سفیر پیشین جمهوری اسلامی در روسیه: عملکرد مسکو در جنگ اخیر کمتر از حد انتظار بود
نعمتالله ایزدی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در روسیه، گفت: «احتمال از سرگیری جنگ در کوتاهمدت و برقراری مذاکره پس از آن دور از ذهن نیست.» او افزود: «متاسفانه روسها در این جنگ آنگونه که باید و شاید فعال نبودند، در حالی که ظرفیتهای مناسبی برای فعالیت داشتند.»
پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلامآباد با حضور بلندپایهترین مقامات دو کشور برگزار شد و بیهیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمینشیند.
آنچه آنها را به همان بنبستهایی کشاند که در ماههای و سالهای گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بیاعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.
در مذاکرات اسلامآباد آشکار شد که این بیاعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایهاش منطق و منشأ متفاوتی دارد.
لایه اول از تعارض روایتهای تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه میکند.
لایه دوم در تاکتیکهای روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بنبست اولگامی، و در غیبت سازوکار تضمین.
لایه سوم اما درونیترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بیاعتمادی به خود تیمهای مذاکرهکننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریانهای سیاسی در داخل هر کشور.
فهم این سه لایه و تمایز آنها از یکدیگر، پیششرط هر ارزیابی واقعبینانه از چشمانداز مذاکرات است
بیاعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت برمیگرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقهای آن را ادامه داد.
در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز میکند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی میکند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.
تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیقتر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن میگوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی میماند.»
این وضعیت نشان میدهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.
در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریمهای فلجکننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتیاند که حتی با تغییر دولتها نیز دگرگون نمیشوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بیپایان تعبیر میشود.
تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنهای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حلوفصل واقعی آن.
فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت میکند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.
تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن میگوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقهایاش.
مشکل اما فقط نبود چشمانداز مشترک نیست. این است که هیچکدام از دو طرف چنین چشماندازی نمیخواهد.
واشینگتن بهدنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافقهای پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچیک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند میدیدند، نه آغاز یک رابطه.
وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.
بیاعتمادی تاکتیکی
بیاعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه میگیرد. شواهدی که در ماههای گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان میدهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه میخواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.
محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکرهکننده در اسلامآباد، گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود».»
این در حالی است که ترامپ بارها از لزوم عدم دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هستهای گفته و لازمه آن را برچیدن پیچ و مهره این صنعت در ایران دانسته است.
حتی طرفین خارجی مانند هاکان فیدان، وزیرخارجه ترکیه، اشاره میکنند که طرفین موضوعاتی برای گفتوگو دارند اما متن مذاکره هنوز مشخص نیست.
تهران «۱۰ ماده برای پایان جنگ» داد و بر سر آن پافشاری میکند اما آکسیوس به تازگی گفته است واشینگتن طرحی سه صفحهای پیشنهاد داده است.
اکنون آنچه در ظاهر مذاکره نامیده میشود، در واقع دو مونولوگ است.
لایه دیگر این بیاعتمادی، پرسش بیپاسخ «اولگامی» است؛ اینکه کدام طرف باید نخستین اقدام اعتمادساز را انجام دهد.
تهران اعلام کرده در فضای تهدید حاضر به مذاکره نیست و رفع محاصره دریایی را پیششرط میداند. آمریکا اما انتظار دارد جمهوری اسلامی ابتدا تنگه هرمز را باز کند و بعد یک پیشنهاد قابل قبول ارائه دهد.
ترامپ اول اردیبهشت هنگام تمدید آتشبس صریح گفت این آتشبس موقت را تا زمانی ادامه خواهد داد که «رهبران و نمایندگان ایران بتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند». جملهای که در تهران نه دعوت به مذاکره، بلکه ابزار فشار تفسیر شد.
بر روی این سازه بیاعتمادی برای رسیدن به نتیجه، به تازگی بیاعتمادی به تیم مذاکرهکننده نیز افزوده شده است.
از سوی تهران، مشکل صرفا اختلاف رویکرد میان جریانهای سیاسی نیست، بلکه به ابهام درباره اختیار واقعی طرف آمریکایی هم برمیگردد.
محمدامین ایمانجانی، مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان، که همراه هیات مذاکره کننده به اسلامآباد رفته بود، از جرد کوشنر و استیو ویتکاف با تعبیر «داماد ترامپ و املاکی» یاد کرد و گفت آنها «تسلط کافی به موضوع ایران نداشتند» و خواستههای طرف ایرانی را «به درستی منتقل نکرده بودند».
این موضوع بارها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد و نشان از آن داشت که حکومت به این دو فرد اعتمادی ندارد.
طرف آمریکایی نیز نگاهی مشابه به تیم ایرانی دارد. آنها میگویند طرف ایرانی یکدست نیست و خواست و پیشنهادشان نتیجه عدم هماهنگی است.
نبویان گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار مذاکره را «خطای راهبردی» میداند اما یکی از پیشنهادهای مطرح شده از سوی تیم ایرانی به طرف آمریکایی، «تعلیق غنیسازی» بوده است.
نتیجه این وضعیت خود را در مذاکرات نشان میدهد. جیدی ونس، معاون اول ریيسجمهوری آمریکا، زمانی که داشت اسلامآباد را ترک میکرد، گفت که واشینگتن «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود را داده و خروج از مذاکرات را «برای ایران بسیار بدتر از آمریکا» خواند. اما محمدباقر قالیباف، آمریکا را به «جلب نکردن اعتماد تهران» متهم کرد.
مذاکراتی که بر پایه سه لایه بیاعتمادی بنا شده است، آن هم در شرایطی که طرفین میانجی پایدار و قدرتمندی ندارند، در بهترین حالت «توافقهای موقت» تولید خواهد کرد.
برای خروج از این وضعیت، دو طرف به اقداماتی نیاز دارند که پیش از محتوای توافق، اعتبار خود فرآیند را بازسازی کند.
از سوی آمریکا، این به معنای تعیین یک نماینده واحد با اختیار واقعی است.
از سمت تهران، به معنای توافق درونی میان جریانهای سیاسی بر سر دامنه مذاکره است، پیش از آن که تیم پشت میز بنشیند؛ چون هیاتی که درون خودش درباره دستور کار اختلاف دارد، نمیتواند با طرف مقابل توافق کند.
این موضوع احتمالا بتواند چشمانداز مشترک بسازد اما آنچه احتمالا حل نخواهد شد این است که هر دو طرف از این جنگ با این احساس بیرون آمدهاند که هنوز چیزی برای گرفتن مانده است.
واشینگتن معتقد است فشار نظامی و اقتصادی هنوز به نقطه شکست نرسیده. تهران معتقد است بازدارندگیاش ثابت شده و میتواند از موضع قدرت امتیاز بگیرد.
وقتی هر دو طرف خود را در وضعیت برتر ببینند، مذاکره جذابیتش را از دست میدهد و افزایش فشار، منطقیتر از امتیازدهی به نظر میرسد. نتیجه این است که چرخه تنش نه با یک شکست بزرگ، بلکه با یک سری تصمیمهای کوچک تشدید میشود که هر کدام بهتنهایی معقول به نظر میرسند اما در مجموع طرفین را از هر توافق پایداری دورتر میکنند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با انتقاد از سایت رجانیوز، از حامیان سعید جلیلی، خبر داد که در هفتههای اخیر «تحرکات مشکوکی برای تخریب اتحاد در ایران» شکل گرفته، ردپاهای جدی از «نفوذ و تحرکات مشکوک» دیده میشود و «حتی اخیرا برخی نیز در این زمینه دستگیر شدهاند».
این رسانه وابسته به سپاه، سایت «رجانیوز»، حامی سعید جلیلی را «جریان سازمانیافته و مشکوک» توصیف کرده که به «تفرقهافکنی» روی آورده و در حال تکمیل پروژه ترامپ است.
سایت رجانیوز، متعلق به میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی، است و در حال حاضر به جبهه پایداری بسیار نزدیک است.
سایت رجانیوز نیز در پاسخ به این مطلب تسنیم، نوشته است از این رسانه وابسته به سپاه پاسداران شکایت خواهد کرد.
پیشتر ایراناینترنشنال از تشدید اختلافات در ساختار حکومت خبر داده بود و گزارش داد که محمدباقر قالیباف در جلسهای با مشاورانش بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده است.
او گفته بود امثال سعید جلیلی «ایران را نابود خواهند کرد.»
سفارت آمریکا در بغداد درباره فعالیت حرکت انصارالله الاوفیاء هشدار داد و اعلام کرد حمله به منافع آمریکا را تحمل نخواهد کرد. این سفارت این گروه را عامل حمله ۱۹ فروردین به دیپلماتهای آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد دانست و خواستار برچیدن گروههای «تروریستی» همسو با تهران شد.
سفارت آمریکا در بغداد با انتشار بیانیهای درباره اقدامات حرکت انصارالله الاوفیاء، از گروههای شبهنظامی مرتبط با جمهوری اسلامی در عراق، هشدار داد و تاکید کرد حمله به منافع آمریکا را تحمل نخواهد کرد.
در این بیانیه آمده است انتظار میرود همه اقدامات لازم برای برچیدن گروههای شبهنظامی «تروریستی» همسو با تهران در عراق انجام شود.
سفارت آمریکا همچنین اعلام کرد حرکت انصارالله الاوفیاء در سراسر عراق و منطقه حملاتی انجام داده است، از جمله حمله ۱۹ فروردین علیه دیپلماتهای آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد، و این اقدامات همچنان حاکمیت عراق و امنیت شهروندان عراقی و آمریکایی را تهدید میکند.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادند شهروندان این کشور پیامهای تهدیدآمیزی در واتساپ دریافت کردهاند که به گروه هکری حنظله نسبت داده شده است. در این پیامها تهدید به حمله موشکی شده و اداره ملی سایبری اسرائیل در حال بررسی منبع آنها است.
به گزارش رسانههای اسرائیلی، شهروندان این کشور دوشنبه پیامهایی تهدیدآمیز در واتساپ دریافت کردند که الگوی آنها با فعالیتهای گروه هکری حنظله، وابسته به جمهوری اسلامی، همخوانی دارد.
این پیام به زبان انگلیسی برای بسیاری از شهروندان ارسال شده و در پایان آن نام گروه حنظله آمده است. در این پیامها که حاوی اشارههای مستقیم سیاسی و نظامی بود، آمده است: «نتانیاهو، رهبر فرقه اپستین، در تلاش است با انجام یک اقدام بیپروا، موقعیت قدرت خود را حفظ کند.»
در ادامه این پیام آمده است: «این هشداری به شما، ساکنان یهودی سرزمینهای اشغالی، است: اگر به این حماقت پایان ندهید، خود را برای رگباری از موشکهای سید مجید آماده کنید. به زودی هفتهها را در پناهگاههای خود سپری خواهید کرد، پس از همین حالا تدارک ببینید. هک حنظله.»
اداره ملی سایبری اسرائیل در جریان جزئیات قرار گرفته و در حال بررسی منبع این پیامها است.
دبیرکل سازمان ملل، به شورای امنیت گفت با توقف مذاکرات باید از چارچوب اضطراری سازمان بینالمللی دریانوردی حمایت شود. او هشدار داد ادامه بحران میتواند به شدیدترین اختلال زنجیره تامین از زمان کرونا و جنگ اوکراین و حتی بحران جهانی غذا منجر شود و خواستار بازگشایی تنگه شد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به شورای امنیت گفت با توجه به توقف مذاکرات، این نهاد باید از چارچوب اضطراری پیشنهادی سازمان بینالمللی دریانوردی حمایت کند.
دبیرکل سازمان ملل هشدار داد که تاخیر در رسیدگی به این وضعیت میتواند به «بدترین اختلال در زنجیره تامین از زمان همهگیری کرونا و جنگ اوکراین» منجر شود.
او به شورای ۱۵ عضوی گفت: «این فشارها در حال تبدیل شدن به مخازن سوخت خالی، قفسههای خالی و بشقابهای خالی هستند. هزینه انسانی در حال افزایش است.»
گوترش افزود: «از طرفها میخواهم: تنگه را باز کنید؛ اجازه دهید کشتیها عبور کنند؛ بدون عوارض و بدون تبعیض؛ بگذارید تجارت از سر گرفته شود؛ بگذارید اقتصاد جهانی نفس بکشد.»
او همچنین تأکید کرد که «اختلال طولانیمدت میتواند به یک بحران جهانی غذا منجر شود و میلیونها نفر، بهویژه در آفریقا و جنوب آسیا، را به سمت گرسنگی و فقر سوق دهد.»