حسین شریعتمداری: باید به امارات متحده عربی و زیرساختهای اسرائیل حمله کنیم


حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی با عنوان «جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف»، نوشت: «امارات متحده عربی به انبار تسلیحاتی و محل استقرار جنگندههای اسرائیل و هواپیماهای سوخترسان آمریکا تبدیل شده و باید در فهرست اهداف ما قرار داشته باشد.»
شریعتمداری اضافه کرد: «اگر هنوز برد موشکها و پهپادهای ما برای حمله به خاک آمریکا کافی نیست، چرا اسرائیل را که نزدیکترین ایالت آمریکا به ایران است، مورد حمله قرار نمیدهیم؟»
او ادامه داد: «گزارشهای فراوان و مستندی از اوضاع و شرایط بسیار وخیم و شکننده اسرائیل حکایت میکند و بیتردید، حمله به زیرساختها و مراکز حساس آن، ضربات ویرانکننده و سختی به آمریکاست.»






تیم ملی فوتبال آرژانتین در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، سوئیس را با نتیجه ۳ بر یک شکست داد و به نیمه نهایی رسید. گلهای بازی را مکآلیستر در دقیقه ۱۰، خولین آلوارس در دقیقه ۱۱۲ و لائوتارو مارتینس در دقیقه ۱+۱۲۰ برای آرژانتین و اندویه در دقیقه ۶۷ برای سوئیس به ثمر رساندند.
تیم ملی فوتبال آرژانتین در این بازی به سختی از سد سوئیس گذشت؛ یاران لیونل مسی با به ثمر رساندن دو گل در دقایق پایانی وقت اضافه، سوئیس ۱۰ نفره را ۳ بر ۱ شکست دادند و به مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶ صعود کردند.
سوئیس با وجود ۱۰ نفره شدن، بازی را به وقت اضافه کشاند. بریل امبولو پس از بازبینی VAR به دلیل تمارض، کارت زرد دوم را دریافت و اخراج شد. داور نیز پس از بازبینی، تصمیم اولیه خود مبنی بر اخطار به لئاندرو پاردس را لغو کرد.
تا پیش از اخراج امبولو در دقیقه ۷۲، مسابقه از نظر فنی چندان جذاب نبود و هر دو تیم نمایشی محتاطانه و پراشتباه ارائه میکردند.
اما خولیان آلوارس در نیمه دوم وقت اضافه با شوتی تماشایی از فاصله حدود ۲۵ یارد، گل دوم آرژانتین را به ثمر رساند. سپس لائوتارو مارتینس در وقتهای تلفشده وقت اضافه گل سوم را زد و پیروزی آرژانتین را قطعی کرد.
پیش از آن، دن اندویه با به ثمر رساندن گل تساوی، پاسخ گل نخست آرژانتین را داده بود؛ گلی که الکسیس مکآلیستر با ضربه سر روی کرنر لیونل مسی به ثمر رساند.
آرژانتین در مرحله نیمهنهایی، روز چهارشنبه به مصاف انگلیس خواهد رفت؛ تیمی که پیشتر با پیروزی در وقت اضافه برابر نروژ، جواز حضور در جمع چهار تیم پایانی را به دست آورد.
هر کس نپرد، انگلیسی است!
سایت اتلتیک درباره شعار هواداران آرژانتین در استادیوم کانزاس سیتی پس از پیروزی بر سوئیس و صعود به نیمه نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ نوشت: چند دقیقه پس از سوت پایان بازی، ورزشگاه با این شعار طنینانداز شده بود: «El que no salta es un inglés»؛ یعنی «هر کس نپرد، انگلیسی است!»
این شعار از شعارهای قدیمی و شناختهشده هواداران آرژانتین است و لزوما به بازی با انگلیس ارتباطی ندارد. هواداران آرژانتین آن را در هر مسابقه یا گردهمایی عمومی میخوانند و همزمان بالا و پایین میپرند. بازیکنان آرژانتین هم پس از پایان مسابقه در زمین همراه آنها این شعار را تکرار میکردند.
اما صدای هواداران آرژانتین بهخوبی نشان میداد که آنها خود را برای نیمهنهایی برابر انگلیس آماده میکنند.
با این حال کمتر رقابتی در فوتبال وجود دارد که تا این اندازه فراتر از مستطیل سبز معنا داشته باشد.
دیدار یکچهارم نهایی دو تیم در جام جهانی ۱۹۸۶ همچنان بر این تقابل سایه انداخته است؛ تنها چهار سال پس از جنگ دو کشور بر سر جزایر فالکلند که در آرژانتین با نام مالویناس شناخته میشود و هنوز هم در شعارهای تیم ملی این کشور حضور دارد.
مسی در ۳۹ سالگی همچنان میدرخشد
لیونل مسی در ۳۹ سالگی، مقابل تیمی پرتلاش و جنگنده مانند سوئیس، هر ۱۲۰ دقیقه را در زمین حضور داشت و از بسیاری از بازیکنانی که یک دهه از او جوانتر هستند، عملکرد بهتری ارائه کرد.
نرخ رسمی بیکاری فقط کسانی را میشمارد که فعالانه دنبال کار میگردند. هر که از پیدا کردن کار ناامید شود، از آمار حذف میشود. اگر چرتکه بیندازیم و بیکارشدگان جنگ و میلیونها ناشمرده را به آمار برگردانیم، کف نرخ بیکاری به ۳۴ درصد میرسد.
روی کاغذ، ایران مشکل بیکاری ندارد. نرخ رسمی بیکاری ۷.۵ درصد اعلام میشود. رقمی که بویژه برای اقتصاد بحرانزده ایران آبرومندانه بنظر میرسد. اما وقتی جزییات همین آمار منتشر شده را بررسی کنیم میبینیم که فقط ۳۷ درصد از ایرانیان در سن کار شاغل هستند. این در حالی است که متوسط جهانی، به برآورد سازمان بینالمللی کار، حدود ۵۸ درصد است. در دنیا از هر ده نفر در سن کار تقریباً شش نفر کار میکنند، در حالیکه این عدد در آمار رسمی ایران کمتر از چهار نفر است.
از ۸۷ میلیون جمعیت ایران، ۶۶ میلیون نفر در سن کارند. ۲۴ میلیون شاغلاند و ۲ میلیون بیکار و جویای کار محسوب میشوند؛ جمعاً ۲۶ میلیون نفر جمعیت فعال. ۴۰ میلیون نفر دیگر نه کار میکنند و نه دنبال کار میگردند و از نظر نرخ بیکاری اصلاً وجود ندارند. این ناپدیدی حاصل دو قاعده ساده است. اول، هر کس در هفته حتی یک ساعت کار کرده باشد «شاغل» به شمار میآید. جوانی که یک روز صبح دو مسافر را با موتور جابهجا کرده، در همان ستونی مینشیند که کارمند تماموقت بیمهدار. دوم، فقط کسی «بیکار» شمرده میشود که فعالانه در جستوجوی کار باشد. کسی که سالها دنبال کار گشته، به در بسته خورده و عاقبت قیدش را زده، از آمار بیکاری حذف میشود. لذا هر چه ناامیدی در ایران فراگیرتر شود، نرخ بیکاری بهبود مییابد. تجربه زندگی در جمهوری اسلامی برای همه ما کم و بیش همین بوده است: هر که از نظر فکری، سیاسی، دینی یا سایر ترجیحات با میل حکومت نخواند، هستی او انکار میشود، گویی اصلا وجود ندارد. این آمار، همان رویه را این بار علیه بزرگترین جمعیت بیکاران تاریخ معاصر ایران به اجرا گذاشته است.
البته همه آن ۴۰ میلیون نفر بیکار نیستند. بخشی در حال تحصیل هستند، بخشی خانهدار و بخشی بازنشسته به شمار میآیند. آخرین بار که ترکیب این جمعیت منتشر شد، سرشماری ۱۳۹۵ بود. از آن پس دیگر ترکیب جمعیت خاموش منتشر نشده است. آخرین آمار حدود ۱۲ میلیون محصل نشان میداد. اما شمار دانشجویان از ۴.۸ میلیون در یک دهه پیش به حدود ۳.۱ میلیون رسیده است؛ دانشگاهی که سالها اتاق انتظار ورود جوانان به بازار بیشغل بود، حالا خودش هم در حال خالی شدن است.
بازنشستگی نیز قادر به توضیح آن ۴۰ میلیون نفر نیست. ایران کشور جوانی با میانگین ۳۲ سال سن است و فقط ۷ درصد جمعیت آن به ۶۵ سالگی رسیدهاند. بزرگترین گروه جمعیت خاموش، ۲۰ میلیون «خانهدار» است، جمعیتی که دستکم بخشی از آن پسلرزه جنگ جمهوری اسلامی علیه زنان را نشان میدهد. بیش از یک دهه است که شمار زنان در دانشگاههای ایران از مردان بیشتر است، اما از هر صد زن در سن کار فقط دوازده نفر شاغل هستند در حالیکه متوسط جهانی حدود پنجاه نفر است. جمهوری اسلامی زن مدرن را در محیط کار نمیخواهد، و وقتی زنی از بازار کار بیرون رانده میشود، بیکاریاش زیر عنوان «خانهداری» بایگانی میشود. سرشماری ۳.۷ میلیون نفر دیگر را هم یافت که در هیچ طبقهای نمیگنجیدند: نه شاغل، نه محصل، نه بازنشسته، و نه جویای کار. بسیاری از ما جوانانی را با این ویژگی در میان آشنایان خود سراغ داریم.
سه سال گذشته نشان میدهد دستگاه آمار دولت درست همانطور که طراحی شده کار میکند. در سال ۱۴۰۳، سه درصد رشد روی کاغذ فقط ۲۹۸ هزار شغل خالص ساخت. در سال ۱۴۰۴ خلق شغل به ۳۴ هزار سقوط کرد که برای کشوری ۸۷ میلیونی رقمی ناچیز است. در همان سال ۸۰۰ هزار نفر شغلشان را از دست دادند ولی نرخ بیکاری پایین آمد و به ۷.۵ درصد رسید. رسانههای داخل ایران این بهبود را به ناامیدی، راندهشدن به مشاغل غیررسمی و مهاجرت نسبت دادند.
جنگ دوم با اسرائیل و آمریکا در چنین شرایطی آغاز شد. معاون وزیر کار، غلامحسین محمدی، گفته است که جنگ بیش از یک میلیون شغل را نابود و حدود دو میلیون نفر را بیکار کرده است اما حمید حاجاسماعیلی، کارشناس بازار کار، این ریزش را سه تا چهار و نیم میلیون نفر در عرض چند ماه اخیر برآورد میکند. همه اینها در حالی است که صندوق بینالمللی پول برای امسال ۶ درصد کوچکشدن اقتصاد ایران را پیشبینی کرده است.
با در نظر گرفتن این مفروضات، میشود چرتکه انداخت و به نرخ واقعبینانهتری برای بیکاری تا پایان ۱۴۰۵ رسید: ۲۶ میلیون جمعیت فعال، ۲ میلیون بیکار؛ ۷.۶ درصد. حالا فقط همان چیزی را اضافه کنیم که خود دولت میپذیرد، یعنی دو میلیون بیکار جدید به روایت معاون وزیر: چهار میلیون بیکار از ۲۶ میلیون یعنی حدود ۱۵ درصد یا دو برابر نرخ رسمی.
برآورد کارشناسی را جای آن بگذاریم: ۶.۵ میلیون از ۲۶ میلیون آمار بیکاری را به ۲۵ درصد میرساند. یعنی از هر چهار نفر یک بیکار. و برای بیشتر این آدمها هیچ تور ایمنیای وجود ندارد: حدود ۶۰ درصد شاغلان ایران غیررسمی کار میکنند و از قرارداد و بیمه محروم هستند. برای همین از بین دو تا چهار و نیم میلیون نفری که در جنگ کارشان را از دست دادند، فقط ۲۹۰ هزار نفر توانستند بیمه بیکاری بگیرند. دست آخر، آن ۳.۷ میلیون نفری را که سرشماری حکومت هم نتوانست جایی طبقهبندیشان کند و مصداق نه شغل، نه تحصیل، نه مستمری هستند، به شمارش برگردانیم. با اینحساب، طبق برآورد خود دولت، تعداد بیکاران به ۷.۷ میلیون نفر از میان ۲۹.۷ میلیون نفر جمعیت فعال رسیده و نرخ بیکاری را به عدد بحرانی ۲۶ درصد میرساند.
اگر برآوردهای واقعبینانهتر مستقل را مبنا بگیریم، آمار بیکاران به ۱۰.۲ میلیون نفر یا ۳۴ درصد جمعیت فعال خواهد رسید. به عبارت دیگر از هر سه ایرانی در سن کار، یک نفر بیکار است. و این خوشبینانهترین خوانش ممکن از شرایط تلخ فعلی است: در این محاسبه طبقهبندی حکومت در مورد کثرت زنان خانهدار و جوانان محصل را پذیرفتهایم و فرض میگیریم که هیچ بازنشستهای از سر نیاز، کماکان مشغول کار نیست. همچنین افرادی را که یک ساعت در هفته کار میکنند، شاغل فرض گرفتهایم. اگر هر کدام از این فرضها را به واقعیت جاری در ایران نزدیکتر در نظر بگیریم، نرخ بیکاری از ۳۴ درصد بالاتر خواهد رفت.
آیا چیزی از این واقعیتها در نرخ رسمی دیده خواهد شد؟ به احتمال قریب به یقین خیر. بیکارشدگان جدید همان کاری را خواهند کرد که ۸۰۰ هزار نفر پارسال کردند: دست از جستوجو میکشند و در شمارش رسمی ناپدید خواهند شد.
تیم ملی فوتبال انگلیس در مسابقه یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، با نتیجه دو بر یک نروژ را شکست داد و به نیمه نهایی رسید. گلهای بازی را جود بلینگهام در دقایق ۲+۴۵ و ۹۳ برای انگلیس و آندریاس شیلدروپ در دقیقه ۳۳ برای نروژ به ثمر رساندند. این مسابقه در استادیوم شهر میامی برگزار شد.
جود بلینگهام با گلزنی در وقت اضافه، انگلیس را در دیدار پرتنش مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل نروژ به پیروزی رساند.
در اوایل وقتهای اضافه، درحالی که همه بازیکنان در محوطه جریمه نروژ از فرط خستگی تقریبا از حرکت ایستاده بودند، بلینگهام تنها بازیکنی بود که همچنان در حال حرکت بود و از اشتباه دروازهبان نهایت استفاده را برد و گل برتری انگلیس را به ثمر رساند.
این بازی پس از ۹۰ دقیقه با تساوی ۱-۱ به وقت اضافه کشیده شده بود.
ابتدا نروژ در نیمه اول، برخلاف جریان بازی در آن دقایق، با گل آندریاس شیلدروپ پیش افتاد؛ گلی که روی سانتری به ظاهر ناقص به ثمر رسید و جردن پیکفورد، دروازهبان انگلیس را غافلگیر کرد.
بلینگهام در ادامه با یک گل تماشایی بازی را به تساوی کشاند، هرچند نروژیها معتقد بودند این گل باید مردود اعلام میشد، زیرا توپ در جریان شکلگیری حمله به دوربین معلق بالای زمین (Spidercam) برخورد کرده بود.
انگلیس تا پیش از گل جود بلینگهام بهشدت تحت فشار بود، اما او روند بازی را تغییر داد.
انگلیس که در این جام جهانی بارها در نیمه دوم عملکرد بهتری داشته، پس از پایان وقت قانونی نشانههای خستگی را بروز داد.
با این حال، این تیم میتوانست پیش از وقت اضافه کار را تمام کند؛ ابتدا روی پاس رو به عقب بوکایو ساکا که با نفوذ خوبش موقعیت خطرناکی ساخت و سپس در صحنهای غیرمنتظره، زمانی که جد اسپنس با پرس کردن اوریان نیلند، دروازهبان نروژ، تا آستانه بلوکه کردن ضربه بلند او و تبدیل آن به گل پیش رفت.
انگلیس در مرحله نیمه نهایی با برنده بازی آرژانتین و سوئیس بازی خواهد کرد.
عملکرد خیرهکننده بلینگهام
جود بلینگهام اکنون شش گل در جام جهانی ۲۰۲۶ و در مجموع هفت گل در ادوار جام جهانی به ثمر رسانده است.
در تاریخ فوتبال انگلیس، تنها دو بازیکن بیش از او در جام جهانی گل زدهاند: گری لینهکر با ۱۰ گل و هری کین با ۱۴ گل.
از سوی دیگر، جود بلینگهام با ۲۳ سال و ۱۲ روز، دومین بازیکن جوان تاریخ جام جهانی است که در دو بازی متوالی مراحل حذفی، حداقل ۲ گل میزند.
پله با ۱۷ سال و ۲۴۹ روز رکورددار است.
با این عملکرد و بریس مقابل نروژ، جود بلینگهام برای چهارمین بار در این دوره، عنوان بهترین بازیکن زمین را کسب کرد.
پایان روند گلزنی هالند
درحالی که تیم ملی فوتبال نروژ در نیمه دوم بازی با انگلیس در یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ با گل اوستیگارد هگم در دقیقه ۵۵، دو بر یک پیش افتاد، اما داور پس از بازبیتی صحنه، گل را به دلیل هل دادن الیوت اندرسون توسط ارلینگ هالند در جریان شکلگیری حمله که پس از کرنر بوجود آمد، مردود اعلام کرد.
اما تعویض ارلینگ هالند در وقت دوم اضافه به روند گلزنی او در بازیهای رسمی پایان داد؛ روندی که ۱۴ مسابقه متوالی ادامه داشت.
این آمار واقعا چشمگیر بود. او بهترین گلزن مرحله مقدماتی بود و در نخستین جام جهانی خود نیز درخشان ظاهر شد. با این حال، انگلیس در بیشتر دقایق مسابقه به خوبی راههای تغذیه او را بست.
هالند چند فرصت با ضربه سر داشت، اما هیچکدام به اندازه موقعیتی که برابر برزیل گل پیروزیبخش را به ثمر رساند، با زمان و فضای کافی همراه نبود.
گزارشی تازه از سازمان «مبارزه با یهودستیزی آنلاین» میگوید هزاران حساب کاربری جعلی منتسب به حکومت ایران، با راهاندازی کارزاری هماهنگ، بازماندگان حمله هفتم اکتبر به جشنواره نُوا را هدف آزار و انکار روایتهای آنان قرار دادهاند؛ ادعاهایی که تیکتاک بخشی از آنها را رد کرده است.
روزنامه تلگراف به نقل از گزارش تازه سازمان مبارزه با یهودستیزی آنلاین (FOA) نوشت، هزاران حساب کاربری جعلی و هماهنگ که گفته میشود به حکومت ایران مرتبط هستند، در یک کارزار سازمانیافته، بازماندگان حمله هفتم اکتبر به جشنواره موسیقی نُوا را هدف آزار، تهدید و انتشار اطلاعات نادرست قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، بازماندگان این حمله با «یک کارزار دیجیتال چندلایه و مستمر» روبهرو هستند، در حالی که شبکههای اجتماعی در حذف پستها، ویدیوها و پیامهای توهینآمیز عملکرد موثری نداشتهاند. نویسندگان گزارش میگویند محتوایی که ابتدا توسط رباتهای اینترنتی منتشر میشد، اکنون توسط کاربران واقعی نیز بازنشر و تقویت میشود.
به گفته تهیهکنندگان گزارش، هدف این کارزار هماهنگ، «پاک کردن، تحریف و توجیه» حمله هفتم اکتبر است؛ اقدامی که هم از طریق زیر سوال بردن واقعیتهای این حمله و هم با حمله مستقیم به بازماندگان آن دنبال میشود.
در این گزارش آمده است که در شبکههای اجتماعی مطالبی منتشر شده که در آنها برای بازماندگان آرزوی مرگ شده، روایتهای آنان از حمله انکار شده و با الفاظ نژادپرستانه، جنسیتزده و توهینآمیز مورد حمله قرار گرفتهاند.
به نوشته تلگراف، این کارزار از انکار کامل حمله و ادعای صحنهسازی بودن آن با استفاده از «بازیگران بحران» و خون مصنوعی، تا انتشار مطالبی که ارتش اسرائیل را مسئول این رویداد معرفی میکنند، طیف گستردهای از روایتها را در بر میگیرد.
گزارش این سازمان همچنین شبکه اجتماعی ایکس را «کانون» انتشار ادعاهای مربوط به عملیات پرچم دروغین و نظریههای توطئه توصیف کرده و نوشته است که تیکتاک نیز مملو از مطالب آزاردهنده علیه بازماندگان، میمهای یهودستیزانه و ویدیوهایی است که با استفاده از روندهای پرمخاطب، پیامهای نفرتپراکن یا تمسخر رنج غیرنظامیان را افزایش میدهند.
در این گزارش آمده است که بسیاری از بازماندگان، از جمله شماری از افرادی که در غزه گروگان بودند، به طور مستقیم هدف این حملات قرار گرفتهاند.
یکی از نمونههای مورد اشاره، «نوآ آرگامانی» است؛ زنی که ویدیوی ربوده شدن او همراه با شریک زندگیاش «آویناتان اور» در هفتم اکتبر بازتاب گستردهای در جهان داشت. این دو در غزه جدا از یکدیگر نگهداری میشدند و از سرنوشت هم اطلاعی نداشتند. آرگامانی پس از ۲۴۵ روز در عملیات ارتش اسرائیل آزاد شد، در حالی که آویناتان اور پس از دو سال اسارت، در آخرین توافق تبادل گروگانها آزاد شد.
با وجود تجربه اسارت، به گفته نویسندگان گزارش، آرگامانی در فضای مجازی با برچسبهایی مانند «تروریست» و «فاحشه» هدف حملات گسترده قرار گرفته است.
این گزارش همچنین میگوید انکار خشونتهای جنسی انجامشده در جریان حمله هفتم اکتبر نیز به طور گسترده در شبکههای اجتماعی رواج یافته است.
از دیگر افرادی که نامشان در گزارش آمده، «رومی گونن» است که از جشنواره نُوا ربوده شد. او پس از آزادی درباره آزارهایی که در دوران اسارت متحمل شده بود سخن گفت، اما از آن زمان هدف حملات گسترده آنلاین قرار گرفته است.
تلگراف همچنین بخشهایی از گفتوگوی «عمری ساسی»، یکی از برگزارکنندگان جشنواره نُوا، را منتشر کرده است. او که در این حمله دوستان و اعضای خانواده خود را از دست داده، از آن زمان تاکنون هر هفته تحت درمان روانشناس قرار دارد.
ساسی با یادآوری روز حمله گفت مهاجمان افرادی را که حاضر به رفتن به غزه نبودند، در محل میکشتند و سپس خودروهای متوقفشده را به آتش میکشیدند. او همچنین گفت شاهد شلیک آرپیجی و پرتاب نارنجک به خودروهای حامل غیرنظامیان و تیراندازی با سلاحهای خودکار به سوی افرادی بوده که در حال فرار بودند.
او افزود حجم انکار واقعیتها و آزارهای مجازی پس از این حمله، آسیبهای روانی او را تشدید کرده است. به گفته ساسی، او در واکنش به این وضعیت نمایشگاهی درباره جشنواره نُوا در لندن برپا کرده و از کسانی که این حمله را ساختگی میدانند دعوت کرده است از این نمایشگاه بازدید کنند.
نویسندگان گزارش میگویند حتی محتوایی که آشکارا قوانین شبکههای اجتماعی را نقض میکند، از جمله فراخوانهای صریح به خشونت، در بسیاری از موارد پس از گزارش کاربران نیز حذف نمیشود.
در این گزارش از شرکتهای شبکههای اجتماعی خواسته شده است با سرعت بیشتری با چنین محتواهایی برخورد کنند و دولتها نیز این پلتفرمها را نسبت به عملکردشان پاسخگو کنند.
گزارش تاکید میکند که «بازماندگان دو بار قربانی میشوند»؛ یک بار در جریان حمله هفتم اکتبر و بار دیگر در کارزارهای مستمر آزار و نفرت در فضای مجازی که آسیبهای روانی آنان را تشدید میکند.
تومر آلدوبی، بنیانگذار و مدیرعامل سازمان مبارزه با یهودستیزی آنلاین، به تلگراف گفت که از هفتم اکتبر تاکنون «یهودستیزی و نفرت افراطی علیه یهودیان، صهیونیستها و اسرائیلیها با سرعتی سرسامآور در سراسر جهان گسترش یافته است» و تاکید کرد که «نباید در برابر این روند سکوت کرد.»
به نوشته تلگراف، تنها شبکه اجتماعی که به یافتههای این گزارش پاسخ داد، تیکتاک بود. این شرکت اعلام کرد قوانین سختگیرانهای علیه یهودستیزی و نفرتپراکنی دارد و اجازه انتشار چنین محتواهایی را نمیدهد.
تیکتاک همچنین اعلام کرد عملیات نفوذ پنهانی با هدف گمراه کردن و دستکاری افکار عمومی در این پلتفرم ممنوع است و این شرکت با استفاده از فناوریهای پیشرفته و تیمهای تخصصی، چنین فعالیتهایی را شناسایی و حذف میکند.
همزمان با تشدید تهدیدهای متقابل دونالد ترامپ و مجتبی خامنهای، تلاش میانجیهای منطقهای برای حفظ توافق موقت و ازسرگیری مذاکرات ادامه دارد. اختلاف بر سر تنگه هرمز همچنان مهمترین مانع دستیابی به توافق نهایی است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، همزمان با تبادل حملات این هفته که «تفاهم» برای پایان جنگ را متزلزل کرده است، مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی بار دیگر تهدیدهای لفظی خود را افزایش دادهاند؛ موضوعی که در کنار تلاش میانجیهای منطقهای برای احیای مذاکرات، چشمانداز دستیابی به توافق نهایی را با ابهام بیشتری روبهرو کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بامداد شنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی تهدید خود برای ترور یا تلاش برای ترور رییسجمهوری مستقر آمریکا را عملی کند، ایالات متحده ایران را «به طور کامل نابود خواهد کرد.»
او نوشت: «هزار موشک آماده شلیک و به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه رفتهاند و در صورت عملی شدن این تهدید، هزاران موشک دیگر نیز بلافاصله شلیک خواهند شد.»
ساعاتی پس از این پیام، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در نخستین پیام مکتوب خود پس از مراسم خاکسپاری پدرش، علی خامنهای، اعلام کرد که «انتقام، خواست ملت ماست و بیتردید باید اجرا شود.»
او تاکید کرد: «این موضوع نه به حضور شخص من وابسته است و نه به حضور دیگر مسئولان. چه ما باشیم و چه نباشیم، این امر تحقق خواهد یافت.»
مجتبی خامنهای همچنین تاکید کرد ایران فهرستی از افرادی را که باید هدف قرار گیرند، تهیه کرده است.
مجتبی خامنهای از پیش از آغاز جنگ در انظار عمومی دیده نشده و گزارشها حاکی از آن است که او در حملاتی که به کشته شدن پدرش انجامید، زخمی شده است.
جنگ کنونی از اسفند سال گذشته و با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل آغاز شد؛ حملاتی که به کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید. اگرچه ترامپ پایان آتشبس را اعلام کرده، اما همچنان از باز بودن مسیر گفتوگو سخن گفته است.
در همین حال، تلاشهای میانجیگران برای جلوگیری از شکست کامل روند دیپلماتیک ادامه دارد. خبرگزاری تسنیم گزارش داده بود که هیاتی از قطر روز جمعه به ایران سفر کرده تا «نقش قطر بهعنوان میانجی» را تقویت کند.
ترامپ در عین حال مذاکرات با [حکومت] ایران را «اتلاف وقت» توصیف کرده، اما گفته است گفتوگوها ادامه خواهد یافت.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، تاکید کرده است که تهران به تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم میان طرفهای درگیر پایبند بوده، اما افزوده است: «پایبندی تنها زمانی ممکن است که متقابل باشد.»
امیر سعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، نیز اعلام کرد که تهران همچنان به توافق متعهد است، اما هشدار داد اگر آمریکا به نقض تعهدات خود ادامه دهد، [حکومت] ایران نیز دیگر خود را ملزم به اجرای تعهداتش نخواهد دانست.
یکی از مهمترین اختلافهای باقیمانده میان دو طرف، آینده تنگه هرمز است؛ آبراه راهبردی که ایران در جریان جنگ آن را به روی کشتیهای تجاری بست.
تنگه هرمز مسیر اصلی صادرات نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج فارس به شمار میرود و بسته شدن آن تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد جهانی گذاشته است.
تهران بر کنترل عبور و مرور کشتیها اصرار دارد و اعلام کرده قصد دارد از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند. مقامهای ایرانی همچنین گفتهاند که دوران آزادی کشتیرانی پیش از جنگ پایان یافته است؛ موضعی که واشینگتن آن را رد کرده و با حقوق بینالملل عرفی نیز مغایر دانسته میشود.
در همین ارتباط، عباس عراقچی روز شنبه برای گفتوگو درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز به عمان سفر کرد. تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد او و وزیر خارجه عمان درباره سازوکارهای تضمین عبور ایمن کشتیها گفتوگو کردند.
رسانههای رسمی عمان نیز گزارش دادند دو طرف درباره تضمین امنیت و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تبادل نظر کرده و توافق کردند رایزنیها در سطوح فنی و سیاسی ادامه یابد.
در همین حال، رسانههای اکسیوس و پولیتیکو گزارش دادهاند که واشینگتن به تهران تا روز شنبه فرصت داده است حملات به کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز را متوقف کرده و بهطور رسمی باز بودن این آبراه را طی بیانیهای اعلام کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، تبادل حملات این هفته پس از آن آغاز شد که جمهوری اسلامی متهم شد سه کشتی تجاری را که به گفته مقامهای ایرانی از مسیر مورد تایید تهران منحرف شده بودند، هدف قرار داده است.
قطر، با وجود آنکه خود در جریان جنگ هدف حملات قرار گرفت، همچنان نقش اصلی را در تلاشهای میانجیگرانه ایفا میکند. دفتر نخستوزیر پاکستان نیز اعلام کرده است که شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، روز جمعه با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، درباره تحولات منطقه گفتوگو کرده است.
شهباز شریف همچنین اعلام کرد که با مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، نیز گفتوگو کرده و از او خواسته است برای حفظ «صلحی که به سختی به دست آمده» در منطقه تلاش کند.
با وجود این تلاشها، محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده حکومت ایران در گفتوگو با آمریکا، موضعی صریح اتخاذ کرد.
خبرگزاری ایسنا به نقل از او اعلام کرد: «پایان جنگ اولویت کشورهای جهان است، اما همه باید بدانند که این رویارویی هرگز با تسلیم ایران پایان نخواهد یافت.»