وزیر خارجه عمان: در گفتوگو با ایران، بر پایبندی بر تردد بدون عوارض از تنگه هرمز تاکید شد

وزیر خارجه عمان در ایکس نوشت که در گفتوگو با مذاکرهکنندگان ایرانی، بر پایبندی به حقوق بینالملل و تضمین عبور امن و بدون عوارض از تنگه هرمز تاکید شده است.

وزیر خارجه عمان در ایکس نوشت که در گفتوگو با مذاکرهکنندگان ایرانی، بر پایبندی به حقوق بینالملل و تضمین عبور امن و بدون عوارض از تنگه هرمز تاکید شده است.






یادداشت تفاهمی که میان تهران و واشینگتن امضا شد، فراتر از تقویت احتمالی سپاه پاسداران، تهدید امنیت خلیج فارس و تعمیق نفوذ چین در بازار انرژی ایران، یک پیامد مهمتر دارد: مردم ایران را در برابر جمهوری اسلامی تنها میگذارد.
در بند دوم این تفاهمنامه، تعهد دو طرف به خودداری از «دخالت در امور داخلی یکدیگر» در عمل به معنای نادیده گرفتن مردم ایران و واگذار کردن آنها به جمهوری اسلامی است.
این بند در تضاد مستقیم با بسیاری از مواضع پیشین دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، قرار دارد؛ مواضعی که بر حمایت از مردم ایران و محکومیت خشونت و سرکوب جمهوری اسلامی تاکید داشت.
ترامپ در سال ۲۰۱۷، در صحبتهایی ایرانیان را «مردمی سربلند» توصیف کرد که ناچار شدهاند زیر سلطه حکومتی افراطی زندگی کنند. او در سال ۲۰۱۸ در توئیتی نوشت: «احترام فراوان برای مردم ایران که میکوشند قدرت را از حکومت فاسدشان پس بگیرند. در زمان مناسب، حمایت بزرگ آمریکا را خواهید دید.»
ترامپ پس از حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اگر حکومت کنونی ایران نمیتواند عظمت را به ایران بازگرداند، چرا تغییر رژیم نه؟ عظمت را به ایران بازگردانید.»
دیماه ۱۴۰۴، ترامپ از ایرانیان خواست به اعتراض ادامه دهند و «نهادهای خود را پس بگیرند». او در این پست مشهود تاکید کرد: «کمک در راه است». ترامپ مدتی بعد و پس از گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی، بار دیگر ایرانیان را خطاب قرار داد: «وقتی کار ما تمام شد، حکومت خودتان را در اختیار بگیرید. حق شماست که آن را به دست بگیرید.»
اما این تفاهمنامه چرخشی چشمگیر نسبت به آن مواضع را نشان میدهد. این توافق از یک سوی همان مردمی را تنها میگذارد که ترامپ بارها آنان را به بازپسگیری کشورشان تشویق کرده بود و از سوی دیگر این پیام را به جمهوری اسلامی میدهد که واشینگتن دیگر تمایلی به حمایت از معترضان علیه حکومت را ندارد.
این تضاد از آن جهت چشمگیرتر است که پس از دورهای رخ میدهد که جمهوری اسلامی، بهاحتمال زیاد، بیش از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر آسیبپذیر شده بود.
در پی شکستهای نظامی، فشارهای اقتصادی و افزایش نارضایتی داخلی، جمهوری اسلامی بیش از پیش در موقعیت ضعف قرار گرفته است. با این حال، به نظر میرسد که واشینگتن بهجای تبدیل این فشارها به اهرمی برای پیگیری تغییری سیاسی و پایدار، مسیر سازش با حکومت را انتخاب کرده است.
ترامپ اکنون از رهبران ایران بهعنوان افرادی «بسیار باهوش» و «قوی» نام میبرد و آنان را نه حاکمانی سرکوبگر، بلکه شرکایی عملگرا و قابل مذاکره معرفی میکند. پیبیاس نیز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی اگر «مانند یک کشور عادی» رفتار کند، پاداش خواهد گرفت.
این رویکرد پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا پس از ۴۷ سال سرکوب، تروریسم، گروگانگیری، بیثباتسازی منطقهای و مرگ شمار زیادی از آمریکاییها در نتیجه اقدامات جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتیاش، اکنون قرار است بعادیسازی روابط بدون پاسخگویی به تهران پیشنهاد شود؟
به نظر میرسد این توافق در آستانه فراهم کردن کاهش تحریمها، دسترسی تهران به داراییهای مسدودشده و گسترش فروش نفت است. بخش بزرگی از این نفت احتمالا راهی چین خواهد شد. درآمدهای بیشتر میتواند سپاه پاسداران را تقویت کند، سرکوب داخلی را شدت بخشد و حمایت از متحدان مسلحی مانند حزبالله و حماس را افزایش دهد.
حامیان توافق میگویند دیپلماسی از درگیری بهتر است و محدودیتهایی که از راه مذاکره به دست میآید، از تقابل بیپایان کارآمدتر است. با این حال، تجربه نشان میدهد توافق با جمهوری اسلامی تنها زمانی موثر است که سازوکارهای اجرایی محکمی پشت آن باشد و طرف مقابل نیز اراده لازم برای بهکارگیری این ابزارها را داشته باشد.
اگر پیش از راستیآزمایی کامل تعهدات کلیدی، امتیازهای قابل توجهی واگذار شود، اهرم فشار از میان میرود و در مقابل، خطرها افزایش مییابد.
این نگرانی تازهای نیست. زمانی که باراک اوباما، رییسجمهوری وقت ایالات متحده، پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸ از حمایت از جنبش سبز حمایت نکرد، بسیاری از منتقدان این تصمیم را خیانت به ارزشهای دموکراتیک و از دست دادن فرصتی راهبردی برای تضعیف حکومت از درون دانستند.
بحث کنونی نیز پژواک بسیاری از همان استدلالهاست. اما کاری که ترامپ کرده ممکن است پیامدهای گستردهتری هم داشته باشد.
او پس از صدور مجوز برای حملاتی که زیرساخت هستهای، توان موشکهای بالستیک و داراییهایِ نظامی جمهوریاسلامی را بهشدت تضعیف کرد، به چیزی دست یافت که بسیاری از دولتهای پیش از او یا تمایلی به آزمودن آن نداشتند، یا قادر به انجامش نبودند.
با این حال، او با گذار سریع از فشار حداکثری به سازش، این خطر را ایجاد کرده است که یک پیروزی تاکتیکی مهم به خطایی راهبردی تبدیل شود.
در لحظهای که جمهوریاسلامی آسیبپذیرتر از همیشه به نظر میرسید و بسیاری از ایرانیان بیش از هر زمان دیگری آماده به چالش کشیدن حکومت بودند،ایالات متحده ترجیح داد حمایت از جنبشهای مخالف را در اولویت قرار ندهد و فشار از درون بر سپاه پاسداران را افزایش ندهد.
اینکه چنین تلاشهایی موفق میشد یا نه، روشن نیست؛ اما کنار گذاشتن کامل آنها، منبعی از اهرم فشار را حذف کرد که دستکم میتوانست موقعیت آمریکا در مذاکرات را تقویت کند.
یک راهبردی متفاوت، مستلزم تلاشی مستمر برای توضیح این امر به مردم آمریکا بود که چرا حمایت از خواستهای شهروندان ایرانی، هم با ارزشهای آمریکایی سازگار است و هم با منافع امنیتی بلندمدت ایالات متحده همخوانی دارد.
ثبات واقعی در خاورمیانه بعید است صرفا با توافق با حاکمان اقتدارگرا به دست آید. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که حکومتها در میان مردم خود مشروعیت داشته باشند؛ بهویژه در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از جامعه آن احتمالا از همراهترین جوامع با آمریکا است.
اما دولت آمریکا به جای آن، بیصبری راهبردی را برگزید. با این کار، نه تنها بسیاری از ایرانیانی را که به حمایت بیشتر بینالمللی امید بسته بودند دلسرد کرد، بلکه در میان متحدان خلیج فارس و اسرائیل نیز ابهام و نگرانی آفرید.
چندین کارشناس منطقهای و سیاست خارجی استدلال میکنند که کشورهای خلیج فارس ممکن است از این پس، در قابل اتکا بودن تضمینهای امنیتی آمریکا بازنگری کنند و متناسب با آن راهبردهای خود را تغییر دهند.
هنر دیپلماسی در این نیست که اهرم فشاری را که به دشواری به دست آمده، پیش از نهایی شدن کامل یک توافقِ قابل اجرا واگذار کرد.
یک آتشبس ۶۰ روزه میتواند بهراحتی به ماهها مذاکره بینتیجه تبدیل شود؛ در حالی که جمهوریاسلامی منابع مالی خود را بازسازی میکند، سپاه پاسداران را تقویت میکند، اعتراضات داخلی را سرکوب میکند و به حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه میدهد.
اما یک چیز از هماکنون روشن است: پیامد کمتر دیدهشده این توافق، نه در مفاد مربوط به سانتریفیوژها، موشکها یا تحریمها، بلکه در پیامی نهفته است که درباره مردم ایران و اعتبار تعهدات آمریکا ارسال میکند.
در حالیکه رهبران آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، سالها از حمایت از ایرانیانی سخن گفتند که به دنبال رهایی از حاکمیت اقتدارگرای اسلامگرا بودند، این تفاهمنامه مجموعه متفاوتی از اولویتها را پیش رو می گذارد.
واشینگتن با تعهد به خودداری از مداخله در امور داخلی ایران، آن هم در حالی که مسیری به سوی عادیسازی و کاهش فشار اقتصادی به حکومت پیشنهاد میدهد، ظاهرا تعامل با تهران را بر حمایت از تغییر سیاسی ترجیح داده است.
اینکه این انتخاب در نهایت به صلح منجر شود یا فقط رویارویی بزرگتری را به تعویق بیندازد، هنوز روشن نیست؛ آنچه روشن است، پیام این توافق برای میلیونها ایرانی است که باور داشتند آمریکا در برابر سرکوبگرانشان در کنار آنها ایستاده است. پیام آمریکا به مردم ایران این است: شما را تنها گذاشتیم.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای اعلام کرد که مجوزی ۶۰ روزه برای «تولید، تحویل و فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایران» صادر کرده است. این معافیت موقت تا جمعه ۳۰ مرداد برقرار خواهد بود و امکان تمدید آن نیز وجود دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده دوشنبه یکم تیر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از «گفتوگوهای سازنده» میان تهران و واشینگتن در نخستین روز مذاکرات فنی سوئیس، این وزارتخانه با تعلیق موقت برخی تحریمها، فروش نفت ایران را تا ماه اوت مجاز اعلام کرد.
به نوشته او تعلیق موقت تحریمها در ازای تعهد جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز و صدور اجازه برای ورود بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران صادر شده است.
طبق بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری، اوفَک، این مجوز همه معاملاتی را که کشتیهای تحریمشده جمهوری اسلامی، مشهور به ناوگان سایه، در آنها دخیل هستند هم شامل میشود. به این ترتیب، جمهوری اسلامی ظرف ۶۰ روز آینده میتواند از تمام ظرفیت ناوگان سایه تحریمشده نیز برای انتقال نفت و محصولات مرتبط با آن استفاده کند، مگر آنها ذیل مقرراتی جز آنچه در این مجوز ذکر شده، ممنوع شده باشند.
پس از انتشار اطلاعیه وزارت دادگستری آمریکا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از «مقامهای مطلع» گزارش داد که جمهوری اسلامی در جریان مذاکرات یکشنبه در سوئیس «در مورد پرونده هستهای مذاکرهای انجام نداده و تعهد جدیدی نپذیرفته است.
همچنین اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به این رسانه گفت: «تعامل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطابق روال جاری و منطبق با مصوبات مجلس شورای اسلامی و تصمیمات شورایعالی امنیت ملی ادامه خواهد یافت.»
بیانیه وزارت خزانهداری چه میگوید؟
در ابتدای این بیانیه فهرستی از مقررات مرتبط با تراکنشها و تحریمهای ایران، تحریمهای اوکراین/روسیه، تحریمهای مرتبط با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق بشر در ایران و تروریسم جهانی، همینطور تحریمهایی که بر اساس فرمانهای اجرایی رییسجمهوری آمریکا در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ علیه جمهوری اسلامی صادر شده بود، ذکر شده است.
بیانیه در ادامه تاکید میکند همه تراکنشهایی که بر اساس این مقررات و فرمانها ممنوع بودهاند، در صورتی که بهطور معمول لازمه و مرتبط با تولید، فروش، تحویل یا تخلیه نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشا ایران باشند، تا ۲۱ اوت ۲۰۲۶ (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) مجاز خواهند بود.
طبق متن مجوز، این معافیت موقت فقط فروش یا تحویل نفت ایران را در بر نمیگیرد، بلکه خدمات لازم برای انتقال و تخلیه آن را نیز پوشش میدهد. پهلوگیری و لنگراندازی ایمن کشتیها، حفظ سلامت و ایمنی خدمه، تعمیرات اضطراری، اقدامات مربوط به کاهش پیامدهای زیستمحیطی، سوخترسانی، بیمه، ثبت و پرچمگذاری، مدیریت کشتی و عملیات نجات دریایی از جمله مواردی است که در این مجوز مجاز اعلام شده است.
در بخش دیگری از این مجوز آمده است که هرگونه پرداخت بابت خرید نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی با منشا ایران که تحت این مجوز انجام شود، میتواند به دلار آمریکا صورت گیرد، حتی اگر این پرداخت به ایران، دولت ایران یا اشخاص و نهادهای پیشتر تحریمشده تعلق داشته باشد.
به این ترتیب، این مجوز وزارت خزانهداری آمریکا مسیر پرداخت دلاری را نیز برای جمهوری اسلامی باز میکند.
این مجوز با وجود دامنه گسترده، همه تراکنشها را شامل نمیشود. بر اساس متن اوفک، معاملات مرتبط با اشخاص یا نهادهای مستقر یا ثبتشده در کُره شمالی، کوبا، کریمه و برخی مناطق تحریمشده در جریان جنگ روسیه و اوکراین یا شرکتهای وابسته به آنها همچنان از شمول این معافیت خارج است.
همچنین هر معامله یا فعالیتی که بر اساس فرمانهای اجرایی یا مقررات تحریمی دیگری خارج از موارد ذکرشده در این مجوز ممنوع باشد، همچنان ممنوع خواهد ماند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری ایالات متحده، دوشنبه در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که در جریان گفتوگوهای روز یکشنبه در سوئیس «پیشرفت بزرگی» حاصل شد. او همچنین از موافقت جمهوری اسلامی برای ورود بازرسان تسلیحاتی آژانس به ایران خبر داد. بسنت نیز گفت که تهران متعهد شده است عبور و مرور از تنگه هرمز آزاد و بیمانع باشد.
نیروی دریایی آمریکا ۲۸ خرداد محاصره بندرها و مناطق ساحلی ایران را لغو کرد. ابرنفتکشهای جمهوری اسلامی که پیش از آن با خاموش کردن فرستندههای ردیابی خود از محاصره خارج میشدند، در حال حاضر با فرستندههای روشن در حال انتقال نفت هستند.
سیانان عصر دوشنبه یکم تیر بر اساس دادههای ردیابی دریایی گزارش داد که عبور شناورها از تنگه هرمز ظرف ۲۴ ساعت افزایش کمی نشان داده است و همزمان تلاشها برای بازگشایی کامل این آبراه راهبردی ادامه دارد. این گزارش با بررسی دادههای شرکت «مارین ترافیک»، سامانه جهانی ردیابی کشتیرانی، نوشت که طی روز دوشنبه دستکم ۱۴ کشتی از تنگه هرمز گذشتهاند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد یکی از اهداف واشینگتن در مذاکرات اخیر، ایجاد سازوکاری برای چگونگی استفاده حکومت ایران از داراییهای مسدودشده خود در صورت آزادسازی آنها بوده است.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت هدف این سازوکار آن است که اطمینان حاصل شود این منابع مالی به مردم ایران کمک کند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نشود.
او افزود جرد کوشنر، از اعضای هیات آمریکایی، با همکاری مقامهای قطری طرحی را ارائه کرده است که بر اساس آن، در صورت آزادسازی داراییهای مسدودشده جمهوری اسلامی، ایالات متحده و قطر بر نحوه مصرف این منابع نظارت خواهند داشت و هرگونه هزینهکرد باید به تایید آنها برسد.
به گفته معاون رییسجمهوری ایالات متحده، این منابع مالی برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی از جمله سویا، ذرت و گندم اختصاص خواهد یافت تا در اختیار مردم ایران قرار گیرد.
ونس ساعاتی بعد، هنگام خروج از سوئیس، درباره صدور مجوز ورود بازرسان تسلیحاتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران از سوی جمهوری اسلامی، گفت صدور این اجازه بسیار مهم است اما باز هم باید ببینیم در صورت ورود بازرسان به ایران، واقعا اجازه انجام چه کارهایی به آنها داده میشود.
ونس تاکید کرد: «این موضوع همچنان بخشی از مذاکرات ما خواهد بود.»
این اظهارات ونس در حالی بیان شد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، عصر دوشنبه در توییتی اعلام کرد که جمهوری اسلامی با ورود بازرسان آژانس موافقت کرده است و در ازای این موافقت، مجوزی ۶۰ روزه برای تعلیق همه تحریمها و محدودیتهای نفتی آنها صادر شد.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از «گفتوگوهای سازنده» میان تهران و واشینگتن در نخستین روز مذاکرات فنی سوئیس، این وزارتخانه با تعلیق موقت برخی تحریمها، فروش نفت ایران را تا ماه اوت مجاز اعلام کرد.
پس از این اظهارات خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از مقامهای مطلع گزارش داد که در جریان مذاکرات یکشنبه در سوئیس «در مورد پرونده هستهای مذاکرهای انجام نداده و تعهد جدیدی نپذیرفته است.»
دونالد ترامپ، در واکنش دیگری به این موضوع، در شبکه اجتماعی تروث سوشال، نوشت همه آگاهند که حکومت ایران با بازرسیهای گسترده تسلیحاتی در آینده «موافقت خواهد کرد».
۳۰ خرداد، والاستریت ژورنال گزارش داد واشینگتن و دوحه در حال بررسی سازوکاری هستند که به تهران اجازه میدهد به بخشی از داراییهای بلوکهشده خود دسترسی پیدا کند.
این روزنامه نوشت این اقدام که از شش میلیارد دلار دارایی جمهوری اسلامی در قطر آغاز میشود، یکی از نخستین مشوقهای اقتصادی تفاهم اخیر به شمار میرود.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
ونس: مقامهای جمهوری اسلامی مذاکرات را ترک نکردند
معاون رییسجمهوری آمریکا در ادامه نشست خبری، در واکنش به برخی گزارشها درباره وقوع تنش در مذاکرات بهدلیل اظهارات ترامپ گفت مقامهای جمهوری اسلامی «تهدید به ترک مذاکرات کردند یا دستکم در شبکههای اجتماعی چنین تهدیدهایی مطرح شد، اما ما دیروز تا مدتها بعد از ساعت یک بامداد در حال مذاکره بودیم».
ونس اضافه کرد: «حتی همین حالا که ما صحبت میکنیم، تیم فنی آنها هنوز در بورگناشتوک حضور دارد و با تیم فنی ما مشغول کار است.»
به گفته او، واشینگتن به تهران هشدار داده است طرح اظهارات «تحریکآمیز» و «کُریخوانی» با واکنش دولت آمریکا روبهرو خواهد شد.
ونس ادامه داد: «وقتی تهدیدهایی مطرح میشود که با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد، باید پذیرفت که رییسجمهور ترامپ برای روشن کردن واقعیتها و ارائه روایت درست واکنش نشان خواهد داد.»
۳۱ خرداد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت هیات جمهوری اسلامی در اعتراض به اظهارات اخیر ترامپ محل مذاکرات سوئیس را ترک کرده است.
ترامپ پیشتر هشدار داده بود اگر جمهوری اسلامی مانع از دردسر حزبالله نشود، آمریکا حکومت ایران را شدیدتر هدف قرار خواهد داد.
ونس در پایان سفر خود به سوئیس، در نشست رسانهای دیگری، در پاسخ به پرسشی درباره برداشت او از نحوه رفتار تیم جمهوری اسلامی هنگام ورود به اتاق مذاکرات چهارجانبه گفت: «ماههاست زمان زیادی را صرف کار با ایرانیها کردهام. آنها گاهی مذاکرهکنندگانی گیجکنندهاند. نسبت به آنچه آنها در شبکههای اجتماعی بازتاب میدهند با تردید نگاه کنید. آنچه ما احساس میکنیم این است که مذاکرات در حال پیشرفت است، اما چیزی که آنها مینویسند ممکن است متفاوت باشد.»
ونس: جمهوری اسلامی باید حزبالله را مهار کند
معاون رییسجمهوری ایالات متحده در ادامه با اشاره به تحولات لبنان اعلام کرد حضور نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان ناشی از نگرانی نسبت به حملات حزبالله است.
ونس افزود جمهوری اسلامی «باید حزبالله را مهار کند و بر فعالیتهای آن کنترل بیشتری اعمال کند».
او تاکید کرد با وجود چالشها و پیچیدگیهای موجود، امکان دستیابی به راهحلی وجود دارد که ضمن حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان، امنیت اسرائیل نیز تامین شود.
به گفته ونس، مقامهای آمریکایی در طول مذاکرات سوئیس بهطور مستمر با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و همچنین مقامهای کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و لبنان در تماس بودهاند.
او افزود توافق مورد نظر طرحی نیست که واشینگتن بخواهد آن را به کشورهای منطقه تحمیل کند.
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست اول تیر در مقالهای نوشت حمله اخیر حزبالله در جنوب لبنان که به کشته شدن چهار نظامی اسرائیلی انجامید، محدودیتهای تفاهم اخیر میان واشینگتن و تهران را آشکار میکند و نشان میدهد اسرائیل همچنان در مرزهای شمالی خود با «تهدیدات فعال» روبهرو است.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند افزایش سرسامآور هزینههای باشگاهها، آنها را از پیگیری ورزش و سبک زندگی سالم دور کرده است.
شهریه ماهانه باشگاههای ورزشی که پیشتر برای بسیاری قابل پرداخت بود، حالا در شهرهای کوچک به ماهی دستکم دو میلیون تومان رسیده است. در برخی باشگاههای تهران و شهرهای بزرگ، حتی باید ۲۰ میلیون تومان (برای ۱۲ جلسه) هزینه کرد.
تورم و جهش شدید قیمت تجهیزات وارداتی، اجارهبها و انرژی، باشگاهداران را ناچار به افزایش شهریه کرده است.
خانوادههای طبقه متوسط و فرودست جامعه که پیش از این ورزش را بخشی از سبک زندگی سالم خود و حتی ابزاری برای تفریح میدانستند، حالا باشگاه برایشان تبدیل به کالایی لوکس شده و بسیاری آن را از زندگی روزمره خود کاملا کنار گذاشتهاند.
بخش بزرگی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در این زمینه، مربوط به نوجوانان است.
یک دختر ۱۵ ساله فعال در رشته تکواندو، از افزایش روز به روز شهریه باشگاه خود خبر داد و گفت: «سه ماه است دارم برای خرید یک کیسهبوکس جان میکنم. با این سن، دارم کار میکنم که بتوانم خرج خودم را بدهم، ولی درآمدم کفاف زندگیام را نمیدهد.»
نوجوان ۱۳ سالهای نیز گفت بسکتبال را به شکل حرفهای دنبال میکند، اما به خاطر افزایش سنگین شهریه باشگاه، ناچار شده قید تمرین در سالن را بزند.
یک دانشجوی ساکن مشهد نیز گفت: «ثبتنام در باشگاه و ورزش و بدنسازی به دلم مانده، ولی حقوقم آنچنان کم است که به باشگاه رفتن نمیرسد.»
گرانی و گسترش فقر نه تنها قدرت خرید مردم را کم کرده، بلکه سبک زندگی آنان را نیز به شدت تغییر داده است.
بر اساس آمارهای رسمی نهادهای حکومتی، تورم نقطه به نقطه بسیاری از کالاها و گروههای ضروری در اغلب ماهها سه رقمی شده و درآمد ثابت حقوقبگیران و طبقه متوسط را به خود اختصاص داده است.
بیکاری مربیان ورزشی
مواد غذایی، مسکن و حملونقل، اولویتهای ثابت مردم شدهاند و ورزش به عنوان «هزینه غیرضروری» قربانی شده است.
به گفته شهروندان، قبلا باشگاهها بسیار شلوغ بود و برای استفاده از دستگاهها صف تشکیل میشد، اما حالا دیگر نه کسی پولش را دارد و نه انگیزهاش را.
علاوه بر گرانی و گسترش فقر، در حدود شش ماه اخیر به دلیل تعطیلی مدارس، بچهها تمام روز را در خانه بودند و والدین زمان کمتری برای حضور در باشگاه داشتند.
اما این تنها داستان مراجعات به باشگاه نیست: مربیان که درآمدشان وابسته به تعداد مراجعان است هم حالا با کاهش شدید مشتری روبهرو هستند.
مدیر یک باشگاه در تهرانپارس به ایراناینترنشنال گفت چون اجاره ملک نمیپردازد، شهریه را هم افزایش نداده اما با این حال تعداد مراجعانش به یکسوم رسیده است.
شهروندی از شیراز گفت مربیان رشتههای مختلف ورزشی که تنها منبع درآمدشان مربیگری است، از زمان اعتراضات دی تاکنون بیکار شدهاند.
شمار دیگری از مربیان نیز یادآوری کردند عمده شاگردان خود را در چهار ماه اخیر از دست دادهاند و حتی بیمه و حقوق ثابت هم ندارند.
به گفته آنها، این روند، کسبوکارهای کوچک ورزشی را به سمت تعطیلی یا تعدیل نیرو میبرد.
ورزش، قربانی تورم و فروپاشی قدرت خرید
گرانی مواد غذایی حاوی پروتئین و مکملهای غذایی برای ورزش، از دیگر مواردی است که شهروندان به آن پرداختند.
یک مربی با اشاره به افزایش شدید قیمت گوشت، مرغ، ماهی و حتی تخممرغ، گفت که دست مربیان در تهیه برنامههای تغذیه با مواد پروتئینی بسته شده است.
شهروندان اشاره کردند قیمت «پروتئین وی» به ۲۰ میلیون و کراتین ۳۰۰ گرمی به چهار میلیون تومان رسیده است.
پیشتر نیز ایراناینترنشنال با اشاره به گرانی دارو، گزارش داده بود مکملهای ورزشی برای تامین انرژی، عضلهسازی، ریکاوری ورزشی و بدنسازی، در بازه زمانی کوتاهی با افزایش قیمت چشمگیر روبهرو شدهاند.
بر اساس گزارشها از داروخانهها، اوایل اردیبهشت امسال پودر پروتئین وی، با حدود ۷۳.۳ درصد افزایش قیمت نسبت به زمستان سال گذشته، به هفت میلیون و ۶۸۷ هزار تومان رسیده است.
پودر کربوهیدرات نیز در این بازه زمانی حدود ۵۹ درصد افزایش بها داشته و قیمت آن از یک میلیون و ۶۲۶ هزار و ۲۴۰ تومان به دو میلیون و ۵۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان رسیده است.
کفش مناسب و هزینههای جانبی دیگر هم ورزش را نسبت به گذشته به تفریح و سرگرمی گرانتری تبدیل کرده است.
شهروندی گفت کفش استوک زیر پنج میلیون تومان نایاب شده است.
او افزود: «برای شهریه زمین چمن هم باید پنج میلیون تومان پرداخت کنیم. خیلی از دوستانم با عملکرد خوب، مجبور شدند فوتبال را کنار بگذارند.»
مخاطبی دیگر گفت کفش فوتبالی که اسفند سال گذشته چهار میلیون تومان قیمت داشت، الان به هشت میلیون تومان رسیده است.
کارشناسان بهداشت و درمان در سالهای گذشته هشدار داده بودند کاهش فعالیت بدنی منظم، در بلندمدت هزینههای درمانی بیشتری به سیستم بهداشت و درمان تحمیل خواهد کرد که خود این سیستم هم با کمبودها و گرانی دستوپنجه نرم میکند.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردند سلامت جسمی و روانی مردم قربانی سیاستهای جمهوری اسلامی و دادن اولویت به هزینههای نظامی و ایدئولوژیک به جای رفاه عمومی شده است.
مازیار کبیری چالشتری، رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف اتاق بازرگانی چهارمحال و بختیاری، اعلام کرد از مجموع ۳۵ هزار بافنده ثبتشده فرش در این استان، تنها ۱۰ هزار نفر هنوز به فعالیت خود ادامه میدهند.
کبیری دوشنبه اول تیر در گفتوگو با ایلنا خبر داد از ۱۰ هزار بافنده فعال در چهارمحال و بختیاری، تنها ۴۴۰۰ نفر از بیمه برخوردارند.
او درباره دلایل افت قابل توجه تولید فرش دستباف اضافه کرد: «رکود بازارهای صادراتی، تحریمها و مشکلات نقل و انتقال مالی، سهم ایران را از بازار جهانی کاهش داده و رقبای خارجی جایگزین شدهاند.»
۲۱ خرداد، پایگاه خبری دیدهبان ایران گزارش داد فرش دستباف ایران که سالها بدون نیاز به تبلیغات گسترده در بازارهای جهانی اعتبار داشت، امروز با چالشهای متعددی روبهرو شده و بخشی از جایگاه سنتی خود را از دست داده است.
بر اساس این گزارش، کشورهایی مانند هند و پاکستان بهدلیل بهرهگیری از نیروی کار ارزانتر و سهولت دسترسی به بازارهای جهانی، حضور پررنگتری در بازار فرش پیدا کردهاند و با «کپی نقشههای اصیل ایرانی»، محصولات مشابه را با قیمت پایینتر عرضه میکنند.
دلایل افت کیفیت محصولات
کبیری در ادامه مصاحبه خود با اشاره به افت کیفیت تولیدات چهارمحال و بختیاری گفت اکثر بافندگان این استان را زنان خانهدار تشکیل میدهند که در کنار فعالیتهای اصلی خود، به این شغل مشغول هستند.
رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف اتاق بازرگانی چهارمحال و بختیاری افزود: «این افراد بهدلیل هزینههای بالا، معمولا مواد اولیه مرغوب تهیه نمیکنند و ترجیح میدهند فرشهای کوچکپارچه را سریعتر ببافند تا به فروش برسانند.»
او رکود بازار و کاهش صادرات، نابهسامانیهای اقتصادی و رشد هزینهها، مشکل بیمه تامین اجتماعی، عدم تمایل نسل جوان به فعالیت در این حرفه، کمبود مواد اولیه و سرمایه در گردش، مشکلات زیرساختی و کمبود آموزشهای بهروز را از مهمترین چالشهای قالیبافان عنوان کرد.
پیشتر در سال ۱۴۰۳، مرتضی حاجیآقامیری، رییس کمیسیون فرش اتاق ایران، هشدار داده بود: «فرشهای افغانستانی با کیفیت و قیمت پایینتر به ایران قاچاق شده و به بازار و تولید داخل ضربه میزنند و در برخی موارد به نام فرش ایرانی به فروش میرسند.»
از دست رفتن جایگاه فرش دستباف ایران
ایران زمانی قطب صادرات فرش دستباف به شمار میرفت و از شهرتی جهانی در این زمینه برخوردار بود.
با این حال، در سالهای اخیر این هنر-صنعت با بحرانی گسترده مواجه شده؛ وضعیت بغرنجی که بازتاب آن از مرزهای ایران فراتر رفته و توجه رسانههای بینالمللی را نیز به خود جلب کرده است.
روزنامه فایننشالتایمز دیماه ۱۴۰۴ گزارش داد صنعت فرش دستباف ایران با سقوطی بیسابقه روبهرو شده و صادرات آن بهدلیل تحریمهای آمریکا و مقررات ارزی جمهوری اسلامی به پایینترین سطح خود رسیده است.
بر پایه این گزارش، فرشهای ایرانی که به ظرافت هنری و مهارت بافندگانشان شهرت دارند و سابقه تولید آنها به هزاران سال میرسد، امروز بسیار کمتر از دهههای گذشته تولید میشوند و ایران بخش بزرگی از جایگاه پیشین خود را در بازار جهانی فرش از دست داده است.
طبق آماری که مقامهای صنفی در سال ۱۴۰۳ اعلام کردند تعداد بافندگان کشور از دو میلیون نفر به کمتر از یک میلیون نفر کاهش یافته است.
هرچند در دهه ۷۰ ظرفیت تولید فرش دستباف کشور حدود شش میلیون متر مربع در سال بود، این رقم در سال ۱۴۰۳ به کمتر از دو میلیون متر مربع سقوط کرد.