تحلیل

بازی خطرناک خامنه‌ای روی لبه تیغ اتمی

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

حسن روحانی، بدون اشاره مستقیم به نام علی خامنه‌ای، سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و با هشدار درباره خطر درگیری با اسرائیل، یادآور شده است که آمریکا در حمایت از اسرائیل ایستاده و هرگونه اشتباه راهبردی می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری برای نظام در پی داشته باشد.

سخنان اخیر روحانی، که در جمع وزیران سابق دولتش بیان شده، در واقع تاکید مجددی بر مواضع پیشین اوست. او پیش‌تر نیز هشدار داده بود که یک اشتباه محاسباتی می‌تواند موجب فروپاشی نظام شود.

در این سخنرانی، روحانی به انتقاد از اکثر سیاست‌های کلان کشور پرداخته و بدون ذکر نام، تصمیمات خامنه‌ای را زیر سؤال برده است. انتقادات روحانی به‌طور مستقیم متوجه خامنه‌ای است، چرا که تمامی سیاست‌هایی که اکنون از سوی او مورد انتقاد قرار گرفته، تحت تایید و دستور مستقیم رهبر جمهوری اسلامی اجرایی شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین مباحث روز کشور، مسئله مذاکره با آمریکا است. در حالی که خامنه‌ای با صراحت مخالفت خود را با هرگونه مذاکره اعلام کرده، حسن روحانی در اظهارات اخیر خود گفته است که ممکن است در آینده‌ای نزدیک شرایطی پیش آید که مذاکره با آمریکا ضرورت پیدا کند. این موضع‌گیری، در تضاد کامل با نظر رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد.

موضع روحانی درباره مذاکره با آمریکا همواره مشخص بوده است؛ او همواره از ضرورت تعامل با آمریکا سخن گفته، همان‌طور که اکبر هاشمی رفسنجانی نیز تا پایان عمر خود بر این باور بود که باید اختلافات ایران و آمریکا حل و فصل شود.

در مقابل، خامنه‌ای همواره از دشمنی با آمریکا به‌عنوان ابزاری برای توجیه مشکلات داخلی استفاده کرده و این سیاست را بخشی از راهبرد کلی نظام دانسته است.

به همین دلیل، روحانی در سخنانش با اشاره تلویحی به خامنه‌ای هشدار داده که در صورت درگیری با اسرائیل، آمریکا نیز وارد میدان خواهد شد. او تاکید کرده است که باید محاسبات دقیقی انجام شود، زیرا در هرگونه رویارویی نظامی، آمریکا با تمام توان از اسرائیل حمایت خواهد کرد.

این هشدار روحانی در واقع تلاشی برای متقاعد کردن خامنه‌ای است که در تصمیم‌گیری‌های خود تحت تاثیر فرماندهان سپاه قرار نگیرد. او بر این باور است که فرماندهان سپاه در ارزیابی توانایی‌های نظامی ایران اغراق می‌کنند؛ همان‌گونه که در دوران جنگ ایران و عراق نیز تحلیل‌های آن‌ها درباره توانایی‌های خودشان و ارتش صدام با واقعیت هم‌خوانی نداشت. سقوط فاو در سال ۱۳۶۷ نمونه‌ای از برآوردهای اشتباه سپاه بود که باعث شد ادامه جنگ به ضرر ایران تمام شود.

اکنون نیز روحانی هشدار می‌دهد که درگیری با اسرائیل می‌تواند هزینه‌ای سنگین برای نظام در پی داشته باشد.

در کنار این مسائل، روحانی به پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام اشاره کرده و گفته است که از سال ۱۳۹۷ تاکنون، ایران سالانه دست‌کم ۱۰۰ میلیارد دلار ضرر کرده است. او این پرسش را مطرح کرده که آیا می‌توان این ضرر را جبران کرد و مشکلات اقتصادی را حل کرد؟ این سخنان در حقیقت حمله‌ای مستقیم به سیاست خارجی سپاه‌محور خامنه‌ای است که ایران را از مسیر تعامل بین‌المللی دور کرده است.

در همین راستا، برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی نیز تاثیر سیاست‌های آمریکا بر اقتصاد ایران را تایید کرده‌اند. یکی از مشاوران پزشکیان اخیرا گفته است که روی کار آمدن ترامپ به‌شدت بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته و بازار ارز را دچار آشفتگی کرده است.

این در حالی است که خامنه‌ای پیش‌تر ادعا کرده بود که سیاست‌های ترامپ «پشیزی ارزش ندارد» اما اکنون حتی مقامات جمهوری اسلامی نیز اذعان دارند که تحریم‌های آمریکا و سیاست‌های فشار حداکثری تاثیرات عمیقی بر اقتصاد ایران گذاشته است.

در این میان، نگرانی‌های بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای ایران نیز افزایش یافته است. وزیر خارجه اسرائیل هشدار داده است که کاهش احتمال موفقیت راه‌حل‌های دیپلماتیک ممکن است اسرائیل را مجبور به حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران کند.

وال‌استریت ژورنال نیز گزارش داده است که جمهوری اسلامی ظرف کمتر از یک ماه می‌تواند مواد لازم برای ساخت بمب اتمی را تامین کند.

آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در گزارش جدید خود که رویترز بخشی از آن را منتشر کرده، برآوردهای نگران کننده‌ای درباره حرکت جمهوری اسلامی به سوی غنی‌سازی تسلیحاتی داشته است.

با توجه به تمامی این تحولات، به نظر می‌رسد حسن روحانی در تلاش است تا به طرق مختلف به خامنه‌ای هشدار دهد که ورود به درگیری نظامی با اسرائیل می‌تواند به فروپاشی نظام منجر شود. انگیزه اصلی روحانی از این هشدارها نه دلسوزی برای مردم، بلکه نگرانی از سقوط جمهوری اسلامی است؛ نظامی که خود او سال‌ها یکی از ارکان امنیتی و اجرایی آن بوده است.

افزایش اختلافات در راس نظام درباره نحوه مواجهه با ترامپ و اسرائیل و نیز اختلافات مقامات بر سر سیاست‌های داخلی؛ در شرایطی که فشارهای خارجی رو به افزایش و نارضایتی داخلی رو به گسترش است، می‌تواند بقای نظام را با چالش اساسی روبه‌رو کند.

شکاف بین مقامات در چنین شرایطی ‌می‌تواند این شرایط را تشدید کند و منجر به یک سری از تصمیمات متناقض در سیاست داخلی و خارجی شود. یکی از دلایل سقوط حکومت‌های دیکتاتوری همین تناقض‌ها و تردیدها در تصمیمات، در اوج فشارهای خارجی و داخلی است.