پیام مخاطب: بازار قشم با فضای امنیتی پس از اعتراضات راکد شده است
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از رکود گسترده بازار در قشم پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه خبر میدهد. به گفته یک شهروند، از ۱۸ تا ۲۵ دی تقریباً همه مغازههای سیتیسنتر، بازار ستاره، مالهای بزرگ و بازار قدیم بسته بودند و اجازه فعالیت نداشتند.
پس از بازگشایی نیز مشتریان بازنگشتهاند و بسیاری از کسبه با ضرر سنگین روبهرو شدهاند.
به گفته او، اجاره برخی واحدها در سیتیسنتر به ماهی ۶۰ میلیون تومان میرسد و در مناطقی مانند درگهان و گیاهدان که مرکز فروش لوازم خانگی است، مغازههای زیادی خالی ماندهاند. نوسان نرخ درهم نیز باعث زیان مضاعف شده؛ فروش با یک نرخ و خرید مجدد با نرخ بالاتر. این شهروند میگوید بهدلیل فضای عزاداری و شرایط امنیتی، خریداران از شهرستانها نیز کمتر به قشم سفر میکنند.
پیشتر نیز گزارشهایی از رکود کافهها و مراکز خدماتی در شهرهای مختلف منتشر شده بود که نشان میدهد فضای امنیتی و پسلرزههای اعتراضات، فعالیت اقتصادی را در بسیاری از مناطق تحت تأثیر قرار داده است.
سایت روزنامه شرق در یادداشتی درباره حمله صداوسیما و رسانههای حکومتی به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، بابت حمایت از انقلاب ملی ایرانیان، نوشت: «بیغمی شما یا وانمود کردن به بیغمی، خشم عمومی را بیشتر میکند. به جای تاختن به مردم و مسخره کردن آنها، دهان بسته نشسته به کنجی به.»
در این یادداشت با اشاره به اظهارات رفیعی درباره «اجباری» بودن حضور بازیکنان در مسابقات فوتبال، آمده است: «بازیکن پرسپولیس از حاکم شدن یک سوگ جمعی و اندوه فراگیر در سطح جامعه صحبت کرد که رمق و توانی برای کسی نمانده است. فقط او نیست که با یک درد بزرگ دستوپنجه نرم میکند و این موضوع کاملا عملکردش را تحت تاثیر قرار داده است، این رخوت و خمودگی در بازیکنان تیمهای دیگر هم دیده میشود.»
در ادامه آمده است: «تنها خاصیت جامعه فوتبال نیست که به گفته رفیعی مجبور به بازی هستند. شاید در دیگر مشاغل هم این ناامیدی و سرخوردگی دیده شود، ولی از آنجا که فوتبال یک پدیده اجتماعی است که افکار عمومی آن را دنبال میکند، اتفاقات آن بیشتر بازخورد دارد. نگاهی به مشاغل دیگر هم همین سرخوردگی را نشان میدهد.»
در بخش دیگری از این یادداشت با اشاره به وضعیت اقتصادی آمده است: «هر آنچه در اطراف میبینیم، میتواند بیانگیزگی کافی برای صاحبان مشاغل ایجاد کند تا در بلاتکلیفی و رنج معیشت گرفتار باشند. یک زیست ساده هم این روزها برای مردم بهسختی مهیا است و یک بازیکن فوتبال نسبت به آنچه در دیماه گذشت واکنش نشان داد.»
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «حالا که تریبون دست کسانی است که یا دغدغهای ندارند، یا دغدغه مردم را ندارند، کاش در همان حد آیا این گل آفساید بود یا نه بیشتر صحبت نمیکردند. بیغمی شما یا وانمود کردن به بیغمی، خشم عمومی را بیشتر میکند. به جای تاختن به مردم و مسخره کردن آنها، دهان بسته نشسته به کنجی به.»
نشریه آتلانتیک در تحلیلی نوشت با وجود تهدیدهای شدید دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی، ایالات متحده هنوز به گزینه نظامی علیه ایران متوسل نشده و مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته است.
به گزارش آتلانتیک، ترامپ اواخر ماه گذشته میلادی با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی، رهبران حکومت ایران را تهدید کرد که یا بر سر «عدم دستیابی به سلاح هستهای» توافق کنند یا با واکنشی سریع و خشونتآمیز روبهرو شوند. او تاکید کرده بود که «زمان در حال پایان است.» با این حال، تنها دو هفته بعد، رییسجمهوری آمریکا اعلام کرد که «هیچ عجلهای» برای دستیابی به توافق وجود ندارد؛ تغییری که نشان میدهد ساعت بحران عملاً از نو تنظیم شده است.
این گزارش به نقل از دو مقام آمریکایی میگوید دولت ترامپ در حال بررسی گزینههای نظامی، از هدف قرار دادن رهبران ایران تا حمله به تاسیسات هستهای، بوده است. اما بررسیهای داخلی نشان داده آمریکا بدون ریسک جدی برای نیروهایش، بدون حمایت متحدان و بدون تهدید ثبات منطقه، نمیتواند بهسرعت یک عملیات گسترده و طولانی را اجرا کند. به نوشته این نشریه، برخلاف ادعای ترامپ درباره «آرمادای عظیم» در حرکت به سوی ایران، ایالات متحده در حال حاضر کشتیها و هواپیماهای کافی برای یک کارزار چند هفتهای در اختیار ندارد و حتی اهداف عملیاتی مشخصی نیز برای فرماندهان نظامی تعیین نشده است.
در همین حال، آمریکا و جمهوری اسلامی برای نخستینبار از سال گذشته میلادی، مذاکراتی برگزار کردهاند. دریادار برد کوپر، فرمانده ارشد سنتکام، در گفتوگوهای عمان حضور داشت. به نوشته آتلانتیک، این مذاکرات فرصتی برای سنجش میزان جدیت دو طرف بوده، هرچند یکی از مقامهای درگیر در مذاکرات گفته واشینگتن هنوز مطمئن نیست تهران «واقعاً به دنبال توافق است یا صرفاً زمان میخرد.»
حکومت ایران خواهان کاهش تحریمهای اقتصادی است، اما نمیخواهد درباره حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه، برنامه موشکی یا حق غنیسازی اورانیوم امتیاز دهد. در مقابل، ترامپ خواستار حذف کامل هرگونه ظرفیت احیای برنامه هستهای ایران است؛ برنامهای که او پیشتر گفته بود در حملات ژوئن «نابود» شده است.
به نوشته آتلانتیک سوال اصلی این است که ترامپ تا چه حد برای مذاکره پیش از بازگشت به گزینه نظامی صبر خواهد کرد. او روز سهشنبه گفت اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا «باید کاری بسیار سخت انجام دهد.»
به نوشته این تحلیل، یکی از عوامل بازدارنده اقدام نظامی، توانمندیهای نظامی ایران است. تهران همچنان دارای موشکهای بالستیک دوربرد، موشکهای کروز و پهپادهایی است که میتوانند پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه را هدف قرار دهند. افزون بر این، تنها یک ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حضور دارد و برای عملیات گستردهتر، به دستکم یک ناو دیگر نیاز است؛ اقدامی که به گفته منابع نظامی حداقل دو هفته زمان میبرد.
آتلانتیک همچنین به نگرانی متحدان منطقهای آمریکا اشاره میکند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به واشینگتن گفتهاند تمایلی به درگیری منطقهای ندارند. کشورهایی مانند کویت، قطر و بحرین که میزبان پایگاههای آمریکا هستند، نگران حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی هستند. بسته شدن تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، نیز یکی از سناریوهای پرریسک مطرحشده است.
این گزارش نتیجه میگیرد که اگرچه حکومت ایران از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت شکنندهای قرار دارد، اما این شکنندگی به معنای ضعف نظامی نیست. در عین حال، مطرح کردن گزینه نظامی بدون اجرای آن میتواند به ایران فرصت آمادگی بدهد. به گفته ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز که در این گزارش به او اشاره شده، هر روز حضور نیروهای آمریکایی در منطقه بدون اقدام، به تهران زمان بیشتری برای آمادهسازی میدهد.
در نهایت، به نوشته آتلانتیک، ترامپ و نتانیاهو - که اخیراً دیداری مفصل در واشینگتن داشتند - اگرچه درباره جزئیات توافق با ایران همنظر نیستند، اما در حفظ جبههای متحد در برابر تهران اشتراک منافع دارند؛ جبههای که فعلاً دیپلماسی را بر اقدام نظامی ترجیح داده است.
پیش از تحلیلگران به روزنامه نیویورک تایمز گفته بودند فشار نظامی آمریکا برای امتیازگیری طراحی شده، اما آمادهسازی برای جنگ زمان میبرد و همین، پنجرهای محدود برای گفتوگو باز میکند. در عین حال، حمایت لفظی اولیه ترامپ از معترضان ایرانی - که هزاران نفرشان کشته شدند - اعتبار او را در معرض آزمون گذاشته و احتمال اقدام نظامی را نسبت به گذشته افزایش داده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران اعلام کرد مکاتبات رسمی او و دیگر کارشناسان با جمهوری اسلامی نشان میدهد الگوی محاکمههای ناعادلانه، اعترافات اجباری و شرایط غیرانسانی بازداشت پس از خیزش دیماه ۱۴۰۴ نهتنها متوقف نشده، بلکه در مقیاسی وسیعتر در حال تکرار است.
مای ساتو در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در هفتههای منتهی به اعتراضات سراسری که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد، بههمراه دیگر کارشناسان سازمان ملل، درباره سه موضوع مشخص بهطور رسمی با جمهوری اسلامی ایران مکاتبه کرده است.
به گفته ساتو، نخستین مورد مربوط به احسان فریدی، دانشجوی مهندسی مکانیک است که با اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شده؛ حکمی که به گفته او بر پایه گزارشهای نهادهای امنیتی صادر شده و کیفرخواست آن نیز از سوی دادستانیای تنظیم شده که بعدها بهدلیل فساد برکنار شد. مورد دوم زهرا شهباز طبری، مهندس برق ۶۷ ساله، است که به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده؛ حکمی که در دادگاهی کمتر از ۱۰ دقیقه صادر شده و به گفته ساتو، مدرک اصلی علیه او تکهپارچهای با شعار اعتراضی بوده است. سومین محور مکاتبه، شرایط زندانهایی چون قرچک، قزلحصار، شیبان و لاکان بوده که شامل گزارشهایی از مرگ در بازداشت، شکنجه، اعدام بدون اطلاع قبلی و محرومیت از تماس با خانواده میشود.
به گفته گزارشگر ویژه، مقامهای جمهوری اسلامی در پاسخ به این مکاتبات، منابع گزارشها را «ناآگاه» یا «دارای رویکرد خصمانه» توصیف کرده و تاکید کردهاند که روندهای قضایی کاملاً قانونی بوده است. با این حال، ساتو تصریح کرده که این مکاتبات که در آذرماه ۱۴۰۴ ارسال شدهاند، همچنان اهمیت دارند؛ زیرا خطر اعدام برای فریدی و طبری پابرجاست و الگوهای نقض دادرسی عادلانه که در آن موارد ثبت شده، اکنون پس از اعتراضات سراسری در ابعادی گستردهتر در حال تکرار است.
او همچنین از دریافت گزارشهایی درباره اعترافات اجباری معترضان خبر داده و هشدار داده است که شرایط زندانهایی که پیشتر مستندسازی شدهاند، ممکن است اکنون محل نگهداری بازداشتشدگان جدید باشد. ساتو تاکید کرده که هنوز آمار دقیقی از تعداد بازداشتشدگان، محل نگهداری آنان، شمار محکومان به اعدام یا افراد اعدامشده در دست نیست. به گفته او، آمار رسمی دولت از کشتهشدگان بیش از سه هزار نفر اعلام شده، در حالی که گزارشهای نهادهای مدنی ارقام بالاتری را نشان میدهد.
گزارشگر ویژه در پایان با اشاره به جنبه انسانی این آمارها، از پرونده یک نوجوان کشتهشده در جریان اعتراضات یاد کرده که پیشتر در دفترچه خاطرات خود درباره آغاز سال تحصیلی جدید و امید به «آیندهای روشن» نوشته بود؛ روایتی که به گفته او نشان میدهد پشت هر عدد، یک زندگی و یک رویای ناتمام قرار دارد.
پیش از این، در ۵ بهمن، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرده بود که ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
هوای شب ۱۸ دی ماه در شمالشرق تهران با شعارهایی که در فضای تاریک شهر طنین میانداخت، پر شده بود. در میان جمعیت، پویا فراگردی ایستاده بود؛ نوازنده ویولنی که زندگیاش با موسیقی سنجیده میشد و قلبش برای ایران میتپید. سپس صدای گلوله آمد.
فراگردی، ۴۴ ساله، آن شب در نزدیکی یک کلانتری در پاسداران هدف تیر نیروهای امنیتی قرار گرفت.
ویدیوهایی که ایراناینترنشنال از پاسداران در ۱۸ دی ماه راستیآزمایی کرده، معترضان زخمی را نشان میدهد که خونآلود روی زمین افتادهاند و دیگران تلاش میکنند به آنها کمک کنند؛ در حالی که صدای تیراندازی در پسزمینه شنیده میشود.
برادرش، پیام فتوحیهپور، به ایران اینترنشنال گفت: «اول فکر کردیم در مجیدیه کشته شده… اما بعد فهمیدم به پاسداران رفته و همانجا تیر خورده.»
حدود ساعت ۱۱ شب، گلولهای به سمت راست شکم او اصابت کرد و به بیمارستان منتقل شد. به گفته برادرش، روز بعد، ۱۹ دی ماه، جان باخت؛ اما خانواده تا چند روز از محل او بیخبر بودند.
نزدیک به ۱۲ روز بعد، خانواده دریافتند پیکرش به کهریزک منتقل شده است. مجموعه پزشکی قانونی در جنوب تهران که بسیاری از قربانیان خیزش اخیر به آنجا برده شدند.
تصاویر تایید شده از کهریزک، خانوادههایی را نشان میدهد که در میان ردیفهای کیسههای سیاه اجساد به دنبال عزیزان خود میگردند، در حالی که محوطه این مجموعه از قربانیان اعتراضات پر شده بود.
جستوجو در تاریکی در حالی که پویا در اعتراضات تهران حضور داشت، برادرش در ایالات متحده بود؛ جدا افتاده از هر خبری، پس از آنکه در ۱۸ دی ماه با تشدید اعتراضات، اینترنت به شکل سراسری قطع شد.
اتصال به اینترنت تقریباً به صفر رسید و دهها میلیون نفر از دسترسی به اینترنت جهانی محروم شدند و ارتباطات تلفنی بهشدت مختل شد. گروههای حقوق بشری گفتند این قطع ارتباط با هدف جلوگیری از خروج اطلاعات از کشور و پنهان کردن ابعاد سرکوب انجام شد.
او گفت: «از همهچیز بیخبر بودم.»
چند روز بعد، وقتی تماسهای بینالمللی بهطور محدود برقرار شد، پیام فهمید برادرش، پویا، ناپدید شده است.
پیام گفت: «خودم را قانع کردم که رفته جایی با دوستی… به خودم میگفتم برمیگردد و من ده یا پانزده دقیقه سرزنشش میکنم.»
اما او هرگز بازنگشت.
پیام با یادآوری آن لحظات گفت: «هر لحظه تصویرش جلوی چشمانم بود. مجبور میشدم به انباری یا دفتر کارم بروم و گریه کنم تا همسر و دخترم از هم نپاشند.»
۳۰ دی ماه، مقامها به خانواده اطلاع دادند که پیکر فراگردی در کهریزک است. روز بعد در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
برادرش گفت: «این روزها تصویر کودکیاش بیشتر از همیشه در ذهنم میآید. حتی صدای کودکیاش در گوشم است؛ “دادا پیام.”»
سرپیچی با موسیقی سالها پیش از اعتراضات، فراگردی با نظام مجوزدهی فرهنگی در ساختار جمهوری اسلامی مخالفت کرده بود؛ سیستمی که هنرمندان را ملزم میکند پیش از اجرا یا انتشار اثر، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرند.
او متولد ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ بود. از همان کودکی نواختن ویولن را آغاز کرد و پایههای خود را در موسیقی کلاسیک شکل داد. با وجود آنکه در رشته مهندسی ماشینآلات کشاورزی تحصیل کرده و مدرک داشت، موسیقی همواره محور اصلی زندگیاش باقی ماند.
برادرش گفت: «تصمیم گرفت حرفهای ویولن بزند و تدریس کند. حتی به دخترم باران هم درس میداد.»
او از باروک تا مدرن مینواخت و به گفته برادرش، به سبکهای جَز، بلوز و راک هم علاقه داشت.
اما نظام مجوز، او را از صحنههای رسمی دور کرد.
برادرش در این زمینه گفت: «از آن متنفر بود. برایش توهینآمیز بود که این موجودات تعیین کنند چه کاری میتواند انجام دهد.»
فراگردی خلاقیتش را به سمت هنرهای دستی برد. در کار با ابزار مهارت داشت و سازهای چوبی، از جمله اُکارینا، را با دستان خود میساخت و سپس مینواخت.
یکی از موسیقیدانانی که با او اجرا کرده و نخواست نامش فاش شود، گفت فراگردی عضو یک ارکستر مستقل در تهران بوده است.
او گفت: «عضو یک ارکستر مستقل بود، یعنی زیر نظر نهاد دولتی نبود. خصوصی بود.»
این موسیقیدان افزود پس از سرکوب آبان ۹۸، که دستکم ۱۵۰۰ معترض کشته شدند، بسیاری از هنرمندان از ارکسترهایی که نیاز به مجوز وزارتخانه داشتند فاصله گرفتند.
«آرشهات ایستاده، اما خشم ما نه» یادبودهایی از سوی همکاران و شاگردانش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. دو تن از همکارانش به ایراناینترنشنال گفتند: «ما صحنه، نتخوان و یک کشور را با هم شریک بودیم. سالها کنار هم نواختیم و هنوز صدای مخملیات را در سکوت میان موومانها میشنویم.»
آنها افزودند: «۱۸ دی به خاطر جرات آزادانه نفس کشیدن، به تو شلیک کردند… شاید جسمت را خاموش کردند، اما پژواکت را نه. آنها یک موسیقیدان را کشتند، نه خود صدا را. آرشهات [از حرکت] ایستاده، اما خشم ما نه.»
آخرین پست اینستاگرامی فراگردی، سوزاندن یک اسکناس ایرانی با تصویر روحالله خمینی بود؛ او اسکناس را بالای یک توالت نگه داشت و خاکسترش را در کاسه توالت انداخت. زیرنویس این ویدیو چنین بود: «بگذار زندگیِ گذشته را بشماریم» و با آهنگ «The Final Countdown» از گروه سوئدی Europe همراه شده بود.
برادرش در پیامهایی نوشت: «فکر میکنم ۱۸ دی ماه دوباره عاشق مردمش شد. کاش زنده میماند و آزادی را هم میدید.»
آخرین صداهایی که پویا شنید، از ویولنش نبود؛ از شعارهایی بود که در خیابانها اوج میگرفت. شاید همان موسیقیای بود که همیشه میخواست بشنود؛ همسراییِ صدایی که از دل خیابانها برمیخاست.
شهبانو فرح پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامهایی جداگانه، ضمن ابراز همدلی با خانوادههای آسیبدیدگان و جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان، بر ادامه مقاومت و اتحاد برای آینده ایران تاکید کردند.
شاهزاده رضا پهلوی پنجشنبه ۲۳ بهمن در پیامی خطاب به مردم ایران گفت گردهماییها، شعارهای شبانه و دیوارنویسیها نشان داده است جمهوری اسلامی نتوانسته در اراده شهروندان برای بازپسگیری ایران خللی ایجاد کند.
او اعلام کرد ۲۵ بهمن، همزمان با «روز جهانی اقدام»، ایرانیان خارج از کشور به خیابانها میآیند تا صدای ملت ایران را به گوش جهانیان برسانند.
شاهزاده رضا پهلوی از مردم داخل کشور خواست ۲۵ و ۲۶ بهمن ساعت هشت شب از خانهها و پشتبامها با سردادن شعار، خواست خود را فریاد بزنند و اتحادشان را به نمایش بگذارند.
او تاکید کرد با «ارادهای شکستناپذیر» بر حکومت پیروز خواهند شد و پیمان او همراهی تا پیروزی نهایی است.
شاهزاده رضا پهلوی پیشتر ۱۳ بهمن در ایکس نوشت ۱۴ فوریه برابر با ۲۵ بهمن «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است و از ایرانیان خواست برای واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی به خیابانها بیایند.
او با اشاره به سرکوب گسترده در ایران گفت حکومت با «کشتار و خشونت افسارگسیخته» تلاش کرده اراده ملت را در هم بشکند اما شکست خورده است. به گفته او، با وجود کشتار دهها هزار ایرانی و قطع اینترنت برای پنهان کردن جنایتها، مردم همچنان در برابر گلولهها ایستادهاند.
شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر پایان یافتن «دوران ترس» و نزدیک بودن «دوران آزادی»، از همه کسانی که به آزادی ایران باور دارند خواست ۱۴ فوریه در همبستگی با مردم ایران به پا خیزند و افزود همبستگی جهانی اهمیت تعیینکننده دارد و وقتی مردم متحد بایستند، دولتها ناچار به شنیدن خواهند شد.
او ۲۲ بهمن نیز برای گردهماییهای ۱۴ فوریه در مونیخ، لسآنجلس و تورنتو از هممیهنان خواست با یکصدایی و انضباط، نماینده شایسته ملت ایران باشند.
شهبانو فرح پهلوی نیز ۲۳ بهمن در شبکه ایکس نوشت در روزهای دشوار، خود را شریک اندوه خانوادههای قربانیان و زخمیشدگان حوادث اخیر ایران میداند و زندانیان را نیز از یاد نبرده است. او با ابراز افتخار به ایرانیان آزادیخواه، برای مجروحان آرزوی بهبودی کرد و نوشت: «از صمیم قلب و با تمام وجود، خود را شریک غم و رنج آنان میدانم.»
او با اشاره به دوری از ایران افزود به کسانی که با شجاعت برای آیندهای روشن ایستادگی میکنند افتخار میکند و ابراز اطمینان کرد که نور بر تاریکی پیروز میشود و ایران به آزادی و آرامش خواهد رسید.
شهبانو همچنین یادآور شد هزاران نفر همچنان در زندانها در رنج و بیعدالتی به سر میبرند و اندیشه آنان پیوسته با او است.