آسوشیتدپرس: اسرائیل در عملیات نجات خلبان آمریکایی در ایران کمک میکند
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام ارتش اسرائیل گزارش داد اسرائیل در عملیات جستوجو و نجات خلبان یک جنگنده آمریکایی در ایران به ایالات متحده کمک میکند. بر اساس این گزارش، یک جنگنده آمریکایی بر فراز جنوبغربی ایران سقوط کرده و دستکم یکی از خدمه از هواپیما خارج شده است.
«آقای هیچکس در برابر پوتین»، ساخته دیوید بورنستین و پاول تالانکین که جایزه اسکار بهترین فیلم مستند سال را از آن خود کرد، تصویر عریانی است از پروپاگاندا در روسیه که برای تماشاگر ایرانی چیزی نیست جز یادآوری دقیق رفتار جمهوری اسلامی.
فیلم تصویر روشنی از یک مدرسه در یک شهر کوچک در روسیه ارائه میدهد. جایی که قرار است تصویر وارونه و دروغینی از جنگ برای بچههای معصوم ترسیم شود و در واقع ذهن و دنیای پاک آنها را با اخبار، اطلاعات و تاریخچه دروغ مربوط به جنگ اوکراین، دستکاری کنند تا به یک مدافع جنگ - و مدافع ولادیمیر پوتین - بدل شوند؛ درست به مانند آنچه که جمهوری اسلامی از زمان انقلاب تا به امروز انجام داده و بدون توجه به قوانین بینالمللی از کودکان در جنگ استفاده ابزاری میکند - چه جنگ ایران و عراق و چه جنگ امروز که در آن تصاویر کودکان اسلحه به دست در خیابان، از هر تصویر انفجاری مخوفتر است و عجیب اینکه در تلویزیون حکومتی، بیتوجه به قوانین بینالمللی، این نوع مغزشویی آشکار و سوءاستفاده از کودکان، به روشنی تبلیغ و ستایش میشود.
فیلم داستان یک جوان ساده در یک شهر کوچک روسیه را روایت میکند. پاشا جوانی بیست و چند ساله که در شهر صنعتی کوچک کاراباش در یک مدرسه، مدیر برنامههای جنبی است و از بچهها در مراسم مختلف تصویر میگیرد.
فیلم اما از لحظه فرار او آغاز میشود؛ جایی که باید روسیه را به سرعت ترک کند. به دو سال و نیم پیشتر باز میگردیم؛ زمانی که او زندگی آرام خود را در مدرسه طی میکند و بچهها سرودخوان، به نمایشها و کنسرتهای مخصوص خودشان مشغولاند. اما از زمان آغاز جنگ همه چیز به هم میریزد و پاشا هم بیآن که خود بخواهد، تمام زندگیاش دگرگون میشود.
با آغاز جنگ، دولت از مسئولان مدرسه میخواهد تمام همّ و غمّ خود را بر جنگ و پروپاگاندا برای آن متمرکز کنند. در نتیجه حالا در مدرسه، معلمان از این که اوکراین به روسیه تعلق دارد و از مبارزه با امپریالیسم میگویند و به طور دائم، میخواهند روسیه و پوتین را کاملا حق به جانب به نمایش بگذارند.
با این که روخوانیهای معلمان از پیامهای تبلیغاتی و فیلم گرفتن پاشا از آنها (که باید همه را در یک پلتفرم امنیتی دولتی بار بگذارد) گاه مضحک میشود و اسباب خنده را فراهم میکند، اما در نهایت به نظر میرسد معلمان با این وضع کنار میآیند.
یکی از آنها که به نیروهای دولتی نزدیکتر است به عنوان معلم نمونه انتخاب میشود و یک آپارتمان جایزه میگیرد؛ کسی که در یک مصاحبه با پاشا، الگوی زندگیاش را بزرگترین جاسوسهای کا گ ب میخواند.
اما فیلم داستان دیگری را روایت میکند، زمانی که یکی از آنها نه میگوید. او کسی نیست جز خود پاشا، قهرمان فیلم یا همان «هیچکس» که ناخواسته به مخالف پوتین بدل میشود.
او که از دروغها و پروپاگانداهای نفرتانگیز به تنگ آمده، تصمیم میگیرد از سمت خود استعفا دهد، اما با ایمیلی که برای یکی از مستندسازان غربی میفرستد، از او دعوت میشود تا وضعیت مدرسه را فیلم کند. او باز میگردد و این بار به قصد ساخت یک مستند وضعیت پروپاگاندای حاکم را ثبت و ضبط میکند.
حاصل کار او هرچند از جهات سینمایی شستهرفته نیست، اما تلاش صادقانهای است برای ترسیم موقعیتی که کسی از آن خبر ندارد. توجه به فیلم و برنده شدن جایزه اسکار هم بیشتر به دلیل اهمیت وجه روشنگری فیلم مستند و قدرت ثبت واقعیت است، جایی که فیلمساز شجاعانه (با راهنمایی یک مستندساز آمریکایی و کار دو نفره) لحظههایی را ثبت میکند که در کنار هم میتواند تصویر روشن - و ترسناکی - از وضعیت حاکم ارائه دهد و همین خشم روسیه را برانگیخته تا نمایش این فیلم در سراسر کشور ممنوع اعلام شود.
فیلم گاه از مدرسه هم بیرون میآید و به تصویر شهر میرسد: شهر کوچکی که همینطور رفتهرفته به تعداد کشتههایش در جنگ افزوده میشود. تصویر کردن مراسم عزاداری برای سربازان جرم تلقی میشود و به همین دلیل پاشا گاه فقط به ضبط صدا بسنده میکند، جایی که یک مادر بر سر مزار فرزند از دست رفتهاش زار میزند.
برادر یکی از شاگردان هم به بخشی از روایت بدل میشود، جایی که از طریق حرفهای پاشا با این شاگرد، به وضعیت برادر او در جبهه پی میبریم. در وهله اول همه چیز مرتب به نظر میرسد اما در دیالوگهای بعدی از سختیهای وضعیت سربازان در جبهه و حتی گرسنگی آنها میشنویم تا سرانجام خبر مرگ این سرباز هم میرسد.
«آقای هیچکس در برابر پوتین» کار چشمگیری را به عنوان یک اثر سینمایی ارائه نمیکند، اما ناخودآگاه به تصویری از شباهتهای رژیمهای تمامیتخواه بدل میشود که برای تماشاگران کشورهای مختلف - و به ویژه ایران - بسیار ملموس است. جایی که دروغ جای حقیقت را میگیرد و همه چیز در منافع حکومت خلاصه میشود.
در حالی که انجمن قلم آمریکا بازداشت نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر و برنده جایزه ساخاروف، را تکاندهنده توصیف کرد، وزارت خارجه فرانسه خواستار آزادی فوری او و تمامی افرادی شد که بهطور خودسرانه در ایران بازداشت شدهاند.
وزارت خارجه فرانسه جمعه ۱۴ فروردین اعلام کرد بازداشت ستوده نمونهای تازه از سیاست نظاممند آزار و ارعاب مدافعان حقوق بشر از سوی حکومت ایران است و باید متوقف شود.
فرانسه همچنین نگرانی خود را نسبت به گزارشهای نگرانکننده درباره وضعیت سلامتی نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح زندانی در ایران، ابراز و تاکید کرد مردم ایران باید بتوانند حقوق اساسی خود را اعمال کرده و سرنوشت خود را آزادانه تعیین کنند.
همزمان کایلی مور-گیلبرت، پژوهشگر و زندانی سیاسی پیشین استرالیایی در ایران، با اشاره به بازداشت ستوده در شبکه ایکس نوشت او بهخاطر شجاعت و صداقت بینظیرش شناخته میشود و بههمراه همسرش، رضا خندان که هماکنون در زندان اوین است، باید فورا آزاد شود.
انجمن قلم آمریکا نیز جمعه با محکوم کردن «بازداشت تکاندهنده» ستوده، این اقدام را بخشی از سرکوب نگرانکننده آزادی بیان در ایران دانست و خواستار آزادی فوری او و دیگر نویسندگانی شد که به گفته این نهاد، به ناحق زندانی شدهاند.
کارین دویچ کارلکار، مدیر بخش نویسندگان در معرض خطر در مرکز آزادی نوشتن این انجمن گفت: «نسرین تعهدی تزلزلناپذیر به حقوق بشر و آزادی بیان دارد و همین تعهد او و خانوادهاش را هدف آزار مداوم و بازداشتهای مکرر مقامهای ایرانی قرار داده است.»
انجمن قلم آمریکا اعلام کرد بازداشت اخیر ادامه کارزار چند دههای فشار علیه ستوده به دلیل فعالیتهایش در دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان است.
این انجمن همچنین از افزایش فشارها بر نویسندگان، روزنامهنگاران و فعالان در ایران خبر داد و اعلام کرد در شاخص «آزادی نوشتن» سال ۲۰۲۴، ایران با زندانی کردن ۴۳ نویسنده در رتبه دوم جهان قرار داشته است.
مهراوه خندان، دختر نسرین ستوده، ۱۳ فروردین خبر داد که مادرش چهارشنبه شب (۱۲ فروردین)، زمانی که در خانه تنها بوده، بازداشت شده است.
دختر خانم ستوده، گفت لوازم الکترونیکی، از جمله لپتاپ و گوشیهای مادر و پدرش، رضا خندان، ضبط شده است.
ستوده ۱۱ فروردین در گفتوگویی با ایرانوایر، تصویری بیواسطه از شرایط تهران در جریان جنگ ارائه کرد و گفت: «شهر، شهر رها شده است. شهری که در موقع حمله، نه آژیر خطری در آن به صدا در میآید نه پناهگاهی هست.»
او همچنین با انتقاد از وضعیت حکمرانی جمهوری اسلامی گفت: «حکومتی که میخواست نابخردانه از انرژی هستهای برای تولید برق استفاده کند، به دلیل لجاجت احمقانهاش کل برق کشور را در معرض نابودی قرار داده است. حکومتی که نیم قرن شعار مرگ بر این کشور و آن کشور سر داد، ما را در معرض مرگ قرار داده است.»
ستوده از شناختهشدهترین وکلای حقوق بشر در ایران است که در سالهای گذشته بهدلیل فعالیتهای حقوقی و مدنی خود بارها بازداشت و زندانی شده است.
سازمان کوییرهای ایرانی سیمرغ در نامهای به مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با انتقاد از رویکرد این کشور در محدود کردن نقد دیدگاههای اسلامگرایانه، هشدار داد مقابله کانادا با اسلامهراسی، به بهانهای برای ترویج اسلامگرایی در این کشور تبدیل شده است.
این نامه با اشاره به آسیبهای ناشی از قوانین اسلامی بر مهاجران کوییر، از جمله جمعیت گستردهای از جامعه الجیبیتیکیو ایرانی که ناچار به کوچ اجباری شده است، گفت: «برای این افراد، توانایی مشارکت آزادانه در گفتوگو و نقد، مفهومی انتزاعی نیست، بلکه عمیقا با تاریخ شخصی، امنیت و کرامت آنان پیوند دارد.»
سازمان سیمرغ با ابراز نگرانی از چگونگی تحول چارچوببندی مفهوم اسلامهراسی در گفتمان عمومی و سیاستگذاریهای کانادا، تاکید کرد: «قانون باید از افراد در برابر نفرت محافظت کند، اما نباید نظامهای اعتقادی را از بررسی و نقد مصون سازد.»
این نامه با مطرح کردن دو پیشنهاد برای اصلاح وضعیت کنونی گفت: «اول اینکه زبان حقوقی و سیاستی بهطور مشخص بر تبعیض و خصومت علیه مسلمانان بهعنوان افراد و جوامع تمرکز داشته باشد، نه بر حمایت از اسلام بهعنوان یک نظام اعتقادی. دوم اینکه ماموریت نخستین نماینده ویژه کانادا در مبارزه با اسلامهراسی بازنگری شود تا این مفهوم با ادغام در چارچوبی گستردهتر همه اشکال نفرت و تبعیض را در بر گیرد.»
گزارشها حاکی است سه نفتکش عمانی پس از چند هفته توقف، در حال عبور از تنگه هرمز هستند و از مسیر انحرافی تحت کنترل جمهوری اسلامی استفاده نکردهاند. در صورت تکمیل موفقیتآمیز این عبور، این نخستین بار نزدیک به سه هفته پیش، خواهد بود که کشتی از این مسیر استفاده میکند.
یدو نفتکش نفت خام عمان به همراه کشتی حامل گاز در مسیر بنادر عمان قرار دارند.
بر اساس دادههای رهگیری، هر سه شناور تا صبح پنجشنبه موقعیت خود را ارسال میکردند، اما سیگنال آنها در نزدیکی بخش مرکزی تنگه، جایی که ماه گذشته گزارشهایی از حملات منتشر شده بود، قطع شد.
تصویر منتشرشده آخرین موقعیت این کشتیها را در سامانه مارینترافیک نشان میدهد.
دولت آرژانتین محسن سلطانی تهرانی، کاردار جمهوری اسلامی، را عنصر نامطلوب اعلام کرد و به او دستور داد ظرف ۴۸ ساعت خاک این کشور را ترک کند. این اقدام پس از بیانیه وزارت خارجه جمهوری اسلامی علیه مقامهای آرژانتین انجام شد. آرژانتین هفته گذشته سپاه را سازمان «تروریستی» اعلام کرد.
وزارت خارجه جمهوری اسلامی در بیانیهای خاویر میلی، رییسجمهوری آرژانتین، و پابلو کویرنو، وزیر خارجه این کشور، را متهم کرد تحت «نفوذ حکومت اشغالگر و نسلکش اسرائیل و ایالات متحده» عمل میکنند و در حملات آمریکا به ایران همدست هستند.
آرژانتین هفته گذشته سپاه پاسداران را یک سازمان «تروریستی» اعلام کرد. این تصمیم به مقامهای این کشور اجازه میدهد داراییها، منابع مالی و اموال این نهاد را مسدود کنند و فعالیت آن را در نظام مالی آرژانتین ممنوع سازند.
دولت آرژانتین سالهاست اعلام کرده انفجار سال ۱۹۹۲ سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس و حمله سال ۱۹۹۴ به مرکز همیاری یهودیان آرژانتین با برنامهریزی، تامین مالی و مشارکت مستقیم حکومت ایران و عوامل سپاه پاسداران انجام شده است.
در انفجار سال ۱۹۹۲، ۲۹ نفر کشته و بیش از ۲۰۰ نفر زخمی شدند. حمله به مرکز همیاری یهودیان آرژانتین نیز با ۸۵ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی، مرگبارترین حمله «تروریستی» در تاریخ آرژانتین بود.