مهدی کابیزاده؛ معترضی که به دلیل جلوگیری از درمان در بیمارستان جان باخت
مهدی کابیزاده، شهروند ۴۷ ساله و پدر یک دختر بود که در اعتراضات دیماه در استان خوزستان بازداشت و پس از انتقال به مرکز درمانی به دلیل منع رسیدگی جان باخت. او دختری به نام حلما دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال از افراد مطلع از خانواده او، مهدی کابیزاده در اعتراضات به دست ماموران بازداشت شد و سپس به دلیل بیماری خونی و روده به بیمارستان منتقل و بستری شد. با این حال، مسئولان بیمارستان به دلیل سابقه حضور او در اعتراضات و بازداشتش از رسیدگی و درمان کافی خودداری کردند که موجب جان باختن او شد.
همزمان با ادامه مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد حکومت ایران گزارش داد مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی، با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور مخالفت کرده است.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد.
پایگاه خبری آکسیوس ۳۰ اردیبهشت به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داد کشورهای میانجی در حال تدوین یک «تفاهم اولیه» برای پایان جنگ و آغاز مذاکرات ۳۰ روزه درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و بحران تنگه هرمز هستند.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیامی - صوتی یا تصویری - منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
مخالفت تهران با شرط کلیدی واشینگتن
رویترز در ادامه نوشت «دستور» مجتبی خامنهای درباره باقی ماندن ذخایر اورانیوم در داخل کشور نشان میدهد تهران حاضر نیست در قبال یکی از خواستههای اصلی واشینگتن در مذاکرات، انعطاف نشان دهد.
بر پایه این گزارش، موضع رهبر جمهوری اسلامی میتواند موجب «یأس» هرچه بیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شود و به پیچیدهتر شدن روند مذاکرات بینجامد.
رویترز به نقل از مقامهای اسرائیلی افزود ترامپ به اسرائیل اطمینان داده ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران خارج خواهد شد و این موضوع بخشی از هرگونه توافق احتمالی صلح خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها تاکید کرده که پایان جنگ منوط به خروج اورانیوم غنیشده از ایران، توقف حمایت تهران از گروههای نیابتی و برچیده شدن توان موشکی جمهوری اسلامی است.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی اولویت خود را پایان درگیریها و دریافت «تضمینهای معتبر» برای عدم حمله مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل اعلام کرده و گفتهاند تنها پس از حصول اطمینان در این خصوص، آماده ورود به مذاکرات جزئی درباره برنامه هستهای خواهند بود.
کانال ۱۱ اسرائیل ۳۱ اردیبهشت گزارش داد در پی ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور مجموعهای از اقدامات مهم را برای احتمال جدی ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و آمادگی خود را به بالاترین سطح افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارش، ارزیابیها نشان میدهد کارزار نظامی علیه حکومت ایران ممکن است «هر لحظه» از سر گرفته شود.
ژنرال کنت ویلزباخ، فرمانده نیروی هوایی آمریکا، اعلام کرد پهپادهای «امکیو-۹ ریپر» (MQ-9 Reaper) در جریان عملیات «خشم حماسی» علیه جمهوری اسلامی، «باارزشترین بازیگر» میدان جنگ بودهاند. آمریکا حدود ۳۰ فروند از این پهپادها را در جریان عملیات از دست داده است.
وبسایت تخصصی «ایر اند اسپیس فورسز» (Air & Space Forces Magazine) گزارش داد ویلزباخ ۳۰ اردیبهشت در جلسه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا، گفت: «شاید ارزشمندترین بازیگر عملیات خشم حماسی، یک سامانه بدون سرنشین بود: امکیو-۹.»
این اظهارات از سوی فرماندهای مطرح میشود که خود خلبان جنگنده است و نیروی هوایی آمریکا در سالهای اخیر بارها درباره کنار گذاشتن تدریجی ریپرها صحبت کرده بود.
هزاران حمله با ریپرها
به گفته ویلزباخ، پهپادهای ریپر «تعداد بسیار زیادی» حمله علیه اهداف جمهوری اسلامی انجام دادهاند؛ گرچه او رقم دقیق را اعلام نکرد.
ارتش آمریکا پیشتر گفته بود در جریان شش هفته نبرد سنگین میان اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۱۳ هزار موضع در ایران هدف قرار گرفتهاند.
در این عملیات تقریبا تمام جنگندهها و بمبافکنهای اصلی آمریکا، از اف-۱۵ و اف-۱۶ تا اف-۲۲، اف-۳۵، بی-۱، بی-۲ و بی-۵۲ شرکت داشتند، اما ویلزباخ تاکید کرد هیچ سامانهای از نظر تعداد حملات به اندازه ریپرها فعال نبوده است.
او گفت استفاده گسترده از این پهپادها باعث شد خلبانان آمریکایی مستقیما در معرض خطر قرار نگیرند، زیرا ریپرها از راه دور هدایت میشوند.
در عین حال، استفاده گسترده از ریپرها هزینه سنگینی نیز برای آمریکا داشته است.
بر اساس این گزارش، نزدیک به ۳۰ فروند امکیو-۹ در عملیات علیه حکومت ایران از بین رفتهاند. بعضی از این پهپادها بهدست پدافند جمهوری اسلامی ساقط شدند و برخی دیگر نیز در حملات تهران به پایگاههای آمریکا در منطقه، روی زمین هدف قرار گرفتند.
جمهوری اسلامی پیشتر نیز بارها اعلام کرده بود در جریان جنگ، چندین پهپاد آمریکایی را ساقط کرده است.
این گزارش همچنین اعلام کرد که تهران موفق شده یک جنگنده اف-۱۵یی و یک هواپیمای «ای-۱۰ تاندربولت ۲» آمریکا را سرنگون کند و به یک جنگنده اف-۳۵ نیز آسیب برساند.
به نوشته ایر اند اسپیس فورسز، سامانههای فروسرخ (مادون قرمز) جمهوری اسلامی در ایران و یمن برای هواپیماهای آمریکایی دردسرساز شدهاند. سامانههایی که شناسایی آنها دشوارتر است.
این پهپادها همچنان در عملیات علیه جمهوری اسلامی فعال هستند و اکنون در اطراف تنگه هرمز برای اجرای محاصره دریایی بنادر ایران به کار گرفته میشوند.
ریپرها علاوه بر حمل موشک و بمب، قادر به حمل رادار، حسگرهای الکترونیکی و دوربینهای پیشرفته هستند و اطلاعات را بهصورت زنده برای فرماندهان آمریکایی ارسال میکنند.
به گفته منابع مطلع، در اوج جنگ هوایی، حدود ۱۲ ریپر بهطور همزمان بر فراز ایران پرواز میکردند و وظیفهشان شناسایی و حمله به «اهداف پویا» مانند لانچرهای موشکی، پهپادها و سامانههای متحرک بود.
ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، پیشتر گفته بود بیش از چهار هزار «هدف پویا» در جریان جنگ بهسرعت شناسایی و منهدم شدند.
گزارش ایر اند اسپیس فورسز همچنین به یکی از عملیاتهای ریپرها در جریان جنگ اشاره کرده است که پیشتر نیز رسانهای شده بود.
بر اساس این گزارش، پهپادهای ریپر از افسر تسلیحات یک جنگنده اف-۱۵یی که در ایران سقوط کرده بود محافظت کردند و نیروهای ایرانیای را که به او نزدیک شده بودند، هدف قرار دادند.
با وجود تلفات سنگین، مقامهای آمریکایی گفتهاند که «جنگ ایران» باعث شده واشینگتن بهدنبال خرید تعداد بیشتری از این پهپادها باشد.
ژنرال دیوید تابور، معاون برنامهریزی نیروی هوایی آمریکا، ۲۳ اردیبهشت به سناتورها گفت ارتش آمریکا در حال بررسی گزینههایی برای خرید فوری ریپرهای بیشتر است.
بر اساس آمار رسمی، نیروی هوایی آمریکا در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵۸ فروند ریپر فعال داشت، اما اکنون این تعداد به حدود ۱۳۵ فروند کاهش یافته است.
تروی مینک، وزیر نیروی هوایی آمریکا، نیز ۳۰ اردیبهشت گفت واشینگتن قصد کنار گذاشتن ریپرها را ندارد و همزمان در حال بررسی نسل بعدی پهپادهای رزمی است.
شرکت «جنرال اتمیکس» (General Atomics)، سازنده ریپر، اعلام کرده کمتر از ۱۰ فروند ریپر جدید آماده تحویل فوری دارد، اما برخی پهپادهای از رده خارجشده نیز میتوانند بازسازی و دوباره عملیاتی شوند.
جنگ ایران و بازگشت اهمیت پهپادها
در سالهای اخیر، برخی تحلیلگران نظامی معتقد بودند پهپادهای کند و بزرگ مانند ریپر در جنگهای مدرن و در برابر پدافند پیشرفته، آسیبپذیرند.
اما «جنگ ایران»، همانطور که پیشتر در درگیریهای دریای سرخ و حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز دیده شده بود، بار دیگر نقش پهپادها را در جنگهای فرسایشی و حملات مداوم برجسته کرد.
حوثیها در سالهای اخیر دستکم ۱۲ پهپاد ریپر آمریکا را ساقط کرده بودند، اما مقامهای آمریکایی اکنون میگویند تجربه «جنگ ایران» باعث شده برنامه کنار گذاشتن این پهپادها متوقف شود.
به گفته مقامهای نظامی آمریکا، برخلاف پهپادهای انتحاری جدید، ریپرها همچنان مزیتی مهم دارند: ترکیب همزمان شناسایی، جمعآوری اطلاعات، رهگیری هدف و اجرای حمله در یک سامانه واحد.
شبکه فاکسنیوز گزارش داد تحلیلگران غیبت مجتبی خامنهای، رهبر سوم جمهوری اسلامی، از انظار عمومی را یادآور سالهای پایانی زندگی اسامه بنلادن، رهبر پیشین القاعده، میدانند.
عمر محمد، کارشناس مبارزه با تروریسم، در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، ایالات متحده همان کاری را با تهران انجام داده که طی دو دهه با القاعده و داعش انجام میداد.»
او افزود: «آمریکا رهبر [جمهوری اسلامی] را به همان نوع پنهانکاری عملیاتی سوق داده است که بنلادن به مدت ۱۰ سال زندگی در ایبتآباد [پاکستان] در پیش گرفته بود.»
به گفته محمد، مجتبی خامنهای و بنلادن موقعیت خود را «به پشتوانه عملیات آمریکا» به دست آوردند و هر دو به شکلی واحد و با «ناپدید شدن از عرصه عمومی» به آن واکنش نشان دادند.
محمد بهعنوان کارشناس با «ابتکار پژوهش یهودستیزی» در «برنامه افراطگرایی» دانشگاه جورج واشینگتن همکاری میکند.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکانی عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویریای منتشر نکرده است.
پیامهای منتسب به مجتبی خامنهای تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند. در این بازه زمانی، برخی رسانهها و حامیان جمهوری اسلامی بارها تصاویر و ویدیوهایی از او را که با هوش مصنوعی ساخته شدهاند، به اشتراک گذاشتهاند.
بنلادن، بنیانگذار القاعده و عامل اصلی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، پس از حمله ایالات متحده به افغانستان، نزدیک به یک دهه از دید نیروهای آمریکایی پنهان ماند.
بنلادن در این مدت در یک مجتمع امنیتی در شهر ایبتآباد پاکستان زندگی میکرد. او برای جلوگیری از ردیابی بهوسیله سرویسهای اطلاعاتی غرب، هرگونه ارتباط دیجیتال خود را قطع کرده بود و تنها از طریق شبکهای از پیکهای مورد اعتماد، با دنیای خارج ارتباط برقرار میکرد.
در نهایت، سازمانهای اطلاعاتی ایالات متحده با شناسایی و تعقیب یکی از این پیکها، مخفیگاه رهبر القاعده را کشف کردند. عملیاتی که سرانجام در سال ۲۰۱۱ با یورش نیروهای ویژه آمریکایی به کشته شدن بنلادن انجامید.
به گزارش فاکسنیوز، نکته کلیدی در پرونده بنلادن، زیست مخفیانه او در نزدیکی مهمترین آکادمی نظامی پاکستان است؛ جایی که او «در مقابل چشم همگان»، اما پشت دیوارهای بتنی بلند و سیمهای خاردار پنهان شده بود.
محمد در ادامه مصاحبه با فاکسنیوز گفت بنلادن «از حدود سال ۲۰۰۷ دیگر ویدیوهای دارای تاریخ منتشر نمیکرد و ارتباطات خود را به پیامهای صوتی محدود کرده بود که بهصورت دستی منتقل میشدند».
او اضافه کرد: «بنلادن تا پایان عمرش در خفا ماند، چون میدانست لحظهای که آشکار شود، مرگش فرا میرسد. انگیزههای مجتبی نیز شرایطی مشابه را نشان میدهد. او بیرون نخواهد آمد.»
به گفته این تحلیلگر، تهران احتمالا از ماجرای بنلادن به این نتیجه رسیده که امنترین محل اختفا برای مجتبی خامنهای، نه غارهای دورافتاده، بلکه مجتمعهای حفاظتشده در مناطق نظامی است.
او افزود الگوی مشابه در ایران میتواند شامل پنهان شدن رهبر جدید جمهوری اسلامی در تاسیساتی مستحکم در زیر یا نزدیک مراکز سپاه پاسداران باشد.
پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، پیشتر از جراحت چهره خامنهای و «بدشکل» شدن او در جریان جنگ اخیر خبر داد و گفت او همچون «موشی» به زیر زمین خزیده است.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی گزارشها درباره وضعیت جسمانی وخیم مجتبی خامنهای را تکذیب کردهاند.
حسین کرمانپور، مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۲۸ اردیبهشت اعلام کرد برای مجتبی خامنهای اتفاق خاصی رخ نداده و او تنها چند زخم سطحی برداشته است.
شباهت گفتمانی بنلادن و مجتبی
مجتبی خامنهای تاکنون بارها با ادبیاتی مشابه پدرش، از واشینگتن انتقاد کرده است.
او در پیامهای خود، ایالات متحده و اسرائیل را «شیاطین»، «دیوسیرتان» و «زورگویان» توصیف کرده و با تاکید بر تداوم رویارویی با آنها، از «آیندهای بدون آمریکا» در منطقه سخن گفته است.
محمد به فاکسنیوز گفت مجتبی خامنهای «رهبری مذهبی است که از مکانی نامعلوم، فراخوان جنگ مقدس علیه آمریکا و یهودیان را صادر میکند، زیرا دشمنانش علنا عهد بستهاند او را به محض رویت بکشند».
او رویکرد کنونی مجتبی خامنهای را «تقریبا نسخهای موبهمو از الگوی بنلادن» توصیف کرد.
محمد افزود حکومتی که «به مدت ۴۷ سال قدرت خود را از طریق یک رهبر واحد و آشکار در تریبون نماز جمعه به نمایش میگذاشت، دیگر نمیتواند چنین چهرهای را هر زمان که بخواهد ارائه کند» و این «یک نقطه عطف راهبردی» به شمار میرود.
این تحلیلگر ادامه داد: «رهبرانی که در حملات آمریکا کشته میشوند و جانشینانی که نمیتوانند چهره خود را نشان دهند؛ [در چنین شرایطی]، قدرت واقعی نه از سوی رهبر اسمی، بلکه به دست دستگاه امنیتی اعمال میشود.»
او با مقایسه وضعیت کنونی تهران و واشینگتن یادآور شد: «اکنون یک طرف از طریق رییسجمهورش، از عملیات در سه قاره خبر میدهد؛ در حالی که طرف دیگر، روی کاغذ بهوسیله فردی اداره میشود که حتی مردم کشورش نیز نمیدانند او کجاست یا در چه وضعیتی قرار دارد.»
ایراناینترنشنال در هفته گذشته کارزاری را برای شناسایی پیکرهای جاویدنامان اعتراضات به راه انداخت. پیکرهایی که بنا بر روایت شاهدان و خانوادهها، در حیاط پشتی و انباری بیمارستان الغدیر رها شده بودند.
در جریان این کارزار، تاکنون هویت ۲۱ نفر از جانباختگان شناسایی شده. افرادی که هر کدام روایت و سرگذشت متفاوتی دارند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، بیمارستان الغدیر تهران به یکی از کانونهای اصلی انتقال مجروحان و کشتهشدگان اعتراضات شرق تهران تبدیل شد. روزهایی که به گفته شاهدان، خیابانهای اطراف این بیمارستان شاهد شلیکهای گسترده و کشتار معترضان بود.
بر اساس روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران امنیتی نه تنها مانع روند درمان مجروحان منتقل شده به بیمارستان الغدیر شدند، بلکه در مواردی با شلیک به مجروحان، جلوگیری از ادامه درمان و انتقال پیکرها به انباری و حیاط پشتی بیمارستان، فضای رعب و وحشت ایجاد کردند.
با این حال، شاهدان و منابع مطلع تاکید کردند کادر درمان، پزشکان و پرستاران بیمارستان با وجود فشارها و تهدیدهای امنیتی، تلاش خود را برای نجات مجروحان ادامه دادند؛ از انتقال بیماران به اتاق عمل گرفته تا امدادرسانی در راهروها، آمبولانسها و اتاقهای بیمارستان.
یکی از شاهدان به ایراناینترنشنال گفت در جریان اعتراضها و تعقیب معترضان، شماری از جوانان برای فرار از ماموران به داخل بیمارستان پناه بردند، اما نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند، درها را بستند و گاز اشکآور شلیک کردند.
به گفته این شاهد، برخی کارکنان بیمارستان برای نجات معترضان، آنها را در سرویسهای بهداشتی و بخشهای مختلف پنهان کرده و با پوشاندن روپوش پزشکی تلاش کردند هویتشان شناسایی نشود.
یکی از اعضای کادر درمان نیز روایت کرده است زمانی که بیش از ۷۰ مجروح به بیمارستان منتقل شدند و پرسنل در حال امدادرسانی بودند، ماموران امنیتی در مقابل چشم پرستاران، چهار مجروح را با شلیک گلوله کشتند.
روایتهای شاهدان از ۱۸ و ۱۹ دیماه
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران امنیتی پیکر یک دانشجوی پزشکی را که ۱۸ دیماه به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، ربودند و تاکنون محل دفن او به خانوادهاش اعلام نشده است.
طبق این اطلاعات، پیکر این دانشجوی معترض ابتدا به بیمارستان الغدیر منتقل شد، اما خانوادهاش برای جلوگیری از مصادره پیکر، آن را به خانه خود در بومهن منتقل کردند تا بهصورت مخفیانه دفن کنند.
ساعاتی بعد، ماموران امنیتی با استفاده از کارت ملی باقیمانده در کت خونی این دانشجو، نشانی خانهاش را پیدا کرده و با یورش به منزل، همراه با تهدید و استفاده از گاز اشکآور، پیکر را با خود بردند.
به گفته منابع مطلع، ماموران در برابر التماس خانواده برای بازگرداندن پیکر، با توهین و رفتار تحقیرآمیز محل را ترک کردند و از آن زمان تاکنون، اطلاعی از محل دفن احتمالی این جوان وجود ندارد.
(ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت خانواده این دانشجوی کشتهشده، هویت او را محفوظ نگه میدارد)
صحنهای که از ذهن شاهدان پاک نمیشود
بر اساس روایت شاهدی که ویدیو و اطلاعات او به ایراناینترنشنال رسیده، حیاط پشتی بیمارستان الغدیر در روز ۱۹ دیماه به محل نگهداری و انتقال پیکر جانباختگان اعتراضات تبدیل شده بود. صحنهای که این شاهد میگوید هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد.
این شاهد که خود در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه هدف اصابت ساچمه قرار گرفته بود، گفت صبح روز بعد برای درمان به بیمارستان مراجعه کرده، اما از لحظه ورود با صدای گریه و فریاد خانوادهها روبهرو شده است.
او گفت شدت تلخی فضای حاکم بر بیمارستان باعث شد به سمت حیاط پشتی و محل سردخانه برود. جایی که به گفته او، زمین آغشته به خون بود و پیکرهای متعددی در آنجا قرار داشت.
خانوادههای بسیاری در محوطه بیمارستان حضور داشتند اما ماموران امنیتی آنها را از محل دور میکردند.
این شاهد گفت که پس از مدتی، پیکرها را به داخل وانتها منتقل کردند و به خانوادهها گفته شد برای پیگیری به «بهشت زهرا» مراجعه کنند.
او گفت: «بیشتر پیکرهایی که در حیاط پشتی بیمارستان دیدم، متعلق به جوانان زیر ۳۰ سال بود و حتی پیکر یک کودک ۱۲-۱۳ ساله هم در میان آنان وجود داشت.»
حسین ناصری؛ پدری که خواست فدای جوانها بشود
حسین ناصری، متولد ۱۳۳۱، پیش از پیوستن به اعتراضات ۱۹ دیماه به اطرافیانش گفته بود: «از امنیت و رفاه فرزندانم خیالم راحت است و مهم نیست چه بر سرم بیاید. به اعتراضات میروم برای آینده بهتر نسل بعد.»
او در پاسخ به کسانی که خواسته بودند برای در امان ماندن از ماموران ماسک بزند، گفته بود: «من فدای شما جوانها بشوم.»
ناصری در دومین شب حضورش در اعتراضات هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و گلوله به شاهرگ پایش اصابت کرد. افرادی که در محل حضور داشتند، او را با خودرو به بیمارستان الغدیر تهران منتقل کردند و به گفته منابع آگاه، او در زمان انتقال همچنان زنده بود.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، همزمان با انتقال مجروحان به بیمارستان الغدیر، نیروهای امنیتی به بیمارستان یورش بردند و فردی که ناصری را به بیمارستان رسانده بود، مجبور به ترک محل و فرار شد.
چهار روز بعد، همسر ناصری به تنهایی پیکر او را در کهریزک پیدا کرد. به گفته نزدیکان خانواده، او بدون برگزاری مراسم و خاکسپاری معمول به خاک سپرده شد؛ در حالی که دو فرزندش در خارج از ایران، از سرنوشت پدرشان بیاطلاع بودند.
علی روزبهانی؛ جاویدنامی که با لباس خونینش به خاک سپرده شد
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علی روزبهانی، ۳۶ ساله و اهل لرستان که ۱۸ دیماه پیکرش بعد از کشته شدن به دست ماموران به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، به وسیله خانوادهاش به لرستان برده شد و مخفیانه و با لباس خونین به خاک سپرده شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، شامگاه ۱۸ دیماه زمانی که خانواده روزبهانی برای تحویل پیکر به بیمارستان الغدیر مراجعه کردند، یکی از کارکنان به آنان هشدار داد پیکر را همان شب از بیمارستان خارج کنند تا به دست ماموران نیفتد.
به گفته یک منبع آگاه، خانواده روزبهانی پیکر او را همان شب به لرستان منتقل کردند و بدون انجام مراسم معمول و حتی بدون قرار دادن پیکر در کفن، او را با لباس خونین به خاک سپردند.
پوریا غلامعلی؛ معترضی که از وضعیت اقتصادی به تنگ آمده بود
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پوریا غلامعلی، جوان ۳۲ ساله شاغل در صنف کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دیماه در نزدیکی میدان هفتحوض تهران با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد و پیکرش در حیاط بیمارستان الغدیر رها شد.
بر اساس این گزارش، پوریا در پاساژ علاءالدین تهران مشغول کار بود اما به گفته نزدیکانش، افزایش قیمت دلار و رکود شدید بازار، زندگی و شرایط کاری او را تحت تاثیر قرار داد و او به اعتراضات پیوست.
به گفته منابع آگاه، او علاقه شدیدی به طبیعتگردی داشت و بخش زیادی از اوقات فراغتش را در سفر و طبیعت میگذراند.
محمد طالبی طرقی؛ شلیک به سر و رها شدن پیکر در انباری بیمارستان الغدیر
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد طالبی طرقی، ۳۵ ساله و متولد ۱۳۶۸، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محدوده هفتحوض تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت و پس از رها شدن پیکرش در انباری بیمارستان الغدیر، جان باخت.
بر اساس این گزارش، گلوله از پشت به سر او اصابت کرد و پیکرش پس از تیراندازی، به بیمارستان الغدیر منتقل شد و در نهایت به خانوادهاش تحویل داده شد.
طالبی طرقی، متولد تهران، فرزند یکی از کشتهشدگان جنگ ایران و عراق بود.
به گفته منابع آگاه، او رزمیکار و موتورسوار حرفهای بود و علاقه زیادی به موتورسواری داشت.
شهابالدین سامنی؛ خانواده پس از ساعتها جستوجو پیکرش را در الغدیر یافتند
طبق اطلاعات و مدارک رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر بیجان شهابالدین سامنی، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ دیماه، چند ساعت پس از کشته شدن در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر بهوسیله خانوادهاش پیدا شد.
بر اساس این گزارش، سامنی متولد ۱۳۵۸ و اهل نظامآباد تهران، حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دیماه در محدوده هفتحوض نارمک هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.
به گفته منابع آگاه، گلوله جنگی از بالای مسجد نارمک به سر او شلیک شد.
خانواده او پس از ساعتها جستوجو در بیمارستانها و مراکز مختلف، سرانجام حدود ساعت دو بامداد ۱۹ دیماه، پیکرش را در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سامنی دارای فرزندی دانشجو بود و با وجود شرایط مالی مناسب، در جریان اعتراضات در کنار معترضان حضور پیدا کرده بود.
پس از کشته شدن او، پدر و مادرش تحت فشار شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا بپذیرند فرزندشان عضو بسیج بوده است. بنیاد شهید چندین بار با خانواده او تماس گرفته اما پدر شهابالدین با این درخواست مخالفت کرده و در ادامه، با تهدید به مصادره اموال مواجه شده است.
پیمان چینیساز؛ معترضی که پیکرش در انباری الغدیر پیدا شد
پیمان چینیساز، شهروند ۵۳ ساله اهل بندر انزلی، شامگاه ۱۸ دیماه در محله نظامآباد تهران بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به ناحیه شکم کشته شد.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، چینیساز پس از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود اما خانوادهاش تا چند روز از سرنوشت او اطلاعی نداشتند.
این منبع گفت که خانواده در مراجعه اولیه به بیمارستان با پاسخ «اینجا نیست» مواجه شده بودند، در حالی که پیکر او به مدت پنج روز در یکی از انبارهای بیمارستان الغدیر نگهداری شد.
خانواده چینیساز معتقدند او پس از انتقال به بیمارستان، بدون رسیدگی مناسب رها شده تا بر اثر خونریزی جان بدهد.
چینیساز متاهل و پدر سه فرزند، یک پسر و دو دختر، بود. خانواده او اصالتا از لرهای اهواز هستند و حدود ۲۵ سال در بندرانزلی زندگی کرده بودند.
او در زمان کشته شدن به همراه خانوادهاش در محله نظامآباد تهران سکونت داشت.
محسن شاهمحمدی؛ معترضی که بعد از دو هفته بستری جان باخت
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محسن شاهمحمدی، متولد ۱۳۶۷، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محدوده فلکه اول تهرانپارس هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و پس از حدود دو هفته بستری بودن در بیمارستان الغدیر، جان خود را از دست داد.
بر اساس این گزارش، گلوله به ناحیه شکم و کلیههای شاهمحمدی اصابت کرده بود.
او پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و حدود دو هفته در حالت کما تحت درمان قرار داشت، اما در نهایت بهدلیل شدت جراحات وارده، سوم بهمنماه جان باخت.
شاهمحمدی مجرد بود و به گفته منابع آگاه، از زمان مجروح شدن تا زمان مرگ، وضعیت جسمانی او بحرانی گزارش شده بود.
حمیدرضا حقپرست؛ معترضی که پس از خونریزی شدید در الغدیر جان باخت
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمیدرضا حقپرست، شهروند اهل رشت، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در خیابان هفتحوض تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر به ناحیه تناسلی و کشاله ران، به شدت مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی و نبود رسیدگی بهموقع، جان خود را از دست داد.
بر اساس این اطلاعات، حقپرست در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در اعتراضات ۱۸ دیماه شرکت کرده بود.
منابع آگاه گفتند او پس از اصابت گلوله، برای مدتی طولانی در خیابان هفتحوض و سپس در بیمارستان الغدیر رها شد و در نهایت بر اثر خونریزی شدید جان سپرد.
به گفته منابع آگاه، ۱۹ دیماه و پس از فشار گسترده خانوادهها به بیمارستان، پیکر شماری از جانباختگان از کهریزک با چند مینیون به بیمارستان منتقل شد.
آنان گفتند تا روز ۲۰ دیماه اجازه شناسایی پیکرها داده نمیشد و پس از آن نیز تنها پیکر افرادی که شناسایی شده بودند، با کامیون به «بهشت زهرا» منتقل شد.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر حقپرست تا چهار روز به خانواده تحویل داده نشد و مسئولان، تحویل پیکر را به «تایید شورا» و امضای تعهد از سوی خانواده مشروط کرده بودند.
حقپرست، متولد رشت، تنها همدم و نانآور مادرش بود. مراسم خاکسپاری او ۲۱ دیماه در باغ رضوان رشت برگزار شد.
ابوالفضل نجفیآرون؛ خانواده برای دفن او «یک میلیارد تومان» پرداخت کردند
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل نجفیآرون، جوان ۲۵ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه تیرانداز تهرانپارس با شلیک سه گلوله جنگی هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس این اطلاعات، نجفیآرون پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
به گفته خانواده و نزدیکانش، او ساعاتی پس از عمل همچنان هوشیار بوده و حتی با همراهانش صحبت کرده بوده، اما کمی بعد به خانواده اعلام شده که او جان خود را از دست داده است.
نزدیکان خانواده نجفیآرون گفتند اجازه دفن او در «بهشت زهرا» داده نشده و برای صدور مجوز خاکسپاری در رباط کریم، مبلغ یک میلیارد تومان از خانواده دریافت شده است. مبلغی که به گفته آنان، جدا از هزینه گلولهها بوده است.
نزدیکان نجفیآرون، او را فردی خوشقلب، بامعرفت و محبوب میان دوستان و اطرافیان توصیف کردند.
حسینعلی سارانی؛ جاویدنامی که خانوادهاش ۵۰۰ میلیون تومان برای دریافت پیکرش پرداخت کرد
حسینعلی سارانی، معترض ۴۴ ساله اهل علیآباد کتول در استان گلستان، ۱۸ دیماه بعد از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شد.
نزدیکانش گفتند که خانواده او پیکرش را بعد از یک هفته تحویل گرفتند.
آنان برای دریافت پیکر مجبور به پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان شدند.
رنجهای خانواده هانی گنجی برای تحویل و دفن پیکر
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، هانی گنجی، ۴۹ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهرانپارس از فاصله نزدیک و از پشت سر هدف شلیک قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی جان باخت.
خانواده او پس از فشارهای گسترده و با دادن تعهد، پیکرش را تحویل گرفتند و بعد از دریافت پیکر، آن را به کارگاهی در پردیس بومهن منتقل کردند. روز بعد، وقتی هیچ پزشکی حاضر به صدور گواهی فوت نشد، خانواده پیکر را ابتدا به کلانتری پردیس بردند و سپس با نامه کلانتری، به کهریزک منتقل شد.
بر اساس روایت رسیده، روزی که خانواده برای تشییع و انتقال پیکر به «بهشت زهرا» مراجعه کردند، متوجه شدند پیکر اشتباهی به آنها تحویل داده شده است.
آنان پس از ساعتها پیگیری، در آخرین ساعات همان روز توانستند پیکر هانی را تحویل بگیرند و دفن کنند.
امیرپارسا اشکبوس؛ جوانی که پیکرش پشت بیمارستان الغدیر در پتوی آبی پیدا شد
ایراناینترنشنال در «کارزار جاویدنامان بیمارستان الغدیر» به اطلاعات و ویدیویی درباره امیرپارسا اشکبوس، جوان ۲۱ ساله هم دست یافت.
بر اساس اطلاعات رسیده، پیکر امیرپارسا در پتویی آبی در محوطه پشت بیمارستان الغدیر قرار داده شده بود.
ویدیویی از مادر او در حال جستوجو برای پیکر فرزندش هم به دست ایراناینترنشنال رسیده که در آن برای پسرش بیتابی میکند.
همزمان با تشدید موج سرکوبها در ایران و نگرانی فعالان حقوق بشر درباره روند فزاینده اعدامها، جمهوری اسلامی احکام اعدام چهار زندانی سیاسی دیگر را به اجرا درآورد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد رامین زله و کریم معروفپور، بامداد پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به اتهام «عضویت در گروههای تروریستی تجزیهطلب» اعدام شدند.
میزان «تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور، قیام مسلحانه از طریق تشکیل گروههای مجرمانه، تیراندازی و اقدام به ترور» را از دیگر اتهامات این دو زندانی سیاسی برشمرد.
به گزارش این رسانه حکومتی، زله و معروفپور در «ترور فرمانده پایگاه سپاه یکی از شهرستانهای غرب کشور» با یکدیگر همکاری داشتند.
«ترور یک فرد دیگر» و «انجام عملیات مسلحانه علیه یک پایگاه نظامی و فیلمبرداری از آن» از دیگر اتهاماتی است که رسانه قوه قضاییه بدون ارائه مستندات به این دو زندانی سیاسی منتسب کرده است.
میزان به هویت افرادی که به گزارش این رسانه، به دست زله و معروفپور «ترور» شدهاند، هیچ اشارهای نکرد.
پیشتر در آذرماه ۱۴۰۴، آژانس خبری کردپا گزارش داد زله به اتهام «بغی از طریق عضویت در یکی از احزاب کُرد» به اعدام محکوم شد. او مردادماه ۱۴۰۳ در نقده بازداشت شده بود.
به گزارش کردپا، «دادگاه آنلاین» این زندانی سیاسی تنها «چند دقیقه» به طول انجامید و او از حق دسترسی به وکیل تعیینی محروم بود.
آوین مصطفیزاده، کنشگر حقوق بشر و سخنگوی سازمان حقوق بشری کردپا، آذرماه سال گذشته در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «رامین بیش از یک ماه در یکی از بازداشتگاههای امنیتی اطلاعات سپاه پاسداران، در شرایط انفرادی تحت بازداشت و بازجویی بود و برای اعتراف اجباری، بهشدت تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار گرفت.»
در مورد پرونده معروفپور اطلاعات چندانی منتشر نشده است.
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی پیشتر گزارش داده بود این شهروند کُرد اهل شهرستان نقده سوم فروردین ۱۴۰۰ به دست نیروی امنیتی جمهوری اسلامی در سردشت بازداشت شد.
اعدام دو شهروند عراقی به اتهام جاسوسی
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد جمهوری اسلامی دو شهروند عراقی به نامهای علی نادر العبیدی، ۲۷ ساله و فاضل شیخ کریم، ۲۹ ساله، را به اتهام «جاسوسی» بهصورت مخفیانه اعدام کرده است.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام این دو زندانی سیاسی که در یک پرونده مشترک محکوم شده بودند، ۱۷ فروردین در زندانی مرکزی کرج به اجرا درآمد، اما مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی تاکنون درباره آن سکوت اختیار کردهاند.
سازمان حقوق بشر ایران به نقل از یک منبع آگاه، اتهام عبیدی و شیخ کریم را «جاسوسی برای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی یکی از کشورهای عربی» عنوان کرد و افزود این دو در کرج بازداشت شده بودند.
این منبع مطلع گفت: «آنان پیش از صدور حکم، به مدت ۱۱ ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی قرار داشتند و سپس به بند اطلاعات سپاه در زندان رجاییشهر کرج منتقل شدند. این دو زندانی در نهایت برای اجرای حکم اعدام به ندامتگاه مرکزی کرج منتقل شده بودند.»