قمار آخر خامنهای
این روزها، رسانههای معتبر بینالمللی همه درباره حمله به ایران صحبت میکنند. ایران به بحث داغ جهانی تبدیل شده است، نه بهخاطر پیشرفت، توسعه، صلح یا آرامش، بلکه بهدلیل خطر جنگ.
در شرایطی که هر لحظه و هر روز ممکن است کشور به درون جنگی خانمانسوز سقوط کند، خامنهای میگوید که تغییراتی در سیاستهای خود ایجاد نخواهد کرد. در حالی که همه درباره یک جنگ ویرانگر هشدار میدهند، او به مردم میگوید که آرام باشند و این سختیها، دشواریهای رسیدن به قله است.
بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی، از جمله ترامپ و نتانیاهو، مکررا اعلام کردهاند که دشمن آنها حکومت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران است، نه مردم ایران. جالبتر اینجاست که ترامپ و نتانیاهو بیشتر از خامنهای در وصف فرهنگ و تمدن مردم ایران صحبت کرده و تفاوتی بین حکومت جمهوری اسلامی و مردم ایران قائل هستند.
مقایسه کنید این نگاه رهبران آمریکا و اسرائیل به مردم ایران را با نگاه خامنهای و تمام کسانی که جمهوری اسلامی را بر اساس ایدهها و نظرات او ساختهاند.
خامنهای حتی در پیام نوروزیاش نه نوروز را تبریک گفت و نه سال نو را، و بعد از انتقادات شدید، تنها یک تبریک ظاهری در نماز عید فطر گفت و تمام شد. بنیانگذاران جمهوری اسلامی، از جمله خامنهای، چگونه به این مردم و فرهنگ آنها نگاه میکنند؟
خامنهای و دیگر نظریهپردازان انقلاب ۵۷، با توهین به ارزش های مردم ایران، آنها را از فرهنگ خودشان دور کردهاند. همین حالا هم خامنهای نه تنها به نوروز اهمیتی نمیدهد، بلکه میخواهد کشور را به سوی یک جنگ ویرانگر دیگر سوق دهد.
در حالی که رسانهها از خطر حمله قریبالوقوع به ایران صحبت میکنند، رهبر جمهوری اسلامی همچنان در توهمات خود غرق است و به هیچ عنوان تغییراتی در سیاستهایش نمیبینید.
در حالی که تمامی نشانهها نشان میدهند که جنگ قریبالوقوع است، خامنهای یا تحولات اطراف ایران را نادیده میگیرد، یا برایش اهمیتی ندارد که جمهوری اسلامی برای دومین بار در طول عمر ۴۶ سالهاش ایران را وارد یک جنگ دیگر کند.
این جنگ، که بسیاری از تحلیلگران آن را ویرانگرتر از جنگ ایران و عراق میدانند، به شکلی مشابه با اشتباهات تاریخی خمینی میتواند فاجعهای دیگر برای کشور ایجاد کند. خامنهای، مانند خمینی، با تصمیمات اشتباه خود کشور را به سوی یک فاجعه میبرد.
خمینی با تضعیف ارتش ایران، زمینه را برای حمله صدام به ایران فراهم کرد. خامنهای نیز به نوعی همان راه را میرود، اما به شکلی خطرناکتر. او و فرماندهان سپاه فکر میکنند که جمهوری اسلامی به اندازه کافی قوی است که هیچکس نمیتواند به آنها حمله کند، در حالی که این یک توهم خطرناک است.
امروز، برخلاف آنچه که خامنهای و فرماندهان سپاه میگویند، بسیاری از تحلیلگران جهانی هشدار میدهند که این جنگ میتواند سنگینترین حمله پس از جنگ جهانی دوم باشد.
وزیر امور خارجه فرانسه نیز اخیرا اعلام کرده که اگر توافقی به دست نیاید، حمله به ایران تقریبا اجتنابناپذیر است.
کشورهای دیگر همچون بریتانیا نیز اعلام کردهاند که آماده هستند تا حضور نظامی خود را تقویت کنند. رسانهها گزارش دادهاند که آمریکا تجهیزات جنگی بیشتری به منطقه ارسال کرده است و همه اینها نشاندهنده اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی است. این اقدامات نشان میدهند که جهان در حال شکل دادن به یک ائتلاف برای مقابله با جمهوری اسلامی است.
خامنهای و مسئولان جمهوری اسلامی باید از خود بپرسند که چرا کشور و مردم ایران باید هزینه اشتباهات آنها را بپردازند؟ چرا باید مردم ایران بهدلیل سیاستهای آنها در آستانه یک جنگ ویرانگر دیگر باشند؟ آیا این به خطر انداختن جان مردم و آینده ایران نیست؟ مردم ایران این شرایط را نمیخواهند. این جنگها و بحرانها بههیچ وجه نتیجهای جز فقر و فلاکت برای مردم ایران نخواهد داشت.
به نظر میرسد که حکومت جمهوری اسلامی نه تنها نگران این مسئله نیست، بلکه با سیاستهای خود کشور را به سمت یک بحران بزرگتر سوق میدهد. بحرانی که میتواند قمار آخر خامنهای هم باشد و به تضعیف شدید یا سرنگونی جمهوری اسلامی هم منجر شود.