مخاطب از ساری: ماموران مدرسه دخترانه را به محل نگهداری معترضان بازداشتی تبدیل کردهاند
یک مخاطب از ساری گزارش داد مدرسه دخترانه «الزهرا» در این شهر به محل نگهداری معترضان بازداشتشده تبدیل شده و اطراف آن تحت کنترل شدید امنیتی قرار دارد. پیشتر نیز پیامهایی درباره فضای امنیتی سنگین در بیمارستانها و مدارس و حضور ماموران مسلح در این مراکز منتشر شده بود.
بر اساس پیامهای مخاطبان به ایراناینترنشنال، همزمان با گسترش اعتراضات، مدارس و بیمارستانها در شماری از شهرها بهطور امنیتی در اختیار نیروهای سرکوب قرار گرفتهاند و در مواردی به محل نگهداری معترضان بازداشتی تبدیل شدهاند.
ویدیوها و تصاویر دریافتی نشان میدهد ماموران جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر در شماری از مدارس و بیمارستانها مستقر شدند؛ اقدامی که به گفته ناظران با هدف آمادهسازی برای یورش به معترضان در صورت حضور گسترده مردم در خیابانها انجام شد. این روند بهعنوان نقض آشکار حریم مراکز غیرنظامی و استفاده امنیتی از فضاهای عمومی ارزیابی میشود.
یک پرستار از لاهیجان در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از سرکوب اعتراضات، ماموران برای بردن مجروحان حتی به آیسییو میآمدند و کادر درمان برای نجات بیماران، آنها را ساعتها در اتاق عمل پنهان میکردند تا شناسایی و منتقل نشوند.
به گفته این پرستار، پنجشنبه ۱۸ دی تا ساعت ۹ شب فضای شهر آرام بود و خانوادهها، پیرزنها و پیرمردها در خیابان بودند، اما با افزایش جمعیت به هزاران نفر، تیراندازی مستقیم به قصد کشت آغاز شد؛ همزمان هلیشاتها بالای سر جمعیت پرواز میکردند و لباسشخصیها در میان مردم اسلحه بیرون میکشیدند.
او میگوید در بیمارستان «تا ۵ صبح اتاق عمل بودیم؛ هیچ گاز و ست استریلی باقی نماند». جمعه ۱۹ دی به گفته او «کلاً قتلعام بود» و از ساعت ۶ عصر هرکسی در خیابان بود میکشتند».
این پرستار از کشتهشدن همسر یکی از همکارانش و برادر یک همکار دیگر خبر میدهد و میگوید اجساد گیلان را در کانتینر و روی هم به باغ رضوان رشت بردند. به گفته او، برای تحویل هر جنازه بین ۸۰۰ میلیون تا ۳ میلیارد تومان مطالبه میشود: «واقعاً گفتنی نیست؛ قتلعام شده.»
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، محمدجواد حیدری ، ورزشکار ۳۲ ساله رشته MMA، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جهوری اسلام، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در محله پاسداران شهر مسجدسلیمان، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب، به قتل رسید.
جزئیات رسیده حاکی است جاویدنام حیدری، ساعت ۹:۳۰ شب، درحالی که به یک معترض زخمی کمک میکرد، با شلیک گلوله کشته شد.
او پیش از پیوستن به خیزش ملی، در پیامی به یکی از دوستانش نوشته بود: «والا به خدا من یکی حاضرم بمیرم ولی این کشور به یه ثباتی برسه، هزار بار مردن به این زندگی نکبتبار و ذلتبار ارزش داره.»
براساس این گزارش، نیروهای امنیتی پس از قتل این ورزشکار، جاویدنام حیدری را بهعنوان «بسیجی شهید»، روز ۲۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۴ صبح، با تدابیر امنیتی در «بهشتزهرای» چهاربیشه در مسجدسلیمان به خاک سپرد.
همچنین فیلمها و عکسهایی که در صفحه اینستاگرام شخصی او منتشر شده بود، توسط نیروهای امنیتی از دسترس خارج شد.
سازمان حقوق بشر ایران از موج جدید سرکوب و بازداشت خشونتآمیز افرادی خبر داد که به مجروحان اعتراضات اخیر امدادرسانی کردهاند و اعلام کرد نیروهای امنیتی با یورش به منازل و کلینیکها، پزشکان و شهروندان داوطلب را بازداشت و اموال آنان را تخریب میکنند.
این سازمان نوشت نهادهای امنیتی با هدف ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از درمان آسیبدیدگان، اقدام به بازداشت پزشکان و یورش به پناهگاههای موقت درمانی کردهاند.
بر اساس این گزارش، آمنه سلیمانی، پزشک و مدیر کلینیک پوست و مو در اردبیل، بهدلیل پذیرش و درمان مجروحان اعتراضات این شهر بازداشت شده و وضعیت اردبیل در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی «بسیار بحرانی» بوده است.
سازمان حقوق بشر ایران بازداشت این پزشک را در راستای فشار بر جامعه پزشکی برای مداخله نکردن در درمان معترضان ارزیابی کرد.
این نهاد همچنین به نقل از منبعی دیگر گزارش داد دستکم چهار پزشک به دلیل کمک به مجروحان بازداشت شدهاند و از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
در ادامه این گزارش آمده است خسرو مینایی، امدادگر داوطلب که خانهاش را به پناهگاه آسیبدیدگان تبدیل کرده بود، ۲۴ دیماه همراه با ضربوشتم بازداشت شد و ماموران خانه و خودروی او را تخریب کردند.
سارا خادم، استاد بزرگ شطرنج زنان، در واکنش به کشتار بیسابقه مردم ایران بهدست جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، با ارسال بیانیهای سرگشاده به پدرو سانچس، نخستوزیر اسپانیا، خواستار پیشگامشدن اسپانیان در قطع ارتباط با جمهوری اسلامی شد.
خادم در توضیح نامه خود نوشت: «سکوت در برابر سرکوب، بیطرفی نیست. بیتفاوتی نسبت به رنج انسانی هرگز نباید به امر عادی تبدیل شود، زیرا سکوت به بیعدالتی اجازه تداوم میدهد. این بیانیه خطاب به نخستوزیر اسپانیا و به تمامی دولتهای دموکراتیکی است که همچنان روابط عادی خود را با نظامی که بر پایه خشونت و ترس شکل گرفته است، حفظ میکنند.»
او در ابتدا خطاب به سانچس نوشت: «نخستوزیر پدرو سانچس، ما پیشتر یکدیگر را ملاقات کردهایم. شما زمانی پرسیدید که چه کاری میتوانید برای من انجام دهید. در آن زمان، چیزی درخواست نکردم. امروز، درخواست من اقدام است، نه برای خودم، بلکه برای مردم ایران.»
استاد بزرگ شطرنج زنان، در این بیانیه نوشت: «جمهوری اسلامی دیگر بازتابدهنده اراده بخشهای بزرگی از جامعه خود نیست. اقتدار آن از طریق اعدامها، زندانهای خودسرانه و سرکوب نظاممند اعتراضات مسالمتآمیز حفظ میشود. زنان با فشار نهادی دائمی مواجهاند و اعتراض بهطور فزایندهای جرمانگاری میشود.»
خادم در ادامه نوشت: «در چنین شرایطی، ادامه روابط دیپلماتیک عادی پرسشی اجتنابناپذیر را مطرح میکند. دولتهای دموکراتیک چگونه میتوانند تعامل سیاسی را با تعهد خود به حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی سازگار کنند؟ اسپانیا، بهعنوان یک ملت دموکراتیک، این فرصت را دارد که با بازنگری در رویکرد خود و حمایت از فشارهای معنادار بر ساختارهای سرکوب، بدون آسیب رساندن به شهروندان بیگناه، رهبری اخلاقی نشان دهد.»
این شطرنجباز ایرانی مقیم اسپانیا در پایان نوشت: «تاریخ کسانی را که عمل میکنند، و همچنین کسانی را که سکوت را انتخاب میکنند، قضاوت خواهد کرد.»
یک پزشک جراح در ایران که در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه مشغول درمان مجروحان انقلاب ملی ایران بود، در گفتوگو با روزنامه گاردین از ساعاتی سخن گفته است که با قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی، شلیک گلولههای جنگی آغاز شد و بیمارستانها در مدت کوتاهی به میدان جنگ تبدیل شدند.
روزنامه گاردین یکشنبه پنج بهمن بر اساس شهادت یک پزشک نوشت، سرکوب خونین اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه آغاز شد.
این پزشک میگوید صدای تیراندازی در خیابانها بهوضوح شنیده میشد و همزمان اینترنت و ارتباطات تلفنی بهطور کامل قطع شده بود.
او که سابقه فعالیت در مناطق زلزله زده را دارد، وضعیت بیمارستانهای ایران در آن شب را «بدتر از هر منطقه جنگی» توصیف میکند.
این در حالی است که بر اساس بیانیه یکشنبه پنجم بهمن شورای سردبیری ایراناینترنشنال، ابعاد سرکوب اعتراضات مردمی در جریان انقلاب ملی ایران بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده و شمار کشتهشدگان به بیش از ۳۶هزار و ۵۰۰ نفر رسیده است.
قطع ارتباطات و آغاز شلیک مستقیم
به گفته این پزشک، تا پیش از ساعت هشت شب پنجشنبه، تصاویر مجروحان با زخمهای ساچمهای از طریق واتساپ برای او ارسال میشد؛ زخمهایی که اگرچه دردناک و ترسناک بودند، اما قابل درمان محسوب میشدند.
اما با از کارافتادن اینترنت و تلفن همراه وضعیت بهسرعت تغییر کرد. از حدود ساعت ۸:۱۰ یا ۸:۲۰ شب، صدای شلیک گلوله، فریاد مردم و انفجار در خیابانها به وضوح شنیده میشد.
با رسیدن نخستین مجروحان به بیمارستان مشخص شد که نیروهای حکومتی دیگر از ساچمه استفاده نمیکنند، بلکه با گلوله جنگی به مردم شلیک میکنند؛ گلولههایی که از یک سوی بدن وارد و از سوی دیگر خارج میشدند.
بیمارستانها مناطق تلفات گسترده
این پزشک که جراح آسیبهای قفسه سینه و شکم است، میگوید اتاقهای عمل بهسرعت پر شد از بیمارانی که گلوله به شکم، لگن و سینهشان اصابت کرده بود؛ زخمهایی که تنها چند دقیقه با مرگ فاصله داشتند.
در بیمارستانی که معمولا دو عمل اورژانسی در یک شب انجام میشود، آن شب بین ساعت ۹ شب تا ۶ صبح حدود ۱۸ عمل جراحی انجام شد و با روشن شدن هوا، هنوز برخی بیماران روی تخت جراحی بودند.
به گفته او، بیمارستانها به مناطق «تلفات گسترده» تبدیل شدند. نه پزشک کافی وجود داشت، نه پرستار، نه متخصص بیهوشی، نه خون و نه زمان.
همچنین اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از الگوی مشخص سرکوب پرده برمیدارد؛ از جمله اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال از سردخانهها نشان میدهد شماری از مجروحان در حالی هدف گلوله قرار گرفتهاند که تحت مراقبت پزشکی و همچنان به تجهیزات پایش علائم حیاتی متصل بودند.
بر اساس شهادت این پزشک در طول شب صدای سلاحهایی شنیده میشد که هیچگاه نباید در خیابانهای یک شهر استفاده شوند. او از شنیدن صدای تیربارهای سنگین دوشکا و مشاهده آنها بر روی وانتهای در حال حرکت در خیابانها سخن گفته است.
فضایی که او توصیف میکند، بیشتر به میدان نبرد شباهت دارد تا عملیات انتظامی. بهگفته این پزشک، آنچه در خیابانها جریان داشت دیگر «پلیس» نبود، بلکه شکل آشکاری از جنگ علیه مردم غیرنظامی بود.
زخمیها از مراجعه به بیمارستان هراس داشتند
این پزشک میگوید بسیاری از مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری میکردند، زیرا نهادهای امنیتی با ارسال نامه رسمی خواستار مشخصات بیماران میشوند. روالی که در اعتراضات پیش از این نیز وجود داشته است.
افراد زیادی با این پزشک تماس میگرفتند و با رمز و اشاره صحبت میکردند، چون نگران شنود مکالمات بودند. تماسها تنها درباره معترضان نبود؛ درباره یک کودک ۱۶ ساله، مردی ۷۰ ساله و افراد از تمامی سنین بود.
او میگوید: «حتی لازم نبود تظاهرکننده باشی تا به تو شلیک شود؛ کافی بود آنجا باشی.»
شهرهای خونین
این پزشک در روز ۱۹ دی به یکی از شهرهای مرکزی ایران سفر میکند. به گفته او، همکارانش در بیمارستانهای آن شهر کوچک نیز از شبی «فاجعهبار» خبر دادهاند؛ در یکی از بیمارستانها، تنها در یک شب ۱۳عمل جراحی قفسه سینه و شکم انجام شده بود.
حتی بیمارستانهای خصوصی که معمولا هیچ مورد تیرخوردگی ندارند، مملو از مجروحان شده بودند.
این پزشک میگوید هیچ آمار دقیقی از شمار جانباختگان وجود ندارد، اما بر اساس ظرفیت تختها و تعداد بیمارستانها میتوان تخمین زد که ابعاد کشتار بسیار گسترده بوده است.
به باور او، در شهری با حدود دو میلیون نفر جمعیت ممکن است بیش از هزار نفر تنها در یک شب جان خود را از دست داده باشند.
او همچنین صحنهای را توصیف میکند که در جوی آب، نزدیک به یک لیتر خون جمع و رد خون چند متر روی زمین کشیده شده بود. نشانهای از اینکه برخی مجروحان حتی فرصت رسیدن به بیمارستان را پیدا نکردهاند.
این پزشک تاکید میکند که خشونت در شب ۱۸ دی با شلیکهای پراکنده آغاز شد، اما در شب ۱۹ دی به تیراندازی با اسلحه خودکار و گسترده تبدیل شد.
او گفت: «آنچه رخ داد شبیه میدان جنگ بود که داشت علیه غیرنظامیان اجرا میشد.»
او افزود قطع اینترنت، خاموشی ارتباطات، شمار بالای مجروحان و فرسودگی شدید کادر درمان، مجموعهای از شرایط را رقم زد که بخش بزرگی از این سرکوب خونین در تاریکی و بیخبری مطلق اتفاق افتاد.
ایراناینترنشنال در بیانیه یکشنبه خود با تاکید بر این یافتهها اعلام کرد آنچه در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد، یک جنایت گسترده و برنامهریزیشده به دستور شخص علی خامنهای، دیکتاتور تهران، است. جنایتی که اکنون از آن بهعنوان خونینترین قتلعام شهروندان در جریان تظاهرات خیابانی در یک بازه دو روزه در تاریخ جهان یاد میشود.