وزیر راه و شهرسازی: بنادر جنوبی ایران در خط مقدم جنگ قرار دارند
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در نشست «مجازی» مجلس گفت: «شاهد جنگ کریدورها هستیم و بر همین اساس بنادر جنوبی کشور در خط مقدم جنگ قرار دارند.»
او افزود: «برای تامین کالاهای اساسی و ضروری، برنامهریزی شد تا روند واردات و صادرات متوقف نشود.»
با افزایش دوباره قیمت لبنیات و کاهش مصرف آن در ایران، کارشناسان درباره گسترش کمخونی، پوکی استخوان، سوءتغذیه و کوتاهقدی در نسلهای آینده هشدار دادند.
سایت خبرآنلاین یکشنبه ۱۰ خرداد گزارش داد افزایش قیمت لبنیات، در کنار کاهش توان خرید خانوارها، مصرف این گروه غذایی را در ایران به سطحی پایینتر از میزان توصیهشده رسانده است.
خبرآنلاین نوشت برآوردها نشان میدهد سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی بیش از ۲۵۰ کیلوگرم است.
بر اساس این گزارش، رییس هیاتمدیره اتحادیه تعاونیهای صنایع لبنی کشور اعلام کرده قیمت شیرخام حدود ۴۰ تا ۴۳ درصد افزایش یافته و این موضوع میتواند مصرف لبنیات را بیش از پیش کاهش دهد.
چهارم خرداد، رضا باکری، دبیر انجمن صنایع لبنی ایران، اعلام کرد قیمت محصولات لبنی طی یک سال گذشته چندین بار افزایش یافته و در مجموع، حدود ۹۰ درصد گران شده است.
احمد اسماعیلزاده، مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، در مصاحبه با خبرآنلاین گفت توصیه استاندارد برای گروههای سنی مختلف، مصرف روزانه دو تا سه واحد لبنیات است، اما میانگین مصرف در ایران حدود یک واحد یا حتی کمتر است؛ یعنی کمتر از ۵۰ درصد نیاز جامعه به لبنیات تامین میشود.
او نسبت به کمبود دریافت پروتئین، کالری و سایر مواد مغذی مورد نیاز گروههای مختلف سنی ابراز نگرانی کرد و افزود: «اگر مواد مغذی مورد نیاز به اندازه کافی به گروههای مختلف، بهویژه گروههای پرخطر مانند زنان باردار، کودکان در حال رشد و سالمندان نرسد، در سالهای آینده با مخاطرات جدی سلامت مواجه خواهیم شد.»
چهارم خرداد، علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی، در گفتوگو با ایلنا، افزایش قیمت شیر خام از کیلویی ۴۶ هزار تومان به ۶۱ هزار تومان را عامل گرانی لبنیات دانست.
او هشدار داد افزایش قیمتها از ابتدای خرداد بر سرانه مصرف مردم تاثیر میگذارد.
حذف مواد غذایی ضروری از سفره مردم
ایرج خسرونیا، رییس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، در مصاحبه با خبرآنلاین گفت بسیاری از مواد غذایی ضروری از سفره مردم حذف شده و دیگر جایگاهی در سبد خانوارها ندارند.
او افزود لبنیات یکی از این مواد غذایی است و گوشت، مرغ و انواع میوهجات نیز بهدلیل گرانی، برای بسیاری از مردم قابل تهیه نیست.
خسرونیا هشدار داد اگر بخش عمده تغذیه مردم به نان یا سیبزمینی محدود شود، در آینده افراد بیشتری با کمخونی و مشکلات جسمی و روحی روبهرو خواهند شد.
به گفته خسرونیا، کاهش مصرف لبنیات میتواند باعث کمبود ویتامینها و مواد معدنی، پوکی و شکستگی استخوان، کمخونی، بیحوصلگی و اختلالات جسمی و روانی شود.
او خاطرنشان کرد کمبود مصرف لبنیات میتواند در نسلهای آینده به کاهش میانگین قد و اختلالات استخوانی، مغزی و خونی منجر شود.
در ماههای اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش گستردهای از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
ادامه این وضعیت به نگرانیها درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و پیامدهای آن بر سلامت جسمی و روانی جامعه دامن زده است.
کاهش مصرف لبنیات؛ تهدیدی برای سلامت جامعه
مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در ادامه اظهارات خود گفت کمبود مواد مغذی در کودکان میتواند خود را به شکل سوءتغذیه، لاغری، کموزنی و کوتاهقدی نشان دهد و در سالمندان نیز با کمخونی، پوکی استخوان و لاغری مفرط همراه شود.
اسماعیلزاده افزود در طرح کالابرگ الکترونیکی، شیر و لبنیات جزو اقلام قابل خرید قرار گرفتهاند و پیشنهادهایی برای تخصیص منابع بیشتر یا کارت اعتباری ویژه خرید لبنیات مطرح شده، هرچند هنوز به مرحله نهایی تصمیمگیری در دولت نرسیده است.
افزایش قیمت لبنیات در ادامه موج گرانی کالاهای اساسی رخ داده است؛ روندی که فشار اقتصادی بر شهروندان را افزایش داده و بارها از سوی مخاطبان ایراناینترنشنال بهعنوان یکی از چالشهای اصلی معیشتی مطرح شده است.
زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، پس از نقض حکم پیشین در دیوان عالی کشور، بار دیگر از سوی دادگاه انقلاب رشت، به اتهام «بغی از طریق عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شد.
هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یکشنبه ۱۰ خرداد گزارش داد این حکم ۲۵ فروردین صادر شده و بهتازگی در زندان لاکان رشت به شهباز طبری ابلاغ شده است. این حکم اعدام را محمدعلی درویشگفتار، رییس شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، صادر کرده است.
دیماه ۱۴۰۴ بیش از ۴۰۰ زن سرشناس از سراسر جهان و گروهی از کارشناسان سازمان ملل در بیانیههایی جداگانه خواستار توقف اجرای حکم اعدام شهباز طبری شدند.
این زندانی سیاسی ۶۸ ساله، اوایل آبان ۱۴۰۴ از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اعدام محکوم شد، اما دیوان عالی کشور این حکم را نقض کرد و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت ارجاع شد.
شهباز طبری ۱۳ آبان ۱۴۰۴ در نامهای جزییات حکم اعدام صادر شده علیه خود را تشریح کرد و با استناد به مواد قانونی، آن را «فاقد مبنای حقوقی و نشانهای از فقدان دادرسی عادلانه» توصیف کرد.
این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود نوشت حکم او با اتهام «بغی» از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران صادر شده و علاوه بر آن، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
او از نصب پارچهنوشتهای با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و وجود یک فایل صوتی در تلفن همراه خود که به جایی ارسال نکرده بود، بهعنوان مستندات پرونده یاد کرد.
بغی در فقه اسلامی که قوانین جمهوری اسلامی بر اساس آن بنا شده، به معنی تجاوز و تعدی به حقوق دیگران یا شورش علیه «امام» یا حاکم اسلامی است.
سازمان عفو بینالملل نیز ۹ آبان در بیانیهای خواستار لغو فوری حکم اعدام شهباز طبری شد و تاکید کرد که او پس از محاکمهای «به غایت ناعادلانه» به اعدام محکوم شده است.
نیروهای امنیتی ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ به منزل شهباز طبری یورش بردند و پس از تفتیش محل سکونت، او را بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل کردند.
شهباز طبری دانشآموخته دانشگاه صنعتی اصفهان، مهندس برق و عضو سازمان نظام مهندسی ایران است و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته «انرژی پایدار» از دانشگاه بوروس سوئد دریافت کرده است.
صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ایران در ماههای گذشته و بهویژه در پی تحولات جنگ ۴۰ روزه شدت گرفته و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به افزایش این روند هشدار دادهاند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا پنجم خرداد سال جاری، دستکم ۳۹ زندانی سیاسی را اعدام کرده که ۱۵ نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بودند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، پنجم خرداد از ارگانهای حقوق بشری بینالمللی و «وجدانهای بیدار» خواست با بهکارگیری اقدامات موثر مانع تداوم اعدامها شوند و در «تراژدی اعدامها» کنار مردم ایران و خواست آنان برای آزادی، عدالت و لغو حکم اعدام بایستند.
مصوبه جدید شورای شهر تهران نشان میدهد هزینه خدمات آرامستانهای پایتخت، از حمل و شستوشوی متوفی تا کفنودفن و برگزاری مراسم، بهطور میانگین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته و هزینه آخرین وداع را برای خانوادههای درگذشتگان سنگینتر کرده است.
سایت دیدهبان ایران یکشنبه ۱۰ خرداد در گزارشی با عنوان «وداع میلیونی با مردگان؛ مردهها هم از گرانی و تورم در امان نماندند»، به جزییات مصوبه جدید شورای شهر تهران درباره نرخ خدمات آرامستانها در سال ۱۴۰۵ پرداخت.
دیدهبان ایران نوشت افزایش قیمتها طیف گستردهای از خدمات، از جمله حمل متوفی، نگهداری در سردخانه، شستوشوی متوفی، کفن کردن، دفن، نصب سنگ مزار و برگزاری مراسم را در بر میگیرد.
بر اساس این مصوبه، هزینه انتقال هر متوفی از سطح شهر تهران تا شعاع ۱۰ کیلومتری از ۶۵۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ به ۹۷۵ هزار تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده که نشاندهنده افزایش ۵۰ درصدی این تعرفه است.
همچنین هزینه انتقال متوفی به پزشکی قانونی کهریزک و خدمات آمبولانس خصوصی با افزایش قابل توجهی همراه شدهاند.
این افزایش تعرفهها در شرایطی اعمال میشود که شهروندان در ماههای اخیر با مشکلات معیشتی متعددی از جمله تورم بالا، رکود اقتصادی، اخراج گسترده نیروهای کار و پیامدهای ناشی از قطع اینترنت مواجه بودهاند.
به گزارش دیدهبان ایران، هزینه شماری از خدمات عمومی آرامستانها افزایش یافته و اقلام مربوط به شستوشو و کفن، نگهداری در سردخانه، آمادهسازی متوفی برای انتقال، خدمات دفن و نصب سنگ مزار نسبت به سال گذشته گرانتر شدهاند.
در برخی موارد، خدمات تازهای از جمله «ترمه» به فهرست خدمات آرامستانها افزوده شده که در تعرفه سال ۱۴۰۵ بهعنوان خدمتی اختیاری گنجانده شدهاند.
گرانیها تنها به خدمات دفن محدود نمیشود؛ تعرفه برگزاری مراسم، از جمله اجاره صندلی، میز، سایبان، تجهیزات صوتی و اجرای مراسم نیز افزایش یافته و رشد قیمت برخی از این خدمات به ۵۰ درصد رسیده است.
به گزارش دیدهبان ایران، در بخش واگذاری قبر هم نرخها افزایش یافتهاند و بهای حق انتفاع، یعنی حق استفاده از برخی قبرها در نواحی مختلف بهشت زهرا و آرامستانهای جدید شهر تهران، نسبت به سال گذشته رشد چشمگیری داشته؛ هرچند شورای شهر برای برخی «گروههای خاص» و «اقشار آسیبپذیر»، تسهیلات و تخفیفهایی در نظر گرفته است.
در این مصوبه همچنین آمده است که در صورت افزایش بهای حاملهای انرژی، قیمت خدمات آرامستانها مورد بازنگری قرار خواهد گرفت و افزایش خواهد یافت.
پیشتر در اردیبهشت ۱۴۰۴، مهدی پیرهادی، عضو شورای شهر تهران، هشدار داده بود ظرفیت دفن در بهشت زهرا بهزودی به پایان میرسد و در صورت حل نشدن این مشکل، «اموات قطعا روی زمین میمانند».
دیدهبان ایران نوشت در گزارش توجیهی مصوبه شورای شهر تهران، افزایش فاصله میان هزینه واقعی ارائه خدمات و مبالغ دریافتی از شهروندان، از دلایل اصلی جهش نرخها عنوان شده و شهرداری نیز علیرغم شعار «ارزان اداره کردن شهر»، پیشنهاددهنده افزایش قیمتها بوده است.
مصوبه جدید شورای شهر تهران بدان معناست که بسیاری از خانوادهها همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و کاهش توان معیشتی، باید هزینههای بیشتری برای خاکسپاری و برگزاری مراسم عزیزان خود بپردازند.
برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.
شماری از آنها میگویند این رخدادها بر زندگی روزمره، تحصیل، سلامت روان و نگاهشان به آینده تاثیر گذاشته است.
کودکی و نوجوانی از دست رفته
دانشآموزی که خود را متولد سال ۹۲ معرفی کرد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «از وقتی مدرسه رفتم کلاس اول تا چهارم، کرونا بود و کلاسها هم آنلاین برگزار شد. کلاسهای پنجم و ششم هم درگیر آلودگی هوا بودیم. الان که کلاس هفتم هستم، از دیماه مدرسه نرفتیم. ما از مدرسه و نوجوانی چیزی نفهمیدیم. تمام فکر ما در این سن سیاست و اقتصاد بود.»
نوجوان دیگری در پیامی مشابه و با اشاره به یاد همسالانش که در کشتار دیماه جان خود را از دست دادند، گفت: «ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم؛ نه امید و آرزویی، نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.»
مخاطب ۱۶ سالهای از ساری نوشت زندگی در ایران از چیزی که همه فکر میکنند، سختتر است، چرا که دیگر امید و هدفی در زندگیشان ندارند.
به گفته او، شرایط روزبهروز بدتر میشود و این حکومت کودکی و جوانی را آنان گرفته است.
نوجوان دیگری که میگوید ۱۷ سال دارد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نوجوانی هستم که با هزاران مشکلات در این مملکت مجبورم کار کنم تا بار اضافهای بر دوش خانوادم نباشم و حتی بتوانم کمکی به آنها کنم.»
مدرسه، آموزش و آینده مبهم
اختلال در روند آموزش و نگرانی نسبت به آینده تحصیلی، از دیگر موضوعاتی است که در پیامهای نوجوانان به ایراناینترنشنال تکرار میشود.
شماری از آنها میگویند تعطیلیهای پیدرپی، آموزش مجازی و برگزاری حضوری امتحانها، روند یادگیری را با مشکل روبهرو کرده است.
نوجوانی از آستارا که خود را دانشآموز کلاس نهم معرفی کرده، در پیامی نوشت: «با شروع جنگ، تمام مدارس مجازی شد و تا قبل از آن هم کیفیت آموزش در مدرسهها چندان تعریفی نداشت.»
به گفته او، دانشآموزان در طول سال تحصیلی چیزی از درسها یاد نگرفتهاند و با وجود آموزش مجازی، قرار است امتحانهایشان بهصورت حضوری برگزار شود.
مخاطب ۱۵ سالهای از کرمانشاه نیز نوشت او و دوستانش در این مدت نتوانستهاند مطالب درسی را بهخوبی یاد بگیرند و از درسها عقب افتادهاند. این دانشآموز دلیل این موضوع را وضعیت آموزش مجازی عنوان کرد.
دانشآموز دیگری که پایه یازدهم تجربی است، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا آیندهای که زمان زیادی برای آن برنامهریزی کرده بودم، باید خراب شود؟»
در پیامی دیگر، دانشآموزی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها و تاثیری که بر تحصیل آنها گذاشته، خبر داد نهتنها وضعیت تحصیلی بلاتکلیف مانده، بلکه تمامی اعضای خانواده «باید نگران آینده و معیشت باشند».
نوجوان ۱۷ سالهای در پیامی مشابه با نگرانی از شرایط معیشتی خانوادهاش نوشت: «باور کنید بیشتر شبها چیزی برای خوردن نداریم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته، شماری از دانشآموزان از اختلال در روند آموزش، دشواری دسترسی به منابع درسی و نامشخص بودن وضعیت امتحانها و کنکور خبر داده بودند.
دانشآموزی از مشهد که در مقطع دوازدهم تحصیل میکند، با اشاره به اینکه برای درس خواندن هم باید پولدار بود، به ایراناینترنشنال گفت هزینه مشاور تحصیلی برای ورود به دانشگاه ۲۸ میلیون تومان است و قیمت کتابهای کمک آموزشی بهشدت بالاست.
یک دانشآموز از تهران نوشت هنگام ثبتنام مدرسه، خانوادهاش با شهریه ۱۷۰ میلیون تومانی روبهرو شدهاند و این موضوع او را شوکه کرده است.
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان حاکی از آن است که بسیاری از امکانات و تفریحاتی که برای همسالانشان در دیگر کشورها عادی محسوب میشود، برای آنان به آرزو بدل شده و فشار اقتصادی حتی بر ادامه تحصیلشان نیز اثر گذاشته است.
یکی از آنها در پیامی نوشت خرید موتور و خودرو برایش آرزو شده و حتی یک تفریح ساده نیز بهسختی و شاید ماهی یک بار امکانپذیر است.
به گفته او، بسیاری از خانوادهها برای تامین هزینههای زندگی ناچار به صرفهجویی در سایر بخشهای هزینههای خود شدهاند.
نوجوان دیگری با اشاره به افزایش قیمت خوراکیها نوشت تجربه غذاهای خارجی بدل به آرزو شده، چرا که بهای هشت تکه سوشی در عرض چند ساعت از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطب ۱۵ سالهای در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا باید همیشه بهجای درس و زندگی ساده، نگران این باشم که قیمت دلار چند است؟ باور کنید دیگر توانی برای ما نمانده.»
در میان پیامهای رسیده، برخی نوجوانان از تلاش برای امرار معاش و حتی کمک به خانوادههای خود در شرایط بحرانی کنونی سخن گفتهاند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله نوشت با وجود کار کردن، احساس میکند حتی اگر تمام درآمدش را پسانداز کند، در آینده به جایی نخواهد رسید.
نوجوانی دیگر که برنامهنویس است، با ابراز ناراحتی از وضعیت اینترنت گفت دیگر قادر نیست پروژههای کاری بگیرد.
یک هنرجوی ۱۷ ساله از اصفهان در پیامی نوشت بهدلیل شرایط اقتصادی خانوادهاش، از توان خرید کامپیوتر برای انجام پروژههای درسی و آموزشی برخوردار نیست و بیم آن دارد که آرزویش برای برنامهنویس شدن دستنیافتنی بماند.
مخاطبی ۱۳ ساله هم گفت: «آرزوهای بسیاری دارم، اما گرانی بیداد میکند و دیگر پولی برای غذا خوردن هم نداریم.»
شاید به ترک تحصیل فکر کنیم
برخی از پیامها به تاثیر فشارهای اقتصادی بر ادامه تحصیل اشاره دارند.
شاگرد سال دهمی در پیامی نوشت با وجود تلاش برای قبولی در رشته تجربی، ممکن است بهدلیل ناتوانی خانواده در تامین هزینهها ناچار به ترک تحصیل شود.
او افزود: «تنها امیدم این بود که با درس خواندن به جایی برسم، اما احتمالا سال بعد و با تداوم این شرایط، ناچار به ترک تحصیل هستم.»
نوجوانی دیگر که ۱۴ساله است، نوشت: «وضعیت معیشتی خانوادهام هیچ تعریفی ندارد. دغدغه من این است که آیا پدر بازنشسته، ضعیف و خستهام میتواند از پس این مخارج سنگین بر بیاد؟ آیا مادرم میتواند با حقوق ۵ میلیون تومان یک زندگی پر از قسط و بدهی را مدیریت کند؟»
سلامت روان و ناامیدی از آینده
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان، مجموعه بحرانها در سالهای اخیر، از مشکلات اقتصادی و آموزشی گرفته تا جنگ و رخدادهای دیماه، بر سلامت روان و نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است.
دختری ساکن اصفهان که تنها ۱۷ سال دارد، در پیام خود نوشت شرایط کشور، گرانی و مشکلات آموزشی، نسل او را با ناامیدی روبهرو کرده است.
او گفت: «نسل ما نابود شد، هیچوقت فکرش را هم نمیکردم چنین روزی را با چشمانم ببینم.»
مخاطب ۱۶ سالهای نیز نوشت: «هر ثانیه عذاب وجدان دارم و حس میکنم باری اضافه بر دوش پدر و مادرم هستم.»
در پیامی دیگر، دختری ۱۵ ساله گفت: «ما در ایران محکوم به ادامه دادن هستیم. اما اصلا امیدی برای آیندهام ندارم.»
ترومای دیماه
در میان پیامهای رسیده، شماری از نوجوانان به تاثیر رخدادهای دیماه و از دست دادن همسالان خود بر آینده و امیدشان به زندگی اشاره کردهاند.
یکی از آنها که ۱۴ سال دارد، در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «دوستم را در اعتراضات از دست دادم و دچار افسردگی شدم. از طرف دیگر هم مدام نگران قیمت دلار و آینده کشورم هستم.»
دختر نوجوانی هم از دچار شدنش به پرخوری عصبی پس از رخدادهای دیماه و همچنین تیکهای عصبی خبر داد و گفت ناامیدی از آینده باعث شده توانی برای انتخاب رشته و دانشگاه نداشته باشد.
مخاطبی ۱۵ ساله برای ایراناینترنشنال نوشت هر روز به همسنوسالانش فکر میکند که در خیابان کشته شدند، اما او زنده مانده است.
در پیامی دیگر، دانشآموزی ۱۶ ساله نوشت: «اینجا هیچکس خوشحال نیست. همه عزادارند.»
مخاطبی ۱۳ ساله از زنجان به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه اشاره کرد و نوشت: «وقتی تعداد زیادی از همسنوسالانم را با گلوله کشتند، من نمیتوانم آرام بگیرم.»
در ماههای گذشته نیز گزارشهایی از تاثیر رخدادهای دیماه بر دانشآموزان و نوجوانان منتشر شده بود.
در آن زمان، شماری از دانشآموزان از شهرهای مختلف یاد همسالان جانباخته خود را گرامی داشتند و به همین دلیل، با فشارهای انضباطی و تهدید مواجه شدند.
نوجوانی از بندرعباس نوشت: «راهی را که جاویدنامان انقلاب ملی شروع کردند، نسل ما باید با سقوط و شکست این نظام به پایان برساند.»
حرمتالله رفیعی، رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی، هشدار داد جنگ، بحران اقتصادی، محدودیتهای اینترنتی و نبود حمایتهای عملی، صنعت گردشگری ایران را به وضعیت «زیر صفر» رسانده است.
رفیعی یکشنبه ۱۰ خرداد در مصاحبه با پایگاه خبری رکنا گفت رکود در صنعت گردشگری از ابتدای سال ۱۴۰۴ آغاز شد و وقوع جنگ ۱۲ روزه در آستانه سفرهای تابستانی، این صنعت را وارد دورهای از بلاتکلیفی کرد.
او افزود حتی پیش از وقوع جنگ نیز شرایط اقتصادی موجب تغییر الگوی سفر شهروندان شده بود.
به گفته رفیعی، بسیاری از افرادی که پیشتر به مقاصدی مانند اروپا سفر میکردند، به سمت کشورهای ارزانتر مانند ترکیه رفتند و بخشی دیگر نیز به گردشگری داخلی روی آوردند.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی ادامه داد تاجیکستان در سال گذشته با رشد ورود مسافران ایرانی مواجه شد؛ موضوعی که به گفته او، بیشتر ناشی از ارزانتر بودن و جذابیت تجربه یک مقصد خارجی جدید بود.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی گفت مقاصدی مانند ترکیه و نجف با افت محسوسی در تعداد مسافران روبهرو شدهاند و حتی سفرهای اربعین نیز کاهش چشمگیری داشته است.
پیشتر در ۲۲ اردیبهشت، رفیعی گفته بود دفاتر مسافرتی پس از ماهها رکود، جنگ، بیثباتی اقتصادی و اختلال اینترنت، توان تابآوری خود را از دست دادهاند و ادامه این وضعیت میتواند به از بین رفتن بخشی از نیروی انسانی متخصص این صنعت منجر شود.
در ماههای اخیر، تورم افسارگسیخته، رکود عمیق اقتصادی، اخراج گسترده نیروهای کار و مشکلات ناشی از قطع اینترنت، زندگی و معیشت مردم را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
دیگر کسی با عنوان گردشگر از کشور خارج نمیشود
رفیعی در ادامه مصاحبه گفت: «تا پیش از جنگ، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از ظرفیت گردشگری خروجی کشور فعال بود؛ اما امروز عملا گردشگری خارجی به نقطه صفر رسیده است.»
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی افزود در شرایط کنونی، «گردشگری به معنای واقعی کلمه وجود ندارد» و دیگر کسی با عنوان گردشگر از کشور خارج نمیشود.
رفیعی گفت با وجود رکود گسترده، دستگاههای نظارتی، مالیاتی و بیمهای همچنان با همان روال گذشته فعالیت میکنند و فشار مضاعفی بر فعالان این حوزه وارد میشود.
او افزود گردشگری از یکسو تعطیل شده و از سوی دیگر، بخشنامهها، اخطارها و نامههای تهدیدآمیز ادامه دارد؛ نامههایی که در آنها از برخوردهای قهری، مسدودسازی حسابها و اعمال محدودیتهای مختلف سخن گفته میشود.
۱۶ اردیبهشت، روزنامه دنیای اقتصاد گزارش داده بود جنگ و قطعی اینترنت باعث کاهش تقاضای سفر و تضعیف زنجیره ارزش گردشگری شده و خسارت این بخش حدود دو میلیارد دلار برآورد میشود.
رفیعی هفتم اردیبهشت گفته بود برآوردها نشان میدهد در جریان جنگ ۴۰ روزه، ۲۵ هزار میلیارد تومان به صنعت گردشگری و آژانسها خسارت وارد شده که پنج هزار میلیارد تومان آن مربوط به آژانسهای هواپیمایی است.
«گردشگری ایران، بیماری بستری در بیمارستان»
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی ایران در ادامه مصاحبه، وضعیت کنونی صنعت گردشگری را به «بیماری بستری در بیمارستان» تشبیه کرد و هشدار داد گردشگری ایران بهجای حمایت و رسیدگی، مدام ضربه میخورد.
رفیعی گفت در دورهای که اینترنت بهعنوان مهمترین ابزار کاری فعالان گردشگری، در دسترس نبود، فعالان این حوزه با وجود پیگیریهای متعدد، نتوانستند مشکل خود را حل کنند.
او اضافه کرد این بیتوجهیها به معنای نابودی تدریجی این صنعت است و حمایت موثری نیز از سوی مسئولان و وزارتخانه متولی این حوزه صورت نمیگیرد.
مجموعه این تحولات نشان میدهد صنعت گردشگری ایران با چالشهایی گسترده مواجه شده که میتواند بخشهای مختلف زنجیره گردشگری را تحت تاثیر قرار دهد.