جشنواره برلین؛ از خرس طلا برای عشقی ممنوع تا شهرزاد نهچندان قصهگو
هفتاد و پنجمین دوره جشنواره جهانی فیلم برلین، که پس از کن و ونیز، مهمترین جشنواره سینمایی جهان محسوب میشود، شنبه شب، چهارم اسفند به کار خود پایان داد، با خرس طلا برای یک عاشقانه کوچک نروژی و البته حضور کمرمق سینمای ایران.
جایزه خرس طلایی بهترین فیلم امسال نصیب فیلم «رویاها (سکس، عشق)» ساخته داگ یوهان هاگراد از نروژ شد؛ یک فیلم جمع و جور و متفاوت که جایزه فیپرشی (انجمن منتقدان بین المللی) را هم از آن خود کرد: داستان عشق یک دختر هفده ساله به معلم خود که در قالب خاطرات ادبی او روایت میشود و با فضایی صمیمی تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم همراه میکند؛ عشق ممنوعی که با انتظارات و قوانین اجتماعی سر سازگاری ندارد و فیلم بیپروا به نمایش این تناقض میپردازد و این میان به مضمون جذابی درباره مرز ادبیات و واقعیت هم میرسد، جایی که حالا والدین او باید به نوشته او به عنوان یک اثر ادبی نگاه کنند یا سندی بر یک عشق ممنوع که باید به پیگیری قضایی برسد؟
اما یک عاشقانه جذاب دیگر که در بخش مسابقه بود، «ماه آبی» نام داشت که به طرز عجیبی از جوایز دور ماند؛ ساخته فیلمساز تحسین شده ریچارد لینکلیتر که داستان نویسنده عاشقپیشه آثار موزیکال، لورنز هارت را روایت میکند که به تمامی در یک فضای متشنج داخلی در راهروها و کافه یک تالار روایت میشود و به طرز معجزهآسایی درونیات یک «دیوانه زیبایی» را با بازیهای شگفتانگیز بازیگران (به ویژه ایتن هاک) برای ما روایت میکند؛ یک ستایشگر زیبایی (به قول خودش «مست در زیبایی») که همه چیزش در عشق و دوست داشتن یک طرفه خلاصه میشود و البته تنهایی غمگینانه غریبی که تماشاگر را مسخ میکند.
اما داوران به ریاست تاد هینز، جایزه بزرگ جشنواره را به فیلم «ردپای آبی» ساخته گابریل ماساگارو از برزیل اهدا کردند و جایزه بهترین کارگردان هم به هو منگ برای فیلم «زیستن زمین» از چین رسید.
رادو جود فیلمساز جنجالی رومانیایی هم که خرس طلایی این جشنواره را در کارنامه دارد، جایزه بهترین فیلمنامه را برای جدیدترین اثرش به نام «کنتیننتال ۲۵» دریافت کرد؛ یک فیلم کمخرج تجربی دیگر که این بار داستان یک زن مجارستانیالاصل را در رومانی امروز روایت میکند و با نیش و کنایههای سیاسی/اجتماعی، اوضاع و احوال جهان امروز را به نقد میکشد.
دیگر غایب بزرگ جوایز امسال، فیلم آلمانی «ماریل چه میداند» ساخته فردریک هامبالک بود که در فضایی بسیار جذاب داستان دختری نوجوان را روایت میکند که پس از خوردن یک سیلی در مدرسه، حالا می تواند تمام اعمال پدر و مادرش را به شکل تلهپاتی ببیند و این سرآغاز دردسرهای زیادی است که این خانواده با آن روبرو میشود، از جمله مسئله دروغ در روابط زناشویی که از شکلی کمدی به روایتی تلخ و دردناک میرسد.
جایزه بهترین بازیگر جشنواره برلین حالا چند سالی است بدون در نظر گرفتن جنسیت بازیگر اهدا میشود، یعنی به جای دو جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن، این جشنواره در راستای اهداف اجتماعیاش، تنها یک جایزه به بهترین بازیگر میدهد. این جایزه امسال به رز بایرن برای فیلم «اگه پا داشتم بهت لگد میزدم» ساخته ماری برونستین رسید؛ یک فیلم دیدنی عمدتاً متکی بر کلوزآپ بازیگر اصلی که زمان پرهیاهو و ترسناکی از زندگی یک مادر را روایت میکند که با مشکلات متعدد روبروست؛ یک فیلم زنانه جذاب که به غایت تلخ است و تکاندهنده، اما سعی دارد در پایان با امید به پایان برسد.
شهرزاد نهچندان قصهگو
سینمای ایران در سالهای گذشته حضور پر رنگتری در جشنواره داشت و تقریباً هر سال سه چهار فیلم از سینماگران مهاجر ایرانی یا ساکن ایران در بخشهای مسابقه، پانوراما و فروم به نمایش درمیآمد، از جمله «کیک محبوب من» ساخته بهتاش صناعیها و مریم مقدم در بخش مسابقه سال گذشته که به یکی از محبوبترین فیلمهای سال بدل شد(در حالی که در ایران با برخورد قضایی روبروست).
امسال اما هیچ فیلمی از سینماگران ایرانی در بخش مسابقه پذیرفته نشد و تنها فیلم «هزار و یک فریم» ساخته مهرنوش علیا در بخش پانوراما نمایش داشت و فیلم «در بند» ساخته حسام اسلامی در بخش فیلمهای کوتاه.
«هزار و یک فریم» که به شکل زیرزمینی و بدون رعایت حجاب اجباری ساخته شده، به تمامی در داخل یک استودیو میگذرد، جایی که یک فیلمساز شناخته شده در پشت دوربین نشسته و در حال گرفتن تست از دختران نوجوان و جوان برای بازی در فیلم آینده او درباره شهرزاد قصهگو و داستان هزار و یک شب است. فیلم در فضایی شبیه به «سلام سینما» ساخته محسن مخملباف، بیش از آن که بتواند در دل شخصیتها و وضعیت اجتماعی ایران امروز دقیق شود، درباره سوء استفاده از قدرت مردانه حرف میزند و سعی دارد در فضایی شبهرئالیستی به موضوعی باب روز بپردازد، اما ویژگیهای ایرانی اثر رفتهرفته کمرنگتر میشوند و فیلمساز چه در فرم و چه در محتوا درگیر محدودیتهایی میشود که در نهایت توان غلبه بر آنها را ندارد.