به این وعدهها عمل کنند یا بپذیرند که تشخیصشان نادرست بوده و رویکرد خود را تغییر دهند.






رهبران آلمان و فرانسه جمعه ۲۶ تیر متعهد شدند همکاریهای دفاعی خود را تعمیق بخشند و با رقابت شدید اقتصادی چین مقابله کنند؛ رقابتی که به گفته آنها از طریق مازاد ظرفیت تولید و پایین نگه داشتن ارزش پول ملی چین، فشار سنگینی بر اروپا وارد کرده است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در چارچوب نشستهای منظم مشترک کابینه دو کشور با یکدیگر دیدار کردند. این نشست با هدف عبور از تنشهایی برگزار شد که پس از شکست پروژه مشترک و پرسروصدای ساخت جنگنده نسل آینده در اوایل سال جاری به وجود آمده بود.
مرتس در یک نشست خبری مشترک که در آن دو رهبر فهرستی از اهداف مشترک، از جمله توسعه سامانههای دفاع موشکی و سامانههای حملات دوربرد را تشریح کردند، گفت: «ما هر اقدامی را که برای حفظ آزادی، امنیت و دفاع جمعیمان ضروری باشد، انجام میدهیم.»
هر دو رهبر همچنین از چین انتقاد کردند و گفتند پکن با ارائه سطحی از حمایت دولتی از صنایع خود که دستکم هشت برابر بیشتر از سایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است، به قواعد تجارت بینالمللی احترام نمیگذارد.
مکرون گفت: «ما به هیچ وجه، چه در دیپلماسی و چه در اقتصاد، ضدچین نیستیم، اما با نگاهی واقعبینانه به این کشور مینگریم.»
او افزود اروپا هر روز با چین حدود یک میلیارد یورو (۱.۱۴ میلیارد دلار) کسری تجاری دارد.
همکاری در زمینه بازدارندگی هستهای
دو رهبر پیشتر نیز پیشنهادهایی را برای همکاری فرانسه با آلمان در حوزه بازدارندگی هستهای مطرح کرده بودند؛ اقدامی که در پی نشانههای فزاینده از تمایل واشینگتن به کاهش تعهدات دفاعی خود در اروپا صورت گرفته است.
مرتس گفت: «ما در این زمینه گامبهگام پیش میرویم و ممکن است این روند در نهایت به یک دکترین جدید منجر شود، اما امروز برای چنین نتیجهگیریای بسیار زود است.»
او افزود هرگونه همکاری در این زمینه مکمل ترتیبات موجود در چارچوب ائتلاف ناتو خواهد بود.
مکرون نیز تاکید کرد که فرانسه همچنان مسئولیت کامل تامین مالی بازدارندگی هستهای خود را بر عهده خواهد داشت.
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال مشارکت مالی آلمان در برنامه هستهای فرانسه گفت: «هزینه برنامه هستهای فرانسه همواره از سوی خود فرانسه تامین خواهد شد.»
پروژه موسوم به سامانه هوایی رزمی آینده (FCAS) نیز، با وجود کنار گذاشته شدن طرح ساخت یک جنگنده مشترک، ادامه خواهد یافت و توسعه سامانههای اطلاعاتی مبتنی بر رایانش ابری که هسته اصلی این پروژه را تشکیل میدهند، دنبال خواهد شد.
مکرون گفت: «پروژههای باقیمانده، از جمله بخشهای مربوط به سامانه ابری و سایر حوزهها، همچنان میان شرکتهای صنعتی دو کشور در حال پیشرفت هستند.»
جنگ آمریکا و ایران دوباره آغاز شده است. واشنگتن و تهران، هر دو خود را پیروز یک جنگ تمام نشده میدانند. در حالیکه هیچیک پیروز قطعی نیستند. اما این بازی بیبرنده یک بازنده آشکار دارد: مردم ایران.
اگر یکی از دو طرف واقعا قاطعانه پیروز شده بود، مذاکره معنا نداشت. پیروز قاطع، شروط را تحمیل میکرد، نه آنکه از میانجیگران بخواهد آنها را منتقل کند. آنچه طرف آمریکایی، بهخصوص ترامپ و ونس میگویند این است که حکومت ایران شروط را پذیرفته بود: آزادسازی و امنیت تنگه هرمز، توقف غنیسازی.
جمهوری اسلامی هم معتقد بود و هست که توان دریافت خسارت، آزادسازی پولهای بلوکه شده و بیرون راندن آمریکا از منطقه را دارد و دست را فراتر گذاشت و لبنان را نیز در این میان دخیل کرد.
از متن تفاهمنامه منتشر شده برمیآمد که این شروط برآورده خواهد شد. اما در آمریکا، صداهای مخالف ترامپ به وضوح بالا رفت. در ایران نیز، طیف تندرو خشم خود را نشان داد.
دو روایت پیروزی که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود میسازند، در یک نقطه به هم میرسند: انکار واقعیت میدان. واقعیتی که در آن، نه آمریکا توانست نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد، نه حکومت ایران توانست از فروپاشی اقتصادی و انزوای منطقهای رهایی یابد.
توقف استراتژیک
تحلیلگران آمریکایی، خود این تشخیص را روشنتر از هر منتقد بیرونی بیان کردهاند. مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی، بیان میکند که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقهای نیست.
بهگفته او، با وجود خسارات سنگین وارد شده به توان نظامی ایران، تهران توانست با ابزارهای کمهزینهای مثل پهپاد و موشکهای ارزان قیمتش منافع آمریکا و متحدانش را به چالش بکشد.
به عقیده فرومن وقتی ابزار ارزان بتواند سامانهای گران را تهدید کند، نظم نظامی جهانی دچار اختلال میشود. هزینه همکاری امنیتی با آمریکا برای متحدان منطقهای، بالا میرود. کشورهای عربی خلیج فارس، که حملات به اهدافی در خاکشان نگرانی ایجاد کرده، ممکن است به سمت روسیه، چین یا توافق مستقیم با ایران سوق پیدا کنند.
او نتیجه میگیرد که «تغییر قواعد بازی با پیروزی در آن یکسان نیست.»
آمریکا قواعد بازی منطقه را تغییر داد، اما در این بازی پیروز نشد. توان نظامی داشت اما اراده سیاسی برای ادامه نداشت. کاخ سفید میان تهدید نظامی و تلاش برای دستیابی به توافق در نوسان است، و توافق احتمالی بیشتر بر بازگشایی تنگه و ادامه مذاکرات متمرکز است، نه محدود کردن برنامه موشکی یا شبکه نیروهای نیابتی جمهوریاسلامی.
دست به دامن روایت
روایت جمهوری اسلامی در سطحی متفاوت اما همان منطق را دنبال میکند. نظام حاکم در رسانههای رسمی، از پیروزی قاطع میگوید، اما در پشت پرده، شروطی را پذیرفت که در گذشته خط قرمز محسوب میشدند.
سیاست بینالملل برای نظام جمهوری اسلامی تقریبا از دست رفته، وضعیت داخلی سیاست هم چندان تعریفی ندارد؛ سران نظام مورد هجمه طیف تندرو قرار دارند و در رسانه و خیابان مورد دشنام قرار میگیرند. وضعیت معیشتی مردم که مشخص است. دولت در این میان، با محدودیت و ناتوانی بسیار تقلا میکند جلو ورشکستگی نهایی اقتصاد را بگیرد.
پارادوکس هزینه
اما اگر هیچیک از دو طرف پیروز قاطع نبوده، چه کسی هزینهی واقعی این جنگ را پرداخت؟
درست است که این جنگ به لحاظ ابزاری برای جمهوری اسلامی ارزان بود، به این معنی که پهپادها و موشکهای ساخت ایران بسیار ارزانتر از مشابه خارجی هستند. اما این ارزانی کمکی به بهبود وضعیتاقتصادی و معیشتی مردم نکرده است.
به تحلیل فرومن بازگردیم؛ ایران با ابزار ارزان به اقتصاد جهانی ضربه زد؛ اما هزینه آن ابزار ارزان نه در پنتاگون پرداخت شد نه در بیت رهبری. راهبردی که قرار بود نظام جهانی را به چالش بکشد، به بار دیگری بر گرده سنگین زندگی مردمی بدل شد که هزینه این جنگ را ناخواسته میپردازند.
این، منطق پنهان جنگهای نامتقارن است. وقتی یک طرف با ابزار ارزان میجنگد، نشانه هوشمندی استراتژیکاش نیست؛ نشانه این است که قدرت تولید ابزار گران را ندارد، و چون به جنگ کشانده شده، با هرچه دارد میجنگد.
اما این «هرچه دارد» نیز خود ساخت دستی نیست. از منابعی برداشت شده که جای دیگری برای زندگی مردم لازم بود. هر پهپاد ارزان، چندین کیسه برنج، چندین جعبه دارو و چندین ساعت برق است که حذف میشود.
ایران در ماههای اخیر شاهد سهرقمی شدن تورم بوده است. صندوق بینالمللی پول ایران را در میان سه کشور با بالاترین تورم جهان قرار داده. حدود دو میلیون نفر در دو ماه گذشته بیکار شدهاند. اقتصاد دیجیتال، با شصتوپنج روز قطعی اینترنت سراسری، نابود شده است. اینها، هزینه واقعی آن جنگ ارزان است.
بازندهای که دیده نمیشود
مذاکرات حالا شکست خورده است و جنگ، اگر چه فعلا بیشتر در جنوب ایران در جریان است، هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. با توجه به نیت آمریکا بر محاصره دوباره دریایی ایران، فشار بر معیشت مردم بیشتر میشود. جنگی که فاتح نداشت، یک بازنده واضح داشت. و آن بازنده، در هیچ یک از روایتهای پیروزی، نه دیده میشود نه صدایش شنیده میشود؛ مردم.
شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، جمعه ۲۶ تیر پکن را پیشگام نظم نوین جهانی هوش مصنوعی معرفی کرد و از مهمترین کنفرانس فناوری چین برای ترویج فناوری متنباز و به چالش کشیدن نفوذ آمریکا بر قواعد حاکم بر این بخشِ بهسرعت در حال تحول استفاده کرد.
شی در سخنرانی خود در مراسم افتتاحیه کنفرانس جهانی هوش مصنوعی در شانگهای، از کشورهای جهان خواست «فرصت تاریخی» هوش مصنوعی متنباز را مغتنم بشمارند.
او همچنین نسبت به شکلگیری «بیعدالتیهای تاریخی جدید» ناشی از دسترسی نابرابر به این فناوری هشدار داد و متعهد شد به کشورهای در حال توسعه برای ایجاد توانمندیهای هوش مصنوعی کمک کند.
بهنوشته رویترز سخنان روز جمعه شی روشنترین اظهار نظر درباره بلندپروازی چین برای شکل دادن به حکمرانی جهانی هوش مصنوعی محسوب میشود. او مدلهای متنباز چین را نوعی کالای عمومی جهانی معرفی کرد و در مقطعی تعیینکننده از رقابت برای رهبری فناوری، پکن را بهعنوان جایگزینی برای واشینگتن در جایگاهی ویژه قرار داد.
شی با مقایسه اهمیت هوش مصنوعی با اختراع موتور بخار و برق، چشماندازی ترسیم کرد که در آن چین فناوری و تخصص هوش مصنوعی را با کشورهای جنوب به اشتراک میگذارد و همزمان رهبری تلاشهای جهانی برای تدوین استانداردهای حاکم بر این فناوری نوظهور را بر عهده میگیرد.
این سخنرانی، ائتلاف هوش مصنوعی چین را رقیبی برای ابتکار بینالمللی «پاکس سیلیکا» به رهبری آمریکا معرفی کرد؛ طرحی که هدف آن ایمنسازی زنجیرههای جهانی تامین هوش مصنوعی و مواد معدنی حیاتی است، هرچند شی بهطور مستقیم از واشینگتن نام نبرد.
رسانههای دولتی چین بهطور فزایندهای راهبرد هوش مصنوعی پکن را پاسخی به آنچه تلاش تحت رهبری آمریکا برای برپایی یک «پرده آهنین هوش مصنوعی» مینامند، معرفی کردهاند.
«یویوان تانتین»، حساب شناختهشدهای در شبکههای اجتماعی که با شبکه دولتی سیسیتیوی (CCTV) ارتباط دارد، در تفسیری که پنجشنبه منتشر شد، گفت چین از طریق «تجمیع توان همه بشریت و همه کشورها برای ایجاد یک زیستبوم هوش مصنوعی متنباز و همهجانبه» در پی ساختن «نظمی دیگر» است.
در شرایطی که مدلهای هوش مصنوعی چینی با متنهای باز، در رقابت با سامانههای اختصاصی شرکتهای آمریکایی مانند اوپنایآی (OpenAI) و آنتروپیک (Anthropic) بهسرعت پیشرفت میکنند، کنفرانس جهانی هوش مصنوعی تغییر چشمانداز این حوزه را برجستهتر میکند.
استارتاپ مونشاتایآی (Moonshot AI) مستقر در پکن، جمعه مدل کیمی کی۳ (Kimi K3) را رونمایی کرد و آن را از نظر تعداد پارامترها بزرگترین مدل هوش مصنوعی باز جهان خواند. این رونمایی یک ماه پس از آن انجام شد که دولت آمریکا بهدلیل نگرانیهای امنیتی، مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی آنتروپیک را بهطور ناگهانی کنار گذاشت.
رویترز اوایل این ماه گزارش داد که پکن در حال بررسی اعمال محدودیت بر دسترسی خارجی به برخی از مدلهای پیشرو هوش مصنوعی چین است؛ موضوعی که تنش فزاینده میان تبلیغ هوش مصنوعی متنباز از سوی این کشور و دستور کار روزبهروز سختگیرانهتر امنیت ملی آن را برجسته میکند.
شی همچنین خواستار آن شد که سامانههای هوش مصنوعی تحت کنترل انسان باقی بمانند و کشورها برای مدیریت خطرات هوش مصنوعی، سازوکارهای هشدار زودهنگام و واکنش اضطراری ایجاد کنند. این روشنترین اظهارات او تاکنون درباره ایمنی هوش مصنوعی بود.
رهبر چین همچنین خواستار اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از سناریوهای خارج شدن هوش مصنوعی از کنترل شد و نسبت به خطرات سامانههای خودمختار هوش مصنوعی که میتوانند از نظارت و کنترل انسانی بگریزند، هشدار داد.
چین در حال قرار گرفتن در موقعیت «رهبری جهان» است
شی گفت چین آموزشهای هوش مصنوعی ارائه خواهد کرد و با کشورهای عضو بریکس، آسهآن، آمریکای لاتین و اتحادیه آفریقا مراکز همکاری در حوزه هوش مصنوعی ایجاد خواهد کرد؛ اقدامی که دیپلماسی هوش مصنوعی چین را با بلوکهای اصلی جنوب، جایی که پکن از پیش نفوذ قابل توجهی در آنها دارد، همسو میکند.
این سخنان یک روز پس از راهاندازی «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی»، یا WAICO، مطرح شد؛ نهادی که چین آن را ایجاد کرده و ۲۹ کشور به عضویت آن درآمدهاند.
شی این سازمان را «نقطه عطفی در تاریخ توسعه هوش مصنوعی جهان» خواند و گفت این نهاد پاسخی به مطالبات کشورهای جنوب جهانی برای مشارکت بیشتر در حکمرانی هوش مصنوعی است.
تحلیلگران گفتند زمانبندی این سخنرانی، آنچه را میتوانست یک سخنرانی معمول درباره سیاستگذاری باشد، به بیانیهای تبدیل کرد که پیشرفتهای فناوری چین را به یک سکوی رسمی دیپلماتیک پیوند میزند.
بهگفته تحلیلگران، این فشار نهادی بازتاب تلاش گستردهتر چین برای جلوگیری از آن است که در بخشی که بهطور فزایندهای تحت تاثیر شرکتهای آمریکایی، محدودیتهای صادراتی آمریکا و مشارکتهای فناوری به رهبری واشینگتن شکل میگیرد، صرفا پذیرنده قواعد دیگران باشد.
جورج چن، رئیس بخش فعالیتهای دیجیتال در شرکتی مشاورهای، گفت: «پیام شی روشن است: چین نه در فناوری هوش مصنوعی و نه در استانداردهای آن از کسی پیروی نخواهد کرد. در عوض، چین قصد دارد در هر دو زمینه جهان را رهبری کند.»
چشماندازهای رقیب
کنفرانس جهانی هوش مصنوعی، که تا ۲۹ تیر ادامه خواهد داشت، در شرایطی برگزار میشود که واشینگتن و پکن برای نخستین گفتوگوهای دولتی خود درباره هوش مصنوعی در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ آماده میشوند.
این دو قدرت هفته گذشته در نشستی که از سوی سازمان ملل درباره هوش مصنوعی برگزار شده بود، چشماندازهای رقیبی ارائه کردند. مقامهای آمریکایی استدلال کردند که مقررات بیش از حد میتواند نوآوری را محدود کند، در حالی که چین مدلهای کمهزینه و متنباز خود را ابزاری برای کاهش شکاف جهانی در دسترسی به هوش مصنوعی معرفی کرد.
واشینگتن ۳۵ کشور را در حمایت از «بیانیه فرصتهای هوش مصنوعی» گرد هم آورده است، در حالی که ۲۹ کشور به سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی به رهبری چین پیوستهاند.
یک فرد آگاه از موضع آمریکا به رویترز گفت قزاقستان تنها کشوری است که نام آن در فهرست اعضای هر دو ابتکار دیده میشود.
او استدلال کرد که این همپوشانی محدود نشان میدهد بیشتر کشورهایی که با چارچوب واشینگتن همسو هستند، از ابتکار رقیب پکن حمایت نکردهاند.
در کنار شرکتهای فناوری پیشرو چین، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، قاسم ژومارت توکایف، رییسجمهوری قزاقستان، و آنوتین چارنویراکول، نخستوزیر تایلند، نیز از شرکتکنندگان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی هستند.
اپل با پشت سر گذاشتن انویدیا، بار دیگر به باارزشترین شرکت جهان تبدیل شد؛ رویدادی که از تغییر نگاه سرمایهگذاران به آینده هوش مصنوعی و بازآرایی جایگاه غولهای فناوری حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، ارزش بازار اپل در پایان معاملات جمعه ۲۶ تیر به ۴.۸۸ تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت تقریبا بدون تغییر بسته شد.
در مقابل، ارزش بازار انویدیا پس از افت ۳.۵ درصدی سهامش به حدود ۴.۸۶ تریلیون دلار کاهش یافت.
جابهجایی در فهرست ارزشمندترین شرکتهای جهان نشان میدهد سرمایهگذاران دیگر تنها بر شرکتهایی مانند انویدیا که تاکنون بیشترین بهره را از رونق هوش مصنوعی بردهاند، متمرکز نیستند.
انویدیا نزدیک به یک سال در صدر فهرست قرار داشت و اپل اکنون برای نخستین بار از آوریل ۲۰۲۵ این رتبه را پس گرفته است.
تونی میدوز، مدیر سرمایهگذاری شرکت «مدیریت ثروت بیآرآی»، گفت اپل تا همین اواخر بهدلیل سرمایهگذاری محدود در توسعه مدلهای هوش مصنوعی، از بازیگران عقبمانده این رقابت تلقی میشد، اما اکنون نگاه بازار تغییر کرده است.
به گفته او، اپل از طریق ارائه خدمات، حفظ کاربران در اکوسیستم خود و ارتقای سختافزاری، موقعیت مناسبتری برای درآمدزایی از هوش مصنوعی دارد.
میدوز افزود رشد ارزش سهام اپل بیش از آنکه ناشی از خوشبینی به هوش مصنوعی باشد، بازتاب اعتماد سرمایهگذاران به پایداری سودآوری این شرکت است.
تلاش اپل برای بهبود جایگاه خود
رویترز در همین رابطه نوشت برای اپل که تا همین اواخر از آن بهعنوان یکی از عقبماندگان عرصه هوش مصنوعی یاد میشد، بازیابی این جایگاه نشاندهنده تلاش برای تثبیت موقعیت خود در میان بازیگران اصلی این حوزه است.
این دستاورد همچنین میتواند بر ارزیابی عملکرد تیم کوک در ماههای پایانی دوران مدیرعاملیاش در اپل تاثیر بگذارد.
کوک قرار است در ماه سپتامبر سمت مدیرعاملی را به جان ترنوس، مدیر باسابقه بخش سختافزار اپل، واگذار کند.
اپل ماه گذشته نسخه بازطراحیشده دستیار صوتی «سیری» را پس از مدتها انتظار معرفی کرد.
این شرکت امیدوار است نسخه جدید سیری بتواند فاصله آن با دیگر غولهای فناوری و استارتاپهای فعال در حوزه هوش مصنوعی را کاهش دهد.
برخی تحلیلگران معتقدند انبوه دادههای شخصی ذخیرهشده در آیفونها، بزرگترین مزیت اپل در رقابت هوش مصنوعی است و میتواند پاسخهای سیری را دقیقتر و قابلیتهای آن را گستردهتر کند.
با این حال، استفاده از این ظرفیت با چالش حفظ حریم خصوصی کاربران روبهرو است و اپل باید راهی برای بهرهبرداری از این دادهها بدون خدشهدار کردن اصول حریم خصوصی پیدا کند.
رقابت تنگاتنگ در عرصه هوش مصنوعی
انویدیا در ماه اکتبر نخستین شرکت جهان شد که ارزش بازار آن از پنج تریلیون دلار فراتر رفت.
تحلیلگران معتقدند از دست دادن رتبه نخست لزوما به معنای تغییر پایدار در جایگاه این شرکت نیست، زیرا انویدیا همچنان یکی از اصلیترین بهرهمندان از موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی به شمار میرود.
در مقابل، اپل نیز با چالشهایی مواجه است. این شرکت برای جبران نرخ صعودی هزینهها، قیمت برخی محصولات خود را افزایش داده است؛ اقدامی که ممکن است بر تقاضای مصرفکنندگان اثر منفی بگذارد.
در همین حال، استقبال سرمایهگذاران از هوش مصنوعی به افزایش توجه آنها به صنعت نیمههادی نیز منجر شده است.
از جمله شرکتهای موفق امسال تولیدکنندگان تراشههای حافظه مانند «مایکرون» هستند. ارزش این شرکت در ماه مه از یک تریلیون دلار فراتر رفت، زیرا سرمایهگذاران به اهمیت تراشههای حافظه در زیرساختهای هوش مصنوعی پی بردهاند.
شرکت «اسکی هاینیکس» کرهجنوبی نیز یکی دیگر از شرکتهایی است که توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است.
«غربزدگی» مستند تازهای است از گیلدا پورجبار که در بیست و سومین دوره جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد؛ فیلمی که داستان شخصی سازنده فیلم و برادرش را با وقایع دهه شصت میآمیزد و از دل ممنوعیتها و فشارهای فرهنگی و مذهبی، به ایران امروز میرسد.
طی دهه اخیر فرمول ترکیب دنیا و اتفاقات شخصی و خانوادگی با وقایع انقلاب ایران و پس از آن جنگ و اعدامها در دهه شصت و همینطور جنبش زن، زندگی، آزادی، به فرمول موفقی برای زنان فیلمساز ایرانی بدل شده که نمونههای مختلف آن از فیلمسازانی چون فیروزه خسروانی، بنی خشنودی و پگاه آهنگرانی در جشنوارههای گوناگون به نمایش درآمدهاند و زندگی شخصی آنها و همینطور افراد خانواده یا دوستان آنها به عنوان قربانی خشونتهای اوایل انقلاب، دهه شصت و پس از آن، مورد توجه تماشاگران خارجی قرار گرفته است.
گیلدا پورجبار هم در این اولین فیلمش سعی دارد در فضایی شخصی اتفاقات رخ داده را از منظر دنیای درونی خودش به تصویر بکشد. در این راه او از انیمیشن هم استفاده میکند؛ انیمیشنهایی که توسط برادرش سیامک ساخته شدهاند و در طول فیلم، بهویژه در بخش دوم، فعالیتهای او بخش عمدهای از فیلم را تشکیل میدهد.
فیلم عنوانش را از کتاب جلال آلاحمد قرض میگیرد، کتابی که در گفتار روی فیلم بهطور مشخص به آن اشاره میشود و اینکه نظرات مطرح شده در آن به کعبه آمال انقلابیون بدل شد و کار را برای ایدئولوژی تندروی آنها در جهت نفی هر نوع اشکال فرهنگ غرب آسان کرد.
فیلم با تمرکز بر این موضوع آغاز میشود که شروع بکری را برای فیلم رقم میزند و به نوعی آن را از نمونههای مشابه جدا میکند: دهه شصت، نوارهای کاست ممنوع و کمیته انقلاب اسلامی که به کابوس جوانان این دهه بدل شده بود.
خود فیلمساز دوران کودکی و مدرسهاش را در این دهه توضیح میدهد و برای شرح مفصلتر از بردارش، که چند سالی از او بزرگتر است، کمک میگیرد؛ برادری که در واقع پای نوارهای کاست و موسیقی غربی را به خانه آنها باز میکند و در طول فیلم جزئیات این علاقه و محدودیتهای آن را شرح میدهد.
اما فیلم موسیقی غربی و ممنوعیتها را به شهرک اکباتان پیوند میزند؛ جایی که فیلمساز و خانوادهاش پس از مهاجرت به تهران در آنجا ساکن شدهاند و این ساختمانهای بتونی و تخت، خاطرات متنوعی را برای فیلمساز و برادرش رقم زدهاند.
در نتیجه فیلم در بخشهایی حتی بهطور مشخص و متمرکز به تشریح شهرکی میپردازد که در اتفاقات اخیر هم نقش مهمی را ایفا کرده است.
این علاقه و ارادت به حدی است که فیلمساز در انتها، گفتار متن انگلیسیاش را برای اولین بار به چند جمله فارسی تغییر میدهد تا خطاب به شهرک اکباتان بگوید:«دمت گرم!»
فیلم شروع جذاب و غافلگیر کنندهای درباره این دهه دارد و با ترکیب مصاحبه با انیمیشن و تصاویر واقعی میتواند تماشاگر را غرق در فضایی نامانوس کند که نسل ما به چشم خود دید و حالا غیرقابل باور به نظر میرسد.
از این رو برای نسل ما همه خاطرات مربوط به کاستها، گیر کردن و پاره شدن نوارها، پوسترهای ممنوع گروههای موسیقی خارجی و همه ترسهای مربوط به آن دوران، تماشای بخش اول فیلم را جذابتر میکند، اما به طرز غریبی در ادامه فیلم از این مبحث جدا میشود و تقریبا از نقطه ثقل، و نقطه موفقیت بخش اول فیلم، به دور میافتد.
فیلمساز به جای متمرکز شدن بر این سوژه، که حتی میتوانست فقط به همان دهه شصت محدود شود و جلوتر نیاید، بر روی برادرش متمرکز میشود و بخشهایی از قسمت دوم فیلم به نقاشیها، پوسترها و زندگی او میپردازد که به بحث اصلی و اولیه فیلم پیوند نمیخورد و جدا میایستد.
از جمله این صحنههای اضافی، خلق نقاشی دیواری برای یک دوست است که اساسا با موضوع اصلی و عنوان فیلم هیچ ارتباطی پیدا نمیکند.
هر از گاه البته فعالیتهای بعدی برادر، مثل طراحی پوستر برای گروهها و فیلمهای زیرزمینی، به مضمون اصلی پیوند میخورد اما این پیوند درونی و عمیق نمیشود و فیلم در بخش دوم به طور کلی از مسیر اصلی و موفق قبلیاش دور میافتد، و چه حیف.