علی شکوریراد، حسین کروبی، جواد امام، آذر منصوری و چند عضو دیگر جبهه اصلاحات دستگیر شدند
محمد جلیلیان، وکیل دادگستری، اعلام کرد حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، پس از احضار به دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شد. چند چهره اصلاحطلب از جمله آذر منصوری، رییس جبهه اصلاحات ایران، علی شکوریراد، جواد امام، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده نیز بازداشت و شماری دیگر احضار شدند.
علی شکوریراد، حسین کروبی، جواد امام، آذر منصوری و چند عضو دیگر جبهه اصلاحات دستگیر شدند | ایران اینترنشنال
رسانهها در ایران دوشنبه ۲۰ بهمن نوشتند جواد امام، دبیرکل «مجمع ایثارگران»، در منزل خود دستگیر شده است.
به گفته وکیل مدافع امام، ماموران پس از «بازرسی کل منزل»، او را با خود بردند.
۱۹ بهمن نیز کانال تلگرامی امتداد گزارش داد آذر منصوری در منزل خود در قرچک ورامین از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از بازداشت منصوری، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده از سوی نهادهای امنیتی و قضایی خبر داد و اعلام کرد اتهام این افراد شامل «هدفگیری انسجام ملی»، «موضعگیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» است.
همزمان قربان بهزادیاننژاد، مشاور میرحسین موسوی و از امضاکنندگان بیانیه موسوم به «۱۷ تن»، نیز بازداشت شد.
۱۷ فعال مدنی و سیاسی در بیانیه مشترک خود، گذار صلحآمیز از جمهوری اسلامی را «ضرورتی غیرقابل سرکوب» خواندند و با حمایت از اعتراضات سراسری، بر حق مردم ایران برای آزادی، عدالت و حاکمیت بر سرنوشت خود تاکید کردند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، ۲۰ بهمن نوشت که احکام پروندههای قضایی شکوریراد، بهزادیاننژاد و کروبی که از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شده بود، به اجرا درآمد: «با دستور مقام قضایی، محکومان مورد اشاره طی روزهای اخیر بازداشت و برای تحمل حبس، به زندان معرفی شدند.»
میزان توضیحی درباره جزییات این پروندهها که اکنون حکمشان به اجرا گذاشته شده، نداده است.
بیخبری از محل نگهداری بازداشتشدگان
حجت کرمانی، وکیل منصوری، در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا درباره بازداشت موکلش گفت که او از سوی ضابطان قضایی بازداشت شده است.
کرمانی افزود دلیل بازداشت موکلش هنوز اعلام نشده است.
او افزود: «هنوز نمیدانیم ایشان به کجا منتقل شده و پس از بازداشت نیز تماسی نداشته است.»
کرمانی همچنین گفت به نظر نمیرسد این بازداشت به پرونده پیشین مربوط به بیانیه جبهه اصلاحات پس از جنگ ۱۲ روزه مرتبط باشد.
منصوری هفتم بهمن در پیامی انزجار و خشم خود را از کسانی که به گفته او «جوانان را بیرحمانه به خاک و خون کشیدند» اعلام کرد.
پیشتر عبدالله مومنی، مهدی محمودیان و ویدا ربانی، از امضاکنندگان بیانیه موسوم به ۱۷ نفر، در هفتم بهمن بازداشت شدند.
محمودیان پس از سرکوب خونین انقلاب ایرانیان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت کشور به «ماتمکده» تبدیل شده است.
حمیدرضا امیری، همسر ربانی، ۱۸ بهمن از شرایط همسرش در زندان تنکابن اطلاع داد. او در صفحه ایکس خود نوشت ربانی بهدلیل نپذیرفتن حجاب اجباری «به شدت» مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.
موضعگیری دادستانی تهران
دادستانی تهران نیز همزمان از اعلام جرم علیه برخی عناصر سیاسی به اتهام فعالیت به نفع اسرائیل و آمریکا خبر داد.
این نهاد اعلام کرد چهار نفر بازداشت و تعدادی احضار شدهاند. مقامهای قضایی این افراد را متهم به تلاش برای بر هم زدن اوضاع سیاسی و تخریب انسجام ملی کردهاند.
همچنین ماموران سپاه پاسداران با مراجعه به محل سکونت محسن آرمین، نایب رییس، و بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات، از آنها خواستند سهشنبه ۲۱ بهمن به دادسرای امنیت مراجعه کنند.
از سوی دیگر، فرج کمیجانی، عضو هیات رییسه جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل «مجمع فرهنگیان ایران اسلامی» از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران احضار شد.
این احضارها و بازداشتها در حالی رخ داده است که شکوریراد، از چهرههای جریان اصلاحطلب، ۱۸ بهمن، روایت رسمی حاکمیت از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی را رد.
او تاکید کرد کشتهسازی از نیروهای بسیجی و سپاهی، پروژه حکومتی برای سرکوب است و نه او و نه مردم باور نمیکنند این کارها را موساد انجام داده باشد.
او در سخنانی که در نشست «معاونین ستاد مسعود پزشکیان» مطرح شد و فایل صوتی آن در کانال تلگرامی جمهوریت انتشار یافت، با اشاره به انباشت طولانیمدت نارضایتیهای اجتماعی، از اعتراضات بازنشستگان، معلمان و کارگران تا گسترش نارضایتی عمومی، تاکید کرد وقوع چنین اعتراضاتی قابل پیشبینی بود.
شکوریراد با اشاره به تظاهرات در ۴۰۰ شهر ایران اضافه کرد: «اصلاحطلبان، اصولگرایان و نهادهای امنیتی، تصور نمیکردند که این میزان به فراخوان (شاهزاده) رضا پهلوی پاسخ داده شود.»
شورای سردبیری ایران اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
نشریه فوربز گزارش داد برخلاف اظهارات مقامهای حکومت ایران درباره ماهیت «دفاعی» و «بازدارنده» برنامه موشکی، جمهوری اسلامی بارها از موشکهای بالستیک خود برای انجام حملات، بیثباتسازی و ایجاد رعب و وحشت در منطقه استفاده کرده است.
فوربز دوشنبه ۲۰ بهمن نوشت جمهوری اسلامی علاوه بر بهکارگیری موشکهای بالستیک در رویارویی مستقیم با اسرائیل طی دو سال گذشته، این نوع موشکها یا قطعات آنها را در اختیار نیروهای نیابتی خود در منطقه، از جمله حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراق، قرار داده است.
افزون بر این، حکومت ایران در کنار ارسال هزاران پهپاد شاهد به روسیه برای حمله به اوکراین، اقدام به انتقال موشکهای بالستیک کوتاهبرد به این کشور نیز کرده است.
بر اساس گزارشها، تهران از اکتبر ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۲.۷ میلیارد دلار موشک بالستیک و موشک زمینبههوا به مسکو فروخته است.
با این حال، برخلاف پهپادهای شاهد، نهادهای اطلاعاتی اوکراین تاکنون نشانهای از استفاده روسیه از موشکهای بالستیک کوتاهبرد ایران در جنگ اوکراین مشاهده نکردهاند.
در روزهای اخیر، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه باعث شده گمانهزنیها درباره آینده مذاکرات تهران و واشینگتن شدت بگیرد.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون بارها تاکید کردهاند تنها حاضر به گفتوگو درباره پرونده هستهای هستند و برنامه موشکی خود را غیرقابل مذاکره میدانند.
اسرائیل در مقابل تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی باشد.
فوربز در ادامه نوشت این گزاره که تهران موشکها را صرفا برای دفاع یا حفظ بازدارندگی در اختیار دارد، با بسیاری از اقدامات حکومت ایران از سال ۲۰۱۵ به بعد در تضاد است.
در ژوئن ۲۰۱۷، جمهوری اسلامی در واکنش به حمله مرگبار داعش به تهران، چندین موشک به شرق سوریه شلیک کرد.
در اکتبر ۲۰۱۸ نیز پس از حمله داعش به اهواز، عملیات موشکی مشابهی علیه همان منطقه انجام شد.
به گزارش فوربز، میتوان دو عملیات علیه اهداف داعش در سوریه را «اقداماتی تلافیجویانه و تا حدی قابل توجیه» دانست، اما حمله موشکی جمهوری اسلامی به مواضع گروههای مخالف کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق در سپتامبر ۲۰۱۸ را نمیتوان به هیچ وجه «دفاع از خود» نامید.
این نشریه افزود حمله به اقلیم کردستان نه در پاسخ به اقدام نظامی خاصی بود و نه با هدف پیشگیری از حملهای قریبالوقوع انجام شد.
در اواخر سال ۲۰۲۲ و همزمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، جمهوری اسلامی دستکم ۷۰ موشک بالستیک و پهپاد به مواضع گروههای کرد در اقلیم کردستان عراق شلیک کرد.
۱۳ مارس ۲۰۲۲، سپاه پاسداران با چند موشک بالستیک خانه یک تاجر در اربیل را هدف گرفت. این حمله تلفات جانی نداشت.
۱۵ ژانویه ۲۰۲۴، سپاه بار دیگر اربیل را هدف قرار داد و با انهدام خانه یک تاجر شناختهشده، او و شماری از اعضای خانوادهاش را کشت.
هرچند تهران اعلام کرد این حملات مراکز اطلاعاتی اسرائیل را هدف گرفته بودند، بررسیها نشان داد این ادعا واقعیت ندارد.
فوربز ادامه داد: «در هر دو مورد، سپاه پاسداران از موشکهای بالستیک علیه منافع تجاری رقیب استفاده کرده بود؛ کاربردی کاملا بیسابقه برای چنین تسلیحاتی.»
حکومت ایران ژانویه ۲۰۲۴ در حملهای موشکی و پهپادی به آنچه «دو مقر گروهک جیشالعدل» در استان بلوچستان پاکستان توصیف کرد، این منطقه را هدف قرار داد؛ اقدامی که با واکنش متقابل اسلامآباد روبهرو شد.
رویارویی با اسرائیل
جمهوری اسلامی ۱۳ آوریل ۲۰۲۴ برای نخستین بار بهصورت مستقیم اسرائیل را با ترکیبی از موشک و پهپاد هدف گرفت. در دومین حمله مستقیم به اسرائیل در اول اکتبر ۲۰۲۴، حکومت ایران صرفا از موشکهای بالستیک استفاده کرد.
همچنین در جریان جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی برای حمله به اسرائیل عمدتا بر موشکهای بالستیک تکیه داشت.
پس از پایان جنگ، مقامهای جمهوری اسلامی بر توسعه برنامه موشکی خود تاکید کردند و حتی گفتند حکومت از توانایی شلیک همزمان دو هزار موشک به سوی اسرائیل برخوردار است.
این رقم حدود چهار برابر تعداد موشکهایی است که ایران در کل جنگ ۱۲ روزه شلیک کرد.
فوربز در پایان نوشت پافشاری مداوم مقامهای جمهوری اسلامی بر «دفاعی» و «بازدارنده» بودن موشکها، بهویژه با توجه به استفاده مکرر از آنها علیه اقلیم کردستان عراق، با واقعیت همخوانی ندارد.
این نشریه افزود بهسختی میتوان کشوری دیگر را یافت که تا این اندازه به موشکهای بالستیک بهعنوان جایگزین توان نظامی متعارف وابسته باشد و همزمان با کوچکترین تحریک به استفاده از آنها متوسل شود.
جی. کی. رولینگ، خالق داستانهای مشهور هری پاتر، کشته شدن سینا اشکبوسی، نوجوان ۱۷سالهای که طرفدار کتابهای او بود، را تسلیت گفت. یک کاربر در ایکس، رولینگ را خطاب قرار داد و نوشت سینا از آن دسته طرفداران واقعی هری پاتر بود که به جادو باور داشتند، چون «دنیا به آن نیاز دارد».
این کاربر یادآوری کرد که برای تولد ۱۷ سالگی سینا نامهای از مدرسه «هاگوارتز» آوردند، او را به کافهای در تهران بردند، سینا کلاه گروهبندی را روی سرش گذاشت، ردای «اسلیترین» و شال سبز پوشید و با چوبدستی در دست، شمعهای تولدش را فوت کرد.
سینا چند روز بعد، در ۱۸ دی، در منطقه تهرانپارس هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
رولینگ در واکنش به این پست ایکس نوشت: «صمیمانهترین تسلیتهایم را به همه کسانی تقدیم میکنم که سینا را دوست داشتند.»
نویسنده هری پاتر پیشتر در جریان انقلاب ملی ایرانیان، حمایت خود را از معترضان ایرانی اعلام کرده بود.
اظهارات اخیر علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی، درباره «تعلق» نشان شیر و خورشید به جمهوری اسلامی موجی از واکنشها و انتقادها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
روزنامه سازندگی، وابسته به حزب کارگزاران، دوشنبه ۲۰ بهمن عکس صفحه نخست خود را به نشان شیر و خورشید اختصاص داد و در مطلبی با عنوان «هم ملی، هم مذهبی»، به ریشههای این نماد در تاریخ و فرهنگ ایران پرداخت.
بر اساس این گزارش، نشان شیر و خورشید پیشینهای کهن در تاریخ تمدن ایران و خاورمیانه دارد و قدیمیترین شواهد مکتوب و قابل استناد از حضور این نماد بر روی پرچم ایران به «اواسط قرن پانزدهم میلادی» بازمیگردد.
در سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت روحالله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شیر و خورشید را نمادی «شاهنشاهی و طاغوتی» میدانست و بر «حذف کامل» آن از ساختار رسمی حاکمیت تاکید داشت.
به گزارش فارس، خمینی اسفند ۱۳۵۷ گفت: «از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود. عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود.»
رویکرد خصمانه مقامهای حکومت نسبت به نمادهای ملی در سراسر دوران حاکمیت جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته ادامه داشته است.
با این حال، از آغاز انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، نشانهای هویت ملی مانند پرچم شیر و خورشید به نمادهایی برجسته در میان معترضان بدل شدهاند و شمار زیادی از شهروندان در داخل و خارج کشور آنها را در تجمعها و اعتراضات ضدحکومتی به همراه دارند.
۱۹ بهمن، صالحی که پیشتر بین سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ وزیر خارجه بود، شیر و خورشید را «متعلق به جمهوری اسلامی» دانست و گفت این نماد «ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دارد»، اما «دیگران از آن استفاده میکنند».
کاربران شبکههای اجتماعی: رویکرد فریبکارانه حکومت ناکام خواهد ماند
در پی سخنان صالحی، کاربران شبکههای اجتماعی جمهوری اسلامی را به تلاش برای «مصادره» نمادهای ملی متهم کردند و گفتند رویکرد فریبکارانه حکومت راه به جایی نخواهد برد.
کاربری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شما هرگز نخواهید توانست شیر و خورشید را مصادره کنید؛ چرا که شیر ایرانی و شمشیر ایرانی و پیوند این دو قدمتی بیشتر از موجودیت ننگین شما دارد.»
کاربر دیگری خطاب به مقامهای حکومت نوشت: «هماکنون شاهد سقوط جمهوری اسلامی هستید. همیشه به این فکر میکردم که روزی میرسد که از ترس، دست به [دامان] ملیگرایی و استفاده از نمادهای ملی شوید. حالا هم که ادعای مالکیت بر شیر و خورشید میکنید.»
یک کاربر با نام «سعید» گفت: «به چنان دریوزگی افتادهاند که برای تخریب سمبل کهن شیر و خورشید رسما پروژه مصادره آن را راه انداختهاند. خودشان بهتر از هر کسی میدانند جمهوری اسلامی تا چه سطحی منفور است، برای همین تلاش میکنند این نماد باستانی را در ناخودآگاه ذهن جمعی به سیستم فاسد و متعفن خودشان سنجاق کنند.»
او افزود: «خیال میکنند با آلودن یک سمبل میتوانند تاریخ راستین ایرانزمین را همچون حکومتشان لجنمال کنند... شما میگذرید و نابود میشوید، اما هویت ایرانی پاینده خواهد ماند.»
تظاهرات ایرانیان در حمایت از انقلاب ملی، وین اتریش، ۲۸ دی
برخلاف رویکرد همیشگی جمهوری اسلامی در مخالفت با نمادهای ملی، رویکرد حکومت در جریان جنگ ۱۲ روزه و زیر آتش حملات اسرائیل ناگهان تغییر کرد و مقامات و حامیان جمهوریاسلامی پای مفاهیم و نمادهای ملی و میهنی را وسط کشیدند.
این در حالی است که در سرود رسمی جمهوری اسلامی حتی یک بار نام ایران برده نشده و در قانون اساسی نیز نام ایران زیر سایه اسلام قرار دارد.
پیشتر ۳۴۰ تن از ایرانیان زرتشتی در بیانیهای ضمن حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی، درفش شیر و خورشید را «نماد تداوم تاریخی، حاکمیت ملی و پیوند ایران امروز با ایران کهن و ایران آینده» دانستند و خواستار همبستگی حول آن شدند.
براساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران اینترنشنال، جمهوری اسلامی برای ساکتکردن زنان فوتبالیستی که قصد همراهی با انقلاب ملی ایرانیان را دارند، از شدیدترین ابزارهای سرکوب استفاده میکند.
این اطلاعات حاکی است که در کنار تهدید خانوادهها و نزدیکان بازیکنان، محرومیت از بازی، کسر قرارداد و همچنین تطمیع برخی افراد برای کنترل همتیمیهای خود، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اکنون بازیکنان زن را به برخوردهای قضایی و احکام حبس طولانیمدت تهدید میکنند.
همزمان، مدیران فدراسیون فوتبال نیز در همراهی با روند سرکوب، به بازیکنانی که نسبت به کشتار دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی واکنش نشان میدهند، هشدار دادهاند با محرومیت چندساله از فعالیت حرفهای در فوتبال مواجه خواهند شد.
پیش از این، زهرا علیزاده، ملیپوش گلگهر سیرجان، بهعنوان نخستین ورزشکار از تیم ملی خداحافظی کرد و پس از آن کوثر کمالی، بازیکن ایستا، و نیلوفر میرکریمی، داور فوتسال، دیگر زنانی بودند که از تیم ملی و داوری زیر نظر فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی کنارهگیری کردند.
روزنامه شرق نوشت بر اساس برخی گزارشها، در پی گسترش فضای ناامنی، اضطراب و بیثباتی در کشور، میزان حضور دانشآموزان در مدارس کاهش پیدا کرده است.
در این مطلب که دوشنبه ۲۰ بهمن منتشر شد، آمده است بهدنبال «موج تازه اعتراضات، سختگیریها و افزایش محدودیتها، و گسترش نگرانیها درباره احتمال درگیریهای خارجی» در روزهای اخیر «ترس و بیاعتمادی درباره امنیت فضاهای آموزشی» به یکی از نگرانیهای جدی خانوادههای ایرانی تبدیل شده است.
مادر یکی از دانشآموزان دوره متوسطه اول در مصاحبه با شرق گفت: «الان اولویت ما حفظ جان بچهمان است. درسش اگر عقب بیفتد، شاید جبران شود، اما جانش که برنمیگردد... در محله ما، خیلیها بچههایشان را به مدرسه نمیفرستند. با هم صحبت میکنیم، میبینیم تقریبا همه همین نگرانی را دارند.»
او با اشاره به نبود ثبات آموزشی، تعطیلیهای پیاپی و آموزش مجازی ناکارآمد در سال تحصیلی جاری ادامه داد: «تعداد روزهایی که بچهها واقعا درستوحسابی درس خواندهاند، خیلی کم بوده. یا تعطیل بوده، یا مجازی بیکیفیت، یا کلاس نصفه برگزار شده است... بچه خودش هم دیگر انگیزهای ندارد. وقتی میبیند کلاسها مرتب تعطیل میشود، کمکم بیتفاوت میشود.»
۱۹ بهمن، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
این تشکل تاکید کرد نیمکتهای خالی در مدارس یادآور جنایات جمهوری اسلامی و سیاستی هستند که «کودک را از کلاس به گورستان فرستاد».
گزارشها همچنین از بازداشت خشن کودکان و نوجوانان در جریان اعتراضات اخیر و بیخبری مطلق خانوادهها از وضعیت آنان حکایت دارند.
مادر یک دانشآموز دوره متوسطه در مصاحبه با شرق به شرایط نابهسامان کشور اشاره کرد و گفت: «الان واقعا اولویتم درسخواندن بچه نیست، حفظ جانش است. تمام مدتی که مدرسه است، من نگرانم. ترجیح میدهم جلوی چشم خودم باشد. وقتی مدرسه میرود، ذهنم آرام نمیگیرد. مدام فکر میکنم اگر اتفاقی بیفتد چه؟»
یک دانشآموز دختر مقطع متوسطه نیز کیفیت آموزش در مدارس را مورد انتقاد قرار داد: «رفتن یا نرفتن ما به مدرسه خیلی فرق نمیکند. نظام آموزشی آنقدر ضعیف شده و خیلی از معلمها آنقدر بیکیفیت درس میدهند که حضور ما تاثیر خاصی ندارد.»
او از بیتفاوتی مدرسه نسبت به حضور یا عدم دانشآموزان خبر داد و افزود: «دوران اعتکاف، مدرسه گفت بروید توی سامانه ثبت کنید که اعتکاف هستید، ما کاری نداریم واقعا رفتید یا نه. یعنی مهم نبود حضور داریم یا نداریم. خودشان هم ترجیح میدهند خیلی پیگیر نباشند.»
شرق در ادامه با استناد به گزارش معاونت راهبردی ریاستجمهوری و نتایج آزمونهای بینالمللی تیمز و پرلز نوشت حدود ۴۰ درصد دانشآموزان ایرانی حتی به حداقل سطح یادگیری دست پیدا نمیکنند و بیش از ۷۰ درصد آنها عملکردی پایینتر از میانگین جهانی دارند.
بر اساس این گزارش، وضعیت موجود بیانگر گسترش «فقر یادگیری» و افت فزاینده کیفیت آموزش در کشور است.
۱۹ بهمن، روزنامه پیام ما نوشت بحرانهای پیاپی حوزههای مختلف کشور را تحت تاثیر قرار داده و تعطیلیهای مکرر مدارس اکنون به نمادی از «بیثباتی در جامعه» تبدیل شده است.
پیام ما افزود پیامدهای تعطیلی مدارس از مساله آموزش فراتر رفته و اکنون «پای تجربهای از زندگی در نگرانی، خستگی و نارضایتی دائمی در میان است».
پیشتر در فروردینماه، علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش، اذعان کرد تعطیلیهای مکرر مدارس در ایران بر کیفیت یادگیری دانشآموزان تاثیر منفی گذاشته است.