پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی را «جنایت هدفمند» اعلام کرد
فردا فانگ، سخنگوی تیم ویژه پلیس کانادا، در گفتوگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال، ناپدید شدن مسعود مسجودی، استاد پیشین دانشگاه برنابی استان بریتیش کلمبیای کانادا را یک «جنایت هدفمند» اعلام کرد. پلیس کانادا تحقیقات خود را از فاز مفقودی به فاز قتل تغییر داد.
پلیس کانادا با تاکید بر مشکوک بودن شواهد، تحقیقات خود را از فاز مفقودی به فاز قتل تغییر داده است و خواستار همکاری فوری جامعه برای کشف حقیقت شده است.
مسعود مسجودی در زمان جنبش زن، زندگی، آزادی در اعتراض به نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در دانشگاه سایمون فریزر بریتیش کلمبیا، در مقابل دادگاه ونکوور مدتی اعتصاب غذا کرده بود.
روزنامه فیگارو در تحلیلی همزمان با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان نوشت در حالی که واشینگتن خواستههای سختگیرانهتری مطرح کرده و تهران نیز حاضر به عقبنشینی راهبردی نیست، این گفتوگوها از ابتدا با بدبینی و اختلاف همراه است و بعید است به توافقی پایدار منجر شود.
روزنامه فرانسوی فیگارو جمعه ۱۷ بهمن با اشاره به فضای مبهم و پرتنش مذاکرات جاری در عمان نوشت این گفتوگوها بیش از آنکه نشانه اعتماد متقابل باشد، به «پردهای از دود و گاز بیحسکننده» شباهت دارد.
به نوشته این روزنامه، حتی توافق بر سر محل برگزاری نشست نیز با دشواری همراه بوده و مقامهای آمریکایی هم امید چندانی به موفقیت آن ندارند.
فیگارو به نقل از جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نوشت که برقراری دیپلماسی با ایران «بسیار دشوار» است، زیرا رهبر جمهوری اسلامی مستقیم مذاکره نمیکند و حاضر به گفتوگو با آمریکا نیست.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفته است: «مطمئن نیستم بتوان با رهبران ایران به توافق رسید.»
این روزنامه ارزیابی کرده در بهترین حالت، مذاکرات ممکن است به «توافقی حداقلی، شکننده و موقت» منجر شود.
از نگاه فیگارو، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، در موقعیتی ضعیفتر قرار دارد؛ نیروهای نیابتی آن در غزه و لبنان آسیب دیدهاند، روسیه بهدلیل جنگ اوکراین پشتیبان فعالی نیست و حتی بازگشت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از سفر اخیر به مسکو، بدون دستاورد بوده است.
با این حال، به نوشته فیگارو، هرچند برخی تاسیسات برای ازسرگیری غنیسازی آماده شدهاند، این اقدام هنوز به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، انجام نشده و پذیرش «غنیسازی صفر» در شرایط فعلی هزینه فوری برای تهران ندارد.
فیگارو تاکید کرده خواستههای دولت آمریکا پس از بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، سختتر شده است.
واشینگتن علاوه بر توقف کامل غنیسازی، خواهان محدودیت جدی برنامه موشکهای بالستیک و پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی است. مطالباتی که از نگاه مقامهای ایرانی عبور از آنها بهمنزله تسلیم تلقی میشود.
این روزنامه در پایان نوشت مذاکرات ممکن است بیش از هر چیز به جمهوری اسلامی فرصت خرید زمان بدهد.
به باور فیگارو، اگر تهران بتواند با یک توافق کاغذی از حمله نظامی بگریزد، بهای آن را معترضان ایرانی خواهند پرداخت. معترضانی که مبارزهشان همچنان با سرکوب بیامان سپاه پاسداران روبهرو است.
مقامهای پاکستان اعلام کردند همزمان با برگزاری نماز جمعه، یک عامل انتحاری خود را در یک مسجد شیعیان در پایتخت این کشور منفجر کرد که در پی آن دستکم ۳۱ نفر کشته و نزدیک به ۱۷۰ نفر زخمی شدند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این انفجار جمعه ۱۷ بهمن در مسجد خدیجهالکبری در حاشیه اسلامآباد، پایتخت پاکستان، رخ داد.
تصاویر منتشر شده از محل حادثه، پیکرهای خونآلود نمازگزاران، شیشههای شکسته و فضای آشفته داخل مسجد را نشان میدهد.
عرفان ممون، معاون فرماندار اسلامآباد، در بیانیهای گفت: «آمار قربانیان افزایش یافته و تاکنون مرگ ۳۱ نفر تایید شده است. شمار مجروحانی که به بیمارستان منتقل شدهاند به ۱۶۹ نفر رسیده است.»
دو مقام پلیس پاکستان که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند عامل حمله پیش از ورود به مسجد و در دروازه آن متوقف شده و سپس مواد انفجاری همراه خود را منفجر کرده است.
اگرچه «انفجارهای تروریستی» در اسلامآباد، بهعنوان پایتختی با تدابیر شدید امنیتی، نادر است، اما پاکستان در سالهای اخیر با موج تازهای از خشونتهای شبهنظامیان روبهرو بوده است.
شیعیان که اقلیتی در کشور عمدتا سنیمذهب پاکستان با جمعیت حدود ۲۴۱ میلیون نفر هستند، پیشتر نیز بارها هدف حملات فرقهای قرار گرفتهاند.
در حملهای مشابه در ۲۱ آبان، یک انفجار انتحاری در اسلامآباد ۱۲ کشته و ۲۷ زخمی بر جای گذاشت.
گروه جماعتالاحرار، شاخهای جداشده از تحریک طالبان پاکستان، اعلام کرد که مسئولیت این انفجار را میپذیرد.
تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) با انتشار بیانیهای گفت هیچ ارتباطی با این رویداد ندارد و خود را از آن «مبرا» دانست.
رسانههای روسیه گزارش دادند ولادیمیر آلکسییف، معاون اول رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش این کشور، در مسکو هدف تیراندازی قرار گرفته، بهشدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده است. حملهای در ادامه موج ترور مقامهای ارشد نظامی روسیه.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کمیته تحقیق روسیه صبح جمعه ۱۷ بهمن اعلام کرد مهاجم ناشناس چندین بار به سوی این مقام امنیتی روسیه شلیک کرده است.
سوتلانا پترنکو، سخنگوی کمیته تحقیق، بدون اشاره به هویت عامل یا عاملان حمله، اعلام کرد تحقیقات در اینباره آغاز شده است.
آلکسییف از سال ۲۰۱۱ معاون اول اداره اطلاعات نظامی روسیه بوده و در گذشته برای نقش خود در عملیات نظامی روسیه در سوریه، نشان «قهرمان روسیه» دریافت کرده است.
این تیراندازی یک روز پس از پایان گفتوگوهای دو روزه میان نمایندگان روسیه، اوکراین و آمریکا در ابوظبی رخ داد. مذاکراتی که با هدف بررسی راههای پایان دادن به جنگ اوکراین برگزار شد.
هیات روسی در این گفتوگوها از سوی رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش روسیه هدایت میشد.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین، اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، در جریان این حمله قرار گرفته و تاکید کرده است تدابیر حفاظتی از مقامهای ارشد نظامی باید تقویت شود.
در ماههای گذشته، چند ژنرال روس از جمله رییس اداره آموزش عملیاتی ستاد کل ارتش و معاون اداره عملیات ستاد کل، در انفجار بمبهای کار گذاشتهشده در خودروهایشان کشته شدند.
کمیته تحقیقات روسیه اول دی اعلام کرد فانیل سارواروف، از فرماندهان ارتش این کشور، در پی انفجار یک بمب که زیر خودرویی در جنوب مسکو کار گذاشته شده بود، جان خود را از دست داد.
این کمیته گزارش داد یک خودرو در لحظه خروج رییس اداره آموزش عملیاتی نیروهای مسلح روسیه از پارکینگ منفجر شد و سارواروف ۵۶ ساله در اثر شدت جراحات جان باخت.
بازرسان کمیته اعلام کردند به احتمال دخالت سرویسهای ویژه اوکراین در این انفجار مشکوک هستند.
از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در اسفند ۱۴۰۰، شماری از مقامهای نظامی روس در مسکو هدف حمله قرار گرفتهاند.
کییف بهندرت مسئولیت این عملیاتهای هدفمند را میپذیرد، اما شمار زیادی از این حملات به سازمان اطلاعات نظامی اوکراین نسبت داده شدهاند.
پنجم اردیبهشت، یاروسلاو موسکالیک، معاون رییس اداره اصلی عملیات در ستاد کل ارتش روسیه، در پی انفجار بمب در خودرویی در نزدیکی مسکو کشته شد.
آذر سال گذشته نیز ایگور کیریلوف، رییس نیروهای حفاظت هستهای، بیولوژیک و شیمیایی روسیه، همراه دستیارش در اثر انفجار بمب جاسازیشده در یک اسکوتر برقی در مسکو جان باخت.
در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشنهاد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، برای تمدید داوطلبانه یکساله محدودیتهای استقرار تسلیحات هستهای راهبردی پس از پایان معاهده «نیو استارت» را رد کرد و گفت واشینگتن بهدنبال توافقی «بهتر و مدرنتر» است که شامل چین نیز بشود.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۷ بهمن در گزارشی نوشت با پایان اعتبار معاهده «نیو استارت» که محدودیت استقرار کلاهکهای هستهای راهبردی را تعیین میکرد، عملا آخرین چارچوب کنترل تسلیحات میان آمریکا و روسیه از میان رفت.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت بهجای تمدید نیو استارت، «باید کارشناسان هستهای ما روی یک توافق جدید، بهتر و بهروز کار کنند» که در بلندمدت دوام داشته باشد.
او نیو استارت را «بد مذاکرهشده» خواند و گفت بهطور جدی نقض شده است.
اظهار نظری که به توقف بازرسیهای میدانی از سوی روسیه در سال ۲۰۲۳ اشاره دارد.
بر اساس این گزارش، طرفداران کنترل تسلیحات هشدار دادند که انقضای این معاهده به یک مسابقه تسلیحات هستهای شتابیافته دامن خواهد زد، در حالی که مخالفان آمریکایی گفتهاند این پیمان توانایی ایالات متحده را برای استقرار سلاحهای کافی بهمنظور جلوگیری از تهدیدات هستهای روسیه و چین محدود کرده است.
پیمان نیو استارت، آخرین مورد از مجموعهای از معاهدات کنترل تسلیحات میان دو قدرت بزرگ تسلیحات هستهای جهان بود که قدمت آن به بیش از نیم قرن پیش از جنگ سرد برمیگردد.
این پیمان تنها یک بار تمدید شد: پوتین و جو بایدن، رییسجمهوری سابق آمریکا، در سال ۲۰۲۱ با تمدید آن به مدت پنج سال موافقت کردند.
کارشناسان هشدار دادند پایان نیو استارت میتواند مسابقه تسلیحاتی هستهای را تشدید کند و با از میان رفتن شفافیت و پیشبینیپذیری، خطر محاسبه غلط را بالا ببرد.
ترامپ گفته است خواهان توافقی تازه با مشارکت چین است؛ کشوری که با حدود ۶۰۰ کلاهک، بهمراتب کمتر از آمریکا و روسیه (هرکدام حدود چهار هزار کلاهک) سلاح هستهای دارد و تاکنون مذاکره سهجانبه را نپذیرفته است.
به گفته تحلیلگران، در صورت نبود جایگزین، آمریکا و روسیه میتوانند ظرف چند سال صدها کلاهک بیشتر مستقر کنند. سناریویی که محیط امنیت جهانی را ناامنتر میکند.