فرمانده سنتکام در اولین مصاحبه پس از آغاز جنگ، به ایراناینترنشنال گفت ایالات متحده در حال هدف قرار دادن «رژیم» است نه مردم ایران. او جمهوری اسلامی را متهم کرد که با شلیک از مناطق پرجمعیت و حملات به غیرنظامیان، جان شهروندان خود را به خطر میاندازد.
دریابد برد کوپر گفت آمریکا میان حکومت جمهوری اسلامی و مردم ایران تمایز قایل است.
او خطاب به جمهوری اسلامی گفت: «آنها میتوانند همین حالا این جنگ را متوقف کنند، اگر تصمیم بگیرند که چنین کاری انجام دهند.»
فرمانده سنتکام حکومت ایران را متهم کرد که با استفاده از مناطق مسکونی برای شلیک موشکها و پهپادها، مردم را به خطر میاندازد: «من این را با چشمان خودم دیدهام… آنها هیچ اهمیتی برای مردم قائل نیستند و مردم خودشان را در معرض خطر قرار میدهند.»
او همچنین خواستار توقف فوری حملات جمهوری اسلامی به غیرنظامیان در منطقه شد و افزود: «آنها بهطور عمدی بیش از ۳۰۰ بار اهداف غیرنظامی را هدف قرار دادهاند… این باید متوقف شود.»
کوپر همچنین به شکاف میان فرماندهان ارشد و نیروهای عادی در دستگاه نظامی حکومت ایران اشاره کرد و آن را «تضادی قابلتوجه» توصیف کرد. او گفت ژنرالهای ارشد جمهوری اسلامی در پناهگاههای امن قرار دارند، در حالی که نیروهای عادی و مردم «بدون حفاظت» در معرض خطر هستند.
به گفته او، این وضعیت را در نقاط مختلف ایران از جمله بوشهر، شیراز، بندرعباس، ابوموسی، کنارک، جاسک و چابهار مشاهده کرده و تاکید کرد: «ژنرالها محافظت میشوند، اما مردم محافظت نمیشوند.»
فرمانده سنتکام گفت: «ما در حال حمله به رژیم و جمهوری اسلامی هستیم، نه مردم.» او با اشاره به تجربه شخصی خود از آشنایی با جامعه ایران، از «فرهنگ عمیق و هزارانساله» این کشور، از مردم خواست به هشدارهای ایمنی توجه کنند.
او گفت: «حکومت به شما اهمیت نمیدهد… آنها از مناطق پرجمعیت موشک و پهپاد شلیک میکنند و شما باید فعلاً در داخل [خانه] بمانید.»
او همچنین به اظهارات رییسجمهوری آمریکا اشاره کرد و گفت در مقطعی «یک سیگنال واضح» صادر خواهد شد که نشاندهنده تغییر شرایط است و مردم میتوانند بر اساس آن تصمیمگیری کنند.
تغییر الگوی حملات حکومت ایران و «حالت استیصال» فرمانده سنتکام رفتار نظامی حکومت ایران را نشانه استیصال دانست: «ارزیابی عملیاتی کلی من این است که آنها در حالت استیصال عمل میکنند.»
او این برداشت را بر پایه تغییر در الگوی حملات و کاهش محسوس حجم آتش جمهوری اسلامی مطرح کرد: «در ابتدای درگیری، شما حجمهای زیادی در حد دهها پهپاد و موشک دیدید… شما دیگر آن را نمیبینید.» از نگاه کوپر، این گذار از حملات پرحجم به شلیکهای محدود، نشانه از دست رفتن توان اجرای حملات وسیع و هماهنگ است.
کاهش گسترده توان نظامی حکومت ایران کوپر در ارزیابی وضعیت جنگ گفت: «نیروی دریایی ایران دیگر در دریا نیست. نیروی هوایی ایران دیگر پرواز نمیکند. پدافند هوایی دیگر شلیک نمیکند.»
او افزود حملات گسترده جمهوری اسلامی در ابتدای جنگ بهشدت کاهش یافته است: «آن شلیکهای بزرگ پهپادها و موشکها که در ابتدای جنگ دیدید اکنون تا حد زیادی به تکتایی و دوتایی کاهش یافته است.» به گفته او، این تغییر صرفاً یک جابهجایی تاکتیکی نیست، بلکه نشانهای از افت ملموس ظرفیت عملیاتی جمهوری اسلامی در حوزههای اصلی رزمی است.
به گفته او، «ارزیابی کلی من این است که ما طبق برنامه در مسیر دستیابی به اهداف اصلی نظامی خود هستیم.» این ارزیابی، بهگفته کوپر، بر پایه روندی استوار است که در آن هم توان ضربهزنی حکومت ایران کاهش یافته و هم دامنه واکنش موثر آن محدودتر شده است.
پیشرفت عملیات و اهداف اصلی فرمانده سنتکام تاکید کرد که عملیات در برخی حوزهها جلوتر از برنامه است: «ما عمدتاً جلوتر از برنامه یا مطابق برنامه برای اهداف اصلی نظامی خود هستیم.»
او این موضوع را نشانه آن دانست که عملیات نهفقط در سطح حملات روزانه، بلکه در چارچوب کلی اهداف از پیش تعیینشده نیز پیشرفتی مطلوب داشته است به خصوص برای «جلوگیری از توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت از مرزهای خودش به بیرون.»
به گفته او، از بین بردن موشکهای بالستیک، پهپادها و نیروی دریایی جمهوری اسلامی و نابودی ظرفیت تولید دوباره این تجهیزات از اهداف اصلی عملیات آمریکا بودهاند.
کوپر گفت: «تا امروز، ما ۱۴۰ شناور را غرق کردهایم یا بهشدت آسیب زدهایم... در حال حاضر هیچ تواناییای در دریای عمان، اطراف هرمز یا در خلیج فارس وجود ندارد.»
ادامه عملیات و نقش تصمیم سیاسی کوپر در پاسخ به اینکه عملیات آنها چه زمانی پایان مییابد گفت: «در نهایت تصمیم رییسجمهوری ایالات متحده خواهد بود که چه زمانی آن را پایان دهد.»
در پاسخ به پرسشی درباره تنگه هرمز، کوپر گفت: «از نظر فیزیکی برای عبور باز است. دلیلی که کشتیها اکنون عبور نمیکنند این است که جمهوری اسلامی با پهپادها و موشکها به آنها شلیک میکند.»
همکاری با اسرائیل او درباره نقش اسرائیل در پیگیری اهداف در جنوب ایران گفت: «ما در همکاری نزدیک در سراسر کشور [هستیم]، در [مورد] اهداف نظامی [با هم] کار میکنیم.»
همچنین تاکید کرد که اسرائیل در رهگیری حملات جمهوری اسلامی نقش دارد: «اسرائیل در حال حمله به پهپادها و موشکهای بالستیکی است که به سمت کشورهای عربی هدف گرفته شدهاند.»
این توضیح، نقش اسرائیل را تنها محدود به جبهه مستقیم خود ندانست، بلکه آن را بخشی از شبکه گستردهتر دفاع منطقهای توصیف کرد.
ائتلاف منطقهای و «چتر دفاعی» فرمانده سنتکام از شکلگیری یک ائتلاف گسترده علیه جمهوری اسلامی خبر داد: «ما در حال ایجاد بزرگترین چتر دفاع هوایی در تاریخ خاورمیانه هستیم.» او این ساختار را نتیجه همکاری کشورهایی دانست که در سالهای گذشته روی یکپارچهسازی ظرفیتهای دفاعی خود کار کردهاند.
او گفت این سازوکار نتیجه سالها همکاری است و اکنون «بسیار زنده و فعال» عمل میکند. به گفته او، این چتر دفاعی تنها یک چارچوب نظری یا سیاسی نیست، بلکه اکنون بهصورت عملیاتی در حال اجراست و کشورهای مختلف منطقه در آن مشارکت دارند.
نیروهای اعزامی و گزینههای نظامی در پاسخ به پرسشی درباره انتقال واحدهای نظامی جدید، کوپر گفت: «ما بهشدت بر اهداف نظامی خود متمرکز هستیم… تواناییهای ما همچنان در حال رشد است.» او از پاسخ دادن به احتمال فرستان سرباز به داخل ایران خودداری کرد، اما تاکید داشت که ظرفیت رزمی آمریکا در جریان این درگیری رو به افزایش است.
او در جمعبندی گفت: «ارزیابی کلی من این است که ما جلوتر از برنامه هستیم، قدرت رزمی ما در حال افزایش است و قدرت رزمی جمهوری اسلامی بهطور چشمگیری در حال کاهش است.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.