فرمانده ارتش جمهوری اسلامی: نمیشود جاهایی امن باشد و مردم ما در امنیت نباشند
امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی، گفت: «سایه جنگ باید از سر کشور ما برداشته شود و امنیت برای همه برقرار باشد، نمیشود جاهایی امن باشد و مردم ما در امنیت نباشند. در صورت اقدام دشمن به اجرای عملیات زمینی، یک نفر هم نباید جان سالم به در ببرد.»
حاتمی افزود: «به قرارگاههای عملیاتی دستور دادیم تحرکات و اقدامات دشمنان را با نهایت بدبینی و دقت رصد کرده و طرحهای مقابله با شیوههای هجوم دشمن را در زمان مقتضی اجرا کنند.»
ترامپ در سخنرانی خود در کاخ سفید گفت بهزودی همه اهداف نظامی آمریکا در عملیات «خشم حماسی» محقق خواهد شد و ایالات متحده در دو تا سه هفته آینده با ضرباتی بسیار شدید جمهوری اسلامی را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند.
او با اشاره به جنگهای طولانیمدت پیشین آمریکا، گفت: «ما تنها ۳۲ روز است که در این عملیات نظامی، با قدرت و مهارتی بالا، علیه یکی از قدرتمندترین کشورها حضور داریم و آن کشور عملا از هم پاشیده و دیگر تهدیدی به شمار نمیرود. آنها قلدر خاورمیانه بودند، اما دیگر چنین نیستند.»
ترامپ عملیات کنونی علیه حکومت ایران را یک سرمایهگذاری واقعی برای نسلهای آینده آمریکا خواند و گفت: «امشب هر آمریکایی میتواند به روزی فکر کند که سرانجام از شرارت تجاوزگری حکومت ایران و سایه باجگیری هستهای رها شویم.»
او افزود: «به دلیل اقداماتی که انجام دادهایم، در آستانه پایان دادن به تهدید شوم ایران علیه آمریکا و جهان هستیم. تمام جهان در حال تماشا است و زمانی که همه چیز پایان یابد، ایالات متحده امنتر، قویتر، ثروتمندتر و بزرگتر از هر زمان دیگری خواهد بود.»
شرکت اطلاعاتی استرایدر تکنولوژیز در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی با استفاده از شبکهای مخفی از شرکتهای صوری، تحریمهای بینالمللی را دور میزند و توانسته است به کمک روسیه و چین، تولید پهپادهای انتحاری خود را حفظ کند.
طبق این گزارش، یک شرکت ایرانی بهعنوان «واسطه» برای شرکتهایی مرتبط با ارتش آزادیبخش خلق چین و جرایم سازمانیافته روسیه عمل میکند تا قطعات پهپادهای شاهد ایران را ارسال کنند
پژوهشگران این گروه اطلاعاتی، موسسه پارس آیرو کرمان، تامینکننده پهپاد در ایران با ارتباطات مستند با ارتش جمهوری اسلامی، را بهعنوان عامل کلیدی در تامین پهپادهای جنگی بدون سرنشین برای تهران شناسایی کردهاند.
در گزارش استرایدر آمده است که حتی در شرایط تحریمهای گسترده بینالمللی، جمهوری اسلامی تولید پهپاد خود را از طریق شبکهای جهانی از شرکتهای صوری و واسطههای تجاری که قطعات خارجی دوگانهکاربرد تهیه میکنند، حفظ کرده است.
پیام های مخاطبان و شاهدان عینی حاکی از حملات هوایی به تهران و استانهای جنوبی ایران، در شامگاه چهارشنبه و بامداد پنجشنبه است. برخی شاهدان عینی به وحید آنلاین گفتند که چهارشنبه شب صدای انفجار در تهران در محدوده بلوار کشاورز، ستارخان، قصرالدشت، و محدوده آزادی شنیده شد.
مخاطبان ایران اینترنشنال در پیام های خود از هدف قرار گرفتن مناطقی در یزد ساعت ۲۰:۴۵و شنیده شدن صدای انفجار در شیراز در ساعت ۲۳:۵۰ چهارشنبه شب خبر دادند. چهار انفجار شامگاه چهارشنبه در پایگاه چهارم شکاری دزفول رخ داد. رسانهها در ایران نیز از شنیده شدن صدای انفجار در اهواز خبر دادند. یکی از مخاطبان هم گفت که شامگاه چهارشنبه اسکله جزیره هنگام و اسکله دوحه قشم هدف قرار گرفت و آتشسوزی رخ داد. معاون امنیتی استاندار هرمزگان از حمله هوایی به جزیره قشم و بندر چارک خبر داد. ساعت ۲۲:۱۰چهارشنبه انفجار شدید در جزیره کیش شنیده شد.
یکی از مخاطبان هم از شنیده شدن صدای انفجار در بندرماهشهر در بامداد پنجشنبه خبر داد.
به گفته شاهدان عینی، در اولین ساعت پنجشنبه ۱۳ فروردین انفجارهای شدید در مسیر دلوار تا بوشهر انفجارهای شدید گزارش شد. همزمان، صدای انفجار شدید در نزدیکی امیدیه در استان خوزستان به گوش رسید. در اهواز نیز در بامداد پنجشنبه صدای انفجار شدید شنیده شد. یکی از مخاطبان هم گفت که چهارشنبه انفجار در سایت مخابراتی در دینارکوه رخ داد.
رسانههای حقوق بشری خبر دادند که قوه قضائیه حکم اعدام منصور جمالی، زندانی سیاسی در زندان چوبین قزوین را تایید کرده است. جمالی که در مهر ۱۴۰۲ بازداشت شد، پیشتر در دادگاه انقلاب اسلامی قزوین به اتهام «محاربه» از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بود.
به گزارش این رسانهها، حکم اعدام جمالی، ۵٦ ساله، پدر دو فرزند، مربی ورزش و اهل ارومیه، پس از تایید در دیوان عالی کشور، روز دهم فروردین به صورت رسمی به او ابلاغ شده است.
ههنگاو اشاره کرد که این زندانی سیاسی در طول دوره بازداشت از حقوق ابتدایی شامل دسترسی به وکیل محروم بود.
در روزهای اخیر، حکم اعدام چهار زندانی سیاسی به نامهای پویا قبادی بیستونی، بابک علیپور، اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی اجرا شده بود.
این چهار زندانی سیاسی با اتهام «محاربه» از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بودند.
ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در بهار ۱۴۰۵ در حال تجربه عمیقترین دگردیسی تاریخ خود از سال ۱۳۵۷ تاکنون است. تقاطع سه بحران اساسی شامل جنگ، فروپاشی اقتصادی و خلاء رهبری، هسته سخت قدرت را به سمت یک جراحی بزرگ و حذف کامل نهادهای انتخابی و دیوانسالاری سنتی سوق داده است.
گزارشهای اخیر بهوضوح نشان میدهند که مدل حکمرانی دوگانه (دولت-حاکمیت) به پایان راه خود رسیده و سپاه پاسداران با عبور از پشتپرده، رسما در حال استقرار یک دیکتاتوری نظامی خالص با پوشش یک رهبری ضعیف و موروثی است.
این دگردیسی دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه واقعیتی است که در پاستور و مخفیگاههای زیرزمینی سپاه پاسداران در حال پیادهسازی است.
کالبدشکافی یک کودتای ساختاری و اولتیماتوم اقتصادی
تنش میان مسعود پزشکیان و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، صرفا یک اختلاف نظر مدیریتی نیست، بلکه پردهبرداری از پایان عمر نهاد «دولت» در جمهوری اسلامی است.
رد صلاحیت تمام گزینههای پیشنهادی برای وزارت اطلاعات، از جمله حسین دهقان که خود پیشینهای نظامی-سپاهی دارد، ثابت میکند که سپاه پاسداران دیگر حتی به نظامیان بهاصطلاح «میانهرو» یا «بوروکراتها» نیز اعتماد ندارد.
استدلال وحیدی مبنی بر لزوم کنترل مستقیم پستهای کلیدی توسط سپاه بهدلیل «شرایط بحرانی جنگ»، در ادبیات علوم سیاسی، اسم رمز تعلیق قانون اساسی و برقراری وضعیت حکومت نظامی اعلامنشده است.
در این میان، آنچه کاتالیزور این تغییر ساختاری شده، بحران بیسابقه مالی است. پزشکیان بهصراحت هشدار داده است که اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه بدون برقراری آتشبس با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
اما پاسخ سپاه به این اولتیماتوم، متهم کردن دولت به کمکاری است. این تقابل نشان میدهد سپاه پاسداران در دوگانه «بقا ایدئولوژیک-نظامی» و «نجات معیشت عمومی»، با آگاهی کامل گزینه اول را انتخاب کرده و آماده است تا هزینههای فروپاشی اقتصادی را با سرکوب مطلق امنیتی پاسخ دهد.
مهمترین بخش تحولات اخیر، درک استراتژی سپاه در قبال مساله جانشینی است. انتخاب مجتبی خامنهای تحت فشار سپاه توسط مجلس خبرگان، نه نماد قدرت او، بلکه نشاندهنده ضعف اوست.
گزارشها از وضعیت جسمی نامساعد رهبر جدید و ناتوانی او در ارتباط مستمر با مقامات، این واقعیت را آشکار میکند که مجتبی خامنهای بیش از آنکه یک رهبر مقتدر باشد، به «گروگانی نمادین» در دست یک «شورای نظامی» تبدیل شده است.
ایجاد حصار امنیتی پیرامون او و قطع ارتباطش با رییس دولت، یک الگوی کلاسیک از کنترل قدرت توسط گارد پِرتورین (Praetorian Guard) است که به نام رهبر، اما با اراده فرماندهان نظامی حکومت میکنند.
واکنشهای درونسیستمی به این سناریو نیز قابل تامل است. مخالفت صریح و تلاش چهرههای پرنفوذ امنیتی-حوزوی مانند علیاصغر حجازی و علیرضا اعرافی برای بازگرداندن قدرت به «شورای موقت رهبری»، آخرین تقلای بازماندگان نظام سنتی روحانیت برای جلوگیری از بلعیده شدن کامل توسط هیولای نظامیگری است.
هشدار پیشین حجازی مبنی بر اینکه انتخاب مجتبی بهمعنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود، اکنون دقیقا در حال وقوع است.
سپاه برای تثبیت این مدل جدید، چارهای جز تصفیه خونین لایههای سنتی دفتر دیکتاتور کشتهشده جمهوری اسلامی ندارد.
فروپاشی انسجام داخلی و مشروعیتبخشی خارجی به نظامیان
پزشکیان بعد از جنگ ۱۲ روزه در صحن مجلس بهصراحت پرده از وحشت عمیق درونسیستمی برداشت و گفت: «اگر اتفاقی برای رهبری رخ دهد، ما با همدیگر دعوا میکنیم و لازم نیست اسرائیل بیاید.»
این اعتراف بیسابقه نشاندهنده فقدان هرگونه انسجام ارگانیک در درون جمهوری اسلامی است؛ نظامی که در آن، جناحهای سیاسی برای نابودی یکدیگر تنها منتظر حذف فیزیکی شخص اول هستند، از منظر راهبردی یک سیستم از پیش فروپاشیده تلقی میشود.
در همین زمان، متغیرهای خارجی نیز میخ آخر را بر تابوت دولت بیاختیار کوبیدهاند.
موضعگیری دونالد ترامپ مبنی بر اینکه محمدباقر قالیباف طرف گفتوگوی واشینگتن با تهران است، به معنای آن است که آمریکا با نادیده گرفتن کامل دولت پزشکیان و به رسمیت شناختن یک فرمانده سابق سپاه و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی بهعنوان طرف حساب اصلی، عملا واقعیت «حاکمیت مطلق نظامیان» را پذیرفته است.
در کنار این موضوع، مخالفت صریح ترامپ با رهبری مجتبی خامنهای، بحران مشروعیت این رهبر در حصار را در عرصه بینالمللی نیز به نقطه بیبازگشت رسانده است.
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، تصویر نهایی شفاف میشود: جمهوری اسلامیِ مبتنی بر ائتلاف روحانیت و نهادهای شبهجمهوری، مرده است.
هسته سخت قدرت با بهرهگیری از بحرانهای متقاطع، در حال استقرار یک دولت پادگانی است که در آن، پاستور تنها یک نهاد تدارکاتی بیاهمیت و بیت رهبری یک ویترین ایزولهشده است.
با توجه به ضربالاجل یکماهه برای فروپاشی کامل اقتصادی، فرماندهان نظامی زمان بسیار اندکی برای تثبیت این «کودتای خزنده» دارند.
آنها در حال قمار بر سر موجودیت سیستمی هستند که همزمان از درون (شکاف در دفتر رهبر غائب و وحشت در دولت)، از بیرون (فشار بينالمللی و جنگ) و از پایین (خروش قریبالوقوع جامعه) در حال فرو ریختن است.