نماینده مجلس: در صورت تکرار حمله آمریکا، کشورهای منطقه در تاریکی مطلق فرو خواهند رفت


بهنام سعیدی، عضو هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جمهوری اسلامی، گفت اگر حملات علیه جمهوری اسلامی تکرار شود، کشورهای حاشیه خلیج فارس در «تاریکی مطلق» فرو خواهند رفت.
او افزود اگر آمریکا به ایران حمله زمینی کند، نیروهای آمریکایی «یا اسیر میشوند یا قتلعام» و جمهوری اسلامی «درسی سخت» به آمریکا خواهد داد تا به گفته او، دیگر به حمله به خاک ایران فکر نکند.
او همچنین با اشاره به روابط تهران و واشینگتن، بدعهدیهای آمریکا را «بیسابقه» توصیف کرد و گفت مذاکره با چنین طرفی با چالشهای جدی روبهرو است.






دنا کراری، شهروند ۵۳ ساله ایرانی-آمریکایی و فعال حوزه فناوری و امور خیریه، پس از حدود ۱۹ ماه ممنوعیت خروج، بازجوییهای متعدد و پیگیریهای حقوقی، ایران را ترک کرد و در مسیر بازگشت به آمریکا قرار گرفت.
سیانان پنجشنبه ۲۵ تیر گزارش داد خروج کراری در حالی انجام شد که او هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شده بود و نگرانیهایی جدی درباره وضعیت جسمانیاش در روزهای پیش رو وجود داشت.
جرد گنسر، وکیل کراری، خروج موکلش از ایران در میانه جنگ و با توجه به بیماری او را «اتفاقی شبیه به معجزه» توصیف کرد.
گنسر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «میخواهم عمیقترین قدردانی خود را از بنیاد جیمز فولی، دایان فولی و بهویژه لیز ریچاردز ابراز کنم که به ما کمک کردند موکلمان، دنا کراری را که از آذر ۱۴۰۳ بر پایه اتهامهای بیاساس در ایران گرفتار شده بود، به خانه بازگردانیم.»
او افزود: «در لحظههای جشن، بسیار مهم است به یاد داشته باشیم که هر پیروزی حاصل تلاش گروهی است و افراد بیشماری، شناختهشده و ناشناس، بیوقفه برای تحقق آن تلاش میکنند.»
گنسر ادامه داد ریچاردز در بنیاد جیمز فولی، علاوه بر پروندههای دیگر، تلاشها برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی و گروگانها را هدایت کرده و بدون انتظار برای تشکر یا دیدهشدن، در تمام این مسیر دوست و همراهی استوار برای کراری و تیم حقوقی او بوده است.
او نوشت: «مطمئنم بدون او، امروز فرا نمیرسید.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه چهارشنبه ۲۴ تیر در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ایران به یک شهروند آمریکایی که در دسامبر ۲۰۲۴، در دوران ریاستجمهوری جو بایدن خوابآلود، بهناحق بازداشت شده بود، اجازه داد کشور را ترک کند. او اکنون بهسلامت خارج از ایران است و وضعیت جسمانی خوبی دارد. ایالات متحده آمریکا از این اقدام ایران که نشانه حسن نیت بود، قدردانی میکند.»
ترامپ در این پیام نام این شهروند آمریکایی را اعلام نکرد. هویت او ساعاتی بعد از سوی گنسر تایید شد.
سفر به ایران و آغاز پرونده
پرونده کراری تا پیش از اعلام ترامپ بهصورت عمومی مطرح نشده بود. او شهروند دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی بود که یک سازمان غیرانتفاعی به نام «بنیاد کودکان مهر» را اداره میکرد. نام شرکت محل فعالیت او منتشر نشده است.
به گزارش اکونومیک تایمز، کراری آذر ۱۴۰۳ برای دیدار با خانوادهاش به شیراز سفر کرد.
گنسر به سیانان گفت هنگامی که او قصد خروج از ایران را داشت، ماموران جمهوری اسلامی گذرنامههای ایرانی و آمریکاییاش را ضبط کردند و مانع خروجش شدند.
بهگفته گنسر، حدود یک ماه بعد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خودرو حامل کراری و اعضای خانوادهاش را متوقف کردند و کراری برای مدتی کوتاه بازداشت و ساعتها بازجویی شد.
او پس از آن نیز دهها بار مورد بازجویی قرار گرفت و تحت آنچه وکیلش «ممنوعیت اجباری خروج» خواند، قرار داشت.
بهنوشته اکونومیک تایمز، مقامهای جمهوری اسلامی کراری را به «همکاری با دولت متخاصم» و «جاسوسی» متهم کرده بودند. گنسر این اتهامها را بیاساس خواند و گفت موکلش متهم شده، اما هرگز رسما تفهیم اتهام نشده بود.
با این حال، یک منبع آگاه به سیانان گفت کراری بازداشت و تفهیم اتهام شد و سپس با قرار وثیقه آزاد شد، اما ممنوعیت خروج او از ایران ادامه یافت.
بهگفته گنسر، کراری بهدلیل اداره «بنیاد کودکان مهر» هدف قرار گرفت. این سازمان غیرانتفاعی با حمایت مالی اهداکنندگان خصوصی و بر اساس مجوز دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، به کودکان محروم در ایران کمک میکرد.
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامهای باقیمانده علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و گفت آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
بهگفته گنسر، ممنوعیت خروج کراری در بهار سال جاری، به دلایلی که هنوز کاملا روشن نیست، منقضی شد و گذرنامههایش به او بازگردانده شد؛ با این حال، نخستین تلاش او برای خروج از ایران ناکام ماند و مقامها او را بازگرداندند.
گنسر افزود با آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یادداشت تفاهم، تیم حقوقی کراری فورا با کاخ سفید و مذاکرهکنندگان آمریکایی تماس گرفت و از آنان خواست پرونده او را پیگیری کنند.
او گفت بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، این موضوع در مذاکرات مطرح شده بود و کراری سرانجام ۲۴ تیر از مرز عبور کرد و ایران را ترک کرد.
گنسر همچنین گفت کراری هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شد و درباره وضعیت جسمانی او در روزهای پیش رو نگرانیهای جدی وجود داشت.
او افزود انتظار دارد موکلش در روزهای آینده درباره آنچه بر او گذشته است، توضیح دهد، اما اکنون باید استراحت کند و سلامتی خود را بازیابد.
درخواست برای آزادی دیگر زندانیان
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامها علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و تاکید کرد آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
او همچنین خواستار آزادی همه آمریکاییهایی که بهناحق در ایران زندانی شدهاند، همه افرادی که تحت ممنوعیت اجباری خروج قرار دارند و نیز همه زندانیان سیاسی در ایران شد.
سیانان بهنقل از یک مقام آمریکایی نوشت دولت ایالات متحده تا ماه گذشته پرونده دستکم شش شهروند آمریکایی بازداشتشده در ایران را پیگیری میکرد.
رضا ولیزاده و کامران حکمتی از جمله افرادی هستند که دولت آمریکا آنان را رسما در شمار شهروندان «بهناحق بازداشتشده» قرار داده است.
سازمان «گلوبال ریچ» که برای آزادی کامران حکمتی فعالیت میکند، در بیانیهای از خروج کراری استقبال کرد و ابراز امیدواری کرد این تحول نشانهای باشد که حکمتی نیز بهزودی از زندان اوین آزاد خواهد شد.
عزرائیل، فرشته مرگ، این روزها به نمادی پرکاربرد در ادبیات رسمی مقامهای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نمادی که در روایت آنان، نه صرفا مامور قبض روح، بلکه عامل «انتقام» از دشمنان حکومت معرفی میشود.
درگذشت لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از حامیان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، موجی از واکنشها را در میان مقامهای حکومت ایران به همراه داشت.
شماری از آنان در اظهارات خود، عزرائیل را مسئول گرفتن جان گراهام دانستند و از فرشته مرگ با تعابیر ستایشآمیز یاد کردند.
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی با عنوان «برادرانه با حضرت عزرائیل» نوشت گراهام «با یک بلیت بیبازگشت به جهنم رفت».
او از عزرائیل گلایه کرد که چرا «پیشدستی» کرده و اجازه نداده جمهوری اسلامی خود گراهام را به قتل برساند.
شریعتمداری همچنین عزرائیل را نخستین پاسخدهنده به «فراخوان انتقام ملتهای مسلمان» معرفی کرد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در واکنش به مرگ گراهام گفت: «حضرت عزرائیل عادل است.»
او افزود مردم ایران قرار نیست برای این سناتور آمریکایی «نماز وحشت بخوانند» یا عزاداری کنند.
گراهام ۲۱ تیر در سن ۷۱ سالگی درگذشت. بر پایه یافتههای اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، این سناتور کهنهکار بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) جان خود را از دست داد.
گراهام در سالهای اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود. او بهویژه در جریان انقلاب ملی دیماه و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.
در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال، از گراهام بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند و یاد او را گرامی داشتند.
جایگاه عزرائیل در منابع اسلامی
نام عزرائیل در قرآن نیامده و در آیات قرآن تنها از «مَلَکالموت» یا فرشته مرگ یاد شده است.
با این حال، در بخشی از روایات و منابع اسلامی، عزرائیل بهعنوان یکی از فرشتگان مقرب خدا و مامور قبض روح انسانها معرفی میشود که ارتباط ویژهای با پیامبران و اولیای الهی دارد.
در متون اسلامی، قبض روح همه انسانها، فارغ از دیندار یا بیدین بودن آنها، به مَلَکالموت و فرشتگان تحت فرمان او نسبت داده میشود.
در برخی روایتها نیز آمده است که عزرائیل برای قبض روح پیامبر اسلام، پیش از ورود اجازه میگیرد.
ریشه عبری کلمه عزرائیل
برخی پژوهشگران معتقدند نام عزرائیل احتمالا ریشهای عبری دارد و به معنای «کسی که خدا او را یاری کرده» تفسیر میشود.
شماری از مسلمانان معتقدند از آنجا که نام عزرائیل در قرآن و احادیث محمد، پیامبر اسلام، نیامده است، احتمال میرود این نام از «اسرائیلیات» گرفته شده باشد.
اسرائیلیات به روایتهایی با خاستگاه یهودی و گاهی مسیحی گفته میشود.
برخی پژوهشهای تاریخی نیز از یافتن نامی مشابه عزرائیل بر روی کاسههای طلسم به خط آرامی متعلق به جوامع یهودی سده هفتم میلادی خبر دادهاند. یکی از این آثار در موزه پنسیلوانیا نگهداری میشود.
از شناختهشدهترین منابع تصویرسازی عزرائیل در جهان اسلام، کتاب «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» اثر زکریای قزوینی است که نسخههایی از آن در موزه بریتانیا و موزه برلین وجود دارد.
بررسیها نشان میدهد نام عزرائیل از متون یهودی و مسیحی قرون میانه به فرهنگ اسلامی راه یافته است.
مرگاندیشی در گفتمان جمهوری اسلامی
کاربرد گسترده نام عزرائیل در واکنش مقامهای جمهوری اسلامی به مرگ گراهام، امتداد گفتمانی است که در آن مرگاندیشی جایگاهی محوری دارد.
مرگاندیشی از همان ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در ادبیات رسمی حکومت حضور داشته است.
روحالله خمینی پس از ترور مرتضی مطهری، کشته شدن نیروهای حکومت را نه عامل تضعیف، بلکه زمینهساز تداوم جمهوری اسلامی توصیف کرد.
علی خامنهای هم بارها خواستار ماندگار شدن «فرهنگ شهادت» در جامعه شد.
در این چارچوب، مرگ نه صرفا پایان زندگی، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت است. مرگ نیروهای وابسته به حکومت با مفاهیمی چون شهادت و جاودانگی تقدیس میشود و مرگ دشمنان با ادبیاتی آمیخته به تمسخر، انتقام و حتی ستایش از «عزرائیل» همراه است.
همزمان با ازسرگیری حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی بهویژه در جنوب ایران، برخی شهروندان از حامیان حکومت که طی ماههای گذشته از ادامه جنگ و حملات نظامی جمهوری اسلامی پشتیبانی کردهاند، خواستند برای واکنش به دور جدید درگیریها راهی مناطق جنوبی کشور شوند.
در پی هدف قرار گرفتن برخی مراکز نظامی در شهرهای جنوبی و تشدید مشکلات ناشی از جنگ، موجی از همدلی با ساکنان این مناطق شکل گرفته است.
شماری از کاربران و مخاطبان در پیامهایی به مدیابات ایراناینترنشنال تاکید کردند درد جنوب، درد تمام ایران است.
یکی از شهروندان در پیام خود گفت کسانی که ماهها در تجمعات از جنگ و حمله به اسرائیل و ایالات متحده حمایت کرده و شعار دادهاند، اکنون باید برای واکنش به حملات آمریکا، به جنوب ایران بروند.
روایت شهروندان از روزهای جنگ در جنوب
با وجود ادامه حملات آمریکا به نقاط مختلف ایران، از جمله جنوب کشور، مقامهای جمهوری اسلامی هنوز شرایط جنگی اعلام نکردهاند؛ موضوعی که بازتاب آن را میتوان در لغو دیرهنگام امتحانها و تعطیل نشدن ادارهها در برخی مناطق درگیر دید.
یکی از دانشآموزان جنوب کشور در پیامی به ایراناینترنشنال، با انتقاد از تعویق امتحانات تا چهارم شهریور نوشت: «ما در گرما و با قطعی برق چطور میتوانیم درس بخوانیم؟»
او خواستار برگزاری مجازی امتحانات شد و هشدار داد در غیر این صورت، ممکن است «دوباره حادثه میناب پیش بیاید».
شهروندی از بندر ماهشهر نیز گفت مردم این منطقه از جنگ و مرگ نمیترسند و امیدوارند حملات آمریکا به تغییر حکومت منجر شود.
همزمان، شماری از شهروندان دیگر نقاط ایران در پیامهای خود، با مردم جنوب ابراز همدلی کردند.
یکی از آنان خطاب به ساکنان جنوب نوشت: «ما در هر نقطه از ایران، در هر ساعت از شبانهروز به یاد شما هستیم.»
تنشهای منطقهای پس از حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری و اعلام بسته شدن تنگه هرمز به روی همه شناورها بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر آتشبس با جمهوری اسلامی را پایانیافته خواند و ۱۹ تیر در نامهای به کنگره اعلام کرد ارتش ایالات متحده از ۱۶ تیر عملیات تازهای را علیه اهداف نظامی در ایران آغاز کرده است.
ارتش آمریکا بامداد پنجشنبه ۲۵ تیر موج دیگری از حملات را علیه اهداف نظامی در ایران به انجام رساند؛ حملاتی که بخش عمده آن متوجه هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان بود.
کارزاری برای حضور اعضای جبهه پایداری در جنوب ایران
کارزار «درخواست حضور اعضای جبهه پایداری در مناطق جنوب کشور، بهویژه سیریک و بندرعباس» که ۲۳ تیر در پلتفرم «کارزار» راهاندازی شد، تا ظهر ۲۵ تیر بیش از ۱۲۰ هزار امضا جمع کرده و در فهرست کارزارهای ویژه این سامانه قرار گرفته است.
در متن این کارزار آمده است مناطق جنوبی کشور بهویژه سیریک و بندرعباس، در معرض تهدیدهای مستقیم و شبانهروزی ناشی از حملات قرار دارند و ساکنان، نیروهای نظامی و سربازان مستقر در این مناطق با نگرانی از آسیبهای احتمالی و تهدید زیرساختهای حیاتی، از جمله شبکه برق، روبهرو هستند.
امضاکنندگان با اشاره به مواضع برخی اعضای جبهه پایداری در حمایت از ادامه جنگ، از آنان خواستند برای درک مستقیم شرایط اقلیمی و امنیتی جنوب، در این مناطق حضور یابند و از نزدیک با مشکلات مردم و نیروهای مستقر آشنا شوند.
آنان همچنین خواستار پرهیز از تصمیمهای «غیرکارشناسی» شدهاند که میتواند جان و مال مردم را به خطر اندازد.
مخالفت با ادامه جنگ در تهران نیز بازتاب یافته است.
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، شعارنویسی روی یکی از پلهای پایتخت در ۲۳ تیر را نشان داد که در آن خطاب به احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، نوشته شده بود: «ما دیگر جنگ نمیخواهیم.»
این در حالی است که مقامها و رسانههای حکومتی همچنان بر «انتقام» و ادامه رویارویی نظامی با آمریکا و اسرائیل تاکید دارند.
در تازهترین نمونه، شهرداری تهران دیوارنگارههایی با شعارهای تهدیدآمیز علیه ترامپ نصب کرد.
در سوی دیگر، پیامهای شهروندان نشاندهنده موج فزاینده مخالفت جامعه با سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
در حالی که گلگهر به عنوان نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ معرفی شد، خبرگزاری تسنیم، مسئولیت این اتفاق را متوجه فدراسیون فوتبال و بهویژه هدایت ممبینی، دبیرکل وقت فدراسیون، دانست و از مهدی تاج خواست درباره این پرونده شفافسازی کرده و با مقصران برخورد کند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که پیشتر اعلام شده بود هدایت ممبینی، بر اساس جدول نهایینشده لیگ برتر، گلگهر سیرجان را به عنوان نماینده ایران به کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) معرفی کرده است؛ تصمیمی که بعدتر با اعتراض باشگاه پرسپولیس روبهرو شد.
پس از این اعتراضها، فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت تکلیف سهمیه آسیایی را از طریق برگزاری یک تورنمنت سهجانبه میان پرسپولیس، گلگهر و چادرملو اردکان مشخص کند. در پایان این رقابتها، چادرملو موفق شد سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا ۲ را به دست آورد و تصور میشد این تیم نماینده ایران خواهد بود.
با این حال، شب گذشته مشخص شد AFC معرفی اولیه فدراسیون را ملاک قرار داده و گلگهر را به عنوان نماینده ایران پذیرفته است؛ اتفاقی که واکنش تند تسنیم را در پی داشت.
تسنیم در گزارش خود تاکید کرده است که دبیرکل فدراسیون در چهارم خرداد، گلگهر را به AFC معرفی کرده، در حالی که طبق آییننامه مسابقات، فدراسیونها تا دهم خرداد فرصت داشتند اسامی تیمهای دارای شانس حضور در آسیا را اعلام کنند و مهلت معرفی نماینده قطعی نیز تا نهم تیر تعیین شده بود. از نگاه تسنیم، اگر این تفسیر از مقررات صحیح باشد، عجله در معرفی گلگهر ضرورتی نداشته و همین اقدام زمینهساز بحران فعلی شده است.
تسنیم همچنین از توضیحات هدایت ممبینی درباره مهلت ارسال اسامی انتقاد کرده و نوشته است که اظهارات او با مقررات اعلامشده از سوی AFC همخوانی ندارد. این خبرگزاری دو احتمال را مطرح کرده است؛ یا دبیرکل از مقررات اطلاع نداشته، یا با وجود اطلاع، چنین تصمیمی گرفته که در هر دو صورت، به اعتقاد تسنیم، موضوع نیازمند بررسی و پاسخگویی است.
در ادامه این گزارش، پرسشهایی نیز متوجه مدیریت فدراسیون فوتبال شده است؛ از جمله اینکه آیا سازمان لیگ رسما گلگهر را برای معرفی به آسیا به فدراسیون معرفی کرده بود یا خیر، محتوای مکاتبات بعدی فدراسیون با AFC چه بوده و چرا موضوع معرفی اولیه گلگهر در جلسات هیاترییسه مطرح نشده است.
تسنیم همچنین از مهدی تاج انتقاد کرده که پس از آشکار شدن این اشتباه، برخورد قاطعی با عاملان آن صورت نگرفته و خواستار شفافسازی درباره روند تصمیمگیری و تعیین مسئولیت این پرونده شده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری فارس نیز گزارش داده است که مهدی تاج موضوع را هم به صورت شفاهی و هم با ارسال نامه به شیخ سلمان، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا، مطرح کرده و خواستار اصلاح وضعیت شده است، اما AFC با استناد به نامه اولیه ارسالی از سوی فدراسیون فوتبال ایران، گلگهر را به عنوان نماینده نهایی ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ پذیرفته است.
از سوی دیگر، خبرگزاری مهر چهار روز پیش مدعی شد مهدی تاج هدایت ممبینی را به دلیل اشتباه در معرفی نماینده فوتبال ایران در آسیا و «موارد دیگر» از سمت دبیرکلی فدراسیون فوتبال برکنار کرده است؛ موضوعی که در صورت تایید رسمی، میتواند نشاندهنده پذیرش بخشی از انتقادهای مطرحشده درباره نحوه مدیریت این پرونده باشد.
اطلاعات و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد کادر پزشکی قانونی در کهریزک پیکر جمشید مومنی ثانی، از جانباختگان اعتراضات دیماه، را مقابل چشمان خانوادهاش شکافتند تا گلولههای جنگی باقیمانده در بدن او را پیش از صدور جواز دفن خارج کنند.
به گفته منابع آگاه، کالبدشکافی برای خارج کردن گلولهها با هدف از بین بردن شواهد مربوط به نوع سلاح و عاملان تیراندازی انجام گرفت.
در یکی از ویدیوهای رسیده، خواهر جمشید با گریه و التماس از مسئولان میخواهد پیکر برادرش را نشکافند و «پارهپاره» نکنند.
با این حال، کادر حاضر در محل با او برخوردی تهاجمی دارند و حتی نواری را که شماره شناسایی پیکر روی آن ثبت شده، در اختیار او میگذارند تا شخصا دور پای برادرش ببندد.
جمشید مومنی که متولد سال ۱۳۶۵ بود، شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات مردمی در خیابان سلسبیل تهران هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات رسیده، گلولهها به ناحیه شکم و پهلوی جمشید اصابت کردند و پس از عبور از ریه، به مرگ او منجر شدند.
خانواده این جاویدنام پس از ساعتها جستوجو، پیکر او را در حالی در کهریزک پیدا کردند که آثار اصابت دو گلوله بر بدنش وجود داشت.
فشار برای معرفی مومنی بهعنوان شهید حکومتی
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده مومنی برای تحویل گرفتن پیکر او با مطالبه یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مواجه شدند.
پس از آنکه خانواده اعلام کردند توانایی پرداخت این مبلغ را ندارند، نهادهای حکومتی آنها را تحت فشار قرار دادند تا جمشید را بهعنوان «شهید» معرفی کنند و پیکرش با پرچم جمهوری اسلامی به خاک سپرده شود.
اعضای خانواده او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار داشتند و با گرفتن تعهد، از اطلاعرسانی آزادانه درباره نحوه کشته شدن جمشید منع شدند.
منابع مطلع میگویند خارج کردن گلوله از بدن جمشید پیش از صدور جواز دفن، با تلاش نهادهای حکومتی برای معرفی او بهعنوان «شهید» مرتبط بوده است.
به گفته آنها، باقی ماندن گلوله جنگی در بدن میتوانست شواهدی درباره نوع مهمات و احتمال شلیک از سوی نیروهای سپاه پاسداران یا نیروی انتظامی به جا بگذارد.
ایراناینترنشنال پیشتر نیز گزارشهایی دریافت کرده بود که نشان میداد در کهریزک، پیکر شماری از جانباختگان مقابل چشمان خانوادههایشان شکافته شده و گلولههای باقیمانده در بدن آنها خارج شده است.
در جریان اعتراضات دیماه، کهریزک به یکی از هولناکترین مراکز نگهداری پیکر جانباختگان تبدیل شد.
خانوادهها ناچار بودند ساعتها در میان انبوه کیسههای سیاه به دنبال عزیزان خود بگردند و در بسیاری از موارد با پیکرهایی خونآلود، آثار تیر خلاص، لولههای احیا در دهان و چسبهای نوار قلب روی بدن مواجه میشدند.
این شواهد نشان میداد شماری از قربانیان پیش از انتقال به کهریزک زنده یا قابل احیا بودهاند، اما نیروهای امنیتی مانع ادامه روند درمان آنها شدهاند.