عراقچی به وزیر خارجه طالبان: آماده کمک به حل اختلافات پاکستان و افغانستان هستیم
عباس عراقچی در گفتوگو با امیرخان متقی، وزیر خارجه دولت طالبان، از حمایت طالبان از جمهوری اسلامی در جنگ با آمریکا و اسرائیل، قدردانی کرد و گفت: «از کاهش تنش بین افغانستان و پاکستان خرسندیم و آمادهایم جهت رفع اختلافات و تقویت صلح بین دو کشور همسایه و مسلمان مساعدت کنیم.»
جشنواره هات داکس (Hot Docs) از بزرگترین جشنوارههای فیلم مستند جهان این روزها میزبان مستند تازهای است درباره زنان ایران: «جنگ علیه زنان» ساخته رها شیرازی.
توجه به تجربه دردناک زنان ایران طی ۴۷ سال گذشته، پس از جنبش زن، زندگی، آزادی و اتفاقات مربوط به آن، به شکل گستردهای در خارج از ایران بیشتر و بیشتر شد. این در حالی بود که پیش از این، بسیاری از مخاطبان غربی از وضعیت زندگی و آزادیهای زنان ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ اطلاع چندانی نداشتند و تصویر آنها از زن ایرانی با محدودیتها و حجاب اجباری گره خورده بود.
این فیلم تازه هم در ادامه همین توجه، میکوشد تاریخ سالها تبعیض و ستم جمهوری اسلامی علیه زنان را از آغاز شکلگیری انقلاب تا امروز به تصویر بکشد؛ از تصاویر آرشیوی زنان ایران در دوران شاه تا صحنههایی از انقلاب مهسا و نیز مجموعهای از گفتوگوها با زنانی از نسلهای مختلف که خاطرات شخصی، تجربهها، برخوردها و احساسات خود را در دهههای گوناگون پس از انقلاب روایت میکنند. فیلم در نهایت میکوشد از خلال این روایتها، تصویری کلی از این تحولات و رویدادها برای تماشاگر غیرایرانی ترسیم کند.
رها شیرازی که در ده سالگی به همراه مادرش از ایران مهاجرت کرده، در این اولین فیلم بلند خود سعی دارد تصویری تاریخی را به شکلی شخصی روایت کند، به همین دلیل فیلم با نوعی حسرت همراه است که تصاویر فیلم را از ابتدا تا انتها به هم مربوط میکند.
رها شیرازی از «بزرگ شدن در میان بیثباتیهای سیاسی» و اثر ماندگار آن بر او بهعنوان یک فیلمساز میگوید: «در آغاز انقلاب، مادرم از نظر سیاسی فعال بود. او در اعتراضها به حجاب اجباری که از همان ماههای نخست پس از انقلاب آغاز شده بود، راهپیمایی میکرد. کلاسهای دانشگاهش را تحریم کرد و عمیقا به مبارزه برای ایرانی دموکراتیک باور داشت، تا آنجا که بارها جان خود را به خطر انداخت. وقتی او از دنیا رفت، ما نتوانستیم خاکسترش را در ایران پخش کنیم. او زندگیاش را در تبعید گذراند و حتی پس از مرگ هم نتوانست به وطن بازگردد.»
فیلم با مساله حجاب اجباری آغاز میشود؛ مهمترین مساله در بزنگاه تاریخی انقلاب که آغاز تبعیض را رقم زد. در ابتدا فیلمساز به مصاحبهشوندگان یک روسری میدهد تا عکسالعمل آنها را در برابر دوربین ثبت کند و هر کدام رفتار متفاوتی دارند: یکی از نسل قبل میگوید که تا به حال روسری سرش نکرده؛ دیگری از نسل بعد از انقلاب میگوید که میتواند تظاهر کند روسری چیزی طبیعی است و به آن عادت دارد؛ و یکی دیگر از همین نسل میگوید از آن متنفر است.
داستان فیلم با پرداختن به مساله حجاب ادامه پیدا میکند، به حرفهای خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، علیه بیحجابی میرسد، بعد به تظاهرات شکوهمند زنان علیه حجاب اجباری در اولین هشتم مارس پس از انقلاب، و همینجا، مهناز افخمی، فعال حقوق زنان و وزیر مشاور در امور زنان در حکومت پهلوی، از آزادیهای زنان ایرانی در آن دوران میگوید.
از همین جا نگاه حسرتبار فیلمساز با درد دلها و حرفهای صمیمی مصاحبهشوندگان ترکیب میشود. تلاش شیرازی برای خلق فضایی صمیمی مشهود است، تلاشی که قرار است فیلمی متفاوت از نوع مستندهای تاریخیِ صرف خلق کند. در نتیجه در ادامه با لحظات شخصی زیادی روبهرو میشویم، چه آنجا که گلشیفته فراهانی با چشمانی اشکآلود از اجبار به ترک ایران میگوید و داستانهای پیرامونش را توضیح میدهد، چه جایی که مسیح علینژاد با روایتی درباره مادرش گریه میکند.
چندین فعال حقوق زنان و قربانیان شکنجه، از جمله زنانی که چشمان خود را در اعتراضهای سالهای اخیر از دست دادند، داستانهای شخصیشان را بازگو میکنند. داستانها به ترتیب تاریخی پیش میروند: از وقایع دهههای شصت و هفتاد -از جمله ویدئویی که در آن مسیح علینژاد در برابر سیدمحمد خاتمی، رییس دولت وقت، آواز میخواند و از او میپرسد «کجای این کار ایراد دارد؟»- تا شکلگیری کمپین یک میلیون امضا، از چهارشنبههای سفید تا انقلاب مهسا.
آنچه این دورههای مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد، تلاش بیوقفه زنان برای دستیابی به ابتداییترین حقوق خود و سرکوب خشن و مداوم این خواستههاست. توضیحاتی که قربانیان سالهای اخیر ارائه میکنند، تفاوت چندانی با روایت قربانیان دهه شصت ندارد و موضع حکومت در قبال زنان نیز از آن زمان تا امروز، در جوهره، همان مانده است. از سخنان خمینی در بخشهای مختلف فیلم تا اظهارنظرهای کمتر دیدهشده بهشتی درباره خانهنشینی زنان، همه از استمرار یک نگاه واحد خبر میدهند.
با این همه، تفاوت امروز در نسلی است که دیگر نهتنها روایت میکند، بلکه با جسارت و قاطعیت به این نظم «نه» میگوید و خود به نیروی تغییر بدل میشود.
برخی نفتکشهای ایرانی با خاموش کردن سامانههای ردیابی خود، موفق شدهاند در پوشش تاریکی حاصل از این خاموشی، از سد ناوهای آمریکایی عبور کنند و میلیونها بشکه نفت را به بازارهای جهانی برسانند.
نشریه بلومبرگ چهارشنبه دوم اردیبهشت در گزارشی به ناکامی بخشی از محاصره دریایی آمریکا پرداخت.
به گزارش بلومبرگ، دستکم دو نفتکش ایرانی با بار کامل، در هفته جاری از خلیج فارس خارج شده و از سد محاصره آمریکا عبور کردهاند.
این کشتیها بخشی از یک ناوگان نفتکش هستند که با دور زدن کشتیهای جنگی، حدود ۹ میلیون بشکه نفت را جابهجا کردهاند.
شرکت دادهکاوی ورتکسا (Vortexa) اعلام کرد که دو نفتکش غولپیکر با پرچم جمهوری اسلامی به نامهای «هیرو ۲» (Hero II) و «هدی» (Hedy)، آخرین کشتیهایی هستند که تصاویر ماهوارهای خروج آنها را ثبت کردهاند.
این دو نفتکش دوشنبه ۳۱ فروردین، از خط محاصره مشخصشده از سوی آمریکا عبور کردهاند.
این نفتکشها میتوانند در مجموع تا چهار میلیون بشکه نفت حمل کنند.
خروج این نفتکشها نشاندهنده محدودیت تلاشهای آمریکا برای قطع صادرات نفت خام ایران است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیش از این، این محاصره را یک «موفقیت عظیم» توصیف کرده بود تا حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد.
از زمان آغاز محاصره در هفته گذشته، نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری مرتبط با ایران را توقیف و همچنین یک نفتکش تحریمشده را در آبهای شرق سریلانکا، مصادره کرد.
نیروی دریایی بریتانیا اعلام کرد در همین حال، ایرانیها نیز که تنگه هرمز را مسدود کردهاند، دوم اردیبهشت به سوی چند کشتی کانتینربر در نزدیکی تنگه تیراندازی کردند.
دستکم به یک کشتی، خسارت سنگینی وارد کرده شده است.
از میان کشتیهایی که از اوایل هفته گذشته عبور کردهاند، ۱۹ فروند در حال خروج از خلیج فارس بودهاند که بار ۱۷ فروند از آنها نفت و محصولات نفتی بوده است.
ورتکسا این محمولهها را با استفاده از تصاویر ماهوارهای شناسایی کرده است، زیرا کشتیهایی که قصد دور زدن نیروهای آمریکایی را دارند، معمولا فرستندههای خود را خاموش میکنند.
نفتکش «هیرو ۲» آخرین بار بیش از یک ماه پیش در حال حرکت به سمت شمال در تنگه مالاکا دیده شد، در حالی که نفتکش «هدی» آخرین بار موقعیت خود را در اواخر فوریه در نزدیکی خورفکان مخابره کرده بود.
مقصد نهایی این دو محموله هنوز مشخص نیست.
بخش عمدهای از صادرات نفت خام ایران به چین است، هرچند هند نیز در هفتههای اخیر و پیش از انقضای معافیتهای آمریکا، دو محموله نفت خام از ایران دریافت کرد.
کشتیهای دیگر نیز در حال سنجش نیروی دریایی آمریکا هستند.
کشتی کوچک «جی سامر» (G Summer) که تحت تحریم آمریکا است، اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد و دادههای ردیابی نشان میدهند اکنون از مرزی که آمریکا محاصره را در آن اجرا میکند، گذشته است.
یک کشتی باری با پرچم گامبیا به نام «لیان استار» (Lian Star) نیز که اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد، اکنون در نزدیکی خط مرزی است و در حال حرکت در حدود خط ساحلی ایران دیده میشود.
نفتکش «آتلانتیس ۲» (Atlantis II) که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد، اواخر سهشنبه (اول اردیبهشت) حرکت به سمت تنگه را آغاز کرد و اکنون در نزدیکی جزیره لارک قرار دارد.
هنوز مشخص نیست که آیا این کشتی حامل بار است یا خیر.
کشتی حمل گاز «الپیجی سوان» (LPG Sevan) نیز با وجود اینکه مقصد خود را شارجه امارات اعلام کرده، در حال نزدیک شدن به تنگه هرمز است.
این کشتی در گذشته محمولههای ایرانی حمل کرده است.
در همین حال، نفتکش «اوشن جول» (Ocean Jewel) که پیوند شناختهشدهای با ایران ندارد و تحت مالکیت چین است، در نزدیکی آنها دیده میشود.
پایگاه دادههای دریایی نشان میدهد شرکتهای مدیریتی این کشتیها در امارات مستقر هستند.
حدود ۸۰۰ کشتی در خلیج فارس گرفتار شدهاند و سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اعلام کرده است روی طرحی برای تخلیه بار این کشتیها کار میکند که اجرای آن مشروط به کاهش تنشهای جنگی است.
اعلام تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ با واکنشهای گسترده و متفاوت شهروندان مواجه شده است. پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، طیف وسیعی از استیصال و خشم تا خوشبینی به رویدادها و تاکید بر ضربه آخر به حکومت با اعتراضات خیابانی را در بر میگیرد.
رییسجمهوری ایالات متحده شامگاه سهشنبه اول اردیبهشت و در ساعات پایانی آتشبس دو هفتهای اعلام کرد این آتشبس تا زمان ارائه پیشنهاد از سوی تهران و رسیدن گفتوگوها به نتیجه، تمدید خواهد شد.
ترامپ در عین حال گفت آمریکا همزمان به محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داد.
اعلام این خبر موجی از خشم و ناامیدی را در میان گروهی از شهروندان برانگیخت.
در پیام یک مخاطب آمده است: «باز آتشبس، آن هم بدون زمان؛ باز این مردم با حس سردرگمی و انتظاری روبهرو شدند که مثل یک حس خفگی است. خستهایم.»
برخی شهروندان اشاره کردند این «عقبنشینی» و «نیمهکاره رها کردن حمله» تنها باعث افزایش فشار اقتصادی بر مردم، دادن «توهم پیروزی» به جمهوری اسلامی و صداوسیما و بهانه برای «رجزخوانیهای شبانه» به نیروهای حکومتی در تجمعاتشان خواهد شد.
به گفته یک شهروند، این «تصمیم اشتباه» از سوی ترامپ، میتواند به تقویت طرف مقابل و پیچیدهتر شدن اوضاع منجر شود و در این میان، مردم ایران بیشترین هزینه را میپردازند و احساس تنهایی میکنند.
مخاطبی دیگر تمدید آتشبس را «بدترین اتفاقی» خواند که میتوانست رخ دهد و گفت ترامپ با «جنگ نصفه و نیمهاش» عملا حکومت را تحویل سپاه پاسداران داد؛ آن هم در شرایط کنونی ایران که زیر فشار اعدامها و سرکوبها و قطع اینترنت، خفقان عجیبی حکمفرما شده است.
برخی دیگر اشاره کردند «مذاکره با تروریستها» اشتباهی راهبردی و تصمیمی «غیر عقلانی» است که تاوانش را در نهایت مردم ایران و سرزمین ایران خواهند داد.
مخاطبی از کرج در همین زمینه گفت: «بیگانهای از خارج با بیگانهای در داخل وطنم میجنگد و صلح میکند و تاوانش را ما میدهیم.»
شهروندی دیگر به پوریا حمیدی، یوتیوبر و گیمر جوان ایرانی اشاره کرد که پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و پس از کشتار خونین ۱۸ و ۱۹ دی، در اعتراض به آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن در بوشهر دست به خودکشی زد و جان باخت.
این شهروند نوشت: «روزهای جنگ خیلی دوست داشتم به اینترنت دسترسی میداشتم تا از پوریا بگویم؛ او با مرگ خودخواسته تلاش کرد صدایش را به جهان برساند. آن روزها میگفتم کاش میبودی تا جنگ را ببینی، ولی الان پیش خودم میگویم خوش به حالت که نیستی تا این روزها را ببینی.»
تاکید بر نقش محاصره
در سوی دیگر این پیامهای مبتنی بر خشم و ناامیدی، گروهی از شهروندان بر نقش تاثیرگذار محاصره دریایی آمریکا در معادلات تاکید کردند.
شهروندی یادآوری کرد محاصره اقتصادی، گام بسیار مهمی در براندازی یک حکومت است؛ مانند همان کاری که به گفته او، «آمریکا با شوروی و صدام کرد».
مخاطبی دیگر گفت محاصره دریایی ترامپ وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را به شدت به هم ریخته و سپاه پاسداران در حال فروپاشی اقتصادی است: «فکر میکنم همین وضعیت موجب امتیازدهی جمهوری اسلامی به ایالات متحده خواهد شد.»
این محاصره با واکنشهایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی نیز مواجه شده است.
امیر سعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، چهارشنبه دوم اردیبهشت اعلام کرد آغاز دور بعدی مذاکرات در پاکستان، منوط به پایان محاصره دریایی آمریکاست.
مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: «تداوم محاصره تفاوتی با بمباران ندارد و باید به آن پاسخ نظامی داد. ضمن اینکه تمدید آتشبس از جانب ترامپ قطعا به معنای خرید زمان به منظور ضربه غافلگیرانه است.»
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «این محاصره دریایی از جنگ برای جمهوری اسلامی نابودکنندهتر است. مردم عزیز نگران نباشید. ترامپ هوشمندانه آتشبس شناور داد و هر لحظه میتواند بزند در سر حکومت. از طرفی هم اقتصاد را خفه کرد.»
مخاطبی دیگر گفت اتفاقا ضربهای که ترامپ با روند کنونی به جمهوری اسلامی میزند بسیار قویتر از بمب و موشک است و خطاب به شهروندان نگران افزود: «چون صدایش را نمیشنوید ناامیدید. کمی صبر کنید، نتیجه را میبینید.»
شهروندی هم با اشاره به فشاری که ایرانیان از همه سو تحمل میکنند، گفت که محاصره بنادر، با همان سرعتِ عملیات نظامی در حال پایان دادن به جمهوری اسلامی است: «فقط این بار با ویرانیِ کمتر برای ایران.»
به باور او، ترامپ با محاصره، زیرساختِ درآمدی حکومت را هدف قرار داده و اگر مردم صبور باشند، به زودی نتیجه را خواهند دید.
شهروند دیگری هم با اشاره به ابر تورم شدیدی که در راه است، آتشبس را «پوست موزی» خواند که پاکستان زیر پای جمهوری اسلامی انداخته است.
گروهی از شهروندان نیز در پیامهای خود، اشاره کردند که رییسجمهوری آمریکا در ماههای اخیر بارها نشان داده گاهی کاری که انجام میدهد، در عمل با آنچه میگوید متفاوت است.
یک مخاطب یادآوری کرد ترامپ قبل از شروع جنگ هم مدام حرفهایش را بین تمایل به آغاز حمله و روند خوب مذاکرات تغییر میداد و ایرانیان را «عصبی و روانی» کرده بود اما در نهایت طوری حمله کرد که حالا جمهوری اسلامی تبدیل به «حکومتی از هم پاشیده و نیمه جان» شده است.
شهروندی به مردم نگران توصیه کرد: «به حرفهای ترامپ گوش نکنید. اگر به کارهایش نگاه کنید، قطعا امیدوارتر میشوید.»
چندین مخاطب نیز از شهروندان خواستند نترسند و ناامید نشوند و اطمینان داشته باشند در نهایت با سقوط جمهوری اسلامی، «روزهای سخت و سیاه به پایان میرسد» و «نور بر تاریکی پیروز میشود».
شهروندی گفت ترامپ و نتانیاهو «کار را نیمهتمام رها نمیکنند» و مخاطبی دیگر از مشهد، ضمن تاکید بر همین ایده، گفت با این حال، کاش رهبران آمریکا و اسرائیل کمی شفافتر و امیدوارانهتر درباره کاری که میخواهند با جمهوری اسلامی انجام دهند با مردم ایران صحبت میکردند.
مخاطبی نیز نداشتن تحمل و ایجاد ناامیدی در اطرافیان را در شرایط بحرانی «سم مهلک» خواند و با اشاره به وضعیتی که آن را «وقفهای کوتاهمدت به منظور آمادهسازی برای مرحله بعدی» خواند، گفت: «ترامپ هنوز تاس سوم را نریخته است. چرا ناامیدید؟»
تاکید بر ضرورت تغییر از داخل و آمادگی برای فراخوان اعتراضات
دهها شهروند در پیامهای خود از زاویه دیگری به این رویدادها نگاه کردند و گفتند جدا از آنچه بین آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است و اینکه نتیجه این رویارویی چه خواهد شد، ایرانیان باید بدانند در نهایت تغییر حکومت به دست خود آنان و از مسیر اعتراضات خیابانی رقم خواهد خورد.
مخاطبی خطاب به دیگر شهروندان گفت: «کشته شدن علی خامنهای آن هم با این بیآبرویی برای مردم ایران شبیه خواب و خیال بود! ترامپ بود که این کار را کرد. مردم ایران! بزرگی اتفاقی که افتاده را درک کنید و یادتان بماند اگر قرار باشد کسی برای تغییر رژیم کاری کند، خود ماییم. کسی بدهی به ما ندارد.»
شهروندی دیگر با اشاره به اولویت منافع ملی هر کشوری، یادآوری کرد: «خواهش میکنم از توهم اینکه ترامپ میآید و ما را نجات میدهد بیرون بیایید. ما قرار است خودمان آینده را تغییر دهیم.»
مخاطبی که خود را نوجوانی ۱۳ ساله معرفی کرد، از بزرگترها و «پدرها و مادرها» خواست در «فراخوان آخر» به خیابان بروند تا آینده بچههایشان روشن باشد.
یک شهروند با اشاره به محاصره دریایی، پیشبینی کرد حکومت به زودی امکان صادرات نفت و درآمدزایی را از دست میدهد و از طرفی، سران حکومت و حتی «ارزشیها» در فقدان رهبری واحد «به جان هم افتادهاند»؛ شرایطی که به گفته او، زمینه را برای فراخوان نهایی شاهزاده رضا پهلوی و زدن ضربه آخر برای سقوط فراهم میکند.
مخاطبی نیز گفت: «جز اینکه آتشبس تمدید شود راه دیگری نبود. جنگ دوباره شروع شود، دقیقا کجا را بزنند؟ آمریکا چیزی به ما بدهکار نیست. این را یادتان باشد. آخر کار، به ما مردم بستگی دارد.»
شهروندی دیگر از خرمآباد با اشاره به فراخوانی که برای حضور خیابانی در راه است، تاکید کرد: «امید تنها چیزی است که هنوز نتوانستهاند از ما بگیرند. مراقب رویاها و امیدهایتان باشید.»
دولت بریتانیا اعلام کرد برنامهریزان نظامی بیش از ۳۰ کشور نشست دو روزهای در لندن برگزار میکنند تا طرحهای عملیاتی برای بازگشایی تنگه هرمز و تضمین امنیت کشتیرانی را بررسی کنند. همزمان با این نشست، دستکم سه کشتی کانتینری در این منطقه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این نشست دو روزه که چهارشنبه و پنجشنبه دوم و سوم اردیبهشت و در ادامه تعهد بیش از ۱۲ کشور برای مشارکت در یک ماموریت بینالمللی به رهبری بریتانیا و فرانسه برگزار میشود، ماموریتی است که هدف آن حفاظت از عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز «در صورت فراهم شدن شرایط»، عنوان شده است.
این تعهد پس از آن مطرح شد که حدود ۵۰ کشور از اروپا، آسیا و خاورمیانه در یک کنفرانس ویدیویی شرکت کردند تا در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره عدم نیاز به کمک متحدان، موضع مشترکی نشان دهند.
وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد این نشست بر پیشرفتهای حاصلشده در گفتوگوهای هفته گذشته بنا میشود.
جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، گفت: «وظیفه امروز و فردا تبدیل توافق دیپلماتیک به یک طرح مشترک برای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه و حمایت از یک آتشبس پایدار است.»
او افزود: «مطمئنم که در دو روز آینده میتوان به پیشرفت واقعی دست یافت.»
بر اساس این گزارش، شرکتکنندگان قرار است درباره توانمندیهای نظامی، ساختار فرماندهی و کنترل، و نحوه استقرار نیروها در منطقه گفتوگو کنند.
هدف این نشست، پیشبرد طرحهای نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز پس از برقراری یک آتشبس پایدار اعلام شده است.
این در حالی است که هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، این هفته برای دیدار رسمی به لندن سفر میکند تا درباره جنگ در ایران و اوکراین و همکاری میان متحدان ناتو گفتوگو کند.
ترکیه که با ایران هممرز است و با تهران، واشینگتن، و اسلامآباد به عنوان میانجی در تماس نزدیک قرار دارد، آخر هفته گذشته میزبان یک نشست دیپلماتیک با حضور هیاتهایی از همه طرفها بود و بارها خواستار پایان درگیریها شده است.
بابک خاربو، عموی علیرضا خاربو، از جاویدنامان اعتراضهای دیماه، که ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در شهرستان دیزیچه اصفهان بازداشت شده بود، اکنون با اتهامهای سنگینی روبهروست و حق دسترسی به وکیل از او سلب شده است. به خانواده او گفتهاند که وضعیت این زندانی را پیگیری نکنند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، بابک پس از بازداشت تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفته و سپس به زندان دستگرد منتقل شده است. او حق دسترسی به وکیل ندارد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند به همسر بابک اطلاع داده شده است از پیگیری روند آزادی او خودداری کند.
این زندانی ۳۳ ساله، پدر سه فرزند خردسال است.
روایت جانباختن علیرضا خاربو
علیرضا خاربو ۲۰ ساله، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهر دیزیچه، از توابع بخش مرکزی شهرستان مبارکه در جنوب غربی استان اصفهان، با شلیک گلوله جنگی از سوی نیروهای بسیج، از ناحیه پا زخمی شد.
بر اساس این گزارشها، او در حال کمک به یکی از مجروحان که هدف گلوله قرار گرفته بود، با شلیک مستقیم به پا زمینگیر و سپس بازداشت شد.
یک هفته بعد، پیکر او با آثار اصابت سه گلوله به خانوادهاش تحویل داده شد؛ یک گلوله در پا، یک گلوله در پهلو و یک گلوله در صورت که «تیر خلاص» توصیف شده است.
علیرضا بهتازگی ازدواج کرده بود و تنها یک سال از عقد او میگذشت.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علاوه بر علیرضا، سه معترض دیگر به نامهای حجت ملکی، محمد جباری و مهدی نوری در اعتراضهای ۱۸ دی دیزیچه کشته شدهاند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت: «دستکم دو هزار نفر از جمعیت حدود ۲۵ هزار نفری دیزیچه در اعتراضهای ۱۸ دی شرکت کرده بودند.»
شهر دیزیچه با مساحت حدود ۳۶ کیلومتر مربع، در سال ۱۳۷۲ در بهروزرسانی تقسیمات کشوری به شهر تبدیل شد. در سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۹ هزار و ۲۳۹ نفر اعلام شده بود.
به گفته این شاهد عینی، زمانی که معترضان به سمت پایگاه بسیج حرکت کردند از پشت خودروی بسیج به سمت معترضان با گلوله جنگی شلیک شد.
این منبع گفت علیرضا از خانوادهای با وضعیت مالی «ضعیف» بود و «مادرش با پخت نان» فرزندانش را بزرگ کرده بود.
به گفته این شاهد، علیرضا به تازگی سربازیاش تمام شده و یک وانت بار گرفته بود و با آن کار میکرد.
به گفته شاهدان محلی، در حال حاضر نیز اطراف پشتبام ساختمان بسیج با کیسههای شنی سنگربندی شده و نیروهای مسلح در آن محل مستقرند.