معاون وزیر خارجه: نشست دوحه با قطر و پاکستان بدون حضور آمریکا برگزار شد
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفت جلسات هیات ایرانی در دوحه، بهصورت مشترک و سهجانبه با هیاتهای قطری و پاکستانی و بدون حضور هیات آمریکایی، برای پیگیری اجرای مفاد یادداشت تفاهم، بهویژه درباره لبنان و آزادسازی داراییهای مسدودشده، برگزار شد.
عبدالرحمن رستمیان، رییس مجتمع بیمارستانی خمینی تهران، با انتقاد از گستردگی سهمیهها در پذیرش پزشکی، خواستار کاهش سهمیهها از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد و بازنگری در سهمیه موسوم به «ایثارگران» شد؛ موضوعی که منتقدان آن را عامل رقابت نابرابر، کاهش شایستهسالاری و مهاجرت نخبگان میدانند.
رستمیان چهارشنبه ۱۰ تیر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت مسئولیت بازنگری در سهمیههای پذیرش رشتههای پزشکی بر عهده وزارت بهداشت، وزارت علوم، کمیسیونهای مرتبط مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
او با اشاره به سهمیه مناطق محروم گفت این سهمیه زمانی برای جبران کمبود پزشک در مناطق محروم ایجاد شد، اما با گذشت سالها و تامین بخشی از نیاز این مناطق، ادامه اجرای آن در شکل کنونی نیازمند بازنگری است.
بهگفته او، سهمیه مناطق محروم میتواند از ۳۰ درصد به پنج درصد کاهش یابد و تنها بر اساس نیاز واقعی هر منطقه اعمال شود.
علی جعفریان، جانشین و مشاور عالی وزیر بهداشت، هشتم تیرماه در گفتوگو با ایسنا گفت در برخی سالها بیش از ۶۰ درصد دانشجویان پزشکی از طریق سهمیه پذیرفته شدهاند. او روند فعلی سهمیهها را «منطقی» ندانست و خواستار بازنگری جدی در آن شد.
جعفریان گفت بخشی از سهمیهها بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و بخشی دیگر بر پایه قوانین مجلس ایجاد شدهاند و برای حل این مساله، تصمیمگیری باید در سطحی بالاتر انجام شود. او همچنین گفت اصلاح سهمیهها به کنکور امسال نخواهد رسید.
اواسط خرداد نیز یک شهروند در پیامی به ایراناینترنشنال از تاثیر سهمیه موسوم به «ایثارگری» و کاهش ظرفیت پذیرش در آزمونهای تخصصی پزشکی انتقاد کرد و گفت این روند مانع ورود او و شماری دیگر از پزشکان عمومی به رشتههای تخصصی مورد علاقهشان شده است.
رییس مجتمع بیمارستانی خمینی در ادامه صحبتهای خود خواستار بازنگری در سهمیه موسوم به «ایثارگران» شد و گفت با گذشت دههها از پایان جنگ، این سهمیه باید بهتدریج کاهش یابد و به خانواده کشتهشدگان و زخمیشدگان با درصد بالای مجروحیت محدود شود.
رستمیان همچنین پیشنهاد کرد نهادهایی مانند نیروهای مسلح به جای استفاده از سهمیه در پذیرش دانشجو، افراد مورد نیاز خود را پس از قبولی در آزمونهای رقابتی و بر اساس شایستگی بورسیه کنند.
او افزود حتی برخی استادان دانشگاه که خود مشمول عنوان «ایثارگر» هستند، از سهمیه استفاده نکردهاند و با کاهش آن موافقاند.
انتقادها از سهمیههای پزشکی
اظهارات رستمیان در حالی مطرح میشود که سهمیههای پزشکی در سالهای اخیر بارها با انتقاد دانشجویان، استادان و حتی برخی مقامهای جمهوری اسلامی روبهرو شده است.
محمود کمرهای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، آبان ۱۴۰۴ گفت حدود ۳۰ درصد دانشجویان این دانشگاه با سهمیه پذیرفته میشوند.
مهر همان سال، گزارش ایراناینترنشنال نشان داد شمار دانشجویان عراقی در ایران به دهها هزار نفر رسیده و بخشی از آنان با حمایت سپاه پاسداران و حشد الشعبی بورسیه شدهاند.
گزارش دیگری از ایراناینترنشنال در دی ۱۴۰۴ نیز نشان میداد حضور نیروهای وابسته به حشد الشعبی و دیگر گروههای مسلح عراقی در ایران برای کمک به سرکوب معترضان، نگرانیها درباره نفوذ این نهادها در دانشگاهها و سازوکارهای بورسیه را پررنگتر کرده است.
شهرام یزدانی، مشاور آموزشی مسعود پزشکیان، اسفند ۱۴۰۳ گفت ۳۰ درصد دانشجویان رشتههای برتر پزشکی با سهمیه پذیرفته میشوند و این رقم در رشتههای پرمتقاضی بیشتر است.
جلیل حسینی، معاون آموزشی وزارت بهداشت نیز دی ۱۴۰۳ گفته بود پذیرشهای سهمیهای موجب دلسردی دانشجویان شده است.
مصطفی معین، وزیر پیشین علوم، مهر ۱۴۰۳ گفته بود ۷۵ درصد دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران سهمیهای هستند و محمد ظفرقندی، وزیر بهداشت، شهریور همان سال هشدار داده بود وقتی داوطلبان با رتبههای دو رقمی در پزشکی پذیرفته نمیشوند، به مهاجرت فکر میکنند.
انتقادها به سهمیهها تنها به پذیرش دانشجویان محدود نمانده است. مرداد ۱۴۰۲، پس از افشای نتایج آزمون دستیاری پزشکی، روزنامه اعتماد گزارش داد بیش از نیمی از پذیرفتهشدگان برخی رشتههای تخصصی با سهمیه پذیرش شدهاند.
منتقدان میگویند گسترش سهمیهها در پزشکی، رقابت نابرابر ایجاد کرده، شایستهسالاری را تضعیف کرده و به مهاجرت دانشجویان، پزشکان و استادان دامن زده است.
فشارهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر معلمان و فعالان صنفی در ایران با احضار، بازداشت، انتقال به سلول انفرادی، قطع تماس و ملاقات، صدور احکام حبس و پروندهسازی در چند استان شدت گرفته است؛ همزمان شورای هماهنگی فرهنگیان خواستار لغو احکام و آزادی معلمان زندانی شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، کوکب بداغی پگاه، فعال صنفی فرهنگیان خوزستان، به هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش استان خوزستان احضار شده است.
او در پرونده تازه به صدور بیانیه و تشویق مخاطبان کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان به شرکت در اعتراضات دیماه متهم شده است.
این در حالی است که او پیشتر در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین سال جاری با قطع حقوق روبهرو شده و در اردیبهشت سال جاری نیز از سوی دادگاه انقلاب ایذه به یک سال حبس محکوم شده بود.
کوکب بداغی پگاه، مسعود فرهیخته و رضا مسلمی
همزمان، مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، به سلول انفرادی منتقل و تماس تلفنی و ملاقات حضوری خانوادهاش قطع شده است.
دلیل این اقدام هنوز اعلام نشده است. پیشتر نیز اعلام شده بود قرار است در ارتباط با پروندهسازی جدید علیه فرهیخته در زندان مرکزی کرج دادگاهی برگزار شود؛ دادگاهی که او گفته بود در آن شرکت نمیکند.
در خبری دیگر، شعبه دوم دادگاه انقلاب همدان رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان را به سه سال و شش ماه و یک روز حبس به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و هفت ماه و ۱۶ روز حبس به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم کرده است.
موج احکام و بازداشتها در استانهای مختلف
این تحولات در حالی رخ داده که در روزهای گذشته نیز شماری دیگر از معلمان و فعالان صنفی در استانهای مختلف با بازداشت، احکام حبس و مجازاتهای تکمیلی روبهرو شدهاند.
جانمحمد احمدی، معلم بازنشسته و رییس انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی، ۹ تیرماه در ورودی شهر نورآباد بهدست نیروهای امنیتی بازداشت شد.
همچنین آزاده سالکی، معلم شاغل در خواف و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، به پنج سال حبس محکوم شده است.
او پس از حدود یک ماه بازداشت با تودیع وثیقه آزاد شده بود و حکم اولیه ۱۰ سال حبسش در مراحل بعدی رسیدگی به پنج سال کاهش یافت؛ حکمی که اجرای آن میتواند به اخراج او از آموزش و پرورش منجر شود.
جانمحمد احمدی، احمد علیزاده، آریا نورانی، احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکینژاد و کوثر ممبینی؛ فعالان صنفی معلمان
در ایلام نیز احمد علیزاده، معلم بازنشسته و فعال مدنی اهل آبدانان، به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام» و «اهانت به بنیانگذار و رهبر جمهوری اسلامی» به دو سال حبس محکوم شد.
دادگاه همچنین یک سال ممنوعیت خروج از کشور، ابطال گذرنامه و انجام هزار و ۸۰ ساعت خدمات عمومی رایگان در شهرداری آبدانان را به عنوان مجازاتهای تکمیلی برای او در نظر گرفته است.
آریا نورانی، معلم مقطع ابتدایی در شهرستان مانه استان خراسان شمالی که در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شده بود، به ۱۴ ماه حبس محکوم شد.
همچنین شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز، احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکینژاد و کوثر ممبینی، از فعالان صنفی فرهنگی و کارگری را به سه سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در واکنش به این برخوردها، پروندهسازی، احکام حبس، تهدید و ارعاب فعالان صنفی و انتقال زندانیان به سلول انفرادی را محکوم کرده است.
این شورا خواستار لغو احکام صادرشده، آزادی بیقیدوشرط معلمان و فعالان صنفی زندانی و پایان برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالیتهای صنفی و مدنی شده است.
فعالان و تشکلهای صنفی معلمان در سالهای گذشته بارها هدف برخوردهای امنیتی، قضایی و اداری جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند؛ روندی که با احضار، بازداشت، صدور احکام زندان، اخراج، انفصال از خدمت و محرومیت از حقوق صنفی همراه بوده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع ایرانی گزارش داد جمهوری اسلامی بهدنبال رسمیت بخشیدن به کنترل خود بر تنگه هرمز و حق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از خلیج فارس است و برای رسیدن به این هدف، استفاده از زور را منتفی نمیداند.
بر اساس یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، جمهوری اسلامی پذیرفته است کشتیها به مدت ۶۰ روز بدون پرداخت هیچگونه عوارضی از تنگه هرمز عبور کنند.
با این حال، تهران معتقد است متن این تفاهمنامه به گونهای تنظیم شده که همچنان اختیار تصمیمگیری درباره اینکه چه کشتیهایی اجازه عبور داشته باشند و از چه مسیری در این آبراه باریک تردد کنند، در اختیار جمهوری اسلامی باقی میماند.
منابع ایرانی چهارشنبه ۱۰ تیر به رویترز گفتند جمهوری اسلامی همچنان تاکید دارد پس از پایان دوره توافق موقت، کنترلش بر تنگه هرمز بهصورت رسمی و دائمی در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شود.
بر اساس این گزارش، هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی تا زمانی که این موضوع نهایی نشود، حاضر نخواهد بود در مذاکرات با واشینگتن به دیگر موضوعات مورد اختلاف بپردازد.
این منابع افزودند اگر توافق موقت بدون تمدید به پایان برسد، حکومت ایران از اواخر مردادماه دریافت عوارض از کشتیها برای عبور از تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد.
با این حال، هنوز میزان و نحوه محاسبه این عوارض مشخص نیست.
جمهوری اسلامی پس از آغاز جنگ اخیر، تنگه هرمز را مسدود کرد.
به گفته مقامهای حکومت ایران، پیشتر از برخی شناورها برای تردد در خلیج فارس «هزینههای ناوبری» یا عوارض دیگری دریافت شده بود.
تنگه هرمز مسیر بینالمللی کشتیرانی میان ایران و عمان است و پیش از جنگ، شناورها بدون پرداخت هزینه از آن عبور میکردند، اما در جریان درگیریها، جمهوری اسلامی در عمل عبور و مرور در این آبراه راهبردی را مختل کرد که باعث جهش قیمت جهانی انرژی شد.
عبور از تنگه هرمز تاکنون هرگز مشمول پرداخت عوارض نبوده است و موضع تهران بهطور مستقیم با برداشت واشینگتن از یادداشت تفاهم و همچنین با دیدگاه آمریکا درباره ترتیبات نهایی پس از جنگ، در تضاد قرار دارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد تا زمانی که واشینگتن خود تصمیم به اعمال عوارض نگیرد، هیچگونه هزینهای برای عبور از این آبراه دریافت نخواهد شد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دوم تیر در سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت هیچ کشوری حق ندارد عبور و مرور کشتیها را در یک آبراه بینالمللی مسدود کند یا برای عبور از آن عوارض یا حق عبور در نظر بگیرد.
به گزارش رویترز، جمهوری اسلامی توافق موقت را به گونهای تفسیر میکند که «حق» کنترل ترددها در تنگه هرمز برای تهران محفوظ میماند، هرچند در دوره اجرای توافق عوارضی دریافت نخواهد کرد.
تهران همچنین معتقد است اگرچه باید درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز با کشورهای حاشیه خلیج فارس گفتوگو کند، اما الزامی برای دستیابی به توافق با آنها ندارد.
رویکرد عمان در قبال خواستههای تهران
انتظار میرود عمان که در امتداد ساحل جنوبی تنگه هرمز قرار دارد، با حکومت ایران درباره تعیین مسیرهای عبور و مرور در تنگه هرمز مذاکره کند.
در حالی که گزارشها از احتمال عدم همراهی مسقط در دریافت عوارض از کشتیها در این گذرگاه راهبردی حکایت دارند، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، هشتم تیر هشدار داد اگر عمان تمایلی به مشارکت در مدیریت تنگه هرمز نداشته باشد، تهران این کار را به تنهایی انجام خواهد داد.
حکومت ایران هفته گذشته به سوی چهار کشتی که بدون دریافت مجوز از تهران تلاش کرده بودند از بخش عمانی تنگه هرمز عبور کنند، تیراندازی کرد. اقدامی که به درگیری کوتاهی با ایالات متحده انجامید.
از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.
بخشی از این پیامها، مانند پیامهای تسلیت یا مناسبتهای رسمی، بیشتر جنبه تشریفاتی دارند، اما دستکم ۱۰ پیام دیگر تصویری روشنتر از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک او ارائه میکنند.
این پیامها موضوعهای متنوعی را در بر میگیرند. از ارتش، مجلس و زبان فارسی گرفته تا حج، غدیر، خلیج فارس، توافق با آمریکا و جبهه مقاومت.
با این حال، کنار هم گذاشتن آنها یک واژه را بیش از هر چیز برجسته میکند: «بعثت»
در نگاه اول، «بعثت» ممکن است فقط یک اصطلاح مذهبی به نظر برسد، اما تکرار آن در موقعیتهای مختلف نشان میدهد این واژه در ادبیات مجتبی خامنهای صرفا یک تعبیر دینی نیست، بلکه میتواند یکی از کلیدهای فهم نگاه او به مردم، حکومت و آینده جمهوری اسلامی باشد.
در سنت اسلامی، بعثت به معنای برگزیده شدن برای انجام یک ماموریت الهی است. پیامبر مبعوث میشود، یعنی رسالتی بر عهده او گذاشته میشود.
در پیامهای مجتبی خامنهای نیز بعثت فقط به معنای بیدار شدن یا آگاه شدن نیست. در اینجا، بعثت بیش از هر چیز به معنای ماموریت پیدا کردن است.
به همین دلیل، او از «بعثت ملت ایران»، «بعثت مردم»، «بعثت هنرمندان»، «ملت بعثتیافته» و حتی «امت مبعوثشده اسلامی» سخن میگوید.
در این روایت، مردم صرفا شهروندان یک کشور نیستند؛ آنها حاملان یک رسالت تاریخی معرفی میشوند.
همین نکته، بعثت را از یک واژه مذهبی به مفهومی سیاسی تبدیل میکند.
بعثت از مردم آغاز میشود
نخستین نشانه این نگاه را میتوان در پیام حج مجتبی خامنهای در پنجم خرداد دید.
او در این پیام مینویسد ملت ایران پس از کشته شدن علی خامنهای «بعثت الهی یافت» و با حضور در همه عرصههای مورد نیاز، چشم دنیا را به خود خیره کرد.
اما مهمترین بخش پیام، جمله دیگری است: «در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت، بعثت امت اسلامی رقم خواهد خورد.»
در این عبارت، «بعثت ملت ایران» مستقیما در کنار «جبهه مقاومت» قرار میگیرد و هر دو مقدمهای برای «بعثت امت اسلامی» معرفی میشوند.
همین الگو در پیامهای دیگر نیز تکرار میشود. در پیام روز فردوسی، از هنرمندان خواسته میشود «بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم» رقم بزنند و روایت این خیزش را برای تاریخ ثبت کنند.
در پیام آغاز سال سوم مجلس دوازدهم نیز مجلس باید خود را «در تراز ملت مبعوثشده» تنظیم کند.
به این ترتیب، بعثت فقط به مردم محدود نمیماند. از مردم آغاز میشود، به فرهنگ و هنر میرسد، وارد نهادهای رسمی حکومت میشود و در نهایت به امت اسلامی گسترش پیدا میکند.
در پیام غدیر و سالگرد ۱۴ خرداد نیز همین روایت ادامه پیدا میکند.
مجتبی خامنهای از «بعثت تازه» ملت ایران سخن میگوید و تاکید میکند این ملت در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملتهای دیگر شده است.
او همچنین از «نصابی تازه از بعثت ملت ایران» و «ملت بعثتیافته» یاد میکند.
در همه این پیامها، مردم نیرویی هستند که برای انجام ماموریتی بزرگتر برگزیده شدهاند.
این ماموریت، در نهایت، به حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با آمریکا و اسرائیل و مشارکت در شکل دادن به نظمی جدید در منطقه و جهان پیوند میخورد.
بعثت، حلقه گمشده پروژه تمدن نوین اسلامی
اگر این پیامها را در کنار یکی از مهمترین نظریههای علی خامنهای قرار دهیم، تصویر کاملتری به دست میآید.
رهبر پیشین جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها از «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» سخن گفته بود؛ مسیری که با انقلاب اسلامی آغاز میشود، به نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی میرسد و در نهایت هدف آن، شکلگیری تمدن نوین اسلامی است.
در این نظریه، ایجاد نهادهای حکومتی به تنهایی کافی نیست. جامعه نیز باید دگرگون شود و مردم، خود را بخشی از یک ماموریت تاریخی بدانند.
اگر از این زاویه به پیامهای مجتبی خامنهای نگاه کنیم، بعثت را میتوان حلقهای دانست که این پروژه را کامل میکند.
در این روایت، مردم فقط حامی حکومت نیستند؛ «ملت بعثتیافته» هستند. هنرمندان باید در امتداد بعثت مردم حرکت کنند. مجلس باید خود را با ملت مبعوثشده هماهنگ کند. سپس این روند به امت اسلامی گسترش مییابد و در کنار جبهه مقاومت قرار میگیرد.
به بیان دیگر، اگر فرایند پنجگانه، نقشه راه جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی باشد، «بعثت» تلاشی برای تعریف نیروی انسانی این پروژه است؛ مردمی که قرار است این مسیر را پیش ببرند.
بعثت، مقاومت و نظم جدید
پیوند میان بعثت و جبهه مقاومت فقط به پیامهای مذهبی محدود نمیشود و حتی در موضوعی مانند توافق با آمریکا نیز همین الگو تکرار میشود.
مجتبی خامنهای در پیام خود پس از تفاهمنامه تهران و واشینگتن مینویسد اگرچه در ابتدا با این توافق موافق نبوده، اما بهدلیل تعهد رییسجمهوری و اعضای شورای عالی امنیت ملی به «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، اجازه اجرای آن را داده است.
همین الگو در پیام روز ملی خلیج فارس هم دیده میشود. جایی که او مینویسد زنجیره پیروزیهای حاصل از «سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی»، سرآغاز «نظم جدید منطقه و جهان» خواهد بود.
اگر این پیامها را کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان گفت بعثت مردم، جبهه مقاومت و نظم جدید، سه حلقه از یک زنجیره واحد هستند. زنجیرهای که از درون ایران آغاز میشود، اما هدف نهایی آن فراتر از مرزهای ایران تعریف شده است.
ممکن است گفته شود واژههایی مانند مقاومت، آمریکا، اسرائیل یا ملت ایران در پیامهای مجتبی خامنهای بیشتر تکرار شدهاند، اما اهمیت بعثت در تعداد دفعات استفاده از آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در ساختار فکری او پیدا کرده است.
«مقاومت» سالهاست یکی از کلیدواژههای ثابت ادبیات جمهوری اسلامی است. آمریکا و اسرائیل نیز دشمنان همیشگی این گفتمان به شمار میروند، اما «بعثت» واژهای است که نقش مردم را بازتعریف میکند.
در این نگاه، مردم صرفا حامی حکومت یا شرکتکننده در انتخابات و راهپیماییها نیستند. آنها «مبعوث» میشوند، یعنی رسالتی بر عهده میگیرند که از مرزهای یک دولت یا حتی یک کشور فراتر میرود.
به همین دلیل، بعثت در پیامهای مجتبی خامنهای فقط یک مفهوم دینی نیست، بلکه زبان تازهای برای تعریف رابطه مردم با پروژه سیاسی جمهوری اسلامی است.
اما چرا مجتبی خامنهای این اندازه بر مفهوم بعثت تاکید میکند؟
بهطور خلاصه، بعثت در این پیامها به معنای مردمی است که برای انجام یک ماموریت برگزیده شدهاند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی این مردم را برگزیده، بلکه این است که این ماموریت دقیقا چیست.
پاسخ را باید در مجموعه پیامهای او جستوجو کرد.
هرچه این پیامها بیشتر کنار هم قرار میگیرند، روشنتر میشود که بعثت هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به هدفی بزرگتر است.
مجتبی خامنهای در نخستین پیام خود پس از رسیدن به رهبری نوشت: «امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزیی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.»
در پیامهای بعدی نیز همین مسیر ادامه پیدا میکند؛ از لبنان، فلسطین، عراق و یمن سخن گفته میشود، از ضرورت پاسداشت همزمان «حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» در توافق با آمریکا، و در نهایت از «نظم جدید منطقه و جهان» که قرار است در سایه راهبرد مقاومت شکل بگیرد.
اگر این پیامها را در چارچوب نظریه «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» بخوانیم، تصویری منسجمتر به دست میآید.
علی خامنهای سالها از پروژهای سخن میگفت که قرار بود از انقلاب اسلامی به تمدنی نوین برسد. مجتبی خامنهای نیز دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز، از مفهومی سخن میگوید که میتواند نیروی محرک همان پروژه باشد: ملت بعثتیافته.
شاید به همین دلیل، بتوان «بعثت» را مهمترین کلیدواژه آغاز رهبری مجتبی خامنهای دانست. واژهای که نه فقط جایگاه مردم، بلکه نقش آنها را در ادامه پروژه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازتعریف میکند. پروژهای که از نگاه رهبر پیشین قرار بود به «تمدن نوین اسلامی» ختم شود و از نگاه رهبر جدید، همچنان با محوریت جبهه مقاومت و در افق «نظم جدید منطقه و جهان» دنبال میشود.
اگر این برداشت درست باشد، بعثت صرفا یک انتخاب ادبی یا مذهبی نیست و این واژه میتواند حلقه اتصال میان گفتمان رهبر دوم و رهبر سوم جمهوری اسلامی باشد.
این حلقه نشان میدهد دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز نه تنها تغییری بنیادین در جهتگیری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دیده نمیشود، بلکه تلاش شده است همان پروژه با زبانی تازه و با تعریفی جدید از نقش مردم ادامه پیدا کند.
بر اساس روایت کتاب «تغییر حکومت» که به تازگی منتشر شده است، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حتی زمانی که برنامهریزی برای حمله به حکومت ایران جریان داشت، همچنان در پی دستیابی به توافقی هستهای با تهران بود.
این موضوع در کتابی با عنوان Regime Change مطرح شده که با جزییات روایت میکند چگونه مسیر دیپلماسی در نهایت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجامید.
این کتاب که هفته جاری منتشر شده، ترامپ را رییسجمهوری توصیف میکند که تا آستانه آغاز عملیات همچنان معتقد بود دستیابی به راهحلی دیپلماتیک امکانپذیر است.
اما با متوقف شدن مذاکرات، او بهتدریج به این نتیجه رسید که حکومت ایران در موقعیت آسیبپذیری قرار دارد.
جاناتان سوان و مگی هابرمن، نویسندگان کتاب، نوشتند ترامپ بارها به مشاورانش گفته بود «احساس خوبی» نسبت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی دارد و میخواهد «حکومت را از بین ببرد و بعدا درباره جزییات تصمیم بگیرد».
این کتاب که بر پایه گفتوگو با مقامهای ارشد دولت آمریکا نوشته شده، روند بحثهای کاخ سفید درباره دیپلماسی، تغییر حکومت ایران و اقدام نظامی را بازسازی میکند؛ از جمله ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) مبنی بر اینکه اگر ایالات متحده تصمیم به هدف قرار دادن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بگیرد، احتمال موفقیت این عملیات بالا است.
نقش ویتکاف و داماد ترامپ
بر اساس این روایت، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور او، تقریبا تا زمان آغاز حمله، مذاکرات با مقامهای حکومت ایران را در عمان و سوئیس ادامه دادند.
یکی از پیشنهادهای مطرحشده در مذاکرات، تامین رایگان سوخت هستهای مورد نیاز جمهوری اسلامی برای تمام طول عمر برنامه هستهای غیرنظامی بود.
هدف طرح این پیشنهاد آزمودن این مساله بود که آیا اصرار تهران بر غنیسازی اورانیوم ناشی از نیازهای انرژی است یا تلاشی برای حفظ مسیر بالقوه دستیابی به سلاح هستهای.
در نهایت، ویتکاف و کوشنر به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی «در حال وقتکشی» است و مذاکرات را به امید پایان یافتن دوره ریاستجمهوری ترامپ طولانی میکند.
این ارزیابی ترامپ را متقاعد کرد که دیپلماسی به بنبست رسیده است.
نقش بنیامین نتانیاهو
همزمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ترامپ فشار میآورد تا علیه حکومت ایران دست به اقدام نظامی بزند.
او استدلال میکرد جمهوری اسلامی به گونه کمسابقهای در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفته و این فرصت ممکن است تکرار نشود.
در این کتاب آمده است نتانیاهو طرحی چهار مرحلهای به ترامپ ارائه کرد که شامل حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی، نابودی توان نظامی آن، سرنگونی حکومت و فراهم کردن زمینه تشکیل دولت جایگزین بود.
در چارچوب این پیشنهاد، نتانیاهو ویدیویی به ترامپ نشان داد که سناریوی دوران پس از جمهوری اسلامی را ترسیم میکرد.
او همچنین از برخی چهرههایی که میتوانستند در دولت آینده نقش داشته باشند، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، نام برد.
به نوشته این کتاب، این ارائه، توجه ترامپ را جلب کرد. با این حال، اگرچه او به امکان تحقق دو هدف نخست، یعنی هدف قرار دادن رهبران جمهوری اسلامی و نابودی توان نظامی آن، باور داشت، نسبت به عملی شدن مراحل بعدی، از جمله تغییر حکومت، مردد بود.
مخالفت رییس سیا و وزیر امور خارجه با تغییر حکومت
ترامپ در نهایت به این نتیجه رسید که مسائل مربوط به تغییر حکومت «مشکل خود آنها» خواهد بود.
با این حال، نویسندگان کتاب مشخص نکردهاند منظور او از «آنها» چه کسانی بودهاند؛ اسرائیل، مردم ایران یا طرف دیگری.
بر پایه این کتاب، ترامپ بر اهدافی تمرکز داشت که از نظر او دستیافتنی بودند؛ یعنی هدف قرار دادن رهبران حکومت و از بین بردن تواناییهای نظامی آن.
این در حالی است که شماری از اعضای ارشد تیم امنیت ملی ترامپ نسبت به طرح نتانیاهو برای تغییر حکومت در ایران بدبین بودند.
جان رتکلیف، رییس سیا، این سناریو را «مضحک» توصیف کرد و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز آن را رد کرد و گفت: «این حرفها مزخرف است.»
آخرین جلسه اتاق وضعیت
یکی از مهمترین بخشهای کتاب به آخرین نشست «اتاق وضعیت» کاخ سفید پیش از حمله اختصاص دارد؛ جایی که رتکلیف اطلاعاتی را به ترامپ ارائه کرد که نشان میداد مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار است در محل اقامت خامنهای در تهران گرد هم آیند.
طبق این روایت، رتکلیف به ترامپ گفت اگر منظور از تغییر حکومت صرفا کشتن خامنهای باشد، «احتمالا میتوانیم این کار را انجام دهیم».
این کتاب همچنین از اختلافنظرهای جدی در تیم امنیت ملی ترامپ پرده برداشت.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هشدار داده بود یک درگیری طولانی میتواند ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش دهد، بر موجودی موشکهای رهگیر مورد استفاده برای حمایت از اوکراین و اسرائیل فشار وارد آورد، نیروهای آمریکایی را در معرض خطر قرار دهد و حفظ امنیت تنگه هرمز را دشوارتر کند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، نیز بار دیگر مخالفت خود را با اقدام نظامی اعلام کرد، اما به ترامپ گفت اگر او تصمیم به حمله بگیرد، از این موضوع حمایت خواهد کرد.
روبیو که از ادامه سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی حمایت میکرد، استدلال کرد که تغییر حکومت نباید هدف عملیات باشد.
او افزود: «اگر هدف ما تغییر حکومت یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم.»
به گفته او، نابودی برنامه موشکی حکومت ایران «هدفی است که میتوان به آن دست یافت».
در این کتاب آمده است که ترامپ پس از شنیدن دیدگاه همه مشاورانش، تصمیم نهایی را گرفت و گفت: «فکر میکنم باید این کار را انجام دهیم.»
بر پایه این روایت، ترامپ بعدازظهر روز بعد، زمانی که در حال عزیمت به ایالت تگزاس بود، دستور نهایی حمله را صادر کرد.
نویسندگان کتاب افزودند ۱۷ روز پس از آغاز جنگ، ترامپ را در دفتر بیضی کاخ سفید دیدند؛ در حالی که به جای نقشههای نظامی، تصاویر درختان افرا روی «میز رزولوت» او پهن شده بود.
ترامپ به آنها گفت: «دارم برای کاخ سفید درخت سفارش میدهم. من خوب بلدم درخت خوب بخرم؛ درخت افرا.»
در ماههای گذشته، تحلیلگران درباره این موضوع بحث کردهاند که آیا ترامپ از ابتدا قصد حمله به ایران را داشت یا دیپلماسی صرفا ابزاری برای خریدن زمان بود.
اما کتاب «تغییر حکومت» تصویری پیچیدهتر ارائه میدهد؛ تصویری از رییسجمهوری که مذاکرات را تقریبا تا آستانه اقدام نظامی ادامه داد، بیش از پیش به غریزه خود اعتماد کرد و در نهایت تصمیم به حمله گرفت، بیآنکه پاسخی روشن برای آینده و آنچه پس از آن رخ خواهد داد، داشته باشد.