علیاکبر ولایتی: امارات متحده عربی باید از اقدامات علیه جمهوری اسلامی دست بردارد
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی گفت: «به امارات متحده عربی توصیه میکنیم از اقدامات زیانبار علیه جمهوری اسلامی و وابستگی به آمریکا و اسرائیل دست بردارد.»
او با اشاره به مذاکرات میان دولت لبنان و اسرائیل، افزود: «دولت لبنان به مخاصمه با حزبالله ادامه ندهد.»
رویترز به نقل از سه منبع خبر داد که ۲۴ جنگنده پاکستانی، آخر هفته گذشته تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی را در بازگشت به ایران اسکورت کردند و این عملیات بزرگ پس از آن انجام شد که مقامات ایرانی گفتند اسرائیل ممکن است برای کشتن آنها اقدام کند.
دو منبع آگاه پاکستانی جمعه۲۸ فروردین به رویترز گفتند که پاکستان برای این اسکورت، علاوه بر جنگندهها، سامانه هشدار و کنترل هوابرد برای نظارت هوایی را به کار گرفت تا امنیت هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی را در مسیر بازگشت از اسلامآباد تضمین کند.
یکی از این منابع افزود در صورت درخواست مقامات جمهوری اسلامی، برای دورهای بعدی مذاکرات نیز حفاظت امنیتی مشابهی فراهم خواهد شد، «در غیر این صورت، هواپیماهای پاکستانی آنها را در حریم هوایی پاکستان تحویل خواهند گرفت.»
یک منبع سوم که در مذاکرات دخیل بوده، گفت که از پیش تمهیداتی برای دور بعدی احتمالی مذاکرات، که ممکن است به زودی در همین آخر هفته برگزار شود، در حال تدارک بوده است.
با این حال، یک دیپلمات منطقهای که از سوی تهران اطلاعاتی دریافت کرده بود، گفت پاکستان پس از آن بر ارائه اسکورت اصرار کرد که نمایندگان جمهوری اسلامی احتمال وجود تهدید را مطرح کردند.
گفتوگوها با هیات جمهوری اسلامی درباره تهدید احتمالی در هنگام سفر و همچنین حضور اسکورت هوایی پاکستان تا داخل ایران، پیشتر گزارش نشده بود.
یکی از منابع امنیتی گفت: «وقتی مذاکرات شکست خورد، مقامات جمهوری اسلامی نگران بودند که اوضاع خوب پیش نرفته است. آنها بر این گمان بودند که ممکن است هدف قرار بگیرند.»
او افزود: «اگر از دید یک خلبان نگاه کنید، این یک ماموریت عملیاتی عظیم بود.»
منبعی که در مذاکرات حضور داشته، اسکورت هوایی را تایید کرد اما جزئیاتی درباره عملیات ارائه نداد.
او گفت: «ما آنها را تا تهران همراهی کردیم. امنیت آنها حتی فراتر از مدت حضورشان در اینجا، مسئولیت ما بود.»
یکی از مقامات گفت ماموریت روز یکشنبه به ایران شامل استفاده از جنگندههای جی-۱۰ ساخت چین، پیشرفتهترین هواپیمای ناوگان نیروی هوایی پاکستان، بوده است.
دو منبع امنیتی گفتند هیات جمهوری اسلامی، به ریاست عباس عراقچی وزیر امور خارجه و محمدباقر قالیباف رییس مجلس، که عضو سپاه پاسداران و خلبان دارای گواهینامه است، درخواست اسکورت امنیتی داده بودند؛ درخواستی که بسیار فراتر از پروتکلهای معمول است.
دیپلمات منطقهای گفت اعضای هیات جمهوری اسلامی درخواست رسمی مطرح نکردند، اما «احتمال این را که اسرائیل حتی هواپیما را هدف قرار دهد» نیز رد نکردند؛ موضوعی که پاکستان را بر آن داشت تا بر ارائه اسکورت امنیتی پافشاری کند.
این دیپلمات افزود که هیات در تهران فرود نیامد، اما از ذکر محل دقیق پیاده شدن آنها خودداری کرد.
بر اساس این گزارش، اسرائیل تا زمانی که پاکستان از واشینگتن خواست برای حذف نام اعضای تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی مداخله کند، عراقچی و قالیباف را در فهرست اهداف خود قرار داده بود؛ زیرا در غیر این صورت کسی برای مذاکره درباره جنگ باقی نمیماند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ماه گذشته درباره جمهوری اسلامی گفته بود: «من برای هیچیک از رهبران این سازمان تروریستی بیمه عمر صادر نمیکنم».
او افزود: «قصد ندارم در اینجا گزارش دقیقی از آنچه برنامهریزی کردهایم یا انجام خواهیم داد ارائه دهم.»
۱۰۰ روز پس از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی، ابعاد سرکوب هنوز روشن نیست. دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدهاند، هزاران پرونده در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان است و همزمان با اعدام معترضان و قطع طولانیمدت اینترنت، بسیاری از خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان بیخبرند.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از هفتم دی با اعتصاب و تجمع کسبه و بازاریان در تهران آغاز شد و در مدت کوتاهی به دیگر اقشار گسترش یافت و دانشجویان، کارگران و شهروندان معترض به آن پیوستند و اعتراضات به یکی از گستردهترین خیزشهای سالهای اخیر تبدیل شد.
در ۱۸ و ۱۹ دی، این اعتراضات به اوج رسید و سرکوب نیز به همان نسبت شدت گرفت.
در پی برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی، هزاران نفر کشته و زخمی و دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات کشته شدند.
در کنار این آمار، نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر دادهاند.
این اختلاف آمارها، در کنار نبود اطلاعرسانی شفاف، نشان میدهد ابعاد واقعی سرکوب همچنان در تاریکی باقی مانده است.
از بازداشت تا دادگاه؛ انبوه پروندهها و خطر احکام سنگین
ابعاد سرکوب را میتوان در آمارهایی دید که خود مقامهای جمهوری اسلامی ارائه کردهاند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد برای بیش از ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده آنان در حال ارسال به دادگاههاست.
او تاکید کرد این روند در «شرایط فوقالعاده کشور» انجام میشود.
این تعبیر، برای بسیاری از ناظران، به معنای فاصله گرفتن بیشتر از روندهای عادی دادرسی بود که تا پیش از آن هم رعایت نمیشدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد در ماههای گذشته، صدها پرونده با اتهامهایی چون «محاربه»، «بغی»، «افساد فیالارض»، «قتل یا ضربوجرح ماموران انتظامی، امنیتی، بسیجی و نیروهای لباسشخصی»، «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» برای بازداشتشدگان تشکیل شده است. اتهامهایی که میتوانند به صدور احکام سنگین همچون اعدام منجر شوند.
در همین حال، مقامهای قضایی و امنیتی بارها بر «برخورد قاطع»، «عدم گذشت» و «اجرای سریع احکام» تاکید کردهاند.
غلامحسین محسنی اژهای، ربیس قوه قضاییه، بارها به صراحت اعلام کرد متهمان و محکومان مرتبط با اعتراضات در فهرست عفو قرار نخواهند گرفت و باید در اجرای احکام، از جمله مصادره اموال و اعدام، تسریع شود.
او همچنین برخی بازداشتشدگان را «خائن» و مرتبط با دشمنان خارجی معرفی کرد.
این موضعگیریها، در کنار حجم بالای پروندهها، نگرانیها را درباره صدور احکام سنگین و محاکمههای شتابزده افزایش داده است.
در همین چارچوب، اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ نیز توجهها را جلب کرد. جایی که او از کشته شدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نیروی امنیتی سخن گفت.
چنین روایتهایی، برای بسیاری از فعالان حقوق بشر این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی ممکن است مانند موارد پیشین، با نسبت دادن کشتن نیروهای امنیتی به معترضان، زمینه صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، برای شمار بیشتری از بازداشتشدگان را فراهم کند.
محاکمه تحت فشار و اعتراف اجباری
در کنار سنگینی اتهامها، روند رسیدگی به این پروندهها نیز محل نگرانی جدی است.
به گفته وکلا و نهادهای حقوق بشری، بسیاری از بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل مستقل محروم ماندهاند، از جزییات اتهام خود اطلاع دقیقی ندارند و فرصت کافی برای دفاع به آنان داده نشده است.
این وضعیت، اصول دادرسی عادلانه را بهطور جدی نقض میکند.
همزمان، پخش اعترافات اجباری صدها تن از معترضان بازداشتشده از رسانههای حکومتی ادامه دارد.
خانوادهها و منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتهاند بسیاری از این اعترافات تحت فشار، تهدید و شکنجه اخذ شده است؛ بهویژه در مورد نوجوانان و جوانانی که تجربهای از مواجهه با بازجوییهای امنیتی ندارند و در برابر این فشارها آسیبپذیرترند.
این اعترافات، در بسیاری از پروندهها بهعنوان سند علیه متهمان استفاده میشود، در حالی که سازمانهای حقوق بشری آن را نقض آشکار حق دفاع موثر میدانند.
همزمانی پخش این اعترافات با تاکید مقامها بر محاکمه سریع و اجرای احکام، نگرانیها را درباره صدور مجازاتهای سنگین، از جمله اعدام، افزایش داده است.
۱۰۰ روز پس از اعتراضات دیماه، یکی از مهمترین پرسشها، وضعیت بازداشتشدگان است.
اطلاعات متعدد رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد زندانها و بازداشتگاهها با تراکم شدید مواجه شدهاند و شرایط نگهداری در بسیاری موارد نامناسب است.
از شکنجه، محرومیت از درمان، محدودیت تماس با خانواده و انتقال به مراکز غیرقانونی، گزارشهای متعددی منتشر شده است.
در میان بازداشتشدگان، شمار قابل توجهی کودک و نوجوان وجود دارد. بسیاری از افراد نیز با وثیقه یا کفالت آزاد شدهاند، اما همچنان در انتظار محاکمه به سر میبرند.
در عین حال، شمار زیادی از بازداشتشدگان همچنان در وضعیت نامعلوم و بهصورت بلاتکلیف هستند و خانوادههایشان از محل نگهداری یا وضعیت آنها اطلاعی ندارند.
نگرانیها در این میان به چند محور اصلی برمیگردد: مجروحانی که از بیمارستانها به بازداشتگاه منتقل شدهاند، افرادی که گزارشهایی از مرگ یا اعدام فراقضایی آنان منتشر شده و بازداشتشدگانی که با خطر احکام سنگین از جمله اعدام روبهرو هستند.
گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد برخی افراد پس از بازداشت، در اثر شکنجه یا با «تیر خلاص» جان خود را از دست دادهاند.
نبود اطلاعرسانی شفاف و محدودیت تماس بازداشتشدگان، خانوادههای آنها را در وضعیتی از اضطراب و بلاتکلیفی نگه داشته است. وضعیتی که خود به بخشی از فشار سیستماتیک تبدیل شده است.
اعدامها ادامه دارد
اعدام معترضان در جمهوری اسلامی پدیدهای تازه نیست و در ماههای اخیر نیز ادامه یافته است.
در حدود ۴۰ روز گذشته، دستکم ۱۴ زندانی با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام شدهاند که هفت نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه بودند.
۲۸ اسفند ۱۴۰۴، صالح محمدی، سعید داودی و مهدی قاسمی در قم اعدام شدند.
۱۳ فروردین سال جاری نیز امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله که در اعتراضات دیماه بازداشت شده بود، اعدام شد.
۱۶ فروردین، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، از همپروندهایهای او و در ۱۷ فروردین نیز علی فهیم، دیگر معترض بازداشتشده دیماه، اعدام شدند.
این اعدامها در حالی انجام شده که شش نفر دیگر با اتهام «بغی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» و یک نفر با اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل نیز در همین بازه زمانی اعدام شدند.
گزارشهایی نیز از انتقال محکومان بیشتری به سلولهای انفرادی منتشر شده که نگرانیها را درباره در خطر بودن جان آنها و اجرای احکام بیشتر، افزایش داده است.
قطع اینترنت و تلاش حکومت برای پنهانسازی حقیقت
یکی از عوامل مهم در پنهان ماندن ابعاد این سرکوب، قطع گسترده اینترنت است.
اینترنت در جریان اعتراضات دیماه برای مدتی طولانی قطع شد و با وجود برقراری نسبی آن در هفتههای بعد، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بار دیگر با محدودیتهای شدید و قطع گسترده مواجه شد.
این وضعیت که اکنون برای حدود ۵۰ روز ادامه یافته، اطلاعرسانی را بهشدت مختل کرده و باعث شده خانوادهها و نزدیکان بازداشتشدگان تا حد زیادی امکان پیگیری، تماس و اطلاعرسانی را از دست بدهند و از بسیاری از زندانها و بازداشتگاهها نیز خبر دقیقی در دست نباشد.
در نتیجه، خانوادههای بسیاری از بازداشتشدگان در بیخبری مطلق از سرنوشت عزیزان خود و پروندههای گشودهشده علیه آنان در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر میبرند.
این قطع ارتباطات، نه صرفا یک محدودیت فنی، بلکه بخشی از ساز و کار سرکوب است. ساز و کاری که با پنهان نگه داشتن اطلاعات، فشار روانی را بر خانوادهها و افکار عمومی افزایش میدهد.
چه باید کرد؟
۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، آنچه در جریان است تنها ادامه یک سرکوب نیست، بلکه تلاش برای تثبیت سرکوب از طریق پروندهسازی، صدور احکام سنگین و کنترل روایتهاست.
در چنین شرایطی، مهمترین اقدام، جلوگیری از فراموشی است.
مستندسازی دقیق بازداشتها، ثبت نامها و روایتها، پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی، افزایش فشار رسانهای و حمایت از خانوادهها، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند هزینه سرکوب را افزایش دهند.
تجربههای گذشته نشان داده است سکوت در قبال وضعیت بازداشتشدگان، تنها به دوام این چرخه کمک میکند.
اکنون، ۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، سرنوشت هزاران بازداشتشده همچنان نامعلوم مانده است.
در حالی که شماری از معترضان اعدام شدهاند و برخی دیگر در معرض احکام سنگین قرار دارند، تداوم بیخبری، قطع ارتباطات و پنهانکاری جمهوری اسلامی، این نگرانی را تشدید کرده است که شمار بیشتری از بازداشتشدگان بیصدا به راهروهای مرگ و حبسهای طولانی رانده شوند.
جلوگیری از این سرنوشت، در گرو شکستن تاریکی تحمیلشده بر این پروندههاست.
حسین رادی، ۲۴ ساله، غواص و آتشنشان اهل نجفآباد اصفهان، چند ماه پیش از کشته شدن، برای کار به ارمنستان رفته بود. نزدیکانش میگویند او چند روز پیش از اعتراضات دیماه برای دیدار با خانواده به شهرش بازگشت. نزدیکان او روایتی از زندگی و فعالیتهایش ارائه دادهاند.
طبق این روایت، فعالیت رادی میان اعماق آب و دل آتش در جریان بود. او در صفحه اینستاگرامش از زیباییهای ناشناخته دریا مینوشت؛ از سکوت، از تاریکی و از جایی که باید نفس را نگه داشت تا زنده ماند.
دوستانش میگویند روحیهای آرام و در عین حال جسور داشت. کسی که هم به دل خطر میرفت و هم از تنهایی و سکوت لذت میبرد. غواصی برای او فقط یک مهارت نبود، بخشی از نگاهش به زندگی بود.
اما ۱۹ دیماه، او حضور در خیابان را انتخاب کرد. رادی در خیابان میرداماد نجفآباد، به میان جمعیت معترضان رفت و در لحظاتی که تلاش میکرد چند معترض جوان را از دست نیروهای امنیتی دور کند، از بالای مسجد به سمتش شلیک شد.
در جریان سرکوب مردم، دو گلوله جنگی به قفسه سینه رادی اصابت کرد. دوستانش با عجله او را به کلینیک هاتف رساندند اما به دلیل عدم پذیرش، به بیمارستان منتظری منتقل شد. در آنجا پیکرش بهصورت پنهانی بهوسیله نیروهای حکومتی ربوده شد و خانواده برای چند روز، هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشت.
در این مدت، به گفته نزدیکان، تماسهایی با خانواده برقرار و گفته میشد که حسین زنده است و در بازداشت به سر میبرد؛ روایتی که تنها به سردرگمی و فشار روانی بیشتر انجامید.
در نهایت، پس از حدود یک هفته، پیکر او با شرایطی خاص و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد.
رادی در خانوادهای بزرگ شد که سابقه حضور در جنگ را دارد؛ عمویش در جنگ ایران و عراق کشته شد و پدرش نیز از مجروحان همان جنگ است.
ایراناینترنشنال پیش از این در گزارشی جداگانه به کشتهشدن شماری از آتشنشانان در جریان اعتراضات دیماه پرداخت. افرادی که در شهرهای مختلف، خارج از چارچوب و ماموریت کاری داوطلبانه، اغلب در حال کمک به دیگران، هدف شلیک قرار گرفتند و جان باختند.
پلیس بریتانیا جمعه ۲۸ فروردین سه نفر را به تلاش برای «حمله از طریق ایجاد حریق» در دفاتر مرتبط با شبکه ایراناینترنشنال در شمالغرب لندن متهم کرد.
این سه نفر که همگی بریتانیایی هستند، به «ایجاد آتشسوزی با قصد به خطر انداختن جان افراد» متهم شدهاند.
این حادثه عصر چهارشنبه ۲۶ فروردین رخ داد.
اویسین مکگینس، ۲۱ ساله، ناتان دان، ۱۹ ساله و یک پسر ۱۶ ساله که بهدلیل ملاحظات قانونی نامش فاش نخواهد شد، قرار است ۲۸ فروردین در دادگاه بدوی وستمینستر حاضر شوند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۷ فروردین با انتشار بیانیهای در رابطه با این حادثه، از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامهنگاران مستقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمیدهند، محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب، به کار خود ادامه خواهد داد.
بر اساس گزارش رسیده به ایران اینترنشنال، اداره تربیتبدنی سبزوار با دستور قضایی مجوز باشگاه بدنسازی روح الله نصیری، دایی جاویدنام مجتبی کرابی، را باطل و محل کار او را هم پلمب کرده است.
روحالله نصیری پیشتر هم بعد از برگزاری مراسم چهلم مجتبی کرابی در سبزوار بازداشت و به زندان سبزوار منتقل شده بود و ۲۰ روز را در زندان تربت حیدریه گذراند. او به تازگی آزاد شده است.
اتهام او خواندان اشعاری از شاهنامه علیه جمهوری اسلامی و با هدف تشویق مردم به شورش بوده است. روح الله نصیری ، مربی و داور پاورلیفتینگ خراسان رضوی است.
پیشتر هم ایراناینترنشنال گزارش داد که بنیاد شهید سبزوار به خانواده مجتبی کرابی هشدار داد که در صورت عدم درج عنوان «شهید» بهجای عبارت «جاویدنام» روی سنگ مزار، با تخریب آن مواجه خواهند شد. به گفته منابع محلی، در پی این تهدید، خانواده این جاویدنام سنگ مزار را برداشتهاند و اعلام کردهاند: «تا آزادی ایران ترجیح میدهیم مزار بدون سنگ باقی بماند، اما واژه شهید نوشته نشود.»