مقام پیشین ارتش اسرائیل: اسرائیل در آستانه تشدید رویارویی با جمهوری اسلامی است


اورن سولومون، افسر پیشین ارتش اسرائیل و مقام پیشین دفتر نخستوزیر این کشور، گفت اسرائیل به نقطهای سرنوشتساز در رویارویی با جمهوری اسلامی نزدیک میشود و باید از آنچه «فرصت تاریخی» خواند، برای پیوستن به عملیات نظامی گستردهتر علیه جمهوری اسلامی استفاده کند.
سولومون در برنامه «صبح بخیر جنوب» گفت حملات آمریکا به ایران صرفا جنبه نمادین ندارد و با هدف کاهش توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی انجام میشود.
سولومون گفت به نظر میرسد آمریکا در حال تغییر رویکرد خود نسبت به جمهوری اسلامی است. او افزود: «ما در آستانه یک چرخش راهبردی هستیم. آمریکاییها دریافتهاند که ایرانیها واقعا قصد دستیابی به توافق را ندارند.»
او در ادامه از اسرائیل خواست از این فرصت استفاده کرده و به یک عملیات نظامی گستردهتر بپیوندد. به گفته او، «اسرائیل بسیار مایل است در این عملیات مشارکت کند، زیرا این یک مقطع تاریخی است که میتوان توانایی ایران برای بازسازی خود را به شدت تضعیف کرد.»






همزمان با کاهش نرخ تولد و افزایش شهریه مهدکودکهای خصوصی، شماری از خانوادهها از ثبتنام فرزندانشان صرفنظر کرده و نگهداری از آنان را به پدربزرگ و مادربزرگ سپردهاند؛ روندی که جامعهشناسان درباره پیامدهای اجتماعی آن ابراز نگرانی کردهاند.
روزنامه همشهری پنجشنبه ۲۵ تیر گزارش داد کاهش نرخ تولد در کنار افزایش هزینهها، مهدکودکها و مراکز پیشدبستانی را با کاهش تقاضا روبهرو کرده است.
بررسیهای میدانی این روزنامه نشان میدهد شهریه مهدکودکها در مناطق مختلف تهران اختلاف چشمگیری دارد.
بر اساس این گزارش، شهریه مهدکودکها در محلههایی مانند پیروزی و نیروی هوایی حدود پنج تا هشت میلیون تومان اعلام شده است، در حالی که هزینه همین خدمات در محلههایی مانند پاسداران و قیطریه به ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان میرسد.
مدیران مهدکودکها در محلههای بالای شهر، افزایش اجارهبهای ساختمان و دستمزد مربیان را عامل افزایش شهریهها میدانند و اذعان میکنند این هزینهها بسیاری از خانوادهها را از ثبتنام فرزندانشان در مهدکودک منصرف کرده است.
اول خرداد، حمیدرضا شیخالاسلام، رییس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، گفته بود بیش از ۶۰ درصد هزینههای کودکستانها بر اساس قانون کار به نیروی انسانی اختصاص دارد.
او هزینه نیروی انسانی، تعداد مربیان و نوآموزان، ساعات کار، اجارهبهای ساختمان، امکانات و تجهیزات و هزینههای مصرفی را از عوامل موثر در تعیین شهریه عنوان کرده بود.
همشهری در ادامه با اشاره به آمارهای سازمان ثبت احوال نوشت تعداد موالید سالانه کشور از حدود یک میلیون نفر در سال ۱۴۰۳ به کمتر از یک میلیون نفر در سال ۱۴۰۴ کاهش یافت و این روند نزولی همچنان ادامه دارد.
در این گزارش آمده است گران شدن شهریه مهدکودکها و مشکلات اقتصادی، خانوادهها را به استفاده از راهکارهای کمهزینهتر برای نگهداری از کودکان سوق داده است؛ از جمله سپردن آنها به پدربزرگ و مادربزرگ.
در ماههای اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
پیامدهای حذف هزینه مهدکودک از سبد خانوار
همشهری در ادامه به نقل از جامعهشناسان گزارش داد حذف هزینه مهدکودک از سبد خانوار تنها یک چالش اقتصادی نیست، بلکه میتواند به «مبنای یک چالش اجتماعی» تبدیل شود.
به گفته آنان، کودکان در سن آموزش، بهویژه آموزش با همسالان، به حضور در چنین فضاهایی نیاز دارند و تغییر محل نگهداری آنان از مهدکودک به خانه اقوام میتواند زیست اجتماعی کودکان را تهدید کند.
پیشتر در ۱۰ اردیبهشت، روزنامه شرق گزارش داد ادامه تعطیلی کودکستانها پس از جنگ، خانوادههای شاغل را برای نگهداری از فرزندانشان با مشکل روبهرو کرده و برخی از آنان ناچار شدهاند کودکان را به پدربزرگ و مادربزرگ، دیگر بستگان یا دوستان بسپارند یا به استخدام پرستار روی آورند.
بر پایه این گزارش، شماری از خانوادهها موفق نشدند شهریه ماههایی را که کودکستانها در دوران جنگ تعطیل بود، پس بگیرند.
این در حالی است که برخی مراکز بهدلیل شرایط اقتصادی و فشار خانوادهها، فعالیت خود را در زمان جنگ بهصورت چراغخاموش از سر گرفته بودند.
ششم اسفند ۱۴۰۴، روزنامه هفت صبح در گزارشی نوشت افزایش هزینههای مهدکودک شماری از خانوادههای شاغل را به سپردن فرزندانشان به پدربزرگها و مادربزرگها سوق داده و آنان را عملا در جایگاه مراقبان تماموقت نوهها قرار داده است.
این روزنامه نسبت به فشار جسمی و روانی این مسئولیت بر سالمندان و پیامدهای ناشی از تفاوت شیوههای تربیتی و شکاف نسلی میان آنان و کودکان هشدار داد.
باستانشناسان در محوطه باستانی اوکسیرینخوس مصر، پاپیروسی حاوی بخشی از «ایلیاد» هومر را درون یک مومیایی متعلق به دوره روم با قدمتی حدود ۱۶۰۰ سال کشف کردند؛ یافتهای که پژوهشگران آن را نخستین نمونه شناختهشده از بهکارگیری عمدی یک متن ادبی یونانی در آیین مومیاییسازی میدانند.
پایگاه خبری ساینسدیلی ۲۴ تیر نوشت این کشف را هیات باستانشناسی اوکسیرینخوس از موسسه مطالعات خاور نزدیک باستان وابسته به دانشگاه بارسلونا در منطقه البهنسا مصر، محل شهر باستانی اوکسیرینخوس، انجام داد.
بر اساس این گزارش، یافتههای تازه این هیات باستانشناسی بهتازگی در قالب مجموعهای از سخنرانیهای عمومی در دانشکده زبان و ارتباطات دانشگاه بارسلونا ارائه شد.
اعضای پروژه در این نشستها درباره دستاوردهای خود در حوزههای باستانشناسی، انسانشناسی و حفاظت و مرمت آثار سخنرانی کردند.
استفاده از یک متن ادبی در آیین مومیاییسازی
این پاپیروس در جریان کاوشهای باستانشناسی بین نوامبر و دسامبر ۲۰۲۵ در آرامگاه شماره ۶۵ در بخش ۲۲ محوطه اوکسیرینخوس کشف شد.
گروهی به سرپرستی نوریا کاستیانو هنگام بررسی یک مومیایی متعلق به دوره روم، پاپیروسی را یافت که بهطور عمدی روی شکم مومیایی قرار داده شده بود و بخشی از آیین تدفین به شمار میرفت.
اعضای این هیات پیشتر نیز پاپیروسهایی یونانی را در موقعیتهای مشابه یافته بودند، اما آن اسناد همواره حاوی متون جادویی یا آیینی بودند.
پژوهشگران میگویند این نخستین بار است که یک اثر ادبی، بهطور مشخص بخشی از «ایلیاد» هومر، در چنین زمینهای شناسایی میشود.
این سند در مرحله دوم پژوهش، بین ژانویه و فوریه ۲۰۲۶، بهدقت مورد بررسی قرار گرفت. مارگالیدا مونار، مرمتگر آثار باستانی، لیا ماسیا، پاپیروسشناس و ایگناسی خاویر آدیگو، زبانشناس کلاسیک و مدیر پروژه اوکسیرینخوس، در مطالعه این پاپیروس مشارکت داشتند.
بررسیها نشان داد این قطعه به بخش «فهرست کشتیها» در کتاب دوم «ایلیاد» تعلق دارد؛ بخشی که فهرست نیروهای یونانی آماده برای جنگ تروا را روایت میکند و از مشهورترین قسمتهای ادبیات کلاسیک غرب به شمار میرود.
آدیگو گفت پیش از این نیز پاپیروسهای یونانی بهکاررفته در فرایند مومیاییسازی کشف شده بودند، اما محتوای آنها عمدتا متون جادویی بود.
او افزود: «همچنین باید توجه داشت که از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، شمار بسیار زیادی پاپیروس در اوکسیرینخوس کشف شده که برخی از آنها متون ادبی مهم یونانی هستند، اما نوآوری واقعی این کشف یافتن یک پاپیروس ادبی در بستر تدفین و آیینهای خاکسپاری است.»
اوکسیرینخوس؛ گنجینه پاپیروسهای باستانی
این کشف در گورستان البهنسا، محوطهای که با شهر باستانی اوکسیرینخوس منطبق است، انجام گرفت؛ شهری که در دوره یونانی-رومی یکی از مهمترین مراکز مصر محسوب میشد.
این محوطه در حدود ۱۹۰ کیلومتری جنوب قاهره و در نزدیکی شاخه بحر یوسف از رود نیل قرار دارد و بهدلیل حفظ هزاران پاپیروس باستانی از شهرت جهانی برخوردار است.
کاوشهای اخیر به کشف یک مجموعه تدفینی شامل سه اتاقک سنگآهکی انجامید که در آنها مومیاییهای دوره روم و تابوتهای چوبی تزیینشده قرار داشت.
به گفته پژوهشگران، بسیاری از آرامگاهها در گذشته غارت شدهاند و به همین دلیل، شماری از اشیای بهدستآمده در وضعیت نامناسبی به سر میبرند.
هیات باستانشناسی اوکسیرینخوس وابسته به دانشگاه بارسلونا از سال ۱۹۹۲ فعالیت خود را آغاز کرد و اکنون یکی از باسابقهترین پروژههای باستانشناسی اسپانیا در مصر به شمار میرود.
یکی از ویژگیهای کمنظیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، توانایی تبدیل کردن «مزیتهای نسبی» به نقاط ضعف راهبردی است.
بسیاری از دولتها میکوشند داراییهای ژئوپلیتیک، نظامی یا اقتصادی خود را به اهرمهایی برای افزایش قدرت چانهزنی و کاهش احتمال جنگ تبدیل کنند، اما جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که بهدلیل نگاه ایدئولوژیک، محاسبات توهمآمیز و ناتوانی در درک تغییر موازنههای قدرت، همان مزیتها را به عواملی برای آغاز دور بعدی بحران و جنگ بدل میکند.
آنچه امروز بر سر تنگه هرمز جریان دارد، تازهترین نمونه از همین الگوی تکرارشونده است.
در کمتر از یک سال، جمهوری اسلامی سه بار همین چرخه را تکرار کرده است؛ نخست با برنامه هستهای، سپس با برنامه موشکی و اکنون با تنگه هرمز.
هر بار ابزاری که قرار بود برای حکومت عنصر بازدارندگی باشد، در عمل به مهمترین بهانه برای حمله و نقطه آسیبپذیری حکومت تبدیل شده است.
نخستین حلقه این زنجیره، برنامه هستهای بود. سالها حکومت تصور میکرد غنیسازی اورانیوم و حفظ تاسیسات گسترده هستهای، مهمترین تضمین امنیت و بقای نظام است.
از نگاه رهبران جمهوری اسلامی، عقبنشینی در این حوزه به معنای آغاز فروپاشی بازدارندگی بود. به همین دلیل، حاضر نشدند حتی در برابر هزینههای سنگین اقتصادی و انزوای بینالمللی، درباره اصل غنیسازی یا حفظ زیرساختهای هستهای انعطاف نشان دهند.
اما همین ابزار «بازدارندگی» به مهمترین عامل آغاز جنگ ۱۲ روزه تبدیل شد. اسرائیل حمله خود را با هدف متوقف کردن برنامه هستهای آغاز کرد و ایالات متحده نیز با حمله به سه مرکز اصلی هستهای جمهوری اسلامی، این برنامه را برای مدتی از کار انداخت.
آنچه قرار بود سپر امنیتی حکومت باشد، در عمل به مهمترین هدف حملات نظامی تبدیل شد.
پس از پایان آن جنگ، جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسید که اگر توان موشکیاش نبود، شاید نظام ضربهای مرگبار دریافت میکرد. از همین رو، برنامه موشکی جای برنامه هستهای را بهعنوان مهمترین رکن «بازدارندگی» گرفت.
حکومت سرمایهگذاری بیشتری بر توسعه موشکها، پر کردن شهرهای زیرزمینی، صنایع تولید موشک و پهپاد و افزایش برد آنها انجام داد و در مذاکرات پس از جنگ نیز هرگونه بحث درباره برنامه موشکی را «خط قرمز» اعلام کرد.
اما این بار نیز همان خطای راهبردی تکرار شد. در حالی که جمهوری اسلامی برنامه موشکی را عامل بازدارندگی میدانست، طرف مقابل آن را به مهمترین تهدید امنیتی خود و منطقه تبدیل کرد.
نتیجه آن بود که با آغاز جنگ ۴۰ روزه، شهرهای موشکی، کارخانههای تولید موشک و پهپاد، انبارهای تسلیحاتی و زیرساختهای مرتبط به اهداف اصلی حملات تبدیل شدند.
آنچه قرار بود امنیت ایجاد کند، این بار خود به مهمترین نقطه آسیبپذیری جمهوری اسلامی بدل شد و موج تازهای از جنگ را به ایران تحمیل کرد.
با آسیب دیدن گسترده برنامه موشکی، حکومت به دنبال برگ برنده تازهای رفت؛ تنگه هرمز.
کنترل یکی از مهمترین آبراههای انرژی جهان سالها یکی از مزیتهای ژئوپلیتیک ایران محسوب میشد. این موقعیت میتوانست ابزاری برای افزایش وزن دیپلماتیک ایران در منطقه و جهان باشد.
اما جمهوری اسلامی، مطابق الگوی همیشگی خود، این ظرفیت را نه بهعنوان یک ابزار بازدارنده خاموش، بلکه بهعنوان وسیلهای برای تهدید، فشار و باجگیری سیاسی به کار گرفت.
در جریان جنگ ۴۰ روزه و هفتههای پس از آتشبس، تهدید و سپس بستن تنگه هرمز به مهمترین مولفه بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شد. تصور حاکمان این بود که وابستگی اقتصاد جهانی به این آبراه مانع از تکرار اقدام نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی خواهد شد.
اما همانگونه که پیشتر برنامه هستهای و سپس برنامه موشکی از عامل بازدارندگی به عامل جنگ تبدیل شدند، اکنون نیز کنترل تنگه هرمز به موضوع اصلی رویارویی نظامی و سیاسی با جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
به بیان دیگر، جمهوری اسلامی بار دیگر «مزیتی» را که میتوانست اهرم چانهزنی باشد، به هدفی برای مقابله بینالمللی تبدیل کرده است.
اگر این روند ادامه یابد، تنگه هرمز نیز همان سرنوشتی را پیدا خواهد کرد که برنامه هستهای و موشکی پیدا کردند؛ یعنی بهجای آنکه مانعی برای حمله نظامی باشد، خود به یکی از دلایل اصلی تشدید درگیری تبدیل شده است.
وجه مشترک هر سه پرونده نه لزوما فناوری هستهای است، نه موشک و نه موقعیت ژئوپلیتیک هرمز؛ بلکه شیوه تصمیمگیری جمهوری اسلامی است.
رهبران حکومت هر بار تصور میکنند که یک ابزار جدید میتواند نوعی مصونیت راهبردی برای نظام حاکم بر ایران ایجاد کند، اما بهجای استفاده مدبرانه از این ظرفیتها در قالب دیپلماسی و موازنه قدرت که وظیفه حکومتهای معقول برای تامین منافع ملتها است، آنها را به نمادهای ایدئولوژیک، خطوط قرمز غیرقابل مذاکره و ابزار تهدید تبدیل میکنند.
در نتیجه، همان ابزارها به اولویت امنیتی طرف مقابل بدل میشوند و دیر یا زود دستمایهای برای حملات نظامی قرار میگیرند.
این الگو نشان میدهد که مشکل اصلی نه در ماهیت این ابزارها، بلکه در نوع نگاه جمهوری اسلامی به سیاست خارجی است.
حکومتی که همچنان جهان را از دریچه یک تقابل ایدئولوژیک دائمی با غرب و منطقه میبیند و تحولات بنیادینی را که بهطور خاص پس از هفتم اکتبر در موازنههای امنیتی خاورمیانه رخ داده، نادیده میگیرد، به احتمال زیاد همین چرخه را بار دیگر تکرار خواهد کرد.
تجربه یک سال گذشته نشان میدهد هر آنچه جمهوری اسلامی «عامل بازدارندگی» نامیده، پس از مدتی به مهمترین عامل حمله علیه خود تبدیل شده است؛ نخست برنامه هستهای، سپس برنامه موشکی و اکنون تنگه هرمز.
تا زمانی که این نگاه ایدئولوژیک و حداکثرخواهانه بر تصمیمگیری راهبردی جمهوری اسلامی حاکم باشد، بعید است این چرخه معیوب متوقف شود.
در چنین شرایطی، حکومت نهتنها مزیتهای ژئوپلیتیک و نظامی خود را حفظ نخواهد کرد، بلکه هر بار یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی سرزمین ایران را به پاشنه آشیل بعدی خود تبدیل خواهد کرد.
ارتش آمریکا بامداد پنجشنبه موج تازهای از حملات به اهداف نظامی در ایران را پایانیافته اعلام کرد. همزمان، گزارشهای رسمی و محلی از حملات به چند استان، از جمله هرمزگان، خوزستان، مرکزی و سیستان و بلوچستان و نیز شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند هوایی در تهران خبر داد.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که موج تازه عملیات علیه حکومت ایران که از ساعت ۳ بعدازظهر چهارشنبه به وقت شرق آمریکا [۱۰:۳۰ شب به وقت ایران] آغاز شده بود، ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا [۴:۳۰ صبح ایران] به پایان رسیده است.
سنتکام در بیانیهای اعلام کرد که نیروهای آمریکایی در این عملیات مراکز فرماندهی، سامانههای پدافند هوایی، توانمندیهای موشکی و پهپادی و همچنین تاسیسات پایش ساحلی ایران را هدف قرار دادند تا «توانایی ایران برای تهدید دریانوردان غیرنظامی و کشتیهای تجاری در حال عبور از تنگه هرمز» بیش از پیش تضعیف شود.
به گفته سنتکام، در این حملات از مهمات هدایتشونده دقیق استفاده شده و اهدافی در چندین نقطه، از جمله بندرعباس، هدف قرار گرفتهاند. این فرماندهی همچنین اعلام کرد که پیشتر در بامداد چهارشنبه نیز در یک عملیات ۹۰ دقیقهای، مواضع دفاع ساحلی و سایتهای موشک کروز در جزیره تنب بزرگ را هدف قرار داده بود.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که «ارتش ایالات متحده به دستور فرمانده کل قوا، [حکومت] ایران را پاسخگو میکند.»
همزمان با این حملات، گزارشهای متعدد از داخل ایران از شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت سامانههای پدافند هوایی در تهران و چندین شهر دیگر منتشر شد. بر اساس گزارشهای دریافتی از شهروندان، صدای انفجار یا شلیک پدافند هوایی در مناطق مختلف تهران از جمله جمالزاده، میرداماد، کن، پارچین، کیانشهر، شهرک غرب، سعادتآباد و یوسفآباد شنیده شده است. همچنین شهروندان از پرواز جنگندهها بر فراز مناطق جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران خبر دادند.
کانالهای نزدیک به سپاه پاسداران اعلام کردند که سامانههای پدافند هوایی در منطقه پارچین با یک «شیء ناشناس» در آسمان تهران درگیر شدهاند. کانال «سپاه سایبری پاسداران» نیز ویدیویی منتشر کرد که به گفته آن، فعالیت پدافند هوایی در پارچین را نشان میدهد.
در استان مرکزی، معاون استاندار اعلام کرد که ساعت ۳:۳۰ بامداد، منطقهای در خارج از شهر خنداب هدف دو حمله هوایی آمریکا قرار گرفت. او گفت ساکنان این منطقه دو انفجار شدید را شنیدهاند، اما تاکنون گزارشی از میزان خسارت یا تلفات احتمالی منتشر نشده است. راکتور تحقیقاتی آب سنگین خنداب در نزدیکی محل حمله قرار دارد.
در هرمزگان، منابع استانداری به خبرگزاری تسنیم گفتند که ساعت ۱:۲۷ بامداد نقطهای در شرق بندرعباس و ساعت ۵۵ دقیقه بامداد منطقهای در حوالی سیریک هدف حمله آمریکا قرار گرفته است. خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که دقایقی بعد، نقاطی در حوالی جزیره قشم هدف حملات آمریکا قرار گرفتند، اما جزئیاتی درباره خسارتها منتشر نشده است.
در سیستان و بلوچستان نیز گزارشهای متعددی از حملات منتشر شد. خبرگزاری تسنیم از شنیده شدن دو انفجار در کنارک خبر داد و خبرگزاری مهر نیز از وقوع انفجار در راسک گزارش داد. مهر پیشتر از شنیده شدن دستکم سه انفجار در چابهار و انفجارهایی در بندرعباس خبر داده بود.
همزمان، ویدیوهای منتشرشده در کانالهای تلگرامی وحیدآنلاین و حالوش حاکی از هدف قرار گرفتن پاسگاه دریابانی «احمدریزه» در چابهار بود. همچنین پیامهای شهروندان از حمله به پاسگاه احمدریزه، شهرک بهار، جاده رمین و مناطقی در اطراف چابهار حکایت داشت. مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون این گزارشها را تایید نکرده و درباره خسارتها یا تلفات احتمالی توضیحی ندادهاند.
در خوزستان نیز پیامهای شهروندان از شنیده شدن صدای انفجار در اهواز، بهویژه در محدوده محله گلستان، خبر داد. خبرگزاری مهر نیز گزارش داد که چهار نقطه در اطراف اهواز هدف حمله آمریکا قرار گرفتهاند.
در لرستان، خبرگزاری ایرنا به نقل از منابع محلی از شنیده شدن صدای انفجار در بخشهایی از استان خبر داد و اعلام کرد که بررسیها درباره منشأ این انفجارها ادامه دارد.
همزمان با ادامه حملات، تنش در کشورهای منطقه نیز افزایش یافت. وزارت کشور بحرین برای دومین بار طی روزهای اخیر آژیر خطر را در سراسر این کشور به صدا درآورد و از شهروندان خواست به نزدیکترین محل امن بروند و اخبار را تنها از منابع رسمی دنبال کنند.
ستاد کل ارتش کویت نیز اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال رهگیری پهپادهای «متخاصم جمهوری اسلامی» هستند و صدای انفجارهای شنیدهشده ناشی از انهدام این پهپادها بوده است.
در تهران، حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، اعلام کرد که هدف عملیات جمهوری اسلامی «نابودی زیرساختهای تهاجمی آمریکا در منطقه» است و مراحل بعدی این عملیات نیز اجرا خواهد شد. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت آمریکا نباید تصور کند میتواند این درگیری را به یک «جنگ فرسایشی» تبدیل کند. این اظهارات در حالی مطرح شد که به گفته کشورهای منطقه، بخش عمده حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی پیش از اصابت به اهداف رهگیری و منهدم شدهاند.
از سوی دیگر، محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد بازگشایی تنگه هرمز منوط به اجرای «مقررات جمهوری اسلامی» از سوی آمریکا و پایبندی واشینگتن به تفاهمنامه موجود است. او هشدار داد که در صورت تداوم وضعیت کنونی، آمریکا و متحدانش باید انتظار بسته شدن دیگر مسیرهای صادرات نفت و گاز را نیز داشته باشند.
دونالد ترامپ نیز در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز، در پاسخ به این پرسش که آیا همانگونه که آمریکا داعش را نابود کرد، ممکن است سپاه پاسداران را نیز از بین ببرد، گفت: «بله، ممکن است. خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت جمهوری اسلامی اکنون خواهان مذاکره است و گفت روسایجمهوری پیشین آمریکا باید سالها پیش با تهران به شیوهای متفاوت برخورد میکردند. او ضمن انتقاد دوباره از توافق هستهای دولت باراک اوباما، حمله بمبافکنهای بی-۲ آمریکا به تاسیسات هستهای ایران را «بهموقع» توصیف کرد و تاکید کرد که آن عملیات به برنامه هستهای جمهوری اسلامی پایان داده است.
ترامپ همچنین گفت که جمهوری اسلامی اکنون بهشدت تضعیف شده و گفت توان تسلیحاتی [حکومت] ایران حدود ۹۱ درصد، ذخایر موشکی آن حدود ۸۸ تا ۹۰ درصد و توان پهپادی، ظرفیت تولید و پرتابگرهای موشکی این کشور نیز به شدت کاهش یافته است. او با این حال تاکید کرد که جمهوری اسلامی همچنان خطرناک است، اما حملات آمریکا باعث شده است تهران اکنون به دنبال توافق باشد.
اکسیوس گزارش داد که دیدار علی الزیدی، نخستوزیر عراق، با دونالد ترامپ در کاخ سفید از نگاه دولت آمریکا نشانهای از حرکت بغداد به سمت واشینگتن و فاصله گرفتن از تهران است؛ دیداری که تنها چند روز پس از حضور او در مراسم تشییع رهبر کشته شده جمهوری اسلامی انجام شد.
به گزارش اکسیوس، نخستوزیر عراق هفته گذشته در مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی در نجف حضور یافت، اما تنها چند روز بعد در دفتر بیضی کاخ سفید با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیدار و گفتوگو کرد؛ فردی که دستور حملهای را صادر کرده بود که به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی انجامید.
اکسیوس نوشت که زیدی، مانند همه نخستوزیران عراق در دو دهه گذشته، ناچار است میان روابط راهبردی بغداد با واشینگتن و تهران توازن برقرار کند، اما با توجه به درگیری نظامی دو طرف، حفظ این تعادل دشوارتر از همیشه شده است.
به نوشته این رسانه، دیدار روز سهشنبه زیدی با ترامپ از نگاه کاخ سفید یک موفقیت مهم برای دولت آمریکا محسوب میشود. اکسیوس به نقل از منابع خود گزارش داد که تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور عراق، طی چند هفته گذشته برای هماهنگی این سفر تلاش کرده بود تا این دیدار به عنوان نشانهای از نزدیک شدن دولت جدید عراق به ایالات متحده و فاصله گرفتن آن از حکومت ایران تلقی شود.
اکسیوس در ادامه گزارش خود نوشت که زیدی، بازرگان ۴۰ سالهای که وارد عرصه سیاست شده است، پس از ماهها بنبست سیاسی در عراق، در ماه اردیبهشت به مقام نخستوزیری رسید. او نامزد مورد توافق جناحهای شیعه عراق بود و در عین حال از حمایت دولت ترامپ نیز برخوردار شد. به نوشته این رسانه، کاخ سفید او را برخلاف رقیبش، نوری المالکی، سیاستمداری میداند که برای حفظ قدرت به حمایت تهران وابسته نیست.
این گزارش میافزاید زیدی از آغاز کار خود وعده مبارزه با فساد را عملی کرده و همزمان متعهد شده است نفوذ شبهنظامیان مورد حمایت حکومت ایران را مهار کند، هرچند در این زمینه با احتیاط بیشتری عمل کرده است.
اکسیوس با اشاره به تناقض ظاهری سفرهای اخیر نخستوزیر عراق نوشت که او ابتدا در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی در نجف شرکت کرد و سپس راهی واشینگتن شد تا با رییسجمهوری آمریکا دیدار کند؛ رییسجمهوری که فرمان حمله منجر به کشته شدن او را صادر کرده بود.
به نوشته اکسیوس، دو مقام آمریکایی گفتهاند مقامهای ایرانی به زیدی و اعضای دولتش فشار آورده بودند که نخستین سفر خارجی او در مقام نخستوزیر به واشینگتن نباشد، اما او با وجود این فشارها بر دیدار با ترامپ اصرار داشت.
این دو مقام به اکسیوس گفتهاند دولت آمریکا این تصمیم را نشانهای از جدیت زیدی در اجرای سیاست «اول عراق» میداند؛ سیاستی که هدف آن نزدیکتر کردن بغداد به واشینگتن و کاهش وابستگی به تهران است.
اکسیوس گزارش داد که ترامپ در دیدار با نخستوزیر عراق به گرمی از او تمجید کرد و حتی برنامه دیدار را با افزودن یک ناهار کاری که از پیش در دستور کار نبود، گسترش داد.
ترامپ در آغاز این دیدار گفت: «ما یک قهرمان فوقالعاده داریم، یک قهرمان تازه. او مبارز بزرگی بوده و از حامیان بزرگ آمریکا بوده است. او رهبر بزرگی است و فکر میکنم برای مدت طولانی در این جایگاه باقی خواهد ماند.»
به نوشته اکسیوس، زیدی چند دقیقه در برابر دوربینها در کنار ترامپ نشست، در حالی که رییسجمهوری آمریکا درباره ادامه حملات نظامی علیه [حکومت] ایران و اعمال محاصره دریایی علیه این کشور سخن میگفت.
این رسانه افزود که نخستوزیر عراق در اظهارات خود هیچ اشارهای به ایران نکرد و در عوض بر تقویت روابط اقتصادی با آمریکا، تکمیل روند خروج نیروهای آمریکایی از عراق در ماه سپتامبر، تلاش برای خلع سلاح شبهنظامیان و قرار گرفتن همه سلاحهای موجود در عراق تحت کنترل دولت مرکزی تاکید کرد.
یکی از مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفت: «اینکه زیدی در حالی کنار رییسجمهوری ترامپ نشست که او درباره ایران سخن میگفت، تصویر قدرتمندی بود و نشان داد که نخستوزیر عراق، با وجود مخالفت [حکومت] ایران، در تصمیم خود برای همسویی با ایالات متحده جدی است.»
اکسیوس در پایان گزارش خود نوشت که خلع سلاح شبهنظامیان شیعه مورد حمایت حکومت ایران، یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای زیدی با ترامپ و همچنین با پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، بوده است.
به نوشته این رسانه، مقامهای آمریکایی امیدوارند سفر نخستوزیر عراق به واشینگتن نخستین نشانه عملی از اجرای تعهدات او برای خلع سلاح گروههای مورد حمایت حکومت ایران و قرار دادن انحصار سلاح در اختیار دولت عراق باشد.