تحلیل

۱۳ به درِ هویت؛ روزی برای بازپس‌گیری شادی ملی

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

در حالی‌ که حکومت تلاش می‌کند آیین‌های ملی چون سیزده‌به‌در را با تغییر نام و محدودسازی شادی عمومی از معنا تهی کند، ایرانیان بار دیگر با حضور گسترده در طبیعت، موسیقی، رقص و دورهمی‌های خانوادگی نشان دادند که هویت فرهنگی و حق شاد زیستن را واگذار نخواهند کرد.

به این ترتیب، سیزده‌به‌در ۱۴۰۴ برای ایرانیان نه‌تنها روز طبیعت، بلکه روز مقاومت مدنی در برابر حذف نمادهای ملی بود.

این مقابله حکومت با مناسبت‌های ملی و بهانه‌های مردم برای شادی و زندگی، از همان آغاز نوروز شروع شد. در لحظه‌ای که میلیون‌ها ایرانی به رسم هزاران ساله، کنار سفره‌های هفت‌سین گرد آمده بودند تا تحویل سال نو را جشن بگیرند، رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی‌اش نه تبریکی گفت، نه نامی از «نوروز» برد و نه نشانی از شعف و شادمانی ملی بروز داد.
این سکوت معنا‌دار در نوروز ۱۴۰۴، نه فقط یک حذف تصادفی یا بی‌حوصلگی سیاسی، بلکه ادامه سیاست فرهنگی‌ای است که علی خامنه‌ای طی دو دهه گذشته آن را با دقت، گزینش و مداومت پی گرفته: اسلامیزه‌کردن گزینشی سنت‌ها و حذف یا خنثی‌سازی آن دسته از آیین‌های ملی که با روایت دینی او همخوانی ندارند.

خامنه‌ای از دهه ۸۰ به این سو، بارها و بارها مخالفت ضمنی و صریح خود با برجسته‌سازی نمادهای ملی را بیان کرده است. او حتی در سال‌هایی که به اجبار عرف یا فشار اجتماعی، واژه نوروز را در سخنان خود گنجانده، تلاش کرده با چاشنی مذهبی آن را از محتوای ملی تهی کند.

در این پروژه، عناصر «بی‌خطر» یا قابل دینی‌سازی، مانند صبر و تقوا و دعا در سال نو برجسته شده‌اند، در حالی که عناصر نمادین و سکولار جشن‌ها، مثل آیین‌های شادی‌آور، آتش، رقص، موسیقی و پیوندهای قومی و اسطوره‌ای یا با سکوت گذرانده شده یا صراحتا «خرافه» و «ضداسلامی» قلمداد شده‌اند.

این سیاست فرهنگی، تنها مختص نوروز نیست. آیین‌هایی چون چهارشنبه‌سوری، شب یلدا و جشن سده نیز همواره در تیررس حملات فکری و امنیتی بوده‌اند. اما نوروز به دلیل گستره جغرافیایی و عمق فرهنگی‌اش، میدان رویارویی اصلی میان دو دیدگاه بوده: از یک‌سو دیدگاه رسمی که هویت ملی را تهدیدی برای ایدئولوژی دینی می‌داند و در دیگر سو، دیدگاه مردم که نوروز را نه صرفا یک جشن که نماد پیوستگی با تاریخ، هویت و شادی مشروع می‌دانند.

نوروز ۱۴۰۴ نقطه عطفی در این تقابل بود؛ چرا که برای نخستین‌بار پس از انقلاب، تحویل سال با شب‌های قدر مقارن شد؛ وضعیتی که حکومت کوشید آن را به فرصتی برای غلبه نمادهای مذهبی بر نمادهای ملی بدل کند.

در روزهای منتهی به نوروز، فرماندهان سپاه هشدار دادند که مردم باید شان ماه رمضان و شب‌های قدر را رعایت کنند. وزارت ارشاد و صداوسیما با تاکید بر حرمت شب‌های احیا، از پخش برنامه‌های شاد یا موسیقی‌محور در ایام نوروز پرهیز کردند. در سطح شهرها، رنگ مشکی تبلیغات ماه رمضان بر سر در معابر، عملا نوروز را به حاشیه برد.

اما در نقطه مقابل این تلاش برای انکار، مردم رفتار دیگری نشان دادند. حضور در مکان‌های فرهنگی، پارک‌ها، موزه‌ها و مقاصد تاریخی در سراسر کشور، حتی در شب‌های احیا، در بالاترین سطح خود طی سال‌های اخیر بود.

برخلاف سال‌های گذشته، خانواده‌های بیشتری ترجیح دادند به جای حضور در مراسم دعا و مناجات یا اقامت در حرم‌های مذهبی، لحظه سال تحویل را در جمع‌های خانوادگی، سفر، طبیعت و فضای شهری سپری کنند.

از روز اول فروردین تا ۱۳ به در، در تهران، شیراز، اصفهان و بسیاری از شهرها، تصاویر رقص و آواز و شادی کودکان در میادین عمومی و فضای مجازی منتشر شد که پیام روشنی برای حکومت داشت: هویت ملی ما سرکوب‌شدنی نیست.

می‌توان گفت که جمهوری اسلامی در نوروز ۱۴۰۴ شکست فرهنگی بزرگی را تجربه کرد. سال‌ها حذف و سانسور و تحقیر آیین‌های ملی، نه‌تنها باعث فراموشی آنها نشده، بلکه حتی واکنشی معکوس در مردم ایجاد کرده است.

جامعه‌ای که روزگاری تا حدی با مناسک مذهبی پیوند خورده بود، امروز به‌تدریج در حال کاهش جنبه‌های مذهبی آیین‌ها و تقویت وجه ملی، فرهنگی و شادی‌آور آن است. آنچه خامنه‌ای و نظامش «خرافه» می‌خوانند، از نگاه مردم نخ تسبیح فرهنگ و حافظه تاریخی‌شان است.

از سوی دیگر، مردمی که به خوبی دریافته‌اند قدرت سیاسی در تلاش است آیین‌ها را یا مصادره کند یا از بین ببرد، به مقاومتی هوشمندانه روی آورده‌اند. این مقاومت، شکلی پنهان، غیرسیاسی و بی‌خشونت دارد، اما تأثیر آن درازمدت و ژرف است. در زمانی که حکومت تلاش می‌کند حتی نام ۱۳ به در را در تقویم تغییر دهد و آن را «روز طبیعت» بنامد، مردم با برگزاری این مراسم به شکل سنتی، عملا این تصمیمات را بی‌اثر می‌کنند.

باید تاکید کرد که این نبرد تنها یک مناقشه فرهنگی نیست. در بطن آن، مساله مشروعیت نمادین حکومت نهفته است. خامنه‌ای و دستگاه فرهنگی زیر نظر او از آن واهمه دارند که آیین‌های ملی می‌توانند به پیوندی غیرمذهبی، فرامذهبی و حتی غیردولتی میان ایرانیان بدل شوند.

آن‌گونه که دین سیاسی شیعه، رابطه عمودی امت و امام را برجسته می‌کند، آیین‌های ملی رابطه افقی ملت و تاریخ را تقویت می‌کنند. از همین‌روست که حکومت احساس می‌کند حتی یک جشن خانوادگی یا مراسم آتش‌بازی می‌تواند به فضای نافرمانی مدنی بدل شود، چنان‌که در چهارشنبه‌سوری‌های اخیر شاهد آن بودیم.

بر این اساس، رفتار علی خامنه‌ای در نوروز ۱۴۰۴ نه یک اتفاق بلکه نتیجه سال‌ها سیاست‌گذاری فرهنگی، فقهی و امنیتی است. او که در سال‌های گذشته کوشیده با تعبیرات مبهم مانند «بهار معنوی» و «نوروز اسلامی» جشن ملی ایرانیان را خنثی کند، اینک حتی دیگر نیاز نمی‌بیند چنین واژگانی را به زبان آورد. سکوت او در مقابل شادی عمومی، دقیقا به‌مثابه اعتراض به شادی مردم است.

در مقابل این سکوت و حذف، مردم با صدا، تصویر، موسیقی، حضور و بازسازی آیین‌ها در فضای شخصی و مجازی، پاسخ داده‌اند. آن‌ها با پافشاری بر نمادهای نوروزی، با سفرهای گسترده، با پخش موسیقی سنتی و شاد، با شادی‌کردن در میادین و پارک‌ها نشان دادند که این نبرد را جدی گرفته‌اند و چنین بود که نوروز امسال بیش از هر زمان دیگری، به میدان دفاع از هویت بدل شد.