ارتش اسرائیل: موجی از حملات علیه زیرساختهای حزبالله در جنوب لبنان انجام شد
ارتش اسرائیل اعلام کرد موجی از حملات هوایی علیه زیرساختهای حزبالله در عدشیت در جنوب لبنان انجام داده و انبارهای سلاح، سکوهای پرتاب و مراکز فرماندهی را هدف قرار داده است.
ارتش اسرائیل افزود حزبالله از مناطق غیرنظامی برای استقرار استفاده میکند.
روزنامه گاردین در گزارشی با بررسی هشدار صندوق بینالمللی پول درباره پیامدهای احتمالی تشدید جنگ در خلیج فارس، تصویری نگرانکننده از چشمانداز رشد اقتصاد جهانی در سالهای پیشرو ارائه کرد.
این رسانه در گزارشی که سهشنبه ۲۵ فروردین منتشر شد، به نقل از صندوق بینالمللی پول نوشت که افزایش تنشها در خاورمیانه، بهویژه اختلال در عرضه انرژی و بالا رفتن قیمت نفت میتواند باعث افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و بیثباتی در بازارهای مالی جهانی شود.
برپایه این گزارش، جهش قیمت انرژی بهسرعت به دیگر بخشهای اقتصادی سرایت و موجب تشدید تورم در کشورهای مختلف خواهد شد.
صندوق بینالمللی پول در تازهترین بهروزرسانی خود، پیشبینی قبلیاش درباره رشد اقتصاد جهانی را کاهش و هشدار داده است که در صورت وخیمتر شدن شرایط، این نرخ میتواند به حدود ۲ درصد یا حتی کمتر سقوط کند و جهان را به سمت رکود سوق دهد.
این نهاد با تاکید بر اینکه اقتصاد جهان هنوز از شوکهای پیشین از جمله همهگیری کرونا و جنگ اوکراین کاملا بهبود نیافته است، آن را در برابر محرکهای جدید، بسیار آسیبپذیر ارزیابی می کند.
این هشدار در شرایطی است که اقتصاد ایالات متحده نیز با پیشبینی کاهش رشد مواجه است. اگرچه اقتصاد آمریکا همچنان بهطور نسبی مقاوم ارزیابی میشود، اما افزایش قیمت انرژی و تداوم نرخ بالای بهره، میتواند مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تحت فشار قرار دهد.
صندوق بینالمللی پول میگوید سیاستهای پولی سختگیرانهای که برای کنترل تورم اعمال شدهاند، اگر با یک شوک جدید در بازار انرژی همراه شوند، میتوانند رشد اقتصادی را بیش از پیش کند کنند.
یکی از بخشهای اصلی این گزارش، بررسی وضعیت بریتانیاست که در میان کشورهای گروه هفت، بدترین کاهش پیشبینی رشد را تجربه کرده است.
اقتصاد بریتانیا پیش از این نیز با چالشهایی مانند رشد پایین بهرهوری، فشارهای پسابرگزیت و تورم بالا مواجه بوده است. ارزیابیها میگویند، شوک جدید انرژی این مشکلات را تشدید و خانوارهای بریتانیایی را با بیشترین افزایش هزینههای جاری مواجه میکند.
در سطحی گستردهتر، گزارش توضیح میدهد که افزایش قیمت نفت نهتنها باعث افزایش تورم، بلکه باعث کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و افزایش هزینههای تولید برای کسبوکارها خواهد شد. تداوم این وضعیت نیز میتواند به کاهش تقاضا، افت سودآوری شرکتها و در نهایت کاهش اشتغال منجر شود.
به نوشته گاردین، از دیگر نگرانیهای مطرحشده در گزارش صندوق بینالمللی پول، تاثیر این بحران روی کشورهای در حال توسعه است.
بنا بر هشدار این نهاد جهانی، با توجه به اینکه بسیاری از این کشورها از جمله واردکنندگان انرژی محسوب می شوند، ممکن است با افزایش بدهی و کاهش رشد اقتصادی مواجه شوند و بحرانهای مالی گستردهتری در پیش داشته باشند.
گزارش همچنین تاکید می کند که سیاستگذاران در سراسر جهان بر سر یک دوراهی دشوار قرار دارند؛ از یک سو باید با افزایش تورم مقابله کنند و از سوی دیگر نباید باعث تضعیف بیش از حد رشد اقتصادی شوند.
در صورت وقوع یک شوک شدید انرژی، بانکهای مرکزی ممکن است ناچار به انتخاب میان افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی شوند.
صندوق بین المللی پول در نهایت تاکید میکند که مسیر آینده اقتصاد جهانی تا حد زیادی به تحولات ژئوپلیتیک بستگی دارد؛ اگر تنشها مهار شوند، اقتصاد جهانی میتواند بهتدریج به مسیر بهبود بازگردد، اما در صورت تشدید درگیری، خطر ورود به یک دوره رکود جهانی جدی خواهد بود.
در حالی که پکن بر دیپلماسی فعال برای توقف جنگ تاکید دارد، همزمان به دنبال راهی است تا ضمن تامین امنیت انرژی خود، از تقابل مستقیم با واشینگتن در آستانه دیدارهای دیپلماتیک مهم پیش رو، اجتناب کند.
روزنامه لوموند، سهشنبه ۲۵ فروردین در گزارشی تحلیلی به بررسی سیاست چین در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخت.
پکن در تلاش برای حفظ تعادل میان حمایت از متحد دیرینهاش، تهران، و مدیریت روابط با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است.
لوموند نوشت بحران در تنگه هرمز، چین را در وضعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو، پکن بزرگترین شریک تجاری تهران است و پیش از آغاز جنگ اخیر، بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکرد.
از سوی دیگر، این کشور ناچار است در آستانه سفر احتمالی ترامپ به پکن، از تحریک بیرویه واشینگتن خودداری کند.
دیپلماسی چین به دنبال راهی است که نه تهران را برنجاند و نه مسیر مذاکره با آمریکا را مسدود کند.
پکن برخلاف کشورهای غربی، تهران را مقصر اصلی انسداد تنگه هرمز نمیداند، بلکه معتقد است حملات آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران را به واکنش و تلافی واداشته است.
گو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، در این باره گفت: «علت اصلی اختلال در تنگه هرمز، درگیریهای نظامی است و برای حل این مشکل، جنگ باید هرچه سریعتر متوقف شود.»
جنگ اخیر برای پکن هم سود داشته و هم زیان. این جنگ نظم جهانی مبتنی بر تجارت را لرزانده، امنیت انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان را به خطر انداخته و به پکن آسیب زده است.
اما از سوی دیگر، این درگیری باعث شده آمریکا در خاورمیانه درگیر شود و ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کند.
این موضوع تمرکز نظامی آمریکا بر شرق آسیا و مهار چین را کاهش میدهد. همچنین، اکنون واشینگتن نیز مانند تهران به عنوان عاملی برای تهدید آزادی ناوبری معرفی میشود.
دیپلماسی پرکار پکن
چین در هفتههای اخیر در دیپلماسی بسیار فعال بوده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین، ۲۶ تماس تلفنی با مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل، کشورهای عربی و روسیه داشته است.
پکن حتی پیش از نشست اسلامآباد، طرحی پنج مادهای برای صلح پیشنهاد داده بود که شامل توقف فوری درگیریها و عدم حمله به اهداف غیرنظامی بود.
رییسجمهوری آمریکا ۱۸ فروردین گفت فشار چین باعث شده ایران پای میز مذاکره بیاید، اما رسانههای دولتی چین تلاش دارند این تصور را که «ایران فقط به حرف چین گوش میدهد»، رد کنند تا پکن مسئول رفتارهای بعدی تهران شناخته نشود.
بزرگترین پرسش فعلی این است که چین تا چه حد حاضر است به بازسازی توان نظامی ایران کمک کند.
در حالی که گزارشهای تاییدنشده از احتمال ارسال سیستمهای پدافند هوایی دوشپرتاب از طریق کشورهای ثالث به ایران خبر میدهند، پکن این ادعاها را بهشدت تکذیب کرده و آنها را «اخبار جعلی» خوانده است.
چین میخواهد به عنوان «یک نیروی ثباتدهنده» در جهان شناخته شود، اما وابستگی شدید به نفت ایران و رقابت پیچیده با آمریکا، پکن را به حرکت روی لبه تیغ واداشته است.
این کشور فعلا بر آتشبس دوهفتهای اصرار دارد تا شاید از این طریق، هم امنیت انرژی خود را تامین کند و هم از رویارویی مستقیم با ترامپ بگریزد.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است سهشنبه برای انجام مذاکراتی با میانجیگری آمریکا، در واشینگتن دیدار کنند. تلاشی در چارچوب فشارهای دونالد ترامپ به منظور مهار درگیری میان اسرائیل و حزبالله که آتشبس شکننده میان آمریکا و جمهوری اسلامی را نیز تهدید میکند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که هر دو طرف تحت فشار واشینگتن برای پایان دادن به درگیریها هستند. خواستهای که همزمان از سوی تهران نیز در مذاکرات موازی با میانجیگری پاکستان مطرح شده است.
اسرائیل پس از آن حملات هوایی خود را به لبنان تشدید کرد که حزبالله در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، سه روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، موشکهایی بهسوی اسرائیل شلیک کرد.
از آن زمان، این کشور دامنه حمله زمینی خود را در جنوب لبنان گسترش داده و صدها هزار لبنانی را واداشته تا روستاهای محل سکونتشان را که پایگاههای حزبالله دانسته میشوند، ترک کنند.
به گفته وزارت بهداشت لبنان، حملات اسرائیل بیش از دو هزار و ۸۰ نفر را کشته است که در میان آنها ۲۵۲ زن و ۱۶۶ کودک دیده میشود.
حزبالله آمار تلفات نیروهای خود را منتشر نکرده، اما منابع آگاه، هشتمفروردینبه رویترز گفتند بیش از ۴۰۰ نفر از نیروهای این گروه از ۱۲ اسفند به بعد کشته شدهاند.
حملات موشکی حزبالله عمدتا شهرهای نزدیک مرز شمالی اسرائیل را هدف قرار داده، اما به شهرهای بزرگی مانند حیفا و تلآویو نیز اصابت کرده و موجب خسارت و انتقال شهروندان به پناهگاهها شده است.
به گفته اسرائیل، از ۱۲ اسفند تاکنون دو شهروند و ۱۳ سرباز این کشور کشته شدهاند.
جنگ کنونی در پی دور جدیدی از درگیریها در سال ۱۴۰۳ شکل گرفت که در آن آمریکا میانجی توافقی با هدف خلع سلاح حزبالله شد. از آن زمان، دولت لبنان به ارتش دستور داده است انحصار سلاح را در دست بگیرد. تلاشی که اسرائیل آن را ناکام میداند.
حزبالله درخواستها برای خلع سلاح را رد کرده و تسلیحات خود را بخشی از دفاع ملی در برابر حملات اسرائیل میداند.
اسرائیل نیز پس از توافق ۱۴۰۳ به حملات خود علیه آنچه مواضع و انبارهای تسلیحاتی حزبالله میخواند، ادامه داده است.
یک هفته پس از آغاز جنگ جاری، ژوزف عون، رییسجمهوری لبنان، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل بهمنظور توقف درگیریها اعلام کرد و حتی از آمادگی برای عادیسازی روابط سخن گفت.
اسرائیل این پیشنهاد را رد کرد و آن را از سوی دولتی که اگرچه با خلع سلاح حزبالله همسو است، اما بدون خطر بروز جنگ داخلی قادر به اقدام علیه این گروه نیست، دیرهنگام دانست.
موضع اسرائیل پس از آن تغییر کرد که آمریکا و جمهوری اسلامی در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به توافقی برای توقف درگیریها دست یافتند و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آغاز مذاکرات با لبنان خبر داد.
چه کسانی در مذاکرات حضور دارند؟
به گفته مقامها، مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان ساعت ۱۱ صبح به وقت واشینگتن میان یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، و ندا حماده معوض، همتای لبنانی او، برگزار میشود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، میشل عیسی، سفیر آمریکا در لبنان، و مایکل نیدهام، مشاور وزارت خارجه نیز در این نشست حضور خواهند داشت.
لبنان، اسرائیل و آمریکا، اظهارات متفاوتی درباره محورهای این مذاکرات ارائه کردهاند.
ریاستجمهوری لبنان اعلام کرده این گفتوگوها بر اعلام آتشبس و تعیین زمان آغاز مذاکرات دوجانبه متمرکز خواهد بود و به گفته وزیر فرهنگ این کشور، آتشبس تنها موضوعی است که نماینده لبنان مجاز به بحث درباره آن است.
در مقابل، سخنگوی دولت اسرائیل گفته این کشور در این مذاکرات درباره آتشبس گفتوگو نخواهد کرد و تمرکز آن بر خلع سلاح حزبالله و برقراری روابط صلحآمیز با لبنان است.
مقامهای اسرائیلی مشخص نکردهاند در صورت پیشرفت مذاکرات، آیا حاضر به کاهش عملیات زمینی یا عقبنشینی از مواضع خود در لبنان هستند یا نه.
اسرائیل همچنان در تلاش برای ایجاد «منطقه حائل» در مرز شمالی خود، روستاهای لبنان را هدف حمله قرار میدهد.
با این حال، یک مقام ارشد اسرائیلی گفته این کشور پیش از مذاکرات، سطح حملات خود را کاهش داده است؛ از جمله در بیروت که از ۱۹ فروردین هدف حمله قرار نگرفته است.
رویترز نوشت که یک مقام دیگر نیز گفته است اسرائیل احتمالا از لبنان خواهد خواست وزیران وابسته به حزبالله را از دولت کنار بگذارد.
موضع لبنان چیست؟
یک مقام ارشد لبنانی گفته است موضع این کشور آن است که آتشبس پیششرط هرگونه مذاکرات بعدی برای دستیابی به توافقی گستردهتر با اسرائیل باشد.
موافقت لبنان با آغاز مذاکرات نشاندهنده سطحی بیسابقه از مخالفت داخلی با وضعیت حزبالله بهعنوان یک گروه مسلح است.
دولت لبنان در اسفند ۱۴۰۴ فعالیتهای نظامی این گروه را ممنوع کرده است.
با این حال، حزبالله همچنان از زرادخانهای قدرتمند برخوردار است و از حمایت بخشی از جامعه شیعه لبنان بهره میبرد. موضوعی که خلع سلاح آن را برای دولتی شکننده، در یکی از حساسترین مقاطع خود از زمان جنگ داخلی ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۹، به چالشی جدی تبدیل کرده است.
آیا پیشتر هم مذاکرهای انجام شده است؟
رویترز نوشت که اسرائیل و لبنان روابط دیپلماتیک رسمی ندارند و از زمان تاسیس اسرائیل در سال ۱۳۲۷، عملا در وضعیت جنگی بهسر میبرند.
اسرائیل سابقه طولانی در عملیات نظامی در لبنان دارد، از جمله اشغال ۱۸ ساله جنوب این کشور از ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۹.
در سال ۱۴۰۱، دو طرف با میانجیگری آمریکا به توافقی درباره تعیین مرزهای دریایی دست یافتند.
در آذر ۱۴۰۴ نیز مذاکرات غیرمستقیمی با میانجیگری آمریکا در ناقوره، در جنوب لبنان، برای تثبیت توافق پایاندهنده درگیریهای ۱۴۰۳ برگزار شد.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد در نخستین روز کامل اجرای محاصره آمریکا علیه کشتیهایی که به بنادر ایران تردد میکنند، یک نفتکش دیگر مرتبط با ایران روز سهشنبه در حال ورود به خلیج فارس از طریق تنگه هرمز بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، این محاصره را ۲۴ فروردین و پس از آن اعلام کرد که مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد میان آمریکا و حکومت ایران، منجر به توافق نشد.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که با این حال، از آنجا که سه کشتی عبوری از تنگه هرمز در حال حرکت به مقصد بنادر ایران نبودند، مشمول این محاصره نشدند.
بر اساس دادههای بورس اوراق بهادار لندن، نفتکش «پیس گلف» با پرچم پاناما که از نوع میانبرد است، در حال حرکت به سوی بندر حمریه در امارات متحده عربی است.
اطلاعات شرکت تحلیل دادههای کشتیرانی «کپلر» نشان میدهد این کشتی معمولا نفتای ایران - که ماده اولیه صنایع پتروشیمی است - را به دیگر بنادر غیرایرانی در خاورمیانه منتقل میکند تا از آنجا به آسیا صادر شود.
پیش از این نیز دو نفتکش که تحت تحریم آمریکا قرار دارند از این آبراه باریک عبور کرده بودند.
بر اساس دادههای کپلر، نفتکش «مورلیکیشان» در حال حرکت بهسوی عراق است تا دو روز دیگر و در تاریخ ۲۷ فروردین، سوخت کوره بارگیری کند.
این کشتی که پیشتر با نام «امکیای» شناخته میشد، نفت روسیه و ایران را نیز حمل کرده است.
عکس از آرشیو
همچنین نفتکش تحریمشده دیگری به نام «ریچ استاری»، نخستین کشتی خواهد بود که پس از آغاز محاصره از تنگه هرمز عبور کرده و از خلیج فارس خارج میشود.
این کشتی و مالک آن، شرکت «شانگهای شوانرون شیپینگ»، از سوی ایالات متحده بهدلیل همکاری با جمهوری اسلامی تحریم شدهاند.
رویترز نوشت که این شرکت برای اظهارنظر فوری در دسترس نبود.
بر اساس دادهها، «ریچ استاری» که یک نفتکش میانبرد است، حدود ۲۵۰ هزار بشکه متانول حمل میکند. این محموله در آخرین بندر توقف آن، یعنی بندر حمریه امارات، بارگیری شده است.
این نفتکش متعلق به چین است و خدمه آن نیز چینی هستند.
جمهوری اسلامی تلاش کرده است با فعالسازی کانالهای دیپلماتیک با اروپا، از شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدانش بهره ببرد و فشار بیشتری بر واشینگتن برای عقبنشینی در جنگ وارد کند.
روزنامه گاردین سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در اقدامی با هدف افزایش فشار بر آمریکا برای امتیازدهی در مناقشه جاری، پایتختهای اروپایی را در جریان جزییات پیشنهادهایی قرار داده که تهران در مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد درباره ذخایر اورانیوم غنیشده و آینده مدیریت تنگه هرمز مطرح کرد.
پس از مذاکراتی که بدون نتیجه مشخص پایان یافت، عراقچی با ژان-نوئل بارو و یوهان وادفول، وزیران خارجه فرانسه و آلمان، و همچنین همتایان خود در عربستان سعودی، عمان و قطر، تماسهای تلفنی برقرار کرد.
بر اساس این گزارش، او تاکید کرد که تهران روند مذاکرات با میانجیگری پاکستان را، حتی پس از ۲۱ ساعت گفتوگوی فشرده، پایانیافته نمیداند.
این در حالی است که در سوی دیگر، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز درباره مذاکرات خود با هیات جمهوری اسلامی در اسلامآباد، گفت واشینگتن بهروشنی برای جمهوری اسلامی روشن کرده است چه کارهایی باید انجام دهد و اکنون توپ در زمین آنهاست.
اروپا در بیش از یک سال گذشته در پرونده ایران عملا از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، کنار گذاشته شده و تمرکز واشینگتن بر همکاری با اسرائیل بوده است.
تهران اما دولتهای اروپایی را عمدتا «تابع سیاستهای آمریکا» تلقی کرده است.
با این حال، نشانههای تشدید شکاف میان آمریکا و اروپا و فشارهای اقتصادی بر کشورهای اروپایی، باعث شده است حکومت ایران در نگاه خود به اروپا بهعنوان ابزاری برای تاثیرگذاری بر سیاستهای ترامپ، بازنگری کند.
کشورهای اروپایی، در واکنش به درخواست ترامپ برای حمایت نظامی، بر ایجاد یک ائتلاف دریایی دفاعی و غیرتهاجمی برای حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز متمرکز شدهاند. طرحی که قرار است پس از پایان درگیری اجرا شود و نیازمند مذاکراتی پیچیده درباره قواعد درگیری است.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، از برگزاری نشست مشترک دیگری با بریتانیا برای بررسی این طرح خبر داده است: سومین نشست از زمان طرح این ابتکار.
بر اساس گزارش گاردین، در کوتاهمدت، تهران احتمالا از کشورهایی که تجهیزات مینروبی دارند - از جمله آلمان، بریتانیا و ایتالیا - خواهد خواست در برابر فشار آمریکا برای پاکسازی مینها از تنگه مقاومت کنند؛ چرا که حکومت ایران چنین اقدامی را در راستای حمایت از محاصره مورد نظر ترامپ میداند.
حذف مینها حتی در شرایط عادی نیز خطرناک است، اما در صورت انجام این عملیات تحت حملات پهپادی جمهوری اسلامی، ریسک آن بهمراتب بیشتر خواهد بود.
در مورد ایتالیا، فشارهای سیاسی داخلی نیز تصمیمگیری را دشوار کرده و روابط نزدیک جورجیا ملونی، نخستوزیر این کشور، با ترامپ و حمایت او از اسرائیل، اکنون با چالشهایی روبهرو شده است.
ابهام درباره طرحهای بلندمدت و مذاکرات هستهای
تهران هنوز موضع روشنی درباره طرح فرانسه و بریتانیا اتخاذ نکرده، چرا که جزییات آن و همچنین برنامه بلندمدت حکومت ایران برای تنگه هرمز - از جمله اینکه چه کشتیهایی باید عوارض بپردازند، بر چه مبنای حقوقیای، با چه نرخی و با چه ارزی - مشخص نیست.
طرحی در مجلس شورای اسلامی پیشنهاد میکند این عوارض شامل همه کشتیهای تجاری شود، نه فقط نفتکشها. همچنین احتمال دارد تهران برای دور زدن تحریمهای آمریکا، دریافت این عوارض را به ارزهای دیجیتال منتقل کند.
تنگه هرمز به تنهایی حدود ۱۱ درصد تجارت دریایی جهان و یکسوم نفت حملشده از طریق دریا را در بر میگیرد.
برخی تحلیلگران معتقدند سیستم دریافت عوارض پایدار نخواهد بود، اما در عین حال تاکید دارند حکومت ایران با بستن تنگه هرمز به ابزار بازدارندگی جدیدی دست یافته که حتی از دستیابی به سلاح هستهای نیز موثرتر است.
بریتانیا تاکید کرده است آزادی کشتیرانی بهمعنای تردد آزاد و بدون هزینه است.
چالشهای هستهای و چشمانداز توافق
مقامهای ایرانی تاکید کردهاند تهران آماده بوده برای نشان دادن حسن نیت، ذخایر اورانیوم غنیشده خود را رقیق کند، نه اینکه آن را به کشور ثالثی تحویل دهد.
علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی، ۲۴ فروردین گفت: «جمهوری اسلامی آماده بود برای اثبات حسن نیت خود، ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را رقیق کند، نه واگذار.»
او افزود قرار بود کنسرسیومی با مشارکت تهران، واشینگتن و ریاض برای این کار تشکیل شود، اما طرفهای دیگر از این توافق عقبنشینی کردند.
در مقابل، دیپلماتهای اروپایی میگویند همچنان مشخص نیست که چگونه میتوان حکومت ایران را به امتیازدهی بیشتر، از جمله توقف بلندمدت برنامه غنیسازی داخلی، ترغیب کرد؛ بهویژه در شرایطی که تضمینی برای رفع دائمی تحریمهای آمریکا وجود ندارد.
برخی از این دیپلماتها معتقدند میتوان از تنگه هرمز بهعنوان منبع درآمد مشروع یا ابزار جبران در صورت عقبنشینی آمریکا از تعهدات تحریمی استفاده کرد.
حکومت ایران همچنین بر ضرورت گنجاندن جنگ لبنان در هرگونه توافق آتشبس تاکید دارد و خود را موظف به حمایت از گروه حزبالله در برابر حملات اسرائیل میداند.
اورزولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، اعلام کرده است گنجاندن لبنان در مذاکرات آتشبس ضروری است و این بحران تاکنون ۲۲ میلیارد یورو به هزینههای انرژی فسیلی افزوده است.
در سطحی گستردهتر، در اروپا تمایل فزایندهای برای اتخاذ موضعی مستقلتر در برابر ترامپ شکل گرفته است؛ حتی اگر این رویکرد توافقات پیشین درباره همکاری در موضوعاتی مانند اوکراین را تحت تاثیر قرار دهد.
گاردین به نقل از سوفیا بش، پژوهشگر ارشد در موسسه کارنگی، نوشت که اروپا باید رویکردی انتقادیتر نسبت به سیاستهای آمریکا در قبال ایران اتخاذ کند.
او افزود: «اگر میخواهیم حمایت افکار عمومی از افزایش هزینههای دفاعی را حفظ کنیم، نمیتوانیم از جنگهای یکجانبه و ماجراجوییهای نظامی پیروی کنیم.»